راهنمای تهيه محلول غذايی برای کشت هيدروپونيک

 احتياجات غذايي گياه و انواع محلول هاي غذايي (خصوصيات يک محلول غذايي مناسب)

فرمول هاي غذايي متعددي براي کشت هيدروپونيک وجود دارد که بيش از ۴۰ سال بر روي آنها تحقيق و مطالعه شده است.بعضي از اين محلولها براي گياهان خاصي طراحي شده اند ولي بعضي نيز براي تمام گياهاني که در کشت هيدروپونيک استفاده مي شوند بکار مي روند. براي رشد گياهان در کشت هيدروپونيک بايد مقدار عناصر مختلف در يک رنج مشخص حفظ شوند که اين کار نياز به آزمايش مرتب محلول غذايي دارد. در کشت هيدروپونيک اشتباهات را به سختي مي توان جبران کرد زيرا در اين روش هر عنصر اثر خود را به سرعت نمايان مي کند. بنابراين بايد دقت زيادي در انتخاب يا ساخت محلول غذايي بکار برد.

ميانگين عناصري که در يک محلول غذايي مناسب وجود دارد

عنصر

مقدار بر حسب PPM
نيتروژن(شکل نيترات) ۷۰-۳۰۰
نيتروژن(شکل آمونيوم) ۰-۳۱
پتاسيم ۲۰۰-۴۰۰
فسفر ۳۰-۹۰
کلسيم ۱۵۰-۴۰۰
گوگرد ۶۰-۳۳۰
منيزيم ۲۵-۷۵
آهن ۰٫۵-۵٫۰
بر ۰٫۱-۱٫۰
منگنز ۰٫۱-۱٫۰
روي ۰٫۰۲-۰٫۲
موليبدن ۰٫۰۱-۰٫۱
مس ۰٫۰۲-۰٫۲


آزمايشها نشان مي دهد که هر يک از عناصر مورد نياز گياه کار بخصوصي در رشد گياه انجام مي دهد. بنابراين شناخت نقش عناصر و علائم کمبود و زيادي آنها براي کنترل تغييرات محلول الزامي است .

عناصر اصلي و مهم

نيتروژن:
نيتروژن يکي از اجزاي موجود در پروتئين است که به صورت غذا در گياه ذخيره مي شود. نيتروژن معمولا در بخشهاي ديگري از سلول مثل کلروفيل و همچنين در ساختار آمينو اسيدها نيز وجود دارد.
علائم کمبود: روشن تر شدن قسمتهاي سبز گياه – تغيير رنگ برگهاي پير به رنگ سبز روشن و علائم شديدتر رنگ برگ به زردي مي گرايد و سرانجام موجب مرگ برگ مي شود.
علائم زيادي: افزايش نيتروژن باعث توليد گياه پر آب و ضخيم و در نتيجه تغيير رنگ شاخ و برگ به رنگ سبز تيره مي شود. همچنين گياه نسبت به بيماريها و آفات حساسيت زيادي پيدا مي کند.افزايش نيتروژن در محصولات ميوه اي باعث آسيب شکوفه و گل مي شود و کيفيت محصول را کاهش مي دهد.
بهترين ميزان براي يونهاي نيترات ۷۵% و براي آمونيوم۲۵% مي باشد. در سيستم هاي چرخه اي ۵% آمونيوم از کل نيتروژن کافي است ولي در سيستم هاي غير چرخه اي يک درصد بيشتري احتياج است.
افزايش غلضت نيترات باعث کاهش تعداد تارهاي کشنده ريشه نيز مي شود. اگر منبع اصلي تامين نيتروژن آمونيوم با شد مي تواند گياه را مسموم کند. آثار اين مسموميت در ساقه و برگها توسعه پيدا مي کند و برگها به صورت پياله ظاهر مي شوند و همچنين بافت هاي آوندي خراب مي شوند. آمونيوم مانع از عملکرد کلسيم، که براي نگهداري ديواره سلولي لازم است مي شود در نتيجه گياه پژمرده مي شود. اگر شاخه هاي مبتلا شده را از وسط ستون ريشه اي ببريم يک محيط سياه و فاسد از بافت پيوندي را مشاهده مي کنيم.
غلظت نيتروژن در اکثر فرمولهاي محلول غذايي بين ۱۰۰ تا ۲۰۰ mg/l است و نسبت نيترات به آمونيوم در حدود ۳ يا ۴ به ۱ است .
منابع نيتروژن عبارتند از : منو يا دي هيدروژن فسفات آمونيوم به عنوان معمولي ترين منبع تهيه آمونيوم مي باشد. ولي در کل از نيترات کلسيم ، نيترات پتاسيم و اسيد نيتريک براي تهيه نيترات و از نيترات آمونيوم براي تهيه آمونيوم استفاده مي شود .

فسفر:
ميزان فسفر در گياهان از ۲/۰ تا ۵/۰ درصد در ماده خشک تغيير مي کند.
علائم کمبود: اولين علامت کمبود در رشد ديده مي شود و سپس برگهاي پيرتر به رنگ زرشکي سير(ارغواني) تبديل مي شوند.
علائم زيادي: اگر از ۱% در ماده خشک بيشتر باشد باعث مسموميت فسفر مي شود. مسموميت فسفر بر روي ساير عناصر مانند آهن، منگنز و روي تاثير مي گذارد.
غلظت فسفر در محلول غذایی: در اکثر فرمولهاي غذايي غلظت فسفر بين ۳۰ تا ۵۰ mg/l مي باشد. شکل فسفر در محلول غذايي به صورت منو يا دي هيدروژن فسفات است.

پتاسيم:
ميزان پتاسيم در گياه ۲۵/۱ تا ۳ درصد در ماده خشک تغيير مي کند.
علائم کمبود: کاهش رشد و کلورز حاشيه اي. علائم کمبود پتاسيم مانند سوختگي برگ است به صورتي که در کنار برگها بيشتر است. در اکثر فرمولهاي محلول غذايي غلظت پتاسيم در حدود ۲۰۰ mg/l و به صورت کاتيون است.
منابع تهيه پتاسيم: نيترات پتاسيم – سولفات پتاسيم يا کلريد پتاسيم

کلسيم:
ميزان کلسيم در گياهان در حدود ۵/۰ تا۲% در ماده خشک است.
علائم کمبود: کمبود کلسيم به صورتي است که برگها به رنگ قهوه اي و يا سياه ظاهر مي شوند و حاشيه برگها نيز در هم فرو مي روند. يکي ديگر از تاثيرهاي کمبود کلسيم مرگ و پوسيدگي شکوفه و گل است.
علائم زيادي: باعث کمبود کاتيونهاي مهم مثل پتاسيم و منيزيم مي شود. غلظت کلسيم در اکثر محلول هاي غذايي در حدود ۲۰۰ mg/l مي باشد.
مهمترين منابع تهيه کلسيم در محلول غذايي نيترات کلسيم مي باشد. در صورتي که حلاليت در آب کم باشد مي توان از سولفات کلسيم به عنوان يک منبع تکميلي استفاده کرد.

منيزيم:
ميزان منيزيم در گياه بايد حدود ۵/۰ تا ۲/۰ درصد باشد. منيزيم در ساختار کلروفيل موجود است.
علائم کمبود: کلروز داخلي برگهاي پير. غلظت منيزيم حدود ۵۰ mg/l و به شکل +mg2 در محلول غذايي است. منبع تهيه منيزيم سولفات منيزيم است.

گوگرد:
حجم گوگرد در گياهان در حدود ۱۵/۰ تا ۵/۰ درصد در ماده خشک است.
علائم کمبود گوگرد شبيه نيتروژن است به صورتي که تمام گياه به رنگ سيز روشن تغيير مي کند. غلظت گوگرد در بيشتر محلول هاي غذايي ۵۰ mg/l به صورت so42 است. نمک هاي سولفات پتاسيم، منيزيم و آمونيوم از مهمترين منابع تهيه گوگرد است.

عناصر کم مصرف

بر:
غلظت مناسب بر در حدود ۵۰ تا ۱۰ mg/l در ماده خشک است.
علائم کمبود: کاهش رشد و آسيب قسمتهاي فوقاني گياه و ريشه
علائم زيادي : بي رنگي و لکه دار شدن حاشيه برگها و همچنين مرگ حاشيه برگها
غلظت بر در انواع محلولهاي غذايي در حدود ۳/۰ mg/l مي باشد. اسيد بوريک يکي از منابع تهيه بر است.

کلر:
غلظت کلر در برگها حدود ۱۵/۰ درصد است. ميزان بيش از ۱/۰ براي اکثر ميوه جات زياد خواهد بود.
علائم کمبود: ازدياد نمک در محيط – علائم مسموميت سوختگي برگها يا حاشيه آنها و همچنين زردي بي موقع برگها است.
برخي از منابع تامين کلر عبارتند از : کلريد پتاسيم يا کلريد کلسيم – اگر غلظت کلر در محلول زياد باشد مانع از جذب يونهاي ديگر مانند نيترات مي شود.

مس:
ميزان مطلوب مس در حدود ۱۰ تا ۲ mg/l در (ppm) ماده خشک است. مس در فتوسنتز و همچنين در ترکيب پروتئين کلروپلاست نقش دارد. مس بعنوان يک آنزيم فعال کننده شناخته مي شود.
علائم کمبود: توقف رشد گياهان و کلروز برگهاي پير از علائم کمبود مس است . همچنين در رشد محصولات ميوه اي  تاثير مي گذارد و محصولات آنها از حالت طبيعي کوچکتر هستند.
غلظت مطلوب در محلول غذايي ۰۰۱/۰ تا ۰۱/۰  mg/l مي باشد. ميزان بيشتر از ۴ mg/l در محلول غذايي باعثشيوع بيماري هاي قارچي مي شود.
منبع تهيه مس سولفات مس مي باشد.

آهن:
ميزان مناسب آهن در اکثر محصولات حدود ۵۰ تا ۱۰۰ mg/l در (ppm) ماده خشک است.
علائم کمبود: کم شدن رنگ سبز گياه بدليل کاهش کلروفيل. تفاوت علائم کمبود آهن با منيزيم در اين است که کمبود آهن ابتدا در برگهاي جوان ظاهر مي شود ولي منيزيم در برگهاي پير زودتر مشاهده مي شود.
منابع تهيه:FeEDTA به عنوان معمولي ترين منبع و آهن هاي ديگر به صورت مرکب هستند. مثل سولفات آهن، فسفات آهن که شکل هاي غير آلي آهن هستند و سيترات آهن و تارتارات آهن که دو شکل آلي آهن هستند.

منگنز:
ميزان مطلوب منگنز در ميوه جات حدود ۱۰۰ تا ۲۰ mg/l در (ppm) ماده خشک است.
علائم کمبود: در برگهاي جوان به شکل يک کلروز داخلي و مياني نمايان مي شود.
علائم زيادي: به صورت نقاط قهوه اي در بعضي از برگهاي پير و يا لکه هاي سياه رنگ روي شاخه و ميوه ظاهر مي شود.اين علائم در کمبود آهن نيز مشاهده مي شوند که براي اطمينان يک تجزيه گياهي لازم است.
غلظت منگنز در حدود ۵/۰ تا ۱ mg/l در (ppm) در گياه وجود دارد و براي تهيه آن از سولفات منگنز استفاده مي شود.

موليبدن:
موليبدن در حدود ۵/۰ تا ۱ mg/l در (ppm) در گياه وجود دارد.
موليبدن يک ترکيب مهم در دو آنزيم است. آنزيم تثبيت نيتروژن و احياء يون نيترات.
علائم کمبود: اين علائم شبيه کمبود نيتروژن است و رشد و نمو گل کم مي شود.افتادگي گل کلم يکي از نمونه هاي کمبود موليبدن است.
در بيشتر فرمولهای محلول غذایی غلظت آن حدود ۵/۰ mg/l در (ppm) و به شکل آنيون MoO42 در محلول موجود است.
منبع تهيه: موليبدات آمونيوم

روي:
غلظت آن۵۰ تا ۵ mg/l در (ppm) در ماده خشک موجود است.
علائم کمبود: شبيه يک کلروز داخلي در برگهاي تازه يافت مي شود و باعث شکستگي و پارگي بعضي از برگها مي شود. زيادي روي باعث کمبود آهن مي شود.
غلظت در محلول غذايي: در بيشتر فرمولهاي غذايي ميزان آن ۰۵/۰ mg/l در (ppm) و به صورت کاتيون دو ظرفيتي است.
منبع تهيه : سولفات روي

مخلوط کردن مواد و ساخت محلول:
شما مي توانيد اين مواد را جداگانه تهيه کنيد و طبق نسبت هاي موجود با هم مخلوط کنيد. قبل از مخلوط مواد به چند نکته توجه کنيد.
به وزن و اندازه مواد غذايي دقت کنيد.
مواد غذايي را در ظروف جداگانه قرار دهيد تا از تناسب آنها مطمئن شويد.
مواد را يکباره با هم مخلوط نکنيد و پس از مخلوط کردن آنها را دوباره بسنجيد.
دقت محلول بايد حدود ۵% باشد.
هنگامي که از تناسب مواد مطمئن شديد آنها را در آب بريزيد و آنها را در آب به خوبي مخلوط کنيد و ظرف را به شدت تکان دهيد.
بهتر است براي مخلوط کردن مواد  از آب گرم استفاده کنيد.

تفاوت سيستم هاي کشت:
دو نوع روش کشت هيدروپونيک وجود دارد که هر کدام احتياج به مديريت خاصي دارد. در سيستم باز محلول غذايي فقط يکبار بکار مي رود ولي در سيستم بسته محلول بصورت پيوسته و چرخه اي مي باشد.

کيفيت آب:
کيفيت آب مهمترين مساله در تهيه محلول مناسب است. آبي که داراي مصارف خانگي و کشاورزي است حتما بايد آزمايش شود و سپس مورد استفاده قرار گيرد. زيرا ممکن است اين آبها داراي موادي باشند که در رشد گياه تاثير بگذارند. آب سطحي ممکن است شامل ميکروارگانيسم هاي بيماري زا يا جلبک ها باشد. اين عوامل مشکلاتي در سيستم هاي کشت بوجود مي آورند مثلا جلبک ها باعث انسداد دو راهي ها و دريچه ها مي شوند. بنابراين براي تهيه آب مناسب بايد از روشهاي مختلفي استفاده کرد که استفاده از صافي براي تصفيه آب از مواد معلق نامطلوب يکي از اين راههاست. در ضمن هزينه آزمايش کردن آب کمتر از هزينه از بين بردن مشکلات ناشي از استفاده آب نامطلوب است.

صاف کردن آب و محلول غذايي:
آب براي اينکه در سيستم کشت بکار گرفته شود بايد از يک صافي مناسب مثل لايه هاي ماسه عبور داده شود. اين کار مي تواند ذرات معلق که ممکن است شامل موجودات ريز بيماري زا، جلبک ها و يا حتي رسوب بعضي از عناصر باشد را از آب جدا کند.
محلول غذايي را مي توان با عبور اشعه ماوراء بنفش (UV) استريل کرد. براي اين کار مي توان از دو لامپ ۱۶ وات(UV) در مسير محلول غذايي استفاده کرد.

فرمولهاي محلول غذايي:

فرمولهاي محلول غذايي هوگلند

محلول مادر (پايه) Stock ميزان کاربرد ml/l
محلول ۱
پتاسيم دي هيدروژن فسفات ۱
نيترات پتاسيم ۵
نيترات کلسيم ۵
سولفات منيزيم ۲
محلول ۲
فسفات دي هيدروژن آمونيوم ۱
نيترات پتاسيم ۶
نيترات کلسيم ۴
سولفات منيزيم ۲

ريز مغذيهاي محلول پايه

اسيد بوريک ۲/۸۶
کلريد منگنز ۱/۸۱
سولفات روي ۰/۲۲
سولفات ۰/۰۸
اسيد موليبدات ۰/۰۲

آهن

براي محلول شماره ۱: ۵/۰ درصد سيترات آمونيوم آهن ۱
براي محلول شماره ۲: ۵/۰ شلات آهن ۲

برخي ديگر از فرمولهاي غذايي

محلول Knop
منبع mg/l يا (g/l)
KNO3 ۰/۲
Ca(NO3)2 ۰/۸
NH2PO4 ۰/۲
MgSO4 . ۷H2O ۰/۲
FePO4 ۰/۱
محلول هوگلند و اشنايدر
KNO3 ۰/۳۱
Ca(NO3)2 ۰/۸۲
MgSO4 . ۷H2O ۰/۴۹
KH2PO4 ۰/۱۳۶
تارتارات فريک ۱mg/l در ۵/۰ درصد محلول
ترليز Trelease
KNO3 ۰/۶۸۳
NH4)2SO4) ۰/۰۶۷۹
KH2PO4 ۰/۳۴۶۸
K2HPO4 ۰/۰۱۲۳۳
CaCL2 ۰/۴۳۷۳
MgSO4  . ۷H2O ۰/۴۳۷۳
FeSO4  . ۷H2O ۰/۰۰۲۷۸
محلول Crone
منبع a b c
KNO3 ۱ ۰/۷۵ ۰/۷۵
Ca3(PO4)2 ۰/۲۵ ۰/۲۵ ۰/۲۵
CaSO4  . ۲H2O ۰/۲۵ ۰/۲۵ ۰/۵۰
Fe3(PO4)2  . ۸H2O ۰/۲۵ ۰/۲۵ ۰/۲۵
MgSO4  . ۷H2O ۰/۲۵ ۰/۲۵ ۰/۵۰

برخي فرمولهاي غذايي توليد تجاري سبزيجات

ميزان (g در ۱۰۰ گالن آب)

منبع Johnson Jensen Larson Cooper
نيترات پتاسيم ۹۵ ۷۷ ۶۷ ۲۲۱
فسفات منو پتاسيم ۵۴ ۱۰۳ ۹۹
سولفات منيزيم پتاسيم ۱۶۷
سولفات پتاسيم ۱۳۰
نيترات کلسيم ۱۷۳ ۱۸۹ ۳۶۰ ۳۸۰
سولفات منيزيم ۹۵ ۱۸۷ ۱۹۴
اسيد فسفريک ۷۵% ۴۰ml
آهن شلات FeDTPA ۹ ۹/۶ ۱۲ ۳۰
اسيد بوريک ۰/۵ ۱ ۲/۲ ۰/۶
سولفات مس ۰/۰۱ ۰/۵ ۰/۱۵
کلريد مس ۰/۰۵
سولفات منگنز ۰/۳ ۰/۹ ۱/۵ ۲/۳
سولفات روي ۰/۴ ۰/۱۵ ۰/۵ ۰/۱۷
اسيد موليبديک ۰/۰۰۵ ۰/۰۲ ۰/۰۴
موليبدات آمونيوم ۰/۱۴

فرمول توليد سبزيجات به روش تجاري

ميزان (cg در ۱۰۰ گالن آب)

منبع Johnson Jensen Larson Cooper
نيتروژن ۱۰۵ ۱۰۶ ۱۷۲ ۲۳۶
فسفر ۳۳ ۶۲ ۴۱ ۶۰
پتاسيم ۱۳۸ ۱۵۶ ۳۰۰ ۳۰۰
کلسيم ۸۵ ۹۳ ۱۸۰ ۱۸۵
منيزيم ۲۵ ۴۸ ۴۸ ۸۰
گوگرد ۳۳ ۶۴ ۱۵۸ ۶۸
ريز مغذيها
بر ۰/۲۳ ۰/۴۶ ۱ ۰/۳
مس ۰/۰۱ ۰/۰۵ ۰/۳ ۰/۱
آهن ۲/۳ ۳/۸ ۳ ۰/۱
منگنز ۰/۲۶ ۰/۸۱ ۱/۳ ۲
موليبدن ۰/۰۰۷ ۰/۰۳ ۰/۰۷ ۰/۲
روي ۰/۰۲۴ ۰/۰۹ ۰/۳ ۰/۱

گونه هاي مختلف در ابتداي رشد احتياج به اصلاح در ترکيب محلول غذايي دارند. بعضي از محصولات نسبت به ديگر محصولات حساسيت بيشتري دارند. بنابراين، امکان دارد فرمولي که براي يک محصول خوب کار مي کند، براي گياه ديگر مناسب نباشد. تنظيم محلول غذايي به عهده شما است. ممکن است در استفاده از اين محلول ها به مشکلاتي برخورد کنيد که با داشتن آگاهي از نيازهاي هر گياه و علائم کمبود و اطلاعات ديگر مي توانيد محلول مناسب خود را تهيه کنيد.

مقادير شناخته شده عناصر اصلي در برخي محصولات

محصول نيتروژن فسفر پتاسيم کلسيم منيزيم
خيار ۲۳۰ ۴۰ ۳۱۵ ۱۷۵ ۴۲
بادمجان ۱۷۵ ۳۹ ۲۳۵ ۱۵۰ ۲۸
گياهان علفي ۲۱۰ ۸۰ ۱۷۵ ۱۸۰ ۶۷
کاهو ۲۰۰ ۵۰ ۳۰۰ ۲۰۰ ۶۵
هندوانه ۱۸۶ ۳۹ ۲۳۵ ۱۸۰ ۲۵
فلفل ۱۷۵ ۳۹ ۲۳۵ ۱۵۰ ۲۸
گوجه فرنگي ۲۰۰ ۵۰ ۳۶۰ ۱۸۵ ۴۵


فرمول محلول غذايي براي محصولات مختلف

ميزان (g در ۱۰۰ ليتر)

منبع گوجه فرنگي کاهو گل سرخ

عناصر اصلي

نيترات کلسيم ۶۸۰ ۴۰۷ ۵۴۳
سولفات منيزيم ۲۵۰ ۹۸۵ ۱۸۵
نيترات پتاسيم ۳۵۰ ۴۰۴ ۴۲۹
کلريد پتاسيم ۱۷۰
فسفات منو پتاسيم ۲۰۰ ۱۳۶ ۲۰۴
نيترات آمونيوم ۶۰ ۲۰

ريز مغذيها

شلات آهن ۱۵ ۱۹/۶ ۱۹/۶
سولفات منگنز ۱/۷۸ ۰/۹۶ ۳/۹
بر ۲/۴۳ ۰/۹۷ ۱/۱
سولفات روي ۰/۲۸ ۰/۵۵۲ ۰/۴۴۸
سولفات روي ۰/۱۲ ۰/۱۲ ۰/۱۲
موليبدات سديم ۰/۱۲۸ ۰/۱۲۸ ۰/۱۲۷


کنترل EC:
راهنماي کلي ميزان مناسب EC

گياهان ميوه اي مثل خيار گوجه گياهان برگي مثل کاهو و ريحان
مرحله ابتدايي رشد (کاشت دانه)

۱۶۰۰ -۱۸۰۰ mMho/cm
۱۱۲۰ -۱۲۶۰ ppm

۱۴۰۰ -۱۶۰۰ mMho/cm
۹۸۰ -۱۱۲۰ ppm

متوسط EC ۲۵۰۰ mMho/cm
۱۷۵۰ ppm
۱۸۰۰ mMho/cm
۱۲۶۰ ppm
ميوه دهي ۲۴۰۰ -۲۶۰۰ mMho/cm
۱۶۸۰ -۱۸۲۰ ppm
——–
شرايط کمي نور (زمستان) ۲۸۰۰ -۳۰۰۰ mMho/cm
۲۰۰۰ ppm
۲۰۰۰ mMho/cm
۱۳۲۰ ppm
شرايط زيادي نور(تابستان) ۲۲۰۰ -۲۴۰۰ mMho/cm
۱۷۰۰ ppm
۱۶۰۰ mMho/cm
۱۱۲۰ ppm


آماده هرگونه پاسخ گويي به سوالات شما در اين زمينه هستيم در پايان اميدواريم که اين مطالب براي شما مفيد واقع شده باشد و بتواند شما را در کشت هیدروپونیک قدمي به جلو ببرد. منتظر مطالب جديد ما در ارتباط با سيستم ها و روشهاي جديد کشت هیدروپونیک باشيد.

منبع : parsbiology

آلي يا شيميايي ؟

كودها براي سرعت بخشيدن به آنچه كه خاك به خودي خود انجام ميدهد طراحي شده اند .
ميتوان كودهاي آلي را براي افزايش حاصلخيزي خاك به كار برد و با اضافه كردن كود هاي شيميايي بازده محصولات را نيز به طور چشمگيري افزايش داد .
با استفاده از كود هاي آلي توليد محصولات عاري از هرگونه فلزات سنگين تضمين شده خواهد بود .
كودهاي آلي و شيميايي هر يك محاسن و معايب خود را دارند . براي مثال كودهاي آلي تامين كننده مواد غذايي در طولانی مدت هستند . اين بدين معني است كه گياهان ميتوانند در معرض كمبود اوليه ناشي از بي تحركي عناصر غذايي قبل از معدني شدن قرار بگيرند . ( ازت آلي نمي‌تواند مستقيم مورد استفاده گياه قرار بگيرد. ازت آلي بايد طي فرايند معدني شدن به ازت معدني تبديل شود تا قابل جذب براي گياه باشد. در فرايند معدني شدن يا مينراليزيشن باكتري‌هاي خاك مهم‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند، يكي از وظايف مهم اين باكتري‌ها معدني كردن ازت آلي است. )
از سوي ديگر با اينكه كودهاي شيميايي دسترسي سريع گياه به عناصر غذايي را تضمين ميكنند استفاده بيش از اندازه از آنها ميتوانند منجر به ايجاد عدم توازن عناصر غذايي ، محدود كردن جذب ديگر عناصر، اسيدي شدن خاك و كاهش عملكرد محصول گردد .
امروزه كاربرد تركيبي كودهاي آلي و شيميايي در بسياري از كشورها نوعي استراتژي مديريت حاصلخيزي خاك به حساب مي آيد و نتايج عالي به دنبال داشته است .
تمايل به تامين عناصر غذايي فقط با استفاده از كود هاي شيميايي اثرات مخربي بر بهره وري خاك خواهد داشت .

علائم کمبود عناصر غذایی در درختان میوه

مقدمه:
تمامی موجودات زنده این کره خاکی از جمله گیاهان برای رشد و نمو و ادامه حیات خود، نیاز به مواد غذایی دارند، البته مقدار آن عناصر برای انواع مختلف گیاهان متفاوت است. در بیشتر خاکها مقدار نسبی این عناصر، برابر نیازهای طبیعی گیاه نیست و از آن گذشته زمین نمیتواند این گونه مواد را به اندازه کافی تولید کند و آن مقداری هم که در خاک وجود دارد، به مرور زمان به وسیله گیاه جذب میشود، پس برای بدست آوردن محصول کافی، لازم است همه ساله مواد مورد نیاز را بسته به نوع گیاه به خاک اضافه نمود.
هر چند که عناصر معدنی مقدار کمی از وزن یک گیاه را تشکیل می دهد ولی هر کدام از این عناصر وظایفی را در انجام فعالیتهای حیاتی گیاه و تعادل بین رشد رویشی و زایشی بر عهده دارند و عدم وجود و یا وجود بیش از حد این عناصر در خاک، اختلالاتی را در گیاه بوجود می آورد که روی رشد و نمو گیاه و در نهایت روی کمّیت و کیفیت محصول تأثیر خواهد گذاشت.

عناصر غذایی مورد نیاز گیاه:
بطور کلی تعداد عناصر مورد نیاز گیاه که درمحلول خاک موجود میباشند، شامل ۱۳ عنصر است که بر اساس میزان مصرف گیاه به دو دسته زیر تقسیم می شوند:
Macroelements) -1 ):عناصر پر مصرف و یا بزرگ عناصر عناصری از قبیل: نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم وگوگرد که بیشتر مورد نیازگیاه می باشند را عناصر پرمصرف می گویند.
Microelements) -2 ):عناصر کم مصرف و یا ریز عناصر عناصری چون آهن، منگنز، روی، مس، بُر، مولیبدن و کلر که به مقدار بسیار کم موردنیاز گیاه می باشند را عناصر کم مصرف یا ریزمغذی می گویند.
البته سه عنصرکربن، اکسیژن و هیدروژن هم از عناصر مورد نیاز گیاهند ولی چون این عناصر به فراوانی در هوا و آب یافت می شوند، به عنوان عناصر غذایی خاک محسوب نمی شوند.

علائم ظاهری کمبود عناصر غذایی در درختان میوه:
کمبودهای شدید عناصر غذایی در گیاه به صورت علائمی مختلف قابل مشاهده است که میتوان به مواردی چون تغییر رنگ، سوختگی، توقف رشد جوانه های انتهایی، تغییر شکل میوه ها، تفاوت در عملکرد، زودرسی، دیررسی، کوچک شدن میوه ها، نارسایی در رشد، کاهش گسترش ریشه و کاهش خاصیت انبارداری میو ه ها اشاره نمود.
لازم به ذکر است که نشانه های کمبود، گاهی مشابه هم بوده و همچنین عوامل دیگری چون تغییرات دما، استفاده از سموم، حشرات، باد و دیگر عوامل طبیعی نشانه هایی را از خود به جای می گذارند که مشابه علائم کمبود است. به همین دلیل، تشخیص و معالجه کمبود عناصر غذایی از روی علائم ظاهری باید با احتیاط و به وسیله کارشناسان با تجربه انجام گیرد.

معمولاً کمبود عناصر غذایی در گیاهان ناشی از موارد زیر است:
۱)کمبود واقعی: کمبود عناصر غذایی در خاک و یا وجود ترکیب شیمیایی غیر قابل جذب آن برای گیاه.
۲)کمبود دروغین: کمبود عناصر غذایی به علت ایجاد شرایط خاص در محیط کشت.

در این حالت ریشه ها قادر به جذب عناصر موجود در خاک نمی باشند مانند موارد زیر:
الف) سرد بودن خاک: در این حالت پتاسیم موجود در خاک جذب ریشه نمیشود.
ب)غرقابی بودن خاک: آهن، مس و کلسیم در خاک غرقابی جذب نمیشوند. به عنوان مثال آبیاری پی در پی در خاک، شرایط احیاء و اکسیداسیون در خاک را فعال نموده و عناصری مثل آهن و منگنز به خاطر اکسیده شدن غیر قابل جذب میگردند.
ج) اسیدیته ( pH) نامناسب: در خاکهای خیلی اسیدی، منگنز و روی و در خاکهای قلیایی آهن، منیزیم و بُر جذب نمیشود.
د) اثر متقابل و منفی عناصر نسبت به یکدیگر: در این حالت حضور یک عنصر باعث عدم جذب عنصر دیگر می شود. مثلاً حضور پتاسیم بیش از حد باعث کمبود منیزیم می شود و یا حضور بیش از حد ازت باعث رشد سبزینه ای گیاه شده و تعادل مصرف برخی عناصر مورد نیاز در گیاه را به هم میزند.

از دیگر دلایل ظهور کمبود عناصر در گیاه، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
شستشوی خاک بویژه در خاکهای سبک که باعث کمبود عناصر محلول در خاک مثل ازت و منیزیم میشود. در شرایط اسیدی خاک، این حلالیت برای آهن و کلسیم بروز کرده و شسته میشوند و در شرایط قلیایی شستشوی پتاسیم اتفاق می افتد.
با فشرده شدن خاک و عدم تبادلات گازی در خاک، گاز دی اکسید کربن محبوس شده و با کربناتهای خاک تشکیل بی کربنات داده و رسوب کلسیم میدهد و شرایط قلیایی ایجاد شده در خاک، منجر به کمبود برخی عناصر میشود.
مصرف کود حیوانی نپوسیده در ابتدا باعث میشود تا ازت موجود در خاک صرف پوسیدن کود شده و در نتیجه گیاه با کمبود ازت مواجه شود و از طرفی با مصرف کود حیوانی، میزان بعضی از عناصر، در خاک چندین برابر افزایش یافته و منجر به کمبود جذب دیگر عناصر موجود در خاک میشود. استفاده از کودهای شیمیایی پر مصرف و عدم کاربرد کودهای شیمیایی کم مصرف، منجر به کمبود آنها در خاک شده که لزوم یک مدیریت صحیح در مصرف کودهای پر مصرف و کم مصرف در خاک ضروری به نظر میرسد.
در زمان خشکی و تبخیر بیش از حد ازسطح خاک، برخی نمکهای محلول مثل کلرور پتاسیم و سدیم و کمی هم کلسیم و منیزیم و یا ترکیبات نیترات به سطح خاک آمده و در نتیجه جذب این عناصر برای ریشه امکان پذیر نمیباشد.

چند روش برای تعیین کمبود عناصر:
برای تعیین کمبود عناصر غذایی در گیاهان روشهایی وجود دارد که در اینجا به صورت اختصار به معرفی آنها می پردازیم:
۱)آنالیز و تجزیه خاک: این آزمایش در آزمایشگاه های تجزیه آب و خاک بوسیله کارشناسان مجرب صورت میگیرد. بدین صورت که از خاک مزرعه یا باغ نمونه گیری شده و با مراجعه به آزمایشگاه، اسیدیته، شوری و املاح محلول در خاک، میزان عناصر موجود درخاک تعیین میشود.
۲) آنالیز و تجزیه بافتهای گیاهی (برگ و دمبرگ): این آزمایش وقتی گیاه در حال رشد است انجام میشود. که این آزمایش برای تأیید اختلالات ظاهری مورد استفاده قرار میگیرد. با تجزیه برگ، میزان عناصر موجود درآن اندازه گیری میشود و با میزان طبیعی (مستلزم وجود آزمایشگاه های استاندارد) که بایستی در برگ وجود داشته باشد مقایسه میشود.
۳) تشخیص ظاهری از روی علائم: گیاهان با ایجاد علائم خاصی بر روی اندا مهای خود به خصوص بر گها به کمبود عناصر مختلف عکس العمل نشان میدهند. این علائم میتواند به عنوان محکی برای تشخیص استفاده شوند اما نمیتواند معیار دقیقی برای تشخیص کمبود عناصر باشد، به عبارتی دیگر بعضی از عناصر کم مصرف علائمی شبیه به یکدیگر دارند و در مواردی نیز کمبود یک عنصر به صورت پنهان میباشد و هیچگونه علائم ظاهری بوجود نمیآورد ولی بر روی عملکرد نهایی گیاه تأثیر میگذارد. با توجه به اینکه برگها کارخانه تولید مواد غذایی برای میو هها هستند که اگر سالم نباشند عملکرد و کیفیت میوه نیز کاهش مییابد، لذا با بروز اولین علائم باید جهت رفع خسارت به درمان پرداخت .

رابطه علائم کمبود عناصر غذایی با تحرک آنها در گیاه:
محل ظهور علائم کمبود عناصر غذایی در گیاهان، به وسعت و میزان انتقال عناصر غذایی از برگهای پیر به قسمتهای جوان گیاه بستگی دارد که میتوان عناصر را بر اساس جابه جایی در گیاه به دو دسته تقسیم نمود:
۱)عناصر متحرک (پویا یا موبایل):
علائم کمبود این عناصر، ابتدا در برگهای پیر (برگهای پایینی) اتفاق میافتد زیرا این عناصر میتوانند از برگهای پیر پایینی به سوی برگهای جوان بالایی حرکت کنند، که این عناصر عبارتند از: ازت(N) و منیزیم(Mg) پتاسیم( K )فسفر( P)

۲) عناصر غیرمتحرک (ایستا یا ساکن):
علائم کمبود این عناصر ابتدا در برگهای جوان (برگهای بالایی) اتفاق میافتد زیرا این عناصر نمیتوانند از برگهای پیر پایینی به سوی برگهای جوان بالایی حرکت کنند، که این عناصر عبارتند از کلسیم(Ca) و بُر( B) مولیبدن (Mo) ،منگنز(Mn) ،روی (Zn) ،مس (Cu) آهن (Fe)
عدم رسیدگی به وضعیت تغذیه ای گیاه، سلامتی گیاه، عملکرد و کیفیت محصول را به میزان قابل توجهی کاهش داده و در نتیجه تولیدکننده متضرر میگردد. فهم قواعد تغذیه گیاهان و تشخیص علائم کمبود و بیشبود عناصر غذایی و استفاده از کودهای مناسب، کلیدهای سلامت و سودآوری محصول میباشند که بایستی رعایت شوند.

نقش و علائم کمبود عناصر پر مصرف در درختان میوه:
همانطور که قبلاً اشاره شد عناصری از قبیل: نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم وگوگرد که بیشتر مورد نیاز گیاه میباشند را عناصر پرمصرف میگویند که کمبودشان در گیاه میتواند باعث اختلالاتی در رشد و شکل ظاهری گیاه شود که به بررسی آنها میپردازیم:
۱- نقش و علائم کمبود نیتروژن:(N)
این عنصر برای تولید اسیدهای آمینه و پروتئین لازم است و مهمترین عامل رشد محسوب میشود. به عبارتی چون ازت جزء مهمی از مولکول کلروفیل را تشکیل میدهد، بنابراین اولین علایم ظهور کمبود ازت، رنگ پریدگی برگها میباشد. برگها معمولاً به رنگ سبز مایل به زرد و زرد روشن در می آیند که به علت عدم تشکیل کلروفیل میباشد. در اواخر رشد رنگ زرد، قرمز و بنفش مایل به قرمز مشاهده میشود که در نتیجه ی تشکیل رنگ آنتوسیانین است. در کمبود ازت برگها کوچک، ساقه و شاخه ها لاغر میشوند و معمولاً با زاویه کوچکی نسبت به ساقه اصلی می ایستند و شاخه های جانبی کمی تشکیل می شود، زردی در بر گهای پیر (پایینی) زودتر ظاهر میشود.

لازم به ذکر است که کودهای ازته به دو صورت میتواند به خاک اضافه شود:
۱) به صورت آلی: مثل کودهای دامی، پودر استخوان و خون خشک و برگهای پوسیده
۲) به صورت معدنی: مثل کودهای شیمیایی از قبیل نیترات آمونیوم، فسفات آمونیوم، اوره.

۲- نقش و علائم کمبود فسفر:(P)
این عنصر در تلقیح گلها، رشد ریشه، انتقال انرژی و همچنین تنظیم خواص ژنتیکی گیاه نقش دارد. در بعضی جهات کمبود ازت و فسفر با هم شباهت دارند. رشد قسمت هوائی و ریشه در هر دو کند یا متوقف میشود و همچنین برگها کوتاه، باریک و نازک میشوند و رشد طولی گیاه عمودی بوده و ساقه های جانبی به ندرت ظاهر می شود. تعداد برگ و شاخه ها محدود شده و ممکن است جوانه های کناری به خواب بروند یا بمیرند. ظهور شکوفه و جوانه های برگی کم شده و در نتیجه میزان محصول (دانه و میوه) نیزکاهش مییابد ولی در هنگام کمبود فسفر رنگ برگها سبز تیره، کدر مایل به آبی با ته رنگ برنزی یا بنفش است و رنگ میو هها سبز و ممکن است به شدت رنگی شده باشند، گوشت میوه نرم و شیره میوه خیلی ترش و خاصیت انباری آن نیز کم میشود. یک علامت مهم دیگر، کوتولگی و کوتاه ماندن گیاهان است به این صورت که گیاهان دچار کمبود فسفر، اغلب با گیاهان جوان اشتباه گرفته میشوند و در بر گهای پیرتر تحت شرایط حاد کمبود، رگبر گها به شکل مشبک و قهوه ای رنگ پریده در میآید.

۳- نقش و علائم کمبود پتاسیم:(K)
این عنصر برای سنتز و انتقال مواد مغذی در گیاه لازم بوده و در رفع آثار سوء عدم تعادل بعضی از عناصر غذایی گیاه در خاک کمک میکند و همچنین در تنظیم فعالیت جذب آب موثر میباشد.
نقش پتاسیم در درختان میوه به قرار زیر میباشد:
مقاومت گیاهان را در برابر کم آبی و خطرات سرمازدگی افزایش میدهد ، مقاومت گیاهان را در برابر آفات و بیماریها از جمله آتشک گلابی و شانکر مرکبات افزایش میدهد ،کیفیت و خاصیت انبارداری محصولات باغی را افزایش میدهد ، شدت نور را کنترل و عمل فتوسنتز را تشدید میکند و راندمان آب آبیاری را افزایش میدهد.
اهم کودهای محتوی پتاسیم عبارتند از:
۱) سولفات پتاسیم
۲) کلرید پتاسیم : مقدار پتاسیم موجود در کلرید پتاسیم ۶۰ درصد بوده و مصرف این کود در خاکهای شور و یا آبهای آبیاری که میزان کلر آنها از ۳ میلی اکی والانت در لیتر ( ۱۰۰ میلی لیتر در لیتر) بالاتر باشد و بعضی از درختان میوه ی حساس به کلر نظیر مرکبات توصیه نمیگردد.
۳) نیترات پتاسیم
۴) سولفات پتاسیم منیزیم: این کود به صورت معدنی بوده و به دو صورت گرانوله و دانه ریز قابل تولید میباشد.مصرف این کود عمدتاً برای با غهای مرکبات و انگور به میزان ۲۰۰ الی ۵۰۰ کیلوگرم در هکتار و به صورت سرک و یا قبل از کاشت قابل توصیه است. مصرف کودهای محتوی پتاسیم در باغهای میوه ترجیحاً به صورت چالکود پیشنهاد میشود.

۴- نقش و علائم کمبود کلسیم:(Ca)
این عنصر در پایداری دیواره سلولی، توسعه سلول و فرایندهای داخلی، پایداری غشاهای سلولی، تعادل کاتیون و آنیون، فعال کننده برخی آنزیمها و همچنین تنظیم فشار اسمزی نقش دارد. کمبود آن باعث تجزیه دیوار سلولی و خشکیدگی برگها میشود. لازم به ذکر است که کلسیم در توسعه ریشه نقش داشته و از صدمات ناشی از تنشهای سرمازدگی جلوگیری میکند.علائم کمبود در حاشیة بر گها بیشتر از نقاط دیگر برگ دیده میشود و در نتیجه باعث تغییر شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائین می شود این علامت تا نقاط اتصال برگ به دمبرگ گسترش مییابد، اما بر گها نمی افتند بلکه فقط لکه های بافت نکروتیک شده در نوک دمبرگ ایجاد میشود و همچنین حاشیه برگ نامنظم و پاره پاره میشود.
برای افزایش کیفیت، افزایش مدت زمان انبارداری محصولات باغی و کاهش بیمار یهای فیزیولوژیکی محلول پاشی کلسیم انجام میشود که میتوان از کلرورکلسیم به (Cacl )مقدار ۱۰ تا ۳۰ کیلوگرم در هزار لیتر آب استفاده کرد.

۵- نقش و علائم کمبود منیزیم(Mg):
منیزیم تنها جزء معدنی مولکول کلروفیل است. منیزیم در ساخته شدن روغن در گیاه دخالت داشته و باعث تنظیم جذب فسفر در گیاه می شود و نیز در تولید هیدروکربنها و مواد قندی موثر است. منیزیم انتقال دهنده فسفر به دانه گیاهان است و همچنین فعال کننده آنزیمهای دی هیدروژناز و د ی کربوکسیلاز است و در تنفس سلولی اهمیت حیاتی دارد. این عنصر فعال کننده آنزیمها و در اعمال اکسیداسیون و احیاء در گیاه نقش دارد و عامل جداسازی مولکول اکسیژن در فتوسنتز است. از نشانه های کمبود آن در گیاه، زردی بین رگبر گها میباشد و نشانه های کمبود ابتدا در برگهای پیر مشاهده میشود و در صورت کمبود شدید، برگها شروع به ریزش میکنند. این عنصر در خاک سریع شسته شده و از دسترس گیاه خارج میشود که برای رفع این کمبود از کربنات و سولفات منیزیم استفاده میشود.
محلول پاشی سولفات منیزیم دو تا پنج مرتبه برای رفع کمبود در درختان میوه لازم و ضروری است. اولین محلول پاشی در اوایل خرداد و مراحل بعدی با دو هفته فاصله از هم انجام میگیرد، میزان مصرف ۲ تا ۵ کیلوگرم در ۱۰۰۰ لیتر آب میباشد. محلول پاشی منیزیم در مرکبات، انگور و سیب برای جلوگیری از کلروز برگ موثر است.

۶- نقش و علائم کمبود گوگرد:(S)
این عنصر در تولید پروتئین و بعضی از اسیدهای آمینه موثر است. بو و مزه برخی از محصولات باغی و زراعی (مثل سیر، پیاز و خردل) مربوط به گوگرد است. مهمترین علامت کمبود این عنصر در گیاه رشد ناقص و رنگ پریدگی میباشد. کمبود گوگرد در پار ه ای از گیاهان نشانه هایی شبیه به کلروز ناشی ازکمبود نیتروژن ایجاد میکند که مربوط به کمبود پروتئین در گیاه است، با این وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت یکنواخت در سرتاسر گیاه حتی در بر گهای جوان وجود دارد. اغلب در اثر کمبود این عنصر سطح پائینی بر گها و دمبرگها به رنگ قرمز مایل به صورتی در می آید گاهی در اثر شدت کمبود، علایم به صورت قهو های یا لکه های نکروتیک ظاهر میشود و همچنین دمبر گها و بر گها اغلب عمودی، پیچ خورده و شکننده میشود. ساقه های گیاهان مبتلا کوتاهتر و نازکتر از معمول و چوبی میشوند، سطح برگ کوچک و تعداد برگها نیزکم، تعداد و وزن میو ه ها نیزکاهش مییابد. برای مثال در هلو برگهای جوان در اثر کمبود این عنصر، زرد و برگهای پیر بدشکل و کج و معوج میشوند، جوانه های انتهائی رشد نکرده و در نتیجه شاخه های جانبی نیز رشد نمی کنند و برگهای روی این شاخه ها در اثر شدت کمبود، کمی قرمز و پس از این مرحله خزان میکنند. گوگرد را میتوان به صورت سوپر فسفات معمول (نه سوپر فسفات تریپل) سولفات آمونیوم و گل گوگرد و یا سولفات کلسیم به خاک افزود.

علائم کمبود عناصر کم مصرف (Microelements)در درختان میوه:
همانطور که قبلاً اشاره شد عناصری چون آهن، منگنز، روی، مس، بُر، مولیبدن و کلر که به مقدار بسیار کم مورد نیاز گیاه میباشند را عناصر کم مصرف میگویند ولی با اینکه این عنصر به مقدار کم برای گیاه لازم است ولی همین مقدار کم برای فعالیتهای گیاهی لازم و ضروری است و کمبود این عناصر در گیاه میتواند باعث اختلالاتی در رشد و شکل ظاهری گیاه شود.

۱-نقش و علائم کمبود آهن:(Fe)
این عنصر در تولید مولکول کلروفیل و همچنین در فعالیتهای انتقال انرژی نقش دارد. آهن یکی از عناصر ضروری برای رشد نهایی درختان میوه میباشد و در صورت کمبود آن در سلو لهای برگ، سبزینه (کلروفیل) به مقدار کافی تولید نمیشود و برگها رنگ پریده به نظر میرسند. زردی برگ شکل خاصی از کمبود آهن است که در کشور ما به فراوانی دیده میشود. به عبارتی کمبود آهن باعث کاهش غلظت کلروفیل و دیگر رنگریز ه های گیاهی نظیر کاروتن و گزانتوفیل در سلول میشود که در نهایت فتوسنتز شدیداً کاهش یافته و بصورت کلروز (زردی) ظاهر میشود و چون آهن قابلیت تحرک کمی در گیاه دارد معمولاً علائم کمبود در برگهای جوان (بالایی) دیده میشود و رنگ پریدگی معمولاً بین رگبرگها بوده و خود رگبرگها سبز باقی میمانند و در برخی موارد مثل درخت گلابی برگها سفید رنگ میشود.
برای رفع کلروز محلول پاشی آهن کلاته یا سولفات آهن به تعداد دو یا چند بار در طول فصل رشد توصیه میشود. در درختان میوه اولین محلول پاشی چهار هفته پس از گل دهی و سه هفته پس از اولین محلول پاشی میباشد مقدار مصرف بر اساس توصیه شرکتهای سازنده و دستورالعمل الصاقی روی بسته محصول میباشد.

۲- نقش و علائم کمبود منگنز:(Mn)
این عنصر برای تولید کلروفیل و در نتیجه فتوسنتز مؤثر میباشد. نقش منگنز در گیاه مشارکت آن در سیستمهای ترکیبی است. منگنز در واکنشهای انتقال الکترون و در تولید کلروفیل نقش دارد.
منگنز همانند آهن عنصری غیر متحرک در گیاه است و علائم کمبود آن ابتدا در برگهای جوان درخت ظاهر میشود. مهمترین نشانه کمبود منگنز، کلروز بین برگها میباشد که معمولاً تمام قسمتهای بالای درخت را فرا میگیرد، رشد درخت نیز کاهش یافته و در بعضی مواقع درختان به صورت کوتاه باقی میمانند. بر خلاف کمبود آهن در کمبود این عنصر، قسمت نوک و حاشیه برگهای درخت به صورت سبز باقی میمانند.
از کودهای مهم منگنز میتوان به سولفات منگنز اشاره نمود که هم به صورت خاکی و هم محلول پاشی به کار میرود که بهتر است این کود به صورت خاکی به میزان ۱۰۰ گرم برای هر درخت در سایه انداز مصرف گردد. همچنین برای رفع این کمبود به ازای هر هکتار ۵ کیلوگرم کلات منگنز در ۱۰۰۰ لیتر آب به صورت تؤام جهت رفع کامل کمبود مصرف گردد.

۳- نقش و علائم کمبود روی :(Zn)
این عنصر، عنصر مهمی در فعالیت بسیاری از آنزیمها از جمله ایندول استیک اسید (عامل رشد) و تریپتوفان میباشد. روی در بسیاری از سیستمهای آنزیمی گیاه نقش کاتالیزوری فعال کننده و یا ساختمانی دارد و در ساخته شدن و تجزیه پروتئینهای گیاه دخیل است. کمبود روی در گیاه عمدتا از بر گهای جوان به صورت ریز برگی، کچلی و کوچک شدن میان گر ه های سرشاخه شروع میشود. در اثر کمبود این عنصر علاوه بر اینکه رشد برگ کم میشود، برگها قبل از موقع می ریزند، تعداد جوانه کمتری تشکیل شده و بیشتر آنها شکوفا نمیشود. همچنین مقدار اکسین در دمگلها کم شده، ممکن است گلها قبل از باز شدن بریزند، پوست درختان دچار کمبود، سخت و شکننده میشود. خسارت عمده کمبود این عنصر علاوه بر ریز شدن میوه ها، ریزش قبل از رسیدن آنها است بطوریکه گاهی تا ۸۰ درصد میوه ها می ریزند.
کمبود این عنصر بیشتر در خاکهای شنی، آهکی و قلیایی به علت pH بالای خاک مشاهده میشود. در درختان اولین علائم کمبود روی در زمان گلدهی ظاهر میشود. شاخه ها نرم و نازک شده و فاصله میانگره ها کم میشود، برگها در انتها موج دار شده و اندازه آنها کاهش می یابد. به طوری که برگها ی انتهایی شاخه به صورت روشن در می آید، بدین ترتیب کمبود این عنصر سبب جارویی شدن انتهای شاخه ها، کچلی و ایجاد ریز برگی میشود.(Roset ) برای جبران کمبود روی در درختان میوه از سولفات روی به صورت محلول پاشی در زمان متورم شدن جوانه یا پس از ریزش گلبر گها به میزان ۲ تا ۳ کیلوگرم در ۱۰۰۰ لیتر آب استفاده میشود، محلول پاشی سولفات روی برای درختان هسته دار مثل هلو، زردآلو و گلابی در پائیز زمانی که بر گها سبز است نتیجه بهتری دارد.

۴- نقش و علائم کمبود مس :(Cu)
این عنصر در تولید کلروپلاست، فعالیتهای آنزیمی و همچنین در واکنشهای انتقال الکترون سهیم می باشد. کمبود مس در درختان میوه با پلاسیدگی بر گهای انتهایی و ریزش آنها مشخص میشود. از کودهای مهم مس میتوان به سولفات مس (کات کبود) اشاره نمود که به دو صورت خاکی و محلول پاشی به کار میرود که بهترین زمان محلول پاشی مس در درختان میوه هنگام متورم شدن جوانه ها در بهار است چون اگر روی میوه سیب و گلابی پاشیده شود باعث زنگارآن میشود. سولفات مس به روش خاکی هر ۲ الی ۳ سال یکبار به میزان۵۰ تا ۱۰۰ گرم در ۱۰۰۰ لیتر آب برای هر درخت در سایه انداز در فصل پائیز و زمستان مصرف شود و همچنین این کود به صورت محلول پاشی با غلظت ۵/۰درصد مورد استفاده قرار می گیرد.

۵- نقش و علائم کمبود بُر:(B)
این عنصر برای رشد نوک ساقه و ریشه (مریستم انتهایی) لازم و ضروری است. بُر نقش عمده ای در فعالیتهای حیاتی گیاه دارد و در تقسیم سلولی بافت ها، تشکیل جوانه های برگ و گل، ترمیم بافتهای آوندی، متابولیسم قند و مواد هیدروکربن دار و انتقال آنها، تنظیم مقدار آب و هدایت آن در سلول، انتقال کلسیم در گیاه و تنظیم نسبت کلسیم به پتاسیم در بافتهای گیاهی، متابولیسم چربی، سنتز پکتین و در تشکیل دیواره سلولی نقش دارد. علائم کمبود بُر در برگ، شاخه، میوه و حتی ریشه درختان دیده میشود. بعلت عدم پویایی و تحرک بُر در گیاه، کمبود آن ابتدا در برگهای جوان و سرشاخه ها بروز مینماید. اولین علامت قابل مشاهده توقف رشد جوانه انتهایی است که بلافاصله پس از آن برگهای جوان سبز کمرنگ شده و این رنگ پریدگی در قاعده برگها بیشتر از نوک برگها میباشد، مرحله بعدی کمبود بُر، سیاه شدن جوانه های رویشی و بافتهای مریستمی، کاهش فاصله میانگره ها، ایجاد حالت کوتولگی یا تراکم و کوچک شدن برگها در سرشاخه میباشد. میوه ها به حد کافی رشد نکرده، بد شکل و دارای گر ه های متعدد شده، زیر پوست میوه بافت چوب پنبه ای ضخیمی تشکیل شده و با توسعه از پوست تا مغز میوه ادامه مییابد. در برخی از ارقام وقتی کمبود بُر همراه با کمبود کلسیم باشد، میوه در بعضی قسمتها ترک بر می دارد. در کمبودهای خفیف سطح میوه پوشیده از شکاف ریز شده که ظاهر میوه را به رنگ حنایی در می آورد.به طور کلی به علت نقش این عنصر در فرایند تشکیل میوه، کمبود آن سبب رشد و نمو ضعیف پرچم ها، کاهش دوره گرده افشانی موثر و در نتیجه کاهش تشکیل میوه میشود. میو ه ها قبل از رسیدن می ریزند و در زیر پوست میوه لکه های آبگز، قهوه ای، چوب پنبه ای و گوشت میوه ها تلخ، بدمزه و پوک میشود.
همانطور که قبلاً هم اشاره شد بُر یکی از مهمترین عناصری است که در جوانه زدن دانه گرده تشکیل میوه و انتقال مواد فتوسنتزی به محل مصرف نقش دارد. بر در درختان میوههای خزا ندار و هسته دار برای تشکیل میوه، افزایش عملکرد وکاهش بعضی از بیمار یها مثل آتشک گلابی موثر است. کمبود بُر در درختان میوه باعث باد زدگی گلهای گلابی، کاهش تشکیل میوه، نکروزه شدن پوست تنه درخت سیب، ایجاد لک ههای چوب پنبه ای و ترکیدن میو ه ها و تنه درخت میشود. بهترین زمان محلول پاشی بُر در درختان میوه هنگام متورم شدن جوانه در اوایل بهار با غلظت ۵ کیلوگرم اسید بوریک در ۱۰۰۰ لیتر آب میباشد.

۶- نقش و علائم کمبود مولیبیدن:
این عنصر در تولید آنزیمهای مربوط به مصرف نیتروژن در گیاه و همچنین در تبدیل نیتراتها به اسید آمینه نقش دارد.
این عنصر در افزایش عملکرد و کیفیت محصول و همچنین بر روی جذب عناصر دیگر توسط گیاه نقش دارد. مولیبیدن تنها عنصری است که کمبود آن موقعی دیده میشود که زیر ۶ باشد، افزودن مقداری آهک میتواند مشکل را حل کند. علائم pH آهک در خاک کم و کمبود این عنصر کمتر در شکل ظاهری گیاه قابل مشاهده میباشد و تا حدودی مشابه علائم کمبود ازت میباشد.
از کودهای مهم مولیبدن میتوان به مولیبدات آمونیوم، مولیبدات پتاسیم، مولیبدات سدیم و تری اکسید مولیبدن اشاره نمود. مولیبدات آمونیوم، مولیبدات پتاسیم به میزان ۵۰۰گرم در هکتار به صورت خاکی مصرف میگردد که برای یکنواختی در پخش میتوان با کودهای NPKمخلوط و مصرف نمود.

کوددهی:
میزان عناصر غذایی موجود در خاک بستگی به ساختمان و بافت خاک، سوابق کشت و کار و عملیات انجام شده بر روی آن دارد. خاکها در اثر تداوم برداشت محصول، از نظر مواد معدنی و عناصر غذایی فقیر میشوند و نیاز به کود پیدا میکنند که برای جبران آن، میتوان طی یک برنامه زمانبندی مشخص اقدام به استفاده از کودهای مختلف شیمیایی، حیوانی و گیاهی نمود. هدف از زمانبندی مصرف کود، به دست آوردن بهینه ترین واکنش گیاه به کود میباشد.
مقدار و زمان مصرف کود دو عامل بنیادین برای کاربرد بهینه کودهای شیمیایی و افزایش بازده مصرفی آنها است. بدیهی است که مقدار کود مصرفی، بر اساس مقدار عناصر غذایی موجود در خاک، میزان جذب عناصر توسط گیاه و نیاز گیاه در طول دوره رشد تعیین میگردد.
با کاهش غلظت عناصر غذایی در خاک، مقدار کود مصرفی افزایش مییابد، لیکن دریافت عناصر غذایی به وسیله گیاهان، نمایانگر جذب توسط همه ریشه هایی است که در قسمتهای کود داده شده و کود داده نشده گسترش یافته اند.
عناصر غذایی موجود در کودها به روشهای مختلفی چون پخش در خاک، برگ پاشی (Foliar application) ، و کود آبیاری(Fertigation)در اختیار گیاهان گذاشته میشوند هر چند تلاش میشود که عناصر غذایی در توده خاک رویین یکنواخت توزیع شود ولی در عمل چنین نبوده و غلظت آنها میتواند در هر نقطه از خاک متفاوت باشد. بدین ترتیب پخش صحیح کود، برای یکسان کردن غلظت عناصر غذایی در محلول خاک به منظور دستیابی به عملکرد بهینه و افزایش بازده آنها ضروری است. با آنکه کودهای شیمیایی مهمترین منبع تامین عناصر غذایی گیاه هستند استفاده بجا و بهینه از آنها در حصول نتیجه مورد نظر، حفظ نظام اکولوژی محیط و تضمین سلامت مصرف کنندگان تولیدات کشاورزی نقش اساسی دارند. بی شک تشخیص کمبود عناصر غذایی مورد نیاز گیاه در مصرف بهینه و به موقع آن نقشی دو چندان دارد.

خلاصه مطالب:
تغذیه بهینه گیاه، شرط اصلی بهبود کمی وکیفی محصول است.
نشانه های کمبود گاهی مشابه بوده و همچنین عوامل دیگری چون تغییرات دما، استفاده از سموم، حشرات، باد و دیگر عوامل طبیعی نشانه هایی را از خود به جای میگذارند که مشابه علائم کمبود است. به همین دلیل، تشخیص و معالجه کمبود عناصر غذایی از روی علائم ظاهری باید با احتیاط و به وسیله کارشناسان با تجربه انجام گیرد.
در تغذیه گیاه نه تنها باید هر عنصر به اندازه کافی در دسترس آن قرار گیرد بلکه ایجاد تعادل و رعایت نسبت میان همه عناصر غذایی از اهمیت بسزایی برخوردار است. زیرا در حالت عدم تعادل تغذیه ای، با افزودن مقداری از عناصر غذایی نه تنها افزایش عملکردی رخ نمیدهد بلکه اختلالاتی در رشد گیاه ایجاد میکند که نهایتاً منجر به افت محصول میشود.
قابلیت استفاده یا حلالیت برخی از عناصر غذایی نیز با افزایش PHکاهش می یابد.
تأمین احتیاجات غذایی گیاه تحت کنترل زارع یا باغ دار است چه بسا شناخت عناصر مورد نیاز گیاه، نقش این عناصر در طول دوره رشدی گیاه وهمچنین چگونگی تشخیص کمبود و بیشبود (مسمومیت) در صورت بروز، از روی علائم ظاهری میتواند کشاورز را در رسیدن به هدف ارزشمندش یاری کند.
خاکها در اثر تداوم برداشت محصول، از نظر مواد معدنی و عناصر غذایی فقیر میشوند و نیاز به کود پیدا میکنند که برای جبران آن، میتوان طی یک برنامه زمانبندی مشخص اقدام به استفاده از کودهای مختلف شیمیایی، حیوانی و گیاهی نمود.

 

http://baghbanbashi.blogsky.com/alaemekambood

اختلاط سموم و کودهای کشاورزی

صورت خلاصه قبل از اختلاط هر گونه سم یا کود با هم به موارد زیر توجه کنید ۱-لیبل یا برچسب سم یا کود را بدقت مطالعه کنید ۲- اسیدیته یا pH محلول را چک کنید چون ممکن است اختلاط ممکن است موجب بالا رفتن یا پایین رفتن بیش از حد pH شود که این مشکل را می توان با افزودن بافرها حل کرد ۳- قبل از اینکه در مقیاس وسیع اختلاط را تست کنید سعی کنید در مقیاس کم انجام شود و اگر از نظر سازگاری و بخصوص گیاهسوزی مشکلی نبود اخلاط در سطح وسیع انجام شود ۴- در مورد اختلاط کودها با سم باید دقت زیادی کرد چون برخی از کودها تاثیرات زیادی روی pH تانکر می گذارند! ۵-از اختلاط سولفات آهن با علف کش های فنوکسی مانند تو فور دی باید اجتناب شود چون باعث کیپ شدن و مسدود شدن شیلنگها و نازل های سم پاش می شود ۶- برخی از سموم دارای فرمولاسیون پودر وتابل یاWettable Powder هستند قابلیت اختلاط با سموم قابل حل در آب و امولسیفایرها را ندارند! ۷- از اختلاط کودها و سموم دارای اسیدیته بالا با کودها و سموم دارای اسیدیته پایین باید اجتناب شود ۸- بهتر است بعد از اطمینان از سازگاری سریعا محلولپاشی یا سم پاشی انجام شود چون گذشت زمان بخصوص در مورد آبهای قلیایی موجب تجزیه سم خواهد شد. در مورد اختلاط سموم و کودها نکته مهمی که وجود دارد این است که بهتر است در طول عملیات سم پاشی محلول آب بهم بخورد تا رسوبی در کف تانکر از خود بر جای نگذارد! گاها مشاهده می شود که تانکرها از بهمزن های خوبی بهره نمی برند!! ناسازگاری گاها به وضوح قابل شناسایی نیست و علامت ظاهری چندانی ندارد و ممکن است روی کنترل کنندگی آفت تاثیر سو داشته باشد!
Telegram.me/mojamalizadeh

چگونه کود دامی را پوسیده کنیم.

چگونه کود دامی را پوسیده کنیم.
کود دامی نوعی از کود است که از فضولات حیوانات اهلی مختلف،از اسب گرفته تا مرغ و کبوتر بدست میاد.کود دامی در زراعت جهت اصلاح بافت و ساختار خاک و همچنین تغذیه گیاهان به کار میرود.این نوع کود دارای مقادیر مختلفی از ازت میباشد که بسته به نوع منشاء آن فرق میکند،به طور کلی هرچه جثه حیوانی که کود از آن به دست میاید کوچکتر باشد،کود دامی قویتر است،مثلا کود گوسفندی از کود گاوی قویتر بوده و کود مرغی از گوسفندی.
کود مورد استفاده میبایست کاملا پوسیده بوده و عاری از آفات و بذور علف های هرز باشد.البته معمولا به علت تغذیه دامها از علف های هرز،طبیعتا بذور این گیاهان در فضولات حیوانات دیده میشود.اما در صورت پوسیده بودن کودها و سرند نمودن مناسب کود این مشکل برطرف میشود.
کود پوسیده دارای نشانه های مختلفی است،کود پوسیده بوی تند فضولات حیوانی را نمیدهد،نرم است و اگر دست را داخل آن فرو کنیم گرمای خاصی احساس میشود.رنگ کود پوسیده نیز روشن است و اصولا هرچه کود پوسیده تر باشد رنگش روشن تر میگردد.
در استفاده از کود دامی باید دفت نمود که اولا کود را سرند نموده،ثانیا کود پوسیده استقاده نمود.زیرا کود نپوسیده نه تنها باعث تقویت خاک نمیشود،بلکه موجب کاهش نیتروژن خاک نیز میگردد،زیرا برای پوسیده شدن در خاک،بخشی از ازت خاک را نیز جذب مینماید و به این ترتیب خاک فقیرتر می گردد.
روش پوساندن و فراوری کود دامی:
برای پوساندن کود دامی بهتر است،از یک چاله برای انبار نمودن کود استفاده شود،البته میتوان کود را در روی زمین نیز دپو نمود.کود نپوسیده دامی را در چاله ریخته و به اندازه یک چهارم آن کاه و کلش اضافه میکنیم.وجود کاه و کلش موجب تسریع فرآیند تخمیر کود میگردد،سپس به ازای هر تن کاه و کلش ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم اوره اضافه میکنیم و مخلوط حاصل را به طور یکنواخت مخلوط نموده و روی آن را با نایلون کاملا میپوشانیم،بعد از ۳ تا ۴ ماه کود دامی به کلی میپوسد و آماده استفاده میگردد.
شایان ذکر است که بذور علفهای هرز با هسته های کوچک و مقاوم، به راحتی از درون سیستم گوارشی حیوان دست نخورده عبور کرده و دفع می شود و در صورتی که دپو نشده و پوسیده نیز نگردد ، قوه نامیه خود را نیز از دست نداده و در فاصله زمانی مناسب شروع به رشد و نمو می نماید.
اگر چه دپو و انباشته کردن کود های دامی تا اندازه ای می تواند باعث از بین رفتن بذر علفهای هرز گردد اما از بین رفتن بذرها به دو عامل مهم بستگی دارد .یکی زمان دپو شدن و دیگری دمای درون دپو.برخی از بذرها برای از بین رفتن به دمای بالای ۵۵ درجه سانتی گراد آن هم به مدت حدود ۳۰ روز نیاز دارند.به همین دلیل است که میزان بذر علف هرز در بسیاری از نقاط سرد دپوی کود های حیوانی و حتی کمپوست بسیار بالا است. بنابراین مشاهده می گردد که پروسه پوساندن کود دامی و کمپوست پروسه ای طولانی و زمان بر می باشد.به علاوه همیشه این نگرانی برای کشاورز وجود دارد که گونه های جدیدی از بذور علف هرز در مزرعه ظهور کند که ناشی از تغییر تغذیه دام ها می باشد.این امر به خصوص زمانی بیشتر نمود پیدا می کند که کشاورز هر ساله کود خود را ازمناطق مختلفی خریداری نماید.در مناطق مختلف ، دامها و طیور با علوفه ها و غذاهای متفاوت تغذیه می گردند بنابراین همیشه خطر ظهور یک نوع علف هرز جدید در مزارع و باغات وجود دارد.اینکه دامها از چه نوع غذایی تغذیه نمایند و کود دامی در چه زمان و مرحله ای برداشت گردد در رکود یا قوه نامیه بذور تاثیر بسزایی دارد. (
پوسیدگی کود سبب می شود که از میزان بذر علفهای هرز و آلودگی به امراض و حشرات کاسته شود. برای پوسیدگی اولیه کود حیوانی می توان آن را در شرایطی مشابه تهیه کمپوست قرارداد و یا کود حیوانی را مدتی قبل از کاشت در خاک مزرعه اختلاط داد. تجزیه کود در خاک و تبدیل آن به هوموس نیز مستلزم کفایت تهویه، حرارت و رطوبت در خاک می باشد این عوامل از طریق انجام عملیات مناسب زراعی تامین می شوند.
کود حیوانی را در زراعت گیاهان پر ارزشی مانند سبزیجات، سیب زمینی، ذرت ، پنبه و چغندر قند. به مقدار تقریبی ۲۰ تا ۵۰ تن در هکتار به خاک می دهند. کود حیوانی را معمولاً در زمان شروع عملیات تهیه بستر تا حداقل یک ماه قبل از کاشت بر سطح خاک می باشند و با وسایلی مانند گاو آهن، دیسک یا کولتیواتور با خاک سطحی و تا عمق حدود ۱۵ سانتیمتری مخلوط می نمائید.
در زراعتهای کوچک و سنتی کود حیوانی را بصورت کپه هائی در مزرعه قرار می دهند و سپس آنرا با بیل بر سطح خاک پراکنده ساخته و با خاک مخلوط می کنند.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد کود و انواع آن به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://persianpet.org/forum/thread74643.html

کاربرد سولفات آمونیوم

سولفات آمونیوم یک ترکیب نمکی با دو گروه آمونیوم NH4+ و یک گروه سولفات SO3-2 است. سولفات آمونیوم یک نمک اسیدی است. مهمترین کاربرد سولفات آمونیوم تهیه کود شیمیایی است. سولفات آمونیوم را دی آمونیوم سولفایت نیز می نامند.
نام ماده (فارسی): دی آمونیوم سولفایت
نام ماده (انگلیسی): diammonium sulfate
نام تجاری (فارسی):سولفات آمونیوم
نام تجاری (انگلیسی): Ammonium sulfate
سایر اسامی: سولفات هیدروژن آمونیوم، دی آمونیوم سولفات، نمک دی آمونیوم اسید سولفوریک
مواد مرتبط: نیترات آمونیوم
مجتمع های تولیدکننده:پتروشیمی ارومیه
دی آمونیوم سولفایت یک نمک غیر آلی با کارایی بسیار زیاد است. مهمترین کاربرد آن تهیه کود شیمیایی است. این ماده شامل ۲۱% نیتروژن به شکل یون آمونیوم مثبت و ۲۴% سولفور به شکل آنیون منمفی سولفات است. وجود سولفات در کود برای کاهش PH خاک است.
موارد مصرف:
کود شیمیایی، پودرهای آتش نشانی، دباغی و تصفیه آب
 خواص فیزیکی و شیمیایی:
Molecular formula (NH4)2SO4
Molar mass 132.14 g/mol
Density 1.769 g/cm3 (20 C)
Solubility in water 70.6 g/100 mL (0 C) 74.4 g/100 mL (20 C) 103.8 g/100 mL (100 C)[1] / insoluble in acetone، alcohol and ether / Melting point 235-280 C، ۵۰۸-۵۵۳ K، ۴۵۵-۵۳۶ F (decomposes)
Critical relative humidity 79.2% (30 C)
 Flash point Non-flammable
روشهای تولید: 
ترکیبی از گاز آمونیاک و بخار آب به داخل راکتوری که محتوی آمونیوم سولفایت اشباع و حدود ۲-۴% اسید سولفوریک در ۶۰C است، تزریق می شود. با اسپری اسید سولفوریک به داخل راکتور مملو از گاز آمونیاک، آمونیوم سولفایت به صورت پودر خشک تولید می شود. گرمای واکنش تمام آب موجود در سیستم را بخار می کند. آمونیوم سولفایت را همچنین می توان از سنگ گچ (CaSO42H2O) تهیه نمود. سنگ گچ خرد شده را به محلول کربونات آمونیوم اضافه می کنند. کربنات کلسیم ته نشین شده و سولفات آمونیوم به شکل محلول بدست می آید.
اطلاعات ایمنی:
تماس آمونیوم سولفات با دست سبب تحریک و یا سرخی پوست می شود. تنفس غبارات آن سبب تحریک بینی، گلو، ریه و ایجاد سرفه و تنگی نفس می شود.

کاربرد سولفات آمونیوم ۲ تا ۴ هفته قبل از کاربرد اوره در pH برابر ۲/۸ میزان مصرف اوره را به نصف کاهش داده است و این بدلیل کاهش یافتن قابل ملاحظه تبخیر NH3 از خاک بوده است (Kumar and Aggarwal 1988 (Goos and Cruz, 1999. همانطور که قبلا گفته شد ترکیب اوره با سولفات آمونیوم می تواند بسیار کارساز باشد و میزان تبخیر NH3 از خاک را کاهش دهد مطالعات بسیاری این مساله را تایید می کند ((Lara-Cabezas et al., 1992, 1997; Vitti et al., 2002. مطالعات نشان داده اند که هر چند مقدار سولفات آمونیوم در ترکیب با اوره بیشتر باشد میزان تبخیر NH3 از خاک کمتر خواهد بود (Cantarella et al., 2003).

تحقیقات بسیار جالبی در مورد ترکیب اوره با سولفات آمونیوم وجود دارد و نتایج بسیار جالب بوده است بعنوان مثال هنگامی که اوره با سولفات آمونیوم ترکیب شود ردیابی نیتروژن نشان دار شده (N15) مشخص کرد که در حضور سولفات آمونیوم میزان جذب نیتروژن مربوط به اوره ۳۸ درصد افزایش نشان داد و این درحالی است که میزان N جذب شده از سولفات آمونیوم در حضور اوره ۱۴ درصد کاهش نشان داد (Watson , 1988).  مکانیسم دقیق افزایش قابل توجه جذب ازت در شرایط اختلاط سولفات آمونیوم و اوره بصورت کامل روشن نیست. در مورد میزان اختلاط سولفات آمونیوم و اوره یا درصد اختلاط مطالعات مختلف نتایج تقریبا مشابهی داشته اند مثلا توصیه ۵۰ درصد اوره+۵۰ درصد سولفات آمونیوم یا ۴۰ درصد سولفات آمونیوم و ۶۰ درصد اوره، ۶۵ درصد اوره و ۳۵ درصد سولفات آمونیوم (Vitti et al., 2002). یکی دیگر از مزایای اختلاط سولفات آمونیوم با اوره نسبت به اضافه کردن اوره بصورت تنها بمنظور تامین ازت وجود مقدار قابل توجهی گوگرد (ُS) در ترکیب کود سولفات آمونیوم است که می تواند بمصرف درختان برسد و این در حالی است که اوره فاقد عنصر گوگرد در ترکیب خود است.

The use of ammonium sulfate 2 to 4 weeks before the application of urea at pH 2.8 urea consumption is reduced by half This is due to a significant decrease in NH3 volatilization from the soil (Kumar and Aggarwal 1988 (Goos and Cruz, 1999.
As mentioned earlier, the combination of urea and ammonium sulfate can be very effective to reduce evaporation from the soil NH3 many studies have confirmed this (Lara-Cabezas et al., 1992, 1997; Vitti et al., 2002 ). Studies have shown that although the amount of urea ammonium sulfate in combination with higher rates of evaporation from the soil will be lower NH3 (Cantarella et al., 2003).

Very interesting research on the synthesis of urea, ammonium sulfate, and the results were very interesting
For example, when urea ammonium sulfate combined with trace-labeled nitrogen (N15) showed that in the presence of ammonium sulfate, urea nitrogen uptake increased 38% And the fact that the N uptake of ammonium sulfate in the presence of urea decreased 14 percent (Watson, 1988). The exact mechanism significant increase in nitrogen in ammonium sulfate and urea disorders are not completely clear.
In the case of ammonium sulphate and urea disorders or disorders of various studies, the results are almost the same as the recommended urea + 50% 50% 40% ammonium sulfate or ammonium sulfate and urea 60%, 65% and 35% ammonium sulfate and urea (Vitti et al ., 2002). Another benefit of adding urea and urea ammonium sulfate disorders are only there to provide a substantial amount of sulfur in the composition of nitrogen fertilizer ammonium sulfate Trees that can be spent while the urea-free elemental sulfur in its composition.

Preiļi urea, urea fertilizer rate, representing urea, urea purchase, sale of urea, urea benefits, the price of fertilizer, sales of fertilizer, urea 46, Shiraz, urea, urea export prices of urea, urea is , urea Kermanshah

یتم تقلیل استخدام سلفات الأمونیوم ۲ إلى ۴ أسابیع قبل تطبیق الیوریا فی درجه الحموضه ۲٫۸ استهلاک الیوریا بمقدار النصف
ویرجع ذلک إلى انخفاض کبیر فی NH3 التطایر من التربه (کومار وأجروال ۱۹۸۸ (لزج وکروز، ۱۹۹۹٫
وکما ذکر آنفا، فإن الجمع بین الیوریا وسلفات الأمونیوم یمکن أن تکون فعاله جدا للحد من التبخر من التربه وأکدت دراسات عدیده NH3 هذا (لارا-کابیزاس وآخرون، ۱۹۹۲، ۱۹۹۷؛. Vitti وآخرون، ۲۰۰۲ ). وقد أظهرت الدراسات أنه على الرغم من أن کمیه سلفات الأمونیوم والیوریا فی ترکیبه مع ارتفاع معدلات التبخر من التربه یکون أقل NH3 (Cantarella وآخرون، ۲۰۰۳).

البحث مثیره جدا للاهتمام على تخلیق الیوریا وسلفات الأمونیوم، وکانت النتائج مثیره جدا للاهتمام على سبیل المثال، عندما کبریتات الأمونیوم الیوریا مجتمعه مع المسمى أثر النیتروجین (N15) أن فی وجود کبریتات الأمونیوم، وزیاده امتصاص النتروجین الیوریا ۳۸٪ وحقیقه أن N امتصاص کبریتات الأمونیوم فی وجود الیوریا انخفض ۱۴ فی المئه (واتسون، ۱۹۸۸). آلیه زیاده کبیره فی الدقیقه النیتروجین فی اضطرابات کبریتات الأمونیوم والیوریا لیست واضحه تماما.فی حاله کبریتات والیوریا اضطرابات الأمونیوم أو اضطرابات من الدراسات المختلفه، فإن النتائج هی تقریبا نفس الیوریا أوصى + ۵۰٪ ۵۰٪ کبریتات الأمونیوم ۴۰٪ أو کبریتات الأمونیوم والیوریا ۶۰٪، ۶۵٪، وکبریتات الأمونیوم ۳۵٪ والیوریا (Vitti وآخرون .، ۲۰۰۲). الأشجار التی یمکن أن تنفق فی حین الکبریت خالیه من الیوریا العنصری فی تکوینها.

الیوریا بریلی، ومعدل السماد الیوریا، وتمثل الیوریا، وشراء الیوریا، وبیع الیوریا، والفوائد الیوریا، وسعر الأسمده، والمبیعات من الأسمده والیوریا ۴۶، شیراز، والیوریا، وأسعار تصدیر الیوریا الیوریا والیوریا هو والیوریا کرمنشاه

 Ammonium_sulfate

  • سولفات آمونیوم
  • سولفات امونیوم
  • سولفات امونیم
  • کود سولفات آمونیوم
  • کود سولفات امونیوم چیست
  • سولفات آمونیوم
  • آمونیوم سولفات
  • کود آمونیوم سولفات
  • میزان مصرف سولفات آمونیوم
  • موارد مصرف کود سولفات امونیوم

 

شاخصهای انتخاب کود سولفات پتاسيم

متأسفانه سوء استفاده از عناوين معتبر براي مقاصد نادرست در كشور ما در تمامي صحنه هاي تجاري و غير تجاري تبديل به يك عادت ناپسند گرديده است.

به جای توضيح ويژگيهاي يك محصول، اصرار به فرانسوي، آلماني، بلژيكي يا آمريكائي بودن آن دارند. شکل دیگر این تبلیغات غیرواقعی از طریق سوء استفاده از وابستگي به يك مركز، موسسه و …، و با قید نام آن مجموعه بر روی بسته های کود یا آگهی های تبلیغاتی صورت می پذیرد. ولی باید توجه داشت که این عبارات هيچ تضمینی برای اثبات كيفيت يك كالا نیست. نمونه اين موضوع در تبلیغات كود سولفات پتاسيم نيز به چشم مي خورد. لذا باغداران بایستی به جای توجه به این عبارات تبلیغاتی تنها با توجه به ویژگیهای کالا نسبت به خرید آن اقدام کنند.

بر این اساس مشخصات فني كه بايد به هنگام خريد كود سولفات پتاسيم مد نظر قرار گيرد به شرح ذيل تقديم مي گردد:

– معادن اصلي پتاس دنيا در كشورهاي كانادا، روسيه و بلاروس قرار دارد و قريب به ۹۰ درصد از كل ذخاير پتاس دنيا در اين سه كشور وجود دارد.

– در دنيا كشاورزان براي تأمين پتاس گياه، عمدتا از دو تركيب سولفات پتاسيم (K2SO4) و كلرور پتاسيم (KCL) استفاده مي كنند.

– یک كود ۱۰۰ درصد خالص،۵۲ درصد k2o و ۱۸ درصد گوگرد دارد و لذا هرچه ناخالصتر باشد از اين عدد كاسته مي شود و مهمتر از آن توجه به اين نكته است كه اين ناخالصي مربوط به چه عناصري مي باشد. چرا كه گاها ناخالصيها موجب جذب كمتر پتاس،‌ توسط درخت

مي گردد.

– بر حسب ميزان خلوص از ۹۶ درصد تا ۹۹ درصد، قيمت جهاني سولفات پتاسيم در حدود ۳ درصد افزايش مي يابد.

– در سولفات پتاسيم ميانگين مقدار پتاسيم به شكل عنصر ۴۲ درصد و در كلرور پتاسيم ۵۰ درصد است و به لحاظ قيمت، كلرور پتاسيم ۵۰ درصد ارزانتر از سولفات پتاسيم است. بنابراين از ديدگاه تامين پتاسيم، كلرورپتاسيم ۶۰ درصد ارزانتر خواهد شد.  البته در ايران بدليل شرایط شوری و خشكی متخصصين كلرور پتاسيم را توصيه نمي كنند. چرا كه كلر را براي گياه يك عنصر مسموم كننده مي دانند. ولي پاسخ به این سوال که کلرور پتاسیم در شرايط خاص ایران و بر درخت پسته چه آثاري دارد بايد با انجام آزمايش علمي روي درخت بدست آید. به هر حال وجود عنصر كلرور در سولفات پتاسيم نبايد از ۲ درصد تجاوز نمايد .

– مقدار pH (اسيديته) در سولفات پتاسيم از ۳ تا ۹ متغير بوده و معمولا ارزانترين نوع کود دارای pH 9 و گرانترين نوع آن دارای pH 3 مي باشد با این وجود چون باغات پسته ایران غالبا در محيط شور قرار دارند لذا بهتر است از كود با pH (اسيديته) ۳ استفاده كنيم. استفاده از اين كود موجب جذب بهتر ساير ريز مغذيها مانند آهن و فسفر مي گردد.

– وجود عناصر سنگين در كود يكي دیگر از مشخصه هايي است كه آنها را ارزان مي کند و لذا داشتن گواهي از آزمايشگاه معتبر مبنی بر میزان مجاز عناصر سنگین در کود (حداكثر ۱۰ قسمت در ميليون) بسيار مهم است. عناصر سنگين مانند سرب، جيوه، كادميوم و … مي باشند كه به شدت نيز خطرناك هستند و علاوه بر آلودگي دراز مدت خاك، موجب باقيماندن اين سموم در مغز پسته مي شود كه در بسياري از گمركات ورودي دنيا به اين موضوع حساس هستند و آنرا كنترل مي كنند.

– هر چه مقدار ناخالصي كود بيشتر شود اولا كمتر در آب حل شده و ثانيا از سرعت حل شدن آن کاسته می شود و لذا لازم است باغداراني كه از سيستم قطره اي استفاده مي كنند به سرعت حل شدن آن توجه نمايند. ضمنا استفاده از كود با pH (اسيديته) ۳ از گرفتگي قطره چكانها نيز جلوگيري مي كند.

– بر عكس گذشته، امروزه انجام آزمايش برگ و خاك برای اطمينان از مفيد بودن مصرف كود پتاس اقدامی كاملا اقتصادي است. انجام این آزمون حداكثر ۶۰۰۰۰۰ ريال هزينه دارد و اين در حالي است كه يك كيلو كود بيش از ۲۰۰۰۰ ريال هزينه دارد.

– بايد توجه داشت در بسياري از مواقع كمبود پتاس در برگ دیده می شود ولي آثار آن درخاك دیده نمی شود. در چنين شرايطي اضافه كردن سولفات پتاسيم غلط بوده و بايد بررسي لازم درخصوص علت جذب نشدن پتاس توسط گياه صورت گيرد.

 لازم به ذكر است كه pH بالا يكي از شايعترين دلايل عدم جذب مي باشد كه بايد با اضافه كردن اسيد و كودهاي دامي براي رفع اين مشكل اقدام کرد.

– خاك يك موجود زنده و بسيار پيچيده است كه بشر هنوز به بسياري از زواياي رفتاري آن دست نيافته است. چگونگي رفتار خاك و گياه با هم نيز بسيار پيچيده تر است و دانش ما در ايران نيز بسيار اندك می باشد لذا توجه و تجربه كشاورزان براي استفاده درست از نهاده ها بيش از پيش راهگشا است.

تعیین زمان کاشت سبزی و صیفی برای مناطق مختلف کشور

برای اینکه بدانیم در یک منطقه جغرافیایی خاص گیاهان را چه زمانی بکاریم که بتوانیم از آنها بهره برداری کنیم باید یکسری اطلاعات اولیه در مورد اکولوژی محل مورد نظر و گیاهی که قصد کاشت آنرا داریم داشته باشیم. در این مطلب سعی براین است که شمارا با این اطلاعات آشنا کنم.باتوجه به در خواست دوستان در این مطلب به محصولات سبزی و صیفی پرداخته می شود.
بطورکلی سبزی و صیفی به دوگروه:
۱- محصول فصل گرم ۲- محصول فصل خنک تقسیم میشوند. معمولا سبزیهای فصل گرم قسمت خوراکی آنها میوه گیاه است مانند:خیار- بادمجان – و……. بجز ریحان-ترخون – مرزه و نعنا که قسمت برگ و ساقه آن قابل مصرف است. و محصول فصل سرد بیشتر برگ و ریشه آنها قابل مصرف است.بجز نخود فرنگی و باقلا
محصول فصل گرم برای جوانه زنی بذر و رشد رویشی و میوه دهی به متوسط درجه حرارتی حدود ۳۰ درجه سانتیگراد نیاز دارد در درجه حرارت کمی پایینتر و بالاتر ممکنست گیاه دیرجوانه بزند و یا دیرترمحصول داده و یا با کاهش مقدار محصول مواجه شویم. گیاهان فصل گرم برای جوانه زنی درجه حرارت خاک باید ۲۷-۳۵ درجه باشد. ودر درجه حرارت پایینتر وبالاتر در جوانه زنی وسبز شدن گیاه تاخیر ایجاد می شود.که موجب خسارت آفات, بیماریها وعلفهای هرز به گیاه شود. بطور مثال: اگر ذرت را وقتیکه درجه حرارت هوا وخاک کمتراز ۲۵ سانتیگراد باشدکاشته زمان جوانه زنی وسبز شدن آن ۱۰ -۱۴ طول میکشد اما در ۳۵ درجه و بالاتر حدود ۴ روز طول میکشد.
بنابراین باید در نظر داشته باشیم که گیاهانی که محصول فصل گرم هستند باید زمانی کاشته شوند که هوا رو به گرمی میرود.وبرطول روز افزوده میشودکه این باعث گرم شدن خاک میشود.توجه داشته باشید برای پیش رس کردن میتوان محصولات فصل گرم را با ایجاد تونل پلاستیکی و یا کاشت خزانه نشاء در شاسی زودتر از موعد کشت نمود. باید توجه کرد وقتی که هوا گرم شد برای خارج کردن گیاه از زیر پلاستیک گیاهان را بتدریج با هوادهی نسبت به محیط خارج مقاوم کرد.میوه دهی و تشیکل سایر اندام قابل مصرف در گیاهان بستگی بطول روز و درجه حرارت محیط دارد.بطور مثال پیاز دارای انواع روز کوتاه وروز بلند است.یعنی تشیکل غده پیاز تحت تاثیر طول روز قرار دارد. بطوریکه در مناطق گرمسیرپیاز روز کوتاه در پاییز کاشته میشود.وارقام روز بلند که در مناطق معتدل کشت میشود.بطورکلی در عرض جغرافیایی بالتر ارقام روز بلند و در عرضهای پایینتر ارقام روز کوتاه.
بطورکلی بهترین درجه حرارت محیط برای رشد مطلوب محصولات فصل گرم حدود۲۱-۳۲درجه سانتیگراد و حداقل آن۱۷ و حداکثر ۳۸ درجه سانتیگراد است.
و درجه حرارت مطلوب خاک برای جوانه زنی حدود۲۷-۳۵ درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت خاک برای جوانه زنی ۱۰ و حداکثر آن ۴۰ درجه سانتیگراد است.

--۳۰۰x257

محصول فصل خنک : برای جوانه زنی به درجه حرارت خاک حداقل ۴ و حداکثر ۳۰ درجه سانتیگراد نیاز دارد و درجه حرارت مطلوب برای اکثر این محصولات حدود ۲۵ درجه سانتیگراد است.همچنین برای رشدمطلوب و تولید محصول کافی باید درجه حرارت محیط حداقل ۷ و حداکثر ۲۹ درجه حرارت مطلوب ۲۴-۱۵ سانتیگراد می باشد.

بطورکلی میتوان گفت محصولات فصل گرم رادر مناطق گرم اواخر زمستان تا اواخر بهار ودر مناطق معتدل از اواسط بهار(اردیبهشت) تا اوایل تابستان کاشته میشوندو محصولات فصل سرد در مناطق گرم از ابتدای پاییز(مهر) تا اواخر پاییز ودر مناطق معتدل اواسط تا اوخر تابستان کاشته میشوند.

-۲-۳۰۰x297

*در شب بایددرجه حرارت به ۱۵درجه یاکمترتغییرکند.

شناخت خاک مناسب کشت گندم و نیازهای آن در زمان رشد

مقدمه:
یکی از هدفهای اصلی پژوهش،حل مشکلات تولیدکنندگان کشاورزی است. که در فرآیند کاشت، داشت، برداشت و فرآوری تولیدات کشاورزی از طریق طراحی، برنامه‌ریزی و اجرای طرحهای تحقیقاتی برای پاسخگویی نیازمندیهای علمی آنان امکان پذیر می گردد.
این مقاله در راستای بهینه کردن مصرف کودهای شیمیایی برای دستیابی به کشاورزی پایدار، تولید مستمر با داشتن حداکثر عملکرد کمی و کیفی، حفظ محیط زیست و کاهش هزینه های تولیدو… و پاسداری از منابع خاک و آب کشور تهیه شده است و روی سخن با متخصصان،کارشناسان و تولیدکنندگان کشاورزی است که در عرصه های تولید حضور دایم دارند. امید است که با اجرای پیشنهادها و توصیه های فنی در سطح مزرعه شاهد برخوردهای جدی تری با مسایل تغذیه‌ای و آبیاری در کشاورزی باشیم.
خاکهای مناسب کشت گندم:
گندم گیاهی است که کشت آن در هر خاکی امکان پذیراست منوط به آنکه برای هر خاک مدیریت مناسب و خاص خود از نظر نحوه کاشت، آبیاری و مصرف کود به کار گرفته شود.کشت این گیاه در خاکهایی که دارای محدودیتهای شوری یا باتلاقی باشد سبب تنک شدن مزرعه، عدم رشد کافی بوته ها و در نهایت کاهش عملکرد خواهد شد.
گندم بیشترین عملکرد را در خاکهایی با بافت لومی عمیق کافی و مواد آلی نسبتاً بالا(یک تا دو درصد) دارد. در خاکهای خیلی رسی مشکل سله بندی سطح خاک وجود داشته و جوانه زدن دیرتر صورت می گیرد. از طرفی چون این خاکها در زمستان و بهار رطوبت را به مقدار زیاد و در مدت طولانی در خود نگهداری می کنند. احتمال از بین رفتن بذر یا گیاه جوان وجود دارد.
به همین دلیل کاربرد لایه شکن(SUbsoiler) در خاکهای سنگین برای محصولات زراعی منجمله گندم الزامی بوده و از طریق کاهش وزن مخصوص ظاهری خاکهای زراعی، نفوذپذیری ریشه و آب در خاک افزایش یافته و مآلاً به افزایش تولید در واحد سطح منجر خواهد گردید.

۶۳۴۶۲۸_JDRQTKSc-300x224

در خاک لومی بعد از فشرده کردن توده خاک و باز کردن دست،اگرچه توده ی خاک تا حدودی شکل می گیرد،اما به تدریج بر روی آن ترک افتاده و قسمتهای آن از هم جدا می شود.

۳۸۳۸۸۶۵۱۳۶۴۸۸۶۵۹۲۰۴۸

در خاک های رسی، رد انگشتان دست بر روی توده ی خاک باقی می ماند و ساختن گلوله ی گلی از این نوع خاک بسیار آسان است.
مثلث بافت خاک:
مثلثی است متساوی الاضلاع که هر ضلع آن مربوط به ۳ عنصر اصلی هر خاک یعنی ماسه، سیلت و رس است.
برای اینکه بدانیم نمونه خاک در چه محدوده بافتی قرار می گیرد، اگر مقادیر ۳ گروه اصلی اجزاء تشکیل دهنده خاک را شامل شن (درشت و ریز) – سیلت و رس می باشد با تجزیه مکانیکی اندازه گیری نماییم می توانیم به نوع بافت خاک پی ببریم.
بافت در خاک تا حدودی نمایشگر محیط های تشکیل آن، رژیم آبی خاک ، ظرفیت نگهداری آب در خاک، نفوذ پذیری و تخلخل (مقدار خلل و فرج خاک که به وسیله اب یا هوا اشغال می شود) و نقطه پژمردگی گیاه است.
۱
تقسیم بندی بافت خاک
در روش مدرن، مثلث بافت خاک از دوازده کلاس تشکیل یافته است که اجزاء متشکله آن به قرار زیر می باشد :
۱- شنی (sand) : حداقل مقدار شن ۸۵ درصد و مجموع و ۵/۱ برابر ذرات رس کمتر از ۱۵ درصد می باشد.
۲- شنی – لومی (loamy – sand) : شن بین ۷۰ تا ۹۰ درصد و مجموع سیلت و ۵/۱ برابر ذرات رس بیش از ۱۵ درصد و مقدار رس از ۳۰ درصد کمتر می باشد.
۳ – لومی – شنی (sandy – loam) : رس کمتر از ۲۰ درصد یا مجموع درصد سیلت و دو برابر مقدار رس از ۳۰ درصد بیشتر می باشد. خاک هایی که مقدار شن آنها بین ۲۴ تا ۵۲ درصد باشد و مقدار رس شان کمتر از ۷ درصد و سیلت شان نیز کمتر از ۵۰ درصد است خاک لومی و شنی نامیده می شوند.
۴ – (loam) لوم : مقدار رس بین ۷ تا ۲۷ درصد و سیلت ۲۸ تا ۵۰ درصد و شن کمتر از ۵۲ درصد است.
۵ – لومی – سیلتی (silt – loam) : مقدار سیلت بیش از ۵۰ درصد و رس بین ۱۲ تا ۲۷ درصد بوده و یا مقدار سیلت بین ۵۰ تا ۸۰ درصد نوسان داشته و مقدار رس نیز کمتر از ۱۲ درصد است.
۶ – سیلت (silt) مقدار سیلت کمتر از ۸۰ درصد و مقدار رس کمتر از ۱۲ درصد است.
۷ – لوم رسی – شنی (sandy – clay – loam) : اینکه ۲۰ تا ۳۵ درصد رس داشته و مقدار سیلت آن ۲۸ درصد کمتر و شن آن نیز بیش از ۴۵ درصد می باشد.
۸- لومی ورسی (clam –loam) مقدار رس تا ۲۷ تا ۴۰ درصد و مقدار لوم کمتر از ۲۰ درصد تا ۴۵ درصد در نوسان است.
۹- لوم رسی – سیلتی (silty – clam – loam) مقدار رس ۲۷ تا ۴۰ درصد و مقدار شن نیز از ۲۰ درصد کمتر است.
۱۰- رسی و شنی (sandy – clay) مقدار رس و شن آن از ۳۵ تا ۴۵ درصد بیشتر است.
۱۱ – رسی و سیلتی (silty – clay) مقدار هر یک از رس و سیلت آن به ترتیب بیش از ۴۰ درصد است
۱۲- رسی (clay) مقدار رس بیش از ۴۰ درصد و مقدار شن و سیلت آن به ترتیب از ۴۵ تا ۴۰ درصد کمتر است.

برای تعیین بافت خاک (تجزیه گرانولومتری) متدهای متعددی پیشنهاد گردیده است . اصول متدهای فوق بر مبنای قانون استوکس پایه گذاری شده است. طبق نظریه استوکس سرعت سقوط ذرات متناسب با قطر آنها می باشد، یعنی در تجزیه گرانولومتری، سرعت سقوط ذرت را طبق معادله زیر تعیین می نمایند:
V = k R2
سرعت سقوط ذرات بر حسب سانتی متر در ثانیه R شعاع ذرات بر حسب سانتی متر D1 وزن مخصوص ذرات بر حسب گرم بر سانتی متر مکعب D2 وزن مخصوص محلول بر حسب گرم بر سانتی متر مکعب g شتاب ثقل زمین بر حسب سانتی متر برثانیه η ضریب چسبندگی محلول بر حسب دین بر سانتی متر
تعیین بافت خاک در صحرا
بافت خاک را در صحرا بدین ترتیب معین می کنند که مقداری از خاک را مرطوب کرده بین انگشتان شصت و سبابه فشار می دهند. از احساسی که به حس لامسه دست می دهد و از طرز تشکیل نوار خاک مرطوب بین انشگتان می توان به بافت خاک پی برد. ذرات شن زبر و خشن بوده و در زیر انگشتان حس می شوند. ذرات سیلت در حالت خشکی آردی و شبیه پودر می باشند. رس در حالت خشکی سفت و سخت و در حالت مرطوب چسبنده و شکل پذیر است.
رفتار خاک های سبک :
خاک های سبک خاک هایی هستند که بیش از ۸۰% وزن خاک را شن تشکیل داده و مقدار رس کمتر از ۱۲ درصد و یا مجموع رس و سیلت آن ها کمتر از ۲۰ درصد است. رطوبت قابل استفاده در هر متر از عمق خاک کمتر از ۱۲۵ میلی متر است. زهکشی آنها آزادانه و به طور طبیعی صورت گرفته و با پیدایش یک دوره خشکی رطوبت خود را به سرعت از دست می دهد. در معرض فرسایش بادی قرار دارد و بارخیزی آنها ناچیز است. ساختمان خاک در این اراضی بسیار سست و شکننده بوده و با فشاری متلاشی شده و به ذرات اولیه تبدیل می شود. اگر در حالتی که خاک مرطوب است عملیات شخم و غیره انجام شود، سطح خاک متراکم شده ولی درز و ترکی در آن پدیدار نمی شود در نتیجه نفوذ آب در خاک مرطوب است گرفته و جوانه زدن بذر و انتقال هوای خاک از هوا به درون خاک و یا بالعکس دچار وقفه ی شود. این عوامل به حاصلخیزی ناچیز خاک دامن می زند. وجود سنگ ریزه و فراوانی آن نیز از بارخیزی خاک کاسته و استهلاک ادوات کشاورزی نیز در مدت کوتاهی به وقوع می پیوندد. رطوبت قابل استفاده گیاه در این خاک ها ناچیز بوده و آبیاری بایستی به تناوب بیشتری صورت گیرد. آبشویی (leaching) املاح و کودهای شیمیایی نیز قابل توجه است و تلفات و ضایعات کودی بیشتر از سایر خاکها است.
رفتار خاک های سنگین :
خاک های سنگین یا رسی محتوی بیش از ۲۸ درصد رس بوده و چسبندگی آنها زیاد است.
ساختمان خاک در صورتی که مواد آلی خاک ناچیز باشد از پایداری مطلوبی برخوردار بوده و سطح خاک در اثر تناوب خشکی و رطوبت، ایجاد درز و ترک می کند که به انتقال آب و هوا به درون خاک کمک می کند. رطوبت قابل استفاده گیاه در این خاکها از کلیه خاک های دیگر بیشتر بوده و زهکشی آن نیز دشوارتر است چون در رطوبت های کمتری از اشباع نفوذ پذیری خاک بسیار ناچیز است لذا این خاک ها به مدت طولانی مرطوب باقیمانده و بروز خشکی هوا در عملکرد گیاه چندان مؤثر نمی باشد. نکته دیگر اینکه رطوبت خاک های رسی در حد خمیرایی کاهش یابد. بنابراین انتخاب زمان شخم اهمیت به سزایی در بهبود یا تخریب ساختمان خاک دارد. بارخیزی در این خاک ها نیز به علت ظرفیت تبادل کاتیونی قابل توجه آن، در حد مطلوبی بوده و تناوب آبیاری در این خاک ها کمتر از سایر گروه های بافتی است.
ساختمان خاک :
شکل و نوع قرارگیری ذرات و اجزاء متشکله خاک که منجر به تشکیل توده های خاکی به هم پیوسته ریز و درشت (خاکدانه ها) می گردد، به نام ساختمان خاک بیان می گردد.
ساختمان خاک به اتصال ذرات اصلی خاک و تشکیل ذرات ثانوی اشاره دارد. اگر ذرات ریز رس و سیلت به هم متصل شوند، خاکدانه یا ساختمان ثانوی را تشکیل دهند، چنین خاکی دارای ساختمان مناسبی خواهد بود. ساختمان خرده (crumb) باعث نفوذ آب، کاهش وزن مخصوص ظاهری و نفوذ هر چه بهتر ریشه ها می گردد. بافت و ساختمان خاک تعیین کننده تعداد و اندازه منافذ موجود در بین و درون ذرات خاک ، چه ذرات اولیه و چند ثانویه است .
اندازه خلل و فرج و شکل آنها و ممتد و غیر ممتد بودنشان بر انتشار اندام های عفونت زا و متحرک میکروارگانیسم های درون خاک اثر می گذارند. اتصال ذرات ریز خاک و تشکیل ذراتی بزرگتر توسط کلسیم، منیزیوم و هوموس افزایش می یابد. سدیم هم پاشیدگی و تخریب ساختمان خاک را تشدید می کند.
به طور کلی هر خاکی بر اساس ترکیب فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خود قادر است، ذرات جامد معدنی خود را در جوار هوا و آب به شکل واحدهای خاکی مخصوص در کنار هم مجتمع نموده و درون واحدهای خاکی مجتمع نیز، اتصال و ارتباط مجددی برقرار نماید. نتیجه این فرآیند مرحله ای ، تشکیل واحدهای ریز ساختمانی یعنی خاکدانه ها و واحدهای درشت ساختمانی یعنی کلوخچه ها و کلوخه هاست.
ساختمان خاک اثرات بافت را در رابطه با آب و هوای خاک اصلاح می کند. اندازه بزرگ و ماکروسکوپی خاکدانه ها باعث پیدایش و فضای خالی در بین آنها می گردد که به مراتب بزرگتر از خلل و فرجی است که در فواصل ذرات شن، سیلت و رس در درون خاکدانه ها بوجود آید و در حقیقت همین تأثیر ساختمان خاک بر روی خلل و فرج خاک است که آن را در زمره یکی از خصوصیات مهم قرار می دهد.
خاکدانه ها بر اساس شکل ظاهری به ۴ گروه کردی (spheroidail) ، ورقه ای (plate like) مکعبی (Block like) و منشوری (prismlike) تقسیم می شوند که با تقسیمات فرعی این چهار شکل، اشکال هفت گانه خاک را تشکیل می دهند.
کروی ساده ترین شکل یک خاکدانه است. خاک هایی که بیشتر خاکدانه های آن کروی است دارای ساختمان دانه ای می باشند. ساختمان مکعبی از خاکدانه هایی تشکیل شده که شبیه مکعب و یا منشورهای کوتاه مستطیل شکل است. اگر گوشه خاکدانه ها گرد و صاف باشد به آن مکعبی بدون گوشه و اگر گوشه تیز باشد به آن مکعبی گوشه دار می گوئیم. خاکدانه هایی که در ازای آنها بیشتر از پهنای آنها باشد منشور بوده و در این حالت ساختمان خاک را منشوری می نامند. منشورها دارای لبه ها و سطح هایی زاویه دار هستند. هنگامی که سطح های کناری و بالایی بدون زاویه باشند. خاکدانه ها تشکیل ستون می دهند که به این ساختمانها ستونی گفته می شود. در برخی از خاک ها به ویژه در افق های فشرده شده، خاکدانه ها، نازک، مسطح و بشقاب مانند هستند و بنابراین در این حالت خاک بشقابی یا صفه ای نام دارد. برخی از خاک ها ساختمان مشخصی نداشته که آنها را بی ساختمان می نامند. خاک های بی ساختمان به دو گروه توده ای و تک دانه ای تقسیم می شود. وضعیت بی ساختمان توده ای نشان می دهد که همگی ذره ها به یکدیگر چسبیده اما هیچگونه خاکدانه ای در آنها دیده نمی شود.
آبیاری گندم:
در مناطقی که مقدار بارندگی با پراکنش مناسب در طول رشد گیاه گندم کمتر از۳۵۰ میلی متر باشد لازم است مزرعه گندم آبیاری شود. برای این کار لازم است هنگام تهیه زمین و بستر بذر شیب لازم به زمین داده شود تا از یک طرف آب به مقدار ثابت در تمام سطح مزرعه پخش شده و از طرف دیگر از فرسایش آبی خاک جلوگیری شود. مقدار آب مورد نیاز به درجه حرارت محیط، روش کاشت، مقدار بارندگی،‌بافت خاک و رقم مورد کاشت، عملکرد مورد انتظار و وضعیت خاک از نظر عناصر غذایی بستگی دارد. در مناطقی که از کودهای شیمیایی به منظور افزایش عملکرد استفاده می‌شود نیاز به آب بیشتر از حالتی است که از کود شیمیایی استفاده نمی‌شود.
به طور کلی تامین رطوبت کافی برای گندم در تمام مراحل رشد جهت استفاده از حداکثر پتانسیل خاک وگیاه و تولید حداکثر محصول ضرورت دارد. بطور متوسط در سالهای مناسب از نظر درجه حرارت و بارندگی، گندم بین ۵۰۰۰ تا ۵۸۰۰ متر مکعب در هکتار آب نیاز دارد. در مناطق گرم و خشک احتیاج گندم به آب بیشتر از سایر مناطق بوده و حدود ۸۰۰۰ متر مکعب می‌باشد. در جدول شماره یک نیاز آبی گندم در مناطقی از کشور گنجانده شده است. (فرشی ۱۳۷۵).
نیاز غذایی گندم:
بذر گندم پس از آنکه در خاک مناسب کاشته شد و جوانه تولید نمود برای آنکه زندگی گیاهان خود را با رشد و نمو کامل ادامه داده و محصول خوب و کافی بدهد لازم است شرایط تغذیه‌ای آن کاملاً مناسب باشد. هرگاه عناصر و مواد غذایی موجود در خاک تکافوی احتیاجات آن را ننماید، گیاه رشد خود را به خوبی انجام نداده و علایم کمبود هر یک از مواد در اندامهای مختلف آن ظاهر شده با بزرگ شدن و رشد بیشتر گیاه، کمبود نمایان‌تر شده و گیاه به تدریج ضعیف می‌شود و در نتیجه نه تنها محصول کافی تولید نمی‌کند همانطور که کمبود یک عنصر غذایی در خاک سبب عدم رشد نبات می‌شود. و علایمی در گیاه بوجود می‌آورد فزونی همان ماده موجب ظهور علایمی در گیاه خواهد شد که در نهایت منجر به مسومیت کاهش عملکرد می‌شود. بطور کلی هدف افزایش تولید است که از نظر کمیت و کیفیت مناسب نیز باشد و زمانی می‌توان محصول خوب و کافی تولید نمود که شرایط زیست و تغذیه گیاه متعادل و مناسب باشد. مسلم است گیاهی که دچار کمبود ماده غذایی باشد محصول خوب و کافی تولید نخواهد کرد.
کودهای آلی:
ارزش کودهای آلی به خاطر خاصیت مهم آنها یعنی نقش تغذیه‌ای و شیمیایی، بهبود خواص فیزیکی و افزایش فعالیتهای بیولوژیکی در خاک است. وقتی کود آلی به خاک اضافه می‌شود بخشی از ماده غذایی موجود در آن به خصوص ازت، پتاسیم و فسفر می‌تواند بلافاصله در اختیار گیاه قرار گیرد و بخشی از آن در طول مدت زمان طولانی به تدریج آزاد و آماده جذب می‌شود. غیر از سه عنصر پر مصرف اصلی، مقادیر قابل توجهی از عناصر دیگر از جمله گوگرد، کلسیم، منیزیم و عنصر کم مصرف نظیر آهن، روی، مس و منگنز در اختیار گیاه گذاشته می‌شود. مواد آلی با بهبود خواص فیزیکی خاک از طریق ایجاد ساختمان خاک سبب می‌شود تا ریشه گیاه به راحتی در خاک نفوذ کرده و از آب و هوا و عناصر غذایی موجود در خاک به حد مطلوبی استفاده نماید. همچنین مواد آلی باعث افزایش ظرفیت نگهداری رطوبت خاک می‌شوند. از نقطه نظر بیولوژیکی، این مواد به منزله غذای تازه برای موجودات ذره‌بینی خاک خواهند بود و باعث فعالیت بیشتر و تکثیر فوق العاده آنها می‌شوند که این‌گونه فعالیتهای بیولوژیکی در خاک نتایج جالبی را از نظر تغذیه گیاه به دنبال دارد. با توجه به فواید بسیار کودهای آلی (کودهای حیوانی،‌کمپوست حاصل از زباله شهری) مصرف حدود ۲۰ تن در هکتار کود آلی در هر دو سال یک بار توصیه می‌شود.
ازت:
ازت موجب شادابی و نمو سریع گیاه و ازدیاد ساقه و برگها و افزایش مقدار محصول و درصد پروتئین می‌شود. مقدار ازت مصرفی بستگی به مقدار آب،‌رقم مورد کاشت، بافت خاک و عملکرد مورد انتظار دارد.
برای افزایش راندمان ازت مصرفی بهتر است آن را در سه نوبت مصرف کرد زیرا نیاز گندم در مرحله پنجه زدن، ساقه رفتن، تشکیل گل آذین (سنبله) به ازت بیشتر از سایر مراحل رشد می باشد.
در شرایط کمبود ازت در خاک ابتدا رنگ برگهای گندم سبز و مایل به زرد و در شرایط کمبود شدید کاملاً زرد می‌شود. رنگ ساقه سبز روشن و رشد طولی ساقه کم می‌شود و دانه‌ها کوچک و چروکیده باقی می‌مانند. جدول شماره دو توصیه کودی ازت برای گندم را نشان می‌دهد.
مصرف زیادی ازت نیز برای گندم مضراتی داشته و حساسیت گیاه را در برابر آقات و بیماریها تشدید می‌نماید. از طرف دیگر زیادی ازت، نسبت کربن به ازت خاک را برهم زده و مواد آلی ناچیز خاکهای زراعتی مخصوصاً در اقالیم گرم را از بین می‌برد.
مشکلی که می‌بایستی در آینده‌نگری و در رابطه با کشاورزی پایدار با اعمال سیاستهای صحیح بایستی حل شود. در شکل شماره یک رابطه بین مقدار و زمان کاربرد کودهای ازته با شیوع زنگ گندم را نشان داده شده است.
جدول ۲- توصیه کودی ازت برای گندم آبی
نوع خاک عملکرد دانه
(تن در هکتار) کود اوره مورد نیاز
(کیلوگرم در هکتار)*
سبک ۷-۶ ۴۵۰-۳۰۰
متوسط ۸-۶ ۴۰۰-۳۰۰
سنگین ۸-۶ ۴۰۰-۳۰۰
*توصیه کودی برای حالتی که کشت سال قبل غلات، ذرت، چغندرقند و یا سبزیجاتی که کمتر از ۲۰۰ کیلوگرم در هکتار کود اوره دریافت کرده و باقیمانده آنها از مزرعه انتقال داده شده است. ولی اگر کشت قبل سویا، یونجه، شبدر، لوبیا بیش از ۴۵۰ کیلوگرم در هکتار کود اوره دریافت کرده باشد مصرف اوره باید ۱۰۰ کیلوگرم کاهش یابد.
در صورتی که بارندگی بیش از حد طبیعی نظیر آنچه که در بهار سال جاری در استانهای شیراز و اصفهان نازل شد، باشد و یا آب آبیاری بیش از اندازه مصرف شده باشد می‌بایستی در مصرف کودهای ازته به صورت سرک در بهار مخصوصاً در مرحله ساقه رفتن اقدام نمود.
فسفر (P):
فسفر سبب ازدیاد رشد و تولید ریشه‌های قوی و استحکام گیاه در دوره زندگی گیاه و افزایش کیفیت دانه‌ها می‌شود. وجود مقدار کافی فسفر در گیاه مقاومت آن را در برابر خشکی افزایش داده و سرانجام گیاه زودرس می‌شود. در اثر کمبود فسفر رنگ اندامهای هوایی گیاه سبز تیره گردیده و رشد آن کند خواهد شد برگها از قسمت نوک بتدریج می‌میرند و این وضع به طرف قاعده برگ پیشروی می‌نماید.در حالت کمبود شدید برگها و ساقه‌ها بخصوص گلبرگها ارغوانی و سرانجام بنفش رنگ گردیده
و سنبله‌ها کوچکتر از اندازه طبیعی می‌شوند.
توصیه کودی فسفر برای گندم آبی*
سطح فسفر قابل جذب
(میلی‌گرم بر کیلوگرم) کود فسفاتی مورد نیاز (سوپر فسفات تریپل)
کیلوگرم در هکتار *
۱- ۵ ۲۵۰
۱۰- ۵ ۱۵۰
۱۵-۱۰ ۱۰۰
۱۵ < کود فسفاتی نیاز نیست
* توجه شود که در اثر زیادی مصرف کودهای فسفاته، فیتات (Phytates) در دانه‌گندم بیشتر شده و در بدن از جذب آهن جلوگیری می‌کند.
پتاسیم (K)
پتاسیم مقاومت گیاه در برابر بیماریها و آفات را افزایش داده و موجب زیاد شدن مواد قندی و نشاسته‌ای، همچنین افزایش وزن هزار دانه و سرانجام بهبود کیفیت دانه‌ها می‌شود. در اثر کمبود این ماده ساقه و میان گره کوتاه و گیاه لاغر و ضعیف می‌شود. برگها به رنگ سبز تیره مایل به آبی که ممکن است کمی در حاشیه و نوک زرد شده باشند. زردی بعداً به قهوه‌ای،‌ سوختگی و مردن نوک و حاشیه‌ برگها منتهی می‌شود.
سوختگی تمام سطح برگها را نیز ممکن است بگیرد. تعداد ساقه ممکن است زیاد باشد ولی تعداد خوشه در آنها خیلی محدود است و دانه‌ها چروکیده و کوچک هستند. در اثر کمبود پتاسیم مقاومت گیاه در برابر آفات و بیماریها، باد، خشکسالی و رس کاهش می‌یابد. در جدول شماره چهار توصیه کودی پتاسیم برای گندم آمده است.
جدول شماره ۴- توصیه کودی پتاسیم برای گندم آبی سطح پتاسیم قابل جذب در خاک (میلی گرم در کیلوگرم) سولفات پتاسیم مورد نیاز (کیلوگرم در هکتار)
۱۰۰ < ۳۰۰
۲۰۰-۱۰۰ ۲۰۰
۳۰۰-۲۰۰ ۱۵۰
۳۰۰ < به کود پتاسیم نیازی نیست
ضرورت مصرف کودهای محتوی ریز مغذی‌ها
با مصرف کودهای محتوی عناصر کم مصرف به سهولت می‌توان علاوه بر نیل به افزایش تولید و افزایش درصد پروتئین،‌ غلظت مواد ریزمغذی نظیرروی، آهن،‌ منگنز و مس را در دانه گندم افزایش داد.
از طریق افزایش غلظت ریز مغذی‌ها به راحتی می‌توان سلامتی جامعه اسلامی مان را در گندم که مصرف همگانی دارد تضمین و از درصد افراد مبتلا به بیماری کم خونی
Anemia) (Persian به مقدار قابل توجهی کاست.
اثرات کود سولفات روی، کمپوست حاصل از زباله شهری در افزایش عملکرد گندم آبی و غنی‌سازی دانه گندم با روی نشان داده شده است.
اثرات کود سولفات روی و کمپوست در افزایش عملکرد گندم آبی و غنی سازی دانه گندم (مجیدی۱۳۷۵)
تیمار کودی متوسط غلظت
*روی در خاک (قبل از کاشت گندم) متوسط غلظت
*روی در (بعد از کشات گندم) عملکرد گندم
گندم(کیلوگرم در هکتار) متوسط غلظت*
روی در دانه
گندم تولید شده
شاهد ۲۹/. ۱۳/. ۴۰۴۶ ۰۴/۱۲
سولفات روی
ساخت داخل ۲۹/. ۹۷/۳ ۴۷۶۸ ۹۸/۳۰
کمپوست تولیدی
از زباله اصفهان ۲۹/. ۸۲/۲ ۴۷۹۸ ۵۸/۳۲
* میلی گرم در کیلو گرم
** توجه مهم: با مصرف ۴۰ کیلو گرم سولفات روی یا ۲۰ تن کمپوست در هکتار به سهولت می‌توان نیاز روی (Zn) انسانی (۱۵ میلی‌گرم در روز) با فرض مصرف نیم کیلوگرم نان توسط هر انسان بالغ در هر روز تامین نمود.
*** کمپوست را قبل از کاشت ولی سولفات روی را به دلیل محلول بودن آن در آب حتی می‌توان به صورت سرک نیز مصرف نمود.
در جدول شماره شش اثرات مثبت کلات آهن (محتوی دو درصد آهن) در افزایش تولید، پروتئین و غلظت آهن در دانه گندم نشان داده شده است.
اثر مصرف کلات آهن در میزان عملکرد پروتئین و غلظت آهن در دانه گندم (انصاری‌پور ۱۳۷۵)
تیمار عملکرد گندم
(کیلوگرم در هکتار) درصد پروتئین
در دانه گندم غلظت آهن
(میلی گرم در کیلوگرم)
شاهد ۸۸۰۰ ۴/۱۱ ۳۹
۴۰لیتر در هکتار ۹۰۰۰ ۵/۱۱ ۳۲
۸۰ لیتر در هکتار ۹۲۰۰ ۲۶/۱۴ ۶۰
۱۲۰ لیتر در هکتار ۹۸۰۰ ۷/۱۲ ۶۱
نتیجه و بحث:
۱- از آنجا که مرغوبیت بذر از نظر بالا بودن قوه نامیه، ذخایر کافی مواد غذایی، مقاومت نسبت به بیماریها از جمله زنگ گندم، سازگاری با شرایط منطقه و داشتن خاصیت کود‌پذیری بالا از عوامل مهم جهت عملکرد بالا و بهره‌وری بهینه از نهادها می باشد، لذا انتخاب بذر مناسب بایستی با نظر کارشناسان مربوط در هر منطقه صورت گیرد.
۲- قبل از کشت از سطح مزرعه نمونه خاک مرکب تهیه و به آزمایشگاه تجزیه خاک ارسال تا پس از اندازه‌گیری میزان کربن آلی، ازت نیتراتی (NO3- N) ، فسفر و پتاسیم قابل جذب، نسبت به مصرف کود تصمیم‌گیری شود.
۳- به دلیل کاهش شدید درصد مواد آلی خاکهای زیر کشت و مصرف بی‌رویه کودهای فسفاته، خاکهای زراعتی سفت و نفوذ‌پذیری آنها نیز کاهش یافته است. بنابراین ضمن تاکید بر مصرف مواد آلی حتی کمپوست حاصله از زباله شهری و زدن لایه شکن (Subsoiler) به افزایش عملکردی قابل توجه نایل خواهیم آمد.
۴- مصرف کودهای آلی با توجه به فواید بسیار آن توصیه می‌شود و در صورتی که از کود حیوانی استفاده می‌شود بایستی کاملاً پوسیده باشد تا بذور علفهای هرز موجود در آن از بین رفته و میزان عناصر غذایی قابل جذب کود زیاد باشد.
۵- در صورتی که ازت نیتراتی خاک (NO3-N) 15 میلی گرم در کیلوگرم یا بیشتر باشد نیازی به مصرف کود ازته پایه نیست و مصرف ازت به صورت سرک در دو نوبت یعنی زمانهای پنجه زدن و اوایل ساقه رفتن توصیه می‌گردد.
۶- کودهای فسفاته و پتاسه بایستی قبل از کشت مصرف و کاملاً با خاک تا عمق شخم مخلوط گردد. در صورتی که بافت خاک نسبتاً سبک باشد می‌توان کود پتاسه را (حتی به صورت کلرور پتاسسیم منتها در خاکهای غیر شور) بعد از کشت نیز به صورت سرک مصرف نمود.
۷- نظر به تشکیل فیتات (Phytates) در دانه

۲

توصیه های فنی برای شالیکاری در خشکسالی

«هر سال ۲۲ مارس (سوم فروردین) روز جهانی آب خوانده می‌شود و بزرگداشت همین روز از سوی سازمان ملل متحد در اجلاس ریودوژانیرو به تصویب و در مجموع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان «آب برای زندگی» نامگذاری شده است». دهه آب برای زندگی که با هدف جهانی تمرکز بیشتر روی موضوعات مربوط به آب نامگذاری شده است، بیانگر اهمیت آب در تولید محصولات گیاهی به ویژه برنج بوده، بنابر این با توجه به تغییرات جهانی آب و هوا و وقوع خشکسالی و کم آبی در سال‌های اخیر، موسسه تحقیقات برنج کشور بر خود فرض می‌داند، توصیه‌های فنی لازم را با توجه به پژوهش‌های انجام شده و جدیدترین تحقیقات صورت گرفته بصورت کاربردی در اختیار بهره‌برداران شالیکار قرار دهد.در حال حاضر مقدار آبی که برای زراعت در ایران مصرف می‌شود، بسیار بیشتر از مقدار نیاز واقعی گیاه بوده و مابقی مربوط به تلفات شبکه انتقال و توزیع و کاربرد آب از طریق نفوذ عمقی و روان آب خروجی از انتهای مزرعه است. هر چند مقدار زیادی از این تلفات غیرقابل اجتناب است، اما می‌توان با استفاده از توصیه‌های زیر از مقدار آن کاست.
روش آبیاری متداول در ایران، آبیاری غرقاب دایم می‌باشد، اما با توجه به کمبود آب در کشور ادامه این روش در کشور جایز نبوده و توصیه می‌شود به منظور بالا بردن راندمان آبیاری، کمک به توزیع عادلانه آب و جلوگیری از بروز هرج و مرج در برداشت و توزیع آب، از روش آبیاری متناوب استفاده شود. در این روش آب در فواصل زمانی متناسب با آب و هوا و خاک هر منطقه وارد مزرعه شده و تا عمق حدود پنج سانتیمتر غرقاب می‌شود. فاصله زمانی مناسب براساس آب و هوا و خاک منطقه قابل انتخاب می‌باشد. هر چه خاک شالیزار سبک‌تر و یا منطقه گرم و خشک‌تر باشد، این فاصله زمانی کمتر خواهد بود. یک شاخص خوب برای تشخیص زمان مناسب برای آبیاری، ظهور ترک‌های مویین در سطح خاک می‌باشد که باید با ظهور آن اقدام به آبیاری مجدد نمود، زیرا پس از بروز ترک‌های بزرگتر در آبیاری بعدی با تلفات عمقی زیاد مواجه خواهیم شد. آزمایشات متعدد انجام شده توسط محققان برنج در سالهای مختلف در نقاط برنج‌خیز کشور نشان می‌دهد که در استان‌های شمالی برای اکثر ارقام رایج دور آبیاری حداقل پنج روزه و حداکثر تا ظهور ترک‌های موئین پس از خشک شدن در زمین زارعان کاهشی در عملکرد برنج ایجاد نخواهد کرد به شرطی که در زمان آبیاری عمق آب به حداقل پنج سانتی‌متر رسانیده شده و سایر عملیات زراعی به خوبی انجام پذیرد. همچنین این فاصله زمانی برای خاکهای سنگین شالیزاری در استانهای جنوبی یک روز و در استانهای میانی دو روز پیشنهاد می‌شود. آزمایشات دیگری که بر اساس رطوبت خاک شالیزار بعمل آمده نشان داده است که حتی در رطوبت ۸۰درصد پایین‌تر از رطوبت اشباع نیز کاهش محسوسی در عملکرد بوجود نیامده است.از نظر ظاهری گیاه برنج در شرایط یکه دچار کم آبی شود در برگهای خود علائمی به شکل زیر بروز می‌دهد. ابتدا برگها از وسط زاویه‌دار شده و به سمت داخل جمع می‌شوند و در صورت ادامه کم‌آبی به شکل لوله‌ای در می‌آیند و پس از آن از نوک برگ شروع به خشک شدن می‌نمایند. با شروع لوله‌ای شدن برگها باید آبیاری شروع شود تا گیاه فرصت بازیابی داشته باشد. در اجرای طرح آبیاری نوبتی توجه به مرحله رشد گیاه بسیار مهم است. از دلایل عمده غرقابی کردن اراضی شالیزاری جلوگیری از خسارت علف‌های هرز می‌باشد. بدین منظور توصیه می‌شود حتی‌الامکان در سه هفته اول پس از نشاکاری مزرعه از حالت غرقابی خارج نشود، در غیر این صورت مبارزه با علف‌های هرز تشدید می‌شود. آزمایشهای متعدد نشان داده است که حداکثر حساسیت برنج به کم‌آبی در دوره گل دهی (یک هفته قبل و تا یک هفته بعد از گلدهی) می‌باشد، سپس ابتدای دوره حداکثر رشد سبز (۳۰ روز پس از نشاکاری) مرحله پرشدن و رسیدن دانه به ترتیب حساسیت کمتری نسبت به دوره گلدهی دارند. نکته مهم نیاز به غرقابی در دوره پس از نشاکاری به منظور مبارزه با علف‌های هرز می‌باشد. بنابراین مجریان طرح آبیاری نوبتی باید به تامین آب برای دوره گلدهی و دوره پس از نشاکاری توجه نموده و سعی نمایند، در این دوره آب بیشتری تامین نمایند. حتی‌الامکان بهتر است آن دسته از اراضی که از طریق یک منبع یا دریچه آب می‌گیرند، در عملیات زراعی نظیر تاریخ کشت، انتخاب رقم، سمپاشی و کودپاشی هماهنگ باشند، تا در هنگام اجرای آبیاری نوبتی دچار مشکل موضعی نشده و توزیع آب به خصوص در حالت آبیاری کرت به کرت، راحت‌تر امکان‌پذیر شود.
کانالهای آبیاری برای تامین شیب و عرض مقطع مناسب و از بین بردن علفهای هرز در طول فصل زراعی به طور مرتب لایروبی شوند تا ضمن انتقال سریع تر و راحت‌تر آب، تلفات انتقال آب نیز کمتر شود.
حفر چاه و حل مشکل آب
حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق می‌تواند به طور موضعی مشکل کم‌آبی را کاهش دهد، اما باید به کیفیت و درجه حرارت آب توجه شود. برای بررسی کیفیت آب می‌توان با تهیه نمونه آب از چاه و ارسال آن به آزمایشگاه خاک و آب، موسسه برنج و یا سایر ادارات عمل نمود.
درجه حرارت مناسب برنج
درجه حرارت مناسب برای رشد برنج ۲۰ تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد می‌باشد و گیاه برنج در حرارت‌های کمتر از ۱۲ درجه و بیشتر از ۳۲ درجه دچار خسارت خواهد شد.
از آنجا که درجه حرارت آب چاه‌ها به طور عموم کمتر از درجه حرارت محیط می‌باشد، باید با آبیاری تدریجی و تناوبی با این مساله برخورد نمود. اگرچه در شرایط کم آبی استفاده از آب زهکش‌ها جهت آبیاری غیر قابل اجتناب است، ولی توصیه می‌شود، در صورت امکان این کار به صورت تلفیقی با آب تازه انجام گیرد، تا از خسارت احتمالی کاسته شود، در هر حال انجام آزمایش کیفیت آب از طریق نمونه‌گیری لازم است. چنانچه در طی فصل رشد بارندگی اتفاق افتد، کشاورزان طبعا اقدام به حفظ آب در سطح کرتها خواهند نمود، اما باید توجه نمود که عمق آب از ۱۵ تا ۲۰ سانتی‌متر بیشتر نشود.
آماده‌سازی زمین
در ابتدای فصل پس از یک بارندگی خوب می‌توان عملیات آماده سازی زمین را شروع نمود. در شرایطی که خاک خشک است، می‌توان به جای تیلر برای شخم اولیه از تراکتور استفاده کرد. در شرایط کم آبی می‌توان عمق شخم را تا حدود ۱۵ سانتیمتر کاهش داد.برای شخم ثانویه بهتر است که از روتیواتور استفاده شود. دقت بیشتر در شخم ثانویه و گلخراب کردن خاک (پادلینگ) بخصوص در مجاورت مرزها می‌تواند در کاهش نفوذ‌پذیری خاک و تلفات نفوذ عمقی آب موثر باشد. تسطیح مناسب کرتهای شالیزاری موجب کاهش زمان لازم برای آبگیری، توزیع یکنواخت، کنترل و تنظیم آب توسط زارعیت شده و در افزایش راندمان کاربرد آب موثر می‌باشد. مرزهای بین کرتها از شرایط عادی پهن‌تر و محکم‌تر ساخته شوند (عرض پایین ۴۰، عرض بالا ۲۰ و ارتفاع حدود ۲۰ سانتی‌متر) تا در صورت بارندگی توانایی حفظ آب در کرتها وجود داشته باشد. بهتر است در صورت امکان، مرزها با پلاستیک پوشانده شوند، این کار ضمن جلوگیری از تخریب و ترک مرزها از نفوذ جانبی آب و رشد علف‌های هرز و آفات در روی مرزها تا میزان زیادی می‌کاهد.
انتخاب رقم و خزانه‌گیری
– خزانه‌گیری سیستم جوی ، پشته با استفاده از پوشش پلاستیک،
– کنترل دقیق مقدار درجه حرارت در زیر پلاستیک بخصوص در دماهای بالا ضروری است.
– اگرچه انتخاب رقم محلی زودرس می‌تواند در گریز از مشکل کم‌آبی، موثر باشد، ولی به منظور بهره‌برداری از مزیت عملکرد بالای ارقام اصلاخ شده می‌توان بخشی از مزرعه را به کشت آنان اختصاص داد. مقدار آن بستگی به شرایط آب و مزرعه دارد.
اگرچه براساس مطالعات انجام گرفته بذرپاشی در دهه دوم فرورین و نشاکاری در دهه اول و دوم اردیبهشت موجب حداکثر عملکرد، افزاش رتون دهی و کاهش خسارت بارندگی انتهای فصل می‌شود، ولی در شرایط کم آبی در ابتدای فصل، ایجاد فاصله زمانی برای کشت قسمتهای مختلف مزرعه می‌تواند از تراکم زمانی برای نیاز به غرقابی تمامی مزرعه بکاهد به طوری که تمام مزرعه در یک زمان به حداکثر آب نیاز نخواهد داشت. اگرچه دیر کشت کردن موجب کاهش عملکرد خواهد شد، ولی می‌توان در شرایط کم آبی شدید بخشی از مزرعه (ترجیحا مزارع پایین دست) را در اولویت دوم از نظر کشت قرارداد، با این کار آب حاصل از بارندگی احتمالی مرداد ماه و آب خروجی از مزارع بالادستی قابل استفاده خواهد بود.
– انتخاب بذر مناسب و رعایت اصول علمی در هنگام خزانه‌گیری موجب تولید نشای سالم‌تر و قوی‌تر خواهد شد که بی‌گمان دارای مقاومت بیشتری نسبت به عوامل محیطی خواهد بود.
– زه‌کشی میان فصل و انتهای فصل ضمن کاهش آب مصرفی می‌تواند موجب زودرسی گیاه شود.
– استفاده از نشای جوان (۲۰ تا ۲۵ روزه) به جای نشای ۳۰ روز و بالاتر.
– تراکم بیشتر کشت با انتخاب ۱۵×۱۵ سانتی‌متر به جای ۲۰×۲۰ برای ارقام بومی و ۲۰×۲۰ به جای ۲۵×۲۵ سانتی‌متر برای ارقام اصلا ح شده، به منظور ایجاد پوشش گیاهی سریع‌تر برای مبارزه با علف‌های هرز و کاهش تبخیر از سطح مزرعه.
تغذیه و کود
در شرایطی که در خزانه مشکل کم‌آبی و جود داشته باشد باید از مقدار کود کاسته شود.
– وجود لایه آب در شرایط غرقابی از تصعید کود از ته جلوگیری می‌نماید، اما در شرایط کم‌آبی بهتر است کود از ته با خاک به خوبی مخلوط شود تا از تصعید آن جلوگیری شود.
– ازدیاد مصرف کودهای پتاسه در شرایط کم‌آبی ( بسته به شدت کم‌آبی) می‌تواند مقاومت گیاه را نسبت به تنش خشکی افزایش دهد.
– در شرایطی که کم‌آبی شدت داشته باشد، جلوگیری از تجمع خسارت‌زای کودها باید کود را تقسط نموده و در چند نوبت در اختیار گیاه قرار داد.
بهترین زمان برای دادن کود سرک در شرایط کم آبی قبل از وجین است؛ زیرا در هنگام وجین کود نیز با خاک مخلوط خواهد شد.
– کودپاشی باید با نوبت آبیاری هماهنگ بوده و بلافاصله بعد از آبگیری کودپاشی صورت گیرد.
برای تامین کود پتاسه، سولفات پتاسیم بر کلرور پتاسیم ارجحیت دارد.
– در صورت استفاده از روش آبیاری تناوبی استفاده از ۶۰ کیلوگرم (معادل ۱۳۰ کیلوگرم اوره) در دو مرحله ابتدا و سرک.
– مصرف کود دامی همراه با کود آلی قبل از آماده نمودن زمین و نشاکاری از نظر حفظ و نگهداری آب و حفظ شرایط رطوبتی مناسب در اطراف ریشه گیاه برنج در مقابله با شرایط کم آبی بسیار موثر خواهد بود.
مبارزه با علفها هرز
حالت غرقابی در مزارع شالیزاری در کنترل علف‌های هرز نقش مهمی دارد، بنابراین در شرایط کم‌آبی رشد علف‌های هرز شدت خواهد یافت. از نظر اجرایی در صورت حاد نبودن مشکل کم‌آبی، تامین آب کافی برای مرحله نشاکاری در اولویت دوم پس از دوره گلدهی قرار می‌گیرد. یعنی در صورت اطمینان از ذخیره آب کافی برای مرحله گلدهی، دومین اولویت تامین آب برای مرحله پس از نشاکاری به منظور مبارزه با علف‌های هرز می‌باشد.
– در صورت شدید بودن مشکل کم‌آبی برای برخورد با این مشکل ضمن تشدید کنترل علف‌های هرز به وسیله دست، استفاده از علف‌کش‌های پروپانیل (استام اف ۳۴) و بازگران (بنتیازول) توصیه می‌‌شود. سم پروپانیل که برای مبارزه با علف هرز سوروف بکار می‌رود، باید به مقدار ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هکتار مصرف شود.از آنجا که پروپانیل علف کشی تماسی است؛ ‌لذا در شرایطی که مزرعه فاقد آب است با کمک سمپاش طوری باید مصرف شود که سم حتی‌المقدور با همه علف‌ها تماس یابد. چنانچه تراکم جمعیت پهن برگان و جگن‌ها زیاد باشد؛ لازم است سم بازگران به مقدار ۳ تا ۴ لیتر در هکتار مصرف شود شاریط مصرف این علفکش‌ها مشابقه سم پروپانیل است.
مطالعات نشان داده است که کمبود آب و خالت غیرغرقاب موجب تجزیه علف کش تیوبنکارب و بروز کوتولگی می‌شود. این نکته اهمیت به مراتب بیشتری دارد. بنابراین توصیه می‌شود در شرایط کم آبی از این علف‌کش‌ در اراضی دارای سابقه کوتولگی استفاده نشود. در صورت استفاده از روش آبیاری نوینی ضمن حفظ حالت غرقابی در هفته‌های اول باید به مقدار ۵/۲ لیتر در هکتار از علف‌کش‌ بوتا کلر استفاده نمود .
مبارزه با بیماریها
چنانچه مزرعه دچار کم‌آبی شود، به طوری که برگها دچار لول‌شدگی شوند و بعد از آن در اثر بارندگی یا آبیاری آب لازم تامین شود، در این صورت بیماری بلاست شدت خواهد یافت، ولی اگر کم آبی ادامه یابد بیماری لکه قهوه‌ای افزایش خواهد یافت. برای مبازرزه با بیماری بلاست، سمپاسی با استفاده از سم‌تری سیکلازول به مقدار نیم کیلوگرم در هکتار و هینوزان به مقدار یک لیتر در هکتار و سم وین به مقدار ۴۰۰ میلی‌لیتر در هکتار توصیه می‌شود.
استرس خشکی و کم‌آبی
بیماری لکه قهوه‌ای برنج به صورت لکه‌های گرد تا بیضوی به رنگ قهوه‌ای تیره روی برگها و خوشه‌های برنج ظاهر می‌شود، استرس ناشی از خشکی و کم‌آبی منجر به افزاش تعداد لکه‌ها و وسعت آنها روی گیاه برنج و کاهش و کاهش عملکرد خواهد شد. برای مواجه با این بیماری، ضدعفونی بذر و سمپاشی با استفاده از سم تریفین به نسبت ۲ در هزار در مرحله خوشه‌دهی الزامی است.
مبارزه با آفات
در مزرعه غیرغرقاب در صورت وجود آفت کرم ساقه‌خوار نواری و یا آفات پروانه‌ای، سمپاشی با استفاده از سموم مایع (حشره‌کش‌های فسفره) روز مزرعه توصیه می‌شود. این کار موجب تلف شدن حشرات کامل آفات پروانه‌ای و مرحله لاروسن اول و دوم کرم ساقه‌خوار برنج می‌شود؛ اما در سایر آفات پروانه‌ای از قبیل کرم سبز برگ‌خوار برنج و پروانه تک نقطه‌ای برنج روی حشرات کامل و روی همه سنین لاروی اثرگذار می‌باشد. در حالی که در مزرعه کمی آب وجود داشته باشد می‌توان از سموم حشره‌کش با فرمولاسیون گرانول (دیازینون، پادان و یا ریجنت) استفاده نمود. این کار باعث تلف شدن لاروهای داخل ساقه می‌شود. در شرایط کم‌آبی، تراکم جمعیت آبدزدک (کاپیش) افزایش خواهد یافت. برای مبارزه با آبدزدک می‌توان ا زروشهای زیر استفاده نمود. استفاده از تله‌های خاکی که شبیه به قوطی کمپوت بوده و در داخل خزانه یا زمین اصلی در داخل خاک نصب می‌شوند. این قوطی‌ها، طوری طراحی می‌شوند که سوراخ ورودی به طرف داخل و به شکل قیفی باشد که قسمت گشاد آن در پایین قرار گیرد. در این حالت سوراخ ایجاد شده به عنوان پناهگاه آبدزدک انتخاب می‌شود، اما شکل قیفی سوراخ، مانع از خروج آن خواهد شد. – استفاده از خشره‌کش‌های گرانول به مقدار ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم در سطح یک هکتار – استفاده از طعمه مسموم در هنگام غروب و یا همزمان با خروج حشرات از داخل خاک به مقدار ۵ گرم در مترمربع درکنار مرزهای آلوده .برای تهیه طعمه مسموم حشره کش سوین ۸۵% و یا سموم کش دیگری مانند لیندین را به مقدار ۲ تا ۳ کیلوگرم با ۱۰۰ کیلوگرم سبوس برنج و مقدار ۵۰ لیتر آب برای استفاده در یک هکتار شالزار حل می‌نماییم. برای این کار ابتدا ۵ لیتر آب را روی سم و سبوس ریخته و بقیه آب را به تدریج ریخته و هم می‌زنیم تا کاملا دانه دانه شده و در سطح مزرعه به راحتی پخش شود.
عملیات بعد از برداشت
در مزارعی که تحت اثر تنش خشکی بوده‌اند، احتمالا بالا بودن درصد دانه‌های پوک بالا می‌رود، به همین دلیل عملیات بوجاری بعد از خرمنکوبی الزامی است.
– تنش خشکی احتمال ضعیف شدن دانه‌ها از نظر مقاومت فیزیکی را بالا می‌برد. به همین دلیل باید عملیات خشک کردن شلتوک را در دمای مناسب ۴۰ تا ۴۵ درجه سانتی‌گراد انجام داد. در هنگام تبدیل باید از وارد آوردن فشار توسط دستگاه سفید کن پرهیز شود، چرا که سفید کردن بیشتر در شرایطی که دانه ضعیف است درصد خرد شدن را به شدت بالا می‌برد.
اف اس پی مارکت