Eurygaster integriceps سن گندم

سن گندم به احتمال زیاد از قرنها پیش و حداقل قبل از زمان نادر شاه در ایران شیوع داشته است ولی اولین گزارش کتبی در مورد  شدت  خسارت این  آفت  مربوط  به سال  ۱۳۰۶ می باشد.

این آفت از دیر زمان در تمام نقاط ایران وجود داشته و بدون شک مهمترین آفت کشتزارهای غلات (گندم و جو ) بوده است و از ابتدای کاشت محصول تا برداشت آن نگرانی و وحشت بر روستائیان حکمرانی می کرد و از هیبت هجوم سن که نتیجه آن قحطی و گرسنگی و اغلب مهاجرت بوده، لرزه بر اندام آنان می افتاد. در برابر چنین آفتی از همان زمان قدیم کشاورزان هر چه از دستشان برمی آمده انجام داده اند و وقتی دستشان از همه جا کوتاه می شد به نذر و نیاز و دعا ، توسل می جستند. بعضی از اشخاص کلاش و حقه باز نیز در نقاط سن خیز به کشاورزان ساده لوح مراجعه و در مکانهای زمستانگذرانی در کوه یا در مزارع دعای سن بند تعبیه می کردند تا سن به مزارع هجوم نبرد و با وجود ترقیات شگرفی که تا کنون در مبارزه علیه سن گندم حاصل شده است هنوز هم دعای سن بند در بعضی نواحی کشور دارای طرفدارانی می باشد. قدیمی ترین اثری که از مبارزه علیه سن در کوه در دسترس می باشد، حاکی از آن است که نادر شاه ( ۱۷۳۶ میلادی) به قشون خود امر کرده که در مکانهای زمستانگذران، کلیه گیاهان پناهگاه سن را آتش بزنند و بر اثر این عمل مدت چند سال کشور ایران از حمله سن در امان بوده است. در ورامین به سن های زرد خاکستری تا قهوه ای مایل به سیاه و گاهی کاملا سیاه، سن نادری می گویند که بی ارتباط با قضیه فوق نیست.

 

حشره بالغ سن گندم

شناسایی آفت

طول حشره کامل ۸ – ۸/۱۲ وعرض آن ۵-۸ میلیمتراست.علت اصلی دامنه نسبتا وسیع تغییرات در اندازه حشره کامل، شیوه زندگی آفت است. بدین معنی که بر اساس بررسیها و مشاهدات در سراسر مناطق سن خیز کشور، این حشره دو شیوه زندگی دارد که این خود منجر به تغییراتی در اندازه آفت شده است. افراد جمعیتی از ا ین حشره که در زیستگاههای طبیعی واقع در ارتفاعات زندگی می کنند و بدون انجام پروازهای قابل توجه با تغذیه از گیاهان غیر زراعی، به زاد و ولد می پردازند، جثه ای کوچکتر دارند. در حالی که گروه دیگری از این حشره که ا ز گندم و جو تغذیه می کنند، به ویژه آنهایی که به مزارع آبی حمله ور می شوند جثه ای بزرگتر دارند.

حشره کامل سن گندم

رنگ حشره کامل بسیار متغیر است رنگ عمومی آن قهوه ای و زردخاکی است که این نیز خود ا ز روشن تا تیره تغییر می کند. به علاوه ، نمونه هایی به رنگ سیاه، قرمز، مسی و زرد کهربایی نیز وجود دارند.

رنگهای متفاوت حشره کامل سن گندم

بدن سن گندم از سه قسمت اصلی سر، قفسه سینه و شکم تشکیل شده است. سر حشره مثلثی است که نوک آن به جلو امتداد دارد. از نوک سر دو شیار طولی موازی به طرف سینه امتداد می یابند که به سینه نمی رسند. نزدیک خط فاصل بین سر و سینه، دو چشم ساده و در گوشه جانبی سر، دو چشم مرکب دیده می شوند. شاخک پنج بندی است که بند پنجم بلندترین آنها و پس از آن بند دوم بلندتر از سایر بندهاست رنگ بند پنجم تیره و بقیه بندها روشن است.

 

قسمتهای مختلف سر در سن گندم

خرطوم حشره نسبتا بلند و در حال استراحت زیر بدن قرار می گیرد. رانها و ساقهای پا دارای خارهای ریز قهوهای بوده و پنجه ها سه مفصلی است.

 

نمای شکمی حشره کامل سن گندم

 

قسمت اول ناحیه قفسه سینه، بزرگ، ذوزنقه ای و دارای نقاط مختلفی است.

قسمت انتهایی قفسه سینه یا سپر بسیار بزرگ و رشد کرده است که تقریبًا همه سطح پشتی شکم را می پوشاند و از طرفین آن حاشیه ۵ حلقه آخر شکم که هر کدام در طرفین یک لکه سیاه دارند نمایان است. روی قسمت پشتی سپر، دو لکه کوچک مشخص به رنگ روشن دیده می شوند.

 

سپر برزگ که تمامی شکم را پوشانده و تنها حاشیه ۵ حلقه انتهایی شکم پیداست

تنها اختلاف در شکل ظاهری حشرات کامل نر و ماده مربوطه به قطعات بیرونی دستگاه تناسلی آنهاست که در انتهای قسمت زیرین شکم واقع است. این قطعه در حشرات نر ساده است و هیچگونه تقسیم بندی در آن دیده نمی شود درحالی که در حشره ماده این قسمت به شش قطعه بزرگ و دوقطعه کوچک یعنی جمعا هشت قطعه تقسیم شده است.

 

دستگاه تناسلی حشره ماده                   دستگاه تناسلی حشره نر

تخم کروی و قطر آن یک میلیمتر است. رنگ تخم تازه، سبز روشن انگوری می باشد که بسته به شرایط محیط دو تا سه روز  بعد در  سطح آن  نقطه های  بسیار ریز تیره  پدیدار می گردند. این نقطه ها به تدریج به هم نزدیک شده و دایرهای را تشکیل می دهند و بعد از مدتی لکهای به شکل لنگر کشتی و به رنگ قرمز متمایل به نارنجی در زیر پوست تخم آشکار می شود و در نهایت یک لکه کوچک سه گوش و سیاه رنگ زیر لکه قرمز فوق پدیدار می شود.

تخمهای سن گندم در مراحل مختلف رشد و نمو جنینی

از تخم سن گندم، پوره که همان نوزاد سن گندم می باشد از طریق ایجاد دریچه ای دایره شکل خارج می گردد. پورهها پنج مرحله را می گذرانند تا به حشره کامل تبدیل شوند که به این مراحل، سنین مختلف پورگی می گویند.

خروج پورههای سن اول از تخم

 

ایجاد دریچهای دایره شکل بر روی غشاء تخم در هنگام خروج پوره

رنگ پوره سن اول بلافاصله پس از خروج از تخم سبز بسیار روشن است که پس از چند ساعت متمایل به سیاه می شود. از سن دوم به بعد رنگ اصلی پورهها نمایان می گردد. وجه تمایز پوره ها از یکدیگر به ویژه در پوره سنین چهار و پنج بسیار بارز است بدین معنی که بال از  سن چهارم پورگی جوانه میزند که در سن پنجم مشخص تر می شود.

پوره سن دو                                          پوره سن یک

   پوره سن سه                                  پوره سن چهار

مناطق انتشار، گیاهان میزبان ، شیوه و شدت خسارت

سن گندم در هر نقطه ای از ایران که گندم کشت می شود حضور دارد. در این تعریف تنها یک استثنا وجود دارد و آن منطقه گرگان و گنبد است که ضمن اینکه دارای گندمکاری متراکمی است این آفت در آن فعالیت ندارد و جای این سن را سن دیگری بنام

(Euryguster maura) اشغال کرده است.

سن گندم در نقاط مختلف کشور از تراکم های متفاوتی برخوردار است. در بین مناطق آبی ازمناسب ترین جاها باید دشت ورامین و در بین مناطق دیم از مناسب ترین جاها باید منطقه کرمانشاه را نام برد.

گیاهان میزبان سن گندم

سن گندم در ایران به ارقام مختلف گندم و جو و چاودار و یولاف حمله کرده وا ز آنها تغذیه می کند. گذشته از گیاهان فوق سن گندم به گروه وسیعی از گیاهان وحشی خانواده گندمیان و سایر خانواده های گیاهی در ارتفاعات و دشتها حمله ور شده واز آنها نیز تغذیه می کند. دراین راستا این قبیل گیاهان به دو گروه تقسیم می شوند:

گروه اول، گیاهانی که حشرات کامل سن گندم و گه گاه پورههای سنین چهار و پنج از آنها تغذیه میکنند اما تخمریزی روی آنها به ندرت دیده می شود.

گروه دوم، گیاهانی که سن گندم ضمن تغذیه روی آنها تخمریزی کرده و پورهها وحشره کامل نسل جدید نیز از آنها تغذیه می کنند. به عبارت دیگر سن می تواند روی این گیاهان زاد ولد نماید. به این ترتیب، تغذیه سن گندم از گیاهان خودروی ارتفاعات به خوبی روشن شده و معلوم می شود که این حشره تا چه اندازه دارای تنوع میزبان می باشد.

شیوه و شدت خسارت سن گندم

خسارت سن گندم کمی و کیفی است. سن مادراصطلاحی است که به سنهای زمستانگذران اطلاق می شود خسارت خود را منحصرًا به صورت کمی وارد می کند در حالیکه پورهها و حشرات کامل نسل جدید به هر دو شکل کمی و کیفی خسارت را وارد می سازند. خسارت کمی سن مادر در سالهایی که جمعیت آفت از تراکم بسیار بالایی برخوردار است و یا به عبارت دیگر در سالهای طغیانی، می تواند به صددرصد برسد و این اتفاقی است که در ایران به کرات اتفاق افتاده است. در این نوع خسارت سن گندم ضمن حمله به جوانه های ساقه  دهنده و خوشه دهنده، مزرعه را مبدل به علفزاری می کند که پوشیده از بوته های گندم بدون ساقه و زرد است.

ریزش سن درحالت طغیانی 

خسارت سن مادر برروی برگ

 

مقایسه ساقه گندم سن زده (راست) وسالم (چپ)

تغذیه سن مادر از قسمت پهن برگ و حتی در مواردی که حمله تعدادی از سنهای مادر مقارن با شروع تشکیل خوشه می شود از زیر خوشه و یا خود خوشه نیز دیده می شود که در مورد اول تمام خوشه سفید شده و در مورد دوم آن قسمتی از خوشه که در بالای محل تغذیه قراردارد سفید می شود.

 

تغذیه سن مادر ازقسمت زیر خوشه

تغذیه سن مادر از خوشه

البته سفیدی خوشه همیشه به علت حمله سن گندم نیست و عواملی چون زنبور ساقه خوار گندم، کرم ساقه خوار گندم وجو، بیماری قارچی پاخوره و کمبود مس نیز منجر به سفید شدن خوشه می شوند. پورههای سن گندم و حشره کامل نسل جدید ضمن تغذیه ازدانه گندم در مراحل شیری و خمیری، بزاق خود را به داخل دانه تزریق می کنند تا تغذیه از دانه ها برای آنها آسان شود. بزاق دهان سن باعث تخریب برخی مواد تشکیل دهنده دانه گندم شده و خاصیت نانوایی آن را از بین می برد. اگر تعداد این گونه دانه ها به پنج در صد برسد یعنی اینکه اگر در یکصد دانه گندم تنها پنج دانه سن زده موجود باشد، آردی که از ا ین گندم حاصل می شود به درد نانوایی نمی خورد.

با توجه به این نکته متوجه ابعاد خسارت کیفی سن گندم می شویم. سن زدگی دانه ها معمولا با چروکیدگی آنها همراه است. در محل نیش حشره روی دانه یک نقطه کوچک سیاه با هاله ای روشن به دور آن دیده می شود. میزان خسارت کیفی سن کامل نسل جدید بیشتر از پوره سن پنج و خسارت کیفی پوره سن پنج بیشتر از پوره سن چهار است. البته بادزدگی نیز منجر به چروک خوردگی دانه می گردد که نباید با خسارت سن گندم اشتباه شود. لازم به ذکر است که در شرایط ایران خسارت تعدادی از قارچها نیز منجر به چروک خوردن دانه ها می گردد.

بذر گندم سن زده

زندگی آفت

سن گندم یک نسل در سال دارد و زمستان را به صورت حشره کامل در مکانهای زمستانگذرانی که غالبا ارتفاعات هستند می گذراند.

 

محل زمستانگذرانی سن گندم در دامنه ارتفاعات درزیرگیاهان

زمان حرکت سن گندم پس از پایان زمستان گذرانی به سوی مزارع غلات در نقاط مختلف کشور متفاوت است. به عمل پرواز سنها و رسیدن به مزرعه گندم و جو “ریزش سن مادر” می گویند. در شرایط آب و هوایی ایران زودترین زمان ریزش در بهمن ماه و دیرترین آنها در اردیبهشت ماه است. زمان ریزش سن مادر در یک منطقه خاص نیز متناسب با شرایط آب و هوایی در سالهای متفاوت، ممکن است تغییر یابد. ریزش سن گندم به مزارع در کشتهای آبی ودیم تفاوتهایی دارند.

ریزش سن مادر

در گروهی از دیمزارها مکانهای زمستانگذرانی سن گندم و مزارع در هم آمیخته اند و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. در گروه دیگر از دیمزارها، فاصله مشخصی بین مزارع و مکانهای زمستانگذرانی سن گندم وجود دارد. گروه سوم حالتی بینابین دارد و سن گندم ضمن زمستانگذرانی در مکانهای جدا از مزارع و مرتفع تر از آنها فاصله چندانی را برای رسیدن به مزارع طی نمی کند. در این گروه اکثر دیمزارهای کشورها جای دارند. در نواحی آبی وضعیت متفاوتی حاکم است بدین معنی که مزارع عمدتا با فاصلهای زیاد از مکانهای زمستانگذرانی قرار دارند و بنابراین آفت مسافت کم و بیش طولانی را در رفت و برگشت می پیماید. سن گندم در مناطق آبی یک تا سه بار ریزش می کند. ریزشها زمانی انجام می شود که حرارت در مزارع حدود۱۳/۵-۱۴/۵  درجه سانتی گراد است. ممکن است که سن گندم شروع به ریزش واز ارتفاعات به مزارع کند ولی در حین ریزش حرارت منطقه کاهش یافته و درنتیجه ریزش متوقف شود. این حالت حداکثر دو بار اتفاق می افتد. به عبارت دیگر ریزش ممکن است تا سه بار ادامه یابد.

ریزش در بعضی سالها و تحت شرایطی خاص ممکن است که یکسره از کوه تا مزرعه نباشد و به عبارت دیگر ممکن است که سن گندم در مسیر خود توقفهایی کند. این توقف می تواند در مزارع بینابینی باشد. این حالت بیشتر در مناطق دیم صورت می گیرد و در این مورد سن گندم به تدریج ارتفاع کم کرده تا در نواحی پایینتر که گندم از رشد بیشتری برخوردار است مستقر گردد.

سنها در موقع ریزش، همه در یک جا فرود نمی آیند. هر اندازه ارتفاع پرواز سن گندم بیشتر باشد به همان نسبت افراد آن گروه از سنها در فاصله های دوردستتری فرود می آیند. اولین سنهای فرود آمده معمولا نرها هستند. سن پس از رسیدن به مزرعه جابجایی هایی انجام میدهد. سن مادر (سنهای زمستانگذران) پس از فرود به مزرعه به تغذیه می پردازد و از جوانه های مرکزی، برگ وساقه تغذیه می کنند. هر چه میزان ذخیره غذایی سن در سال قبل بیشتر باشد طول دوره تغذیه جدید کم وشدت تغذیه کاهش می یابد. مدت زمان تغذیه قبل از جفتگیری و تخمریزی می تواند از یک تا دو هفته تغییر کند. البته در شرایط نامساعد این دوره به درازا می کشد به طوری که ممکن است تا بیست روزادامه یابد.

بارندگی و باد و دمای پایین تخمریزی سن را دچار وقفه می کند. این وقفه به زیان سن گندم و به سود گندم است. چون مراحل رشدی سن گندم با تأخیر سپری شده و در موقع رسیدن گندم و برداشت آن، تعداد زیادی از پوره ها فرصت کامل شدن را پیدا نکرده و در مزرعه باقی می مانند و از بین خواهند رفت.

 

حشرات کامل سن گندم در حال جفتگیری

تخمگذاری حشره کامل ماده ممکن است روی هر قسمتی از گیاه میزبان، به جز قسمتهای زیرزمینی آن انجام شود. سن گندم روی گیاهان دیگر و حتی روی کلوخها وسنگ ها نیز تخمریزی می کند.

سن مادر درحال تخمریزی پشت برگ

 

یک دسته تخم سن گندم

طول دوره تخمریزی سن گندم در سالها و نقاط مختلف کشور متغیر است. مهمترین عامل موثر در طول دوره تخمریزی شرایط اقلیمی می باشد. اصولا ً در مناطق گرم دوره تخمریزی در مقایسه با مناطق سرد کوتاهتر است. تغییرات ناگهانی دمای محیط و سرد شدن هوا، وزش باد و ریزش باران نیز می توانند در این دوره وقفه ایجاد کرده و آن را طولانی کنند.

نکته ای که ازاهمیت فوق العاده برخورداراست آن است که درسالهایی که سن درمنطقه ای حالت طغیانی دارد، دوره تخمریزی آفت کوتاهتر از زمانی است که این حشره از وضعیتی عادی برخوردار است. دوره جنینی تخم سن گندم در طبیعت از ۵ تا ١۵ روز تغییر می کند که این اختلاف مربوط به نقاط مختلف کشور و زمانهای مختلف است.

 

تحرک کم پوره های سن اول و تجمع آنها نزدیک پوسته های تخمی که از آن خارج شده اند

پوره سن اول پس از خروج از تخم تغذیه نمی کند. در طبیعت پورههای  سن اول تقریبًا در بخش اعظم عمر خود مجتمع هستند و کمتر  متفرق  می شوند.  زمانی که از  یکدیگر  جدا می شوند و به بخشهای مختلف گیاه میزبان روی می آورند حالتهایی از تغذیه را می توان در آنها دید. از پوره سن دو به بعد تغذیه حشره فعالانه آغاز می شود. پوره ها به ویژه پوره های سن دو و سه را می توان به سهولت در نقاطی غیر از خوشه دید ولی عمده فعالیت پوره ها، خوشه گیاه میزبان است. به عبارت دیگر، بیشترین محل تجمع پورهها زوایای مختلف خوشه ها درمراحل مختلف رشدی است.

پوره های  سن دو و سه سن گندم در حال تغذیه از خوشه

هر چه از عمر پوره ها بگذرد میزان تغذیه آنها افزایش می یابد. بدین ترتیب خطرناکترین مرحله پورگی سن گندم پوره سن پنج (آخرین سن پورگی) آنست. نکته جالب اینکه  دراغلب مواقع مراحل مختلف تکاملی سن گندم را می توان با هم دید.

حرکت سن گندم نسل جدید به اماکن زندگی غیرفعال در مناطق آبی و دیم شکلهای متفاوتی دارد.  جمعیت  سن گندم  تقریبًا  هیچگاه به  یکباره به اماکن  تابستانی و زمستانی  منتقل  نمی شود  و به عبارت دیگر همواره  تعدادی از آنها  زودتر از  بقیه این  حرکت را آ غاز می کنند و  بقیه  هم در  نوبت دوم و حتی  تعدادی هم در نوبت سوم این  جابجایی را انجام می دهند.

در مناطق دیم انتقال سن به ارتفاعات ابعاد قابل توجه پروازی ندارد. به عبارت دیگر آفت ناچار به پروازهای طولانی نیست و در بسیاری از مناطق این جابجایی ها بسیار ناچیز است. فاصله فرود سنهای کامل نسل جدید می تواند از صفر تا دهها کیلومتر دورتر از مزارعی باشد که در آن تغذیه کرده و کامل شده اند. نکته مهم آنکه همواره تعدادی بسیار اندک و گه گاه تا حدودی قابل توجه از سنهای کامل شده نسل جدید در همان مزارع و در لابلای شکافها و هر گونه پناهگاه دیگری جهت گذراندن بقیه سال می مانند. این اتفاق در مزارع آبی و دیم تقریبا هر ساله تکرار می شود. این سنها از گروهی هستند که به عللی نتوانسته اند انتقال یابند که مهمترین این دلایل کافی نبودن میزان تغذیه است.

در مکانهای تابستانی و زمستانی بیشترین کاهش وزن این حشره در فصل گرم رخ می دهدو در واقع تلفات زمستانی سن گندم عمدتا ناشی از کاهش وزنی است که در فصل گرم و در اماکن تابستانی گریبانگیر سنها می شود. سن گندم برای تابستانگذرانی به دنبال دو ویژگی است که یکی خنکی ودیگری رطوبت است. و بنابراین بوته ها و یا هر جای دیگری را که برای تابستان گذرانی در ارتفاعات انتخاب می کند می باید این دو ویژگی را داشته باشند.

سنهای با ذخیره غذایی بیشترمعمولا به نواحی مرتفع تر و دورتر ارتفاعات می روند. البته این یک قانون کلی است که موارد استثنایی فراوانی زیادی در آن دیده می شود. ضمنا در کل درصد حشرات نر در ارتفاعات پایین بیشتر از درصد ماده هاست و درمقابل در ارتفاعات بالاتر درصد مادهها فزونی می گیرد. البته این نیز عمومی نیست. سن گندم پس از استقرار اولیه در مکانهای تابستانی جابه جاییهایی دارد. این جابه جایی ها معمولاً از بالا به پایین است. میزان جمعیتی که از پایین به بالا منتقل می شوند در مقایسه با جمعیتی که ا ز بالا به پایین تغییر جا می دهند کمتر است.

در پاییز پس از وقوع اولین بارندگیها آخرین جابجایی صورت گرفته و سنها بیشتر در شیبهایی مستقر می شوند که از تابش بیشتر آفتاب برخوردار باشند. مکانهای زمستانی گه گاه اختلاف بارزی با هم دارند. مثلا در دشت مغان سنها زیر سایه درختان میوه کشت و صنعت مغان دوره دیاپوز خود را شروع می کنند و یا در منطقه بلوچستان به علت خشک و گرم بودن کوه های اطراف سنها در سایه انداز درختان خرما و یا در حاشیه جویها این دوره را آغاز می کنند.

مهمترین گیاهانی که سن گندم زیر آنها به تابستان و زمستانگذرانی می پردازد عبارتند از:

گونه های مختلف گون، گونه های مختلف درمنه، گونه های مختلف کلاه میر حسن و گونه های مختلف چوبک

سن گندم دارای دشمنان طبیعی فراوانی است که مهمترین آنها زنبورهای پارازیتویید تخم از خانواده  Scelionidae و مگس  پارازیتویید   سن گندم از  خانواده  Tachinidae  می باشند. از مهمترین زنبورهای پارازیت تخم سن، زنبورهای آسولکوس یا تریسولکوس (Asolcus=Trissolcus) می باشند که سابق بر این به آنها تلنموس (Telenomus) می گفتند.

 

علاوه بر زنبورهای نامبرده، سن گندم دارای چند گونه مگس پارازیت ازجمله فازیا(phasia) ، اکتوفازیا (Ectophasia) و هلیوزتا(Heliozeta) نیزمی باشد که همگی پارازیت حشره کامل سن بوده ونقش عمده ای در کاهش انبوهی سن دارند .

سن گندم پارازیت شده

 (IPM) مدیریت تلفیقی آفت

بررسی های انجام شده روی سن گندم در سراسر کشور، ارتباط تنگاتنگ بین گسترش سن گندم و تخریب مراتع طبیعی در ارتفاعات را با قاطعیت به اثبات رسانده است به عبارت دیگر اساسی ترین اقدام جهت مهار این حشره احیای مراتع در ارتفاعات است.

١‐ بررسی اثر کودهای شیمیایی بر افزایش جمعیت سن گندم

کودهای شیمیایی در افزایش محصول گندم از طرفی و ایجاد بعضی پدیدههای مثبت برای گندم آثار  مطلوبی  دارند ولی در عین حال  اثرهایی  منفی در ارتباط با سن گندم نیز  برجای می گذارند. بدین معنی که کودهای ازته که به طور رایج به گندم جهت بالا بردن راندمان محصول داده می شود میزان تخمریزی سن گندم را نیز به طور محسوسی افزایش می دهد و این به زیان گندم است. از طرف دیگر کود ازته دوره رشدی گندم را مختصرًا افزایش میدهد و این نیز به زیان گندم می باشد چون سن گندم فرصت خواهد یافت تا همه پورههای خود را تکامل  بخشیده و سن  گندم نسل جدید با  تغذیه  کامل به ا رتفاعات  خواهند رفت. البته  این یافته ها بدان معنی نیست که از دادن کودازته به گندم خودداری کنیم بلکه این بدان معناست که بدانیم هر گونه اقدامی می تواند اثرات منفی نیز داشته باشند و بنابراین باید هر اقدام این چنینی را با توجه به جمیع جهات انجام دهیم.

٢‐ بررسی ارتباط بین علفهای هرز مزارع گندم و فراوانی سن گندم

سن های  کامل  نسل جدید  برای تامین آب از  علفهای هرزی که در مزارع  می رویند  بهره گیری نموده و سپس  به  دانه های  خشک ویا  نیمه خشک گندم های  رسیده  حمله ور می شوند. بنابراین اگر این علفها را از دسترس سن گندم دور کنیم حشره کامل نسل جدید این آفت که خطرناکترین مرحله خسارتزای سن گندم است نخواهد توانست به آسانی از دانه های گندم خشک شده مزارع تغذیه کند. بنابراین از بین بردن علفهای هرز به ویژه در زمان رسیدن گندم از اهمیت ویژه ای در کاهش دادن جمعیت سن گندم برخوردار است.

٣ – بررسی قدرت تطابق سن گندم با فنولوژی گندم در جهت بقای خود

سن گندم برای بقای خود نیاز به هماهنگی با میزبان خود دارد تا پورههای سنین آخر و به ویژه حشرات کامل نسل جدید بتوانند در فرصتی کافی از دانه غلات تغذیه کنند و جهت تحمل شرایط سخت تابستان گذرانی و ناهنجاریهای حرارتی زمستان به ذخیره سازی بپردازند.

به عبارت دیگر حشره کامل نسل جدید سن گندم به شدت نیازمند آن است ک دانه گندم در اختیار داشته باشد و حداقل به مدت ده روز به تغذیه از آن بپردازد تا با وضعیتی مناسب به پرواز درآید وبه اماکن مناسب جهت طی دوره طولانی دیاپوز خود برسد.

با توجه به این نیاز حشره برای ذخیره سازی، برداشت هر چه زودتر و سریعتر گندم را پیشنهاد می کنیم تا محصول زودتر از دسترس آفت خارج شده و به عبارت دیگر سن گندم غافلگیر شده و با ذخیرهای ناکافی بر جای بماند. حال این پرسش مطرح است که اگر گندم زودتر برسد و یا اینکه کاشت گندم را زودتر از موعد شروع کنیم تا در نهایت گندم زودتر برسد باز به زیان سن گندم اقدامی کرده ایم. پاسخ منفی است بدین معنی که آزمایشها وبررسی ها نشان داده که سن گندم خود را با مرحله رویشی گیاه مطابقت داده و لذا اگر گندم را زودتر بکاریم ویا اینکه از ارقام زودرس استفاده کنیم مراحل زیستی خود را با مراحل زیستی گندم مطابقت داده و در موقع برداشت گندم همان وضعیتی پیش می آید که در صورت عدم اجرای این دو اقدام پیش خواهد آمد.

۴ – نقش زنبورهای پارازیتویید سن گندم در برهم زدن تقارن به سود گندم

بررسی ها نشان داده که زنبورهای پارازیتویید تخم سن گندم گذشته از آنکه تخمهای این آفت را پارازیته کرده وبه جمعیت این آفت آسیب می رساننداگر جمعیت شان زیاد باشد می توانند با از بین بردن تخمهای پیشتاز سن گندم این محصول را از گزند افراد پیشتاز سن گندم در امان داشته و د ر نتیجه در موقع برداشت گندم، این آفت در مراحل عقبتری قرار خواهد گرفت. زنبورهای پارازیتویید تخم سن گندم همواره در موقع اولین تخمریزیهای آفت د ر مزرعه حضور دارند. این نقش زنبورها شاید مهمتر از نقش دیگر آنها باشد.

۵ – نقش برداشت گندم در جمعیت سن گندم

گندم هر اندازه زودتر و سریعتر برداشت شود آسیب بیشتری بر جمعیت سن گندم وارد خواهد شد. با این عمل هم تعد ادی از پورههای آفت برجای مانده که در آن صورت محکوم به نابودی هستند و هم اینکه باعث خواهد شد سنهای کامل نسل جدید با تغذیهای ناکافی به طرف اماکن زمستانی حرکت کنند که این خود آسیب جبران ناپذیری بر آفت وارد خواهد کرد بدین معنی که اولا این گونه سنها از سرمای زمستان آسیب بیشتری می بینند دوم اینکه تعداد زیادی از این گونه سنها به علت تغذیه ناکافی در سال آینده آن قدرت را نخواهند داشت که به طرف مزارع حرکت کنند و لذا در همان ارتفاعات می مانند و سوم آنکه آنهایی که موفق می شوند خود را به مزارع برسانند از آنجایی که در سال قبل تغذیه ناکافی داشته اند لذا مدت مدیدی را صرف تغذیه و جبران تغذیه ناکافی سال قبل کرده و لذا تخمریزیشان دیرتر و در طول زمان بیشتری انجام خواهد شد که هر دو این پدیده ها به سود گندم خواهد بود زیرا در این صورت تقارن بین سن گندم و گندم هم چه بیشتر به سود گندم به هم خواهد خورد.

۶ – نقش مبارزه شیمیایی در مبارزه با سن گندم

در صورت لزوم انجام مبارزه شیمایی باید سعی شود حتی المقدور از سمپاشی بر علیه سن مادر خودداری کرده و سمپاشی را بر علیه پورهها انجام دهیم. زیرا غالبا اتفاق افتاده که بعد از سمپاشی برعلیه سن مادر مجددا لازم شده که سمپاشی دیگری بر علیه پورهها صورت گیرد واصولا ً پورهها نسبت به سم حشره کش حساستر هستند. از طرف دیگر زمانی که سمپاشی برعلیه سن مادر انجام می شود زنبورهای پارازیتویید سن گندم در مزارع حضوری فعال داشته و همه آنها در معرض سم و اثر زیانبار آن هستند در حالی که در زمان سمپاشی بر علیه پوره ها تعداد زیادی از پارازیتها به صورت جنین داخل تخمهای سن بوده و آنهایی نیز که به صورت حشره کامل هستند چون گندم از نظر شاخ و برگ هم رشد خوبی را کرده و بنابراین پوشش مناسبی برای حفاظت از زنبورها در قبال ذرات سم خواهد بود.

منبع: کتابچه گروه توسعه پایدار کشاورزان دشت گرمسار

موسسه توسعه پایدار محیط زیست   تابستان

کود سرک ازته در غلات دیم

کود سرک ازته در غلات دیم

شرایط آب و هوایی حاکم بر زراعت غلات دیم از سالی به سال دیگر متفاوت است و در برخی از سالها مزارع دچار تنش شدید خشکی و در برخی از سالها دچار تنشهای ناشی از پربارانی می شوند.

بر اساس تجربیات به دست آمده از سال زراعی ۸۸-۸۷ (خشکسالی) و سال زراعی ۸۹-۸۸ (ترسالی)، کشاورزانی که کود سرک ازته مصرف نموده اند، چه در سالهای خشک و چه در سالهای پرباران دچار خسارتهایی از قبیل چروکیدگی دانه و خوابیدگی شدید مزارع شدند.

مصرف کود ازته در سالهای خشک نیاز آبی مزارع را بسیار افزایش می دهد و اندک باران موجود، جوابگوی نیازهای حیاتی گیاه نمی باشد و به این ترتیب خسارت تنش خشکی به طور نسبی در مزارعی که کود سرک ازته مصرف نمودند بیشتر می باشد.

در سالهای پرباران مصرف کود ازته در مزارعی که ارقام حساس به خوابیدگی مانند ارقام زراعی گندم سرداری و آذر-۲ و جو محلی کشت می شوند، موجب تُردتر شدن بافت گیاهی و حساسیت شدیدتر به خوابیدگی و بیماریهای قارچی مانند زنگ غلات، سپتوریا و … می گردد. با توجه به یافته های تحقیقاتی در معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم در صورتی که مقدار بارندگی در پاییز و زمستان برابر ۳۰۰ میلی متر بود، به کشاورزان دیم کار غلات تو صیه می شود ۲۰ کیلوگرم ازت خالص در هکتار ( ۴۴ کیلو گرم کود اوره) مصرف نمایند.

در سال زراعی ۸۸-۸۷ مقدار بارندگی در اکثر مناطق استان کرمانشاه تا خرداد ماه کمتر از ۳۰۰ میلیمتر بود ولی با این وجود درصد بالایی از کشاورزان دیم کار غلات اقدام به مصرف ۴۶ تا ۶۹ ازت خالص در هکتار به ترتیب برابر ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم کود اوره در هکتار نمودند و دچار خسارت بسیار شدید شدند. با توجه به مقدار بارندگی در این سال زراعی، کشاورزان با تجربه ای که کود سرک ازته مصرف ننمودند به عملکردی برابر۸۰۰ تا ۱۲۰۰ کیلوگرم در هکتار رسیدند. اما در مزارعی که کود سرک ازته مصرف شده بود عملکرد دانه در هکتار بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ کیلو گرم بود.

در سال زراعی پرباران ۸۹-۸۸ که در بسیار از مناطق در استان کرمانشاه مقدار بارندگی تا آخر زمستان ۳۰۰ میلی متر و بیشتر بود بر اساس توصیه معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشاورزان می توانستند تقریباً ۴۴ کیلو گرم (برابر ۲۰ کیلو ازت خالص در هکتار مصرف نمایند) اما بسیاری از کشاورزان بیش از حد کود سرک ازته مصرف نمودند و مزارعشان دچار خوابیدگی شدید، حساسیت بیشتر به بیماریهای قارچی و حتی سرمای دیر رس بهاره شد.

ضمناً در این سال زراعی پرباران در مزارعی که کود سرک بیش از حد مصرف کرده بودند علاوه بر مشکلات فوق مزارع دچار بادزدگی شدید شدند. حتی وزن  دانه در مزارعی که اصلاً کود سرک در آنها استفاده نشده بود، نسبت به مزارعی که در آنها بر اساس توصیه معاونت موسسه دیم  ۲۰ کیلو گرم در هکتار ازت خالص به صورت سرک مصرف شده بود، بیشتر بود.

بنا بر این چنین به نظر می رسد که مصرف کود سرک در شرایط زراعت غلات دیم تاثیر مثبت چندانی نداشته باشد و فقط موجب افزایش هزینه تولید و خسارت قابل توجه به مزارع در شرایط دیم می گردد.

بر اساس این مشاهدات در مزارع کشاورزان در سالهای مختلف، ضرورت مصرف کود ازته در زراعت غلات دیم چندان واضح و مشخص نیست. در سال زراعی جاری ( ۸۹-۸۸) از تعدادی از کشاورزان در مناطق مختلف استان کرمانشاه که معمولا کود سرک مصرف می کنند، خواسته شد که در قسمتی از مزرعه به عنوان تیمار شاهد کود سرک مصرف ننمایند. بعد از رسیدن محصول از کشاورزان خواسته شد که نظر خود را در رابطه با دو تیمار کودی ارائه نمایند.

بر اساس نظر اکثر قریب به اتفاق کشاورزان که این طرح بسیار ساده را در شرایط مزارعشان اجرا کرده بودند، تیمار کود سرک ازته یا اختلاف معنی داری ایجاد نکرده بود یا به محصول خسارت کم تا شدیدی وارد کرده بود.

بنا بر این به کشاورزان عزیز که معمولاً کود سرک ازته در مزارعشان استفاده می کنند، توصیه می شود که این طرح ساده را به مدت سه سال در مزارع خود اجرا نمایند تا عملاً به تاثیر مثبت یا منفی کود سرک ازته پی ببرند.

برای این کار فقط باید در قسمت کوچکی از مزارع (برابر ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ متر مربع)، که از نظر حاصلخیری مشابه بقیه مزرعه است، کود سرک مصرف ننمایند و بقیه مزرعه را به طور معمول کود پاشی نمایند. در زمان برداشت کشاورزان با بررسی عملکرد دانه و وزن دانه این دو تیمار مختلف می توانند تشخیص دهند که مصرف کود سرک موثر بوده است یا نه و پس از اجرای این طرح بسیار ساده و مفید در مزارعشان به مدت سه سال، برای مصرف یا عدم مصرف کود سرک، بر اساس تجربیات و نتایج بدست آمده تصمیم بگیرند.

اجرای این طرح و نتیجه گیری از آن برای کشاورزان بسیار ساده است ولی بهتر است که کارشناسان مراکز تحقیقاتی و یا کارشناسان شرکتهای خدمات کشاورزی و یا شرکتهای فنی مشاوره ای کشاورزی با کشاورزان در اجرای دقیقتر و علمی تر این کار مشارکت نمایند و از این دو تیمار برای برآورد عملکرد نمونه برداری نمایند و داده های به دست آمده با مشارکت کارشناسان و کشاورزان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بر این اساس برای مصرف یا عدم مصرف کود سرک در آینده تصمصم گیری گردد.

بر اساس شواهد موجود بسیاری از کشاورزان دیمکار غلات با دردسر فراوان و هزینه بالا کود سرک ازته را تهیه می نمایند به امید این که با مصرف آن عملکرد در واحد سطح افزایش یابد اما متاسفانه در موارد زیادی مصرف کود سرک ازته نتیجه منفی داشته است و کشاورزان علاوه بر تحمل هزینه تهیه و مصرف کود، دچار خسارت شدید شده اند.

با مشارکت کشاورزان و کارشناسان در اجرای این طرح و طرحهای مشابه در مورد دیگر مسایل به زراعی در زراعت دیم می توان به نتایج ارزنده ای رسید و بر اساس این نتایج می توان توانِ تولید زراعت غلات دیم و در آمد کشاورزان را به طور قابل توجهی افزایش داد و جلوی مصرف بی رویه برخی از نهاده های شیمیایی مانند کود ازته را که سلامت محیط زیست و انسانها را به خطر می اندازد گرفت.

اجرای پروژهای تحقیقاتی با مشارکت کشاورزان در مناطق هدف در مزارع کشاورزان از راهکارهای مهم برای حل مشکلات عمده بخش کشاورزی است

 

زنگ گندم:

 

زنگ گندم:

زنگ گندم (Wheat Rusts) ، یكی از بیماریهای قارچی گیاه گندم است كه عامل مولد آن گونه‌هایی از قارچهای كلاهدار یا بازیدومیستها می‌باشد.

دید كلی

 زنگ، كه عاملی به نام Puccinia آن را ایجاد می كند، مهم ترین بیماری گندم به شمار می رود كه شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطی و زنگ نواری می شود .جوشها و لكه‌هایی كه خشك و پودری است به رنگهای زرد ، قرمز و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، در درجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می‌باشد. تمام اندام هوایی گیاه علایم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص‌تر است. زنگها خسارتهایفراوانی را به گیاه گندم وارد می‌كنند. مثلا در آمریكای شمالی محصول سالیانه را به میزان یك میلیون تن كاهش می‌دهند.

اپیدمی زنگ قبل از گل یا در آن موقع اتفاق می‌افتد و آلودگی خوشه زیان فراوانی به بار می‌آورد. زیان زنگها علاوه بر كاهش محصول ، ارزش علوفه را نیز تقلیل داده و گیاه را نسبت به شرایط نامساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماریها آسیب‌پذیر می‌سازد. از قدرت رشد گیاه و ریشه‌زایی آن می‌كاهد و گاهی می‌تواند برای دامها نیز سمی باشد. از نظر فیلوژنی (تكاملی) اولین زنگها ، مربوط به دوره كربونیفر ، در حدود 250 میلیون سال قبل است.

شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می باشد. تشكیل حفره های قرمز یا سیاه كه حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و… هستند از علائم این بیماری می باشند. این قارچ ها از كارآیی گیاه در مصرف آب می كاهند، بافت های گیاه را تخریب می كنند و تعداد دانه های موجود در سنبله را مانند زمانی كه گیاه به كمبود آب دچار شده، كاهش می دهند.

بیماری زنگ برگی) قهوه‌ای)  گندم wheat leaf rust 
زنگ برگ یك بیماری جدی گندم، چاودار، تریتیكاله وبسیاری از گندمیان است كه توسط قارچ Puccinia recondita ایجاد می‌شود. پاتوژن روی جو، قدرت پارازیتی ضعیفی دارد، اما یولاف را آلوده نمی‌كند. گونه دیگری از قارچ به نام P.hordei وجود دارد كه اغلب به جو حمله می‌كند. علائم بیماری به صورت جوشهای بیضی شكل كوچك و پراكنده با رنگ سیاه متمایل به قرمز ، در سطح پهنك و روی غلاف برگ ظاهر می‌شود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده یوریدیوسپور بیشتر در بافت میزبان فرو می‌رود و باعث از هم پاشیدن اپیدرم نمی شود. یوریدیوسپورهای Puccinia recondita قرمز پرتقالی تا سیاه مایل به قرمز، خاردار ، كروی و معمولاً به قطر 20- 28 میكرون هستند. تلیوسپورها سیاه مایل به قهوه‌ای، دو سلولی با دیواره ضخیم هستند. قسمت انتهایی اسپور ممكن است گرد یا پهن باشد. تلیا در طول مراحل نهایی رشد گیاه به صورت جوشهایی روی غلاف برگها و یا در سطح پهنك برگ به وجود می‌آیند. تلیوسپورها در بافت برگ باقی می‌مانند و به وسیله اپیدرم پوشیده می‌شوند. گونه‌های جنسهای تالیك‌تروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان میزبانهای واسط پوكسینیا ركوندیتا معرفی شده‌اند و وجود آنها در بعضی از مناطق اروپا گزارش شده‌است، اما در ایجاد نژاد جدید این قارچ نقشی ندارند. در مناطق معتدل،

پاتوژن از سالی به سال دیگر به صورت میسلیوم یا مناطق گرم نیز تابستانگذرانی قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنكتر انجام می‌شود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات یا كشت مولتی لاین بخوبی كنترل می‌شود.

كنترل زنگ قهوه ای گندم:

 زنگ برگ در دمای بین 15 و 22 درجه سانتیگراد وقتی كه رطوبت به حد كافی باشد به سرعت توسعه می‌یابد. این قارچ گاهی همراه با قارچ مولد عامل لكه برگی و لكه گلوم به حالت همكاری ، خسارت فراوانی می‌زنند.

قارچكشهایی مثل تریادیمفون (بایلتون) وبوتریزول( ایندار) در كنترل زنگ قهوه‌ای مؤثر هستند و در صورت وجود اپیدمی، مصرف آنها اقتصادی است.

سایپروكونازول(آلتو(SL 10% نیم لیتر در هكتار.

تبوكونازول(فولیكور(EW 25% یك لیتر درهكتار.

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار.

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.

زنگ سیاه غلات:

این بیماری در اثر گونه‌ای از بازیدومیستها به نام Paccinia. Graminis f. sp. Tritici ایجاد می‌شود. حوزه جغرافیایی زنگ سیاه غلات بسیار وسیع می‌باشد و یكی از مهمترین بیماریهای غلات در ایران و اغلب كشورهای جهان است. علت گسترش بیماری مربوط به بارانهای بهاره و مساعد بودن شرایط جوی در ماههای فروردین و اردیبهشت است. خسارت زنگ سیاه گندم را می‌توان به یك بیماری حاد تشبیه كرد. در بعضی از مناطق خسارت زنگ سیاه گندم به نحوی است كه خوشه‌ها عقیم و پوك شده و فاقد دانه و یا ندرتا دارای دانه‌های بسیار ریز و غیر قابل استفاده می‌باشند.

نشانه‌های بیماری روی غلات:

در اوایل و اواسط بهار در پهنه برگ و غلاف و براكته‌های گل ، جوش یا تاولهایی بطور پراكنده به رنگ نارنجی بروز می‌كند. با گسترش بیماری جوشها به یكدیگر متصل می‌شوند. به تدریج این جوشها روی خوشكها ، ساقه ، گلوم در سطح بیرونی یا درونی نمایان می‌گردند. جوشها در ابتدا بسته بوده و با رشد كافی ، اپیدرم را باز می‌كنند و اسپورهای بیضی شكل آزاد می‌شوند. این اسپورها رشد كرده و آلودگیهای مجدد را سبب می‌شوند.

علل همه‌گیری زنگ سیاه گندم:

  1. كشت ارقام حساس گندم در منطقه: بدین ترتیب قابل توجیه است كه هر چه ارقام كاشتهشده در یك منطقه
  2. به نژادهای مختلف زنگ موجود در آن منطقه حساسیت بیشتری داشته باشد،احتمال همه‌گیری و خسارت به محصول زیادتر است.
  3. وجود نژادهای فیزیولوژیك زنگ و فعال بودن آن در منطقه.
  4. رشد رویشی مناسب و خوب گیاه.
  5. دیر رس بودن محصول.
  6. وجود شرایط جوی مناسب و مساعد در منطقه.
  7. وجود میزبان واسط مانند زرشك و گسترش جغرافیایی آن در منطقه.

مبارزه :

  1. استفاده از ارقام گندم مقاوم.
  2. حذف و ریشه كنی بوته‌های زرشك كه قسمتی از مرحله زندگی انگل در روی آن انجام می‌شود.
  3. مبارزه شیمیایی توسط كاربرد برخیقارچ كشها مانند دی كلون ، تری آدیمنول وكربوكسین تیرام.

زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust 

زنگ سیاه ساقه یكی از بیماریهای شناخته شده غلات است. تقریباً در تمامی مناطقی كه این محصول كشت می‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسینیا P. g. avenae یولاف، و گونه پوكسینیا P.g.secalis چاودار را آلوده می‌كند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه وغلاف برگها ظاهر می‌شود پهنك برگ و خوشه‌ها نیز ممكن است آلوده شوند. اسپور روی میزبانهای مختلف غلات تولید می‌شود. یوریدیوسپورها در داخل تاولها یوریدیا توسعه یافته پس از مدتی اپیدرم را پاره كرده، توده‌ای از اسپورهای قهوه‌ای مایل به قرمز آشكار می‌شوند.

تاولهای زنگ نواری بزرگتر است . یوریدیا بیضی شكل یا كشیده وبافت اپیدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زیرین و رویی برگ ظاهر شوند. یوریدیوسپورهای P.graminis قهوه‌ای مایل به قرمز، تخم مرغی شكل، با زواید خار مانند هستند. تولید اسپور تا زمانی كه گیاه به مرحله رسیدن نزدیك می‌شوند ادامه می‌یابد. با شروع مرحله رسیدن گیاه تولید یوریدیوسپور كاهش می‌یابد. در این زمان تلیوسپورها درون تلیا كهدر محل یوریدیها در سایر قسمتها تشكیل می‌شود، به وجود می‌آیند. تلیوسپورها دو سلولی، تقریباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌ای تیره هستند. تلیوسپور قسمتی از پایه خود را همراه داشته، دارای دیواره ضخیم است. سلول انتهایی گرد یا نسبتاً نوك دار است. تلیوسپورها اغلب اپیدرم را پاره كرده از آن خارج می‌شوند. در طول زمستان تلیوسپورها در بافت گیاهی باقی مانده یا ممكن است با تولید بازیدیوسپور، به صورت اولین مرحله تولید مثل جنسی به سربرند. زرشك معمولی Berberis vulgaris گونه‌های جنس ماهونیا Mahonia میزبانهای واسط برای Puccinia graminis هستند.

باد، یوریدیوسپورهای زنگ سیاه غلات را به مناطق دور دست منتقل می‌كند. در طی دوره رشد گیاهان میزبان ، چرخه‌های تولید یوریدیا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سریع بیماری در مناطق وسیع می‌گردد. این بیماری به همراه زنگ قهوه‌ای شدیداً مورد توجه متخصصان بیماری شناسی گیاهی، اصلاح نباتات وسایر دانشمندان است. در گذشته پیدایش نژادهای فیزیولوژیك جدید از طریق تولید مثل جنسی، روی میزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شدید محصول می‌شد و كارایی ارقام مقاوم را كاهش می‌داد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

كنترل زنگ سیاه ساقه:

ریشه كنی زرشك و كار حساب شده روی ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزایش پایداری مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپیدمی زنگهاست.

سایپروكونازول(آلتو( SL 10% نیم لیتر در هكتار.

تبوكونازول(فولیكور(EW 25% یك لیتر درهكتار .

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار.

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.
كنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم كانون كوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

بیماری زنگ نواری یا زنگ زرد گندم Wheat strip rust

زنگ زرد یا زنگ نواری(سرخو(Puccinia striiformis یكی از بیماریهای مهم گندم و جو است و تا حدودی تریتیكاله و چاودار و بعضی از گرامینه‌های دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد یولاف نسبت به این بیماری مصون باشد. تا كنون میزبان واسطی برای آن شناخته نشده است. این بیماری در درجه حرارت پایین‌تر از درجه حرارت مناسب برای توسعه زنگ ساقه و برگ صورت می‌گیرد. یوریدیها به صورت نوارها یا خطوط زرد باریك عمدتاً روی برگها و سنبلچه‌ها تشكیل می‌شوند. زمانی كه خوشه‌ها آلوده می‌شوند تاولها در سطح داخلی پوشینه‌ها و پوشینكها ظاهر شده، در بعضی مواقع دانه‌های درحال تشكیل را مورد حمله قرار می‌دهند. یوریدیوسپورهای دو سلولی ، به رنگ قهوه‌ای تیره و از نظر شكل و اندازه شبیه به P.recondita است. تلیوسپورها نقش چندانی در چرخه

زندگی قارچ ندارند. تلیاها بر روی سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهای قهوهآی تیره كه به وسیله اپیدرم پوشیده شده‌اند، به وجود می‌آیند. در مناطقی كه درجه حرارت خیلی پایین نیست ، قارچ به صورت یوریدیوسپور ومیسلیوم روی غلاتی كه در پاییز كشت شده‌اند، زمستانگذرانی می‌كند. شیوع وتهاجم ثانوی در شرایط خنك بهار آغاز می‌شود هستند.

كنترل زنگ زرد:
استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.

سایپروكونازول(آلتو(SL 10% نیم لیتر در هكتار .

تبوكونازول(فولیكور( EW 25% یك لیتر درهكتار.

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار .

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.
كنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم كانون كوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

زنگ خطی یا زنگ زرد :

عامل مولد این بیماری گونه‌ای از بازیدیومسیتها به نام puccinia. Striiformis است. زنگ خطی منحصر به مناطق مرتفع و سردسیر می‌باشد و در بسیاری از نقاطی كه زنگ ساقه و برگ پایدار می‌باشند، دوام می‌آورد. عامل بیماریزا در مناطقی كه شبها سرد است بهتر دوام می‌آورد. وجود آن در مازندران ، گرگان ، آذربایجان غربی و فارس گزارش شده است. برای این قارچ میزبان واسطه شناخته نشده است. این قارچ علاوه بر گندم به چاودار و جونیز خسارتهای زیادی وارد می‌كند.

علایم بیماری:

علایم بیماری متفاوت می‌باشد و معمولا در اوایل بهار زودتر از زنگ ساقه و برگ ظاهر می‌شود. جوشها به رنگ زرد بوده و اصولا روی برگها و خوشه‌ها پدید می‌آیند و اغلب به صورت خطوط مشخص و منظمی قرار می‌گیرند. اسپورها به قطر 30 – 20 میكرومتر ، زرد نارنجی رنگ و كروی می‌باشند. دیواره ضخیم و خاردار دارند و دارای 12 – 6 سوراخ تندش هستند. روی خوشه گندم جوشها در سطح شكمی گلومها تشكیل شده و بذر گاهی آلوده می‌شود. این بیماری یكی از خطرناك‌ترین بیماریهای غلات در ایران است و اپیدمیهای آن هر 5 – 3 سال یكبار خسارتهای شدید ایجاد می‌كند.

مبارزه:

برای مبارزه با این قارچ ، قارچ كشهای زیادی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج هر كدام نسبتا رضایت بخش است. مانند propiconazole ، flutiafole ، Triadimefon .،Tebuconazol

عوارض ونشانه های سرمازدگی در گندم پائیزه

گندم های پائیزه اصولاً مقاوم به سرما هستند وقادرند تا۲۰-درجه را هم تحمل نمایند اما تداوم سرما واینکه گیاه در چه مرحله از زندگی خود قرار دارد در روند این مقاومت ویا برعکس میزان خسارت وارده متفاوت است . بعنوان مثال گندم در مرحله ای که بذر هنوز آب جذب نکرده وفعالیت آنزیمی در داخل بذر شروع نشده است به سرما ودماهای پائین حساسیت نداشته وبخوبی تحمل میکند ولی با جذب آب وجوانه زنی  به سرما حساستر میشود وپس از جوانه زنی واستقراردرخاک مقاومتش افزایش می یابد ودر دوران پنجه زنی تقریباً مقاومت خوبی در مقابل دماهای پائین دارد.گندم در مرحله زایشی به دماهای پائین حساس است باید به این نکته  دقت کرد که سرماهای ناگهانی ونوسانات دمایی در ایجاد تنش سرمایی بسیار نقش داشته وبسته به اینکه گندم در چه فازی از زندگی خود قرار دارد میتواندمیزان خسارات وارده حداقل یا حداکثر باشد.

778213 

درسرماهای شدید وناگهانی پاره شدن غشا ونشت پذیری آنها صورت میگیرد ولی در سرماهای طولانی وملایم کاهش فتوسنتز وکاهش تنفس هوازی نسبت به بی هوازی و کاهش ATP وتجمع مواد سمی اتفاق می افتد.باید درنظر گرفت که آثار وعلایم سرمازدگی بطور آنی کمتر قابل رویت است ومعمولاً با گذر زمان وعبور از یک فاز به فاز دیگر قابل مشاهده است براین اساس به کارشناسان ارزیاب خسارت صندوق بیمه محصولات کشاورزی توصیه میکنم بازدید وبررسی های  خودرا طی سه مرحله از مزرعه  بعمل آورند تا کاملا دقیق بتوانند ارزیابی نمایند. در اینجا جهت آشنایی شما عزیزان  بطوراختصار به علائم تشخیص سرمازدگی در مزرعه گندم اشاره میکنم:

  1.  درزمان پنجه دهی کاهش دما تا حدود۴/۵-سانتیگراد باعث ایجاد کلروز برگه وسوختگی انتهای برگها و کچلی در مزرعه میشود تداوم این خسارت بر کاهش عملکرد  قابل ملاحظه است
  2. درمرحله ساقه رفتن کاهش دما تا۱/۵-موجب مرگ نقاط رشد وزردی ولکه لکه شدن برگها میشود ادامه این روند موجب کاهش عملکرد بطور چشمگیر میشود
  3. در دوران آبستنی کاهش دما به مرز۲/۵- آسیب به قسمتهای پائینی ساقه  وارد کرده وبیرنگی برگها وعقیمی را بدنبال خواهد داشت  واین خسارت میتواند عملکرد محصول را شدیداً کاهش دهد.
  4. در مرحله گلدهی کاهش دما تا۱/۵-درجه موجب عقیمی گلچه ها وسفید ی ریشکها وسنبله وآسیب دیدگی قسمتهای پائینی گیاه  را منجر شود این خسارت میتواند عملکرد را تا حد زیادی کاهش دهد
  5. درمرحله شیری بروز سرما تا ۲/۵-درجه باعث سفیدی ریشک ها وسنبله ها وآسیب به قسمت های پائینی گیاه  وبی رنگی برگ وبذور چروکیده میشود وکاهش  قابل توجه عملکرد را بدنبال دارد.
  6. درمرحله خمیری وقوع سرما تا۲/۵-درجه باعث چروکیدگی دانه ها وکم  رنگ شدن دانه وافت قوه نامیه میشود وکاهش عملکرد را بدنبال خواهد داشت.

نکته مهم اینست که برای ایجاد خسارت در هریک از مراحل فوق وجود حداقل دوروز متوالی دمای  لازم جهت ایجاد خسارت بر جو منطقه حاکم باشد.

منبع :    http://www.crop20.blogfa.com