باران های اسیدی

باران های اسیدی:

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

 باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.

 باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.

 دید کلی

در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

 معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه

پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

 « موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.

عوامل موثر در اسیدیته باران

آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

 آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی

اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد

بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

 دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن

در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی

پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

 اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.

عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.

باران قلیائی

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی

آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی

دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها

تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.

آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

 بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که « فومارو » در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:

  مضر برای انسان : ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی

  تخریب جنگلها : ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.

  خطرناک برای دریاچه‌ها : مرگ صدها گونه زیستی

  تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی

تغییرات آب وهوایی و آینده ی زمین

تغییرات آب وهوایی و آینده ی زمین

 در سال‌هاي اخير تغييرات آب و هوايي تمامي مناطق جهان را درگير مسائل و بحران‌هاي خود كرده است. اين معضل‌ها و بحران‌ها آنقدر شدت يافته كه ديگر راهي جز پيشگيري از شدت اين تغييرات براي بشر نمانده است.

براي آشنايي با راه‌حل‌هاي احتمالي و معضلات موجود در زمينه تغييرات آب و هوايي نظر 2 تن از كارشناسان خبره زيست محيطي را بررسي كرديم. ال‌گور، كانديداي سابق رياست جمهوري آمريكا سال‌هااست براي حفاظت از كره زمين و محيط زيست مبارزه مي‌كند.

 او به دليل فعاليت‌هايش جايزه نوبل صلح را برده است. ال‌گور بشدت با سياست‌هاي ايالات متحده در زمينه صنعت و اقتصاد مخالف است؛ كشوري كه يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان گازهاي گلخانه‌اي در جهان است.

از طرفي، گفتگويي با دكتر اسماعيل كهرم انجام شد. شكاربان بزرگي كه دكتري محيط ‌زيست خود را از انگلستان دريافت كرده و سال‌هاست در دانشگاه‌هاي كشورمان تدريس مي‌كند. كهرم نيز از بزرگ‌ترين و شايسته‌ترين فعالان زيست‌محيطي كشورمان محسوب مي‌شود.

در پروتكل كيوتو كشورهاي توسعه‌يافته و صنعتي جهان متعهد شدند ميزان انتشار گازهاي گلخانه‌اي خود را به 2/5 درصد به زير سطح انتشار سال 1990 برسانند. آنها بايد اين تعهد را در محدوده سال‌هاي 20122008 از طريق جايگزيني انرژي‌هاي پاك‌تر به انجام برسانند. اما در اين ميان كشورهايي چون آمريكا و استراليا تعهد را امضا نكردند. تعهد كيوتو قدم كوچكي براي كشورهاي پيشرفته به منظور كاهش ميزان گرمايش جهاني است.

دكتر كهرم در اين زمينه مي‌گويد: «درست است كه كشور صنعتي بزرگي چون آمريكا كه از بزرگترين توليدكنندگان گازهاي گلخانه‌اي در جهان است، متعهد به اين پروتكل نشد؛ اما سال گذشته در كنفرانس بالي، مساله از دست سياسي‌ها خارج و دست دانشمندان افتاد. سال‌هاي سال برخي دانشمندان ناسا، سازمان هوافضاي آمريكا، گرم‌شدن كره زمين را قبول نمي‌كردند چون تحت‌كنترل و نفوذ سياستمداران بودند، ولي الان ناسا به اين نتيجه رسيده كه اين گرمايش جهاني دارد به بحران بزرگي تبديل مي‌شود. از اين رو به سياستمداران فشار مي‌آورد كه چاره‌اي بينديشند. با اين‌كه هنوز آمريكا اقدام جدي‌اي در اين زمينه انجام نداده، ولي به هر حال جاي اميدواري است اين معضل جهاني به دست دانشمندان افتاده است».

از طرفي، ال‌گور در سخنراني خود گفته است: «امروز من ملتم را به مبارزه مي‌خوانم. تمام آمريكايي‌ها در هر پست و مقامي بايد براي حل اين بحران كمك كنند. ما مي‌توانيم طي 10 سال انرژي‌هاي پاك و قابل تجديدي را جايگزين سوخت‌هاي فسيلي كنيم. من برنامه 10 ساله‌اي براي رويارويي با تغييرات آب‌وهوايي دارم. آمريكا از هر جهتي كه فكر كنيد، دارد تاوان تغييرات آب و هوايي و گرمايش جهاني را مي‌دهد. بلاياي طبيعي ناشي از اين تغييرات است. هزينه‌هاي سوخت بسيار بالاست. اقتصاد آمريكا نمي‌تواند بيشتر از 10 سال 2 ميليارد دلار در هر 24 ساعت به كشورهاي خارجي براي نفت بپردازد. سربازان و خانواده‌هاي آمريكا ديگر نمي‌توانند 10 سال ديگر براي تكرار لشكركشي‌ها به مناطق خطرناك براي تصاحب منابع نفتي دوام بياورند. در حال حاضر، در آمريكا 3 مساله مهم داريم: بحران اقتصاد، امنيت ملي و پيامدهاي زيست‌محيطي. به نظر من دليلي كه ما هرگز به هدف و موفقيت نمي‌رسيم اين است كه هميشه در بحران‌ها اشتباه مي‌كنيم. در بحران‌ها هميشه تمايل به راه‌حل‌هاي قديمي داريم، راه‌حلي‌هاي تاريخ مصرف گذشته كه نه تنها تاثيري ندارند، بلكه باعث ايجاد بحران‌هاي ديگري هم مي‌شوند. چرا هيچگاه از ديگران نظري نمي‌خواهيم؟»

آمريكا و كشورهاي بسياري با اتكا به سوخت‌هاي فسيلي و كربن تمام جهان را در معضلي خطرناك قرار داده‌اند. به نظر مي‌رسد فعلا بهترين راه‌حل استفاده از انرژي‌هاي جايگزين است. اما آيا مي‌توان تنها به انرژي‌هاي نو اتكا كرد؟

راه‌حل‌هاي پيشنهادي براي مبارزه‌

كارشناسان مهمترين راهكار را براي مقابله با تغييرات آب و هوايي، استفاده از انرژي‌هاي نو و قابل تجديد مي‌دانند. ال‌گور در اين زمينه مي‌گويد: «ما بايد طي 10‌سال استفاده از سوخت‌هاي فسيلي را كنار بگذاريم. حال زمانه‌اي است كه بايد از انرژي سلول‌‌هاي خورشيدي، انرژي باد و زمين گرمايي استفاده كرد. ما بايد از فناوري به نام سوخت پاك استفاده كنيم. فناوري‌‌اي كه به ما انرژي مي‌دهد، بدون آن كه مواد آلاينده وارد اتمسفر كند. من موافق انرژي هسته‌اي وابسته به شكافت هسته‌اي نيستم؛ چون آن نيز آلودگي و تشعشعات خاص خود را دارد. اما مي‌توان روي انرژي‌هاي طبيعي متمركز شد. سوخت‌هاي فسيلي علاوه بر آن كه باعث آلودگي مي‌شوند، هر روز نيز به قيمتشان افزوده مي‌شود و همين مساله اقتصاد ما را نيز در معرض خطر قرار داده است.

ال‌گور افزود: دانشمندان با تحقيقات خود فهميده‌اند انرژي خورشيدي به مقدار كافي روي سطح زمين مي‌رسد. هر 40 دقيقه انرژي خورشيدي كه به زمين مي‌رسد، مي‌تواند 100 درصد انرژي كل مورد نياز جهانيان را براي يكسال تامين كند. به دام افتادن تنها قسمت كوچكي از اين انرژي‌ خورشيدي مي‌تواند كل نياز الكتريسيته آمريكا را برآورده كند. از طرفي انرژي بادي بتنهايي كم نيست و مي‌تواند الكتريسيته صد درصدي آمريكا را تامين كند. انرژي بادي زيادي در شرق و غرب كشورمان داريم كه با آن مي‌توانيم نياز اين شهرها را برآورده كنيم. انرژي زمين گرمايي هم مثل آن دو مي‌تواند مقدار زيادي از الكتريسيته آمريكا را تامين كند. من اعتقاد دارم ما طي 10 سال مي‌توانيم تمام اين كارها را كنيم و به جايي برسيم كه 100 درصد نياز الكتريسيته‌مان را از سوخت‌هاي پاك تامين كنيم.

ال‌گور در پاسخ به آنها كه مي‌گويند چنين چيزي امكان ندارد و 10 سال زمان كمي است مي‌گويد: به اينها كه هميشه مخالف پيشرفت بشر هستند مي‌گويم و از آنها مي‌خواهم كه با من بيايند و مبتكراني را ببينند كه اين انقلاب بزرگ و پاك را راه انداخته‌اند. من ديده‌ام آنها چه مي‌كنند و چه اهداف بزرگي در سر دارند.

كهرم نيز مهمترين راهكار را استفاده از سوخت‌هاي جايگزين و كاهش مصرف انرژي مي‌داند. او در اين زمينه مي‌گويد: اولين مساله و دغدغه براي ما بايد كاهش مصرف انرژي باشد. ما بايد وسايل و سيستم‌هايي را درگير كنيم كه انرژي كمتري مصرف كنند، بعد به فكر انرژي‌ هانو بيفتيم. در حال حاضر در ايران به ازاي هر كيلووات الكتريسيته حدود 550 گرم دوده و مواد آلاينده توليد مي‌شود. اين مقدار كم نيست؛ اگر هر كس در ايران در جايگاه خودش بداند از انرژي كمتري استفاده كند، به نفع همه مردم دنيا كار كرده است. مي‌توان حتي از كارهاي كوچكي چون كنترل تعداد چراغ‌هاي روشن يا استفاده از لامپ‌هاي كم‌مصرف شروع كرد. در تابستان كولر لازم نيست 24 ساعته روشن باشد. ما در برابر كل جهان مسووليم. در هيچ برهه‌اي از زمان اعمال بشر اينقدر تاثير در بيماري يا سلامتي محيط زيست نداشته است. اين را بايد باور كنيم.

كهرم ادامه داد: مصرف بيش از حد و اسرافي آب در ايران واقعا معضل شده است. الان ايران با كم‌آبي روبه‌روست. آن وقت در كوچه و خيابان مي‌بينيم كه با شلنگ ماشين مي‌شويند و آن وقت كه اعتراض مي‌كني، مي‌گويند پولش را مي‌دهم! اصلا مساله پول نيست. شما حق نداري اين كار را بكني. ما به ازاي اين پول شما آب را از دست داده‌ايم.

آبي كه ديگر از دسترس خارج شده و برنمي‌گردد. تو مسوولي به عنوان يك انسان و حق نداري آنقدر الكتريسيته مصرف كني كه جهان گرم‌تر شود، سيل راه بيفتد، جنگل‌ها نابود شود، چون ما مي‌خواهيم چلچراغ درست كنيم و در خيابان‌ها براي تفريح گاز بدهيم.

بحران‌هاي اقتصادي‌

كهرم، ايران را يكي از كشورهايي مي‌داند كه بشدت از تغييرات آب و هوايي جهان تاثير مي‌پذيرد چون كشوري نيمه‌خشك است و خيلي بيشتر از كشورهاي مناطق سرد و پرآب در معرض خطر قرار دارد. دكتر كهرم مي‌گويد: «بسياري از تالاب‌هاي ما خشك شده‌اند. زاينده‌رود، تالاب هامون، تالاب گاوخوني، طشك و ني‌ريز و بختگان و قسمت‌هايي از تالاب انزلي خشك شده‌اند. جيره‌بندي آب و كمبود آب، كشاورزان را با مشكلات جدي روبه‌رو كرده است. در كردستان و كرمانشاه دامداران دام‌هايشان را به مناطق حفاظت شده‌اي بردند كه پرآب بوده و حالا حيات وحش آن مناطق هم دارد از بين مي‌رود.

اگر برق ما روزي دو سه ساعت يا حتي 4 ساعت قطع مي‌شود علتش اين است كه پشت سدها آبي نيست كه توربين‌ها را بچرخاند و برق توليد كند. در حال حاضر نيروگاه‌ها مجبور شده‌اند با وزارت نفت قرارداد ببندند تا اين نيروگاه‌ها سوخت مصرف كنند. الان 20 درصد از برق ما از راه سوخت تامين مي‌شود. سوخت هم كه اين‌روي مصرفش بالا مي‌رود هوا را آلوده‌تر مي‌كند، در نتيجه خشكسالي باز هم بيشتر مي‌شود. ما داريم در دايره مينا به سر مي‌بريم. دايره مينا يعني از بد به بدتر تا از بدتر به بدترتر و بدتر و بدتر و همينطور اين روند ادامه مي‌يابد و اقتصاد ما براي جبران اين خسارات مرتب لطمه مي‌خورد.

ال گور معتقد است آمريكا و بسياري از كشورها از نظر اقتصادي در بحران جدي قرار گرفته‌اند، بخصوص كشوري مثل آمريكا كه اقتصاد و صنعتش بسيار وابسته به سوخت‌هاي فسيلي است. ال گور در اين زمينه اظهار كرده است: «ما بايد در روند اقتصاديمان تجديد نظر كنيم. به جاي آن كه اين همه هزينه كنيم و براي جنگ به خليج فارس برويم تا نفت گيرمان بيايد، بايد راه‌هاي ديگري بيابيم؛ راه‌هايي كه اين‌گونه هزينه‌هاي سرسام‌آور نداشته باشند و امنيت ملي‌مان را به خطر نيندازند. بانك‌ها، شركت‌ها و موسسات ما همگي تحت فشارند. ما فقط مي خواهيم سريع به اهداف خود برسيم. با سرعت صنعت و فناوري‌مان را پيش ببريم غافل از آن كه باعث تغييرات زياد زيست‌محيطي و اقتصادي در جهان مي‌شويم. اگر به 3 مشكل اساسي‌مان همزمان نگاه كنيم: اقتصاد، محيط زيست و امنيت ملي، خطر و هسته مشتركي را در ميان آنها مي‌بينيم و آن سوخت‌هاي فسيلي است. ما از چين پول قرض گرفته‌ايم تا از خليج فارس نفت بخريم و آن را براي تخريب هرچه بيشتر كره زمين بسوزانيم. 32 سال پيش كه به كنگره‌اي رفته بودم، كارشناسان مي‌گفتند وقتي قيمت نفت به 35 دلار براي هر بشكه رسيد، آن وقت بايد به فكر منابع انرژي قابل تجديد بيفتيم. امروز قيمت نفت بيشتر از 135 دلار براي هر بشكه است و ما هنوز شروع به تجديد نظر نكرده‌ايم.»

ال گور اضافه كرد: «قيمت گازوئيل و بنزين هر روز بيشتر مي‌شود. ديگر مردم ما نمي‌توانند اين هزينه‌ها را بپردازند. در طول تاريخ شركت‌هاي نفتي سودهاي كلاني كرده‌اند و هرگز قيمت‌ها پايين نيامده است. بايد بپذيريم كه هيچ سياستمداري نمي‌تواند قيمت گازوئيل را پايين بياورد، در حالي كه انفجار تقاضا براي نفت وجود دارد. تنها راهي كه باعث مي شود قيمت نفت پايين بيايد اين است كه وابستگي ما به نفت پايان يابد. بايد به اين هزينه‌هايي كه براي نفت و گازوئيل پرداخت مي‌شود، خسارات ناشي از آسيب‌هاي زيست‌محيطي را هم افزود. تا كي بايد با تورنادوهاي بيشتر، طوفان‌هاي عظيم‌تر و سيل‌هاي بزرگ‌تر و بيشتري روبه‌رو شويم. آتش‌سوزي‌هاي جنگل‌هاي كاليفرنيا همه ناشي از بالا رفتن‌ دماي هوا و گرمايش جهاني است، در تمام دنيا اين اتفاقات در حال رخ دادن است. خسارات ناشي از اين اتفاقات را چگونه مي‌توان جبران كرد؟ با اقتصاد ما كه رو به ضعف و بن‌بست است؟!»

بحران‌هاي زيست محيطي

بحران آب و هوايي هر روز بد و بدتر مي‌شود و سريع‌تر از پيش‌بيني‌هاي كارشناسان رخ مي‌دهد.

ال‌گور به برخي از اين بحران‌ها و معضلات ناشي از تغييرات آب و هوايي و استفاده روزافزون از سوخت‌هاي فسيلي اشاره مي‌كند: «دانشمندان پيش‌بيني كرده‌اند طي 5 سال و در ماه‌هاي تابستاني 75 درصد كل يخچال‌هاي قطبي قطب شمال ناپديد خواهند شد. هر روز 20 ميليون تن از يخ‌ها ذوب مي‌شوند. اين ميزان برابر مقدار آبي است كه هر سال توسط ساكنان نيويورك مصرف مي‌شود! كارشناسان اخطار جدي در مورد امنيت ملي كشورها داده‌اند و پيش‌بيني كرده‌اند كه بايد منتظر صدها ميليون آواره ناشي از تغييرات آب و هوايي در سراسر جهان باشيم. گرمايش جهان باعث مي‌شود علفزارها خشك‌تر شوند. دانشمندان علم ژئوفيزيك اظهار كرده‌اند به ازاي يك درجه افزايش دما، 10 درصد صاعقه افزايش مي‌يابد. اين صاعقه و خشك‌تر شدن علفزارها باعث آتش‌سوزي جنگل‌ها در سراسر جهان مي‌شود، از جمله آتش‌سوزي اخير جنگل‌هاي كاليفرنيا.

كهرم نيز كشور در حال توسعه ايران را بسيار متاثر از اين تغييرات مي‌داند. او اظهار كرده: «من اين بحث را با مثالي آغاز مي‌كنم. در زابل تالاب هامون را داشتيم كه 10 ميليارد متر مكعب آب مي‌گرفت. بادي كه از روي اين درياچه مي‌گذشت، مي‌آمد و روي شهر زابل و آب و هواي شهر را با طراوت مي‌كرد؛ اما وقتي اين تالاب خشك شد ديگر از آن طراوت هم خبري نيست. از طرفي به خاطر هامون سطح سفره آب زيرزميني زابل بالا بود. بعد كه هامون خشك شد آن سفره زير زميني هم از بين رفت و دامداران و كشاورزان براي يافتن آب در زمين پايين‌تر و پايين‌تر رفتند و آب شورتر و شورتر شد. آن باد باطراوت هم به بادي تبديل شد كه با خود شن و ماسه مي‌آورد. اين شن‌ها تا پشت ديوار خانه‌ها آمد و جمع شد. در زمان آقاي خاتمي 10 ميليارد تومان هزينه كردند تا آنجا موانعي در سر راه شن‌ها بگذارند؛ اما خيلي زود پشت اين ديوارها هم پر شد. از تمام استان‌ها كاميون روانه شد كه اين شن‌ها را جمع‌آوري كنند و به جاهاي ديگر ببرند. اينها را هيچ رايانه‌اي نمي‌توانست نشان دهد. همين خشك شدن هامون ببينيد چقدر عواقب بدي داشت. حدود 240 هزار نفر بي‌خانمان شدند و زندگي‌شان نابود شد. اينها همه به خاطر گرمايش جهاني است.

حال تالاب انزلي با اين معضل روبه‌رو شده است؛ اما الان كسي قدر و اهميت آن را نمي‌داند و به فكر چاره اساسي نيست. اگر از يك ماهي قدر و ارزش آب را بپرسيم نمي‌داند چيست، اما اگر همان ماهي را در خشكي بيندازيم تازه مي‌فهمد آب چه بوده و برايش حيات مي‌‌آورده است.»

اين استاد دانشگاه افزود: «بادها و توفان‌ها و غبارهايي كه خوزستان را درگير و زندگي مردم اين نواحي را مختل كرده است هم بر اثر همين تغييرات است. غبارهايي كه از عربستان مي‌آيد، بايد اثر بدش را ببينيم ما همه مثل زنجير به هم متصليم. زماني كه صدام چاه‌هاي نفت كويت را آتش زد آن‌طرف در هندوستان باران دوده آمد و كشاورزان ضرر كردند. يا مثلا در حادثه چرنوبيل كه در شوروي سابق اتفاق افتاد تا 6000 كيلومتر به سمت غرب، زمين‌هاي غرب انگلستان مسموم شدند و گياهان و دام‌ها از بين رفتند.

آينده سياره در خطر

بسياري از مردم نگران وضعيت آينده جهان هستند. آيا كره زمين تا 10 سال، 20 يا 50 سال ديگر دوام مي‌آورد؟ كهرم در اين خصوص اظهار كرده است: بشر نمي‌تواند دست روي دست بگذارد و كاري نكند. تحليل‌ها نشان داده جنگ‌هاي آينده بر سر آب خواهد بود! اگر كاري نكنيم معلوم نيست چه بلايي به سرمان خواهد آمد. قحطي و گرسنگي و كم‌آبي رو به افزايش است. غرب هم از همين مي‌ترسد. مي‌ترسد كه در كشورهاي فقير آسيا و آفريقا آن‌قدر فقر و گرسنگي زياد شود كه يك مهاجرت توده‌اي و ميليوني به سمت غرب صورت گيرد و ساختارهاي آنها از هم بپاشد.

البته بشر نشان داده كه در مقابل مشكلات و مسائل هميشه دنبال چاره است. الان كنوانسيون‌ها و كنگره‌هاي بسياري براي حل اين مشكل تشكيل مي‌شود. من به عنوان يك شكاربان محيط زيست اميدوارم و به انسان، به فكرش و به عقيده‌اش و به تواناييش معتقدم.

ال گور نيز در اين زمينه گفته است: «ما در مورد آب و هوا در مرحله‌اي بحراني قرار داريم. تا كي مي‌توانيم تقاضاي نفت و زغالسنگ را تامين كنيم. هر چقدر هم كه اين تقاضا بالا مي‌رود قيمت‌ها نيز افزايش مي‌يابد. ايالات متحده بايد به كميته جهاني بپيوندد. در سال آينده كنگره‌اي در كپنهاك تشكيل مي‌‌شود. اين گردهمايي براي حل معضل تغييرات آب و هوايي و بحران‌هايي چون فقر و بيماري ناشي از اين تغييرات تشكيل مي‌شود. بايد تمامي كشورهاي جهان در اين گردهمايي‌ها و كنگره‌ها مشاركت داشته باشند. از همين الان ما با معضل بيكاري مواجه‌ايم. آيا كارگران كارخانه‌هايي كه ديگر منبع و سوختي براي تامين انرژي خود ندارند، مي‌توانند بيش از اين بيكار بمانند؟ در هر 24 ساعت 2 ميليارد دلار براي خريد نفت از كشورهاي خارجي هزينه مي‌شود. ما پول به اين كشورها مي‌دهيم، آنها آسمانخراش‌هاي جديد مي‌سازند و ما شغل از دست مي‌‌دهيم. اگر براي ساخت سلول‌هاي خورشيدي و آسياب‌هاي بادي پول بپردازيم، ايجاد رقابت مي‌كنيم و در خانه شغل ايجاد مي‌كنيم. اين 10 سال، 10 سال تلاش و ساختن آينده‌اي جديد است. دانشمندان هشدار داده‌اند كه در آينده با خطرات بسياري روبه‌رو خواهيم بود و بايد بهاي سنگيني بپردازيم. ما بايد حركت كنيم و براي شروع بايد طي اين 10 سال صددرصد الكتريسيته بدون كربن توليد كنيم. اين آرمان و هدف ما بايد باشد بايد تاريخ را تغيير دهيم و گام بزرگي براي بشريت برداريم.

اينك انديشمنداني در دو سوي سياره به لزوم مبارزه و قيام عليه گرمايش زمين تاكيد مي‌كنند و به نقش افراد در نجات سياره پا مي‌فشارند. به نظر مي‌‌رسد كفه سياره اينك در دستان ما قرار گرفته است و ما هر يك مي‌توانيم نقش موثري در نجات تنها سياره مسكوني منظومه ايفا كنيم

www.ake.blogfa.com