Eurygaster integriceps سن گندم

سن گندم به احتمال زیاد از قرنها پیش و حداقل قبل از زمان نادر شاه در ایران شیوع داشته است ولی اولین گزارش کتبی در مورد  شدت  خسارت این  آفت  مربوط  به سال  ۱۳۰۶ می باشد.

این آفت از دیر زمان در تمام نقاط ایران وجود داشته و بدون شک مهمترین آفت کشتزارهای غلات (گندم و جو ) بوده است و از ابتدای کاشت محصول تا برداشت آن نگرانی و وحشت بر روستائیان حکمرانی می کرد و از هیبت هجوم سن که نتیجه آن قحطی و گرسنگی و اغلب مهاجرت بوده، لرزه بر اندام آنان می افتاد. در برابر چنین آفتی از همان زمان قدیم کشاورزان هر چه از دستشان برمی آمده انجام داده اند و وقتی دستشان از همه جا کوتاه می شد به نذر و نیاز و دعا ، توسل می جستند. بعضی از اشخاص کلاش و حقه باز نیز در نقاط سن خیز به کشاورزان ساده لوح مراجعه و در مکانهای زمستانگذرانی در کوه یا در مزارع دعای سن بند تعبیه می کردند تا سن به مزارع هجوم نبرد و با وجود ترقیات شگرفی که تا کنون در مبارزه علیه سن گندم حاصل شده است هنوز هم دعای سن بند در بعضی نواحی کشور دارای طرفدارانی می باشد. قدیمی ترین اثری که از مبارزه علیه سن در کوه در دسترس می باشد، حاکی از آن است که نادر شاه ( ۱۷۳۶ میلادی) به قشون خود امر کرده که در مکانهای زمستانگذران، کلیه گیاهان پناهگاه سن را آتش بزنند و بر اثر این عمل مدت چند سال کشور ایران از حمله سن در امان بوده است. در ورامین به سن های زرد خاکستری تا قهوه ای مایل به سیاه و گاهی کاملا سیاه، سن نادری می گویند که بی ارتباط با قضیه فوق نیست.

 

حشره بالغ سن گندم

شناسایی آفت

طول حشره کامل ۸ – ۸/۱۲ وعرض آن ۵-۸ میلیمتراست.علت اصلی دامنه نسبتا وسیع تغییرات در اندازه حشره کامل، شیوه زندگی آفت است. بدین معنی که بر اساس بررسیها و مشاهدات در سراسر مناطق سن خیز کشور، این حشره دو شیوه زندگی دارد که این خود منجر به تغییراتی در اندازه آفت شده است. افراد جمعیتی از ا ین حشره که در زیستگاههای طبیعی واقع در ارتفاعات زندگی می کنند و بدون انجام پروازهای قابل توجه با تغذیه از گیاهان غیر زراعی، به زاد و ولد می پردازند، جثه ای کوچکتر دارند. در حالی که گروه دیگری از این حشره که ا ز گندم و جو تغذیه می کنند، به ویژه آنهایی که به مزارع آبی حمله ور می شوند جثه ای بزرگتر دارند.

حشره کامل سن گندم

رنگ حشره کامل بسیار متغیر است رنگ عمومی آن قهوه ای و زردخاکی است که این نیز خود ا ز روشن تا تیره تغییر می کند. به علاوه ، نمونه هایی به رنگ سیاه، قرمز، مسی و زرد کهربایی نیز وجود دارند.

رنگهای متفاوت حشره کامل سن گندم

بدن سن گندم از سه قسمت اصلی سر، قفسه سینه و شکم تشکیل شده است. سر حشره مثلثی است که نوک آن به جلو امتداد دارد. از نوک سر دو شیار طولی موازی به طرف سینه امتداد می یابند که به سینه نمی رسند. نزدیک خط فاصل بین سر و سینه، دو چشم ساده و در گوشه جانبی سر، دو چشم مرکب دیده می شوند. شاخک پنج بندی است که بند پنجم بلندترین آنها و پس از آن بند دوم بلندتر از سایر بندهاست رنگ بند پنجم تیره و بقیه بندها روشن است.

 

قسمتهای مختلف سر در سن گندم

خرطوم حشره نسبتا بلند و در حال استراحت زیر بدن قرار می گیرد. رانها و ساقهای پا دارای خارهای ریز قهوهای بوده و پنجه ها سه مفصلی است.

 

نمای شکمی حشره کامل سن گندم

 

قسمت اول ناحیه قفسه سینه، بزرگ، ذوزنقه ای و دارای نقاط مختلفی است.

قسمت انتهایی قفسه سینه یا سپر بسیار بزرگ و رشد کرده است که تقریبًا همه سطح پشتی شکم را می پوشاند و از طرفین آن حاشیه ۵ حلقه آخر شکم که هر کدام در طرفین یک لکه سیاه دارند نمایان است. روی قسمت پشتی سپر، دو لکه کوچک مشخص به رنگ روشن دیده می شوند.

 

سپر برزگ که تمامی شکم را پوشانده و تنها حاشیه ۵ حلقه انتهایی شکم پیداست

تنها اختلاف در شکل ظاهری حشرات کامل نر و ماده مربوطه به قطعات بیرونی دستگاه تناسلی آنهاست که در انتهای قسمت زیرین شکم واقع است. این قطعه در حشرات نر ساده است و هیچگونه تقسیم بندی در آن دیده نمی شود درحالی که در حشره ماده این قسمت به شش قطعه بزرگ و دوقطعه کوچک یعنی جمعا هشت قطعه تقسیم شده است.

 

دستگاه تناسلی حشره ماده                   دستگاه تناسلی حشره نر

تخم کروی و قطر آن یک میلیمتر است. رنگ تخم تازه، سبز روشن انگوری می باشد که بسته به شرایط محیط دو تا سه روز  بعد در  سطح آن  نقطه های  بسیار ریز تیره  پدیدار می گردند. این نقطه ها به تدریج به هم نزدیک شده و دایرهای را تشکیل می دهند و بعد از مدتی لکهای به شکل لنگر کشتی و به رنگ قرمز متمایل به نارنجی در زیر پوست تخم آشکار می شود و در نهایت یک لکه کوچک سه گوش و سیاه رنگ زیر لکه قرمز فوق پدیدار می شود.

تخمهای سن گندم در مراحل مختلف رشد و نمو جنینی

از تخم سن گندم، پوره که همان نوزاد سن گندم می باشد از طریق ایجاد دریچه ای دایره شکل خارج می گردد. پورهها پنج مرحله را می گذرانند تا به حشره کامل تبدیل شوند که به این مراحل، سنین مختلف پورگی می گویند.

خروج پورههای سن اول از تخم

 

ایجاد دریچهای دایره شکل بر روی غشاء تخم در هنگام خروج پوره

رنگ پوره سن اول بلافاصله پس از خروج از تخم سبز بسیار روشن است که پس از چند ساعت متمایل به سیاه می شود. از سن دوم به بعد رنگ اصلی پورهها نمایان می گردد. وجه تمایز پوره ها از یکدیگر به ویژه در پوره سنین چهار و پنج بسیار بارز است بدین معنی که بال از  سن چهارم پورگی جوانه میزند که در سن پنجم مشخص تر می شود.

پوره سن دو                                          پوره سن یک

   پوره سن سه                                  پوره سن چهار

مناطق انتشار، گیاهان میزبان ، شیوه و شدت خسارت

سن گندم در هر نقطه ای از ایران که گندم کشت می شود حضور دارد. در این تعریف تنها یک استثنا وجود دارد و آن منطقه گرگان و گنبد است که ضمن اینکه دارای گندمکاری متراکمی است این آفت در آن فعالیت ندارد و جای این سن را سن دیگری بنام

(Euryguster maura) اشغال کرده است.

سن گندم در نقاط مختلف کشور از تراکم های متفاوتی برخوردار است. در بین مناطق آبی ازمناسب ترین جاها باید دشت ورامین و در بین مناطق دیم از مناسب ترین جاها باید منطقه کرمانشاه را نام برد.

گیاهان میزبان سن گندم

سن گندم در ایران به ارقام مختلف گندم و جو و چاودار و یولاف حمله کرده وا ز آنها تغذیه می کند. گذشته از گیاهان فوق سن گندم به گروه وسیعی از گیاهان وحشی خانواده گندمیان و سایر خانواده های گیاهی در ارتفاعات و دشتها حمله ور شده واز آنها نیز تغذیه می کند. دراین راستا این قبیل گیاهان به دو گروه تقسیم می شوند:

گروه اول، گیاهانی که حشرات کامل سن گندم و گه گاه پورههای سنین چهار و پنج از آنها تغذیه میکنند اما تخمریزی روی آنها به ندرت دیده می شود.

گروه دوم، گیاهانی که سن گندم ضمن تغذیه روی آنها تخمریزی کرده و پورهها وحشره کامل نسل جدید نیز از آنها تغذیه می کنند. به عبارت دیگر سن می تواند روی این گیاهان زاد ولد نماید. به این ترتیب، تغذیه سن گندم از گیاهان خودروی ارتفاعات به خوبی روشن شده و معلوم می شود که این حشره تا چه اندازه دارای تنوع میزبان می باشد.

شیوه و شدت خسارت سن گندم

خسارت سن گندم کمی و کیفی است. سن مادراصطلاحی است که به سنهای زمستانگذران اطلاق می شود خسارت خود را منحصرًا به صورت کمی وارد می کند در حالیکه پورهها و حشرات کامل نسل جدید به هر دو شکل کمی و کیفی خسارت را وارد می سازند. خسارت کمی سن مادر در سالهایی که جمعیت آفت از تراکم بسیار بالایی برخوردار است و یا به عبارت دیگر در سالهای طغیانی، می تواند به صددرصد برسد و این اتفاقی است که در ایران به کرات اتفاق افتاده است. در این نوع خسارت سن گندم ضمن حمله به جوانه های ساقه  دهنده و خوشه دهنده، مزرعه را مبدل به علفزاری می کند که پوشیده از بوته های گندم بدون ساقه و زرد است.

ریزش سن درحالت طغیانی 

خسارت سن مادر برروی برگ

 

مقایسه ساقه گندم سن زده (راست) وسالم (چپ)

تغذیه سن مادر از قسمت پهن برگ و حتی در مواردی که حمله تعدادی از سنهای مادر مقارن با شروع تشکیل خوشه می شود از زیر خوشه و یا خود خوشه نیز دیده می شود که در مورد اول تمام خوشه سفید شده و در مورد دوم آن قسمتی از خوشه که در بالای محل تغذیه قراردارد سفید می شود.

 

تغذیه سن مادر ازقسمت زیر خوشه

تغذیه سن مادر از خوشه

البته سفیدی خوشه همیشه به علت حمله سن گندم نیست و عواملی چون زنبور ساقه خوار گندم، کرم ساقه خوار گندم وجو، بیماری قارچی پاخوره و کمبود مس نیز منجر به سفید شدن خوشه می شوند. پورههای سن گندم و حشره کامل نسل جدید ضمن تغذیه ازدانه گندم در مراحل شیری و خمیری، بزاق خود را به داخل دانه تزریق می کنند تا تغذیه از دانه ها برای آنها آسان شود. بزاق دهان سن باعث تخریب برخی مواد تشکیل دهنده دانه گندم شده و خاصیت نانوایی آن را از بین می برد. اگر تعداد این گونه دانه ها به پنج در صد برسد یعنی اینکه اگر در یکصد دانه گندم تنها پنج دانه سن زده موجود باشد، آردی که از ا ین گندم حاصل می شود به درد نانوایی نمی خورد.

با توجه به این نکته متوجه ابعاد خسارت کیفی سن گندم می شویم. سن زدگی دانه ها معمولا با چروکیدگی آنها همراه است. در محل نیش حشره روی دانه یک نقطه کوچک سیاه با هاله ای روشن به دور آن دیده می شود. میزان خسارت کیفی سن کامل نسل جدید بیشتر از پوره سن پنج و خسارت کیفی پوره سن پنج بیشتر از پوره سن چهار است. البته بادزدگی نیز منجر به چروک خوردگی دانه می گردد که نباید با خسارت سن گندم اشتباه شود. لازم به ذکر است که در شرایط ایران خسارت تعدادی از قارچها نیز منجر به چروک خوردن دانه ها می گردد.

بذر گندم سن زده

زندگی آفت

سن گندم یک نسل در سال دارد و زمستان را به صورت حشره کامل در مکانهای زمستانگذرانی که غالبا ارتفاعات هستند می گذراند.

 

محل زمستانگذرانی سن گندم در دامنه ارتفاعات درزیرگیاهان

زمان حرکت سن گندم پس از پایان زمستان گذرانی به سوی مزارع غلات در نقاط مختلف کشور متفاوت است. به عمل پرواز سنها و رسیدن به مزرعه گندم و جو “ریزش سن مادر” می گویند. در شرایط آب و هوایی ایران زودترین زمان ریزش در بهمن ماه و دیرترین آنها در اردیبهشت ماه است. زمان ریزش سن مادر در یک منطقه خاص نیز متناسب با شرایط آب و هوایی در سالهای متفاوت، ممکن است تغییر یابد. ریزش سن گندم به مزارع در کشتهای آبی ودیم تفاوتهایی دارند.

ریزش سن مادر

در گروهی از دیمزارها مکانهای زمستانگذرانی سن گندم و مزارع در هم آمیخته اند و مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. در گروه دیگر از دیمزارها، فاصله مشخصی بین مزارع و مکانهای زمستانگذرانی سن گندم وجود دارد. گروه سوم حالتی بینابین دارد و سن گندم ضمن زمستانگذرانی در مکانهای جدا از مزارع و مرتفع تر از آنها فاصله چندانی را برای رسیدن به مزارع طی نمی کند. در این گروه اکثر دیمزارهای کشورها جای دارند. در نواحی آبی وضعیت متفاوتی حاکم است بدین معنی که مزارع عمدتا با فاصلهای زیاد از مکانهای زمستانگذرانی قرار دارند و بنابراین آفت مسافت کم و بیش طولانی را در رفت و برگشت می پیماید. سن گندم در مناطق آبی یک تا سه بار ریزش می کند. ریزشها زمانی انجام می شود که حرارت در مزارع حدود۱۳/۵-۱۴/۵  درجه سانتی گراد است. ممکن است که سن گندم شروع به ریزش واز ارتفاعات به مزارع کند ولی در حین ریزش حرارت منطقه کاهش یافته و درنتیجه ریزش متوقف شود. این حالت حداکثر دو بار اتفاق می افتد. به عبارت دیگر ریزش ممکن است تا سه بار ادامه یابد.

ریزش در بعضی سالها و تحت شرایطی خاص ممکن است که یکسره از کوه تا مزرعه نباشد و به عبارت دیگر ممکن است که سن گندم در مسیر خود توقفهایی کند. این توقف می تواند در مزارع بینابینی باشد. این حالت بیشتر در مناطق دیم صورت می گیرد و در این مورد سن گندم به تدریج ارتفاع کم کرده تا در نواحی پایینتر که گندم از رشد بیشتری برخوردار است مستقر گردد.

سنها در موقع ریزش، همه در یک جا فرود نمی آیند. هر اندازه ارتفاع پرواز سن گندم بیشتر باشد به همان نسبت افراد آن گروه از سنها در فاصله های دوردستتری فرود می آیند. اولین سنهای فرود آمده معمولا نرها هستند. سن پس از رسیدن به مزرعه جابجایی هایی انجام میدهد. سن مادر (سنهای زمستانگذران) پس از فرود به مزرعه به تغذیه می پردازد و از جوانه های مرکزی، برگ وساقه تغذیه می کنند. هر چه میزان ذخیره غذایی سن در سال قبل بیشتر باشد طول دوره تغذیه جدید کم وشدت تغذیه کاهش می یابد. مدت زمان تغذیه قبل از جفتگیری و تخمریزی می تواند از یک تا دو هفته تغییر کند. البته در شرایط نامساعد این دوره به درازا می کشد به طوری که ممکن است تا بیست روزادامه یابد.

بارندگی و باد و دمای پایین تخمریزی سن را دچار وقفه می کند. این وقفه به زیان سن گندم و به سود گندم است. چون مراحل رشدی سن گندم با تأخیر سپری شده و در موقع رسیدن گندم و برداشت آن، تعداد زیادی از پوره ها فرصت کامل شدن را پیدا نکرده و در مزرعه باقی می مانند و از بین خواهند رفت.

 

حشرات کامل سن گندم در حال جفتگیری

تخمگذاری حشره کامل ماده ممکن است روی هر قسمتی از گیاه میزبان، به جز قسمتهای زیرزمینی آن انجام شود. سن گندم روی گیاهان دیگر و حتی روی کلوخها وسنگ ها نیز تخمریزی می کند.

سن مادر درحال تخمریزی پشت برگ

 

یک دسته تخم سن گندم

طول دوره تخمریزی سن گندم در سالها و نقاط مختلف کشور متغیر است. مهمترین عامل موثر در طول دوره تخمریزی شرایط اقلیمی می باشد. اصولا ً در مناطق گرم دوره تخمریزی در مقایسه با مناطق سرد کوتاهتر است. تغییرات ناگهانی دمای محیط و سرد شدن هوا، وزش باد و ریزش باران نیز می توانند در این دوره وقفه ایجاد کرده و آن را طولانی کنند.

نکته ای که ازاهمیت فوق العاده برخورداراست آن است که درسالهایی که سن درمنطقه ای حالت طغیانی دارد، دوره تخمریزی آفت کوتاهتر از زمانی است که این حشره از وضعیتی عادی برخوردار است. دوره جنینی تخم سن گندم در طبیعت از ۵ تا ١۵ روز تغییر می کند که این اختلاف مربوط به نقاط مختلف کشور و زمانهای مختلف است.

 

تحرک کم پوره های سن اول و تجمع آنها نزدیک پوسته های تخمی که از آن خارج شده اند

پوره سن اول پس از خروج از تخم تغذیه نمی کند. در طبیعت پورههای  سن اول تقریبًا در بخش اعظم عمر خود مجتمع هستند و کمتر  متفرق  می شوند.  زمانی که از  یکدیگر  جدا می شوند و به بخشهای مختلف گیاه میزبان روی می آورند حالتهایی از تغذیه را می توان در آنها دید. از پوره سن دو به بعد تغذیه حشره فعالانه آغاز می شود. پوره ها به ویژه پوره های سن دو و سه را می توان به سهولت در نقاطی غیر از خوشه دید ولی عمده فعالیت پوره ها، خوشه گیاه میزبان است. به عبارت دیگر، بیشترین محل تجمع پورهها زوایای مختلف خوشه ها درمراحل مختلف رشدی است.

پوره های  سن دو و سه سن گندم در حال تغذیه از خوشه

هر چه از عمر پوره ها بگذرد میزان تغذیه آنها افزایش می یابد. بدین ترتیب خطرناکترین مرحله پورگی سن گندم پوره سن پنج (آخرین سن پورگی) آنست. نکته جالب اینکه  دراغلب مواقع مراحل مختلف تکاملی سن گندم را می توان با هم دید.

حرکت سن گندم نسل جدید به اماکن زندگی غیرفعال در مناطق آبی و دیم شکلهای متفاوتی دارد.  جمعیت  سن گندم  تقریبًا  هیچگاه به  یکباره به اماکن  تابستانی و زمستانی  منتقل  نمی شود  و به عبارت دیگر همواره  تعدادی از آنها  زودتر از  بقیه این  حرکت را آ غاز می کنند و  بقیه  هم در  نوبت دوم و حتی  تعدادی هم در نوبت سوم این  جابجایی را انجام می دهند.

در مناطق دیم انتقال سن به ارتفاعات ابعاد قابل توجه پروازی ندارد. به عبارت دیگر آفت ناچار به پروازهای طولانی نیست و در بسیاری از مناطق این جابجایی ها بسیار ناچیز است. فاصله فرود سنهای کامل نسل جدید می تواند از صفر تا دهها کیلومتر دورتر از مزارعی باشد که در آن تغذیه کرده و کامل شده اند. نکته مهم آنکه همواره تعدادی بسیار اندک و گه گاه تا حدودی قابل توجه از سنهای کامل شده نسل جدید در همان مزارع و در لابلای شکافها و هر گونه پناهگاه دیگری جهت گذراندن بقیه سال می مانند. این اتفاق در مزارع آبی و دیم تقریبا هر ساله تکرار می شود. این سنها از گروهی هستند که به عللی نتوانسته اند انتقال یابند که مهمترین این دلایل کافی نبودن میزان تغذیه است.

در مکانهای تابستانی و زمستانی بیشترین کاهش وزن این حشره در فصل گرم رخ می دهدو در واقع تلفات زمستانی سن گندم عمدتا ناشی از کاهش وزنی است که در فصل گرم و در اماکن تابستانی گریبانگیر سنها می شود. سن گندم برای تابستانگذرانی به دنبال دو ویژگی است که یکی خنکی ودیگری رطوبت است. و بنابراین بوته ها و یا هر جای دیگری را که برای تابستان گذرانی در ارتفاعات انتخاب می کند می باید این دو ویژگی را داشته باشند.

سنهای با ذخیره غذایی بیشترمعمولا به نواحی مرتفع تر و دورتر ارتفاعات می روند. البته این یک قانون کلی است که موارد استثنایی فراوانی زیادی در آن دیده می شود. ضمنا در کل درصد حشرات نر در ارتفاعات پایین بیشتر از درصد ماده هاست و درمقابل در ارتفاعات بالاتر درصد مادهها فزونی می گیرد. البته این نیز عمومی نیست. سن گندم پس از استقرار اولیه در مکانهای تابستانی جابه جاییهایی دارد. این جابه جایی ها معمولاً از بالا به پایین است. میزان جمعیتی که از پایین به بالا منتقل می شوند در مقایسه با جمعیتی که ا ز بالا به پایین تغییر جا می دهند کمتر است.

در پاییز پس از وقوع اولین بارندگیها آخرین جابجایی صورت گرفته و سنها بیشتر در شیبهایی مستقر می شوند که از تابش بیشتر آفتاب برخوردار باشند. مکانهای زمستانی گه گاه اختلاف بارزی با هم دارند. مثلا در دشت مغان سنها زیر سایه درختان میوه کشت و صنعت مغان دوره دیاپوز خود را شروع می کنند و یا در منطقه بلوچستان به علت خشک و گرم بودن کوه های اطراف سنها در سایه انداز درختان خرما و یا در حاشیه جویها این دوره را آغاز می کنند.

مهمترین گیاهانی که سن گندم زیر آنها به تابستان و زمستانگذرانی می پردازد عبارتند از:

گونه های مختلف گون، گونه های مختلف درمنه، گونه های مختلف کلاه میر حسن و گونه های مختلف چوبک

سن گندم دارای دشمنان طبیعی فراوانی است که مهمترین آنها زنبورهای پارازیتویید تخم از خانواده  Scelionidae و مگس  پارازیتویید   سن گندم از  خانواده  Tachinidae  می باشند. از مهمترین زنبورهای پارازیت تخم سن، زنبورهای آسولکوس یا تریسولکوس (Asolcus=Trissolcus) می باشند که سابق بر این به آنها تلنموس (Telenomus) می گفتند.

 

علاوه بر زنبورهای نامبرده، سن گندم دارای چند گونه مگس پارازیت ازجمله فازیا(phasia) ، اکتوفازیا (Ectophasia) و هلیوزتا(Heliozeta) نیزمی باشد که همگی پارازیت حشره کامل سن بوده ونقش عمده ای در کاهش انبوهی سن دارند .

سن گندم پارازیت شده

 (IPM) مدیریت تلفیقی آفت

بررسی های انجام شده روی سن گندم در سراسر کشور، ارتباط تنگاتنگ بین گسترش سن گندم و تخریب مراتع طبیعی در ارتفاعات را با قاطعیت به اثبات رسانده است به عبارت دیگر اساسی ترین اقدام جهت مهار این حشره احیای مراتع در ارتفاعات است.

١‐ بررسی اثر کودهای شیمیایی بر افزایش جمعیت سن گندم

کودهای شیمیایی در افزایش محصول گندم از طرفی و ایجاد بعضی پدیدههای مثبت برای گندم آثار  مطلوبی  دارند ولی در عین حال  اثرهایی  منفی در ارتباط با سن گندم نیز  برجای می گذارند. بدین معنی که کودهای ازته که به طور رایج به گندم جهت بالا بردن راندمان محصول داده می شود میزان تخمریزی سن گندم را نیز به طور محسوسی افزایش می دهد و این به زیان گندم است. از طرف دیگر کود ازته دوره رشدی گندم را مختصرًا افزایش میدهد و این نیز به زیان گندم می باشد چون سن گندم فرصت خواهد یافت تا همه پورههای خود را تکامل  بخشیده و سن  گندم نسل جدید با  تغذیه  کامل به ا رتفاعات  خواهند رفت. البته  این یافته ها بدان معنی نیست که از دادن کودازته به گندم خودداری کنیم بلکه این بدان معناست که بدانیم هر گونه اقدامی می تواند اثرات منفی نیز داشته باشند و بنابراین باید هر اقدام این چنینی را با توجه به جمیع جهات انجام دهیم.

٢‐ بررسی ارتباط بین علفهای هرز مزارع گندم و فراوانی سن گندم

سن های  کامل  نسل جدید  برای تامین آب از  علفهای هرزی که در مزارع  می رویند  بهره گیری نموده و سپس  به  دانه های  خشک ویا  نیمه خشک گندم های  رسیده  حمله ور می شوند. بنابراین اگر این علفها را از دسترس سن گندم دور کنیم حشره کامل نسل جدید این آفت که خطرناکترین مرحله خسارتزای سن گندم است نخواهد توانست به آسانی از دانه های گندم خشک شده مزارع تغذیه کند. بنابراین از بین بردن علفهای هرز به ویژه در زمان رسیدن گندم از اهمیت ویژه ای در کاهش دادن جمعیت سن گندم برخوردار است.

٣ – بررسی قدرت تطابق سن گندم با فنولوژی گندم در جهت بقای خود

سن گندم برای بقای خود نیاز به هماهنگی با میزبان خود دارد تا پورههای سنین آخر و به ویژه حشرات کامل نسل جدید بتوانند در فرصتی کافی از دانه غلات تغذیه کنند و جهت تحمل شرایط سخت تابستان گذرانی و ناهنجاریهای حرارتی زمستان به ذخیره سازی بپردازند.

به عبارت دیگر حشره کامل نسل جدید سن گندم به شدت نیازمند آن است ک دانه گندم در اختیار داشته باشد و حداقل به مدت ده روز به تغذیه از آن بپردازد تا با وضعیتی مناسب به پرواز درآید وبه اماکن مناسب جهت طی دوره طولانی دیاپوز خود برسد.

با توجه به این نیاز حشره برای ذخیره سازی، برداشت هر چه زودتر و سریعتر گندم را پیشنهاد می کنیم تا محصول زودتر از دسترس آفت خارج شده و به عبارت دیگر سن گندم غافلگیر شده و با ذخیرهای ناکافی بر جای بماند. حال این پرسش مطرح است که اگر گندم زودتر برسد و یا اینکه کاشت گندم را زودتر از موعد شروع کنیم تا در نهایت گندم زودتر برسد باز به زیان سن گندم اقدامی کرده ایم. پاسخ منفی است بدین معنی که آزمایشها وبررسی ها نشان داده که سن گندم خود را با مرحله رویشی گیاه مطابقت داده و لذا اگر گندم را زودتر بکاریم ویا اینکه از ارقام زودرس استفاده کنیم مراحل زیستی خود را با مراحل زیستی گندم مطابقت داده و در موقع برداشت گندم همان وضعیتی پیش می آید که در صورت عدم اجرای این دو اقدام پیش خواهد آمد.

۴ – نقش زنبورهای پارازیتویید سن گندم در برهم زدن تقارن به سود گندم

بررسی ها نشان داده که زنبورهای پارازیتویید تخم سن گندم گذشته از آنکه تخمهای این آفت را پارازیته کرده وبه جمعیت این آفت آسیب می رساننداگر جمعیت شان زیاد باشد می توانند با از بین بردن تخمهای پیشتاز سن گندم این محصول را از گزند افراد پیشتاز سن گندم در امان داشته و د ر نتیجه در موقع برداشت گندم، این آفت در مراحل عقبتری قرار خواهد گرفت. زنبورهای پارازیتویید تخم سن گندم همواره در موقع اولین تخمریزیهای آفت د ر مزرعه حضور دارند. این نقش زنبورها شاید مهمتر از نقش دیگر آنها باشد.

۵ – نقش برداشت گندم در جمعیت سن گندم

گندم هر اندازه زودتر و سریعتر برداشت شود آسیب بیشتری بر جمعیت سن گندم وارد خواهد شد. با این عمل هم تعد ادی از پورههای آفت برجای مانده که در آن صورت محکوم به نابودی هستند و هم اینکه باعث خواهد شد سنهای کامل نسل جدید با تغذیهای ناکافی به طرف اماکن زمستانی حرکت کنند که این خود آسیب جبران ناپذیری بر آفت وارد خواهد کرد بدین معنی که اولا این گونه سنها از سرمای زمستان آسیب بیشتری می بینند دوم اینکه تعداد زیادی از این گونه سنها به علت تغذیه ناکافی در سال آینده آن قدرت را نخواهند داشت که به طرف مزارع حرکت کنند و لذا در همان ارتفاعات می مانند و سوم آنکه آنهایی که موفق می شوند خود را به مزارع برسانند از آنجایی که در سال قبل تغذیه ناکافی داشته اند لذا مدت مدیدی را صرف تغذیه و جبران تغذیه ناکافی سال قبل کرده و لذا تخمریزیشان دیرتر و در طول زمان بیشتری انجام خواهد شد که هر دو این پدیده ها به سود گندم خواهد بود زیرا در این صورت تقارن بین سن گندم و گندم هم چه بیشتر به سود گندم به هم خواهد خورد.

۶ – نقش مبارزه شیمیایی در مبارزه با سن گندم

در صورت لزوم انجام مبارزه شیمایی باید سعی شود حتی المقدور از سمپاشی بر علیه سن مادر خودداری کرده و سمپاشی را بر علیه پورهها انجام دهیم. زیرا غالبا اتفاق افتاده که بعد از سمپاشی برعلیه سن مادر مجددا لازم شده که سمپاشی دیگری بر علیه پورهها صورت گیرد واصولا ً پورهها نسبت به سم حشره کش حساستر هستند. از طرف دیگر زمانی که سمپاشی برعلیه سن مادر انجام می شود زنبورهای پارازیتویید سن گندم در مزارع حضوری فعال داشته و همه آنها در معرض سم و اثر زیانبار آن هستند در حالی که در زمان سمپاشی بر علیه پوره ها تعداد زیادی از پارازیتها به صورت جنین داخل تخمهای سن بوده و آنهایی نیز که به صورت حشره کامل هستند چون گندم از نظر شاخ و برگ هم رشد خوبی را کرده و بنابراین پوشش مناسبی برای حفاظت از زنبورها در قبال ذرات سم خواهد بود.

منبع: کتابچه گروه توسعه پایدار کشاورزان دشت گرمسار

موسسه توسعه پایدار محیط زیست   تابستان

آموزش کامل دیمکاری گیاهان

دیمکاری(درجه حرارت وخاک)

– درجه حرارت :

اپتیمم : درجه حرارتی است که گیاه می تواند در آن به خوبی رشد کند .

در دماهای خیلی بالا در کار آنزیم ها اخلال ایجاد می شود و ممکن است باعث از بین رفتن گیاه شود . در دماهای خیلی پایین هم امکان یخ زدگی و سرما زدگی گیاه وجود دارد .

در مناطق خشک و نیمه خشک نوسانات دمایی شب و روز بالاست .

باد “Wind” : خصوصیات باد چه از نظر کیفی ( اندازه ذرات حمل شده ، رطوبت و درجه حرارت ) و چه از نظر کمی ( شدت ، سرعت و جهت ) می تواند روی رشد گیاه تاثیر بگذارد .

باد بطور کلی دو اثر دارد :

۱-     تاثیرات مکانیکی : شکستن شاخ و برگ ، ورس ، مدفون کردن بذور ، خارج کردن ریشه ی گیاهان و … .

۲-   تاثیرات فیزیولوژیکی : افزایش تبخیر و تعرق ( چون باد باعث جابجایی رطوبت هوا از اطراف گیاه شده و اختلاف پتانسیل را درگیاه افزایش می دهد ، همچنین باعث انتقال افقی انرژی شده و تبخیرو تعرق را افزایش می دهد .) ، بادزدگی ( اگر باد ، گرم و کم رطوبت باشد و در مراحل حساس گیاه ( گرده افشانی و پر شدن دانه ) بوزد باعث باد زدگی گیاه می شود ( دانه ها پوک و چروکیده می شوند ) ) .

مدیریت مناسب این دو عامل متضمن موفقیت در دیمکاری است .

خاک منطقه تحت تاثیر سنگ مادر ، عوامل فیزیولوژیکی و شرایط آب و هوایی است . برای تعیین مناسب بودن خاک برای دیمکاری باید خاک کلاسه بندی شود که این عمل بر اساس پارامترهای مختلف انجام می شود . این پارامترها عبارتند از :

– بافت خاک – عمق خاک – شیب زمین – تیپ منطقه – نفوذ پذیری سطح الارض – نفوذ پذیری تحت الارض – میزان سنگ و سنگریزه در سطح و تحت الارض – شوری و قلیایی بودن خاک .

بر اساس این نه پارامتر ، خاک مناطق مختلف به ۸ کلاس تقسیم شده است :

کلاس ۱ : خاک هایی که محدودیت های خیلی کمی دارند و پتانسیل تولید در آنها خیلی بالاست . براحتی قابل دیمکاری هستند ولی چون پتانسیل بالایی دارند بهتر است که به کشت آبی اختصاص پیدا کنند .

کلاس ۲ : این خاک ها محدودیت متوسطی دارند ولی با رعایت یک سری اصول می توانیم اغلب محصولات زراعی را در آن ها بصورت دیم کشت کنیم .

کلاس ۳ : محدودیت این خاک ها زیاد است ولی با رعایت دقیق اصول فنی می توانیم اقدام به دیمکاری نماییم .

کلاس ۴ : این خاک ها محدودیت خیلی زیادی دارند و مناسب دیمکاری نیستند ولی در صورت اجبار می توانیم با رعایت دقیق اصول فنی ، برخی از محصولات را به صورت دیم کشت کنیم .

کلاس ۵ : این خاک ها محدودیت خیلی خیلی زیادی دارند و مناسب دیمکاری نیستند و برای مرتع و جنگلداری مناسبند .

کلاس ۶ : این خاک ها محدودیت بیشتری از گروه قبلی دارند ولی می توانیم در این خاک ها هم مرتعداری و جنگلداری داشته باشیم .

کلاس ۷ : در این خاک ها مرتعداری و جنگلداری هم امکان پذیر نیست .

کلاس ۸ : این خاک ها فقط برای آبخیزداری استفاده می شوند .

با توجه به این تقسیم بندی ها خاک های کلاس های ۱و۲ و۳ مناسب دیمکاری ، ۴ و۵ و۶ مناسب مرتع و جنگل و ۷ و۸ برای آبخیزداری مناسبند .

(آمایش سرزمین : تعیین تکلیف برای کاربری زمین توسط ویژگی های اکولوژیکی اعمال شده در منطقه )

کلاسه بندی بر اساس پارامترهای دخیل در آن :

۱- بافت خاک : درصد نسبی اجزای تشکیل دهنده ی خاک است . بافت خاک می تواند در ظرفیت آبگیری ، CEC ، نفوذپذیری ، مویینگی و … نقش داشته باشد . به عنوان مثال خاک های سنگین ، CEC بالا ، نفوذ پذیری کم ، خاصیت مویینگی و ظرفیت آبگیری بالایی دارند .

بطور مطلق نمی توان گفت چه بافتی برای دیمکاری مناسب است چون نوع بافت مناسب دیمکاری به عوامل مختلفی بستگی دارد مثل : میزان و پراکنش بارندگی ، عمق خاک ، شیب ، درجه حرارت و … .

اگر بارندگی ها پراکنش مناسبی داشته باشند خاک سبک مناسبتر است چون در صورت سنگین بودن خاک آب قبل از نفوذ در خاک تبخیر می شود ؛ همچنین جذب آب در خاک سبک برای ریشه ی گیاه راحت تر است ، چون آب در خاک سبک دارای پتانسیل بیشتری است .  اگر بارندگی ها سنگین و با تعداد کم باشد ، خاک سنگینتر مناسب است چون در صورت سبکی خاک قسمت اعظم بارندگی ها از دسترس ریشه خارج شده و املاح را هم با خود شسته و به اعماق می برد . اگر بارندگی ها سنگین و زیاد باشد خاک سبک مناسبتر است چون در خاک سنگین خطر ایجاد روان آب و فرسایش وجود دارد .

هرچه عمق خاک کمتر باشد بافت سنگین مناسبتر است چون می تواند آب بیشتری در خود ذخیره نماید .

هرچه شیب زمین کمتر باشد بافت سبک مناسبتر است چون خطر روان آب و فرسایش کمتر است .

هرچه درجه حرارت بیشتر باشد بافت سبک مناسبتر است چون در خاک های سنگین به علت خاصیت مویینگی بیشتر ، رطوبت اعماق به سمت بالا آمده و تبخیر بیشتر است .

به طور کلی بر اساس اندازه ی ذرات ، خاک به صورت زیر کلاسه بندی می شود :

الف ) خاک های خیلی درشت ( اندازه ی ذرات بین ۲/۰ تا ۲ میلی متر و در کلاس های ۴ تا ۶ طبقه بندی می شوند .)

ب) خاک های درشت ( اندازه ی ذرات بین ۲/۰ تا ۰۵/۰ میلی متر و در کلاس ۳ طبقه بندی می شوند مثل خاک لومی – شنی درشت )

ج)  خاک های سبک ( اندازه ی ذرات بین ۰۵/۰ تا ۰۲/۰ میلی متر و در کلاس ۲ طبقه بندی می شوند مثل خاک لومی – شنی )

د) خاک های متوسط ( اندازه ی ذرات بین ۰۲/۰ تا ۰۰۲/۰ میلی متر و در کلاس ۱ طبقه بندی می شوند مثل خاک های لومی و لومی – سیلتی )

هـ) خاک های سنگین ( اندازه ی ذرات کمتر از ۰۰۲/۰ میلی متر و در کلاس ۱ طبقه بندی می شوند مثل خاک لومی – رسی )

 ۲- عمق خاک : ارتفاع خاک از سطح تا یک لایه ی محدود کننده ( محل نفوذ ریشه ) ( معمولا تا ۲ متر )

اگر بارندگی مناسب باشد ولی خاک عمق کافی نداشته باشد ممکن است در دیمکاری موفق نباشیم . مثلا اگر خاکی دارای عمق ۱۰۰ سانتیمتر باشد و درصد رطوبت حجمی خاک ۱۵% باشد و ۲۰۰ میلی متر هم بارندگی داشته باشیم ، خاک می تواند ۱۵۰ میلی متر آب را نگهداری کند .

mm 150= cm 15= 15/0 × cm 100

بر اساس عمق خاک کلاسه بندی به صورت زیر است :

– خاک های با عمق بیشتر از ۱۲۰ سانتیمتر در کلاس ۱ جای دارند .

– خاک های با عمق بین ۸۰ – ۱۲۰ سانتیمتر در کلاس ۲ جای دارند .

– خاک های با عمق بین ۵۰ – ۸۰ سانتیمتر در کلاس ۳ جای دارند .

– خاک های با عمق بین ۲۵ – ۵۰ سانتیمتر در کلاس ۴ جای دارند .

– خاک های با عمق بین ۱۰ – ۲۵ سانتیمتر در کلاس ۵ جای دارند .

– خاک های با عمق کمتر از ۱۰ سانتیمتر در کلاس ۶ جای دارند.

عمق مناسب خاک تحت تاثیر پراکنش بارندگی است . اگر بارندگی ها پراکنش مناسبی داشته باشند حساسیت نسبت به عمق خاک کم می شود .

بطور کلی حداقل عمق خاک برای دیمکاری حدود ۵۰ سانتیمتر است .

۳- شیب زمین : شیب بر روی عواملی چون فرسایش ، روان آب ، نفوذپذیری و … موثر است .

بر اساس شیب زمین کلاسه بندی خاک ها بصورت زیر است :

– شیب ۰ تا ۲% در کلاس ۱ – شیب ۲ تا ۵% در کلاس ۲ – شیب ۵ تا ۸% در کلاس ۳

– شیب ۸ تا ۱۲% در کلاس ۴ – شیب ۱۲ تا ۲۵% در کلاس ۵ – شیب ۲۵ تا ۷۵% در کلاس ۶

حداکثر شیب مجاز برای دیمکاری ۸% است . البته اگر اجبار داشته باشیم می توانیم تا شیب ۱۲ % را هم با اعمال یک سری مدیریت های خاص دیمکاری انجام دهیم ( مثل تراس بندی )

شیب زمین تحت تاثیر یک سری عوامل است :

در صورت سنگین بودن خاک شیب مجاز کمتر می شود چون خطر ایجاد روان آب است .

در صورت سبک بودن خاک تا ۱۰% هم مجاز می شود .

۴- نفوذ پذیری سطح الارض : بطور کلی در بحث ورود آب به خاک عوامل سطح الارض و تحت الارض مطرح می شود .

منظور از سطح الارض عمق ۰ تا ۲۰ سانتیمتری است و عمق بیشتر از ۲۰ سانتیمتر تحت الارض نامیده می شود .

در دیمکاری نیاز به نفوذ پذیری سطح الارض داریم چون با بحث روان آب و نفوذ پذیری در دیمکاری مواجه هستیم .  خاک های سنگین ، شخم نخورده و قلیا ، نفوذپذیری سطحی پایین دارند .

 بر اساس سرعت نفوذ آب در خاک کلاس بندی خاک به صورت زیر است :

سرعت نفوذ بیشتر از ۲ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۱

سرعت نفوذ بین ۱ تا ۲ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۲

سرعت نفوذ بین ۵/۰ تا ۱ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۳

سرعت نفوذ کمتر از ۵/۰ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۴

۵- نفوذ پذیری تحت الارض “Percolation” : بطور کلی نفوذپذیری تحت الارض باید پایین باشد تا بتواند رطوبت را حفظ کند اگر نفوذپذیری تحت الارض خیلی کم باشد مشکلات آب ایستادگی و تهویه بوجود می آید . پس بنابراین نفوذ پذیری تحت الارض متوسط مناسب است . خاک های بافت سبک نفوذپذیری تحت الارض زیادی دارند که مشکل ازدست رفتن آب و آبشویی در این خاک ها وجود دارد. بنابراین یک بافت دارای خاک سنگین با ساختمان مناسب دارای نفوذپذیری تحت الارض متوسط است مناسب برای دیمکاری است .

 بطور کلی بر اساس میزان نفوذپذیری تحت الارض کلاسه بندی خاک بصورت زیر است :

خاک های با میزان نفوذ پذیری تحت الارض بین ۱/۰ تا ۶ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۱ جای می گیرند.

خاک های با میزان نفوذ پذیری تحت الارض کمتر از ۱/۰ و بیشتر از ۶ تا ۲۵ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۲ جای می گیرند .

خاک های با میزان نفوذ پذیری تحت الارض بیشتر از ۲۵ سانتیمتر در ساعت در کلاس ۳ جای می گیرند.

” خاکی که نفوذپذیری سطحی آن بالا و نفوذپذیری عمقی آن متوسط باشد برای دیمکاری مناسب است . “

۶- وجود سنگ و سنگریزه : وجود سنگ و سنگریزه به علت موارد زیر از عوامل محدود کننده ی دیمکاری است :

– اختلال در کار ماشین آلات – محدود نمودن رشد ریشه – کاهش میزان ذخیره ی رطوبت خاک

به عنوان مثال اگر خاکی دارای عمق ۷۰ سانتیمتر و رطوبت حجمی ۱۵ % باشد ، ۱۰۵ میلیمتر آب در خود نگه می دارد . اگر همین خاک ۵۰% سنگ و سنگریزه داشته باشد عمق خاک نصف شده و فقط ۵/۵۲ میلیمتر آب می تواند در خود نگه دارد که برای دیمکاری اصلا مناسب نیست .

بر اساس درصد سنگ و سنگریزه کلاسه بندی خاک بصورت زیر است :

خاک های با میزان ۱۵% سنگ و سنگریزه در کلاس ۱ جای می گیرند .

خاک های با میزان بین ۱۵ تا ۳۵% سنگ و سنگریزه در کلاس ۲ جای می گیرند .

خاک های با میزان بین ۳۵ تا ۷۰% سنگ و سنگریزه در کلاس ۳ جای می گیرند .

خاک های با میزان بیش از ۷۰% سنگ و سنگریزه در کلاس ۴ جای می گیرند .

کود سرک ازته در غلات دیم

کود سرک ازته در غلات دیم

شرایط آب و هوایی حاکم بر زراعت غلات دیم از سالی به سال دیگر متفاوت است و در برخی از سالها مزارع دچار تنش شدید خشکی و در برخی از سالها دچار تنشهای ناشی از پربارانی می شوند.

بر اساس تجربیات به دست آمده از سال زراعی ۸۸-۸۷ (خشکسالی) و سال زراعی ۸۹-۸۸ (ترسالی)، کشاورزانی که کود سرک ازته مصرف نموده اند، چه در سالهای خشک و چه در سالهای پرباران دچار خسارتهایی از قبیل چروکیدگی دانه و خوابیدگی شدید مزارع شدند.

مصرف کود ازته در سالهای خشک نیاز آبی مزارع را بسیار افزایش می دهد و اندک باران موجود، جوابگوی نیازهای حیاتی گیاه نمی باشد و به این ترتیب خسارت تنش خشکی به طور نسبی در مزارعی که کود سرک ازته مصرف نمودند بیشتر می باشد.

در سالهای پرباران مصرف کود ازته در مزارعی که ارقام حساس به خوابیدگی مانند ارقام زراعی گندم سرداری و آذر-۲ و جو محلی کشت می شوند، موجب تُردتر شدن بافت گیاهی و حساسیت شدیدتر به خوابیدگی و بیماریهای قارچی مانند زنگ غلات، سپتوریا و … می گردد. با توجه به یافته های تحقیقاتی در معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم در صورتی که مقدار بارندگی در پاییز و زمستان برابر ۳۰۰ میلی متر بود، به کشاورزان دیم کار غلات تو صیه می شود ۲۰ کیلوگرم ازت خالص در هکتار ( ۴۴ کیلو گرم کود اوره) مصرف نمایند.

در سال زراعی ۸۸-۸۷ مقدار بارندگی در اکثر مناطق استان کرمانشاه تا خرداد ماه کمتر از ۳۰۰ میلیمتر بود ولی با این وجود درصد بالایی از کشاورزان دیم کار غلات اقدام به مصرف ۴۶ تا ۶۹ ازت خالص در هکتار به ترتیب برابر ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم کود اوره در هکتار نمودند و دچار خسارت بسیار شدید شدند. با توجه به مقدار بارندگی در این سال زراعی، کشاورزان با تجربه ای که کود سرک ازته مصرف ننمودند به عملکردی برابر۸۰۰ تا ۱۲۰۰ کیلوگرم در هکتار رسیدند. اما در مزارعی که کود سرک ازته مصرف شده بود عملکرد دانه در هکتار بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ کیلو گرم بود.

در سال زراعی پرباران ۸۹-۸۸ که در بسیار از مناطق در استان کرمانشاه مقدار بارندگی تا آخر زمستان ۳۰۰ میلی متر و بیشتر بود بر اساس توصیه معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشاورزان می توانستند تقریباً ۴۴ کیلو گرم (برابر ۲۰ کیلو ازت خالص در هکتار مصرف نمایند) اما بسیاری از کشاورزان بیش از حد کود سرک ازته مصرف نمودند و مزارعشان دچار خوابیدگی شدید، حساسیت بیشتر به بیماریهای قارچی و حتی سرمای دیر رس بهاره شد.

ضمناً در این سال زراعی پرباران در مزارعی که کود سرک بیش از حد مصرف کرده بودند علاوه بر مشکلات فوق مزارع دچار بادزدگی شدید شدند. حتی وزن  دانه در مزارعی که اصلاً کود سرک در آنها استفاده نشده بود، نسبت به مزارعی که در آنها بر اساس توصیه معاونت موسسه دیم  ۲۰ کیلو گرم در هکتار ازت خالص به صورت سرک مصرف شده بود، بیشتر بود.

بنا بر این چنین به نظر می رسد که مصرف کود سرک در شرایط زراعت غلات دیم تاثیر مثبت چندانی نداشته باشد و فقط موجب افزایش هزینه تولید و خسارت قابل توجه به مزارع در شرایط دیم می گردد.

بر اساس این مشاهدات در مزارع کشاورزان در سالهای مختلف، ضرورت مصرف کود ازته در زراعت غلات دیم چندان واضح و مشخص نیست. در سال زراعی جاری ( ۸۹-۸۸) از تعدادی از کشاورزان در مناطق مختلف استان کرمانشاه که معمولا کود سرک مصرف می کنند، خواسته شد که در قسمتی از مزرعه به عنوان تیمار شاهد کود سرک مصرف ننمایند. بعد از رسیدن محصول از کشاورزان خواسته شد که نظر خود را در رابطه با دو تیمار کودی ارائه نمایند.

بر اساس نظر اکثر قریب به اتفاق کشاورزان که این طرح بسیار ساده را در شرایط مزارعشان اجرا کرده بودند، تیمار کود سرک ازته یا اختلاف معنی داری ایجاد نکرده بود یا به محصول خسارت کم تا شدیدی وارد کرده بود.

بنا بر این به کشاورزان عزیز که معمولاً کود سرک ازته در مزارعشان استفاده می کنند، توصیه می شود که این طرح ساده را به مدت سه سال در مزارع خود اجرا نمایند تا عملاً به تاثیر مثبت یا منفی کود سرک ازته پی ببرند.

برای این کار فقط باید در قسمت کوچکی از مزارع (برابر ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ متر مربع)، که از نظر حاصلخیری مشابه بقیه مزرعه است، کود سرک مصرف ننمایند و بقیه مزرعه را به طور معمول کود پاشی نمایند. در زمان برداشت کشاورزان با بررسی عملکرد دانه و وزن دانه این دو تیمار مختلف می توانند تشخیص دهند که مصرف کود سرک موثر بوده است یا نه و پس از اجرای این طرح بسیار ساده و مفید در مزارعشان به مدت سه سال، برای مصرف یا عدم مصرف کود سرک، بر اساس تجربیات و نتایج بدست آمده تصمیم بگیرند.

اجرای این طرح و نتیجه گیری از آن برای کشاورزان بسیار ساده است ولی بهتر است که کارشناسان مراکز تحقیقاتی و یا کارشناسان شرکتهای خدمات کشاورزی و یا شرکتهای فنی مشاوره ای کشاورزی با کشاورزان در اجرای دقیقتر و علمی تر این کار مشارکت نمایند و از این دو تیمار برای برآورد عملکرد نمونه برداری نمایند و داده های به دست آمده با مشارکت کارشناسان و کشاورزان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بر این اساس برای مصرف یا عدم مصرف کود سرک در آینده تصمصم گیری گردد.

بر اساس شواهد موجود بسیاری از کشاورزان دیمکار غلات با دردسر فراوان و هزینه بالا کود سرک ازته را تهیه می نمایند به امید این که با مصرف آن عملکرد در واحد سطح افزایش یابد اما متاسفانه در موارد زیادی مصرف کود سرک ازته نتیجه منفی داشته است و کشاورزان علاوه بر تحمل هزینه تهیه و مصرف کود، دچار خسارت شدید شده اند.

با مشارکت کشاورزان و کارشناسان در اجرای این طرح و طرحهای مشابه در مورد دیگر مسایل به زراعی در زراعت دیم می توان به نتایج ارزنده ای رسید و بر اساس این نتایج می توان توانِ تولید زراعت غلات دیم و در آمد کشاورزان را به طور قابل توجهی افزایش داد و جلوی مصرف بی رویه برخی از نهاده های شیمیایی مانند کود ازته را که سلامت محیط زیست و انسانها را به خطر می اندازد گرفت.

اجرای پروژهای تحقیقاتی با مشارکت کشاورزان در مناطق هدف در مزارع کشاورزان از راهکارهای مهم برای حل مشکلات عمده بخش کشاورزی است

 

آموزش کشت دیم گیاه گندم

کشت دیم گندم

گندم از اولین گیاهانی است که به وسیله انسان زراعت شده است و مهم ترین گیاه زراعتی بشمار می رود. زیرا زراعت آن در مناطق مختلف و شرایط آب و هوایی متفاوت صورت گرفته و غذای اصلی اغلب مردم جهان را تشکیل می دهد. در ایران نیز تولید و سطح زیر کشت این گیاه از اهمیت ویژه ای برخودار است. عواملی نظیر هزینه های پایین ، در آمد نسبتاً زیاد ، استفاده از کاه آن جهت تغذیه دام و … باعث شده است که این محصول روز به روز بیشتر مورد توجه کشاورزان قرار گیرد .

عملیات کشاورزی و از جمله زراعت گندم به چهار دسته خاک ورزی، کاشت، داشت و برداشت محضول تقسیم می شوند. زمین بایر و ناصاف را قبل از خاک ورزی باید پاک سازی و تسطیح نمود. منظور از پاک سازی، درآوردن کنده های درخت، جمع آوری سنگ و ریگ و از این قبیل است. هدف تسطیح ، صاف نمودن مزرعه و درآوردن شیبی مناسب برای آبیاری است. برای کشت دیم، نیاز چندانی به تسطیح نیست مگر اینکه ناصافی های زمین بسیار شدید باشد.

خاک ورزی

تعریف

خاک ورزی به معنی آندسته عملیات مکانیکی است که برای به هم زدن خاک ، به منظور پرورش گیاهان زراعی انجام می گیرد. هدف های صحیح خاک ورزی عبارت است از ۱- ایجاد محیطی مناسب جهت جوانه زدن بذر و رشد و نمو ریشه. ۲- کنترل علف های هرز رقیب. ۳-کنترل فرسایش خاک. ۴- کنترل رطوبت خاک (اجتناب از رطوبت زیاد خاک و تقلیل صدمات وارده بر گیاه در دوره کمبود رطوبت) ۵- بهبود بخشیدن به شرایط فیزیکی خاک.

روشهای خاک ورزی

عملیات خاک ورزی دارای عناوین مختلفی می باشد که اغلب با یکدیگر اشتباه می شوند.بسیاری از عناوین دارای تعریف دقیق نبوده و اغلب دارای معانی مختلف در نقاط مختلف هستند. بعضی از مهمترین روشها عبارتند از : خاک ورزی مرسوم، شخم – کشت، شخم و کشت، کم ورزی یا خاک ورزی کم، خاک ورزی – کشت، خاک ورزی پوشش دار، دیسک – کشت، کشت بدون خاک ورزی، خاک ورزی نواری و خاک ورزی حفاظتی.

به دلیل آنکه بیشتر از دو روش خاک ورزی مرسوم (سنتی ) و خاک ورزی حفاظتی یرای زراعت استفاده می شود لذا از پرداختن به دیگر روش ها خودداری می کنیم.

خاک ورزی مرسوم (سنتی)

در این نوع خاک ورزی با استفاده از گاو آهن برگردان دار خاک را زیر و رو کرده و سپس با استفاده از دیسک کلوخه ها را خرد می کنند و در بعضی موارد با استفاده از غلتک و ماله سطح زمین را صاف می کنند.

استفاده از گاوآهن برگردان دار برای خاک ورزی باعث ایجاد مشکلات زیر می گردد :

کلوخه ای شدن خاک ، نیاز به دقت و انرژی زیاد ، هزینه بالا  ، تخریب ساختمان خاک ، به هم زدن تسطیح زمین  ، نیاز به مصرف بیشتر آب  ، افزایش میزان فرسایش بادی و آبی  ، کاهش مواد آلی خاک و آلودگی هوا ناشی از سوزاندن بقایای گیاهی ، ایجاد لایه سخت در کفه شخم

خاک ورزی حفاظتی

خاک ورزی حفاظتی یک نوع روش خاک ورزی برای کشت محصولات ردیفی است که علاوه بر حفاظت خاک، با تولید محصول نیز در ارتباط است. خاک ورزی حفاظتی بر روی شیب های کم تا حدود ۲ درصد اعمال می شود تا شستشوی لایه ای را کاهش دهد.

در واقع افزایش بی‌رویه جمعیت و بهره‌برداری غیراصولی از خاک سبب بروز مشکلات عدیده زیست محیطی برای انسان شده است. چنانکه حدود ۳۵۰ میلیون هکتار از اراضی جهان در اثر اجرای عملیات خاک‌ورزی شدید و نامناسب دچار فرسایش و تخریب شده است.
به موازات مسئله فرسایش، کاهش ماده آلی خاک که در اثر عوامل مختلفی رخ می‌دهد، به مشکل  دیگر کشاورزی تبدیل شده است. میزان ماده آلی در اکثر نواحی کشور زیر یک درصد بوده و این امر می‌تواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای کشاورزی به بارآورد.
در این میان شخم با استفاده از گاو‌آهن برگردان‌دار نقش زیادی در کاهش ماده آلی خاک و میزان فرسایش داشته و این امر سبب می‌شود جرم مخصوص ظاهری خاک افزایش یافته و نفوذ‌پذیری و تهویه آن کاهش یابد.
خاک‌ورزی حفاظتی به مجموعه‌ای از تکنیک‌ها شامل نگهداری بقایای گیاهی در سطح خاک، تناوب زراعی، کاربرد کود سبز، کنترل عبور و مرور وسائل و ماشین‌های کشاورزی و استفاده از بسترها یا پشته‌های عریض گفته می‌شود. وقتی ترکیبی از این تکنیک‌ها به کار برده می‌شود، صرفه‌جویی در وقت و انرژی و تقویت منابع آب و خاک را سبب می‌شود.
حفظ پوشش گیاهی روی سطح خاک، ساده‌ترین روش کنترل فرسایش آبی و بادی است. با مدیریت صحیح، بقایای گیاهی بیشتری روی سطح نگه داشته می‌شود، این امر موجب کاهش رواناب، تلفات رسوبی و آلودگی هوا شده و سطح خاک را در برابر فرسایش بادی محافظت می‌کند. عملیات خاک ورزی حفاظتی، به خاطر افزایش رطوبت ذخیره شده در خاک که تقریبا همیشه بحرانی‌ترین عامل در تولید محصولات است قابلیت افزایش عملکرد محصول را نیز داراست.
ناگفته نماند نگهداری بخشی از بقایای گیاهی در سطح خاک مشخصه‌ای است که خاک ورزی حفاظتی را از روشهای سنتی و متداول متمایز می‌کند و همه سیستم‌های خاک ورزی حفاظتی حداقل مقدار معینی از پوشش بقایای گیاهی (حداقل ۳۰ درصد بقایای) را در سطح مزرعه شامل می‌شود.
بنابراین روشهای خاک‌ورزی حفاظتی، روشهای خاک‌ورزی مرسوم و سایر سیستم‌های برگردان ورزی شدید را شامل نمی‌شود، اگر چه در شرایط استثنایی برگردان کردن خاک می‌تواند حداقل عملیات مورد نیاز باشد.

با توجه به توضیحات فوق، روشهای مختلف خاک‌ورزی حفاظتی وجود دارد که انتخاب و کاربرد هر یک از آنها به عوامل مختلفی از قبیل: اقلیم، میزان بارندگی، بافت خاک، میزان منابع آب قابل دسترس، نوع محصول و تناوب زراعی، تراکم خاک و عمق آب زیرزمینی بستگی دارد.
به منظور انتخاب مناسب‌ترین روش خاک‌ورزی در هر منطقه باید روشهای مختلف خاک ورزی حفاظتی که هر یک نیاز به ماشین‌ها و ادوات کشاورزی ویژه‌ای دارند به همراه روش خاک ‌ورزی مرسوم هر منطقه اجرایی شند و مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرند.

 به دلیل استفاده از روشهای خاک‌ورزی حفاظتی ماشین‌های خاک‌ورزی مختلفی از قبیل انواع خطی کارهای بی‌خاک‌ورزی، انواع دیسک، انواع گاو‌آهن قلمی(چیزل) و پنجه غازی، چیزل پکر و بعضی از انواع کمبینات‌ها در هر یک از انواع خاک ورزی حفاظتی مورد استفاده قرار می گیرند.

مزایای خاکورزی حفاظتی نسبت به خاکورزی سنتی :
۱٫ افزایش جذب و نگهداری رطوبت خاک ۲٫ افزایش مقدار مواد آلی و حاصلخیزی خاک  ۳٫ کاهش دمای سطح خاک و کاهش تبخیر ۴٫  افزایش حفاظت از سطح خاک با استفاده از بقایای محصولات۵٫  کاهش هزینه ها در واحد سطح ۶٫ کاهش تراکم خاک از طریق کاهش عبور و مرور ادوات.

ما در اینجا بر آنیم تا به یکی از روش های خاک ورزی حفاظتی بپردازیم که با استفاده از گاو آهن قلمی (چیزل)انجام می شود.

گاو آهن چیزل (قلمی یا شفره ای) :

این گاو آهن به هیچ وجه خاک را برگردان نمی کند بلکه خاک را پس از نفوذ در آن فقط خرد می کند. ، این گاو آهن ممکن است سوار، نیمه سوار یا دنباله بند باشد. گاو آهن های برگرداندار و بشقابی و به خصوص اولی به سبب زیر و رو کردن خاک باعث از دست رفتن رطوبت خاک می شوند . گاو آهن قلمی به این دلیل که خاک را واژگون ننموده ولی لایه روی خاک را خرد می نماید، در حفظ رطوبت بسیار مؤثر بوده و لذا برای مناطق دیم توصیه می شود.

ساختمان چیزل

گاو اهنهای چیزل امروزی از دو قسمت مهم شاسی و شاخه ها تشکیل می شود. هر شاخه به نوبه خود متشکل از یک ساقه و یک تیغه است. هر گاو آهن چیزل دارای دو یا سه ردیف شاخه است، معمولاً انواع سوار کوچک دو ردیف و انواع سوار بزرگ و کششی دارای سه ردیف شاخه هستند. شاخه های ردیف های مختلف،به طور زیکزاک (به صورتی که روبروی هم قرار نداشته باشند) به شاسی متصل می شوند، تا خاشاک بدون مانع از بین انها عبور کند. شاخه ها طوری به شاسی متصل می شوند که فاصله بین آنها از یکدیگر حدود ۳۰ سانتیمتر باشد. ارتفاع شاسی از سطح زمین حدود ۷۰ تا ۸۰ سانتیمتر و فاصله بین تیرک ها (فاصله بین ردیف های شاخه ها) بین ۸۰ تا ۱۰۰ سانتیمتراست.

انواع مختلفی از تیغه ها در چیزل استفاده می شود که متداولترین انها تیغه ی چیزل(قلمی) است .

اساس کار گاوآهن چیزل شکستن و خرد کردن خاک است نه زیر و رو کردن ان. لذا بهترین کار را در خاک های خشک و سخت انجام م دهد. چنانچه خاک بیش از حد مرطوب باشد جای ساقه های گاو آهن چیزل در خاک باقی مانده و هیچ نوع عمل خرد شدن و نرم شدن خاک انجام نمی گیرد و باعث ایجاد کلوخه های بزرگ بر روی زمین می شود که شکستن انها با هر نوع عملیات خاک ورزی بعدی غیر ممکن خواهد بود.

کاشت گندم

تاریخ کاشت :در مورد کشت گندم تاریخ کاشت دقیقی را نمی توان ارائه داد به طور کلی تاریخ کاشت در هر منطقه در مورد گندم پاییزه طوری انتخاب شود که گندم قبل از فرا رسیدن سرمای زمستان و دوره یخبندان از رشد مناسبی برخوردار شده باشد و ذخیره غذایی در گیاه کفاف گذراندن دوره زمستان را داشته باشد. این تاریخ ممکن است از اوایل شهریور تا اواسط مهر در مناطق مختلف متغیر باشد.

عمق کاشت : عمق کاشت مناسب برای انواع خاک ها متفائت است به طور کلی عمق مناسب کاشت را دو تا سه برابر طول قطر بذر در نظر می گیرند که در مورد گندم تقریباً ۳ تا ۷ سانتیمتر مناسب است. البته در خاک های سبک و شنی چون سطح خاک زود خشک می شود بهتر است در عمق بیشتری کاشته شود ولی باید در نظر داشت عمق زیاد کاشت باعث ناهماهنگی در جوانه زنی و به وجود آمدن بوته های ضعیف می گردد.

دمای مناسب : دمای مناسب برای جوانه زنی بذر گندم ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد است. البته این بدان معنا نیست که در دما های بالاتر و پایین تر بذر قدرت جوانه زنی ندارد بلکه در این دما بالاترین سرعت جوانه زتنی وجود دارد. کما اینکه در دماهای کمی بالتر و پایین تر هم بذر قادر به جوانه زنی خواهد بود.

بستر بدر مناسب : با استفاده از عملیات خاک ورزی حفاظتی (گاو آهن چیزل) بستر بذر را آماده کرده و با استفاده از ردیف کار یا خطی کار غلات کشت را انجام داد.در مورد کودپاشی سرک باید گفت اگر دستگاه ردیف کار دارای دو مخزن بذر و کود باشد عمل کود دهی سرک را همززمان با کشت بذر انجام می دهین در غیر این صورت به صورت دستپاش عمل کوددهی را انجام می دهیم.

کودپاشی  : در حالت معمول توصیه می شود مقدار ۱۰۰ کیلوگرم کود فسفاته و مقدار ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم کود اوره و مقدار ۱۰۰ کیلو کود پتاسه به صورت پایه به خاک داده شود ولی با آزمون خاک با توجه به بافت و وضعیت خاک مزرعه و پتانسیل مورد انتظار تولید محصول می توان توصیه عملی مصرف کودهای شیمیایی پایه ازته و فسفاته و پتاسه را مشخص نمود .
عمق کود شیمیایی در خاک مزرعه :: کود فسفاته به علت تقریبا غیرمتحرک بودن در خاک لازم است در منطقه ریشه گیاه قرار گیرد لذا با توجه به این که غالب ریشه های گندم تا عمق ۲۰ سانتیمتری عمق خاک نفوذ میکند پراکنش کود لازم است از حدود ۸ سانتیمتری از سطح خاک قرار گیرد در صورتی که بذر کاری و کودکاری با یک دستگاه انجام پذیرد . عمق بذر ۳ تا ۵ سانتیمتری و عمق کود در ۳ تا ۵ سانتیمتری پایین تر در اطراف بذر می تواند انجام پذیرد که در این حالت ضمن استفاده بهتر از مقدار مصرف آن کاسته می شود.مقدار توصیه شده کود فسفاته را در خاکهای سنگین در ۳ مرحله می توان مصرف نمود.۳/۱ به صورت پایه (خاک کاربرد) – ۳/۱ به صورت سرک در مرحله پنجه دهی گندم- ۳/۱ به صورت سرک دوم در مرحله ساقه رفتن و حدودا نزدیکی ظهور خوشه و در خاکهای سبک توصیه می شود. ۴/۱ اوره فسفاته را به صورت پایه و ۴/۱ در حدود پنجه زنی و ۴/۱ در مرحله تشکیل ساقه و ۴/۱ در مرحله ظهور خوشه مصرف شود. ازت از عوامل اصلی در افزایش پروتئین گندم است و افزایش پروتئین گندم کیفیت نانوایی آن را افزایش می دهد . زمان مصرف کود ازته در تعیین مقدار پروتئین گندم حائز اهمیت است.اگر کود ازته قبل از گلدهی جذب گیاه شود بیشتر محصول را افزایش می دهد تا درصد پروتئین آن و اگر کود ازته بعد از گلدهی جذب گیاه شود بیشتر درصد پروتئین و در واقع یعنی کیفیت محصول را افزایش می دهد. بنابراین دادن کود ازته بعد از گلدهی کیفیت محصول و درصد پروتئین را افزایش می دهد که این کار را می توان با محلول پاشی کود اوره نیز انجام داد. در مورد کودهای پتاسه گزارشهای نتایج حاصل از تجزیه خاک در آزمایشگاهها دلالت بر کمبود شدید پتاسیم در اکثر خاکهای زراعی دارد . و با توجه به نیاز گندم به کود پتاسه ه مقدار آن در حد نیاز گیاه به کود ازته است رفع کمبود آن را با افزودن کودهای پتاسه همراه کودهای پایه ضروری می سازد نقش پتاسیم در بهبود کیفی محصول و افزایش عملکرد و محافظت گیاه در برابر عوامل نامساعد محیطی امر مسلم و ثابت شده ای است.
اثر پتاسیم بر روی محصول گندم

تحمل گیاه به شوری رابیشتر می کند ،مقاومت گیاه را در برابر کم آبی افزایش می دهد ،مقاومت گیاه را در برابر آفات و بیماری ها زیاد می کند ، راندمان آب آبیاری و کودهای ازته را بالا می برد ، عمل فتوسنتز را زیاد می کند ، تنش رطوبتی را کاهش می دهد.

کارآیی تعرق گیاه در شرایط تنش آبی را به دلیل افزایش تعداد و قطر دسته های آوندی افزایش می دهد.
زمان و روش مصرف کودهای میکرو(عناصر کم مصرف) :: عناصر کم مصرف با وجود نیاز خیلی کمی که گیاه به آنها دارد اهمیت زیادی برای گیاه دارند . مهمترین این عناصر عبارتند از روی- آهن- مس و منگنز می باشد . این عناصر به صورت کودی غالبا به صورت سولفات روی- سولفات آهن – سولفات مس و سولفات منگنز در دسترس می باشند که بایستی با توجه به نتایج آزمایش خاک قبل از کاشت به صورت پایه به مزرعه داده شود در غیر این صرت می توان با محلول پاشی کود میکرو با غلظت ۳ تا ۶ در هزار بسته به نوع آن در مراحل پنجه دهی یا اوائل ساقه رفتن تا گلدهی اقدام به پاشش در مزرعه نمود.

منبع:crop.blogsky.com

تعریف کشت دیم

تعریف کشت دیم
 
 
کشت دیم اشاره به آن مناطقی از کشاورزی دارد که متوسط نیاز آبی گیاهان زراعی از طریق باران تامین شود بطوریکه پتانسیل عملکرد گیاهان زراعی تا کمتر از ۴۰ درصد پتانسیل کامل آنها در شرایط عدم کمبود آب محدود گردد. بر این اساس، ۲۵ درصد تولید غله در دنیا در شرایط دیم صورت می گیرد. برخی روش ها به افزایش عرضه آب به گیاه زراعی از طریق بهبود بازده ذخیره آب در دوره های آیش ، کاهش روان آب در طول رشد گیاه زراعی ، یا افزایش حجم گسترش ریشه جهت آب بیشتر کمک می کنند. بهر حال اغلب تولید محصول در این مناطق در واقع بعلل تراکم نامطلوب بوته ها ، حاصلخیزی پائین خاک ، حمله بیماریهای گیاهی ، زمان کاشت نامناسب ،آب ماندگی و رقابت علف های هرز و غیره محدود می باشد. با این وجود ، کمبود آب مهمترین محدود کننده تولید در شرایط دیم می باشد.
 
 

در کشور های در حال توسعه ، در مناطق دیم کاری فقر زیاد و هم چنین ضعف شدید خاک زراعی در اثر چرای بی رویه دام ها ، و فرسایش مشاهده می شود. بعلت غالبیت کشت دیم و تلفیق فعالیت های کشاورزی و دامداری در مناطق معتدل و هم چنین نیمه گرمسیری استرالیا ، زراعت دیم همیشه مزیت نسبی خوبی را در تحقیقداشته است. بهر حال تحقیق روی عوامل اصلی موثر بر پایداری تولید دیم در کشورهای در حال توسعه نظیر تنزل ساختاری و فرسایش خاک ، اسیدی شدن خاک ،شوری در مناطق خشک ، تنوع محدود گیاهان زراعی و مقاومت به علفکش ها در حال انجام و مطالعه می باشد.

راهکارهای کلیدی ایجاد ارقام مقاوم به تنش های خشکی را می توان با سایر رهیافت ها مانند بهبود حاصلخیزی خاک ، استقرار بهتر بوته ها و کنترل خوب علف های هرز توأم نمود.در شرایط زراعت دیم ، زمان کاشت به موقع و مدیریت حاصلخیزی خاک اهمیت بیشتری دارند. حفظ حاصلخیزی خاک می تواند پایداری تولید را بهبود ببخشد.حفظ پوشش مواد گیاهی روی سطح خاک که اغلب به عنوان شخم حفاظتی شناخته می شود، بهترین نمونه از فن آوری کاهش جریان آب باران روی سطح زمین می باشد. و با این روش آب بیشتری برای گیاهان زراعی تامین می شود و فرسایش آبی خاک زراعی کاهش می یابد.کاربرد روش خاک ورزی حفاظتی چند مانع دارد و این موانع شامل نیاز به سرمایه گذاری ، تامین ماشین آلات جدید خاک ورزی و بذر کاری و کاربرد علفکش ها جهت کنترل علف های هرز برای حفظ بقایای گیاهان زراعی و علوفه ای می باشد. اغلب نسبت به کاهش خاک ورزی مقاومت فرهنگی وجود دارد. بهر حال ، فواید آن بقدری زیاد می باشد که انجام تحقیقات دریافتن روش هایی پیرامون رفع این موانع از اولویت زیادی برخوردارست.خسارت وارده به سیستم ریشه گیاهان زراعی در اثر حمله نماتدها و بیماریهای خاکزی در اراضی مناطق خشک مخصوصا” در شرایط تک کشتی مستمر غلات شدید می باشد.

راهکارمهم دیگر جهت کاهش خسارت این عوامل زیان آور به سیستم ریشه کشت گیاهان زراعی غیر میزبان مانند خردل یا کلزا می باشد. این تغییر سیستم کشت که پذیرش آن برای کشاورزان مشکل بود در استرالیا جنوبی بسیار موفقیت آمیز بوده است. و انجام تحقیق مشابه جهت یافتن تناوب زراعی مناسب در کشورهای در حال توسعه بسیار خوب است.در کشورهای در حال توسعه ، دام ها معمولا” بخشی از سیستم های کشاورزی دیم هستند و دام ها به مدت چند هفته از گیاهان زراعی ، ضایعات گیاهان زراعی ، کاه و کلش گیاهان زراعی ، آیش های پر علف و مرتع حاشیه مزارع مجاور تغذیه می کنند. لی فارمینگ ( همانند استرالیا ) وجود ندارد و تعداد کمی مرتع

برای این منظور وجود دارد. دامها همیشه در آغل بسر می برند. کود حیوانی آنها برای چرخه عناصر غذایی خاک مهم است. اما بجز در مزارع نزدیک به آغل ها ، این کود حیوانی کافی و کار آمد نیست.

در مناطق خشک از دام ها در آمد قابل توجهی بدست می آید و می توان در تحقیقات یافتن گیاهان علوفه ای لگومینوزه را جهت کشت دیم در اراضی خشک گنجاند. در شرایط کمبود عمومی آب برای اجرای کشت مخلوط گیاهان یکساله و درختان گاهی آزادی عمل وجود دارد و گاهی آزادی عمل وجود ندارد.

جمع آوری روان آب ها در مکان های محدود جهت آبیاری اراضی خشک در بسیاری از کشور های در حال توسعه مهم می باشد. هر چند رهیافت آبیاری تکمیلی می تواند راندمان مصرف آب در گیاهان دانه ای را افزایش دهد، اما برای استفاده از آب گران بندرت توجیه اقتصادی وجود دارد. بطور بدیهی با کشت گیاهان زراعی با ارزش نظیر تولید محصولات باغبانی خارج ازفصل در آمد بهتری بدست خواهد آمد.

شرایط انتخاب بذر گیاهان مناطق خشک

شرایط انتخاب بذر گیاهان مناطق خشک :

جوانه زدن با حداقل رطوبت که صفتی اشت که خاص دیمکاری است و در کشت آبی صفتی به حساب نمی آید. سرعت جوانه زنی و پنجه زنی بالا که برای هر دو مهم است ولی برای دیم مهمتر است. 

قو نامیه که بالا باشد مثل کشت آبی خلوص بذر و یا پاکی بذر .

خلوص یعنی یک رقم باشد از نظر ژنتیکی و پاکی بذر یعنی کاه و کلش و علف هرز نداشته باشد.

جوانه زدن با حداقل رطوبت که صفتی اشت که خاص دیمکاری است و در کشت آبی صفتی به حساب نمی آید. سرعت جوانه زنی و پنجه زنی بالا که برای هر دو مهم است ولی برای دیم مهمتر است.

مقاومت به سرما که برای هردو کشت مهم است. بلندی طول کولئوپتیل که فقط خاص دیم است و برای شرایط آبی صفتی نیست و هرچقدر طول بلند باشد بهتر است. سرعت بالا در تولید ساقه که برای هردو مناسب است ولی برای دیم مهمتر است.

زودرسی و یک زمانی در رسیدگی که برای دیم مناسب است. پابلند بودن که فقط خاص دیم است و در شرایط آبی ارقام پاکوتاه کشت می شود.

کمی تعداد گل که برای دیم مناسب است و تحقیقات نشان دادند که گل و اجزاء آن در مصرف آب سهم بسیار بالایی دارند بطوری که اگر تعداد گل افزایش یابد ضمن اینکه مقداری رطوبت هدر می رود در نهایت بخشی از گلها در اثر کمی رطوبت عقیم شده و از بین می روند.

مقاومت به آفات و امراض و خشکی که برای هردو شرایط مناسب است. بیشترین رشد در اوائل سال که برای شرایط دیم مناسب است و بالا بودن عملکرد که برای هردو مناسب است.

ریشک دار بودن که فقط خاص دیم است  که تعرق در آن کم است چون هم روزنه کمی دارد و هم پوشیده از سیلیس است و سهم بالایی در پر شدن دانه دارد ، کلروفیل در واحد سطح زیاد دارد.

همه چیز درباره گندم

خصوصیات گیاه گندم
گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به ۹ هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.
میوه گندم
میوه گندم با توجه به گونه آن ، ۳ تا ۱۰ میلیمتر طول و ۳ تا ۵ میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.

گیاهک: یا رویان که تقریبا ۵/۲ درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.

سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا ۱۴ درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا ۸۳ تا ۸۷ درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.

همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.

آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.
انواع گندم
معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و … باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.
گندم بهاره
در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.

اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.

گندم پاییزه
این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از ۱۳ درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا ۲۰۰ سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.
شرایط مناسب برای رشد گندم
خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.

گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
آفات و بیماریهای گیاه گندم
زنگ گندم
زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و … از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.

سیاهک گندم
سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و … ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.
پوسیدگی جوانه و ریشه
بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.
زمان برداشت محصول
زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین ۱۴ تا ۱۶ درصد باشد.

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن
برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و… مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.
http://daneshnameh.roshd.ir

شروع کشت پاییزه گندم

شروع کشت پاییزه گندم

 

تهیه بستر

کشاورزان پس ازبرداشت محصول تابستانه خود وسوزاندن یا جمع آوری کردن بقایای آن عملیات  تهیه بستر برای کشت پاییزه گندم  شروع کردند . این عملیات به شرایط کار، محصول برداشت شده و محصول مورد کاشت بستگی دارد . اهداف نهایی تهیه بستر بذر ایجاد شرایط مناسبی برای سبز شدن، استقرار، رشدگیاه ، حصول عملکرد بالا و نیز ایجاد امکان کار در مزرعه از زمان شروع کاشت  تا برداشت محصول است . این اهداف نهایی را می توان با انجام عملیات زراعی صحیح ودر جهت حصول اهداف اولیه زیر بدست اورد :

۱) از بین بردن  بقایای گیاهی  محصول قبلی و علفهای هرز مزرعه بصورتی که مواد آلی خاک حفظ ویا اضافه گردد .

۲) بهبود و حفظ ساختمان خاک

۳) حفاظت خاک درمقابل عوامل فرساینده،افزایش ذخیره رطوبتی ونقصان تلفات آب

۴) تامین شرایطی مناسب برای سبز شدن  بذر واستقرار بوته

۵) کنترل حشرات از طریق دفن عمیق آنها وکنترل امراض از طریق دفن بقایای گیاهی آلوده  ودر معرض هوا وآفتاب قرار دادن خاکهای عمقی

۶)بهبود تهویه  خاک وتسریع اکسید آسیون  موادآلی  تجزیه نیافته برای تشکیل هوموس

۷)افزایش نفوذ پذیری خاک نسبت به  آب وهوا و ایجاد محیط مناسب از نظر آب وهوا وعناصر غذایی برای ریشه

۸)آماده سازی زمین برای انجام عملیات کاشت مانند ابیاری ، وجین ، سله شکنی ، کودپاشی و برداشت محصول

البته تهیه بستر بذر تنها برای تامین شرایط مطلوب سبزشدن بذر نیست . تغییرفرم وشکل زمین برای ایجاد تراکم بوته مطلوب ویکنواخت وهمچنین انجام عملیات کاشت ، داشت وبرداشت محصول ضرورت دارد. متاسفانه کشاورزان شعیبیه تمام موارد ونکات ذکرشده رابخوبی انجام نمی دهند چون برنامه صحیحی ودستورات کاملی برای کشت ازسوی خدمات کشاورزی این منطقه در اختیار ندارند . بنابراین کشت خود رابا استفاده ازتجربه های خود درسالهای گذشته کشت می کنند ویا بصورت سنتی . کمترکشاورزانی درشعیبیه که کشت خود را بصورت مکانیزه انجام می دهند.

۲. کود پاشی

پس از تهیه بستر بذرشروع به کودپاشی می کنند . که درصورت کمبود عنصر یاعناصر غذایی درخاک  می بایستی بصورت کود به خاک اضافه گردد. به عبارت دیگرکود ماده آلی است که برای تامین متعادل عنصر یا عناصرمورد نیازگیاه بطورمستقیم به خاک اضافه می شود. در مواردی عنصرمورد نظربه مقدارزیادی یافت می شود ،اما به فرم  غیر قابل استفاده بوده ویا جذ ب آن به دلیل وجودمقدار زیادی از یک عنصر دیگر بخوبی انجام نمی شود. در این مورد ممکن است از طریق تغییر در وضعیت شیمیایی خاک به رفع مشکل پرداخت  ویا کود را بصورت مایع با غلظت مناسب  روی گیاه محلول پاشی کرد . این گونه عملیات را نیز  کود دهی می  گویند.

راندمان واثر بخشی کود تابع  مهمی از روش کوددهی می باشد .  مثلاً  برای اینکه  تثبیت فسفر در خاک  کمتر باشد می توان  کود فسفررا بصورت یک نوار درزیر خاک قرارداد تا تمرکز کود زیاد بوده وسطح تماس فسفر با ذرات خاک کمتر باشد . به علاوه فسفرحرکت بسیار محدودی در خاک دارد . چنانچه این کود فقط با لایه سطحی خاک مخلوط شود ، با پایین رفتن ریشه از دسترس گیاه خارج می شود . اما فسفر با روش کودهی نواری برای مدت طولانی تری در تماس با ریشه ها با قی می ماند .

مصرف بی رویه کود نه تنها برای گیاه مفید نیست ، بلکه  اقتصادی نبوده و خساراتی نیز در بر خواهد داشت .تجمع مقدار زیادی املاح درخاک به شوری خاک و عدم تعادل بین عناصر در خاک وگیاه منجر میگردد . هر گاه مقدار کود داده شده به خاک بیش از ظرفیت  نگه داری خاک باشد کود مازاد برظرفیت خاک وارد آبهای زیرزمینی  می شود . ترکیب شیمیایی  ودرصد خلوص کودهای مختلف حاوی  یک عنصر بسیار متفاوتند . این تفاوتها بر مورد مصرف ، نحوه پخش ، زمان کوددهی واثر بخشی کودها  تاثیربسیار مهمی دارند . بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیایی قبل از انتخاب ویا مصرف آنها ضرورت دارد .

 

کودهای فسفر :فسفر موجود در کودهای شیمیایی معمولا بصورت  یونهای می باشد که فر مولهای قابل جذب فسفر هستند . قسمت اعظم کود  فسفره ای که به خاک داده می شود بوسیله کلسیم در خاکهای قلیایی و بوسیله آهن وآلومینیوم در خاکهای اسیدی  تثبیت می گردد. چون میزان محلول بودن و حرکت کود فسفره در خاک بسیار محدود است . می با یستی  کودهای فسفره را قبل از کاشت به خاک داد وآنها را مستقیما در ناحیه توسعه ریشه قرارداد .  

 

روشهای کوددهی  :

۱- تزریقی :

محلول آمونیاک و آمونیاک مایع از کودهایی هستند که در خاک تزریق می شوند  این دو کود را می بایستی در آخرین مرحله ی تهیه ی بستر و حداقل ۱۰تا ۱۵ روز قبل از کاشت در خاک تزریق نمود تا نیتریفیکا سیون در آنها کامل گردد .

۲- روش پراکندن :

در  این روش کود را بصورت جامد و بطور یکنواختی درسطح خاک  پخش می کنند . پراکندن کود قبل یا بعد از کاشت انجام می شود . پراکندن کود قبل از کاشت محصول در آخرین مرحله از تهیه  بستر  انجام گردیده و تقریبا در مورد کودهای جامد  عملی می باشد .

۳- روش نواری : 

در این روش کود را بصورت نواری با عرض ۲ تا  ۵ سانتیمتر  دریک  یا  دو سمت وزیر بذر ( ۳ تا ۱۰ سانتیمتردر پهلو و۵ تا ۸ سانتیمتر در زیر ) قرار می دهند .روش نواری بیشتر در کاشت گیاهان وجینی ومعمولاً در مورد کودهایی بکار می رود  که به سرعت در خاک تثبیت می شوند . مانند کودهای فسفر .

۴- روش کناری :

پاشیدن کود  در کنار ردیفهای کاشت را  روش کناری قرار دادن کود گویند .

 

 

۵- کودپاشی همراه با آ بیاری :

کودهای قابل حل را ممکن است درآب حل وبا آبیاری بارانی به خاک اضافه نمود .

مانند کودهای  نیترات آ مونیوم ، اسید فسفریک و سولفات آمونیوم .

 ٭ کودهای حیوانی :

منظور از کودهای حیوانی  مجموعه ای از مواد  بستری ،ادرار و مدفوع گاو، گوسفند ، مرغ ویا هر حیوان دیگر است که از محل نگه داری آنها بدست می آید .

٭ کود سبز :

یکی دیگرازراههای افزایش ماده آلی خاک استفاده ازکود سبز در تناوب زراعی می باشد . منظور از کود سبز شخم زدن گیاه در خاک پس از رشد کافی و بدون برداشت محصول است . اثر کود سبز بر خصوصیات فیزیکی خاک همانند کود حیوانی می باشد .ولی کود سبز عملاً مواد غذایی به خاک اضافه نمی کند ،بلکه آنچه را که طی رشد خود از خاک جذب کرده و در خود ذخیره نموده است به خاک بر می گرداند . اما در صورتی که از گیاهان تیره بقولات بعنوان کود سبزاستفاده شود تمام ازت تثبیت شده را به خاک بر می گرداند . از طرف دیگرکود سبز با جذب و ذخیره مواد غذایی در خود از شسته شدن آنها جلوگیری می نماید .

با توجه به متفاوت بودن کودها و نیاز زمین و گیاه و انواع روشهای کوددهی اما کشاورزان شعیبیه فقط از روش پراکندن کود استفاده می کنند و چون جدولی از عناصر و مواد مورد نیاز گیاه و زمین خود ندارند ، از بعضی از کودها بیش از اندازه استفاده می کنند و بعضی از کودها را بعلت گرانی ( مثلاً کودهای فسفر را هر کیسه ۵۰ کیلو گرمی را ۱۴۰۰۰ تومان می خرند) و یا کمبود آنها ، به زمین نمی دهند و بسیاری از نیازهای گیاه بر آورده نمی شود و محصول ضعیف و نا مرغوب تولید می شود .

۳. بذر پاشی

کاشت بذر عبارت است از قرار دادن بذر در زیر پوششی از خاک برای سبز شدن بذر و استقرار گیاه .

پس از تهیه بستر و کودپاشی کشاورزان شروع به بذرپاشی می کنند.معمولاً تراکم بوته ای را که به حصول حد اکثر ممکن عملکرد از محصول معینی تحت شرایط  تولیدی خاصی منجر می گردد از طریق انجام آزمایشات زراعی مشخص می سازند . آما آگاهی چنین اطلاعی در دست نیست و با شرایط انجام آزمایشات با شرایط کار کشاورز منطبق نیست . بعلاوه برای شروع این گونه مطالعات نیز تعیین حدود تراکم مناسب ضرورت دارد . بنابرین لازم است عوامل گباهی و محیطی مؤثر بر تراکم مطلوب بوته را شناخت و بر اساس تلفیق این عوامل تصمیم گیری نمود و یا تراکم را برای شرایط موجود تصحیح کرد .

در بعضی شرایط در صد سبز شدن بذر به علت سختی و سله بستن خاک ، کمبود رطوبت ویا کاشت عمقی بذر پایین است مصرف مقدار زیادتری بذر پایینی در صد سبز شدن را جبران می کند .

تاریخ کشت :

هدف از تعیین تاریخ کشت یافتن زمان کاشت رقم با گروهی از ارقام مشابه به یک گیاه است یطوری که مجموعه عوامل محیطی حادث در آن زمان برای سبز شدن ، استقرار و بقاء گیاهچه مناسب باشد و ضمن این که گیاه حتی الامکان در هر مرحله از رشد با شرایط مطلوب خود روبرو می گردد ، با شرایط نا مساعد محیطی نیز برخورد نکند . بهترین تاریخ کشت منجر به حصول عملکرد بالاتری در مقایسه با سایر تاریخ های کشت می گردد .

عوامل مؤثر بر انتخاب تاریخ کاشت را می توان شامل عوامل اقلیمی و عوامل غیر اقلیمی مانند آفات ، امراض ، علفهای هرز ، پرندگان ، اقتصادی تولید و غیره دانست . معمولاً ارقام یک گیاه را به گروه های زود رس ، میان رس و دیررس تقسیم می کنند و تاریخ کشت هر گروه را با انجام آزمایشاتی برای یک ناحیه تعیین می نمایند .

بهترین تاریخ کشت گندم میان رس در استان خوزستان دهه آخر آبان ماه و دو دهه اول آذر ماه می باشد . اما کشاورزان شعیبیه حتی در دهه اول آبان شروع به کشت گندم می کنند که این کشت در مرحله زایشی با مشکلانی روبرو می شود که ممکن است دچار سرما زدگی و یا بر اثر رشد سریع ، بوته ها ی آن بلند شوند و با کمترین بادی که در زمستان وزیده می شود دچار خوابیدگی ساقه شوند .

منبع: http://shoeybeye.blogfa.com

زنگ گندم:

 

زنگ گندم:

زنگ گندم (Wheat Rusts) ، یكی از بیماریهای قارچی گیاه گندم است كه عامل مولد آن گونه‌هایی از قارچهای كلاهدار یا بازیدومیستها می‌باشد.

دید كلی

 زنگ، كه عاملی به نام Puccinia آن را ایجاد می كند، مهم ترین بیماری گندم به شمار می رود كه شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطی و زنگ نواری می شود .جوشها و لكه‌هایی كه خشك و پودری است به رنگهای زرد ، قرمز و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف ، در درجات حرارتی ، رطوبتی و نژادی متفاوت می‌باشد. تمام اندام هوایی گیاه علایم بیماری را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص‌تر است. زنگها خسارتهایفراوانی را به گیاه گندم وارد می‌كنند. مثلا در آمریكای شمالی محصول سالیانه را به میزان یك میلیون تن كاهش می‌دهند.

اپیدمی زنگ قبل از گل یا در آن موقع اتفاق می‌افتد و آلودگی خوشه زیان فراوانی به بار می‌آورد. زیان زنگها علاوه بر كاهش محصول ، ارزش علوفه را نیز تقلیل داده و گیاه را نسبت به شرایط نامساعد زمستان و ابتلا به سایر بیماریها آسیب‌پذیر می‌سازد. از قدرت رشد گیاه و ریشه‌زایی آن می‌كاهد و گاهی می‌تواند برای دامها نیز سمی باشد. از نظر فیلوژنی (تكاملی) اولین زنگها ، مربوط به دوره كربونیفر ، در حدود 250 میلیون سال قبل است.

شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می باشد. تشكیل حفره های قرمز یا سیاه كه حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و… هستند از علائم این بیماری می باشند. این قارچ ها از كارآیی گیاه در مصرف آب می كاهند، بافت های گیاه را تخریب می كنند و تعداد دانه های موجود در سنبله را مانند زمانی كه گیاه به كمبود آب دچار شده، كاهش می دهند.

بیماری زنگ برگی) قهوه‌ای)  گندم wheat leaf rust 
زنگ برگ یك بیماری جدی گندم، چاودار، تریتیكاله وبسیاری از گندمیان است كه توسط قارچ Puccinia recondita ایجاد می‌شود. پاتوژن روی جو، قدرت پارازیتی ضعیفی دارد، اما یولاف را آلوده نمی‌كند. گونه دیگری از قارچ به نام P.hordei وجود دارد كه اغلب به جو حمله می‌كند. علائم بیماری به صورت جوشهای بیضی شكل كوچك و پراكنده با رنگ سیاه متمایل به قرمز ، در سطح پهنك و روی غلاف برگ ظاهر می‌شود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده یوریدیوسپور بیشتر در بافت میزبان فرو می‌رود و باعث از هم پاشیدن اپیدرم نمی شود. یوریدیوسپورهای Puccinia recondita قرمز پرتقالی تا سیاه مایل به قرمز، خاردار ، كروی و معمولاً به قطر 20- 28 میكرون هستند. تلیوسپورها سیاه مایل به قهوه‌ای، دو سلولی با دیواره ضخیم هستند. قسمت انتهایی اسپور ممكن است گرد یا پهن باشد. تلیا در طول مراحل نهایی رشد گیاه به صورت جوشهایی روی غلاف برگها و یا در سطح پهنك برگ به وجود می‌آیند. تلیوسپورها در بافت برگ باقی می‌مانند و به وسیله اپیدرم پوشیده می‌شوند. گونه‌های جنسهای تالیك‌تروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان میزبانهای واسط پوكسینیا ركوندیتا معرفی شده‌اند و وجود آنها در بعضی از مناطق اروپا گزارش شده‌است، اما در ایجاد نژاد جدید این قارچ نقشی ندارند. در مناطق معتدل،

پاتوژن از سالی به سال دیگر به صورت میسلیوم یا مناطق گرم نیز تابستانگذرانی قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنكتر انجام می‌شود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات یا كشت مولتی لاین بخوبی كنترل می‌شود.

كنترل زنگ قهوه ای گندم:

 زنگ برگ در دمای بین 15 و 22 درجه سانتیگراد وقتی كه رطوبت به حد كافی باشد به سرعت توسعه می‌یابد. این قارچ گاهی همراه با قارچ مولد عامل لكه برگی و لكه گلوم به حالت همكاری ، خسارت فراوانی می‌زنند.

قارچكشهایی مثل تریادیمفون (بایلتون) وبوتریزول( ایندار) در كنترل زنگ قهوه‌ای مؤثر هستند و در صورت وجود اپیدمی، مصرف آنها اقتصادی است.

سایپروكونازول(آلتو(SL 10% نیم لیتر در هكتار.

تبوكونازول(فولیكور(EW 25% یك لیتر درهكتار.

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار.

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.

زنگ سیاه غلات:

این بیماری در اثر گونه‌ای از بازیدومیستها به نام Paccinia. Graminis f. sp. Tritici ایجاد می‌شود. حوزه جغرافیایی زنگ سیاه غلات بسیار وسیع می‌باشد و یكی از مهمترین بیماریهای غلات در ایران و اغلب كشورهای جهان است. علت گسترش بیماری مربوط به بارانهای بهاره و مساعد بودن شرایط جوی در ماههای فروردین و اردیبهشت است. خسارت زنگ سیاه گندم را می‌توان به یك بیماری حاد تشبیه كرد. در بعضی از مناطق خسارت زنگ سیاه گندم به نحوی است كه خوشه‌ها عقیم و پوك شده و فاقد دانه و یا ندرتا دارای دانه‌های بسیار ریز و غیر قابل استفاده می‌باشند.

نشانه‌های بیماری روی غلات:

در اوایل و اواسط بهار در پهنه برگ و غلاف و براكته‌های گل ، جوش یا تاولهایی بطور پراكنده به رنگ نارنجی بروز می‌كند. با گسترش بیماری جوشها به یكدیگر متصل می‌شوند. به تدریج این جوشها روی خوشكها ، ساقه ، گلوم در سطح بیرونی یا درونی نمایان می‌گردند. جوشها در ابتدا بسته بوده و با رشد كافی ، اپیدرم را باز می‌كنند و اسپورهای بیضی شكل آزاد می‌شوند. این اسپورها رشد كرده و آلودگیهای مجدد را سبب می‌شوند.

علل همه‌گیری زنگ سیاه گندم:

  1. كشت ارقام حساس گندم در منطقه: بدین ترتیب قابل توجیه است كه هر چه ارقام كاشتهشده در یك منطقه
  2. به نژادهای مختلف زنگ موجود در آن منطقه حساسیت بیشتری داشته باشد،احتمال همه‌گیری و خسارت به محصول زیادتر است.
  3. وجود نژادهای فیزیولوژیك زنگ و فعال بودن آن در منطقه.
  4. رشد رویشی مناسب و خوب گیاه.
  5. دیر رس بودن محصول.
  6. وجود شرایط جوی مناسب و مساعد در منطقه.
  7. وجود میزبان واسط مانند زرشك و گسترش جغرافیایی آن در منطقه.

مبارزه :

  1. استفاده از ارقام گندم مقاوم.
  2. حذف و ریشه كنی بوته‌های زرشك كه قسمتی از مرحله زندگی انگل در روی آن انجام می‌شود.
  3. مبارزه شیمیایی توسط كاربرد برخیقارچ كشها مانند دی كلون ، تری آدیمنول وكربوكسین تیرام.

زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust 

زنگ سیاه ساقه یكی از بیماریهای شناخته شده غلات است. تقریباً در تمامی مناطقی كه این محصول كشت می‌شوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوكسینیا P. g. avenae یولاف، و گونه پوكسینیا P.g.secalis چاودار را آلوده می‌كند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه وغلاف برگها ظاهر می‌شود پهنك برگ و خوشه‌ها نیز ممكن است آلوده شوند. اسپور روی میزبانهای مختلف غلات تولید می‌شود. یوریدیوسپورها در داخل تاولها یوریدیا توسعه یافته پس از مدتی اپیدرم را پاره كرده، توده‌ای از اسپورهای قهوه‌ای مایل به قرمز آشكار می‌شوند.

تاولهای زنگ نواری بزرگتر است . یوریدیا بیضی شكل یا كشیده وبافت اپیدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممكن است در هر دو سطح زیرین و رویی برگ ظاهر شوند. یوریدیوسپورهای P.graminis قهوه‌ای مایل به قرمز، تخم مرغی شكل، با زواید خار مانند هستند. تولید اسپور تا زمانی كه گیاه به مرحله رسیدن نزدیك می‌شوند ادامه می‌یابد. با شروع مرحله رسیدن گیاه تولید یوریدیوسپور كاهش می‌یابد. در این زمان تلیوسپورها درون تلیا كهدر محل یوریدیها در سایر قسمتها تشكیل می‌شود، به وجود می‌آیند. تلیوسپورها دو سلولی، تقریباً سه گوش وبه رنگ قهوه‌ای تیره هستند. تلیوسپور قسمتی از پایه خود را همراه داشته، دارای دیواره ضخیم است. سلول انتهایی گرد یا نسبتاً نوك دار است. تلیوسپورها اغلب اپیدرم را پاره كرده از آن خارج می‌شوند. در طول زمستان تلیوسپورها در بافت گیاهی باقی مانده یا ممكن است با تولید بازیدیوسپور، به صورت اولین مرحله تولید مثل جنسی به سربرند. زرشك معمولی Berberis vulgaris گونه‌های جنس ماهونیا Mahonia میزبانهای واسط برای Puccinia graminis هستند.

باد، یوریدیوسپورهای زنگ سیاه غلات را به مناطق دور دست منتقل می‌كند. در طی دوره رشد گیاهان میزبان ، چرخه‌های تولید یوریدیا هر 14-21 روز تكرار شده، موجب پخش سریع بیماری در مناطق وسیع می‌گردد. این بیماری به همراه زنگ قهوه‌ای شدیداً مورد توجه متخصصان بیماری شناسی گیاهی، اصلاح نباتات وسایر دانشمندان است. در گذشته پیدایش نژادهای فیزیولوژیك جدید از طریق تولید مثل جنسی، روی میزبان واسط، زرشك، باعث كاهش شدید محصول می‌شد و كارایی ارقام مقاوم را كاهش می‌داد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

كنترل زنگ سیاه ساقه:

ریشه كنی زرشك و كار حساب شده روی ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزایش پایداری مقاومت به زنگ ساقه و كاهش اپیدمی زنگهاست.

سایپروكونازول(آلتو( SL 10% نیم لیتر در هكتار.

تبوكونازول(فولیكور(EW 25% یك لیتر درهكتار .

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار.

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.
كنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم كانون كوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

بیماری زنگ نواری یا زنگ زرد گندم Wheat strip rust

زنگ زرد یا زنگ نواری(سرخو(Puccinia striiformis یكی از بیماریهای مهم گندم و جو است و تا حدودی تریتیكاله و چاودار و بعضی از گرامینه‌های دیگر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد یولاف نسبت به این بیماری مصون باشد. تا كنون میزبان واسطی برای آن شناخته نشده است. این بیماری در درجه حرارت پایین‌تر از درجه حرارت مناسب برای توسعه زنگ ساقه و برگ صورت می‌گیرد. یوریدیها به صورت نوارها یا خطوط زرد باریك عمدتاً روی برگها و سنبلچه‌ها تشكیل می‌شوند. زمانی كه خوشه‌ها آلوده می‌شوند تاولها در سطح داخلی پوشینه‌ها و پوشینكها ظاهر شده، در بعضی مواقع دانه‌های درحال تشكیل را مورد حمله قرار می‌دهند. یوریدیوسپورهای دو سلولی ، به رنگ قهوه‌ای تیره و از نظر شكل و اندازه شبیه به P.recondita است. تلیوسپورها نقش چندانی در چرخه

زندگی قارچ ندارند. تلیاها بر روی سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهای قهوهآی تیره كه به وسیله اپیدرم پوشیده شده‌اند، به وجود می‌آیند. در مناطقی كه درجه حرارت خیلی پایین نیست ، قارچ به صورت یوریدیوسپور ومیسلیوم روی غلاتی كه در پاییز كشت شده‌اند، زمستانگذرانی می‌كند. شیوع وتهاجم ثانوی در شرایط خنك بهار آغاز می‌شود هستند.

كنترل زنگ زرد:
استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.

سایپروكونازول(آلتو(SL 10% نیم لیتر در هكتار .

تبوكونازول(فولیكور( EW 25% یك لیتر درهكتار.

فلوتریافول(ایمپكت( SC 12.5% یك لیتر در هكتار .

پروپیكونازول(تیلت( EC 25% نیم لیتر درهكتار.
كنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم كانون كوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

زنگ خطی یا زنگ زرد :

عامل مولد این بیماری گونه‌ای از بازیدیومسیتها به نام puccinia. Striiformis است. زنگ خطی منحصر به مناطق مرتفع و سردسیر می‌باشد و در بسیاری از نقاطی كه زنگ ساقه و برگ پایدار می‌باشند، دوام می‌آورد. عامل بیماریزا در مناطقی كه شبها سرد است بهتر دوام می‌آورد. وجود آن در مازندران ، گرگان ، آذربایجان غربی و فارس گزارش شده است. برای این قارچ میزبان واسطه شناخته نشده است. این قارچ علاوه بر گندم به چاودار و جونیز خسارتهای زیادی وارد می‌كند.

علایم بیماری:

علایم بیماری متفاوت می‌باشد و معمولا در اوایل بهار زودتر از زنگ ساقه و برگ ظاهر می‌شود. جوشها به رنگ زرد بوده و اصولا روی برگها و خوشه‌ها پدید می‌آیند و اغلب به صورت خطوط مشخص و منظمی قرار می‌گیرند. اسپورها به قطر 30 – 20 میكرومتر ، زرد نارنجی رنگ و كروی می‌باشند. دیواره ضخیم و خاردار دارند و دارای 12 – 6 سوراخ تندش هستند. روی خوشه گندم جوشها در سطح شكمی گلومها تشكیل شده و بذر گاهی آلوده می‌شود. این بیماری یكی از خطرناك‌ترین بیماریهای غلات در ایران است و اپیدمیهای آن هر 5 – 3 سال یكبار خسارتهای شدید ایجاد می‌كند.

مبارزه:

برای مبارزه با این قارچ ، قارچ كشهای زیادی مورد استفاده قرار گرفته و نتایج هر كدام نسبتا رضایت بخش است. مانند propiconazole ، flutiafole ، Triadimefon .،Tebuconazol

عوارض ونشانه های سرمازدگی در گندم پائیزه

گندم های پائیزه اصولاً مقاوم به سرما هستند وقادرند تا۲۰-درجه را هم تحمل نمایند اما تداوم سرما واینکه گیاه در چه مرحله از زندگی خود قرار دارد در روند این مقاومت ویا برعکس میزان خسارت وارده متفاوت است . بعنوان مثال گندم در مرحله ای که بذر هنوز آب جذب نکرده وفعالیت آنزیمی در داخل بذر شروع نشده است به سرما ودماهای پائین حساسیت نداشته وبخوبی تحمل میکند ولی با جذب آب وجوانه زنی  به سرما حساستر میشود وپس از جوانه زنی واستقراردرخاک مقاومتش افزایش می یابد ودر دوران پنجه زنی تقریباً مقاومت خوبی در مقابل دماهای پائین دارد.گندم در مرحله زایشی به دماهای پائین حساس است باید به این نکته  دقت کرد که سرماهای ناگهانی ونوسانات دمایی در ایجاد تنش سرمایی بسیار نقش داشته وبسته به اینکه گندم در چه فازی از زندگی خود قرار دارد میتواندمیزان خسارات وارده حداقل یا حداکثر باشد.

778213 

درسرماهای شدید وناگهانی پاره شدن غشا ونشت پذیری آنها صورت میگیرد ولی در سرماهای طولانی وملایم کاهش فتوسنتز وکاهش تنفس هوازی نسبت به بی هوازی و کاهش ATP وتجمع مواد سمی اتفاق می افتد.باید درنظر گرفت که آثار وعلایم سرمازدگی بطور آنی کمتر قابل رویت است ومعمولاً با گذر زمان وعبور از یک فاز به فاز دیگر قابل مشاهده است براین اساس به کارشناسان ارزیاب خسارت صندوق بیمه محصولات کشاورزی توصیه میکنم بازدید وبررسی های  خودرا طی سه مرحله از مزرعه  بعمل آورند تا کاملا دقیق بتوانند ارزیابی نمایند. در اینجا جهت آشنایی شما عزیزان  بطوراختصار به علائم تشخیص سرمازدگی در مزرعه گندم اشاره میکنم:

  1.  درزمان پنجه دهی کاهش دما تا حدود۴/۵-سانتیگراد باعث ایجاد کلروز برگه وسوختگی انتهای برگها و کچلی در مزرعه میشود تداوم این خسارت بر کاهش عملکرد  قابل ملاحظه است
  2. درمرحله ساقه رفتن کاهش دما تا۱/۵-موجب مرگ نقاط رشد وزردی ولکه لکه شدن برگها میشود ادامه این روند موجب کاهش عملکرد بطور چشمگیر میشود
  3. در دوران آبستنی کاهش دما به مرز۲/۵- آسیب به قسمتهای پائینی ساقه  وارد کرده وبیرنگی برگها وعقیمی را بدنبال خواهد داشت  واین خسارت میتواند عملکرد محصول را شدیداً کاهش دهد.
  4. در مرحله گلدهی کاهش دما تا۱/۵-درجه موجب عقیمی گلچه ها وسفید ی ریشکها وسنبله وآسیب دیدگی قسمتهای پائینی گیاه  را منجر شود این خسارت میتواند عملکرد را تا حد زیادی کاهش دهد
  5. درمرحله شیری بروز سرما تا ۲/۵-درجه باعث سفیدی ریشک ها وسنبله ها وآسیب به قسمت های پائینی گیاه  وبی رنگی برگ وبذور چروکیده میشود وکاهش  قابل توجه عملکرد را بدنبال دارد.
  6. درمرحله خمیری وقوع سرما تا۲/۵-درجه باعث چروکیدگی دانه ها وکم  رنگ شدن دانه وافت قوه نامیه میشود وکاهش عملکرد را بدنبال خواهد داشت.

نکته مهم اینست که برای ایجاد خسارت در هریک از مراحل فوق وجود حداقل دوروز متوالی دمای  لازم جهت ایجاد خسارت بر جو منطقه حاکم باشد.

منبع :    http://www.crop20.blogfa.com