گموز (انگومک)

گموز (انگومک)

یکی از مهمترین بیماری های خاکزاد است که درختان پسته مناطق پسته خیز کشور راتهدید می کند. عامل این بیماری قارچی میکروسکوپی است که در محل تماس بیشتر آب یا رطوبت با تنه درخت در زیر پوست آن ساکن شده و شروع به اضمحلال بافت های تنه درخت می کند. این بیماری اغلب در باغ هایی که خاک آنها دارای بافت سنگین (رسی) یا نیمه سنگی است بیشتر مشاهده می شود.عامل این بیماری باعث خشکیدگی درختان در باغ های پسته که ظاهرا بدون هیچ دلیلی و در حالی که برگ هایش سبز خشک شده اند در مدت نسبتا کوتاهی رخ می دهد ، می شود. چنین اتفاقی می تواند برای درختان مجاور این درختان و یا در ردیف های دیگر همان باغ رخ دهد.

این بیماری درخت رادر تمام سنین تهدید می کند و خشک شدن درخت ، بسته به سن درخت و مقاومت درخت در برابر بیماری متفاوت است درختان جوان نسبت به درختان مسن آسیب پذیری بیشتری در برابر این بیماری دارند. باغاتی که طوقه آنها زیر خاک قرار دارد و همچنین آّ هنگام آبیاری به طوقه آنها راه پیدا می کند بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند.

چندین گونه از قارچ فتیوفتورا Phytophthora spp
?علائم بیماری

۱٫کاهش پوشش برگی

۲٫ ضعف و زوال درختان

۳٫ سبز خشکیدگی درختان

۴٫ تغییر رنگ و فساد در پوست و قسمتی از چوب ناحیه طوقه همراه ترشحقطره های صمغ سیاه
کنترل بیماری

مبارزه غیر شیمیایی :

۱٫کنار زدن خاک اطراف طوقه درخت تا ناحیه انشعاب ریشه های اصلی

۲٫ جلوگیری از تماس آب با طوقه درختان

۳٫ اصلاح بافت و سبک تر کردن بافت خاک باغات آلوده

مبارزه شیمیایی :

۱٫برداشتن بافت های آلوده تا مشاهده بافت های سالم و ضدعفونی با مخلوط بردو یا قارچ کش اکسی کلرورمس بانسبت ۱۰ در هزار

۲٫پاشیدن محلول فوزتیل آلومینیوم روی شاخ و برگ درختان آلوده با دوز ۳ در هزار از نیمه اردیبهشت تا نیمه خرداد سه مرتبه با فاصله ده روز

?پاشش قارچ کش آلیت بایر یا پریویکور انرژی بهترین راه مبارزه با گموز برای پسته است

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان! بخش دوم

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری شانکر از زخم های بسیار ریز و کوچک روی سرشاخه ها شروع می شود و بمرور این زخم ها روی سرشاخه ها گسترش پیدا می کنند! در واقع اشکال این زخم ها روی پوست سرشاخه ها متنوع است ولی اکثرا این زخم ها بصورت کشیده هویدا می شوند. در حقیقت بافتی که تخریب می شود بافت آوند آبکش درختان یا فلووم است!! نکته بسیار مهم بخصوص در مورد درختان فندقی و کله قوچی این است که تا جایی که امکان دارد باید از ایجاد زخم روی سرشاخه ها  پرهیز کرد و بعد از هرس درختان در فصل زمستان از یک قارچ کش یا باکتری کش مناسب برای تیمار زخم ها سود جست. استفاده از چسب های باغبانی حاوی قارچ کش های موثر نیز در گسترش بیماری بسیار موثر است. در موارد پیشرفته بیماری علاوه بر بافت آوند آبکشی درختان یا phloem بافت آوند چوب یا xylem نیز درگیر این بیماری می شود و کلا شاخه ها متاسفانه می خشکند!! شاید بیش از ۹۰ درصد کشاورزان پسته کار بعد از هرس زخم ها را با قارچ کش و باکتری کش تیمار نمی کنند و این کار بیماری سرخشکیدگی را راحت تر می کند!! معمولا برگهای درختانی که دچار سرخشکیدگی هستند دارای شکل و رشد نرمال نیستند و بمرور در اواسط تابستان برگها بهمراه شاخه ها می خشکند و همانطور که اشاره شد در هنگام هرس در زمستان این شاخه ها بهمراه برگهایی که در تابستان خشکیده اند براحتی روی درختان مشخص هستند!! گاها شاخه هایی که دارای خوشه هستند در تابستان نیز بصورت ناگهانی بدلیل از بین رفتن بافت آوند آبکش می خشکند!! تغییرات رنگ برگها در بیماری سرخشکیدگی درختان پسته جالب است بدین صورت که ابتدا برگها شروع به کم رنگ شدن و زرد شدن می کنند و نهایتا قهوه ای رنگ می شوند. نکته جالب اینجاست که معمولا ایندسته از برگها بسیار محکم روی درختان و سرشاخه های خشکیده شده باقی می مانند و هیچ گونه تغییری در آنها در جهت فرو ریختن در پاییز اتفاق نمی افتد!! واکنش درختان پسته نسبت به سرخشکیدگی جالب است و این واکنش بصورت ایجاد یا ترشح صمغ است. ترشح صمغ از درختان پسته کمی پایین تر از بافت آلوده بمنظور جلوگیری از گسترش بیماری به سایر نقاط سرشاخه توسط درخت است! در موارد پیشرفته بیماری تنه اصلی درگیر می شود و تنه شکاف بر می دارد و از تنه صمغ فراوانی ترشح می شود!! رنگ غیر طبیعی تنه و سرشاخه ها در درختان از علایم مشخص بیماری است تنه ها و سرشاخه ها در درختان پسته تیره رنگ و گاها آبی رنگ و بنفش رنگ می شوند!! لازم به ذکر که رنگ اصلی تنه و سرشاخه ها در درختان پسته سفید است. در ارقام مقاومتر از جمله احمد آقایی و اکبری رنگ پوست سرشاخه ها و تنه سفید رنگ است! قارچ ها و باکتری های متعددی بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله Cytospora، Nectria، natrassia، fusarium، peacillomyces و….همچنین باکتریهای مختلفی نیز بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله باسیلوس Bacillus، اروینیا  Erwinia و زانتوموناس Xanthomonas!! در مورد درختان پسته شک باکتری بودن بیماری بسیار زیاد است از جمله اخیرا باکتری باسیلوس را بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در کرمان معرفی شده است!! همانطور که در نوشته های قبلی من اشاره کردم احتمال باکتری بودن بیماری بخصوص باکتری Bacillus بسیار زیاد است به همین علت است که توصیه اکید به کشاورزان این است که از ترکیبی استفاده کنند که هم باکتری کش باشد و هم قارچکش!! ترکیبات مسی دارای این خواص هستند (هم باکتری کش و هم قارچ کش). بطور قطع این احتمال وجود دارد که در مناطق پسته کاری مختلف ایران عامل بیماری سرخشکیدگی متفاوت باشد بعنوان مثال در رفسنجان ممکن است عامل اصلی بیماری پسیلومایسز باشد و مثلا در استان یزد عامل بیماری باسیلوس! حتی در مناطق مختلف یک استان نیز ماهیت باکتری بودن و قارچ بودن بیماری با هم متفاوت باشد. در بسیاری از موارد نمونه بردای های مختلف برای شناسایی عامل بیماری سودبخش نبوده است. گزرارشاتی وجود دارد که در بسیاری از موارد هیچ گونه موجود زنده ای از محل شانکرها در آزمایشگاه جداسازی نشده است. این اتفاق برای شخص بنده نیز افتاده است. فکر می کنم حول و حوش سال ۸۵ و ۸۶ بنده بعد از نمونه برداری های مختلف از محل شانکرها در منطقه زرند استان کرمان و بردن آنها به آزمایشگاه بیماری شناسی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران (دانشگاه محل تحصیلم) در مورد بسیاری از نمونه ها هیچ گونه موجود زنده ای جداسازی نشد و در برخی از نمونه ها عامل بیماری باسیلوس شناسایی شد!! همانطور که بنده بارها اشاره کردم با توجه به علایم و نحوه آلودگی احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار قویتر از قارچ بودن آن است!! شاید مهمترین دلیل باکتریایی بودن این بیماری نحوه شروع آلودگی باشد!! معمولا بیماری های باکتریایی یا bacterial diseases برای ورود عامل بیماری به بافت گیاهان نیاز به زخم دارند و یا از اسپورهای باکتریایی از طریق روزنه ها وارد می شوند. در بیش از ۹۰ درصد موراد آلودگی ایجاد آلودگی از محل زخم ها و روزنه های پوست است و این نکته بسیار مهم نشان می دهد که احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار زیاد است!! بنظر می رسد زمستانگذرانی بیماری بصورت اسپور یا میسیلوم mycillium در محل شانکرها یا زخم باشد!! با شروع فصل رشد در بهار و تابستان قارچ یا باکتری شروع به فعالیت می کند! و جمعیت خود را در محل شانکرها با فراهم شدن شرایط افزایش می دهد و بر وسعت زخم یا شانکر افزوده شده و دور تا دور سرشاخه ها را گرفته و آوندهای آبکش و چوب را از کار انداخته و از آن ناحیه به بالا سرشاخه ها می خشکند!! متاسفانه تحقیقاتی مستدلی در مورد سیکل این بیماری بسیار مهم انجام نشده و بسیاری از حرفها در این مورد گمانه زنی است!! عامل بیماری چه قارچ باشد و چه باکتری فعالیت آن همبستگی مثبتی با حرارت و دمای محیط دارد! در مورد عامل بیماری باید دنبال قارچ ها و باکتریهایی بگردیم که بتوانند دماهای بالا را تحمل کنند و در این دماها رشد و فعالیت داشته باشند!! شاید دلیل اصلی این که برخی بدرستی آفتاب سوختگی یا sunburn را دلیل این بیماری می پندارند این تولید گرمای زیاد در محل برخورد اشعه آفتاب به پوست باشد!! بعبارت ساده تر زمانی که آفتاب به پوست درختان تابیده می شود مقدار حرارت در محل شانکر افزایش می یابد و افزایش یافتن گرما در محل زخم و شانکر موجب فعالیت بیشتر باکتری یا قارچ شده و زخم یا شانکر توسعه پیدا می کند! اگر بخوبی به شاخه های آلوده دقت کنیم می بینیم که در محلی که رو به آفتاب است تغییر رنگ بخوبی واضح است (بدلیل فعالیت بیشتر قارچ یا باکتری) و در پشت سرشاخه ها که رو به آفتاب نیست معمولا پوست سرشاخه ها سفید است!! بیماری سرخشکیدگی یک بیماری مرکب و کمپلکس است و عوامل زیادی در آن دخالت دارند. در گفتار بعدی بحث مبارزه با بیماری را باز خواهیم کرد!!

Root-knot nematode-part I

Root-knot nematode-part I

Root-knot nematodes (Meloidogyne spp.) are minute, worm-like animals that are very common in soil. They have a wide host range, and cause problems in many annual and perennial crops. Tomatoes are among the most seriously affected, with the nematodes causing problems in all growing areas. Although this information is specific to tomatoes, the principles can be applied to most other annual crops. Meloidogyne spp. Root-knot nematode juveniles are active, thread-like worms about 0.5 mm long. They are too small to be seen with the naked eye. The juveniles hatch from eggs, move through the soil and invade roots near the root tip. Occasionally they develop into males, but usually become spherical-shaped females. The presence of developing nematodes in the root stimulates the surrounding tissues to enlarge and produce the galls typical of infection by this nematode. Mature female nematodes then lay hundreds of eggs on the root surface, which hatch in warm, moist soil to continue the life cycle. Continued infection of galled tissue by second and later generations of nematodes causes the massive galls sometimes seen on plants such as tomatoes at the end of the growing season. The length of the life cycle depends on temperature and varies from 4-6 weeks in summer to 10-15 weeks in winter. Consequently, nematode multiplication and the degree of damage are greatest on crops grown from September to May. Nematodes are basically aquatic animals and require a water film around soil particles before they can move. Also, nematode eggs will not hatch unless there is sufficient moisture in the soil. Thus, soil moisture conditions that are optimum for plant growth are also ideal for the development of root-knot nematode. There are more than 50 species of root-knot nematodes, though only a few species (e.g. M. javanica, M. incognita, M. arenaria and M. hapla) are important in Queensland. M. javanica and M. incognita are widespread, while M. hapla is common only in areas of high elevation (such as the Atherton Tableland) where it is cooler. Although root-knot nematodes are difficult to identify, it is not important, for most practical purposes, to know which of the species is present. Species identification becomes particularly important when resistant varieties and crop rotation are being used as control practices because most plants are resistant to a limited range of species. Therefore, the crops chosen must be resistant to the species (or populations) present in a particular field. The common species of root-knot nematodes all have a wide host range and most plants are able to host at least one species. Many important fruit, vegetable and ornamental crops are good hosts of these nematodes, including banana, cucurbit, grape, carnations, passionfruit, nectarine, capsicum, bean, kiwi fruit, chrysanthemum, pineapple, tomato, carrot, egg fruit, strawberry, rose, peach, celery, ginger, lettuce, papaya and pumpkin. In general, members of the grass family are less susceptible than other plants to root-knot nematodes. Root-knot nematodes do not produce any specific above-ground symptoms. Affected plants have an unthrifty appearance and often show symptoms of stunting, wilting or chlorosis (yellowing). Symptoms are particularly severe when plants are infected soon after planting. However, more commonly, nematode populations do not build up until late in the season and plants grow normally until they reach maturity. Then they begin to wilt and die back with flowering, reducing fruit set and fruit development.

Root-knot nematode-part II

Root-knot nematode-part II

Below ground, the symptoms of root-knot nematodes are quite distinctive. Lumps or galls ranging in size from 1 to 10 mm in diameter, develop all over the roots. In severe infestations, heavily galled roots may rot away, leaving a poor root system with a few large galls. Monitoring or assessment of nematode populations is an important aid to nematode management. Monitoring should begin well before problems occur, as it is too late to prevent crop losses once root-knot nematode damage is seen in the field. For assessment of galling in the field. When tomatoes (or other root-knot susceptible crops) are planted in the same field every year, a check for root-knot galls at the end of the season provides valuable information on the level of nematode infestation and the likelihood of nematode damage in the next year. A thorough sampling of the field at harvest may provide as much information as having soil samples analysed for nematodes before the planting of the next crop. Dig up plants from several areas of the field, taking care to retrieve the fine feeder roots, and look carefully for the presence of galls. The number and size of the galls provides an indication of the degree of root-knot nematode infestation. Nematode analysis: Soil samples can be collected before planting and sent to a laboratory for extraction, identification and a count of the nematodes present. Divide fields into blocks no larger than about 4 ha to sample areas of similar soil type or cropping history separately. For each block, collect about 50 small subsamples of soil with a shovel or sampling tube at depths of 5-20 cm and place in a bucket. Mix thoroughly, remove a 500 mL subsample, seal in a plastic bag and send to the laboratory for analysis. Do not leave samples in the sun or refrigerate them. The best storage temperatures are 10 15oC. Include your name, address, date, location of the field, cropping history, the variety being planted and any information on previous nematicide use or nematode symptoms observed. Bioassays: nstead of sending soil samples to a laboratory for nematode analysis, a simple bioassay is sometimes useful, particularly for detecting low populations of root-knot nematode. Transplant a nematode-free tomato seedling of a susceptible variety into a pot containing about 2 L of your soil sample. Grow plants at temperatures of 20-28oC for about one month, and then remove the root system and examine it for galls. At this stage, the galls (if present) will be less than 0.5 mm in diameter but their occurrence will indicate the presence of root-knot nematode. The bioassay method has an advantage over nematode extraction methods because larger samples can be processed. Growing the plants for one month allows ample time for eggs to hatch, and these nematodes to invade the plant and be detected. Its main disadvantage is that samples must be collected at least two months before planting. Interpretation of results of monitoring data: Nematode analysis is likely to show a number of plant-parasitic species. However, root-knot nematode is the only species known to cause economic damage to tomatoes in Queensland and nematode management decisions should be made on the basis of its presence or absence. Unfortunately, not all nematodes are recovered with the extraction methods currently available and this applies particularly to nematodes in the egg stage. When relatively small samples are processed, some nematodes may be missed when population levels are low. The absence of root-knot nematode in these extractions does not necessarily mean that the nematode is not present in the field. In this case, use information about the soil texture, previous cropping history and previous occurrence of nematode damage to decide whether the negative result is accepted or whether the block should be re-sampled. Tomatoes are very susceptible to root-knot nematodes under Queensland conditions. In the past, control measures were normally recommended if one root-knot nematode was found in a 200 mL soil sample taken before planting or a gall was found in the roots of bioassay plants. However, recent research suggests that the economic threshold may be a little higher than previously thought. Thus, well managed crops grown in fields with a preplant density of 1-10 root-knot nematodes per 200 mL soil may be heavily galled at harvest but will suffer little yield loss from nematodes.

Diagnosis and Management of Alternaria

Diagnosis and Management of Alternaria

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoocom

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری های برگی یا leaf diseases به آندسته از بیماریهای گیاهی گفته میشود که عامل ایجاد کننده بیماری (Pathogen) اعم از قارچ یا باکتری و یا..یجاد عارضه روی برگها می کنند و در نهایت موجب اضمحلال برگ و ریزش برگها میشوند. یکی از اعضای اصلی و ارکان بسیار مهم در هر گیاهی منجمله درختان میوه، برگها هستند. در واقع برگها کارخانجات تولید کننده مواد غذایی در گیاهان هستند!! صدمه به برگها یعنی لطمه جدی به درخت. در درختان پسته بیماری های برگی در اثر حمله قارچهای مختلف از جمله Septoria، Alternaria، Botryosphaeria و…ایجاد می شوند. بیماری برگی لکه موجی یا آلترناریا مهمترین بیماری برگی در درختان پسته است. در ایران Alternaria بیماری شایع و مهمی در اکثر نواحی نیست اما اخیرا مانند بیماری سپتوریوز Septoria leaf spot در بسیاری از برخی از نواحی پسته خیز ایران گزارش شده است. در سالهای با بارندگی های زیاد بهاره بدلیل ایجاد شرایط رطوبتی بالا و همچنین بارندگی های فصلی و مداوم می تواند موجب توسعه و تشدید بیماری شوند این مساله در اواسط تابستان بسیار محتمل تر است!!. هم بیماری آلترناریا و هم بیماری سپتوریوز از ایران و روی درختان پسته گزارش شده اند! در مورد آلترناریا تحقیقات آمریکاییها نشان داده که آبیاری غرقابی (ّFlood irrigation) در مقایسه در مقایسه با ّDrip irrigation بیماری برگی آلترناریا از شدت بیشتری برخوردار است و این یک مساله بدیهی است. آبیاری غرقابی بمراتب مقدار رطوبت موجود در اطراف برگها و کانوپی canopy درخت را افزایش خواهد داد و نتیجتا بیماری شدت خواهد یافت. همچنین در باغاتی که کشت متراکم دارند و تهویه لازم در میان درختان وجود ندارد بیماری شدت بیشتری دارد. در مورد علایم بیماری آلترناریا در پسته ابتدا روی برگها نقاط ریز سیاه یا قهوه ای رنگ ایجاد می شوند و بمرور این لکه ها توسعه می یابند و قسمت اعظم برگ را تخریب می کنند و موجب ریزش برگها می شوند!! لکه ها دارای دوایر متحدالمرکز هستند و حالت موجی!! بهمین علت به بیماری آلترناریا روی برگها بیماری لکه موجی می گویند!! علایم می تواند در صورت تشدید بیماری به میوه ها هم سرایت پیدا کند و موجب ایجاد لکه های سیاه و قهوه ای و نهایتا تخریب دانه ها در پسته شود. در مورد روش های مبارزه با بیماری دو روش اصلی وجود دارد اول روش مبارزه زراعی Cultural control و دوم روش شیمیایی یا Chemical control با استفاده از قارچکش ها!! اما بهترین روش استفاده از روش مبارزه تلفیقی یا Integrated disease control است. یعنی ترکیبی از روش کمیکال و کالتورال!! روش مبارزه زراعی در بیماری آلترناریا اساسا مبتنی بر کارها یا اعمالی است که موجب کاهش رطوبت نسبی در باغ شوند!! شامل تهویه مناسب، مدیریت آبیاری-مخصوصا در روش آبیاری غرقابی- رعایت بهداشت و جمع آوری برگها و بقایای آلوده و معدوم ساختن آنها!! معدوم کردن بقایای گیاهی آلوده موجب کاهش زادمایه اولیه بیماری یا Primary inoculum بیماری خواهد شد. آزمایشاتی که در باغات کالیفرنیا انجام شده نشان داده که استفاده از قارچکش ها در زمان مناسب (مرحله اولیه بروز و شیوع بیماری) بصوری معنی داری باعث کاهش مقدار بیماری شده اند و بیماری کاملا کنترل شده است!! چیزی که مسلم است این است که بیماری برگی آلترناریا Alternaria در آمریکا و باغات کالیفرنیا بسیار مهمتر از ایران است تا جایی که بروز resistance در برخی قارچ کش های مورد مصرف تایید شده است از جمله قارچکش های استروبینی مانند قارچکش azoxystrobin. مقاومت با ریزستانس بصورت تعریف ساده یعنی اینکه که در پی استفاده مداوم از یک کمیکال پروداکت مانند حشره کش یا قارچکش بمرور زمان تغییراتی در جهت سازگاری در موجود هدف یا آفت یا target ایجاد شود که دیگر قارچ کش یا حشره کش و … کنترل کنندگی قبل را ندارد و یا بی اثر می شود روی target. از نظر پراکندگی بیماری در کالیفرنیا در برگهای آلوده در باغهای مختلف از نواحی مختلف اقلیم پسته کاری کالیفرنیا گزارش جمع آوری و شناسایی شده اند. بحث های مقاومت یا resistance در گیاهپزشکی (آفات و امرض و علفهای هرز) بحثهای مهم و جالبی هستند که ارتباط تنگاتنگی با فیزیولوژی تارگت یا آفت دارند! مثلا resistance یا مقاومت پسیل پسته یا شیره خشک نسبت به سم زولون یا فوزالون!! یا resistance قارچ Alternaria alternate در باغات پسته کالیفرنیا نسبت به قارچ کش های استروبینی مانند azoxystrobin. در برخی باغات کالیفرنیا بالای ۹۰ درصد ایزوله های (Isolates) قارچی جدا شده  قارچ آلترناریا نسبت به قارچکش azoxystrobin مقاوم شده بودند!! علاوه بر مقاومت معمولی یا resistance در ایزوله های قارچی آلترناریا در مورد برخی قارچ کش ها مانند trifloxystrobin و pyraclostrobin هم کراس رزیستانس مشاهده شد. Cross resistance از نظر علم قارچ شناسی و سم شناسی زمانی ایجاد می شود که یک قارچ مثلا آلترناریا وقتی به یک قارچکش مشخص-در این مثال قارچ کش آزوکسی استروبین-مقاوم شد نسبت به قارچ کش های مشابه از همین گروه یا خانواده شیمیایی-قارچ کش های استروبینی دیگر-هم مقاوم شود!! مکانیزم بروز مقاومت در قارچها پیچیده و جالب است و نشان دهنده این است که قارچهای پاتوژن گیاهی هم مانند سایر موجودات زنده از یک هوش نامحسوس برخوردارند و این هوش نامحسوس می تواند موجب بلاک کردن عوامل مضر برای ادامه حیات قارچ شود-حتی قارچ کشهای پرقدرتی مانند قارچ کش های استروبینی!! مقاومت یا resistance در قارچ آلترناریا نسبت به سایر قارچکش های استروبینی هم سرایت کرده از جمله Pristine و pyraclostrobin!! مکانیسم ایجاد مقاومت در قارچ بر علیه قارچکش ها کمی پیچیده است و خوانندگان باید اطلاعات قبلی داشته باشند که از حوصله بحث خارج است اما اینکه چه تغییراتی در یک قارچ یا یک حشره و حتی در یک حیوان یا یک موجود زنده اتفاق می افتد که موجب بروز مقاومت می شود بسیار جالب است. در مورد استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک ها بخصوص در ایران که از مسایل بروز و مورد نگرانی است همین بروز یا ایجاد resistance در میکروبهاست!! استفاده بی رویه و تجویزهای زیاد آنتی بیوتیکها توسط پزشکان موجب میشود که بسرعت مقاومت در عوامل بیماریزا یا میکروبها ایجاد شود و دیگر آنتی بیوتیکهای معمول پاسخگو نباشند!! و برای کشف و تولید یک آنتی بیوتیک جدید ممکن است سالهای سال زمان مورد نیاز باشد!!! بخصوص آزمایشهای بیواسی Bioasssay حداقل ده سال به بالا در مورد یک دارو مثل یک آنتی بیوتیک زمان میخواهد!!! البته در علوم گیاهپزشکی در مورد قارچها و حشرات و سایر موجودات مضر یا آفت آزمایشات بروز مقاومت و یا سایر آزمونها بخصوص زیست سنجی یا Bioasssay بمراتب با ریسک کمتری برخوردار است اما اساس آزمایش ها و متریال و متد تشابهات زیاد با علوم پزشکی دارند. در آزمایشات پزشکی معمولا از موشها یا rat برای بررسی استفاده می شود  و گاها از خرگوشها و در موراد پیشرفته تر انسانها!! یکی از راههای مدیریت یا منیجمنت resistance عدم استفاده مداوم و پیوسته از یک نوع سم یا قارچکش برای مبارزه با امراض یا بیماریهاست. اصل تناوب یا روتاسیون یا rotation یک اصل مهم در علم آسیب شناسی گیاهی یا plant pathology است. در مورد مبارزه شیمیایی با بیماری آلترناریا در باغات پسته سمپاشی با قارچکش ها در اوایل دوره رشدی درختان پسته در اوایل بهار یا هنگام تورم جوانه ها در پسته یا Blooming period نتیجه خاصی را بهمراه نخواهد داشت!! بهتر است سم پاشی یا قارچکش پاشی در اوایل تا اواسط فصل تابستان در ماههای تیر و مرداد ماه انجام شود. همانطور که اشاره شد پاشش قارچکش ها در اوایل و اواخر فصل تاثیر چندانی در کنترل بیماری آلترناریا نخواهد داشت.