تكنيك انتقال جنين در گاو

عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاحurثl reciptent مي گويند .

 عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .

 در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟

 پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :

 1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .

 2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .

 همزمان سازي فحلي 2:

 براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .

 عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .

 سوپر اوولاسيون 3 :

 با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .

 از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .

شستشوي جنين5 :

 پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .

 سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.

 انجماد جنين6:

 اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .

 هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .

 روش هاي انجام عمل ET :

 در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .

 هدف از انجام عمل ET :

 1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)

 2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.

 3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)

 4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .

 5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.

 بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :

 1- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .

 2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :

 در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .

 3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:

روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .

منابع :

 1- مقيمي ، علي و احمد رياسي . 1373

 باروري و نازازيي در گاوهاي شيري (ترجمه) انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .

 2- Hasler , J.F. 1992 . Current status and potential of embryo transfer and reproductive technology in dairy cattle .j. dairy Sci ,75 : 2857 -2879

 پي نوشت ها :

 1- Embryo transfer

 2- Syncronizaition

 3- Super ovulation

 4- artifical insemination

 5- Flushing

6- Freezing

 7- Straw

مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی

مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی

  چه موقع تلقیح نماییم ؟uصrl

 زمان مناسب تلقیح گاو بسته به این است که اولین ایستا فحلی چه زمان اتفاق افتاده باشد برای دستیابی به بهترین نرخ آبستنی باید گاوها و تلیسه ها را از بین ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولین ایستا فحلی تلقیح نمود یعنی گاوهائی که اولین ایستا فحلی آنها در صبح اتفاق افتاده باشد باید در اواخر بعداز ظهر تلقیح نمود و گاوهائیکه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقیح شوند این روش قانون صبح _بعد از ظهر میگویند . زمان مناسب تلقیح باعث میشود تا تعدادی بیشتری اسپرم سالم به تخمکها رسیده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقیح زود هنگام گاو ها باعث میشود بسیاری از اسپرمها قبل از تخمک اندازی نابود شوند ٬از سوی دیگر تلقیح دیر هنگام باعث پیر شدن تخمک شده و قبل از رسیدن اسپرمها فعالیت تخمک از بین میرود . در صورتیکه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبی رعایت شود درصدآبستنی افزایش می یابد .

 در پایان لازم به ذکر است حفظ یک برنامه فحل یابی موفق باعث تولد گوساله های بیشتر و تولید شیر زیادتر در گله میشود و این بدان مفهوم است که سود و بهره وری بیشتری در انتظار گاودار است .

 تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح :

انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد .

 چه موقع فحل یابی کنیم ؟

 بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است .

 این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل میشوند .

اهمیت اولین فحلی گاو :

 فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد .

چند نکته مهم در تلقیح مصنوعی :

 1-      حفظ یک فاصله زایش دوازده ماهه به تشخیص فحلی مناسب و تلقیح در زمان صحیح بستگی دارد .

 2-      اولین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق ٬مشخص کردن و شماره گذاری درست و کافی تمام دام های گله است بطوریکه شماره های بدن از فاصله دور قابل تشخیص باشند .

 3-      بهترین زمان برای مشاهده فحلی ٬اول صبح قبل ازشیر دوشی و خوراک دهی و نیز اوایل بعد از ظهر و در شب پس از آنکه دام ها دوشیده شده و خوراک خود را خورده اند ٬می باشد این ساعات خنک ترین زمان در طول شبانه روز می باشند .

 4-      در گله هایی که فحل یابی دقیقی در آن ها انجام میشود ٬برای دستیابی به بهترین نتایج آبستنی ٬گاوها و تلیسه ها را حدود 10 الی 14 ساعت پس از شروع اولین ایستا فحلی تلقیح کنید .این بدان معنی است که گاوهایی که در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقیح میشوند و بر عکس (قانون صبح بعد از ظهر )

 5-      وقتی بیش از یک گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روی یکدیگر دو تا چهار برابر مشود .

6-      اجرای یک برنامه تشخیص فحلی موفق باعث تولید گوساله و شیر بیشتری در گله میشود یعنی سود بیشتری در انتظار گاودار است.

اثرات پروتئين و انرژي مصرفي بر توليدمثل در گاوهاي شيري

مقدمهuصrl

تغذيه بعد از زايش، زمانيكه توليد شير گاوهاي شيري افزايش مي يابد، مي تواند عملكرد توليدمثلي و به دنبال آن سودبخشي گله را تحت تأثير قرار دهد. بطور كلي، افزايش نيازهاي متابوليكي توليد بالا بهمراه نياز هاي توليدمثلي و سلامت، اثر متقابل بين تغذيه و توليدمثل ( خصوصاً بعد از زايمان ) را به يك موضوع مهم در صنعت گاو شيري تبديل كرده است. تحقيقات اخير، نقش مهم تغذيه را در توليدمثل تأييد كرده اند، و در بيشتر حالات، كمبودهاي غذايي شديد باعث مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي شده است. همچنين، مكانيسم تغذيه اي كه بر روي عملكرد توليدمثلي تأثيرگذار است، بسيار پيچيده بوده و به طور واضح قابل تشخيص نمي باشد. با اين وجود، نقش فاكتورهاي غذايي مانند پروتئين و يا تعادل انرژي، و مكانيسم عملكردشان بر توليدمثل، در سالهاي اخير، بيشتر شناخته شده است.

نقش پروتئين در توليدمثل

به منظور افزايش توليد شير و افزايش درآمد، توليدكنندگان شير سعي مي كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتداي پس از زايمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جيره هاي حاوي پروتئين بالا، در كل ، طعم بهتري داشته و مصرف غذا را افزايش مي دهند، اغلب توليدكنندگان، بيش از نياز گاوها در طول اين دوره، به دامهايشان پروتئين مي خورانند. اين جيره هاي غذايي با ميزان پروتئين بالا، مي توانند بازده توليدمثلي را كاهش دهند. در بيشتر مطالعات، افزايش پروتئين خام جيره را، دليل افزايش زمان تا اولين تخمك گذاري بعد از زايمان و افزايش تعداد سرويس ها به ازاء هر آبستني و يا تعداد روزهاي باز مي دانند. به عنوان مثال، تحقيقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهايي كه با پروتئين بيش از حد تغذيه شده اند ( بيشتر از 10-15 درصد نيازهاي بالا ) ، تعداد سرويس بيشتري به ازاء هر آبستني نياز داشتند و در نتيجه فاصله گوساله زايي طولاني تري را نشان دادند. با اين وجود، برخي تحقيقات ديگر، اثرات زيان آور سطوح بالاي پروتئين مصرفي را بر توليد مثل نشان نداده اند. تناقض هاي مشاهده شده در مطالعات و تحقيقات مختلف، مي تواند بدليل منبع پروتئيني جيره مورد استفاده بجاي كل پروتئين خام جيره باشد. برخي محقيقين معتقدند كه افزايش پروتئين خام جيره، لزوماً با ميزان آبستني ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئين خام جيره، عمل متقابل بين توليدمثل و پروتئين مصرفي را به ميزان كافي شرح نمي دهد. بطوركلي مواد پروتئيني در بخشهاي تجزيه پذير پروتئينهايشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جيره حاوي 18 درصد پروتئين ممكن است در ميزان پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نياز براي پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، هر يك ممكن است توليدمثل را تحت تأثير قرار دهند.

به منظور شرح چگونگي اثر منفي مصرف بيش از حد پروتئين بر باروري، 3 فرضيه كلي ارائه شده است:

1ـ محصولات فرعي سمي متابوليسم نيتروژن از شكمبه (آمونياك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و يا ابقاي جنين تازه، زيان برسانند.

2ـ عدم تعادل در انرژي و پروتئين فراهم شده، ممكن است بازده توليدمثلي را تحت تأثير قرار دهد.

و 3ـ محصولات فرعي نيتروژن يا مصرف انرژي، ممكن است ترشح گنادوتروپين و يا هورمون پروژسترون را تغيير دهد. ( پروژسترون براي توسعه فوليكولي، عبورجنين در طول لوله رحم تا رسيدن به رحم و بطور كلي در ابقاء آبستني مهم مي باشد). اين تأثيرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصي، همزمان با هم و يا با همكاري هم و بطور سينرژيك اتفاق بيفتند. همچنين، مقدار و منبع پروتئين نيز مي تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقاديري از پروتئين خام جيره كه نياز شكمبه را براي پروتئين قابل تجزيه افزايش مي دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بيفتد. با اين وجود، اثر مصرف پروتئين بر ميزان پروژسترون نياز به مطالعات بيشتري دارد و عواملي مانند، كل انرژي مصرفي و منبع پروتئين نيز بايد مورد آزمايش قرار گيرند.

بدليل تشابه تغييرات هورموني در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي پروتئين خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژي اتفاق مي افتد، بسياري از اين آثار ممكن است ناشي از اثر متقابل با انرژي بجاي اسيدهاي امينه يا محصولات فرعي نيتروژني از متابوليسم شكمبه باشد. جيره هاي با پروتئين بالا يا جيره هاي حاوي پروتئين قابل تجزيه بيش از حد، مي توانند تعادل منفي انرژي را با افزايش توليد شير شدت دهند.

بطوركلي اثرات پروتئين غذا بر باروري بسيار پيچيده بنظر مي رسد، فاكتورهاي مختلفي مانند سن، انرژي، پروتئين غيرقابل تجزيه در شكمبه و سلامتي رحم ممكن است واكنش به تغييرات پروتئين مصرفي را تحت تأثير قرار دهند. به منظور حداقل كردن زيانهاي اقتصادي تغذيه غيرمؤثر پروتئين بيش از حد، بر روي توليد و توليدمثل، جيره ها بايد براي تأمين مقادير مناسبي از پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، تهيه شوند. به عنوان مثال، براي گاوهاي پر توليد و گاوهايي كه در ابتداي شيردهي هستند، 35 درصد پروتئين خام بايد بصورت پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه باشد. پس جايگزين كردن برخي منابع پروتئيني عبوري، خصوصاً در جيره هايي كه بر اساس يونجه (زيرا پروتئين يونجه بسيار تجزيه پذير است) تهيه مي شوند، نياز است.

نقش تعادل انرژي در توليدمثل :

انرژي مصرفي مي تواند يكي از مهمترين عوامل تغذيه اي مؤثر بر توليد گاوهاي شيري باشد. انرژي مصرفي ناكافي در تليسه ها و در گاوها در ابتداي شيردهي، عملكرد توليدمثلي را كاهش مي دهد. مصرف انرژي بيش از حد در اواخر دوره شيردهي و در دوره خشكي نيز مي تواند مشكلات چاقي گاو را ايجاد كند كه خود موجب كاهش بازده توليدمثلي آنها در دوره شيردهي بعدي مي شود. زمانيكه تليسه ها با مقادير ناكافي انرژي تغذيه شوند، ديرتر به سن بلوغ جنسي مي رسند و چنانچه جيره هايي كه داراي كمبود انرژي هستند به تليسه هايي كه دوره هاي فحلي طبيعي را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلي آنها شود. گاوهاي شيرده پرتوليد نيز، در ابتداي دوره بعد از زايمان، ناتوان از مصرف غذاي كافي به منظور تأمين نيازهاي انرژي براي توليد شير هستند. وقتي كه موادغذايي مصرفي نتوانند نيازهاي غذايي افزايش يافته براي توليد شير را مرتفع سازند، تعادل منفي انرژي اتفاق مي افتد. در اين شرايط، نيازهاي انرژي بطور ناقص و از طريق متابوليسم ذخاير بدن، مرتفع مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرايط بدني مي گردد. متابوليسم بيش از حد ذخاير بدن با تصفيه چربي كبدي بعد از زايمان و كاهش عملكرد توليدمثلي در گاوهاي شيري پرتوليد همراه مي باشد. البته ميزان و مدت زمان تعادل منفي انرژي در طول ابتداي دوره شيردهي، بيشتر به غذاي مصرفي بستگي دارد تا به توليد شير. مكانيسم هايي كه همراه با غذاي مصرفي ناكافي بعد از زايمان و در نتيجه آن تعادل منفي انرژي ، توليدمثل را متأثر مي سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با اين وجود، برخي احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونيستي بين متابوليسم بعد از زايمان و عملكرد توليدمثلي را روشن مي سازند.

هورمون لوتئيز كننده ( LH ) ، يك هورمون مهم و حياتي است كه به منظور دوباره برقرار سازي فعاليت تخمدان، رشد نهايي و بلوغ فوليكولهاي تخمداني، تخمك گذاري و ترشح تخمداني پروژسترون مورد نياز مي باشد. كمبود انرژي شديد ممكن است ترشح LH را تغيير دهد و در نتيجه، توسعه فوليكولي و تخمك گذاري را به تعويق بيندازد. تعادل منفي انرژي در ابتداي دوره بعد از زايمان، ممكن است كه به باروري پايين همراه با اثرگذاري منفي روي كيفيت فوليكولهاي تخمدان، در طول دوره توليدمثلي، منجر شود. بطور كلي، هر فوليكول، تقريباً 70 روز نياز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فوليكولهايي كه با چنين شرايط نامطلوب انرژي روبرو مي شوند ( تعادل منفي انرژي شديد در دوره ابتدايي بعد از زايمان)، در اين مدت زمان تعيين شده (70روز)، آمادگي انجام وظايف خود را پيدا نمي كنند. گزارش شده است كه فوليكولهاي در حال رشد در گاوهايي كه كاهش شديد وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زايمان، بخود ديده اند، فوليكولهاي معيوبي هستند كه در طول دوره توليدمثلي ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروري پاييني را ايجاد مي كنند.

بر اساس مطالب بالا، مشخص مي شود كه توليد شير، كمبود انرژي شديد و از دست دادن شرايط بدني با فاصله تا اولين تخمك گذاري، همبستگي مثبت و با نسبت آبستني به اولين سرويس، همبستگي منفي دارد. به اين ترتيب كه براي گاوها با توليد بالا، مدت زمان طولاني تري براي اولين تخمك گذاري بعد از زايمان لازم است، همچنين نسبت آبستني به اولين سرويس و در كل باروري، در گاوهاي پرتوليد پايينتر است. بنابراين استراتژي هاي تغذيه اي كه شروع تخمك گذاري بعد از زايمان را تسريع مي بخشند، مي تواند بر عملكرد توليدمثلي اثر مثبتي داشته باشد. بطوركلي، براي كاهش شرايط بدني از دست رفته و همچنين كاهش شدت تعادل منفي انرژي بعد از زايمان، به منظور افزايش باروري، راههاي متعددي وجود دارد. دو راه رسيدن به حداكثر تراكم انرژي در جيره غذايي گاوهاي شيري در ابتداي شيردهي ، عبارتند از :

1ـ افزايش ميزان كربوهيدرات غير سلولزي جيره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)

و 2ـ اضافه كردن چربي ( به عنوان مثال دانه كتان يا چربي عبوري )

افزايش كربوهيدرات غير سلولزي جيره مي تواند از طريق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و يا بوسيله تغذيه با غلات بيشتر، حاصل شود. هر چند كه، جيره با مقادير بالاي غلات ممكن است منجر به اسيدوز و كاهش چربي شير شود. از طرفي ديگر، ضميمه كردن چربي به منظور افزايش تراكم انرژي جيره، مي تواند غلظت كلسترول پلاسماي مورد نياز براي سنتز پروژسترون را افزايش دهد،كه در نتيجه منجر به توسعه باروري مي شود. علاوه بر اين، جيره گاوهاي خشك، در طول اواخر دوره خشكي ( 2-3 هفته آخر )، بايد به طور مناسب تنظيم شود تا اينكه گاوهاي خشك، شرايط بدني زيادي را از دست ندهند و دچار تعادل منفي شديد انرژي در هنگام زايمان نگردند.

با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذيه رابطه نزديكي با توليدمثل دارد. از طرفي ديگر نيز، به علت پايين بودن وراثت پذيري بيشتر صفات توليدمثلي، پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب براي اين صفات به كندي حاصل مي شود و مي توان گفت كه در كل مديريت (عوامل محيطي مؤثر ) خصوصاً تغذيه نقش بيشتري را در مقايسه با ژنتيك در بازده توليدمثلي ايفا مي كند. كمبودهاي غذايي و فزوني يا نا متعادل بودن غذايي، همگي نشان داده اند كه مي توانند منجر به تغييرات توليدمثلي شوند. و تنها مشكل اصلي نامشخص بودن ميزان اين افزايش، كمبود يا عدم تعادل مي باشد كه توليدمثل راتحت تأثير قرار مي دهد. مطالعات و تحقيقات بيشتري بر روي گاوهاي شيري پرتوليد نياز است تا نقش تك‌تك مواد مغذي و اثرات متقابلشان بر روي عملكرد توليدمثلي روشن شود. در حال حاضر، بهترين توصيه، تهيه يك برنامه غذايي براي گاوهاي شيري است كه براي تمام مواد مغذي، بالانس شده باشد و تمامي نيازهاي غذايي دام را برطرف كند. با اين وجود، بايد خاطر نشان كرد كه تغذيه، تنها يكي از دلايل مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي است. شرايط محيطي، تشخيص بموقع فحلي، زمان تلقيح مصنوعي و ذخيره و حمل اسپرم و رعايت اصول بهداشتي به هنگام زايش نيز مي توانند عملكرد توليدمثلي گله را تحت تأثير قرار دهند. برنامه هاي تغذيه اي مي توانند عملكرد ضعيف توليدمثلي ايجاد شده با مديريت ضعيف را اصلاح كنند.

 مجله آنلاین تخصصی کشاورزی کشاورز تنها

 منابع مورد استفاده:

  1- Jordan, E.R., Interaction:Genetic and Reproduction, West Virginia University.

2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University,

http://www.wvu.edu/~ exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.

3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University, http://www.dase.vt.edu/extension/nutritioncc/9655.html.

4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,

http://cecommerce.uwex.edu/pdfs/NRC366.PDF

استخوان بندی پستانداران

استخوان بندی پستانداران
مترجم : محمد ابراهيم نژاد

بر ميزان استخوانی شدن اسكلت پستاندارن نسبت به انواع پست تر افزوده شده و از تعداد عناصر استخوانی جلويی و جايگزينی كاسته شده است.اين مطلب به ويژه در مورد استخوان های جمجمه صادق است. استخوان هايی مانند پيش پيشانی ، پشت پيشانی ، پشت كاسه چشمی ، و گونه ای_چهارگوشه ای را ندارند ، در بسياری از پستاندارن چهار استخوان پس سری به هم جوش خورده است. همچنين در ناحيه پروانه ای استخوان ها به درجات متفاوتی به يكديگر جوش خورده اند. بخش جلويی پروانه ای ، پروانه ای_كاسه چشمی ، قاعده ای_پروانه ای وبالی پروانه ای ممكن است از يكديگر جدا باشند و يا اينكه همه آنها به هم جوش خورده و استخوان واحدی را به وجود آورده باشند. در بعضی از پستانداران استخوان های خار گيجگاهی و صماخی با استخوان صدفی به هم جوش خورده و استخوان گيجگاهی را تشكيل می دهند ، كه هم از نوع جلويی و هم جانشينی است.

برای بزرگنمایی بر روی عکس کلیک کنید.
 

       

جمجمه پستانداران به تناسب بزرگی مغز آنها اندازه نسبتا بزرگی دارد. استخوان كام محكم كه موجب می شود كه حفره های داخلی بينی در عقب قرار گيرد نيز موجود است. جمجمه به وسيله دو كونديل كه هر يك از آنها بر روی يكی از استخوان های پس سری خارجی واقع اند ، به اولين مهره گردنی متصل میی گردد. در گوش ميانی استخوان های ركابی كه از استخوان ستونك خزندگان ناشی شده است ، با دو استخوان كوچك شنوايی ديگر همراه است. يكی سندانی كه از چهار گوش مشتق شده و ديگری چكشی كه از استخوان مفصلی به وجود آمده است. لذا آرواره پائينی بدون دخالت استخوان چهار گوش مستقيما به استخوان صدفی جمجمه متصل می شود.

در آرواره بالايی دندانها فقط از استخوان پيش فكی و فكی به وجود می آيد. آرواره پائينی از استخوان هایی دندانی جفت تشكل يافته است.در مهره ها معمولا دو طرف جسم مهره ای پهن ( آسلوس ) است و به اين وضعيت آمفی پلاتيان گفته می شود.

برای بزرگنمایی بر روی عکس کلیک کنید.

       

مهره های گردنی معمولا از قابليت انعطاف پذيری قابل توجه ای برخوردارند ، مهره های سينه ای يا دنده ای دارای قابليت انعطاف پذيری كمی هستند و تعداد آنها مطابق تعداد دنده های زوج موجود تغيير می نمايد و ممكن است از 9 تا 24 عدد در تغيير باشد . در عقب مهره های سينه ای ، مهره های كمری قرار دارند كه محكم و نسبتا قابل انعطاف اند.اگرچه تعداد اين مهره ها متغيرند غالبا بين 5 تا 7 عدد هستند. بين مهره های كمری و دمی مهره های خاجی قرار دارند كه به يكديگر جوش خورده اند و استخوان خاجی را می سازند. اكثر پستانداران دارای 3 مهره خاجی هستند اما در بعضی انواع ، تعداد آنها ممكن است 4 يا 5 با شد. تعداد مهره های دمی ، بسته طول بی نهايت متغيير است.

دنده پستانداران مشخصا واجد دو سر است . يكی به نام كاپتولوم كه به محل اتصال دو جسم مهره مجاور متصل می گردد ، و ديگری به نام توبركولوم كه به زائده مورب مهره سينه ای متصل می شود. دنده های جلويی يا دنده های حقيقی ، مستقيما به استخوان سينه متصل اند ، در حالی كه ساير دنده ها كه عقبتر واقع اند ، يا به غضروف دنده ای آخرين دنده حقيقی متصل و يا در انتها آزادند. استخوان سينه معمولا از يك سری قطعات استخوان كه به ترتيب طول قرار گرفته تشكيل يافته است.

اگرچه پستانداران اساسا واجد اندام حركتی پنج انگشتی هستند ، اما اين اندام ها در بسياری از گروه های تخصص يافته مورد تغيير و تبديل قابل ملاحظه ای قرار می گيرند. در تمام پستاندارا ن معاصر برتر از پستانداران تخم گذار ، استخوان غرابی كمربند شانه ای كوچك و به زائده ای كه بر روی كتف قرار دارد تبديل شده است. همچنين استخوان بين ترقوه ای نيز و پستانداران كيسه دار وجفت دار وجود ندارد. استخوان های ترقوه در بعضی از پستانداران به خوبی رشد كرده در حالی كه در بقيه كوچك است يا اصلا وجود ندارد ، به استثنای گروه های تخصص يافته مانند نهنگ ها. در بقيه پستانداران كمربند لگنی مركب از سه قطعه استخوانی در هر طرف است كه معمولا به يكديگر جوش خورده و استخوانی به نام لگن خاصره را به وجود آورده اند.

مسمومیت نیتراتی در نشخوار کنندگان

مسمومیت نیتراتی در نشخوار کنندگان
ASAS PRODUCTION & MANAGEMENT SYMPOSIUM OWENS, F.N. AND P. DUBESKI
ترجمه : م . الیاسی

cow-stomach

 مقدمه: نیترات ترکیبی است شیمیایی که به صورت طبیعی در ساختار بدن موجود زنده نیز تولید میشود.برای گیاهان منبع مهم نیتروژن برای پروتئین سازی بحساب می آید.برای باکتریها نیز به عنوان منبع نیتروژنی استفاده میشود. باکتریهای دستگاه گوارش در تک معده ایها و نشخوار کنندگان (چند معده ایها) از نیترات موجود در آب و غذای مصرفی استفاده میکنند و بر روی آن تغییراتی ایجاد میکنند تا نیتروژن آن قابل استفاده برای ساختن پروتئینها باشد. این تغییرات یکسری واکنشهای احیایی است. در مسیر این واکنشها ترکیبات دیگری تولید میشوند که همگی متابولیتهای نیترات بحساب می آیند. مهمترین آنها را میتوان نیتریت-No2 و یون آمونیوم +Nh4 ذکر کرد.در طول این ترجمه با مسئله مسمومیت نیتراتی آشنا می شوید.

نیترات خودش مضر نیست این نیتریت است که سم است.نیترات بکمک آنزیم نیترات ردوکتاز به نیتریت تجزیه میشود.این آنزیم در گیاهان وجود دارد.برخی گونه های خاص باکتریایی و بافتهای بدن پستانداران هم این آنزیم را دارند. به این ترتیب میتوان این نتیجه را پیشگویی کرد که احیای نیترات به نیتریت همانگونه که در شکمبه یا سکوم قابل انجام است در بافتهای گیاهی و سیلوها نیز انجام پذیر است. دامهای نشخوار کننده و اسبها نسبت به غیر نشخوار کنندگان به مسمومیت نیتراتی حساسترند.
بیش از 50 مرگ  در نوزادان(انسان) در آمریکا و اروپا بخاطر مسمومیت نیتراتی گزارش شده است که به خاطر آلودگی آب مصرفی به سطوح بالای نیترات بوده است {آمار مربوط به زمان نوشتن مقاله میباشد}. یکی از مواردی که باید در مورد نیترات و نیتریت به آن توجه داشت عمل متقابل و همکاری آنها با منابع پروتئینی است که منجر به تولید یک ترکیب قوی سرطانزا به نام نیتروز آمین میگردد که این واکنش نیازمند آنزیم نیست و در شرایط اسیدی انجام میگیرد( شرایط محیط معده). هر چند تشکیل نیتروز آمین در شکمبه محدود است ولی در سیلوی علوفه گراس و سیلوی ذرت شناسایی شده است.اگر چه تا کنون مدرکی وجود ندارد ولیکن انتقال نیتروز آمین به شیر میتواند برای سلامتی انسان مهم باشد.  نیتروزآمین در فاصله زمانی پختن گوشتهای باکون حاوی نیترات هم تشکیل میشود.به این ترتیب جایگزینهایی برای افزودنیهای نیتراتی که از رشد باکتری کلوستریدیا بوتولینوم جلوگیری میکند جستجو شده اند.
عمده منبعی از نیترات که به معده انسان میرسد از بزاق است، محدودیتهایی در مورد افزودنیهای نیتراتی و نیتریتی که در فرآورده های گوشتی استفاده میشود اعمال شده است وهنوز جای بحث و توجه دارد .
اخیرا نشان داده شده است اضافه سازی چربی کره ای از ترشح نیتروزآمین جلوگیری میکند و احتمالا از تشکیل آن در rats که بخاطر ممانعت از فعالیت نیترات ردوکتاز باکتریایی در معده است.
تجمع نیترات در گیاهان علوفه ای:
بسیاری از غذاهای انسان شامل چغندر، اسفناج ، 7/0 تا  5/1% مربوط به ازت نیترات (No3-N)  میباشد.(این را با سطح تحمل نیترات در گاو که 15/0 تا 45/0 درصد میباشد مقایسه کنید).بعضی گونه های گیاهی مخصوصا مشهور به تجمع دهنده نیترات هستند.این علوفه ها شامل یولاف – سورگوم- ذرت – جانسون گراس – کاه گندم و تعدادی از علفهای هرز همانند: pigweed, thistle, lambsquarter, bindweed, wireweed, ragwee  و حتی جلبکها میشوند.
انتخاب و اصلاح ژنتیکی برای تولید نژادهای کم جمع کننده نیترات در علوفه ها موفق بوده است اگرچه عموما در تولید و مقدار عملکرد کاهشهایی را داشته است.
حدس زده میشود نیترات ردوکتاز بخشی از کلروپلاست گیاهی باشد.. چون نیتریت برای گیاه سمی است پس نیترات ردوکتاز در اولین مرحله با NADPHکنترل میشود.{معمولا در سیستمهای آنزیمی که چند محصول پی درپی تحت نظارت آنزیمهای متوالی تولید میشوند یکی از محصولات (معمولا اولین یا آخرین محصول) با یک سیستم فیدبکی بر عمل آنزیم و سرعت و شدت تولید محصولات آن اعمال کنترل میکند}.نیترات جذب شده به نیتریت احیا میشود و سریعا و تنها در شرایط فعال بودن فوتو سنتز وساخت کربو هیدرات در گیاه جهت پروتئین سازی به محصولات دیگر تبدیل میشود.
در شرایط خشکسالی ، سایه و کمبود مواد مغذی<< که هرکدام کاهش فوتوسنتز و کاهش سنتز پروتئین را باعث میشوند>> جذب نبترات همچنان ادامه دارد ولی بدلیل اینکه برای پروتئین سازی مصرف نمیشود پس در بافتهای گیاهی تجمع میابد. بطور قطع جذب نیترات در شرایط خشکسالی معتدل بیشتر از جذب در شرایط خشکسالی شدید است.
در شرایط خشکسالی معتدل گیاه به جذب نیترات در طول شب ادامه میدهد ولی در شرایط نور روز برگهاپژمرده شده وکاهش جذب نیترات را در پی دارد. درمان با علفکش 2,4-D {که مصرف آن محدودتر شده است}تجمع نیترت را در برگ بعضی گیاهان افزایش داده و در برخی گیاهان کاهش داده است.تنها در شرایطی مه گیاه بخاطر حشرات آسیب ببیند یا تخریب سلامتی برایش پیش بیاید تجمع نیترات در سطوح خیلی بالا رخ خواهد داد.
گیاهان زنده نیترات را به کمک مایعات و رطوبت خاک جذب میکنند وبرای احیا جهت بیوسنتز آمینها وپروتئینها به پایگاههای فوتوسنتز منتقل میکنند.در هر حالی که گیاه آب جذب کند نیترات نیز جذب میشود. شبیه حیوانات نیترات برای گیاهان نیز سمی نیست در حالیکه نیتریت سمی است. نیترات میتواند برای احیاهای بعدی در بافتهای گیاهی ذخیره شود و به بالاترین سطح خود در ساقه( کاه ) برسد.مقایسات نشان داده اند که جذب کود نیتراتی از جذب کود آمونیومی بیشتر است که البته احتمالااین تفاوت به غلظت نیترات خاک وابسته است و نه به تفاوت در متابولیسم آنها.اضافه کردن برخی منابع نیتراتی (N Serve ) و دیگر ترکیبات شیمیایی  به خاک که تبدیل آمونیوم به نیترات را کند نماید میتواند از تجمع نیترات در گیاهان بکاهد. طریقه های کوددهی که کود به خاک اضافه شود یا در آب آبیاری حل گردد مقدارجذب را تغییرنداده است.استفاده مستقیم از کود آمونیومی نسبت به نیترات از مقدار استفاده ATP در گیاه کاسته و برمقدار تولید افزوده است.در حقیقت آزاد شدن آهسته آمونیوم از ترکیبات حاوی آمونیوم مثل بیورت(biuret ) محتوای شکر چغندر قند را افزایش داده است. چون گراسها بوژیه نسبت به لگومها سطوح بیشتری از ازت کود را جذب میکنند به این ترتیب مسئله تجمع نیترات در وحله اول در مورد گراسها باید مورد توجه قرار گیرد.لگومها در سطوح بالای کوددهی ازت آلی یا غیر آلی است که نیترات را در خود جمع میکنند.
غلظت نیترات در گیاهان بستگی به تولید و توزیع ماده خشک در گیاه دارد.عموما برگها و دانه ها غلظتهای بسیار کمتری از نیترات را در مقایسه با ساقه و کاه دارند.در مقایسه با گیاهان جوان و یکساله با گیاهان چند ساله و مسنتر(annual, young plants vs perennial plants ) گیاهان چندساله مقدار نیترات کمتری را در خود دارند. گیاهان چند ساله  ومسن سیستم ریشه ای پایداری را برای خود توسعه داده اند و از انرژی در اختیار خود در وحله اول برای رشد اندامهای هوایی که پروتئین بالاتری( نسبت به ریشه) دارند استفاده میکنند و همچنین انرژی خود را برای رقیق کردن (کاستن از مقدار غلظت )نیترات در توده های قابل توجه علوفه ای به کار میگیرند. ظرفیت ریشه این گیاهان همچنین برای ذخیره نیترات در ریشه ها بیشتر است.عوما وقتی ماده خشک در بخشهایی از گیاه که در آن غلظت ازت آلی کمتر است(مثل ساقه ها وریشه ها)تجمع میابد مصرف نیترات برای ساختن پروتئین محدود تر میشود که این به معنی تجمع نیترات در این قسمتهای گیاهی است.در گیاهان سریع الرشد یکساله بیشتری مقدار نیترات را در فصل بهار که رشد گیاه سریع است و در فصل پائیز که رشد گیاه محدود تر است دیده میشود. در برخی گونه های گیاهی محتوای نیترات و محتوای پروتین گیاه با هم همبستگی( مثبت) دارند.
وقتی که گراسهای با مقدار بیشتر از7/15درصد پروتئین خام یا لگومهای بیشتر از 8/18درصد پروتئین خام به تغذیه دام میرسند باید توجه ویژه ای را معطوف به سلامت دام کردد.
مقدار نیترات در گیاهان را میتوان با استفاده از کیتها یا تستهای شیمیایی یا با استفاده از الکترودهای یون سنج(ion selective electrodes) اندازه گیری کرد.
علوفه هایی که بیشتراز15/0درصد از ماده خشکشان نیترات داشته باشند باید با اححتیاط به مصرف دام برسند.
فرم و شکلی که علوفه دارد بر توانایی آن در ایجاد مسمومیت اثر میگذارد.علوفه های خشک از گیاهان تازه برداشت شده ویا گیاهان سبز چریده شده در مراتع سمی ترند.علوفه های خشک بیشاز 80درصد نیترات خود را در 30 دقیقه ابتدایی ورود به شکمبه آزاد میکنند در حالیکه این مقدار برای علوفه های تازه رطوبت دار 30 درصد است.علوفه های سبز مراتع در هنگام خوراک(چرا) از علوفه های تازه برداشت شده مطمئن تر هستند زیرا سرعت خوراک( و ورود نیترات به شکمبه) کند تر و در طول زمان بلند تری است(و یکباره نیست).وقتی علوفه ای سیلو میشود از مقدار نیتراتش 30 تا100در صد کاهش می یابد.البته علو فه ایی که نیترات بیشتری دارند نیترات کمتری از انها کاسته میشودو شدت تخمیر آنها هم کمتر است.اگرچه مقداری از احیای نیترات در سیلو بخاطر نیترات ردوکتاز بافتهای گیاهی است ولی برخی سویه های خاص باکتریایی مثل E.coliو Hafniaنیز نیترات را به نیتریت – آمونیاک برخی گازای سمی متل نیتریک اکساید تبدیل و احیا میکنند.
اضافه کردن بافرها به سیلو به خاطر خنثی کردن لاکتیک اسید و ادامه فعالیت تخمیرباعث میشود از مقدار نیترات سیلو بیشتر کاسته شود.حضور نیترات در سیلو از فعالیت کلوستریدیاها جلو گیری میکند.یعنی اضافه کردن نیترات شبیه آنچه که در مورد بیوسولفات انجام میشود میتواند ازفعالیت بعضی گونه های نامطلوب باکتریها و بعضی تخمیرهای نا مطلوب در سیلو جلوگیری کند.به این نکته باید توجه کردکه اضافه ساختن(افزودن)نیترات به گیاهانی که کربوهیدرات محلول کمتری دارند باعث افزایش طول مدت تخمیر میگردد.آم.نیاکی که ازاحیای نیترات در سیلو آزاد میشودلاکتیک اسید سیلو را خنثی کرده و حضور نیترات در سیلو محصولات نهایی تخمیر را از لاکتیک اسید به استیک اسید سوق میدهد که اسید ضعیفتری است.

مسمومیت حاصل از نیترات در آب 30تا 80درصد از مسمومیت نیترات غذایی سمی تر است پس تمام نیتراتی که دام از غذا های مختلف و آب در معرض آن قرار میگیرد مستقیما جمع پذیر نیست.احتمالا آزاد شدن سرعتر نیترات در شکمبه یا بیشتر نشخوار کنندگان میتواند علت سمی تر بودن آب حاوی نیترات در مقایسه با نیترات غذا باشد.
احیای نیترات در شکمبه:
ساعات اندکی پس از ورود نیترات به شکم به بیش از25 درصد آن توسط نیترات ردوکتاز باکتریایی به نیتریت تبدیل میشود. این آنزیم باند شده با غشا یک پروتئین مولیبدنی است(molybdoflavo protein) که براي فعالیت به فلزمولیبدن نیاز داردو PHمناسب فعالیت آن در دامنه5/6تا6/6 میباشد.این انزیم آنزیمی تنفسی است.این آنزیم نیترات را به عنوان منبعی برای واحدهای احیا کننده اضافی بکار میگیرد(uses nitrate as a sink for surplus reducing equivalents).نیتریت نیز توسط نیتریت ردوکتاز احیا می شود(PHمناسب فعالیت این آنزیم در دامنه 6/5تا8/5میباشد و از مس-آهن – منیزیم استفاده میکند و با نیترات فعالیت آن متوقف میشود) و در احیاهای بیشتر به هیدروکسیل امین تبدیل میشود که برای این تبدیل نیز به مس-آهن و منیزیم نیاز دارد و در نهایت به آمونیوم تبدیل میگردداین مرحله به منگنزو منیزیم وابسته است.برای تمام این فرایند میکربها 8 واحد(معادل) احیا کننده را مصرف میکنند که از طرف دیگر این واحدها برای تولید متان از  COیا تولید بوتیرات از استات بکار گرفته میشدند. به عنوان منبع  الکترون((electron sink نیترات نهایتا محصولات نهایی تخمیر را تغييرخواهد داد .منابع انرژی از مسمومیت نیترات به دو صورت میکاهند: نخست با رقیق کردن علوفه های نیترات دار(کم کردن ازدرصد انها در غذا) که از کل نیترات مصرفی میکاهد و طریقه دوم فراهم آوردن منابع الکترون در شکمبه یا کاهش PH است که باعث کاهش سطوح نیترات در شکمبه شده و از مسمومیت نیترات میکاهد. . نیترات تنها در صورتیکه در شکمبه جمع شود وجذب خون شود مسمومیت نیتراتی رخ میدهد.
همچنین میتوان با ممانعت از فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز ویا فراهم کردن شرایط برای احیای بیشتر نیترات –از مسمومیت آن کاست.فلز تنگستن به عنوان یک ممانعت کننده رقابتی برای مولیبدن فعالیت نیترات ردوکتاز را کم میکند.اضافه کردن 2 گرم تنگستن در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیم از تولید نیتریت در شکمبه کاسته و دام را در برابر مسمومیت نیتراتی حفظ میکند.در مطالعات انجام شده در نترلند(Netherlands) اثرات زيان بارتنگستن بر روی دیگر آنزیمها و هضم سلولز كم بود اگرچه و مقادیر اندکی از تنگستن در شیر یافت شد.
به خاطر اینکه نیترات به عنوان منبعی برای  واحدهای احیا کننده کار میکند به این ترتیب  محصولات نهایی تخمیر در شکمبه را بویژه با افزایش غلظت بخشی(نسبی) استات با هزینه کردن از بوتیرات و سپس مقداری از پروپیونات تحت تاثیر قرار میدهد. در سطوح بسیار بالای نیترات بوتیرات ممکن است کاملا ناپدید شود(کمتر از 1درصد کل اسیدهای چرب فرار) که این مسئله دیواره شکمبه را از یک منبع انژی محروم میکند و یا حتی وضعیت stasis را برای شکمبه بوجود بیاورد.اگرچه نسبت پایین استات به پروپیونات كه اشاره به سندرم چربی پایین شیر دارد ميتواند با تغذيه نيترات تخفيف يابد ولیکن  تنظیم این مشکل  به اين شيوه برای ایجاد تصحیح  درچربی پایین شیر موفق نبوده است. تولید متان در شکمبه (Methanogenesis) با هردو ترکیب نیترات یا نیتریت در شکمبه متوقف میشود.
به عنوان منبعی ترجيحي برای الكترون(As a  preferred electron sink )- پيش بيني ميشود نیترات اضافه شده به غذا افزایش تولید مقدرا ATPو تولید سلولهای میکربی در شکمبه را بهبود دهد .به این ترتیب اگر از ایجاد مسمومیت جلوگیری شود افزودن نیترات به جیره میتواند در افزایش جریان پروتئین میکربی به روده ها و جذب آن کمک نماید.به این ترتیب افزودن نیترات به عنوان مکملی در جیره میتواند بالا بردن عملکرد جیره های  ضعیف درزمینه  پروتئین شکمبه ای مفید باشد .
مکانیسم و چگونگی ایجاد مسمومیت:
ظهور ناگهانی نیتریت در شکمبه نشان میدهد که نیتریت از دیواره شکمبه جذب میشود.بیش از 25 درصد نیتریت پس از جذب در ادرار ظاهر میشود.اگرچه نیتریت و نیترات به شکمبه باز چرخ میگردند ولیکن اوج غلظت ساعات اندکی پس از مصرف غدا رخ میدهد. پس از ورود نیتریت به جریان خون – در نشخوار کنندگان و غیر نشخوارکنندگان –  نیتریت با یون آهن دو ظرفیتی هموگلوبین که ممکن است با اکسیژن باند داده یا باند نداده باشد واکنش داده و آنرا مستقیما یا غیر مستقیم به یون آهن سه ظرفیتی تبدیل میکند به این ترتیب از هموگلوبین متهموگلوبین تولید میشود که قابلیت حمل اکسیژن را ندارد.این عامل باعث کمی اکسیژن و مرگ میشودAnoxia and Death.در طول مدت پنج دقیقه 70درصد از هموگلوبین میتواند به متهموگلوبین تبدیل شود و غلظت بالاتر از 75درصد این ترکیب درخون عموما مسمومیت آفرین است.
سطوح متهموگلوبین در خون با تغییر در مقدار جذب نیتریت تغییر پیدا میکند که عموما 4تا 8 ساعت پس از مصرف غذای پر نیترات به اوج خود میرسد و کاهش متهموگلوبین به بکمک آنزیم NADPHردوکتازNADPH reductaseومجددا به هموگلوبین تبدیل میگردد. خون به رنگ قهوه ای شوکولاتی درمی آید ولیکن تجزیه و همولایزی در سلولهای قرمز خونی رخ نمیدهد.تغییر رنگ خونی منجر به ایجاد تغییر رنگ در پوست و غشاهای موکوسی مثل واژن و اطراف دهان( muzzle, vagina) میشود. دیگر علایم شامل كسالت- لرزش عضلاني – ضربان قلب سريع و سرعت تنفس بالا( بخاطر كمي اكسيژن) – كوري blindness) ) و راه رفتن با گيجي میباشند.  تزریق دوزی از متیلن بلو( معمولترین ترکیب پيشگيري كننده) متهموگلوبین را دوباره اکسیده میکند و به عنوان درمان روتین و رایج مسمومیت نیتراتی بکار گرفته میشود.اگرچه پذیرفته شده است که کمبود اکسیژن است كه عامل مرگ است ولیکن نیتریت جذب شده اثر قوي دراتساع دهندگی رگها دارد که افت فشار خون(ايجاد شده نيز)  نیز مکن است در مرگ دخیل باشد.یک چنین کاهشی در فشار خون در پی جذب نیتریت احتمالا مسئول بیماری”hot dog headaches”در انسانهای مشکوک میباشد. گاوها و گوسفند ممکن است چند روز پس از در معرض نیتریت قرار گرفتن- سقط بدهند. اغلب محققین اینرا به بحران متهموگلوبین درمادر(dam  ) و کمبود اکسیژن جنین که منجر به مرگ جنین میشود نسبت میدهند.حساسیت بیشتر هموگلوبین جنین به احیای نیتریتی نیز پیشنهاد شده است ولیکن آزمایشات انجام شده با خون نوزادان انسان و بچه خوکها این فرضیه را تایید نمیکند. اخیرا مطالعات انجام شده در جورجیا پیشنهاد مینماید که سطوح پروژسترون در خون با غذاهای پر نیترات در گاوهای سیکلینگcycling cows  و گاوهای با آبستنی کمتر از 120 روز افت پیدا میکند.کاهش پروژسترون در اوایل دوران آبستنی هم میتواند منجر به سقط شود.حساسیت بیشتر به نیترات درneonate بویزه درکودکان نابالغ ممکن است مربوط به معده اسیدی تر (PHبالاتر معده) درجوانترها باشد که فعالیت ردوکتازباکتریایی و بافت بدنی را درتبدیل نیترات به نیتریت بالاتر برده و در نتیجه جذب نیتریت افزایش پیدا میکند.
اثر متقابل و تداخل با منبع پروتئینی:
نیترات اثر ممانعت کنندگی بر آنزیم اوره آز دارد و آزاد سازی آمونیاک را در شکمبه محدود میکند.اگرچه این آزادسازی محدود شده از مسمومیت آمونیاکی جلوگیری میکند ولیکن سودی متابولیکی از این کند شدن آزادسازی آمونیاک خاطر نشان نشده است.با وجود اين مکمل سازی(افزودن) نیترات نشان داده شده است که فایده وکارامدی استفاده از اوره را محتملا در شرایط کاستن از اندازه ذرات غذا و افزایش تعداد دفعات تغذیه  بهبودمیدهد. در چندین تحقیق ثابت شده است كه اوره در خوراکهای پر نیترات بالاتر از کنجاله سویا به عنوان مکمل پروتئینی جیره بوده است. دلایل و علتها در این موضوع شفاف نیست.بطور مشابهی افزودن کنجاله سویا به یک مکمل انرزی ارزش تکمیلی ذرت را در ممانعت از بروز مسمومیت نیتراتی کاسته است.توضیحی برای این تداخل و اثر متقابل در دست نیست هر چند تداخل با سولفات – تغییرات در PHو میزان فراهم بودن عاملهای احیایی(الکترونها) میتواند در این زمینه مربوط باشد.
اثر متقابل و تداخل با ویتامین آ(A):
جیره های پر نیترات در بعضی مطالعات و نه همه آنها غلظت کبدي ویتامین آ Aرا کم کرده اند.در سیلو و اسید معده ( ولی نه در غذاهای خشک) گزارش شده است که نیترات کاروتن را تخریب میکند.اضافه کردن نیترات در جیره گاوهای نر پرواری جریان ویتامین آ  Aرا به شيردان abomasum تغییر نداده است.در موشها و خوک نیتریت و نه نیترات غلظت ذخیره کبدی ویتامین آ Aیا کاروتن مصرف شده از راه خوراک را کم کرده ولی بر غلظت  ذخیره ای ویتامین آ مصرف شده از راه تزریق اثر نداشته است. این آزمایشات نشان میدهد که نیتریت از جذب یا انتقال ویتامین آ A جلوگیری میکند.شاید نیتریت جذب ویتامین آ Aرا با اثر بر عملکرد تیروئید تغییر میدهد.بعضی غذاهای خاص یا کمبودهای منطقه ای در ید میتواند مسئول برخی از این تفاوتها  در نتایج تحقیقات مربوط به این اثرات متقابل باشد.در هر مورد بخاطر هزینه اندک در مواقعی که مشکوک به مصرف مقادیر بالای نیترات (از سمت غذا یا علوفه) باشیم افزودن ویتامین آAبه جیره توصیه میشود.
عادت پذیری به نیترات و نیتریت:
هم فلورمیکربی(جمعیت میکربی که باهم در محل زندگی میکنند) و هم خود میزبان به تغذیه طولانی مدت نیترات عادت پیدا خواهند کرد.معمولا پیک Peak و اوج مقدار غلظت متهموگلوبین خون در نخستین روز تغذیه کمتر از روزهای سوم وپنجم بعد از تغذیه است. احتمالا عادت پذیری یک پروسه دو مرحله ای است – یک افزایش ناگهانی ( در طول چهار ساعت)در مقدار نیترات ردوکتاز که ده تا پانزده برابر میشود و یک کاهش در تعداد باکتریها در شکمبه. این روند کاهش در تعداد باکتریها الیته با گزینش تدریجی گروه هایی ازباکتریها که میتوانند نیترات ونیترت را احیا کنند دنبال میشود. در طی تعداد روزهای اندکی تعداد باکتریهای مقاوم به نیترات در شکمبه از 2 درصد تا نزدیک به 20 درصد افزوده میشود. نیترات ردوکتاز به دامهای موجود درمحوطه های نزدیک  احتمالا از طریق پلاسمید منتقل میشود. در شرایط حضور نیترات –  این آنزیم(نیترات ردوکتاز) به گروههای ویژه باکتریایی از لحاظ انرژِی یک مزیتی برای مصرف عوامل احیایی میدهد(با صرف انرژي کمتر از اين منبع استفاده کنند) .

مقدار و افزايش ِ‌ نیترات ردوکتاز‌ ِ افزایش پیدا کرده تا چهار روز پس از حذف نیترات از غذا –  در شکمبه محدود میشود. یک چنین رابطه اي از نیترات ردوکتاز با عادت پذیر کردن دام برای محافظت دام از مسمومیت نیتراتی بجای اینکه مفید باشد آنرا زیان آورمیسازد. عادت پذیری به نیتریت با افزایش احیاو حذف آن تا کنون آزمایش نشده است. به علاوه بخاطر اثر ممانعت کنندگی که نیتریت بر کلوستریدیا و دیگر بی هوازی ها دارد – نیتریت – در آغاز –  تنوع جمعیت باکتریهای عادت ناپذیر شکمبه را به میزان بیش از 60درصد کاهش میدهد. پروتوزوآها (یکی از جمعیت های مفید شکمبه ای) احتمالا در عمل احیای نیترات  وارد نمیشوند.
یونوفر موننسین هم ممکن است جمعیتهای تولید کننده نیتریت( از نیترات) را ترجیح بدهد اگرچه ما در این زمینه گزارشی از ارتباط بین تغذیه یونوفرها با مسمومیت نیتراتی پیدا نکردیم. علاوه بر عادت پذیری میکربی –  سیستم خونی دامهای نشخوار کنندهvascular system  نیز با افزایش حجم خونblood volume و مقدار هموگلوبین خونhemoglobin از طریق افزایش خونسازی خود را با شرایط تطبیق خواهد داد. بخاطر اینکه در طول زمان هم دام وهم میکربها به نیترات عادت پیدا خواهند کرد مطالعه در زمینه مسمومیت مزمن نیازمند دامهای عادت یافته (به نیترات ) میباشد. نژادها و گونه های (مختلف) دامهای اهلی پاسخ متفاوتی به نیترات میدهند. با استفاده از یک غذای مشابه مقدار نیترات در خون و ادرار گاوهای هولشتاینHolstein  بیش از گاوهای گرنزیGuernsey  است. گاوهای شیری نسبت به گاوهای پرواری به علوفه های پر نیترات مقاومت بیشتری نشان میدهند که احتمالا بخاطر سطوح بالاتری از کنسانتره است که به گاوهای شیری تغذیه میشود. اگرچه مسمسومیت نیتراتی میتواند در هر گونه نشخوار کننده رخ بدهد( مواردی چون گوزن شمالي – بز وگاوميش آبيreindeer, goats and water buffalo    نیز تایید شده است) ولی مدارک مسمومیت نیتراتی در گوسفند بسیار کمتر از گاو میباشد.
چشم انداز آينده:
نشانه های مسمومیت نیتراتی میتواند بابعضی فعالیتها درمدیریت کشت علوفه تغییر یابد. نخست کاهش مقدار کودهای ازته است.تغییر مقدار کودِ یکبار کوددهی به چند بار کوددهی و کاهش سرعت آزاد شدن ازت در خاک میتواند از تجمع نیترات در گیاه بکاهد. گونه های کم نیترات(كم تجمع دهنده ) برای بعضی اصلاح نژاد کنند گان جالب میباشند.در بعضی موارد برداشت علوفه در غروب نسبت به صبح میتواند از غلظت نیترات در گیاه بکاهد. دوم: از آنجا که بعضی علفکشها جذب نیترات در گیاه را تغییر میدهند احتمالا اسپری کردن  تنظیم کننده هاegulators   در گیاهانی که تحت تاثیر تنش خشکی بوده اند میتواند از تجمع نیترات بکاهد.شبیه به عوال خشک کننده علوفه ها ( (drying agents for hayاستفاده ازترکیبات شیمیایی در زمان برداشت که میزان احیای نیترات را افزایش بدهند ممکن است توسعه پیدا کند. سوم: در زمینه علوفه ها(و محصولاتی ) که سیلو میشوند- تلقیح علوفه های پر نیترات با گونه های باکتریایی  احیاکننده نیترات باید بیشتر  مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد. تغذیه چند بار (در روز) میتواند از بروز مسمومیت نیترات جلوگیری کند. جلوگیری از احیای نیترات به نیتریت – افزایش در احیای نیتریت به ترکیبات غیر مضر دیگر- و افزایش بازگشت و بازچرخ (تبدیل معکوس)  متهموگلوبین به هموگلوبین سه دستاوردی است که میتوانیم به آن برسیم. اولین ایده بکار گیری توجه بیشتر است. افزودن مقداردو2 گرم تنگستن به ازای هر گاو در روز به صورت ترکیب تنگستات سدیمsodium tungstate احیای نیترات به نیتریت را کند میکند که بطور قابل توجهی در نترلند Netherlands  مورد آزمایش واقع شده است. عادت پذیر کردن دامها به نیترات با تغذیه ان به دام عموما بطور موفقی تایید شده است .

عادت پذیری به نیتریت باید مورد آزمایش واقع شود. این مورد ممکن است منجر به افزایش ظرفیت میکربهای  شکمبه ای در مسمومیت زدایی از نیتریتِ حاصل از نیترات گردد.  اینکه آیا سولفیتsulfite  یا دیگر ترکیبات بتوانند احیای نیتریت را تحریک کنند نیز باید مشخص گردد.رقیق سازی علوفه های پر نیترات یا مکمل سازی منابع انرژی با این علوفه ها مسمومیت زدایی باکتریهای شکبه از نیتریت را افزایش خواهد داد و اجازه تغذیه علوفه های پر نیترات را به ما خواهد داد. توجه به افزودن مقادیر کافی از عناصر مس – آهن – منیزیم – منگنز و ید  و نیز ویتامین آA باید مورد عمل قرارگیرد. در غیر نشخوار کنندگان افزودنیهای ویژه غذایی شامل اسکوربیک اسید – سلنیت – استآمینوفن ascorbic acid, selenite and acetaminophen از طریق کاهش غلظت متهموگلوبین – و نیز ممانعت از تشکیل ان – و افزایش تبدیل ان به هموگلوبین – مقاومت به نیتریت را افزایش داده است.این ترکیبات در نشخوار کنندگان باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند(در مصرف آنها تامل شود).
نتیجه گیری:
مسمومیت نیتراتی نتیجه ای از تداخل بین شرایط  و وضعیت محیطی – کود دهی – و مدیریت دامها است. تنها راه حل که هم اکنون عملي میباشد اجتناب از تغذیه علو فه های پر نیترات  یا تغذیه مکمل های دانه ای(کنسانتره) همراه با آنها یا تغذیه انها با غذاهای کم نیترات تر یا علوفه های با قابلیت  پلت پذیری میباشد. صاحبان دامها باید از اثرات conducive کود دهی – شرایط آب و هوایی و نوع محصول و علوفه بر تجمع نیترات در علوفه آگاه should be alert to باشند.
مطالعات ژنتیک گیاهی نیازمند انتخاب گونه های پرمحصولی است که نیترات را در خود جمع نکنند(تجمع ندهند). کیتهای تست نیترات باید از طریق مروجین در دسترس باشند.غلظتها باید با استفاده از واژه ها و عبارات استاندارد تفسیر شوند { concentrations need to be expressed using standard terminology (; که گزارش بر مبنای ازت N basis) } توصیه میشود. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}.
وقتی غذایی پر نیترات تغذیه میشود توجه به مقادیر کافی از عناصر مس – آهن – منیزیم – منگنز و ید و نیز ویتامین آ  A میتواند از مسئله مسمومیت نیتراتی بکاهد ولی هرگز بطور کامل از آن جلوگیری نمیکند.  تحقیقات بیشتری بر تلقیح سیلو برای افزایش احیای نیترات و تلقیح در شکمبه برای افزایش احیای نیتریت ممکن است نتيجه دار باشد. {توضیحات بخش نهایی را نگاه کنید}.  اگرچه افزودن تنگستات ممکن است از عوارض کوتاه مدت مسایل مسمومیت جلوگیری کند – برای بررسی اثرات طولانی مدت تنگستات بر رشد و باقی ماندن آن ( در بافت گوشت و شیر) باید بیشتر توجه شود. افزودن نیترات میتواند راندمان رشد میکربی در شکمبه را افزایش دهد. تغذیه نیترات در سطوح اندک میتواند در مواقعی که جیره کم پروتئین به مصرف میرسد مفید باشد. به این ترتیب تغذیه غذاها وعلوفه های با مقدار کم نیترات علي رغم اثر قويش درغلظتهاي بسيار بالا میتواند در شرایط ویژه تغذیه ای مفيد باشد.

اقتصاد شير

Iran_4478_15_57739_NewsCut

 قانون تضمين خريد :

 در سال 1368  با تصويب قانون خريد تضميني محصولات اساسي زراعي شامل ( گندم ، جو ، ذرت، برنج، چقندر قند ، پنبه وش ، سيب زميني، پياز و حبوبات و دانه هاي روغني ) حمايت دولت شكلي قانونمند يافت . در سال 1372 با اصلاح قانون مذكور برخي از محصولات باغي مانند كشمش ، خرما ، انجيل و … تحت پوشش اين قانون قرار گرفت .اما محصولات دامي به جهت ماهيت و نوع محصولات امكان تعيين قيمت تضميني براي يك مقطع حد اقل يكساله وجود ندارد . لذا دولت به منظور كاهش ريسك قيمتي و حصول اطمينان خاطر به توليدكنندگان محصولات دامي از جمله توليد كنندگان گوشت مرغ و تخم مرغ با همكاري دستگاههاي ذي ربط و در مقاطع مختلف سال نسبت به تامين قيمت كف و سقف اقدام نموده است و متناسب قيمتهاي تعيين شده و با مداخله در بازار از طريق خريد مازاد عرضه و ذخيره سازي آن و يا فروش اين محصولات از محل منابع ذخيره كسري عرضه را تامين نموده است و عرضه و تقاضا را در بازار به تعادل مي‌رساند ضمن اينكه با تعيين يارانه صادراتي براي محصولات فوق الذكر شرايط را براي حضور در بازارهاي جهاني بهبود بخشيده است .

  قيمت خريد شير :

 اگرچه تا كنون دولت براي محصول شير قيمت خريد تضميني تعيين نكرده و اعتبار خاصي را به نام خريد تضميني شير هزينه نكرده است . ليكن قيمت شير خام هر ساله توسط وزارت جهاد كشاورزي به كميته تنظيم بازار پيشنهاد و در ستاد تنظيم بازار به بحث گذاشته مي‌شود و در نهايت قيمت آن در شوراي اقتصاد به تصويب مي‌رسد و كارخانه‌جات فرآوري مؤظف به خريد  شير به قيمت مصوب شوراي اقتصاد مي‌باشد .

 قيمت مصوب، مبناي قيمت تمام شده شير يارانه اي قرار مي‌گيرد و به عنوان قيمت پايه در قيمت محصولات لبني غير يارانه اي تاثير مي‌گذارد . بر اساس قيمتهاي مصوب شير و شاخص بهاي عمده فروش روند رابطه مبادله در طول دوره بررسي به نفع توليد كننده شير بوده است . تعيين قيمت مناسب ، رشد تقاضاي مصرف شير و فرآورده هاي شيري ، توسعه صنايع جانبي ، افزايش يارانه ها و … تاثير قابل ملاحضه اي در رشد توليد شير خصوصا در حاشيه شهرهاي بزرگ داشته است .

 بيمه :

 بخش توليد به صورت عام و توليد محصولات كشاورزي به صورت خاص مملو از مخاطرات و تؤام با ريسك است اين تهديدات آسيب پذيري شديدي را براي توليد كنندگان بخش كشاورزي به وجود مي‌آورد و نسبت به قيمتها و عملكرد محصول ، يكنوع عدم اطمينان وجود دارد . عدم اطمينان نسبت به قيمت و عملكرد بر روي تصميمات توليد كنندگان تاثير مي‌گذارد و نتايج تصميم گيري متفاوت از نتايج تصميم گيري در شرايط اطمينان خواهد بود . با وجود ريسك در توليد و قيمت امكان دارد كه قانون عرضه صادق نباشد و عرضه محصول به عوامل ديگري مانند درجه ريسك پزيري ، توزيع احتمالاتي قيمت و عملكرد و … متكي شود . روش هاي متعددي در جهت كنترول و كاهش اثرات و ريسك وجود دارد ، توليدكنندگان از ابزارهاي مختلف مديريت ريسك در جهت تغيير توزيع احتمالي نتايج نهايت فعاليت خود استفاده مي‌نمايند . اگر چه اين عمل ممكن است بدون توجه به اصول علمي مديريت ريسك و به صورت نا خواسته و بر اساس تجربه صورت گيرد .

 بيمه محصولات كشاورزي به عنوان يكي از ابزارهاي كاهش ريسك طيف وسيعي از خطرات را پوشش مي‌دهد .

 بيمه در زير بخش دام :

 در سال 1372 فعاليتهاي بيمه دام با اجراي بيمه طرح هاي دام صنعتي گاو شيري اصيل در اطراف تهران و دامهاي عشاير و قوچ اصيل ( گوسفند و بز در خراسان و منطقه فيروز آباد فارس ) شروع شد و هم اكنون در زير بخش دام و طيور و آبزيان پرورشي ، اسب ، شتر و زنبور عسل را تحت پوشش قرار داده است .

 بر اساس تبصره 7 قانون صندوق بيمه ، اين صندوق مي‌بايست به تدريج ، آمادگي خود را براي انجام وظايف محوله بر اساس اين لايحه در تمام مناطق كشور و براي هر محصول اعلام نمايد ، ميزان حق بيمه دريافتي و نحوه بيمه و دامنه پوشش بيمه عمدتا از طريق كارشناسان بيمه تهيه و اجرا مي‌شود . سهم دولت و توليد كننده متناسب با نوع محصول و درجه ريسك مشخص مي‌شود . اگر چه بر اساس قانون فوق الذكر وزارت جهاد سازندگي داراي نماينده در سطح هيات مديره صندوق مي‌باشد . اما به نظر مي‌رسد وزارت مربوطه در تعيين نوع محصولات ، حق بيمه دريافتي ، نقش قابل ملاحضه اي ندارد .

 لذا انجام بررسي هاي تحليلي به منظور شناسايي و تعيين تاثير نسبي بيمه و برآورد درجه كارايي و تاثير گذاري آن به عنوان يكي از راه هاي تضمين سرمايه گذاري در بخش ضرورت دارد و بايد اقدامات مؤثري را براي يافتن مكانيسم هاي جبران خسارت ، زمينه پذيرش بيمه دام ، اشاعه فرهنگ بيمه با مشاركت دامداران ، و بررسي عوامل مؤثر در گسترش دامنه بيمه انجام گيرد .

  منبع : مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي

تشخيص به موقع فحلي و آبستني

uon2x2cn1iu12c3sregj

توليد مثل عاملي كليدي در تعيين بازده پرورش گاوهاي شيرده مي باشد. در بهترين شرايط هر ماده گاو، سالانه يك گوساله توليد خواهد كرد. از نظر اقتصادي، باروري معمولا با توجه به فاصله زايش پي در پي دو گوساله ارزيابي مي شود. معيارهاي اندازه گيري بازده توليد مثل، شامل تعداد تلقيحات به ازاي آبستني، ميزان آبستني در ازاي اولين تلقيح، تعداد روزهاي باز و فاصله زايش مي باشد. فاصله زايش مطلوب در بيشتر گاوداريها 12-13 ماه است. در بيشتر گاوداريها درصد آبستني با اولين تلقيح بين 50-60 % است و براي 55% آبستني ها به حدود 8/1 تلقيح براي هر آبستني نياز است. يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. اين مقاله ترويجي، كه با همكاري كارشناسان مركز تحقيقات و معاونت امور دام و بخش ترويج استان تهيه شده است، سعي دارد كه دامداران استان را با روشهاي سنتي و علمي تشخيص به موقع قحلي و آبستني متعاقب تلقيح آشنا كند.
مفهوم فحلي:
پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي:
يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي:
مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است.
www.ake.blogfa.com

عوامل موثر بر طول عمرمفید گاو شیری

روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند:xj338kz6g2utfen3swpt1

۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیا کلای و ویروس ها جهت ایجاد و تقویت ایمنیت آغوز

۲) اطمینان از سلامت وبهداشت زایمان و تدابیر ویژه در زمان آلودگی به بدن

۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دو روز

۴) غذای تازه تمیز وبا کیفیت

۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهره مندی از هوای تازه

الف) مرحله ی تولد تا از شیرگیری

مدیریت گوساله هادر سه ماه اول بسیار مهم است زیرا در این مدت حیوان دوره ی تولد،ارتباط با محیط مصرف آغوز وشیرخوارگی را تجربه می کند. از طرف دیگر وضعیت فیزیولوژیکی حیوان در این دوره ازجنبه های حائز اهمیت می باشد که شامل توانائی جذب مولکولهای درشت ایمنوگلوبین در روده ، توانائی هضم بالای چربی و ساکارید ها بدون عارضه ی متابولیسمی، مستعد بودن حیوانبه عفونت های روده ای و اسهال و تغییرات معنی دار درشکل ، حجم و ترکیب مواد مغذی و عادت یافتن سیستم بدن باآن می باشد.

ب ) زایمان گاو و مراقبت از گوساله :

در صورت رعایت اصول انتخاب اسپرم و تغذیه مناسب، زایمان طبیعی خواهد بود. نکته ی اساسی و حیاتی درمورد گوساله در ۱۵ دقیقه ی اول بعد از تولد است که رفلکس تنفسی باید فعال گردد و گوساله باید خشک شود؛ درصورت زایمان طبیعی و عدم شیوع یون گاو باید خود این گاو با لیس زدن گوساله انجام دهد. گوساله ۷۲-۲۴ساعت زمان لازم دارد تا به حد آستانه ی تنظیم دمائی بدن برسد (۳). تا ۶ ساعت اول بعد اززایمان جذب ایمنوگلوبین حداکثر است ودر این مدت تا۵ درصد وزن بدن و در روز اول تا ۱۰- ۸ درصد وزن بدن باید آغوز بخورد(به دلیل اهمیت آغوز توصیه شده که درصورت امتناع گوساله با لوله یمری آن را به صورت اجباریخورانده شود) مدت خشکی مادر ،کیفیت تغذیه ی آن از لحاظ سلنیوم ویتامین های A ، Eو K ، سن مادرومیزان ایمن زائی درآن زمان مصرف آغوز توسط گوساله در کیفیت عملکرد آغوز موثر است، میزان ایمنوگلوبین در شیر مادر از ۲۲تا ۵۰ میلی گرم در میای لیتر متغیر است(۳). مصرف آغوز علاوه برایجاد ایمنی غیر فعال(میزان۱۰۰ گرم) برای گوساله به دلیل غنی بودن از ویتامین ها ،انرژی ، پروتئین ، عوامل محرک رشد نا شناخته و هورمون ها ، باعث بالارفتن بنیه ی عمومی گوساله میشود و به عنوان پایه و زیر بنای دام درکل زندگی محسوب می شود. درمورد گوساله های متولد شده از سخت زائی راباید توجه ویژه کرد چون از یک طرف به علت ضعف مادر توانائی لیسیدن ساقط می شود واز طرف دیگر به دلیل تاخیرزایمان تنفس گوساله از مایعات رحمی رفلکس تنفس فعال نمی شود وباید با سر و ته کردن گوساله وخارجکردن مایعات آن را فعال کرد. قطع بند ناف ازاعمال حیاتی است که محل قطع و نحوهضدعفونی آن برای سلامت گوساله مهم است. خوراندن بیش از حد آغوز باعثناراحتی گوارشوبالطبع آن باعث بروز اسهال وبه هم خوردن توازن گوساله می شود.

جایگاه تمیزبرای گوساله از موارد تاثیر گذار در سلامت آن است و احتمال ایجاد عفونت را کاهش میدهد. تغذیه ی آغوز ۲-۱ روز اول طول می کشد بعد از آن تغذیه ی شیر شروع می شود . باتوجه به اینکه قیمت شیر کامل بالاست برای بالا بردن سود می توان تمام یا بخشی از آنرا با جانشین شونده ی مناسب جانشین کرد که به قیمت شیر ، قیمت جانشین شونده ،ارزش غذائی آن ، میزان آغوز و شیرهای دور ریختنی ( شیرهای و آلوده و غیرقابل استفاده توسط انسان) بستگی دارد. در مورد گوساله های ماده توصیه می شود که در ۳ هفته ی اول از شیر کامل تغذیه کنند که واین به به علت این است که مادران و مولدین آینده گله خواهند بود . شیر اورام پستانی نیز تنها باید به گوساله های نر داد . در صورتی که امکان جداسازی گوساله های ماده از همدیگر وعدم مکیدن پستانهای هم و جود داشته باشدمصرف شیر اورام پستان مانعی ندارد. در صورت تغذیه ی جانشین شونده باید به احتیاجات مواد معدنی،ویتامین ها و … توجه شود. جیره های استارتر را می توان از هفته ی دوم به بعد در اختیار گوساله گذاشت. در مورد مصرف علوفه هم اختلاف نظر وجود دارد. ازجنبه ی افزایش حجم پیش معده و تحریک نشخوار و هضم صحیح (زمان ماندگاری ) و قیمت خوراک مفید است از طرف دیگر با توجه به غیر فعال بودن شکمبه در ابتدا و عدم هضم فیبر و ایجاد مشکلات، زیر۸ هفته توصیه نمی شود مگر مقدارکمی برگ یو نجه با کیفیت که دراستارتر گنجانده می شود(۳).

گوساله ها برای استفاده از علوفه و مواد متراکم نیاز به فلور مناسب شکمبه وپرزهای گسترده جهت جذب دارند . غلات با ایجاد اسید های چرب فرار بوتیرات و پروپیو نات باعث گسترش پرز ها و بالا رفتن قابلیت جذب اسید های چرب فعال می شوند. ایجاد بوتیرات و پروپیونات در اثر تخمیر مناسب ناشی ازفلور میکروبی مناسب ایجاد می شود واین مجموعه هضم و جذبرا افزایش داده ودر نهایت رشد گوساله را افزایش می دهد.

مصرف آب ودر اختیار گذاشتن آب در کنار شیر یاجایگزین شیر باعث افزایش ماده ی خشک مصرفی می شود. البته ممکن است که گوساله که به طور آزادانه آب در اختیار دارد بیش از مورد نیاز آب مصرف کند ودر فرآیند لخته شدن شیر مشکل ایجاد کرده وموجبات اسهال را فراهم کند.

با توجه به قیمت بالای موادمغذی مصرفی گوساله ها سعی بر این است که گوساله در حد نیاز رشد مناسب تغذیه شود ومصرف بیش از حد آن باعث چاقی می شود و قابل قبول نخواهد بود.زیرا از یک طرف هزینه ی تمام شده ی پرورش بالا می رود واز طرف دیگربا توجه به پروسه ی از شیرگیری امکان ازخوراک افتادن واز بین رفتن این هزینه ها بیشتر خواهد بود مضاف بر آن باتوجه به هزینه ی رشد پائین دربعد از شیرگیری به صرفه تر است که حتی المکان به آن دوره موکول شود.

از شیرگیری گوساله ها و تبدیل خوراک مایع به جامد و تغییرکیفیت ماده ی خوراکی می تواند گوساله ها را با مشکل مواجه کند که باید با سیاست هائی نظیر حذف تدریجی شیر و تامین احتیاجات به طور کامل از مواد خو راکی می توان این استرس را به حداقل رسانید گفته می شود که گوساله زمانیکه ۱ درصد وزن بدن ، ماده ی خشک مصرف کند می تواند از شیر گرفته شود که مو ثر از حجم پیش معده، کیفیت پرزهای آن و فلورمیکروبی آن است.

ج)  عوامل موثر بر مرگ ومیرگوساله ها:

▪ اسهال

چیزی حدود ۵-۷ درصد گو ساله ها تا پایان دوره ی پرورش تلف می شوند(۳) که متاثر از عوامل تغذیه ای، محیط و پاتوژنیک است که رقم قابل توجه و تعیین کننده دراقتصاد گاوداری می باشد . علاوه بر مرگ و میر ،هزینه های درمان و باز گرداندن دام به حالت اول نیز هزینه ی قابل توجه را به خود معطوف میکند.عنوان شده اسهال در سال ۱۹۹۱ ،۲۵۰میلیون دلار برای صنعت گاو شیری امریکا هزینه به دنبال داشته است.

بخش عمده ای از مرگ و میر در گوساله ها به علت اسهال رخ می دهد که این اسهال می تواند با منشا تغذیه ای و پاتوژنیک باشد. معمو لا عوامل تغذیه به مقدار کمتر باعث کاهش قوام مدفوع نسبت به عوامل پاتوژنیک می شود و قابلیت برگشتبه حالت اول در آنها راحت تر است. گوساله های تازه متولد شده در اثرعواملی مانند ؛محیط غیربهداشتی ، مصرف ناکافی آغوز ،مصرف آغوز یا شیر نا مطلوب یا مصرف بیش ازحد مستعد ابتلا به اسهال شونده میزان شیوع پاتوژن های ایجاد کننده ی اسهال نیز تاثیرقابل توجهی دارد. از گونه های عمومی می توان به باکتری اشریشیا کلای (که در هفته ی اول منجر به اسهال کشنده می شود ) باکتری سالمونلا( از هفته ی اول تا هفته یچهارم عمل میکند ) و ویروس هایرتاویروس و کورناویروس (که به ترتیب از هفته ی اول و دو،سه روز اول اتفاق می افتند و منجر به اسهال آبکی وکشندهمی شوند)اشاره کرد. قبل ازشروع اسهال آگاهیهایی نظیر آرام شیر خوردن و بازی کردن با شیر وعدم تمایل به نوشیدن،خوردن ودراز کشیدن به پهلوی راست و کاهش مدفوع از آن جمله می باشند. بعد از بروزاسهال به علت کاهش آب بدن و دفع الکترولیتهای ضروری وعدم هضم وجذب کافی مواد خوراکی گوساله به شدت احساس ضعف می کند در مواردی هم عامل عفونی واردخون شده وایجاد سپتیسمی می کند که مجموع عوامل فوق سبب مرگ دام می شود ممکن است که دام جان سالم به در برد ولی به تجربه ثابت شده که گاوی که از گوسالگی سابقه اسهال داشته نسبت به گاوهای دیگر در ادامه زندگی آسیب پذیرتر بوده است .

ـ اقداماتی که در زمان اسهال باید انجام داد :

۱) جدا کردن گوساله آلوده از دیگر گوساله ها

۲) جایگزین کردن مایعات با الکترولیت ها جهت بالا بردن قوام مدفوع وتامین نیازدام

۳) مصرف شیر والکترولیت به صورت یک درمیان

۴) با کمک دامپزشک عامل را شناسایی کنیم و از بین ببریم

پنومونی

از موارد دیگر ایجاد کننده مرگ و میر درگوساله ها پنومونی استکه همانآلودگی ریه ها است .

گوسالهها با بینی باز نفس می کشند وسرفه می کننددر ادامه تب دار می شوند واز خوردن غذا امتناع می کنند در صورت عدمرسیدگی در مدت ۴-۳روز تلف میشوند پنومنی با انتقال اجرام بیماری زا از سایر گوساله ها یا گاو هایدیگر منتقل می شود گوساله های که یک بارمبتلا شده اند دچار حساسیت بیشتر اند ونسبت به اجرام دیگر هم آلوده می شوند . قرار دادن در باکس های مجزا،تهویه و رطوبتمناسب مصرف آنتیبیوتیک زیر نظر دام پزشک ودر نهایت تشخیص عامل وفائق آمدن بر آن ازاعمال مفید در مدیریت پنومونی میباشد .

ـ روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند:

۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیاکلای و ویرو س ها جهت ایجاد وتقویت ایمنیت آغوز

۲) اطمینان از سلامتوبهداشتزایمان و تدابیر ویژهدر زمان آلودگی به بدن

۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دوروز

۴) غذایتازه تمیز وبا کیفیت

۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهرهمندی از هوای تازه

ب) عوامل موثربرطول عمرمفید تلیسه ها (از۶ ماه به بعد)

سالانه۳۵-۲۵درصدگله های شیری حذف می شوندوبرای حفظ گله دوشا بایدجانشینهای آنها ازبین تلیسه های موجود درسالقبل انتخاب شوند پس بایددرنظرداشت که هرگونه فعالیت وشدت وضعف مدیریتیدراین زمانبه طورغیرمستقیمبرعملکردتولیدی اثرمعنی داری خواهدگذاشت عنوان شدهکه۲۰-۱۵درصدهزینه های تولیدشیرمربوط به تلیسه های جایگزیناست وبایدتلاش شودتاحتیالامکانتلیسه های باوضعیت بدنی مناسب،زایش درسن قابل قبول وسلامت داموتولیدگوسالهوشیرمناسب درزایشاول وهمینطوردرزایش های بعدی ایجادکرد وهرگونه آثارمثبت ومنفیدرزمان تولید میتواند ناشی ازدوران تلیسگیباشد.در استراتژی پرورش تلیسههابایدامادگی برای تلقیح درسن۱۵-۱۳ماهگی شودکه دام بایدبه۶۰درصدوزنبلوغ جسمیخودرسیده باشد.ارتفاعازجدوگاه۱۳۰cmودارای امتیازبدنی ۳باشد.دررابطه باامتیازبدنیبایدسعی شودکه گوساله هاازابتداچاق نشوندودرحداحتیاج،انرزی وپروتئینمصرف کند.چاقیباعث افزایش حجمچربی بدن واگرهمراه عدم تامین پروتئین مطلوب باشدسبب کوتاهی قد عدمرشداستخوان لگن وتوسعه اندام های تولیدمثلیمی شودکه سن اولین تلقیح راافزایش میدهد(باوجوداینکه وزن بدن به حدمطلوب رسیده ولی این وزن ناشیازذخائرچربی است.)ازطرفدیگرچربی بانفوذدرغددپستان ممانعت فضایی برای توسعه مجاری شیری درآنوکاهش تولیدپساززایش میشود.درصورت آبستنی،زایمان بامشکل مواجه می شودواحتمال ناهنجاری پساززایمان نیزبالامی رود.ازطرف دیگرباتوجه بههزینه بالای خوراک مصرف وعدم نیازدامبه این مقدارخوراک بارهزینه مضاعف به بدنه پرورش وارد می شودکه قابلقبولنیست.تغذیه ناکافی نیزباعثعدم رشد و سلامت کافی وکاهش طول عمر مفیددام میشود.بایدبااستفاده ازجداول استاندارد احتیاجات دام رابهبهترین نحوبراوردکرد.ازمیانمراحل مختلف تغذیه مرحله تلقیح تازایش یکی ازبخش های مهم تغذیهتلیسه هاست که بایددرهنگام زایمانباامتیازبدنی۳.۷۵-۳.۵داشته باشیم.ازطرفدیگراحتیاجات آبستن دراواخرآن بایدمنظورشودهمچنین تغذیه مناسب قبلاززایش جهت عادتدهی به مصرفمیزان مناسب کنسانتره بعدازایش وهمینطورتامین کلسیم وسایرعناصروویتامینهای ضروری برای تولیدآغوزوشیروسلامت داملازم است.

● عوامل موثر برسلامت تلیسه ها

تلیسه ها به دلیل عدم تولید شیر کمتر با نوساناتمتابولیسمیمواجه اند وبا یکمدیریت مناسب می توانند به راحتی این دوره را طی کنند ؛ این موضوعگا ها باعث بی توجهی پرورش دهندگان وبا سوءمدیریت هایی که روی آنها انجام می دهندباعث ایجاد مشکلات در آنها می شوند که نتایج آن در زمان تلیسه گیوتولیدمواجه پرورشدهندگانخواهد شد از مهمترین موارد بحث جایگاه است که به دلیل مسائل رفتاری وجلوگیری از آسیب دیده گی ها وارائه ی مدیریتخوب تغذیه توصیه می شودکه این دام هادر گروه های با حداقل اختلاف سنی ممکن دسته بندی شوند

تمیزی و خشکی بستر تلسیهها ، وجود گل ولای در بستر و چسبیدن آن بهبدن گوساله باعث کاهش سرعت رشد و تعویقزمان اولین زایش می شود و دام را به بیماری انگلی مبتلا می کند و ازطرف دیگر باعثتخریب فیزیکی وپاتوژنیک اندام های حرکتی وسمها می شوند

مشکلات ورم پستان نیزاز مسائلی است که از دوران تلیسه گی شروع می شود و در دام های بالغ خودرا نشان میدهد که بخش مربوطتوضیح داده خواهد شد. از مسائل مهم تاثیر گذار در دورهانجامواکسیناسیون است که طبق پروتوکل های منطقهای وعلمی اجرا می شود داده خواهد شد.

ج) عوامل موثر بر طول عمر مفیدگاوهایشیری در مرحله ی تولید

با پیشرفت صنعت گاوشیری وافزایش پتانسیلتولیدی گاوها حساسیت آن ها هم بالاترمی رود و از جمله یآن حساسیت ها نسبت به بعضیمتابولیت های سمی است که با توجه به حجم بالای تولید و افزایشمتابولیسم بدن ایجادمی شوند. در صورتی که قصوری در بخشی از شرایط استاندارد رخ دهد حیوان از تعادلخارجمی شود و باز گرداندن آنبه شرایط استاندارد مشکل خواهد بود از سوی دیگر تغییراتیکه در مراحل مختلف تولید در سیستم فیزیولوژی حیوان رخ میدهد می تواند زمینه سازخروج ازتعادل متابولیتی باشند . با توجه به کاهش تولید شیر در اواخر آبستنی ازاحتیاجات دام در این دوره کاسته می شود وحجم خوراک ونوع مواد خوراکی تغییر می کندو اوج آن در دوره ی خشکی رخ می دهد در این حال سیستم گوارشی و اندامهای وابسته باسطح و کیفیتخوراک آدابته می شوند .

زایمان باعث تغییرات معنی دار درسطحمتابولیت خون و همین طور اشتهای دام نیز کاهش می یابد واز مقدار مصرفی خوراک کاستهمیشود بخصوص اگر دام بیش از حد چاق شده باشد. درادامه حیوان آدابته به خوراککموتولید رو به افزایش مواجهاست که نیاز غذای ی بالایی را می طلبد میزان تولید تا ۶۰روزه گی به اوج خود می رسد در صورتی که مقدار خوراک ۸۰-۷۰روز طول می کشد تا به اوجخودبرسد که این تفاوت باعث می شود که حیوان با بالانس منفی انرژی مواجه شود. مجموعاین عوامل باعث می شود کهاکثر بیماری های متا بولیک از زایمان تا یک ماه بعد از آنرخ دهند.

تغییرات دما و کیفیتبستر و سیستم شیر دوشش در تشدید این حساسیت ها سهم بالایی دارند نوعجیره نویسی وتامین احتیاجاتحیوان به صورت قابل جذب تامین توازن احتیاجات در خوردن فیبر کافی وگرفتن قدرت انتخاب از گاو ازمواردی که درکنترل این ناراحتی ها مفید خواهد بود

نکته ی حائز اهمیت وابستگی این ناهنجارها به یکد یگر است که ممکن استدر گاو درواحد زمان به تعدادزیادی از آنها مبتلا شوند که معمو لا ابتلا به یکی ا زآنهازمینه ی مبتلا شدن به سایرین را ایجاد میکند .

نکته ی دیگر این استکه تغییراتمتابولیتی در بدن بهصورت پیوسته است و به یک مرحله که رسید، برای پرورش دهنده قابلرویت می شود وممکن است درصد بالایی از گلهدر اندازه گیری متا بو لیت خون غیر نرمالنشان دهند که بدون نشان دادن عوارض بالینی در میزان تولید صفات تولیدمثلی و لنگشدام ایجاد تغییراتنامطلوب کنند و طول عمر تولیدی مفید حیوان را کاهش دهند .

● بیماریهای متابولیکی مهم:

۱) تب شیر

در زمان زایمان به علت مصرف زیادکلسیم که در آغوز و رحم رخ می دهد و کاهشاشتهای دام و حرکات لوله ی گوارش و نیزتاخیر ‍پاسخ به تحریک ۱و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامینD ( تحریک پارا تیرویید و تحریک ۲۵ دی هیدروکسیویتامینD طبیعی است ) و عدمموبیلیزه شدن مقدار کافی کلسیم از روده واستخوان مقدار کلسیم خون را به مقدار( mg/dl) ۸ کاهش می یابد ( مقدار طبیعی mg/dl۸-۱۰ است) در صورتی که یکی از موارد فوق شدیدتر باشدمقدار کلسیم خون به حدیمیرسدکه مبتلا شدن به تب شیر را ایجاد می کند(۷).

که از ایستادن با لرزش درمرحله ی اول (درمقدار mg/dl۶.۵) و نشستن روی جناق همراه با افسردگی در مر حله یدوم (در مقدار mg/dl ۵.۵ ) و دراز کشیدن به پهلو و بیتوجهی به پیرامون (درمقدارmg/dl ۴.۵) در مرحله ی سوم رخ خواهد داد ودر نهایت دام به علت فلجی عضلات تنفسیتلف خواهدشد . معمولا ۷۵ درصدموارد در ۲۴ ساعت اول و ۵درصد در ۲۴ ساعت دوم زایمان رخ می دهددامی که قبلا مبتلا شده ودام های پیر حساسترند.

۲) کتو زیس

عارضه ی دیگر هنگامی رخ می دهد کهمقدار مواد مغذی جذبی به ویژه انرژی درحوالی زایمان کاهش یابد . و نتیجه ی آن کاهشگلوکز خون و افزایش موبیلیزه شدن ذخایر بدنی به ویژه چربی ها ست. بخشیاز لیپیدهایی که موبیلیزه شدهاند تبدیل به اجسام کتونی می شوند و اینبه علت نبود مقدارکافی اگزالواستات و تجمع استیل کوآانزیمA رخ می دهد. اگزالو استات به علت کمبودگلوکز دارد مسیرگلوکونئوژنز می شود نتیجه یاین فعل و انفعالات بالا رفتن اجسامکتونی خون است و حضور این اجسام در خون کاهش اشتها را تشدید می کندودام به سرعتلاغر می شود ومقدار شیر تولیدی کاهش می یابد و اجسام کتونی در شیر و ادرار مشاهدهمی شوند. شیوع این ناهنجاری از ۱۰ روز تا ۶هفته بعد از زایمان است و اوج آن درهفته ی سوم میباشد تعداد زیادی از گاو های شیری به نوع تحت بالینی یامقدماتی کتوزمبتلایند بیماریهایی مثل : جفت ماندگی ، جابه جایی شیر دان ،در گیری با جسم خارجیمی توانند زمینه ساز کتوز شوند

۳) سندروم کبدچرب:

در بالانس منفی انرژی اسید چرب آزاد شدهاز بافت آدیپوزبه سمت کبد حرکتمی کند ودر کبد در این حالت به علت کمبود اگزالواستات بخشی ار آنتبدیل به اجسام کتونی می شود و بخشی از آندر کبد تجمع می یابد وبه تری گلیسریدتبدیل می شود و به دلیل کمبود توانایی نشخوار کنندگان در تجزیه یاانتقال تریگلیسرید ها این مواددر کبد تجمع می یابند که حدود ۶۰-۳۰ درصد وزن کبد را اشغال میکنند( در حالت طبیعی مقدار ۵ درصد است .) ومنجر به مختل شدن فعالیت های حیاتی کبدمی شود .

۴) جفتماندگی :

جفت معمولا در ساعت اول و یاساعات اول بعد از زایمان خارج می شود درصورتی که از۱۲ ساعت گذشت وخارج نشدعارضه یجفت ماندگی رخ داده است .

دو علت میتواند در بروز این علت مسبب باشد ؛ اولاینکه جفت در ۵ روز قبل از گوساله زاییطبیعی آخرین مرحله ی بلوغ خود را طی می کندکه این مرحله منجر به سست شدن تماس بین جفت ورحم می شود . در صورتی کهگوساله زودتراز این ۵ روز بهدنیا بیاید فراوانی جفت ماندگی بالا می رود . دوم نبود یا تضعیفانقباضات رحمی یعنی مواردی مثل تب شیر که بازمان بیرون راندن جفت تداخل می یابدبیا سخت زایی و …. که سبب آلودگی رحم می شود وتب بالا جفت ماندگی راافزایش میدهد از طرف دیگرکمبود ویتامین A یا بتا کاروتن، سلنیوم ، ید وسطح نادرست کلسیم وفسفر نیز باعث این ناهنجاری ها میشوند.

۵) جا به جایی شیر دان

محل شیر دان (معده ی اصلی )گاو در کف در طرف راست شکم است در دو ماهاخر آبستنی به علت رشد زیاد محوطه ی رحمیفضای شکمبه و سایر اجزای دستگاه گوارش محدود می شود و بعد از زایماناگر شکمبه دربازگشت به محلاصلی خود دچار تاخیر شود شیردان در فضای خالی زیر شکمبه به طرف چپحرکت می کند .و عوامل مثل تب شیر ، کبد چرب، ورم پستان به عنوان مستعد کننده ی اینعارضه به شمار می روند ناکافی بودن مقدار دریافتی خوراک از گاوهایزایمان کرده ویاکمبود علوفه یحجیم ویا عواملی که سبب کم تحرکی ماهیچه ها تجمع گاز در شکمبه می شودمانند غلات باعث این عارضه می شوند . ۹۰- ۸۰درصد مواد جابه جایی شیردان به سمت چپاست . پی آمد جابه جایی شیردان تجمع گاز در آن ودر نهایت نفخ که حیوانرا خواهد کشتاین عارضه در ۶هفته ی اول بعد از زایمان با فراوانی ۳ درصد رخ می دهد.

۶) اسیدوز

یکی از ناهنجاری های شایع در صنعتگاوشیری است که به علت مصرفزیاد کنسانتره و عدم تناسب میزان فیبر به نشاسته ویا تاخیردر مصرف فیبر ویا کوچک بودن اندازه ی آن رخمی دهد در متابولیسم شکمبه به علت تبخیرسریع نشاسته حجم زیاد پیرووات تولید می شود ودر صورتی که باکتری هاییکه تجزیه صحیحرا انجام می دهندبه اندازهی کافی نباشند مصرف آن توسط لاکتو باسیل منجر به تولیداسید لاکتیک می شود که باعثکاهش PH شکمبه و تعقیر فلور آنمی شود واین تغییرات PH بر خونمنتقل می شود ودر فعالیت های مغز اختلالاتی ایجاد کرده و سبب مرگ حیوانمیشود

مجموع راههای مدیریتی جهتبه حداقل رساندن ناهنجاری های متابولیک واثرات آن:

کاهش میزانکلسیم جیره برای بالا بردن ظرفیت جذبی (عملکرد و پاسخ بههور مون) از روده واستخوان درحد ۵۰ گرم در روز با توجه به اینکه یونجه کلسیم بالایی دارد باید مصرفآن را بررسی کرد یا مصرف نمک آنیونیک برایاسیدی کردن روده وبرای بالا بردن ظرفیتموبیلیزه کردن کلسیم در زمانی که کلسیم جیره در حد ۵۰ گرم در روزاست.

– کنترلامتیاز بدن گاو در دوره ی خشکی و جلو گیریاز چاق شدن بیش از حد (بالاتر از۳/۷۵ )،مصرف ۴-۳ کیلوکنسانتره در دوره ی انتقال ، مصرف خوراک با کیفیت جهث بالا بردنمقدار دریافتی و مصرف نیاسین gr/kg ۶ به مدت ۱۰-۲ روز قبل اززایمان.

– بهحداقل رساندن بالانس منفی انرژی بویژه دراوایل زایمان با بالا بردن مقدار دریافتی( تغییرات امتیاز بدنی در دوره ی خشکی در دامنه ی ودر دوره ی بالانس منفیحداکثر تا ۱- بایدباشد)

– تغییرات تدریجی جیرهی خشکی به جیره ی تولید و تامین حجم کافیعلوفه برای تحریک شکمبه و پر بودن آن در زمان زایمان ، و مصرف کنسانترهجهت آدابتهکردن فلور و پرز هایشکمبه .

– ابعاد علوفه از ۲.۵ سانتی متر نباید کمتر باشد ،مصرف خوراک به صورت TMP باشد تا گاو قدرت انتخاب نداشته باشد ، گرسنگی دادن به گاوبه دلیل تاخیر در شیردوشی باعث ایجاد ولع ومشکلات هضم خواهد شد.

● لنگش :

به دلیل اهمیتی که لنگش در گاوداری کشور دارد ما بهطورجداگانه و مفصل تر به آن میپردازیم زمانی که دام در اثر عارضه دچار مشکل راه رفتنمی شود تمام فعالیت های حیاتی آن تحت الشعاع قرار میگیرد؛ کمتر به سمت آخور وآبشخور می رود رفتن به سمت شیر دوش برای او درد آور است ایستادن برایاو مشکل است ونمایش فعلی برایاو به حداقل می رسد . و این عوامل باعث کاهش امتیاز بدنی و وزن وتولید شیر می شود و باروری نیز کاهش می یابدو با توجه به فراوانی آن می تواندتاثیر معنی داری بر اقتصاد گاوداری داشته باشد . در یک مطالعه درانگلستان۵۵ درصدگاوها لنگبودند و در امریکا سالیانه هر کله ۱۰۰ راس ۱۷۵۰ تا ۳۷۵۰ دلار برای لنگشمی پردازند(۸) .

لنگش مجموعه از ادم ، خونریزی و مرگ سلولی در بافتپوششی استکه مجموعه از اینعوامل باعث زخم کف پا می شود. این زخم معمولاً در پاشنه است ولیمی تواند در نوک سم هم باشد. بافت شاخی سماز بخش های زیرین خود محافظت می کند وبرداشته شدن آن باعث عمیق شدن عفونت می شود .

ممکن است لنگیدن دام به علت مشکلدر بخش های بالاتر اندام حرکتی باشد که ضربخوردگی وشکستگی های که در پاهای جلویی وعقبی رخ می دهد؛ باعث لنگیدن دام می شود، که خود این ضرب خوردگی ها یابه علت کمبودعناصر معدنی موجوددر استخوان است و یا به علت نامناسب بودن بستر و ریل های انتقالو جایگاه شیر دوش نامناسب باشد .

مشکلات سم را به سه دسته می توان تقسیم کرد :

۱) آلودگی به عواملعفونی مثل فوزی باکتریم نکروفرم

۲) ساییده شدن بیش از حد یا بزرگ شدن بیش از حدسم و سمچینی نامناسب

۳) بیماری های متابولیک که اسیدوزمتابولیک باعث تولیداسیدلاکتیک می شوند و باکتریهای تولید کننده آن جانشین باکتریهای گرم منفی میشوندو باکتریهای گرم منفی مردهتولید آندوتریکسین می کنند و بدن گاو هم در پاسخهیستامین ترشح می کند که در بافت حساس بشره سم باعث تخریبمی شود . این ثخریب باآماسی کهدر بافت مویرگها رخ می دهد باعث دردناک شدن سم می شود و در نتیجه اسیبمویرگها از سنتز کرایتن جلوگیری میشود.

لنگش درسه تیپ حاد ( بالینی ) که همراهخونریزی ومشکلات تنفسی و قلبی است و تحت بالینی با بروز۳-۱ ماه بعد از ایجاد نوعحاد در کف سم است و مزمن که با بزرگ شدن ورشد زیاد سم و ظاهر شدن بر آمدگی افقی دردیواره سم و پهن شدن آن همراه است .

● مدیریت عوامل مختلف موثربر لنگش

در موردعوامل تغذیه ای تمامی عواملی که سبب اسبدوز می شود میتواند لنگش را هم به دنبالداشته باشد و در کنار آن تغذیه مقدار کافی روی و مس و متیونین و بیوتینبه دلیلنقشی که در ساختارکراتین دارند حائز اهمیت است .

در رابطه با عوامل محیطی غیرتغذیه ای برای بحث نوع مصالح کف و مدت زمان ایستادن گاو به حالت سرپاتعیین کنندهمی باشد . به عنوانمثال دفعات شیر دوشی و گروه های برای گاو باعث بالا رفتن زمانانتظار به صورت سرپا در اتاق انتظار را زیادمی کند می تواند باعث لنگش شود مصالحکف و نوع بستر نیز در تمایل گاو برای خوابیدن موثر است .

با توجه به اینکهعوامل فرسایش دهنده کم است بایستی سالانه دوبار سم گاوها را بازدید و در صورت نیازمورد سم چینی قرار داد بایستی دقت شود که سم به صورت متواتوازن ومتعادل چیده شود وساختار طبیعییک سم معمولی را حفظ کند در صورتی که یک سم بیش از حد بزرگ شده باشدبا چیدن چند بار متوالی آن می توانیم آن رایکی در میان به حالت اول بازگردانیم درصورتی که دام به علت بزرگ شدن سم لنگ شده با برداشتن بافت مرده و یا درحال مردن وبخش های بر آمدهپنجه سم را ترمیم کرد. در آینده بافت شاخی سالم در انجا جانشین میشود بایستی توجه داشت که سم چینی نامناسبباعث بد شکل شدن و انحراف سم و استخوانانگشت می شود و گاو تا آخر عمر ناقص خواهد شد .

● ورم پستان :

از موارد تعیین کننده در حذف گاوها ورمپستان است در یک مطالعه در سال ۱۹۹۸در DHI عنوان شده که ۱۵درصد موارد حذف مربوط بهورمپستان بوده در زایش سوم این مقدار به ۵/۱۸ درصد می رسد۱۰ . ورم پستان بهعلتالودگی غدد پستانی به عواملعفونی مثل استافیلوکوکوس اورئوس ، استرپتو کوکآگالاکتیس و گونه هایی از مایکو پلاسما وکلی فر ها رخمیدهد؛ عوامل عفونی عموما” ازمحیط به طور مستقیم به پستان منتقل می شوند کهکلی فرم ها و استرپتو کوکها اینگونهعمل می کنند . ولیمواردی هم از خون به غدد پستانی می روند مانند استاف اورئوس . شاخص ارزیابی ورم پستان ، تعداد سلولهایبدنی است در حالت شدید این تعداد ۰۰۰/۴۶۰با تولید که (۱۷۲۹۹پوند) و۶/۱۴ درصد گاو مبتلا خواهیم داشت و در حالتپایین ۱۷۵۰۰۰و با تولید بیشتر (۲۱۰۲۱ پوند) و تنها ۳ درصد که مبتلا خواهند بود .

از نظراقتصادی ورم پستان باعث کاهش ۱۰۰۰ پوند شیر در زایش دوم به بعد و ۵۰۰پوند در زایشاول ایجاد خسارتمی کند .

در استراتژیمقابله با ورم پستان باید از زمانگوسالگی شروع شود و در زمان تلیسگی وتولید ادامهیابد و با رعایت اصول بهداشتی ومدریت کنترل و درمان و حذف به موقع اجراشود .

کنترل در زمانگوسالگی و نلیسگیدر گوساله هایماده : مصرف شیر اورام پستان به علت احتمال آلوده شدن غدد پستانی ازطریقهمدیگر ویا خود دام توصیه نمی شود . عفونت استافی از دوران تلیسگی دام را مبتلامی کند که ۸۰ درصد عفونت ها را تشکیل می دهدو به طور معمول عفونت هایمزمن ایجاد میکند که شنا ساییآن مشکل است. ایجاد عفونت در تلیسه ها باعث کاهش تولید بیشتر ،کاهش ارزش تلیسه ها ، و ایجاد هزینه هایدرمان قبل از شروع تولید می شود . مصرفآنتی بیوتیک در این زمان بسیار موثرتر از زمان شیر دهی است وهزینه کمتراست و باعثدفع آلودگی بیشتر درپستان می شود.

▪ ورم پستان و در دوره خشکی

دوره خشکی از لحاظ تعقیرات بافتی پستان به سه مرحلهتقسیم میشود:

مرحله اول مرحله تحلیل رفتن فعال استکه در اینمرحله گاو از شیر دهی به خشکی انتقال مییابد که ۲۰-۲۱ روز ابتدایی دوره خشکی استکه غلظت ترکیبات مثل بتالاکتوآلبومین ، کازیین و لاکتو آلبومین بهآرامی و لاکتوزبه سرعت کاهش مییابد،وغلظت ایمنو گلوبین و لاکتو فرین افزایش می یابد. لاکتوفرینبا باند شدن با آهن، آن را از دست رس باکتریها دور می کند و با توجه به اینکهدرکلی فرم ها جذب سیترات همراه باند شدن با آاهن رخ می دهد پس نسبتسیترات به آهنبرای ادامه زندگیآنها مهم خواهد بود از طرف دیگر غدد پستان با فاگوسیت کردن ومحدودکردن فساد اکسیداتیو باعث می شوند که عوارضسلول های در حال تجزیه اند(زمان تحلیلرفتن و التهاب )حداقل شود.

گاو در این دوره برای ابتلا و وگیری ورم پستان بسیارمستعد است ؛ از دلایل این امر، تجمع و عدمخروج شیر وعدم ضدعفونی شدن سرپستان ها وتراوش شیر از سر پستان ها می باشد مصرفانتی بیوتیک در این زمان بیشترینتاثیر رادارد زیرا از یک طرفعوامل مستعد کننده آلودگی زیاد است و از طرف دیگر به دلیل عدمخروج مایعات (شیر) تاثیر انتی بیوتیک میتواند بیشتر شود و در نهایت غدد پستان ازعفونت های قبلی و جدید خصوصاً کلی فرم پاک می شود.

مرحله دوم ،مرحله تحلیل رفتنتدریجی استو مدت آن به طول دوره خشکی بستگی دارد اگرتحلیل رفتنفعال ۴-۳ هفته طولکشدو طول دوره خشکی ۶۰-۴۵ روز طول کشداین مرحلهکوتاه مشودو درصورتی که خشکی ۴۰ روز شود دیگر این مرحله رانخواهیم داشت و برای ایجاد شرایط مساعدمانیاز به ۶۵-۶۰روز خشکی داریم.

در این دوره ایجاد عفونتهای شدید کاهش مییابدو این دوره بالاترینمقاومت به آلودگی مهیا می شود و در صورتی که آلودگی هم باشدمحو خواهد شد که به دلیل کاهش حجم مایعاتغدد و تراوشات آن می باشد و نیز کاهش موادمغذی که باعث رشد باکتریها می شود .

مرحله سوم، دوره توسعه و تولید کلسترولاستکه دوره انتقال از عدم شیر دهیبه شیر دهی است زمان شروع آن مشخص نیست ولی احتمالاً سه تا چهار هفتهقبل از زایشمی باشد ترشحاتمواد مختلف از دو هفته قبل شروع می شود و احتمال آلودگی دوباره بالامی رود و در این زمان مقدار لاکتوفرین وسایر ممانعت کننده ها نیز کاهش می یابد وپستان نسبت به عفونت کننده حساس می شود .

تغذیه دوره خشکی کمبود بعضی ویتامینها و مواد معدنی باعث تاثیر به میزان ورمپستان می شود موادی که عدم تغذیه باعثافزایش عفونت ناشی از ورم پستان می شود و یا باعث افزایش تعداد سلولهایبدنی در شیرمی شود سلنیوم وویتامین E باعث محافظت بافت هااز تخریب اکسیداتیو و تقویت عملفاگوسیتوز می شود .

اثرکاهش مقدار مواد مغذی دیگر نیز به اثبات رسیده، مثلبتاکاراتن – ویتامین A ،روی ، مس ، کبالت و …

▪ تاثیر حشرات در ورم پستان

مطالعاتی در سال ۱۸۸۰اثر حشرات ( مکس ها ) را درانتقال عوامل ایجاد کننده ورمپستان خصوصاً استاف رانشاندادند این حشرات با نشستن روی پستان آلوده و خوردن محتویات آن به صورتمکانیکیعوامل را به پستان سالمگارهای دیگر منتقل می کند و حتی نشان دادند که در صورتی همکه روی سر پستان های تلیسه ها بنشینند میتوانند آنها را مبتلا کنند . تحقیقاتدانشگاه لویزیا نشان داد که در صورتی که خراش و یا زخم در سر پستانهاباشد جذبمگسها با به دنبالدارد که ۷۰ درصد الودگی ها می باشند و با کنترل مگس ها ورم پستاناز ۳/۵۵ درصد به ۶/۵ درصد و استریتو کوک از ۷/۲۰ درصد به ۷/۳ می رسد.

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و… www.ake.blogfa.com