بيماري سل گاوي:

بيماري سل گاوي:

بيماري سل در گاو با ايجاد توبركلهاي پيشرونده در اندامهاي مختلف بدن مشخص مي گردد . علاوه بر گاو ، انسان ، بز و خوك نيز نسبت به آلودگي با عامل مسبب سل گاوي حساس بــوده و گوسفنــــد و اسـب نوعي مقاومت طبيعي را نشان مي دهند . در گاو منشا اصلي آلودگــــي گاوهـاي آلوده مي باشــند . ميكــروب سـل از طـريق هــواي تنفســي ، خلط ، مدفــوع ( هم از طريق جراحـــات روده اي و هم از طريق خلط بلع شده از جراحات ريوي ) ، شــير ، ادرار ، ترشحات رحــمي و واژن و همــچنين از طريق ترشحــات عقــده هاي لنـفي باز شده به محيـط دفع مي شود . گاوهـاي با جراحت پيشـرفته بيماري ( كه باسيلها از طريق اين دســته دامها به نوعي با جـريان هواي تنفسي ، پوست يا لومن روده در ارتباط هستند ) انتشار دهنده هـاي مشخص بيـماري هستند . گاوهائي كه در مرحله اول بيماري هسـتند ممكن است قبل از اينكه هر گونه جراحتي نشان دهند ، مايكو باكترياي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي خود دفع كنند . در شرايط تجربي 90 روز پس از ايجاد آلودگي ، گاوها ميكروب سل را به محيط دفع كرده اند .

بطور معمول راه ورود ميكروب از طريق تنفسي يا گوارشي است . راه تنفسي دروازه هميشگي ورود باكتـري در گاوهائي است كه در جايگاه بسته ( گاوداري ) نگاهــداري مي شوند . اين راه حتي در گاوهاي موجــود در چراگا هها نيز روش انتقال آلودگي است . ايجاد آلودگي از طريق گوارشـي در چراگاهها بعلت اينكه مدفــوع ميتواند غذا و آب آشاميــدني را آلــوده كند ، محتمل تر است . تحت شرايط طبيــعي آبهاي آشاميدني راكد تا 18 روز پس از استفاده آب توسط يك دام مسلول ، ميتواند آلوده باقي بمانند . البته بايد در نظر داشت كه بنظر نميرسد جريانهاي آب جاري منشا مهم آلــودگي براي گاوهاي موجود در گاوداريهــاي مسير باشد . نوشيدن شير آلــوده بوسيله دامهــاي جوان يكي از روشهاي معمـول انتشار بيماري سل است . آلودگي داخل رحمي ( از راه جفتگيري ) و آلودگي داخل پستاني ( با استفاده از سيفونهاي آلوده پستاني يا از طريق فنجانكهاي آلوده ماشينهاي شيردوش ) از راههايي هستند كه كمتر معمول مي باشند .

در دامداريهايي كه دامها بطور متراكم نگهداري مي شوند احتمال انتقال آ لو دگي بيشتر مي باشد . در گاوهاي گوشتي شدت آلودگي كمتر است كه علت آن وضعيت نگهـــداري آنها مي باشد . با وجود اين هر گاه گاوي مبتلا به گله هاي گوشــتي وارد شود و چنانچه گاوهاي گله از بركه هاي آب راكــد آب بنوشـند ( خصوصا در طي فصول خشك ) ممكن است نسبت ابتلاء در گله فوق بالا باشد . گاوهاي زبو ( براهمن ) در مقايسه با گاوهاي اروپائي در برابر بيماري سل مقاوم تر بوده اما در شرايط نگهداري متراكم تا 60 درصد گاوهاي زبو ميتوانند به بيماري مبتلا شوند .

بزها كاملاً نسبت به عامل سل گاوي حســاس بوده و چنانچه در مجاورت گلــه هاي گاو آلوده قرار گيرند بروز بيـــماري ميتواند تا 70 درصد نيز برســد . گوسفنـــدان بعنوان دامــي مقاوم در نظـــر گرفته مي شود اما تحقيقات انجام شده در نيوزلند نشان داده است كه بيماري سل ميتواند در گوسفندان نيز شيوع داشته باشد بطوريكه تا 5 درصد گله ها را آلوده نمايد .

در اسب بيماري سل بندرت حادث شده كه علــت آن مي تواند به اين دليل باشــد كه اسبها كمتر در معرض آلودگي به باكتري سل هستند . البته نقش مقاومت طبيعي نيز بعنوان علتي ديگر ذكر شده است .

همچنين بيماري سل ممكن است در گوزن ، آهو ، گاوميــ ، شتر ، ميمـــون و ساير حيوانات يك منطقه و همچنين پرندگان حادث شود و همه حيوانات فوق ميتوانند بعنوان منشا آلودگي براي گاو محسوب گردند . در كشور انگلســـتان شيوع بيماري ســـل در گور كنها گزارش شده است و اين حيوانات در اپيدميولوژي بيماري سـل در گاو نقش دارند . در نيوزلند نيز پوسومها وضعيت مشابهــي همانند گوركنهــا را داشته اند . پوســومها نسبت به مايكوباكتريوم بســـيار حساس بوده و بعنوان منشا مهم آلودگي براي گاوها مي باشند .

بيماري سل در تمامي كشورهاي دنيا حادث شده و خصوصـاً در گاوهــاي نژاد شيري حائز اهميت فراوان است . صرف نظر از مرگ ومير ناشي از بيماري سل ، در حيوانات آلوده به مايكو باكتريوم بوويس 25-10 درصد از ميزان توليد شير كاهش مي يابد .

بيماري سل گاوي از نقطه نظر بهداشت عمومي در جوامع انساني نيز حائز اهميت است . راحتي و فراواني انتشار عامل مسبب بيمــاري سـل از حيوانات به انســان ، خصوصاً در محيطهايي كه بيماري سـل گاوي تحت كنترل نميباشد ، ميتواند اين بيـماري را به يك بيـماري مشترك مهم تبديل نمايد . آلودگـي به عامل سل در انسانها بواسطه نوشيـــدن شير آلوده در بچه ها ايجاد مي شود . البته انتقال آلودگـي ميتواند از راه تنفسي نيز صورت ميگيرد . با پاستوريزاسيون شير خطر انتقال آلودگي ميتواند تقريباً بطــور كامل از بين برود . همچنين ابتلاء به بيماري سـل در بين حيوانات باغ وحــش اهميت بعد بهداشـت و سلامت عمومي جوامع انســاني را بيشتر مي سازد .

عامل مسببه سل گاوي مايكو باكتريوم بوويس ( راسته اكتينو ميستال ، خانواده مايكو باكترياسه و جنس مايكوباكتريا ) است . باكــتري فوق در برابر حرارت ، خشـكـي واغلب ضد عفوني كننده ها مقاوم مي باشد . تابش مسـتقيم نور خورشيد ميتواند باعث تخريــب باكتري گردد ( مگر در محيطهاي مرطوب ) . مايكو باكتريوم بوويس در گرما ، رطوبت ميتواند به مدت هفته ها زنده باقي بماند .

مايكو باكتريوم بوويس بطور كلي ساختمــان يك باكتــري را داراست . اما اين باكتـري همانند همه مايكو باكتريومها ديواره سلولي بسيار ضخيمي دارد . عموماً يك مايكوباكتريوم در لايه سطحي خود از يك كپســـول منتشــر ، يك ديواره دو لايه اي و غشاء پلاسمائي تشكــيل شده كه احتمالاً بقاء ميكروب را در محيطهاي نامساعد ( چه در محيط و چه در داخل سلول ميزبان )حفظ ميكند . اجزاء ديواره سلولي خصوصاً اسيد مايكو ليك باعث حفظ رنگـــهائي نظير كربول فوشين بوده و همچنين مقاومت باكتري در هنگام رنگ زدائي بوسيله اسيـــدهاي رقيق را سبب ميشوند . اگر چه بايد دانست اسيد فاست بودن پديده اي نيست كه محدود به مايكو باكتريومها باشــد بلكه در گونه هاي ديگــــري همــاننــد نوكارديا ، كورينه باكــتريوم و رودو كوكوس نيز وجود دارد .

ديواره سلولي مايكو باكتريومها از نظر ساختمان شيميائي تركيبي از پپتيدو گليكان ، آرابينو گالاكتان و اسيد مايكـوليك و همــچنين ليپيدهائي همــانند مايكوزيدهـا ، Cord . Factor و سـولفاليپيدها بوده كه اين اجـــزاء ديـــواره سلولــي در پاتوژنز باسيلهاي سلــي نقــش دارند. ( با اينكه پاتوژنيسيته مايـكوباكتريوم توبركولوزيس بوجــود فاكتورهــاي گوناگون ليپيدي وابسته است اما تا به امروز مكانيسمي كه تــوسط آن باسيلهـاي سلي از فعاليت ليتيك فاگو سيتوز فرار مي كنند ، شناخته نشده است . ) پپتيدو گليكان كه اسكلت ديواره سلولــي را شكل مي دهــد شامــل اسيدN گليسرول موراميك وN استيل گلوكز آمين ( اتصال يافته بوسيله اسيدهاي آمينه ) ميباشد . اين ساختمــان شبكه مانند ( پپتيدوگليكان ) بوسيله آنزيم ليززوزيم شكافته شده و در بيشتر ترشحــات ميزبان حضـــور پيدا ميكند و در نهايت دي پپتيـــد موراميل ( M D P ) توليد شده كه فعاليت ايمونولوژيك قوي دارد . ميزان جزء ليپيدي مايكو باكترياها بالا است و احتمالاً در حدت و ايجاد واكنــش ايمونولوژيك در برابر آلودگي نقشي مستقيم بعهــده دارند . البته بعلت پيچيــدگيهــاي اين ليپيــدها هنــوز مفهومــي درست از نقش و ساختمــان آنها بدست نيامده است . خاصيت هيدروفوبيسيتي ( آبگريزي ) ليپيدهاي موجود در ديواره سلولي ممكـن است نقشي مهم را در مقاومت دهيدراتاسيون و بقاء ارگانيسم در شرايط نامســاعد ايفاء نمايد . ليپيدهاي مايكوباكتريال شامل اسيدهاي مايكوليك ، گليكوليپيدها و واريته هاي ديگر ميباشد . اسيدهاي مايكوليك از اسيدهــاي چرب منشـعب شده و در مايكــو باكتريوم ، نوكارديا و كورينه باكتريوم يافت ميشوند . اما وجــود اختلافــات عمده اي كه در الگـــوهاي اين ليپيدها وجود دارد امكان ايجاد يك سيستم تشخيصي ( بشتر براي مايكو باكتريها ) را بر اساس آناليز ليپيدها بوسيله تكنيك كروماتوگرافي لايه نازك فراهم آورده است . گليكو ليپيدهاي مايكوباكتريومها خصوصاً سولفاليپيدها احتمالاً با حدت باكتري ارتباط داشته اما اين ارتباط ،‌ رابطه اي ساده نيست . ممكن است سولفاليپيد ها مانع از تشـكيل ليزوزوم – فاگوزوم شده و يا ليز باكتــــري در فاگوسيتها را ممانعت كننــد . سولفــاليپيدي بنام Cord Factor ( 6 و6 دي مايكول ترهالوز ) از مايكو باكتريوم بوويس و مايكو باكتريوم توبركولوزيس حدت دار جدا شده و اعتقاد بر اين است كه بطور عمــده بعنوان فاكـتور حدت بوده زيرا بروشني داراي خــواص توكسـيك مي باشد اما عاملـي مهم در ايجاد بيماري نميباشد . از ساير ليپيدها ميتوان موم D هترو ژنوس را نام برد كه در مايكو باكتريوم توبركولوزيس شامل پپتيدو گليكــان بوده اما در مايكو باكتريوم بوويس پپتيدو گليكان كمتري داشته و بيشتر محتوي ليپو پلي ساكاريد است . فعــاليت قوي موم D مربوط به حضـــور دي پپتيد موراميل بوده و توانائي ايجاد گرانولوماس را نيز دارد .

آنتي ژنهاي مايكو باكترياها : محدوده وسيعــي از فراكشـنهاي ( Fractions ) مايكوباكترياهــا ميتـوانند واكنشهاي ايمني همورال و وابسته به سلول را ايجاد كنند . فراورده هاي آنتي ژنيـك ( كه معمـولاً بصـورت محلول مي باشند ) شامــل آنتي ژنهاي سيتوپلاسمـي يا ذره اي هسـتند . استانفورد ( Stanford ) بر اســاس مطالعات خود بر روي آنتي ژنهاي محلول ( با استفاده از تكـنيك ايمنو ديفو زيون ) آنها را به چهــار گروه عمده تقسيم نموده است :

گروه1:آنتي ژنهائي كه بطور معمول در همه گونه هاي مايكوباكتريوم وجود دارند .

گروه 2:آنتي ژنهائي كه محدود به مايكوباكتريوم با رشد آهسته ميباشند .

گروه 3:آنتي ژنهاي موجود در مايكوباكتريوم با رشد سريع و نوكارديا .

گروه 4:آنتي ژنهاي ويژه در گونه هاي معين .

نشان داده شده است كه آرابينو گالاكتان در باسيلهاي سلـي ، در ساير مايكــوباكتريومها ، كورينه باكتريوم و نوكارديا حضور داشـته و يكـي از آنتي ژنهاي مشترك محسوب ميشود و پپتيدوگليكان ( C – مايكوزيدها ) فقط در كلني هاي صاف مايكو باكتريا وجود دارند .

پاتوژنز:

بيماري سل در بدن در طي دو مرحله انتشار مي يابد كه شامل كمپلكس اوليه و انشار بعدي ميباشد . كمپلكـس اوليه شامل ايجـاد جراحت در نقطه ورود ميكروب و همچنين در عقـده لنفاوي موضع مي باشد . معمولاً وقتي ميكروب از راه تنفسي وارد ميشود ايجاد جراحت در نقطه ورود معمـول است . و هنگامي كه راه ورود ميكروب گوارشي باشد در اينصـورت ايجاد جراحت در محل ورود ميكـروب امري غير معمـول است . اگر چه ممكن است جراحاتي در لوزه و دستگاه گوارش بوجود آيد . در بيشتر مـوارد فقط جراحات قابل مشـاهده در عقـده لنفاوي مزانتريك يا صـفاقي معمــول است . پس از گذشت زمــان 8 روز از ورود باكـتري ، كانون اوليه قابل مشاهده بوجـود مــي آيد . كلسيفيكاسيون جراحات در حدود دو هفته بعـد آغاذ ميشود . بزودي كانون نكروتيك پيشرفته بوسيله لنفوسيتها احاطه شده و بدينترتيب دانه سلـي مشخص شكل مي گــيرد . باكتري از كانون اوليه ( كه در نود تا نود و پنج درصــد موارد در گاو دستگاه تنفسي است ) به عقده لنفاوي ناحيه عبور ميكند كه سبب ايجاد جراحتي مشابه در عقده لنفي ميگردد . در گوساله هائي كه با شير آلوده به ميكروب سل تغذيه ميشوند احتمالاً كانون اوليه در عقده هاي لنفاوي مزانتريك يا حلقي ايجاد شده و جراحات كبدي عمدتاً بعنوان انتشار بعدي محسوب ميشود .

انتشار بعدي از كمپلكس اوليه ممكن است سل ارزني حاد را تشكيل داده و بدين ترتيب موجب ايجاد جراحات ندولار مجزا در اندامهاي مختلف بدن گرديده و يا ممكــن است موجب بروز سل مزمن در اعضاء بدن شود . در حالت اخير ممكن است در گيري عقده لنفي ناحيه اتفاق نيافتد . بر حسب محلي كه آلودگـي موضعي مي شود علائم باليني نيز متفاوت بوده اما هميشه بيمـاري بصورت پيشرونده مي باشد . البته همواره حالت توكسمـي پايدار بوجـود آمده و سبب ضعف تدريجي و لاغري و بالا خره مرگ دامها مي گـردد . در گاو ، گوسفند ، اسب و بز بيماري حالت پيشـرونده داشته و در گاو بيماري سل بطور تجربي با تزريق داخل وريدي مايكــو باكتريوم توبركولوزيس ايجاد گشته و علائم ايجــاد شده از پنموني سلـي تحت حاد تا سل عمومي مزمن و پيش رفته بوده است .

علائم باليني :

در برخي از گاوهــاي مبتلا به سـل ارزني ( با جراحات وسيع در بدن ) شكل ظاهـري دام عادي بوده اما لاغري تدريجي ( كه البته ربطي به بيماري ديگر نداشته باشد ) جلب نظر مي كند . تغيير در اشتها و دماي بدن و همچنين وضعيت موهاي پوست ( زبر يا صاف است ) ، آرام شدن تدريجي دام ، درخشاني وشفافيت چشمها از علائم عمومي است كه اغلب پس از زايش مشخص تر ميشوند . در آلودگي ريوي سرفه مزمن به علت برونكو پنوموني ( سرفه آهسته ، كوتاه ، مرطوب كه فشار گلو يا پس از فعاليت ايجاد ميـشود ) وجـود داشته كه در هنگام صبح و در هـواي سـرد بيشتر عارض ميشود . در مراحل پيشرفته كه بخش زيادي از ريه درگير است تنگي نفس توام با افزايش تعداد و عمق تنفس وجود دارد . ابتلاء عقده لنفـي ناي و مدياستن و بزرگ شـدن آنها مي تواند به ترتيب موجب دشـواري تنفسـي و جمع شدن گاز در شكمبه گردد . در بيشتر موارد سل رحمي ناشي از سل عمومي ( ورود ميكرب از خون به رحم ) بوده و ممكن است در باروري دام اثرات نامطلوب داشته باشد و يا چنانچه دام بارور گردد چند ماه پس از باروري سقط جنين حادث ميشود و اگر چنانچه گوساله بطور عادي بدنيا بيايد پس از مدت كوتاهي بر اثر سل عمومي تلف خواهد ميگردد . در گاوهاي مبتلا به سل رحمــي كه بارور نميشوند ممكــن است ترشحـات چركي مزمن ( حاوي تعدادزيادي باسيل سل ) از بدن دام ترشح شود كه اين حالت نسبت به هر گونه اقدام درماني مقاوم خواهد بود . در ورم پستان سلي بافت پستاني سفت و بزرگ شده و اين حالت معمولاً از ناحيه بالائي ( بويژه در قطعـات عقبـي )شروع ميشود . همچنين در آغاز شير از نظر ظاهـري تغيري نداشته اما در مـراحل بعدي دانه هاي ريزي در شير ايجـاد كه پس از مدتـي رسوب ميكند و مايع زلال و كهــربائي رنگ باقي ميماند كه پس از مدتي تنها همين مايع بجاي شير از پستان خارج مي شود .

علائم كالبد گشائي :

در گاو ، گوسفند و بز جراحات مشخصي قابل مشاهـده است . ممكن است گرانولوماس سلي در عقده هاي لنفاوي بخصوص در عقـده هاي لنفاوي برونشيال و مدياستينال و ساير اعضــاء بدن يافت شود . در ريه ها ممكن است آبسه هاي ارزنـي توسعه يافته و منجر به برونكـو پنوموني چركي شود . رنگ چرك از كـرم تا نارنجي بوده و غلظت آن از كرم غليظ تا پنير سفت متغير است همچنين ممكن است ندولهاي كوچكــي در پرده هاي جنب و صفاق مشاهده شود .

در تمام جراحات موضعي سلي ايجاد يك كپسول فيبروزي تحريك شده وجود دارد كه درجه كپســول دار شدن با ميزان رشد جراحت تغيير مـي كند . موارد عمومـي سل با حضـور سل ارزنـي ( جراحات كوچك ، شفاف و ساچمه مانند ) در بيشتر اعضاء بدن و يا بوسيله جراحات ريوي كه بخوبي كپسوله ويا پنيري نشده اند ، مشخص مي شوند . وجود برونكوپنوموني ياپرخونـي در اطراف جراحات ريوي بيشتر مربوط به موارد فعال بيمـاري است . در موارد تورم پستان سلي يا متريت سلي مترشحه بايد به انتشار شديد آلودگــي توجه داشت .

جراحات مزمن در بيماري سل بطور مشخص مجزا و ندولار بوده و محتوي ماده غليظ پنيري برنگ زرد نارنجي مي باشند كه اغلب آهكـي شده و بوسيله يك كپســول ضخيم فيبروزي احاطه شده اند . هرچند كه چنين جراحاتـي نسبت به جراحات باز به ميزان كمتري احتمال آلوده نمودن محيط را دارند اما دامهاي مبتلا به چنين جراحاتي از نظر اينكه ميتوانند منشا آلودگي باشند ، مهم ميباشند .

كنترل بيماري سل

كنترل بيماري سل در سطح گله بر پايه موارد زير استوار است :

1-اخراج دامهاي آلوده از گله : جهت انجام اين كار از تست توبركولين استفاده مي شــود كه در ايـران به روش تست مقايسه اي گاوها را تست سل مينمـايند . بايد توجه داشت كه بايد تمام دامهائي كه سنشان از 4 ماه ميگذرد مورد آزمايش قرار گيرند و آنهائي كه واكنش مثبت دارند به كشتارگاه اعزام گردند . در مورد دامهاي مشكوك بايد پس از گذشت 2 ماه از تست اول ، آزمايش مجددي را انجام داد و چنانـچه در مرحله دوم نيز دامي مشكوك بود به كشتارگاه اعــزام گردد . در تست اوليه بايد بدقت ، آزمـايشات باليني بر روي تمام گاوها صورت گيرد تا اطمينان حاصـل نمود كه مــوارد پيشرفته بيماري كه ممكــن است واكنش منفي نشان دهند ، در گله وجود ندارد .

2-رعايت مقررات بهداشتي : بايد آخور و آبشخور دامها را تميز نموده و با محلول پنج در صــد فنل و يا كرزول ضد عفونـي نمود . همچنين لازم است دامهاي مشكــوك را جهت انجام آزمايش مجدد از بقيه دامها جدا نمود . بايد توجه داشت كه پس از اعدام دامهاي مبتلا ، بيماري سل با ورود گاوهاي جديد و جايگزين وارد گله نگردد . و بايد گاوهـاي جايگزين از گلـه هائي خريداري شوند كه داراي گواهــي سلامت هستند و چنانچه چنين گله هائي وجود نداشته باشد بايد گاوهاي فوق را آزمايش سل نموده و بطور مجزا نگاه داشت و سپس 60 روز بعد مجدداً آنها را تست نمود . تغذيه گوساله هاي جايگزين با شير عاري از ميكروب سل ( پس از پاستوريزاسيون ) يا با شير گاوهاي سالم صورت گيرد . همچنين كارگران گاوداري نيز بايد مورد معاينه قرار گيرند زيرا ممكن است در اثر آلودگـي به مايكو باكـتريوم توبركولوزيس ، واكنش مثبت زود گذري در گاوهاي گله ايجاد نمايند . همچنين انسان ممكــن است بعنوان منشا آلودگي مايكو باكتريوم بوويس نيز باشد .

تست توبركولين :

امروزه در دنيا هنوز هم اساس همه طرحهاي ريشكني بيماري سل روش تست و كشتار ( و در كنار آن مراقبتهاي كشتارگاهي ) است . تست توبركولين به چندين روش انجام مي شود كه شامل موارد زير است :

1-تست بين جلدي منفرد ( Single I ntradermal Test )

2-تست Short Termal

3-تست Stormont

4-تست مقايسه اي يا Comparative Test در هنگام وجود بيماري ين يا واكسيناسيون بر عليه بيماري ين و يا وجود سل مرغـــي يا پوستي ( با عامل مايكـوباكتريومهاي ساپروفيت ) از تست مقـايسه اي استفاده ميشود . گاه بعلت وجود گونه باسيل سل انسـاني ( مايكو باكتريوم توبركولوزيس ) در گاو ، حسـاسيتي در هنگام تست ايجاد مي شود ، يعني گاو بوسيله كارگر مسلول واكنش مثبت پيدا مي كند كه با آزمايش فوق نمي توان اين دو نوع مايكـوباكتريوم ( بوويس و توبركولوزيس ) را از هم تشخيص داد . در ايران اساس طرح مبارزه با سل گاوي استفاده از تست مقايسه اي بين جلدي است .

در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد :

در رابطه با دامها ، منشا اصلي ايجاد آلودگي گاوهاي آلوده ميباشند و تمام دامهائي كه در برابر تست توبركــولين واكنش مثبت نشان ميدهند توانائي انتشار بيماري به حيوانات سـالم را دارند . معمولاً حساسيت توبركولين در دامها 6 هفته بعد از آلودگـي اوليه و در انسانها 10-2 هفته بعد از آلـودگـي ظاهر ميشود . البته زمان شكل گيري و بروز پديده حساسيت نسبت به توبركولين در انسان و حيوان بعد از ابتلا به عفونت سلي بستگــي مستقيم به تعداد باسيلهاي وارده به بدن و قدرت تكثير آنهــا دارد ، موقعي كه تعداد زيادي باسيل بيماريزا به يك بدن مستعد وارد شود ممكن است ظرف مدت 7-5 روز واكنش ياد شده مثبت شود .

بطور كلي دو گروه از گاوهاي آلوده مهم هستند :

الف :گاوهاي با جراحت پيشرفته بيمــاري كه باسيلهـا از طريق اين دسته دامهـا به نوعي با جريان هواي تنفسي ، پوست يا مجراي روده در ارتباط هستند و اين دسته از گاوها انتشار دهنده هاي مشخص بيماري هستند و ممكن است نسبت به تست توبركولين واكنش نشان ندهند .

ب :گاوهــاي در مـرحلـه اوليه بيمـاري قبل از اينكـه هر گـونه جراحـتي مشـاهده شود ممكــن است مايكو باكتريومهاي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي دفع كنند .

واين دسته از گاوها تا6 هفته بعد از آلودگي به تست توبركولين واكنش مثبت نشان نمي دهند .

توبركولين :

بطور كلي عصاره ميكرب سل ( انساني ، گاوي ، مرغي ) توبركولين نام دارد. يكنوع توبر كولين بنام P. P. D ( Purifide . Protein . Derivative ) است . P. P. D به شكل زير تهيه ميگردد :

ابتدا باسيل سـل را در محيطهاي شيميائي كشت مـي دهند و سپس محصـول بدست آمده را بوسيله بخار در اتو كلاو ميكشند . در مرحله بعد حاصل را از صافيهاي مخصوص عبور داده و بوسيله اسيد تري كلرواستيك ته نشين مـي كنند . ماده بدست آمده را بطـور مكــرر شستشو داده و حاصـل را در محلولهاي تامپون تعليق مي كنند . آنچـه بدست مي آيد همان P. P. D است كه در تست توبركولين مـورد استفاده قــرار ميگيرد . هر سانتيمتر مكعب توبركولين P. P. D پستانداري محتوي 2 ميلــي گرم و P. P. D مرغي حاوي 0.5 ميلــي گرم پروتئين خالص است .

واكنش تست توبركولين :

در اينجا لازم است در ابتدا مروري اجمالي بر ساختمان پوست داشته باشيم .

ساختمان پوست :

پوست از سـه لايه تشكيــل شده است كه شامل اپيدرم ، درم و هـيپودرم مي باشد . اپيدرم از خارج بداخل شامل طبقه شاخي ( كراتين ) ، طبقه شفاف ( ماده كراتيني داراي سلولهاي پهن و فشرده فاقد هسته ) ، طبقه دانه دار ( 6-2 رديف سلول لوزي شكل وهسته دار ) ، طبقه خاردار ( چندين رديف سلول چندضلعي و بي قاعده وهسته دار ) ، طبقه زايشي ( شامل يك رديف سلول استوانه اي كوتاه ) ميباشد . درم از خارج بداخل شامل طبقه پردي ( شامل بافت همبند سست داراي رشته هاي كلاژن و الا ستيك ، سلولهاي فيبروبلاست و ماكروفاژ و ماست سل ، عروق خوني و اعصاب زياد ) و طبقه مشبك ( شامل بافت همبند سخت غير منظم داراي رشته هـاي كلاژن بيشتر و عروق خونـي كمتر ) است . هيپودرم از بافت همبندي ( داراي رشـته هاي الاستيـك و كلاژن و مقـادير زيادي بافت چربي و همـچنين عــروق خوني و لنفي و اعصاب و غدد عرق ) تشكيل شده است .

تزريق توبركولين بايد در ناحيه درم ( بين جلدي ) صورت گيرد . پس از تزريق در ظرف مدت 24 تا 72 ساعت واكنش ازدياد حساسيت تيپ تاخيري ( نوع 4 ) اتفاق مــي افتد . بدين شكل كه پس از تزريق آنتي ژن ( P . P . D ) در ناحيه بين جلد ( درم ) ، T سلهــاي حسـاس گــردش خـون ( در دام آلـوده ) با P . P . D تزريقي تماس يافته و نوعي واكنشهــاي ايمو نو لوژيك متوالي اتفاق مـي افتد كه هـجوم ( نفوذ ) لنفوسيتها و ماكــروفاژها را به محل تحريك آنتي ژنيـك به اوج خود مي رساند . اين هـجوم در يك دوره زماني 24 تا 72 ساعت اتفاق مي افتد . مراحل مختلف اين واكنشها بشرح زير است :

همانطور كه در ساختمان پوست شرح داده شد در ناحيه درم سلولهــائي بنام ماست سـل و ماكروفاژ وجود دارد كه نقش عمده اي را در تكوين واكنشهاي ايمنو لو ژيك ايفاء مي كنند بدين ترتيب كه پــس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، ماست سلهاي موجود در اطراف محل تزريق ، دانه هاي متاكروميزيا ( موكــوپلي- ساكاريدهاي سولفاته بصورت هپارين ، هيستامين و در برخي حيوانات سروتونين ) خود را آزاد كرده و در نتيجه باعث انبساط عــروق و افـزايش نفـوذ پذيري آنها مي شـوند و در نهايت اين عمــل باعث مي شود تعدادبيشتري T سل از عروق بطرف محل تزريق مهاجرت كنند . همچنين قرمزي و تورم سفت و سخت در محل تزريق ايجاد مي شود . اين عمل 24 تا 48 ساعت بعد از تزريق اتفاق مي افتد .

همچنين پس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، آنتي ژن تحت تاثير پديده فاگو سيتوز ( بيگانه خواري ) ماكروفاژها قرار مي گيرد و توسط اين سلولها هضم وتخريب مي شوند . جهت انجام اين عمل ماكروفاژ در مجاورت آنتي ژن قرار گرفته و به آن مي چسبد . چسبيدن بطــور مستقيم يا غيـــر مستقيم يعني با دخـالت گــيرنده يا رسپتورهاي عامل كمپلـمان و آنتي بادي انجام مي گيرد . به اين ترتيب كه عامل مكمل و پادتن ( I Gg ) موجود در محيــط ، سطح آنتـي ژن را مي پوشانـند و در اين حالت توسـط رسپتورهاي عامـل كمپلمان و آنتــي بادي گــرفتار مي شوند . سپس با پديده آندو سيتوز ، آنتي ژن در داخل فاگــو زوم بدام مي افتد . در مرحله بعد كيسه هاي ليزوزومي اطراف فاگو زوم را گرفته و غشائي ( Fusion ) بين فاگو زوم و ليزوزوم ايجاد شده تا فاگــو ليزوزوم شكـل گيرد . به اين ترتيب آنزيمهـا بر روي آنتي ژن ( يا باكتري ) ريخته شده و آن را متلاشي مي كنند 0

علاوه بر اين ماكروفاژها اولين مرحله از شناخت آنتي ژن را به عهده داشته و بعد از مراحـل ديگر پاسخ ايمني شكل مي گيرد . به اين ترتيب كه ماكــروفاژها آنتي ژن را با تمـاس مستقيم به لنفوسيتهـاي T عرضه مي كنند و پس از آن همه فعاليتها مستقيماً توسط اين سلولها شروع مي شود . جهت عرضه آنتـي ژن توسط ماكــروفاژ ابتدا آنتي ژن توسط ماكــروفاژ بلع شده ( قبلاً در اين ارتباط توضيح داده شـده است ) و سپس ماكروفاژ آن را خرد مي كند و بخشي از اين آنتي ژن را كه شامل 12-6 اسيد آمينه است در جايگاهي بنام شكاف ( Cleft ) در ملكول MHC جاي داده و ماكروفاژ در تماس مستقيم با T . cell قرار مي گـيرد . به اين ترتيب ماكروفاژ آنتي ژن را به T . cell عرضه مي كند . از طرف ديگر در سطح لنفوسيتهاي T نيز گيرنده هاي زيادي وجـود دارد كه يك نوع آن بنام T . C . R ( T . Cell . Receptor ) ، قادر به اتصال با آنتــي ژن عرضه شده است . T . C . R گليكــو پروتئينــي با وزن ملــكــولي 50-40 هــزار دالــتون و از خانــواده ايمنوگلبولينها است و از دو زنجيره ( بتا ، آلفا يا گاما، دلتا ) تشكيل شده و داراي دو بخش Constant يا ثابت ( C ) و Variable ( V ) يا متغير مي باشد . اما T . C . R خــود در كنار ملكـولي بنام CD3 ( كه در سطــح T . Cell است ) و به كمك M . H . C مي تواند آنتي ژن را بشناسد . بنابر اين در مجموع وقتي MHC/Ag به CD3/TCR متصل شود ابتدا آنزيمــي در غشاء بنام فسفـو دي استراز فعال مي شــود . فعال شدن اين آنزيم باعث مي شود فسفاتيديل اينوزيتول دي فسفات تحـريك شود و به دو مجمـوعه بنام دي آسيل گليسـرول و اينوزيتول تري فسفـات ( به اينوزيتول دي و بعد اينوزيتول مـنو فسفـات تبديل شـود ) تبديل مـي شـود فسفاتيديل اينوزيتول باعث مي شود معبر ( يونوفر ) Ca ++ در داخل غشاء باز شـــود و ديگر اينكه كلسيـم موجـود در رتيكـولو آندوپلاسميك را آزاد مـي كند . دي آسيل گليسرول آنزيم پروتئيــن كيناز C را فعـال مي كند كه باعث افزايش ورود كلسيم درداخل سيتوپلاسم مي شود . افزايش ميزان Ca ++ باعث فعال شدن گروهي از پروتئينها مي گردد كه امكـان نسخه برداري ( Transcription ) از روي گروهي از ژنها ( از جملـه ژن گاما ، انترفرون ، اينترلوكينها و … ) را فراهم مـي آورد و بدينترتيب مـواد نامبرده فوق توليد مـي شوند . هر يك از اين واسطه هاي توليد شده به نوبه خـود وارد عمل شده و بدين ترتيب باعث هجوم لنفوسيتها و ماكرو فاژها به محل تزريق مي شوند . تماس سيستم ايمني با آنتي ژن باعث مي شود آزاد شدن اين فراورده هاي حلال ادامه يابد .

بیماری های متابولیک در گاوهای شیری-METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS:

بیماری های متابولیک در گاوهای شیری-METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS:

زایمان و اولین ماه بعد از زایمان دوره بحرانی گاوهای شیری می باشد بنابراین مدیریت صحیح گاوهای خشك نقش مهمی در كنترل بیماریهای متابولیكی در زایمان یا دوره نزدیك به زایمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده این اختلالات متابولیكی كه با یكدیگر در ارتباط هستند از مسائل مدیریتی تغذیه ناشی می گردند.

اختلالات عمده متابولیكی در گاوها تازه زا عبارتند از:

1- تب شیر
2- ادم یا خیز پستانی
3- كتوزیس
4- سندرم كبد چرب
5- جفت ماندگی
6- جابجایی شیردان
7- اسیدوزیس
8- لنگش (Laminitis)

تب شیر:
تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یكی از اختلالات متابولیكی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دام مرتبط می باشد و اكثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

علایم عمومی بروز تب شیر:
– از دست دادن اشتها
– عدم فعالیت دستگاه گوارش
– سرد شدن گوشها و خشك شدن پوزه
علایم اختصاصی بروز تب شیر:
– عدم تعادل حین راه رفتن
– زمین گیر شدن گاو كه این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:
– ایستادن همراه با لرزش
– افتادن روی سینه
– افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریكات محیطی
تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل كاهش سطح كلسیم خون است, حد طبیعی كلسیم در خون گاوهای خشك 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، كه این مقدار در حین زایمان به كمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح كلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذكر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون كاهش می یابد كه این كاهش سطح كلسیم خون همراه با كاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.
سطوح كلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:
گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl
زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شیر:
تب شیر در اثر خروج كلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح كلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم كلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل كلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور كلی تب شیر با تعادل آنیونها و كاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری كلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب كلسیم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل كلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و كاهش سطح كلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حركت كلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به كمبود كلسیم موجب تحریك 1و25 دی هیدروكسی (ویتامین D ) می شود كه باعث افزایش جذب كلسیم در روده كوچك میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.
درمان:
روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوكونات كلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراكی 100 گرم كلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی كلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی كه به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.
پیشگیری:
راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی گاو می باشد تا اینكه گاوها نسبت به كمبود كلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای كلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی كه در دوره خشكی با جیره های محدود از نظر كلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحریك هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسیم در دوره خشكی از راههای زیر می توان استفاده نمود.
– كاهش مصرف كلسیم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جیره)
– كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى كلسیم بالا از قبیل یونجه خشك و سیلاژ در دوره خشكی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.
استفاده از مكمل نمكهای آنیونی در جیره گاوهای خشك روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمكهای آنیونی با افزایش آزادسازی كلسیم از استخوانهابروز تب شیر را كاهش می دهند همچنین نمكهای آنیونی در جیره های با سطوح كلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).
باید توجه نمود، زمانی كه سطح كلسیم جیره پایین است از نمكهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از تركیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمكهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده كنند.

كتوزیس:
این اختلال متابولیكی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با كاهش تدریجی سطح گلوكز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به كتوزیس تحت كلینیكی یا كتوزیس اولیه می شوند.
مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد كننده كتوزیس هستند.

علائم بروز كتوزیس:
– كاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات
– عدم فعالیت شكمبه
– كاهش وزن
– كاهش تولید شیر
دو تغییر عمده كه در بیماری كتوزیس روی میدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزایش سطح كتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.

تشخیص:
آزمایشاتی جهت كنترل سطوح كتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح كتون بادیهای خون را دارد در حالیكه سطح كتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح كتون بادیهای خون بیشتر است.
آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود كتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد كه نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز كتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین كتوزیس را می دهد.
درمان:
در تمام روشهای درمانی كتوزیس هدف افزایش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.
تزریق وریدی گلوكز:
این روش سریعترین راه برای رساندن گلوكز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوكز درمان قطعی می باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتیكوئیدها(كورتیزون) موجب تولید گلوكز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتیكوتروپیك ) ترشح گلوكوكورتیكوئید را تحریك می نماید.
استفاده از قندهای خوراكی:
پروپیونات سدیم و پروپیلن گلیكول دو قند خوراكی می باشد كه در كبد گاو برای تولید قند ها بكار می رود این مواد را می توا ن یا از طریق خوراك یا بطور آشامیدنی به میزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز یا هورمون بكار می روند.
پیشگیری:
– جلوگیری از افزایش وزن در گاوها ی شیری در اواخر شیردهی یا دوره خشكی، افزایش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهای تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزایش می دهد. بنابراین امتیاز بدنی گاو در زایمان باید بین 3- 5/3 باشد.
– تغذیه با 4/2 كیلوگرم غلات به ازای هر گاو در اواخر آبستنی (3 هفته قبل از زایمان ).
– افزایش مصرف انرژی بعد از زایمان با استفاده از تعلیف یونجه مرغوب.
– استفاده از جیره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كیلو گرم غلات در هر وعده غذایی.
– كاربرد نیاسین، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززایمان باید آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوایل شیردهی اغلب گاوهای شیری در تعادل منفی انرژی هستند كه این حالت منجر به تجزیه چربی ذخایر بدنی و افزایش سطوح اسید های چرب غیر اشباع NEFA در خون می گردد وقتی اسید های چرب در خون افزایش می یابد كبد شروع به افزیش ذخایر اسید های چرب آزاد نموده و اسید های چرب آزاد در كبد به تری گلیسیرید ها تبدبل می گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهای شیری چاق چند روز قبل از زایمان روی می دهد.
علایم:
نشانه های این اختلال متابولیكی مشابه بیماری كتوزیس می باشد، این سندرم معمولاً با سایر اختلالات متابولیكی مانند تب شیر، كتوزیس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگی دام نمایان می شود .
درمان:
گاوهای مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمی دهند معمولاً روشهای درمانی این بیماری با روشهای درمانی كتوزیس مشابه است مثل تزریق داخل وریدی گلوكز. در بیشتر موارد درمان اقتصادی نبوده و حذف گاو مناسب ترین راه است.
پیشگیری:
مناسب ترین راه پیشگیری از بروز سندرم كبد چرب, مدیریت تغذیه ای صحیح و جلوگیری از آزادسازی اسید های چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفی انرژی بخصوص در اوایل شیر دهی می باشد.
وضعیت بدنی گاوها در اواخر شیر دهی و دوره خشك باید تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعیت بدنی گاوها در دوره خشكی باید در محدوده 5/0 ± متغیر باشد.

جفت ماندگی:
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یك ساعت یا اندكی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود. جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود كه جفت 12 ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شكم اول و گاوهای مسن معمول می باشد. همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.
علل جفت ماندگی:
1- چسبیدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در 5 روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد. بنابراین گاوی كه پنج روز دیر تر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
2- عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی كه باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض كننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
3- عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد. بیماریهای مستعد كننده این شرایط شامل:
– بروسلوزیس
– ویروس اسهال گاو
– لپتوسپیروز
— عفونت دستگاه تنفسی گاو
كمبود ویتامین A یا بتا كاروتن, سلنیوم, ید و عدم تعادل كلسیم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگی را افزایش می دهد. گاوهای چاق مستعد جفت ماندگی بوده و اینحالت در گاوهای مستعد تغذیه شده با سیلاژ ذرت و غلات تقویت می گردد.
پیشگیری:
– به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهویه نامناسب و تراكم.
– برنامه تغذیه مناسب در دوره خشكی.
– اجرای برنامه های واكسیناسیون بر علیه بیماریهای عفونی.
– وضعیت بدنی مناسب در طول دوره خشكی.
– استفاده از مكملهای ویتامین E و سلنیم در طول دوره خشكی.

جابجائی شیردان:
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد كه شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیك به كف شكم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شكمبه و به سمت چپ دیواره حفره شكمبه موجب گیر كردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می كند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
– عدم تغذیه
– كاهش تولید شیر
– خمیدگی پشت
– كاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
– جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
– عوامل مستعد كنده شامل تب شیر, سندرم كبد چرب و ورم پستان
– عوامل تضعیف كننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
– غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
– جراحی كه معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
– مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراك های حجیم در جیره گاوهای خشك
– تغییر تدریجی جیره مرحله خشكی به جیره مرحله شیرواری

لنگش ( لامینایتیس):
لنگش به معنی التهاب بافت عروقی می باشد. لنگش یك بیماری غیر عفونی است كه در بر گیرنده تغییرات دژنراتیو در لایه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بیشتر در سایر موارد شایع می باشد.
– لنگش حاد در هنگام بروز بسیار دردناك است.
– لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتیجه حالتهای پیچیده ایجاد می گردد.
علل لنگش (لامینایتیس):
علل لامینایتیس را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
1- عدم تعادل غذایی
2- عدم اتساع كافی شكمبه
3- سم چینی زیاد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهیدراته قابل تخمیر در جیره مخلوط با فیبر ناكافی می تواتد موجب بروز اسیدوز شكمبه شده و در اینحالت با از بین رفتن اغلب باكتریهای شكمبه، باكتریهای لاكتو باسیل رشد كرده و pH شكمبه كاهش می یابد در پاسخ به این عمل بدن گاو تولید هیستامین می نماید كه باعث انقباض و سپس اتساع مویرگهای لایه مورقه پا می شود و خیز و تجمع خون همراه با تخریب دیواره عروق خونی دیده می شود پاها دردناك شده و منجر به آسیب مویرگها شده و از تولید طبیعی كراتین در سم جلوگیری می گردد.
انواع لنگش(لامینایتیس):
لامینایتیس حاد:
– افزایش تنفس و ضربان قلب
– گرم شدن دیواره سم و آماس حاد عروق
– خونریزی، كه اكثراً در خط سفید سم یا در مفاصل مچ قابل مشاهده می باشد. گاهی نیز خونریزی با جدا نمودن خط سفید مشاهده می گردد.
لامینایتیس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و دیواره سم تا مدت 1-3 ماه هیچ نشانه ایی از لنگش دیده نمی شود. نواحی نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هایی از خونریزی دیده می شود.
لنگش مزمن ( لامینایتیس مزمن ):
پاها رشد نمو غیر طبیعی داشته و دیواره افقی سم در اثر رشد طویل شده و بدین ترتیب كف سم عریض تر و پاشنه ها دارای گودی مناسب نمی گردد.
درمان:
جیره های غذایی گاو شیری باید برای تمام انواع این بیماری تصحیح گردد.
1- لنگش های مزمن را می توان با سم چینی منظم هر 3-4 ماه یكبار بر طرف نمود گاوهایی كه مشكل پای آنها قابل درمان نیست باید حذف گردد.
2- در لنگشهای تحت كلینیكی جهت آشكار نمودن جراحات، نیاز به سم چینی است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگیری می كنند.
پیشگیری:
استفاده از غلات در جیره را محدودتر نموده و جیره های غذایی را جهت ورود به مراحل مختلف تولید بتدریج تغییر داد. جیره غذایی برای تخمیر مطلوب شكمبه ایی نباید حاوی علوفه های با طول كافی باشد، گاوها و تلیسه ها قبل و بعد از زایمان فعالیت بدنی كافی داشته باشند، كف محل نگهداری دامها جهت سایش سمها از سیمان ساخته شود.

ترجمه: دكترجاوید مرتضوی تبریزی Mor780@yahoo.comآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید .
METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS
Department of Animal Science – McGill University
مهندس رامین سلا مت دوست نوبر Raminsalamatdoust@yahoo.comآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

منبع:  http://www.parsbiology.com

نگرشی بر بیماری کتوز در گاوهای شیری

كتوز ( Acetonemia ) در گاوهای شیرده پر تولید در خلال ۶ هفته اول زایمان روی می دهد كه در سه هفته اول بسیار مهم است . این بیماری اغلب در دوره تغذیه زمستانی و نیز به هنگام حضور گاوها در جایگاه های بسته اتفاق می افتد . احتمال بروز این بیماری در گاوهای مسن بیشتر از تلیسه های تازه زا می باشد .
مبنای بروز این عارضه تغییرات در روند سوخت و ساز است كه بطور عمده محور آنها كاهش در گلوكز خون و افزایش تولید اجسام كتونی در خون است . تركیبات كتونی فراورده های واسطه متابولیكی ناشی از جابجا شدن چربی های ذخیره ای بدن می باشد . عمده تركیبات كتونی شامل بتاهیدروكسی بوتیرات ( BHB ) ، استواستات و استون است . عارضه فوق به دلیل جمع شدن اجسام كتونی در خون و ادرار گاو ، كتوز نامیده می شود . افزایش اجسام كتونی در مایعات بدن به هنگام توازن منفی انرژی در طولانی مدت و ضرورت تجزیه چربی ها در بدن به هنگام گرسنگی ، تغذیه ناكافی و تولید بالای گاوها صورت می گیرد .
در حیوانات نشخوار كننده سلول های پوششی شكمبه اجسام كتونی را با استفاده از اسیدهای چرب فرار شكمبه بخصوص بوتیرات تولید می كنند . مواد سیلویی كه اسید بوتیریك زیاد دارند موجب ابتلای حیوان به كتوز می شود . علاوه بر تغییر در سوخت و ساز اسیدهای چرب در كبد یكی از تغییرات اصلی در كتوز كاهش زیاد غلظت گلوكز در خون و مقدار گلیكوژن در كبد است . كاهش گلوكز خون مسئول افزایش اسیدهای چرب آزاد در كبد است . در صورت طبیعی بودن غلظت گلوكز خون ، اسیدهای چرب آزاد در خون كم است همگام با كاهش غلظت گلوكز پلاسما میزان اسیدهای چرب آزاد پلاسما افزایش می یابد زیرا اسیدهای چرب از بافت های ذخیره چربی آزاد می شوند . همزمان با كاهش گلوكز خون ، حیوانات نشخوار كننده گلوكز خود را از طریق منابع غیر گلوكزی مانند اسید پروپیونیك ، اسید لاكتیك ، گلیسرول و برخی اسیدهای آمینه به دست می آورند . هنگامی كه گلوكز به منظور تولید انرژی و تشكیل لاكتوز به مصرف می رسد ممكن است اگزالواستات ترجیحاً برای تشكیل گلوكز به كار رود كه این امر منجر می شود كه مقدار اگزالواستات ناشی از گلوكونئوژنز كه برای مصرف استیل كوا در چرخه كربس لازم است كاهش یابد و از این رو استیل كوا به مواد كتونی مانند استواستات ، بتاهیدروكسی بوتیرات و مقدار اندكی استون تبدیل می شود .
مواد كتونی به وسیله بافت های بدن به جز كبد ، به ویژه به وسیله ماهیچه ها اكسیده می شوند . اگر تولید مواد كتونی بیشتر از مصرف آنها به وسیله بافت های محیطی باشد بیماری كتوز رخ می دهد . یكی از عوامل بروز كتوز چاقی زیاد است كه سبب كاهش استها ، افزایش تجزیه چربی بدن ، افزایش تجمع چربی در كبد و افزایش میزان تولید اجسام كتونی است . عدم دریافت مقادیر كافی انرژی بعد از زایمان موجب بروز كتوز می گردد .
● نشانه های كتوز :
شایع ترین نشانه كتوز كاهش وزن است كه به دلیل مصرف چربی های بدن و از دست دادن آب به سرعت رخ می دهد . گاو كتوزی اغلب افسرده بوده ، تمایلی به حركت نداشته و موهای آن زبر و خشن است . دمای بدن و ضربان قلب و تنفس اغلب عادی بوده و نفس حیوان بوی استون می دهد . برخی گاوها ممكن است تلو تلو بخورند و ماهیچه ها به ویژه ماهیچه های میان پهلو بلرزد . گاو تعادل خود را از دست می دهد و به ظاهر كور به نظر می رسد .
● تشخیص كتوز :
میزان گلوكز و مواد كتونی خون بهترین پارامتر تشخیص بیماری كتوز است . مقدار گلوكز خون از میزان طبیعی ۲/۲ تا ۸/۲ میلی مول در لیتر به ۴/۱ میلی مول در لیتر و مجموع مواد كتونی خون از ۷۵/۱ به ۵ میلی مول در لیتر می رسد و در گاوهای به شدت كتوزی آنزیم آسپارتات آمینوترانسفراز افزایش می یابد كه نشانه ای از آسیب دیدن جگر و بی اشتهایی است .
● انواع كتوز :
كتوز اولیه: در گاوهایی كه در مراحل نخستین شیردهی جیره های پر انرژی مصرف می كنند دیده می شود . پارامترهای مؤثر بر بروز این بیماری مصرف زیاد سیلاژ با اسید بوتیریك زیاد ، كم تحركی ، چاقی زیاد به هنگام زایش و ناراحتی های گوارشی است .كتوز ثانویه : در پی هر بیماری پیش می آید كه موجب كاهش مصرف غذا در آغاز شیردهی شود. بیماری هایی كه بیشتر موجب كتوز می شوند عبارتند از : جا بجایی شیردان ، التهاب رحم (متریت) ، ورم پستان و كبدچرب. صدمه اصلی وارده از كتوز ثانویه كبد چرب است در هنگام زایش تجمع چربی ها در كبد با وسعت زیادی صورت می گیرد اما اثر خود را پس از زایمان نمایان می سازند این مساله عمل گلو كونئو ژنز كبد را مختل كرده و خطر ابتلای گاو را به كتوز به محض شروع شیردهی به شدت افزایش می دهد گاوهای متاثر ظرف هفته اول یا دوم زایمان كتوز را نشان می دهند غلظت مواد كتونی خون در كتوز ثانویه به اندازه كتوز اولیه بالا نیست. با این حال امكان بهبود در كتوز های نوع ثانویه پس از درمان ضعیف تر است چون درمان تاثیر كمی در بهبود آسیب های وارد آمده به كبد در اثر ورود چربی ها و كاهش ظرفیت گلوكو نئوژنز گاو به دنبال دارد .
● درمان كتوز :
یكی از روش های درمان كتوزتزریق وریدی ۵۰۰ میلی لیتر محلول گلوكز ۵۰ % است تا گلوكز خون را افزایش دهداما به دلیل تولید لاكتوز برای شیر و كاهش گلوكز اگر تزریق های پی در پی گلوكز انجام نشود بیماری دوباره برمی گردد .
برای پرهیز از تزریق های پی در پی می توان پروپیلین گلایكول را به گاو خورانید كه مقدار آن ۱۲۵ تا ۲۵۰ گرم و ۲ بار در روز است و در همین مقدار آب حل می شود . روش دیگر تزریق برخی از هور مون های گلوكوكورتیكوئیدی به تنهایی و یا همراه با تزریق وریدی گلوكز می باشد . گلوكوكورتیكوئیدها باعث تولید گلوكز از اسیدهای آمینه می شوند . تزریق یك دوز گلوكوكورتیكوئید ۵ تا ۵۰ میلی گرم دگزامتازون و یا ۱۰ تا ۳۰ میلی گرم بتامتازون در درمان كتوز مؤثر است و نیز گزارشات ارائه شده حاكی از آن است كه مصرف ۱۲ گرم نیاسین به مدت یك هفته غلظت كتون پلاسما را كاهش می دهد اما نشان داده شده كه نیاسین بر روی كاهش غلظت NEFA پلاسما یا افزایش گلو كز خون نقشی ندارد.
لازم به ذكر است خوراندن شكر یا ملاس در درمان كتوز تاثیری ندارد .
● پیشگیری :
بهترین روش پیشگیری توجه به تغذیه و مدیریت درست برای تامین انرژی مورد نیاز گاو است . گاو به هنگام زایش نباید زیاد چاق یا لاغر باشد . به گاوهایی كه سابقه ابتلا به كتوز دارند به ودت ۶ تا ۸ هفته بعد از زایمان گلوكول پروپیلین یا پروپیونات سدیم خورانده می شود . جیره آغاز شیردهی باید بیشترین مقدار از مواد پیش ساز گلوكز و كمترین مقدار از مواد پیش ساز كتون را داشته باشد . میزان انرژی مصرفی گاو را باید تا اندازه ای افزایش داد كه موجب كاهش اشتها نشود ، گاوها با علوفه مرغوب تغذیه شوند و از مصرف مواد سیلویی نامرغوب و دارای اسید بوتیریك بالا جلوگیری شود ، ویتامین و مینرال در مقادیر بسنده برای گاوها فراهم شود .

بررسی اثرات ویتامین هایE وC بر خصوصیات اسپرم گاو در محیط یخچال

مقدمه

حفظ ونگهداری سلول اسپرم در مای (5ºC) در مراکز ناباروری جهت استفاده درIVF موجب افزایش متابولیسم، کاهش قدرت باروری وتخریب آن می گردد. تاکنون . گزارشات نشان می دهند که نگهداری اسپرم طیور در محیط یخچال (5ºC) ویاآزمایشگاه برای مدت 24 تا 48 ساعت سبب کاهش باروری گردیده است

 (1) . سلول اسپرم برای ادامه حیات وابقاء قدرت باروری نیاز شدید به اکسیژن دارد

 (2) . از طرفی اسپرم نسبت به اکسیژن حاصل از پراکسیداسیون چربی حساس بوده بطوری که این امرموجب تخریب غشاء، کاهش تحرک و باروری آن می گردد

(3،4) .

دراین مطالعه ازدو نوع آنتی اکسیدان یکی ویتامین C (ascorbic acid) محلول در آب که باعث کاهش پراکسیداسیون خارج سلولی می گردد اما اثرات کمی بر غشاءسلول یا داخل سلول دارد ودیگری ویتامین E (α-tocopherol) محلول در

مواد و روش ها

دراین مطالعه مایع اسپرم از یک راس گاو سالم در لوله های مدرج جمع آوری و از نظــر حجم ، کــیفیت و رنگ مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه در آ ب C ْ30 قرار داده شــد. ابتدا نمونه رقــیق شد

(6).

در لوله اول ( تیمار‌1)‌ مقدار mg / ml40‌‌ ویتــامین E و در لــوله دوم ( تیمار‌2) مقدارmg / ml 200‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ویتامین C اضافه شدند. هــر نمــونه توسط شیکر به آهســـتگی مخلوط و درºC) 5( نگهداری شـــدند. پس از 24 ساعـــت هرتیمار به 8 قسمــت مساوی تقسیم گردید(هراپندورف حاوی ml1 مایع سیمن رقیق شده با غلظت20میلیون اسپرم بود) . تعداد 2 عدد اپندورف ازهرتیماروگروه شاهـد از روز اول تا چهارم شامل :   24 E1,C1 =  48   E2,C2= 72E3,C3 =     96E4,C4 = ساعت در یـخچـال نگهـداری و برای متغیرهـای ‍pH ،TSC ، % PSM ،SNM % ، MSC ، FSC و SMI توسط دستگاه آنـالـیزاسـپـرم مدل         (, MES,Co..USA ( SQA II C-P مورد سـنجش قرار گرفتند. سه پارامتراولیه بجز pH جزﺀ معیارهای استاندارد بهداشت جهانی میباشند و شامل : (TSC) ، (%PSM) و (% SNM) هستند . سه پارامتر دیگر که در محدوده ی مراحل آنالیز نمونه تعریف می شوند شامل : MSC ، FSC واندیکس SMI که توسط آن می توان به وجود فضای آکروزومی طبیعی اسپرم پی برد و توسط معادله زیرمحاسبه می گردد (10) 20) + (% PSM) = SMI ×   (MSC

 محاسبات آماری : دادها در قالب طرح کاملا″تصادفی وبا استفاده از دستور1GLM در نرم افزار Minitab ver.13 آنالیز شد. مدل آماری دادها بصورت Xij=µ+Tj+∑ij است و میانگین صفات تحت بررسی پس از انجام تجزیه واریانس بوسیله آزمون LSD مورد مقایسه قرار گرفت(15).

نتایج

نتایج تیمارهای مختلف به صورت میانــگین گــزارش شــده اند. ارزیابـــی هر تیــمار در روزهـــای مــــختـلف(روز اول =E1 , C1 ، روزدوم = E2 , C2 ، روزســـوم= E3 , C3 و روزچــهــارم = E4 , C4 ) اندازه گیری و با گـروه کـــنترل بــرای فاکتورهای pH ، TSC ، %PSM ، %SNM ، MSC ، FSC ، SMI مقایسه شدند. ســلول های تــیمار C4 بــعلت مـرگ سـلولی مورد محاسبه قرار نگرفتند(جدول 1).

pH : اثرات ویتامین های EوC را بــر ‍pH سیـــمن در مختلف، تیمار E1 در مقایســه با کنترل افزایش و تــیمار E4 کاهش و تیمارهای , C1 2 Cو C3، E2 ، E3 تفاوت معنی داری نسبت به گروه کنترل نشان ندادند. .

درصد سلول های اسپرم متحرک نرمال (%SNM ( :

تیمارهای E1،C 1 و  E2 در مقایســـه بـا شاهد افزا یش و تــیمارهای C2 E3 و  E4تفاوتی نداشت ولی تیمار C3 نـسبت بــه گــروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمود.

غلظت اسپرم نرمال باحرکت پیشرونده( FSC ) :

تیمار های C1، E1و E2 درمقایسه با گروه کــنترل افــزایش معــنی داری نشـــان میدهند در حالیکه تیمار E3 تفاوتی نشان نمی دهد. اما تیمارهای C2 و C3 ، E4نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمودند.

ایندکس اسپرم متحرک : (SMI )

تیمارهایC1 ، E1و E2 افزایش معنی دار نسبت به گروه کنترل نشان مــی دهند در صورتی که تیمارهای C2، C3، E3 وE4 نسبت به گروه کنترل تفاوتی ندارند .

غلظت اسپرم های متحرک درواحد حجم ( MSC ):

     تیمارهای C1، E1 و E2 افـــزایش مـعنی دار ،اما تیمــارهــای C2، E3و E4مشابه ، در حالیـکه تیمار C3 کاهش
معنی داری نسبت به گــروه کـنتـرل دارد.

درصد اسپرم های متحرک با حرکت پیشرونده ( % PMS ) :

تیمارهای E1 و E2 افزایش در صورتـــی که تیمـارهای C2وC3 E3 و E4 تفاوت معنی داری ندارند. هم چنین روند کاهشی معنی داری بین تیمارهای C1>C2>C3    به ترتیب مشاهده گردید.

 بقیه ترجمه متن در ادامه مطلب

 غلظت سلولهای اسپرم ( TSC ) :

تیمارهای C1،E1 و E2 افزایش ، تیمــــارهـــای C2 ، E3 و E4 تفاوت معنی داری باکنترل ندارند اما تیمار C3 کاهش
معنی داری را باکنترل نشان میدهد.

جدول-1 مقایسه میانگین اثر تیمارها ی  EوC بر اساس آزمون LSD بر پارامتر های مختلف ،حروف مشترک تفاوت معنی داری ندارند (p<0.05) .

CONTROL E1 E2 E3 E4 C1 C2 C3
pH 6.750b 7.175a 6.800b 6.800b 6.475c 6.800b 6.700b 6.775b
%SNM 21.500b 29.750a 30.500a 22.000b 19.00b 27.333a 18.335b 15.300c
FSC 4.650bc 14.825a 13.900a 4.175bc 2.400c 10.125ab 1.975c 0.875c
SMI 88.00b 158.500a 166.00a 91.750b 69.750bc 137.650a 61.00bc 35.00c
MSC 10.875b 27.050a 27.500a 11.900b 6.825bc 21.675a 5.175bc 1.125c
%PMS 31.500cd 44.750a 45.500a 35.000bc 28.500cd 41.675ab 24.323d 13.325c
TSC 30.500b 57.750a 60.500a 34.000b 24.000bc 50.650a 16.675bc 8.675c

 بحث

در این مطالعه اثـرات آنــتی اکســیدانی ویتـــامین های E وC بر محافـظت سلولهای اسپرم در طی 4 روز نـــگهداری در
C ) ْ5 ( بررسی شد.

در این مطالعه درجه pH‌ در روز اول برای تیمار E1 بطور معنی دار در مقایسه با گروه کنترل افزایش نشان می دهد که خود نمایانـگر تــــثبیت pH‌ در روز اول توسط تیمار E1 است در حالی که تیمار های E2 و E3‌ تفاوت معنی داری با تیمار کنترل ندارند . تیمارE4 در روز چهارم کاهش معنی داری را نسبت به گروه کنترل نشان می دهد. درجهpH درتیمارهـــــای C1‌ ، C2 و C3 در مقایسه با تیمار کنترل تفاوتی نشان نمی دهند. به نظر می رسد که ویتامین C موجب کاهـــــش pH محــیط گردیده است و این امر در روز چهارم موجب از بین رفتن اسپرم های تیمار C شده است. همچنین ویتامین C موجب کاهش چسبندگی اسپرم به یکدیگر و در نتیجه افزایش باروری نیز می گردد( 11و5).

در این مطالعه اضافــــه نمودن ویتامــــین E‌ درصد بیشتر سلول های نرمال را در روز اول و دوم سنجش در مقایســــه با گروه کنترل بطورمعنی داری نشان می دهد ، در صورتی که در روزهای سوم و چهارم یک روند نزولی اما غیر معنی داری را نسبت به تیمار کنترل دارد. گزارش شده است که کمبود ویتامینE در جیره غذایـی حیوانات موجـب عقیمی می گردد (12) .

     در این تحقیق، درصد سلول های اسپرم نرمال که دارای حرکت پیشرونده بودند بعد از 48 ساعت ذخیره در تیمار های E1 و E2 بطور معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش نشان می دهند که این امر نشانگر اثرات بالقوه ویتامین E در حفظ و نگهداری اسپرم است. اما دیگر یافته ها بالعکس افزایش تحرک اسپرم ها را گزارش نموده اند(8). افزودن ویتامین C در 24 ساعت اول موجب پایداری تحرک سلول های نرمال گردید اما در روزهای دوم و سوم تحرک اسپرم بطور معنی داری کاهش یافت.که این امر نمایانگر اسیدی شدن محیط در مقایسه با روز اول است و سلول اسپرم در محیط با pH اسیدی فعالیت خود را از دست داده و می میرد.

سایرمطالعات نشان میدهند که ، پراکسید آلی در طی ذخیره اسپرم قوچ تشکیل میشود و تجمع آن موجب از دست رفتن تحرک اسپرم می گردد (13) . در این مطالعه ویتامین C در مقایسه با ویتامین E اثرات کمتری در حفظ ، نگهداری و تحرک اسپرم دارد. مطالعات اخیر گزارش نموده اند که افزودن ویتامینC به محلول اسپرم ممکن است به عنوان پرواکسیدان عمل کند تا آنتی اکسیدان (9) .

دراین مطالعه ،ایندکس تحرک اسپرم (SMI ) برای تیمارهای E1 و E2 در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری در 48 ساعت اول ذخیره اسپرم نشان می دهد در حالی که در روزهای سوم و چهارم ( E3 , E4 ) تفاوت معنی داری ندارند. مشابهاً سایر مطالعات در 24 ساعت اول ذخیره ی اسپرم بوقلمون ،تفاوت معنی دار مشاهده نمودند (25). در این مطالعه تیمار C1 موجب افزایش SMI در مقایسه با گروه کنترل گردید؛ در حالیکه در روز دوم تفاوتی با گروه کنترل نشان نمی دهد.تیمار C3 در روز سوم یک کاهش معنی دار نسبت به کنترل را نشان می دهد که بیانگریک روند کاهشی در مقایسه با تیمارC1 در 24 ساعت اول
می باشد.

درصدغلظت اسپرم های متحرک پیشرونده در تیمار های E1 و E2 بطور معنی داری در مقایسه با گروه کنترل افزایش نشان میدهد که این امربیان گر درجه باروری بالا می باشد. بطوری که گزارش شده است ، افزودن ویتامینE به سیمن خروس موجب بهبود باروری بعد از 24 ساعت ذخیره در مقایسه با کنترل می شود (14) . در روزهای سوم و چهارم ذخیره ی اسپرم E4 E3 ، درصد ( % PMS ) تفاوتی با گروه کنترل نشان نمی دهند که این یافته تاثیرگذاری مثبت ویتامین E حداقل برای اولین 48 ساعت نگهداری را نشان می دهد. همچنین تیمار C1 درصد بیشتر PSM را در مقایسه با گروه کنترل نشان می دهداما در روزهای دوم و سوم ذخیره اسپرم روند کاهشی را نسبت به گروه کنترل پیدامی کند که خود نمایانگر تاثیر مثبت ویتامین C بر حفاظت اسپرم در 24 ساعت اول ذخیره است.

درصد سلول های اسپرم متحرک نرمال با ساختار طبیعی (%SNM) در تیمارهای E1 ، E2 و C1 بطور معنی دار در مقایسه با گروه کنترل افزایش نشان می دهند. این یافته نشانگر عملکرد مثبت این آنتی اکسیدان ها در حفظ ساختار مرفولوژیکی و فعالیت فیزیولوژیکی سلول های اسپرم می باشد، اگرچه اثرات آنتی اکسیدانی در تیمارهای E3 , E4 , C2 و C3 روند کاهشی را نشان می دهند. همچنین گزارش شده است که آنتی اکسیدان E قادر است زمان ماندگاری اسپرم بوقلمون را در آزمایشگاه افزایش
دهد (15).

نتیجه گیری

نتایج کلی بدست آمده ازاین مطالعه نشان می دهند که افزودن mg /ml 40 ویتامین E به مایع اسپرم در محیط یخچال سبب ارتقاء خصوصیات اسپرم حداقل برای دو روز اول نگهداری در مقایسه با گروه کنترل می شود. همچنین خاصیت آنتی اکسیدانی ویتامین E موجب حیات اســــپرم تا روز چهارم نیز گردید. استفاده ازmg / ml200 ویتامین C نیز سبب ارتقاء خصوصیات اسپرم تا روز دوم نگهداری درمقایسه با گروه کنترل گردید اما در روز دوم تفاوت معنی دار بین دو گروه مشاهده نگردید . به نظر میرسد که خاصیت آنتی اکسیدانی ویتامین E در حفظ و نگهداری اسپرم در شرایط این مطالعه موثر تر از ویتا مین C میباشد. بنا براین پیشنهاد می شود که برای مقابله با انواع اکسیژن مخرب درمحیط اسپرم در شرایط آزمایشگاهی بهتراست از ویتامین E در رقیق کننده های اسپرم استفاده گردد.

تشکر و قدردانی

منابع مالی این طرح توسط قطب علمی گروه علوم دامی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد تامین گردیدومایع اسپرم از مرکز تحقیقات عباس آباد جهادکشاورزی استان خراسان رضوی تهیه شد که بدینوسیله مراتب تشکر وقدردانی بعمل می آید.

كنترل بيماريهاي تنفسي در دام هاي بزرگ

كنترل بيماريهاي تنفسي در دام هاي بزرگ

بيماري هاي عفوني دستگاه تنفس در حيوانات فارم به وسيله ي تركيبي از عوامل عفوني و عوامل مستعد كننده مثل آب و هواي بسيار سرد ، استرس از شير گرفتن حمل و نقل همچنين تهويه ي ضعيف در سالن نگه داري حيوانات به وجود مي آيند چرا كه اين عوامل سبب تضعيف مكانيزم دفاعي حيوانات مي شوند.

يك رهيافت معقول براي كنترل بيماري هاي تنفسي شامل موارد زير مي شود:

به دست آوردن يك تشخيص باليني و آزمايشگاهي رخ دهنده در حيواناتي كه به طور باليني مبتلا شده اند.

تلاش براي پيشگويي وقوع يك بيماري اختصاصي بر اساس تجربهء قبلي و در نظر گرفتن تكنيك هاي مديريتي كه بتوانند اثرات عوامل استرس زا را به حداقل برسانند.

در نظر گرفتن بر نامه هاي واكسيناسيون براي بيماريهاي اختصاصي در صورتي كه لازم به نظر برسند.

اهميت تشخيص

به خاطر اينكه اغلب بيماري هاي تنفسي به وسيله عوامل عفوني متعددي به و جود مي آيند لذا به دست آوردن تشخيص قطعي اتيو لوژ ي بيماري به طور قابل توجهي مشكل به نظر مي رسد و بسياري از عوامل عفوني كه موجب بيماري تنفسي مي گردند در محيط و همچنين در حالت طبيعي در حفره ي بيني حيوانات سالم حضور دارند و اين عوامل سبب ايجاد مشكل و تداخل در آزمايشات ميكروبيولوژي به هنگام بروز بيماري تنفسي مي گردند.

چون عوامل عفوني معمولا” هم از حيوانات بيمار و هم از نوع سالم آنها ايزوله مي شود بنابراين ارتباط بين عامل بيماري و اثرات آن به خوبي مشخص نمي شود و به نظر مي رسد كه عوامل مستعد كننده اهميت عمده اي در هر برنامه ي كنترلي مي توانند

داشته باشند.

تكنيك هاي مديريتي

بسياري از بيماريهاي تنفسي شايع در زمانهاي مشخص و تحت شرايط معيني رخ مي دهند و كنترل موفقيت آميز آن بستگي به استفاده از تكنيكهاي مديريتي قبل از احتمال وقوع بيماري دارد.

به عنوان مثال در گاوهاي گوشتي پنو موني پاستورلايي با به كارگيري روشهاي مديريتي مشخص كه استرس از شير گرفته را به حداقل مي رساند كنترل مي شود. شيوع پنو موني در گوساله هاي نر كه براي انجام يك آزمايش انتخاب شده اند به حداقل مي رسد. به شرطي كه آنها به خوبي از شير گرفته شوند.

در آمريكاي شمالي بيماري تنفسي گاوان (BRD) در بين گاوهاي جواني كه از چندين مرتع مختلف چرا مي كنند بسيار شايع است كه اين حالت پس از طي مسافت هاي طو لاني (جهت تغذيه) رخ مي دهد. بيماري تنفسي اسب در اسبهاي جواني كه در مسير مسابقه براي حركت جمع شده اند و همچنين در اسبهايي كه جهت نمايش آورده شده اند رخ مي دهد.

شرايط سالن نگهداري

گاوها و خوكهايي كه در فصل زمستان در محيط سرد و مرطوب و در فصل تابستان در يك محيط بسته و گرم و با ازدحام زياد در طويله نگهداري مي شوند ممكن است مستعد شيوع يك پنو موني با واگيري بالا باشند .واگيري و تلفات بالاي حاصل از پنو موني مي تواند در حضور غلظت بالاي آمونياك در محيط و يا گردو غبار زيادرخ دهد.

بروز آمفيزم ريوي و سرفه در اسبهايي كه در اصطبل هاي حاوي گرد و غبار و با تهويهي ضعيف بسته شده اند در مقايسه با اسبهايي كه در اصطبلهاي در باز نگهداري مي شوند بسيار بالا است. تقريبا” 200 سال پيش مديريت بد اصطبل ها به عنوان عامل مهم در ايجاد سرفه در اسبها توصيف شده است با اين حال هنوز به طور موكد بر بكارگيري يك آنتي بيوتيك وسيع الطيف همراه با اكسپكتورانت ها و ساير داروها در مديريت باليني اسبهايي كه در اصطبل نگهداري شده و سرفه ي مزمن دارند تاكيد شده است. ملاحضات و توجهات بيشتر در مورد خوب نگهداشتن اصطبل و تهويه ي آن ضروري به نظر مي رسد. در خوك پنوموني آنزو ئو تيك بسيار گسترده است اما اثرات پنو موني با مديريت خوب سالن تهويه و تغذيه مي تواند در سطوح بسيار پاييني نگهداشته شود. تاكيد بسيار زيادي بر تلاش و كوششي در جهت ريشه كني گونه هاي مختلف مايكو پلاسما صورت گرفته است كه بي نهايت مشكل است.

تكنيك انتقال جنين در گاو

عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاحurثl reciptent مي گويند .

 عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .

 در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟

 پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :

 1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .

 2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .

 همزمان سازي فحلي 2:

 براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .

 عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .

 سوپر اوولاسيون 3 :

 با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .

 از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .

شستشوي جنين5 :

 پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .

 سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.

 انجماد جنين6:

 اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .

 هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .

 روش هاي انجام عمل ET :

 در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .

 هدف از انجام عمل ET :

 1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)

 2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.

 3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)

 4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .

 5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.

 بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :

 1- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .

 2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :

 در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .

 3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:

روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .

منابع :

 1- مقيمي ، علي و احمد رياسي . 1373

 باروري و نازازيي در گاوهاي شيري (ترجمه) انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد .

 2- Hasler , J.F. 1992 . Current status and potential of embryo transfer and reproductive technology in dairy cattle .j. dairy Sci ,75 : 2857 -2879

 پي نوشت ها :

 1- Embryo transfer

 2- Syncronizaition

 3- Super ovulation

 4- artifical insemination

 5- Flushing

6- Freezing

 7- Straw

مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی

مسائلی در مورد تلقیح مصنوعی

  چه موقع تلقیح نماییم ؟uصrl

 زمان مناسب تلقیح گاو بسته به این است که اولین ایستا فحلی چه زمان اتفاق افتاده باشد برای دستیابی به بهترین نرخ آبستنی باید گاوها و تلیسه ها را از بین ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولین ایستا فحلی تلقیح نمود یعنی گاوهائی که اولین ایستا فحلی آنها در صبح اتفاق افتاده باشد باید در اواخر بعداز ظهر تلقیح نمود و گاوهائیکه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقیح شوند این روش قانون صبح _بعد از ظهر میگویند . زمان مناسب تلقیح باعث میشود تا تعدادی بیشتری اسپرم سالم به تخمکها رسیده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انجام شود . تلقیح زود هنگام گاو ها باعث میشود بسیاری از اسپرمها قبل از تخمک اندازی نابود شوند ٬از سوی دیگر تلقیح دیر هنگام باعث پیر شدن تخمک شده و قبل از رسیدن اسپرمها فعالیت تخمک از بین میرود . در صورتیکه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبی رعایت شود درصدآبستنی افزایش می یابد .

 در پایان لازم به ذکر است حفظ یک برنامه فحل یابی موفق باعث تولد گوساله های بیشتر و تولید شیر زیادتر در گله میشود و این بدان مفهوم است که سود و بهره وری بیشتری در انتظار گاودار است .

 تشخیص فحلی و زمان مناسب تلقیح :

انجام یک زایش 12 ماهه به تشخیص فحلی مناسب و زمان دقیق تلقیح بستگی دارد در واقع می توان گفت تشخیص فحلی گله شما یکی از مهم ترین عوامل تولید مثلی گاوداری است توصیه میشود که حتماً شخصی مسئول فحل یابی در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص باید فرد دیگری وظیفه فحل یابی را به عهده بگیرد . هر چه زمان برای آموزش فحل یابی به کارگران صرف کنیددر صد موفقیت فحل یابی و نهایتا تولید مثل افزایش می یابد .نخستین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق شماره زنی و واضح گاوها می باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخیص داد .

 چه موقع فحل یابی کنیم ؟

 بطور کلی متوسط زمان فحلی گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نیز 8 ساعت فحلی نشان میدهند بنابراین اگر شما گاوها را روزانه یک بار مورد مشاهده قرار دهید حدود 50%گاوهای فحل را تشخیص میدهید در حالیکه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زمانی یازده الی سیزده ساعت این عدد را به 80%میرساند از سوی دیگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الی 30 دقیقه باعث میشود که 95%گاوهای فحل را تشخیص داده شوند . عواملی همچون بیماری ٬آب و هوا وشرایط بستر بر طول فحلی اثر میگذارند . گاوها در آب و هوای بسیار گرم و شرجی یا بسیار سرد مدت زمان کوتاهتری نشان میدهند . بهترین زمان مشاهده گاوهای فحل صبح زود قبل از شیر دوشی و خوراک دهی ٬اوایل بعد از ظهر و اواخر غروب است .

 این زمانها مناسب ترین اوقاتی هستند که میتوان فحلی را دید . به طور کلی گاوهایی که ایستاده و اجازه میدهند گاوهای دیگر روی آنها بپرند فحل می باشند ایستا فحلی اولین علامت فحل یابی است و تخمک اندازی 25 الی 30 ساعت پس از اولین پرش گاوها بر روی گاو فحل اتفاق میافتد .دیگر علائم فحلی که قبل از ایستا فحلی به چشم می آید .تلاش گاو فحل برای پریدن بر روی دیگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفی بدن گاوهای دیگر ٬ادرار کردن زیاد ٬خارج شدن موکوس از دستگاه تناسلی و قرمز شدن فرج گاو است ٬تیز شدن گوشها ٬کثیف شدن پهلو و کپل گاو آزرده شدن ابتدای دم گاو و نیز از دیگر علامتها برای تشخیص فحلی است . یک تا سه روز پس از ایستا فحلی گاو خونریزی اندکی ٬در ناحیه فرج گاو دیده میشود که نشان دهنده آنست که گاو فحل بوده است و این خونریزی هیچ ارتباطی با تخمک اندازی و آبستنی یا عدم آبستنی گاو ندارد . اصولا گاوهائیکه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونریزی فوق دوباره فحل میشوند .

اهمیت اولین فحلی گاو :

 فحل یابی صحیح ٬ کلید موفقیت تولید مثل گله و ایستا فحلی بهترین نشانه برای تشخیص فحلی می باشد . مشاهده اولین فحلی گاوها در حدود روز چهلم پس از زایمان یکی از شاخصهای مهم تولید مثلی گاوداری است که برای برنامه ریزی مرتب باید به آن دست پیدا کرد . البته گاوهایی که دارای چرخه های فحلی نا منظم بوده و یا تلیسه هایی که دچار سوء تغذیه بوده اند ٬ممکن است اولین فحلی خود را دیر تر از شرایط طبیعی بروز دهند . ضمناً گاوهایی که جیره غذایی آنها حاوی فلوئور زیادی است دچار تاخیر در بروز اولین فحلی خواهند شد . در صورتی که اولین فحلی نرمال گاوها به تعویق افتد ٬دامها دیر تر تلقیح شده و متوسط فاصله زایش گاوداری افزایش می یابد که در مجموع ضرر اقتصادی حاصله باعث کاهش پیشرفت گله خواهد شد .

چند نکته مهم در تلقیح مصنوعی :

 1-      حفظ یک فاصله زایش دوازده ماهه به تشخیص فحلی مناسب و تلقیح در زمان صحیح بستگی دارد .

 2-      اولین گام در یک برنامه تشخیص فحلی موفق ٬مشخص کردن و شماره گذاری درست و کافی تمام دام های گله است بطوریکه شماره های بدن از فاصله دور قابل تشخیص باشند .

 3-      بهترین زمان برای مشاهده فحلی ٬اول صبح قبل ازشیر دوشی و خوراک دهی و نیز اوایل بعد از ظهر و در شب پس از آنکه دام ها دوشیده شده و خوراک خود را خورده اند ٬می باشد این ساعات خنک ترین زمان در طول شبانه روز می باشند .

 4-      در گله هایی که فحل یابی دقیقی در آن ها انجام میشود ٬برای دستیابی به بهترین نتایج آبستنی ٬گاوها و تلیسه ها را حدود 10 الی 14 ساعت پس از شروع اولین ایستا فحلی تلقیح کنید .این بدان معنی است که گاوهایی که در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقیح میشوند و بر عکس (قانون صبح بعد از ظهر )

 5-      وقتی بیش از یک گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روی یکدیگر دو تا چهار برابر مشود .

6-      اجرای یک برنامه تشخیص فحلی موفق باعث تولید گوساله و شیر بیشتری در گله میشود یعنی سود بیشتری در انتظار گاودار است.

اثرات پروتئين و انرژي مصرفي بر توليدمثل در گاوهاي شيري

مقدمهuصrl

تغذيه بعد از زايش، زمانيكه توليد شير گاوهاي شيري افزايش مي يابد، مي تواند عملكرد توليدمثلي و به دنبال آن سودبخشي گله را تحت تأثير قرار دهد. بطور كلي، افزايش نيازهاي متابوليكي توليد بالا بهمراه نياز هاي توليدمثلي و سلامت، اثر متقابل بين تغذيه و توليدمثل ( خصوصاً بعد از زايمان ) را به يك موضوع مهم در صنعت گاو شيري تبديل كرده است. تحقيقات اخير، نقش مهم تغذيه را در توليدمثل تأييد كرده اند، و در بيشتر حالات، كمبودهاي غذايي شديد باعث مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي شده است. همچنين، مكانيسم تغذيه اي كه بر روي عملكرد توليدمثلي تأثيرگذار است، بسيار پيچيده بوده و به طور واضح قابل تشخيص نمي باشد. با اين وجود، نقش فاكتورهاي غذايي مانند پروتئين و يا تعادل انرژي، و مكانيسم عملكردشان بر توليدمثل، در سالهاي اخير، بيشتر شناخته شده است.

نقش پروتئين در توليدمثل

به منظور افزايش توليد شير و افزايش درآمد، توليدكنندگان شير سعي مي كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتداي پس از زايمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جيره هاي حاوي پروتئين بالا، در كل ، طعم بهتري داشته و مصرف غذا را افزايش مي دهند، اغلب توليدكنندگان، بيش از نياز گاوها در طول اين دوره، به دامهايشان پروتئين مي خورانند. اين جيره هاي غذايي با ميزان پروتئين بالا، مي توانند بازده توليدمثلي را كاهش دهند. در بيشتر مطالعات، افزايش پروتئين خام جيره را، دليل افزايش زمان تا اولين تخمك گذاري بعد از زايمان و افزايش تعداد سرويس ها به ازاء هر آبستني و يا تعداد روزهاي باز مي دانند. به عنوان مثال، تحقيقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهايي كه با پروتئين بيش از حد تغذيه شده اند ( بيشتر از 10-15 درصد نيازهاي بالا ) ، تعداد سرويس بيشتري به ازاء هر آبستني نياز داشتند و در نتيجه فاصله گوساله زايي طولاني تري را نشان دادند. با اين وجود، برخي تحقيقات ديگر، اثرات زيان آور سطوح بالاي پروتئين مصرفي را بر توليد مثل نشان نداده اند. تناقض هاي مشاهده شده در مطالعات و تحقيقات مختلف، مي تواند بدليل منبع پروتئيني جيره مورد استفاده بجاي كل پروتئين خام جيره باشد. برخي محقيقين معتقدند كه افزايش پروتئين خام جيره، لزوماً با ميزان آبستني ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئين خام جيره، عمل متقابل بين توليدمثل و پروتئين مصرفي را به ميزان كافي شرح نمي دهد. بطوركلي مواد پروتئيني در بخشهاي تجزيه پذير پروتئينهايشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جيره حاوي 18 درصد پروتئين ممكن است در ميزان پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نياز براي پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، هر يك ممكن است توليدمثل را تحت تأثير قرار دهند.

به منظور شرح چگونگي اثر منفي مصرف بيش از حد پروتئين بر باروري، 3 فرضيه كلي ارائه شده است:

1ـ محصولات فرعي سمي متابوليسم نيتروژن از شكمبه (آمونياك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و يا ابقاي جنين تازه، زيان برسانند.

2ـ عدم تعادل در انرژي و پروتئين فراهم شده، ممكن است بازده توليدمثلي را تحت تأثير قرار دهد.

و 3ـ محصولات فرعي نيتروژن يا مصرف انرژي، ممكن است ترشح گنادوتروپين و يا هورمون پروژسترون را تغيير دهد. ( پروژسترون براي توسعه فوليكولي، عبورجنين در طول لوله رحم تا رسيدن به رحم و بطور كلي در ابقاء آبستني مهم مي باشد). اين تأثيرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصي، همزمان با هم و يا با همكاري هم و بطور سينرژيك اتفاق بيفتند. همچنين، مقدار و منبع پروتئين نيز مي تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقاديري از پروتئين خام جيره كه نياز شكمبه را براي پروتئين قابل تجزيه افزايش مي دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بيفتد. با اين وجود، اثر مصرف پروتئين بر ميزان پروژسترون نياز به مطالعات بيشتري دارد و عواملي مانند، كل انرژي مصرفي و منبع پروتئين نيز بايد مورد آزمايش قرار گيرند.

بدليل تشابه تغييرات هورموني در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي پروتئين خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژي اتفاق مي افتد، بسياري از اين آثار ممكن است ناشي از اثر متقابل با انرژي بجاي اسيدهاي امينه يا محصولات فرعي نيتروژني از متابوليسم شكمبه باشد. جيره هاي با پروتئين بالا يا جيره هاي حاوي پروتئين قابل تجزيه بيش از حد، مي توانند تعادل منفي انرژي را با افزايش توليد شير شدت دهند.

بطوركلي اثرات پروتئين غذا بر باروري بسيار پيچيده بنظر مي رسد، فاكتورهاي مختلفي مانند سن، انرژي، پروتئين غيرقابل تجزيه در شكمبه و سلامتي رحم ممكن است واكنش به تغييرات پروتئين مصرفي را تحت تأثير قرار دهند. به منظور حداقل كردن زيانهاي اقتصادي تغذيه غيرمؤثر پروتئين بيش از حد، بر روي توليد و توليدمثل، جيره ها بايد براي تأمين مقادير مناسبي از پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، تهيه شوند. به عنوان مثال، براي گاوهاي پر توليد و گاوهايي كه در ابتداي شيردهي هستند، 35 درصد پروتئين خام بايد بصورت پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه باشد. پس جايگزين كردن برخي منابع پروتئيني عبوري، خصوصاً در جيره هايي كه بر اساس يونجه (زيرا پروتئين يونجه بسيار تجزيه پذير است) تهيه مي شوند، نياز است.

نقش تعادل انرژي در توليدمثل :

انرژي مصرفي مي تواند يكي از مهمترين عوامل تغذيه اي مؤثر بر توليد گاوهاي شيري باشد. انرژي مصرفي ناكافي در تليسه ها و در گاوها در ابتداي شيردهي، عملكرد توليدمثلي را كاهش مي دهد. مصرف انرژي بيش از حد در اواخر دوره شيردهي و در دوره خشكي نيز مي تواند مشكلات چاقي گاو را ايجاد كند كه خود موجب كاهش بازده توليدمثلي آنها در دوره شيردهي بعدي مي شود. زمانيكه تليسه ها با مقادير ناكافي انرژي تغذيه شوند، ديرتر به سن بلوغ جنسي مي رسند و چنانچه جيره هايي كه داراي كمبود انرژي هستند به تليسه هايي كه دوره هاي فحلي طبيعي را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلي آنها شود. گاوهاي شيرده پرتوليد نيز، در ابتداي دوره بعد از زايمان، ناتوان از مصرف غذاي كافي به منظور تأمين نيازهاي انرژي براي توليد شير هستند. وقتي كه موادغذايي مصرفي نتوانند نيازهاي غذايي افزايش يافته براي توليد شير را مرتفع سازند، تعادل منفي انرژي اتفاق مي افتد. در اين شرايط، نيازهاي انرژي بطور ناقص و از طريق متابوليسم ذخاير بدن، مرتفع مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرايط بدني مي گردد. متابوليسم بيش از حد ذخاير بدن با تصفيه چربي كبدي بعد از زايمان و كاهش عملكرد توليدمثلي در گاوهاي شيري پرتوليد همراه مي باشد. البته ميزان و مدت زمان تعادل منفي انرژي در طول ابتداي دوره شيردهي، بيشتر به غذاي مصرفي بستگي دارد تا به توليد شير. مكانيسم هايي كه همراه با غذاي مصرفي ناكافي بعد از زايمان و در نتيجه آن تعادل منفي انرژي ، توليدمثل را متأثر مي سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با اين وجود، برخي احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونيستي بين متابوليسم بعد از زايمان و عملكرد توليدمثلي را روشن مي سازند.

هورمون لوتئيز كننده ( LH ) ، يك هورمون مهم و حياتي است كه به منظور دوباره برقرار سازي فعاليت تخمدان، رشد نهايي و بلوغ فوليكولهاي تخمداني، تخمك گذاري و ترشح تخمداني پروژسترون مورد نياز مي باشد. كمبود انرژي شديد ممكن است ترشح LH را تغيير دهد و در نتيجه، توسعه فوليكولي و تخمك گذاري را به تعويق بيندازد. تعادل منفي انرژي در ابتداي دوره بعد از زايمان، ممكن است كه به باروري پايين همراه با اثرگذاري منفي روي كيفيت فوليكولهاي تخمدان، در طول دوره توليدمثلي، منجر شود. بطور كلي، هر فوليكول، تقريباً 70 روز نياز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فوليكولهايي كه با چنين شرايط نامطلوب انرژي روبرو مي شوند ( تعادل منفي انرژي شديد در دوره ابتدايي بعد از زايمان)، در اين مدت زمان تعيين شده (70روز)، آمادگي انجام وظايف خود را پيدا نمي كنند. گزارش شده است كه فوليكولهاي در حال رشد در گاوهايي كه كاهش شديد وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زايمان، بخود ديده اند، فوليكولهاي معيوبي هستند كه در طول دوره توليدمثلي ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروري پاييني را ايجاد مي كنند.

بر اساس مطالب بالا، مشخص مي شود كه توليد شير، كمبود انرژي شديد و از دست دادن شرايط بدني با فاصله تا اولين تخمك گذاري، همبستگي مثبت و با نسبت آبستني به اولين سرويس، همبستگي منفي دارد. به اين ترتيب كه براي گاوها با توليد بالا، مدت زمان طولاني تري براي اولين تخمك گذاري بعد از زايمان لازم است، همچنين نسبت آبستني به اولين سرويس و در كل باروري، در گاوهاي پرتوليد پايينتر است. بنابراين استراتژي هاي تغذيه اي كه شروع تخمك گذاري بعد از زايمان را تسريع مي بخشند، مي تواند بر عملكرد توليدمثلي اثر مثبتي داشته باشد. بطوركلي، براي كاهش شرايط بدني از دست رفته و همچنين كاهش شدت تعادل منفي انرژي بعد از زايمان، به منظور افزايش باروري، راههاي متعددي وجود دارد. دو راه رسيدن به حداكثر تراكم انرژي در جيره غذايي گاوهاي شيري در ابتداي شيردهي ، عبارتند از :

1ـ افزايش ميزان كربوهيدرات غير سلولزي جيره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)

و 2ـ اضافه كردن چربي ( به عنوان مثال دانه كتان يا چربي عبوري )

افزايش كربوهيدرات غير سلولزي جيره مي تواند از طريق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و يا بوسيله تغذيه با غلات بيشتر، حاصل شود. هر چند كه، جيره با مقادير بالاي غلات ممكن است منجر به اسيدوز و كاهش چربي شير شود. از طرفي ديگر، ضميمه كردن چربي به منظور افزايش تراكم انرژي جيره، مي تواند غلظت كلسترول پلاسماي مورد نياز براي سنتز پروژسترون را افزايش دهد،كه در نتيجه منجر به توسعه باروري مي شود. علاوه بر اين، جيره گاوهاي خشك، در طول اواخر دوره خشكي ( 2-3 هفته آخر )، بايد به طور مناسب تنظيم شود تا اينكه گاوهاي خشك، شرايط بدني زيادي را از دست ندهند و دچار تعادل منفي شديد انرژي در هنگام زايمان نگردند.

با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذيه رابطه نزديكي با توليدمثل دارد. از طرفي ديگر نيز، به علت پايين بودن وراثت پذيري بيشتر صفات توليدمثلي، پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب براي اين صفات به كندي حاصل مي شود و مي توان گفت كه در كل مديريت (عوامل محيطي مؤثر ) خصوصاً تغذيه نقش بيشتري را در مقايسه با ژنتيك در بازده توليدمثلي ايفا مي كند. كمبودهاي غذايي و فزوني يا نا متعادل بودن غذايي، همگي نشان داده اند كه مي توانند منجر به تغييرات توليدمثلي شوند. و تنها مشكل اصلي نامشخص بودن ميزان اين افزايش، كمبود يا عدم تعادل مي باشد كه توليدمثل راتحت تأثير قرار مي دهد. مطالعات و تحقيقات بيشتري بر روي گاوهاي شيري پرتوليد نياز است تا نقش تك‌تك مواد مغذي و اثرات متقابلشان بر روي عملكرد توليدمثلي روشن شود. در حال حاضر، بهترين توصيه، تهيه يك برنامه غذايي براي گاوهاي شيري است كه براي تمام مواد مغذي، بالانس شده باشد و تمامي نيازهاي غذايي دام را برطرف كند. با اين وجود، بايد خاطر نشان كرد كه تغذيه، تنها يكي از دلايل مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي است. شرايط محيطي، تشخيص بموقع فحلي، زمان تلقيح مصنوعي و ذخيره و حمل اسپرم و رعايت اصول بهداشتي به هنگام زايش نيز مي توانند عملكرد توليدمثلي گله را تحت تأثير قرار دهند. برنامه هاي تغذيه اي مي توانند عملكرد ضعيف توليدمثلي ايجاد شده با مديريت ضعيف را اصلاح كنند.

 مجله آنلاین تخصصی کشاورزی کشاورز تنها

 منابع مورد استفاده:

  1- Jordan, E.R., Interaction:Genetic and Reproduction, West Virginia University.

2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University,

http://www.wvu.edu/~ exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.

3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University, http://www.dase.vt.edu/extension/nutritioncc/9655.html.

4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,

http://cecommerce.uwex.edu/pdfs/NRC366.PDF

رفع مشکلات ناباروری در گاوهای شیری

رفع مشکلات ناباروری در گاوهای شیری:

 cow-stomach

بسیاری از تولید کنندگان در موقعیت های مختلف با مشکلاتی در عملکرد تولید مثلی گله خود روبرو می شوند.زمانیکه راندمان تولید مثلی گله افت می کند،تولید کننده باید برای شناسایی علل امر و یافتن راه حل،با دامپزشک گله،کارشناس تلقیح مصنوعی،نمایندگی شرکت تامین خوراک و دیگر افراد ذیربط مشورت نماید.متن حاضر به معرفی انواع اصلی مشکلات ناباروری در گله می پردازد و برای پیشگیری و کنترل آن ها پیشنهاداتی ارائه می دهد.

 جفت ماندگی:

 زمانی که جفت یک گاو ماده،ظرف 12 ساعت پس از زایمان خارج نشود،این وضعیت را جفت ماندگی می گویند.بروز جفت ماندگی در گله های گاو شیری نباید بیش از 8 % باشد.

فاکتورهای احتمالی دخیل در جفت ماندگی:

 1-     عفونت های خاص از قبیل لپتوسپیروز،بروسلوز،کامپیلوباکتر،رینوتراکئیتیس عفونی(IBR) و دیگر عفونت ها می تواند سبب جفت ماندگی گردد.این عفونت ها ممکن است سبب سقط جنین گردد اما می تواند جفت ماندگی پس از زایمان را نیز منجر شود.

 2-     عفونت های نا معین ایجاد شده توسط طیف وسیعی از باکتری ها و ویروس ها که در خلال آبستنی یا هنگام زایمان رخ می دهند،می توانند به نحوی با جفت ماندگی مرتبط باشند.

 3-     دوقلوزایی و زایمان های غیر طبیعی شامل زایمان های طولانی مدت یا سخت زایی ها،اغلب سبب جفت ماندگی خواهند شد.

 4-     کمبود سلنیم،ویتامین A و یا ویتامین E می تواندبروز جفت ماندگی را به میزان بالایی افزایش دهد.

 5-     چاق شدن گاوهای خشک از روی دریافت انرژی اضافی و یا دوره ی خشکی طولانی مدت اغلب با جفت ماندگی مرتبط می باشد.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

 1-     عفونت های خاص را آزمایش کنید.از آزمایش های خونی در تشخیص عفونت های خاص بهره بگیرید.چنانچه عفونتی را تشخیص دادید،نسبت به معالجه،واکسیناسیون و یا حذف گاو آلوده اقدام نمایید.

 2-     با تمییز نگاه داشتن محوطه ی زایمان و بستر پوشانی مناسب،تماس گاو با ارگانیسم های نا معین را به حداقل برسانید.در صورت امکان،زایمان را روی علوفه انجام دهید.از جایگاه زایمان برای مقاصد دیگر استفاده نکنید.

 3-     تلیسه ها را با گاوهای نری آمیزش دهید که رکورد آسانزایی داشته اند.به دقت گاوهای در حال زایمان و تلیسه ها را تحت نظر بگیرید.چنانچه پس از گذشت 30 دقیقه پیشرفت چندانی در زایمان حاصل نشد،گاو نیاز به کمک شما دارد.سعی کنید به آرامی و با رعایت نظافت این کار را انجام دهید.

 4-     در مناطقی که از لحاظ سلنیم فقیرند،سلنیم مکمل را به صورت غذای خشک یا تزریق به گاوهای خشک برسانید.آزمایشاتی ترتیب دهید که وضعیت سلنیم را تعیین نماید.حداقل 5-4 هفته در سال گاوها را با علوفه مرتعی سبز و تازه تغذیه کنید.حدود 160000 واحد ویتامین A(یک میلیگرم کاروتن معادل 400 واحد ویتامین A است)از تمامی منابع(طبیعی و مکمل) تهیه نمایید.

5-     از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید.دسترسی به خوراک های پرانرژی مثل سیلوی ذرت یا مواد دانه ای را طی دوره ی خشکی محدود نمایید.

متریت:

 عفونت رحم تحت عنوان متریت شناخته می شود.گاوها معمولا طی 2 هفته اول پس از زایمان ترشحاتی به رنگ قرمز-قهوه ای از خود بیرون می دهند.چنانچه این ترشحات بیش از 2 هفته ادامه یابد یا اگر ترشحات بدبو باشند،این امر گواهی بر عفونت رحمی دارد.

فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد متریت:

 1-     بسیاری از گاوهایی که جفت ماندگی دارند، دچار متریت نیز خواهند شد.(فاکتورهای موثر بر جفت ماندگی را مشاهده نمایید)

 2-     ممکن است در اثر سختزایی،به مجرای تولید مثلی جراحاتی وارد آمده باشد و یا نیروی بیش از حدی که حین کمک رساندن اعمال شده سبب بروز این جراحات گشته باشد.همچنین این جراحات می تواند در زمان تلقیح یا تیمار های رحمی نیز بوجود آمده باشد.

 3-     آلودگی مجرای تولید مثلی می تواند در زمان زایمان،آنهم وقتی گاوها یا تلیسه ها شدیدا نسبت به عفونت حساس اند بوجود آید.چنانچه محل زایمان آلوده باشد یا اگر کمک رسانی در حین زایمان غیر بهداشتی انجام گرفته باشد،نتیجه ی احتمالی آن متریت خواهد بود.

 4-     استفاده از بلوس های رحمی بخاطر واکنش بدن به مواد موجود در بلوس ها می تواند منجر به تجمع چرک گردد.

 5-     کمبود سلنیم یا ویتامین E ممکن است با متریت مرتبط باشد.

 6-     چاقی بیش از حد ممکن است سلامتی گاوها را در زمان زایمان یا اوایل شیرواری به خطر اندازد.این خطرات شامل جفت ماندگی،متریت،استونومی و جابجایی شیردان می باشند.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

 1-     چنانچه بروز جفت ماندگی از 8 % بالاتر باشد،به اقدامات کنترلی ذکر شده در بالا نگاه کنید.بسیاری ار شرایطی که گاوها را در معرض جفت ماندگی قرار می دهد،به توسعه ی متریت نیز کمک می کند.

 2-     گاوها باید در مکان پاکیزه ای زایمان کنند.

 a)     آغل یا چراگاه های کاملا پاکیزه را آماده نمایید.محل زایمان را طوری انتخاب کنید که امکان مشاهده ی مکرر گاو وجود داشته باشد.

b)     بعد از هربار زایمان،آغل را تمییز و ضد عفونی نموده و بستر آنرا تعویض نمایید.در صورت امکان به جای استفاده از خاک اره،بهتر است از مواد بستری با ساقه های بلند به منظور پوشاندن بستر بهره بگیرید.

 c)      زایشگاه را زمانی که متریت یا عفونت های گوساله ها شایع است برای یک تادو ماه بلا استفاده بگذارید و ترتیبی دهید که گاوها در محلی جدید و تمییز زایمان نمایند.

 d)     زایشگاه را از هرگونه جانوری به جز گاو در حال زایمان پاک کنید.

e)     چنانچه حین زایمان به کمک شما نیاز بود،از ابزار ضد عفونی شده و تمییز استفاده کنید؛دم را به پای جلو گره بزنید؛ناحیه ی فرج و اطراف آنرا با صابون ملایمی شستشو دهید؛قبل از شروع دست ها و بازوهایتان را بشوئید؛از لوبریکانت غیر حساسیت دهنده استفاده کنید،کار را همزمان با انقباضات زایمانی شروع کنید و به هیچ وجه فشار اضافی وارد نیاورید.قبل از کشیدن گوساله اطمینان حاصل کنید که محل قرار گیری گوساله طبیعی است.در صورتی که محل قرار گرفتن گوساله یا اندازه آن نسبت به مادرش نشانگر سختزایی بود از دامپزشک خود یاری بجوئید.

 3-     زمان درمان متریت و جفت ماندگی و نوع داروهای قابل استفاده را از دامپزشک بپرسید.

 4-     در مناطق فقیر از لحاظ سلنیم،به جیره ی گاوهای خشک و شیروار مکمل سلنیم اضافه کنید و یا سلنیم را به صورت تزریقی وارد نمایید.

 5-     طی اوایل شیرواری و دوره ی خشکی از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید و در عین حال مصرف ویتامین و مواد معدنی را در حد کافی حفظ نمایید.

 6-     2 تا 6 هفته پس از زایمان گاوها را به منظور تشخیص جراحت یا عفونت آزمایش نمایید.

 7-     برای درمان متریت از توصیه های دامپزشک خود بهره بجوئید.اگر گاوی علائم عفونت را نشان نمی دهد از کاربرد دارو به رحم خودداری کنید.

کیست های تخمدانی:

کیست های تخمدانی ساختارهایی هستند که معمولا قطرشان بیش از یک اینچ می باشد.این کیست ها روی یکی یا هردو تخمدان برای 10 روز یا بیشتر باقی می مانند.باروری در گاوهای دارای کیست بخاطر تغییرات هورمونی و تغییر در میزان کشیدگی رحمی کاهش می یابد و در بسیاری از موارد قابلیت آزاد سازی تخمک از بین خواهد رفت.

فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد کیست های تخمدانی:

 1-     مصرف بیش از حد کلسیم درجیره یا جیره ی دارای نسبت زیاد کلسیم به فسفر.مصرف بیش از دو قسمت کلسیم به یک قسمت فسفر ممکن است به توسعه کیست ها کمک کند.

 2-     مصرف استروژن زیاد از طریق تزریق یا از طریق علوفه تازه ی بقولات یا از برخی سموم قارچی،بروز کیست های تخمدانی را افزایش می دهد.

 3-     استعداد ژنتیکی

 4-     شرایط استرس زا یا مشکلات سلامتی حین یا اندکی پس از زایمان.

رفع مشکل و پیشنهادات کنترلی:

 1-     علوفه را از لحاظ محتوای کلسیم و فسفر تجزیه کنید.برنامه ی غذایی را بررسی کنید تا مطمئن شوید که نسبت کلسیم-فسفر در کل جیره بین 1/1.5 و 1/2 می باشد.در تخمین مواد معدنی دریافتی،کلیه ی علوفه ها،مواد دانه ای و مواد معدنی را بحساب آورید.

 2-     از مصرف محصولات استروژنی تزریقی بپرهیزید.اینها داروهای پرتوانی هستند که تنها باید تحت نظر دامپزشک مصرف شوند.خوراک هایی را که از لحاظ محتوای zearalenone یا دیگر سموم قارچی مشکوک هستند تجزیه کنید.از مواد غذایی حاوی سطوح بالای سموم قارچی استروژنیک یا استروژن های گیاهی استفاده نکنید.

 3-     از آنجایی که استعداد ژنتیکی می تواند سبب بروز کیست های تخمدانی شود،این امر را در گله با حذف گاوهایی که دختران کیستیک بوجود آورده اند کاهش دهید و از استفاده از گاوهای نری که دختران کیستیک داشته اند نیز پرهیز نمایید.

        www.ake.blogfa.com

ليست برخي از واکسن هاي دام

ليست برخي از واکسن هاي دام:

 cow-stowmach

واکسن غانغراياي کبد:

ترکيب و توضيح: اين واکسن محتوي کشت خالص و فرماليزه شده Clostridium oedematiens تيپ B جذب شده روي ژل هيدروکسيد آلومينيوم مي باشد. واکسن غانغراياي کبد مطابق با فرمولهاي استانداردساخته شده است. اين واکسن به منظور تعيين بي ضرري، سترون بودن و ايمني زايي مطابق با دستورالعملهاي British Pharmacopoeia روي گوسفند و خرگوش مورد آزمايش قرار گرفته است.

موارد مصرف: جهت ايمن سازي فعال عليه بيماري غانغرياي کبد در گوسفند و بز.

دز و نحوه مصرف: دو تزريق زير جلدي(2 ميلي ليتر براي حيوانات تا وزن 20 کيلوگرم و 3 ميلي ليتر براي حيوانات با وزن بالاتر از 20 کيلوگرم) به فاصله زماني دو هفته، مصونيتي به مدت تقريبي 10 الي 12 ماه در دامها به وجود مي آورد.

موارد منع مصرف: در دو هفته آخر آبستني استفاده نشود.

اثرات جانبي: اغلب برجستگي کوچکي در محل تزريق ظاهر شده اما بتدريج ناپديد مي گردد.

شرايط نگهداري: در دماي 4 الي 8 درجه سانتي گراد و دور از نور خورشيد شود.

واکسن تيلريوز گوسفندي:

ترکيب و توضيح: واکسن تيلريوز گوسفندي محتوي ماکروشيزونت Theileria Lestoquardi کشت شده در سلول و تخفيف حدت داده شده مي باشد. واکسن تغليظ شده و در ازت مايع به حالت انجماد در مي آيد. واکسن غليظ شده و منجمد داراي 9% گليسيرول به عنوان Cryoprotective است. پس از ذوب و رقيق شدن، هر دز واکسن محتوي 105 تا 2×105 ماکروشيزونت معلق در محلول نمک فيزيولوژيک مي باشد.

موارد مصرف: جهت ايمن سازي فعال عليه تيليوز ناشي از T. Lestoquardi در گوسفندان.

دز و نحوه مصرف: توجه داشته باشيد که هميشه جابجا کردن موادي که در ظرفهاي شيشه اي و درون ازت مايع نگهداري مي شوند بايد در نهايت دقت و با استفاده از لباس و تجهيزات محافظ صورت گيرد. پس از خارج کردن شيشه از ازت مايع چند دقيقه آن را در قسمت بخار ازت نگه داريد، سپس از ظرف خارج کنيد. پس از خارج کردن از ظرف ازت مايع، ويال واکسن را در ظرف آب ولرم (37 درجه) قرار دهيد و صبر کنيد تا واکسن ذوب شود. نيم ساعت پس از ذوب شدن کامل واکسن، با استفاده از يک سرنگ و سوزن استريل به هر شيشه مقدار 10 ميلي ليتر محلول رقيق کننده بيفزاييد. ويال را به آرامي و با ملايمت تکان داده تا محتويات آن به حالت يکنواختي درآيد. اجازه دهيد واکسن مدت نيم ساعت در شرايط و دماي اطاق باقي بماند سپس واکسن را به نسبت 1:50 در محلول رقيق کننده رقيق کنيد(با استفاده از سرنگ استريل واکسن کنسانتره را به مقدار 5 ميلي ليتر درون هر شيشه محتوي 250 ميلي ليتر محلول رقيق کننده تزريق نماييد). واکسن رقيق و آماده شده را مي توان به مدت 48 ساعت در دماي 4 الي 8 درجه سانتي گراد نگهداري کرد. اين واکسن را مي توان در شرايط جوي نرمال به شرط آنکه در معرض تابش مستقيم آفتاب يا نزديک کانون مولد حرارت نباشد به محل واکسيناسيون حمل و ظرف مدت 12 ساعت به مصرف رساند. هر دز واکسن، يک ميلي ليتر، بدون توجه به سن گوسفند بايد از طريق زير جلدي تزريق شود.

موارد منع مصرف: ندارد

شرايط نگهداري: واکسن بايد در ازت مايع نگهداري شود.

واکسن تيلريوز گاوي:

ترکيب و توضيح: واکسن زنده تيلريوز گاوي از کشت معلق سلول هاي لنفوئيدي که حاوي شيزونت سويه هاي تخفيف حدت يافته Theileria annulata مي باشد تهيه و در سرماي هفتاد درجه سانتي گراد زير صفر منجمد شده است و تا موقع مصرف در همين دما نگهداري مي شود.

موارد مصرف: جهت ايمن سازي فعال عليه تيلريوز ناشي از Theileria annulata در گاوهاي نر و گاوهاي شيري، تليسه ها و گوساله هاي بالاتر از دو ماه.

دز و نحوه مصرف: دز تزريقي براي هر راس حيوان يک ميلي ليتر در نظر گرفته شده است. در موقع مصرف بايد شيشه مايه را در ظرف محتوي آب 37 درجه سانتي گراد قرار داده تا محتويات آن ذوب شود و پس از تکان دادن با سرنگ کشيده و بلافاصله تزريق نمود. نوع تزريق زير جلدي است و محل تزريق در ناحيه گردن نزديک به غده لنفاوي پيش کتفي مي باشد

موارد منع مصرف: به گاوهاي آبستن بيش از چهار ماه، حيوانات تب دار و گوساله هاي کمتر از سن دو ماهگي مايه تيليوز تزريق نشود. به گاوهايي که وضع حمل کرده اند تا ده روز پس از زايمان واکسن تزريق نگردد. در فصول وفور کنه هاي ناقل بيماري، بهتر است مايه تيلريوز تزريق نشود.

شرايط نگهداري: واکسن بايد در ازت مايع نگهداري شود.

واکسن غير فعال لپتوسپيرا:

سويه هاي مورد استفاده عبارتند از:

1- لپتوسپيرا گريپوتيوفوزا – مسکو

2- لپتوسپيرا کانيکولا هونداوترش IV

3- لپتوسپيرا سيروهاجو

تراکم باکتري 7×109/ml

*فرمالدئيد

*آلومينيوم هيدروکسيد

اين واکسن به صورت غير فعال بوده و از نظر Safety, Potency و sterility بر اساس استانداردهاي USDA مورد آزمايش قرار گرفته است.

موارد استعمال: جهت ايمن سازي فعال بر عليه بيماري لپتوسپيروز در گاو و گوسفند به کار مي رود. به صورت زير پوستي و يا داخل عضلاني به ميزان 2ml براي گاو 1ml براي گوسفند تزريق مي گردد. ايمني به مدت يکسال باقي خواهد ماند.

موارد عدم استعمال:

– 21 روز قبل از کشتار استفاده نگردد.

– از فريز کردن نمونه خودداري شود.

اثرات جانبي: گاهي ايجاد واکنش هاي آنافيلاکتيک مي کند که با تزريق اپي نفرين بر طرف مي گردد.

شرايط نگهداري: در دماي 4 الي 8 درجه سانتي گراد و دور از نور خورشيد شود.

(واکسن تزريقي) Biocan DHppi LR ** :

واکسن موثر بر عليه ديستمپر (CDV) – هپاتيت عفوني (CAV1) – لارنگوتراکئيت عفوني (CAV2) – هاري – لپتوسپيروز (Leptospira icterohaemrrhagia Leptospira canicola)

دستور مصرف:

– اولين واکسيناسيون در سگ ها 12 هفتگي (يا بالاتر)

– دومين واکسيناسيون 2 – 3 هفته بعد

– تکرار ساليانه

– واکسن ليوفيليزه بايد در مايع واکسن biocan رقيق شود.

– بلافاصله پس از رقيق کردن، بايد واکسن مصرف شود

– 2 سي سي واکسن (بدون در نظر گرفتن سن و وزن) بايد به صورت زير جلدي تزريق شود.

موارد احتياط: متعاقب واکسيناسيون حيوان دچار تب خواهد شد.

در حيوانات آبستن نبايد مصرف شود و واکسيناسيون بايد فقط در حيوانات سالم و بدون آلودگي انگلي و داراي تغذيه مناسب انجام شود.

تا 3 روز پس از واکسيناسيون حيوان نبايد فعاليت زياد داشته باشد.

واکسيناسيون حتما بايد زير نظر دکتر دامپزشک انجام شود.

شرايط نگهداري: در محيط خشک و خنک و در درجه حرارت 2-8 درجه سانتي گراد نگهداري شود.

در صورت عدم نگهداري در شرايط فوق، کيفيت واکسن تضمين نمي شود.

مدت نگهداري: 24 ماه پس از توليد

(واکسن ضد اسهال گوساله ها) Kolibin-Re * :

Rotavirus Corona virus E. Coli

اين واکسن از ويروس هاي بي اثر شده Corona virusو Rotavirus و نيز از سلي سويه E. Coli بيماري زاي غير فعال (SEROTYPES 08:K35/09:K99-0101:K35/K99) تهيه گرديده که با تزريق به گاوهاي آبستن، پادتن لازم در آغوز آنها بوجود آمده و اين آغوز، گوساله هاي شيرخوار را در برابر اسهال کشنده روزهاي اول تولد محافظت مي نمايد.

قابل ذکر است که نتايج بدست امده از تحقيقات انجام شده در موسسه تحقيقات دامي در Compton در انگلستان نشان مي دهد که از ميان عوامل بيماريزاي فوق (Rotavirus و Corona virus, E Coli) نقش عمده بر عهده روتاويروس بوده و کروناويروس در مرحله دوم اهميت و عامل اسهال هاي آبکي چند روز اول تولد گوساله ها عمدتا E. Coli مي باشد.

دستور مصرف: مقدار 5cc از اين واکسن به صورت زير جلدي در فاصله زماني 28 ال 60 روز مانده به زايمان به گاوهاي آبستن تزريق مي شود(البته بهتر است که به کليه گاوهاي آبستن واجد شرايط زماني فوق که در گله موجود است تزريق شود). در گله هايي که آلودگي خيلي شديد است توصيه گرديده است تا دو تزريق به فاصله 28 روز (يکي در فاصله 5-6 هفته مانده به زايمان و ديگري 2-3 هفته مانده به زايمان) تزريق شود.

نحوه اثر: پس از تزريق، بالترين سطح آنتي بادي در خون و شير گاوهاي واکسينه شده 28 تا دو ماه بعد از تزريق بوجود مي آيد و اين آنتي بادي که از طريق آغوز به گوساله هاي نوزاد خورانده مي شود آنها را در روزهاي اول زندگي به خصوص يک هفته اول در مقابل عوامل بيماري زا مهلک فوق محافظت مي نمايد. بر اساس يک تحقيق علمي توصيه شده است به منظور حفظ کامل گوساله ها در مقابل اسهال ترتيبي داده شود تا گوساله ها به مدت دو هفته اول زندگي از آغوز گاوهاي واکسينه شده استفاده کنند؛ مگر اينکه دامدار متوجه شود که تغذيه آغوز در هفته اول کافي مي باشد.

شرايط نگهداري: در محيط خشک و خنک و در درجه حرارت 2-8 درجه سانتي گراد نگهداري شود.

Duramune DA2LP PV:

اين واکسن حاوي ويروس زنده Canine distemper, Adenovirus type 2 , Parainfluenza , Parvovirus و باکتري کشته Leptospira (Bacterin) مي باشد.

همچنين در اين واکسن از جنتامايسين، تيمروزال و آمفوتريسين B به عنوان نگهدارنده استفاده شده است.

موارد مصرف: جهت واکسيناسيون سگهاي سالم براي پيشگيري از بيماري هاي Infetions canine hepatits , Canine distemper ، بيماري هاي تنفسي حاصل از, Canoine parinfluenza, canine parvovirus Canine adenovirus type 2و Leptospira Canicola & Icterohaemorrhagiae

مقدار و روش مصرف: واکسن DA2LP PV به صورت ليوفيليزه مي باشد که بايد با رعايت شرايط بهداشتي با ويال حاوي باکترين لپتوسپيرا مخلوط شود؛ سپس يک ميلي ليتر (برابر با يک دوز) را به صورت زير جلدي (S.C) يا داخل عضلاني (IM) تزريق کنيد.

برنامه واکسيناسيون: اولين نوبت واکسيناسيون بايد در 6 هفتگي انجام شود تا به کمک ايمني مادر، ايمني فعال (active immunity) حاصل شود سپس توله سگ ها تا سن 16 هفتگي هر 2 – 3 هفته يکبار واکسينه شوند.

سگ هايي که تا سن 12 هفتگي واکسينه نشده اند بايد بعد از دريافت نوبت اول، 2-3 هفته بعد واکسيناسيون نوبت دوم را نيز دريافت کنند.

ادامه واکسيناسيون نوبت دوم را نيز دريافت کنند.

ادامه واکسيناسيون براي سگ ها هر سال يک بار با يک دوز واکسن توصيه مي گردد.

توجه: در صورت مشاهده شوک آنافيلاکتيک، جهت برطرف کردن علائم، از اپي نفرين اتفاده شود.

تمام ويال هاي خالي و محتويات باقي مانده سوزانده شود.

شرايط نگهداري: در دماي 2 – 7 درجه سانتي گراد و دور از نور نگهداري شود. از يخ زدگي محافظت شود.

Decivac FMD

واکسن کشته بر عليه بيماري تب برفکي

اين واکسن توسط انستيتوي مرکزي دامپزشکي در شهر ليسناد هلند طراحي و توليد مي شود. اساس کار ويروسهاي تب برفکي توليد شده در سوسپانسيون کشت سلولي سلول BH است. ويروس ها توسط اتيل آمين مضاعف غير فعال شده، تغليظ گشته و در يک سيستم بسته توسط پروپيلن گليکول رسوب داده مي شوند. متعاقبا آنتي ژن ها شامل 146 ذره در محيط بالاي ازت مايع نگهداري مي شوند تا براي توليد نهايي و فرموله کردن بصورت بصورت واکسن امولسيون دوبل روغني يا واکسن حامل آلومينيوم هيدروکسايد / ساپونين مصرف شوند. در تمامي مراحل توليد GMP حاکم بوده و واکسن مطابق با اصول فارماکوپه اروپا در رابطه با ايمني، قابليت و استريل بودن توليد مي شود. واکسن ها مي توانند بصورت مونووالان يا مولتي والان و شامل پادتن هاي A, O, C, Asia1, SAT 1, SAT 2, SAT 3 باشند.

قدرت پادتن واکسن توسط تست PD50 اندازه گيري مي شود که شامل درگير کردن سه گروه دام هدف در سه دوز مختلف(1، 4/1، 16/1 دوز) است. مطابق با فارماکوپه اروپا اروپا هر دوز واکسن بايد حاوي حداقل 3PD50 باشد. حداقل استاندارد مورد قبول براي دسي واک تب برفکي 6PD50 در هر دوز است. اين مقدار مطابق با توصيه جديد اروپاي متحد جهت حصول به محافظت کامل حتي در شرايط آندوميک بيماري است.

واکسن هاي DECI-VAC FMD-DOE:

اين واکسن در امولسيون دوبل فرموله شده اند که شامل امولسيفيکاسيون اوليه(آنتي ژن رقيق شده با آب در روغن مصرفي سبک) و بدنبال آن امولسيفيکاسيون ثانويه (امولسيون اوليه برابر حجمي دوباره در آب امولسيون مي شود) است. اين امولسيون آب/روغن/آب داراي سيلان پايين بوده و به آساني قابل تزريق است. اگر جداشدگي در امولسيون روغن رخ داد به آساني مي توان با تکان دادن، يکنواختي مجدد واکسن را فراهم ساخت.

مزاياي DOE بشرح ذيل است

– سيلان زياد

– ايمنيت طولاني با تيتر سرمي بالا

– اثرات جنبي قابل اغماض در محل تزريق

– مناسب براي تمام گونه هاي دامي

ميزان تزريق: 2 ميلي ليتر

واکسن DECI-VAC FMD-AlSA:

اين واکسن ها با آلومينيوم هيدروکسايد و ساپونين بعنوان حامل فرموله شده اند واکسينه هاي ALSA مدت هاي مديدي است که در سرتاسر دنيا استفاده مي شوند.

ميزان تزريق: 2 ميلي ليتر

تعاريف: واکسن هاي منووالان يا مولتي والان براي ايجاد ايمني فعال در گاو، گاوميش، گوسفند و بز استفاده مي شود. واکسن هاي بطور معمول جهت واکسيناسيون عادي در مناطق آندميک بکار مي روند اما در موارد اضطراري نيز مورد مصرف دارند. بايد توجه داشت امکان ايجاد تداخل بين پادتن هاي مادري و پاسخ ايمني وجود دارد. اگر ايمني مادري وجود دارد دامهاي بزرگ را بايد از چهار ماهگي و دامهاي کوچکي را از دو ماهگي واکسينه کرد.

برنامه واکسيناسيون:

گاو، گاوميش: دامهاي جوان بدون داشتن پادتن هاي مادري، واکسيناسيون اوليه از دو هفتگي به بعد و تکرار واکسيناسيون هر 6 ماه يکبار

دامهاي جوان با داشتن پادتن هاي مادري، واکسيناسيون اوليه از چهار هفتگي به بعد و تکرار واکسيناسيون هر 6 ماه يکبار

دامهاي مسن هر 6 ماه يکبار

گوسفند، بز: دامهاي جوان بدون داشتن پادتن هاي مادري، واکسيناسيون اوليه از دو هفتگي به بعد و تکرار واکسيناسيون هر 6 ماه يکبار

دامهاي جوان با داشتن پادتن هاي مادري، واکسيناسيون اوليه از دو هفتگي به بعد و تکرار واکسيناسيون هر 6 ماه يک بار.

دامهاي مسن هر 6 ماه يکبار

مقدار و طريقه مصرف:

واکسن هاي DOE: گاو و گوساله و گاوميش – دو ميلي ليتر زير جلدي يا داخل عضلاني گوسفند و بز – يک ميلي ليتر زير جلدي يا داخل عضلاني

واکسن هاي ALSA: گاو و گوساله و گاوميش – دو ميلي ليتر زير جلدي يا داخل عضلاني گوسفند و بز – يک ميلي ليتر زير جلدي يا داخل عضلاني

شرح و دوام ايمني: براي هر دو واکسن فرمول DEO و ALSA، ايمني طي ده روز ايجاد شده و حداقل 6 ماه دوام خواهد داشت.

واکسن تب برفکي سه تائي ( ضد تيپ هاي O,A,ASIA1):

اين واکسن از کشت روي ويروس روي سلول با در نظر گرفتن شرايط لازمه تهيه و روي ژل دالومينيوم جذب گرديده است. اين واکن از سه تيپ ويروس تب برفکي O,A,ASIA 1 تهيه شده است.

طريقه استعمال: قبل از مصرف شيشه را محکم تکان دهيد

محل تزريق: تزريق بايد منحصرا زير جلدي و در محل هاي تعيين شده زير انجام گيرد.

گاو: ناحيه غبغب يا دو طرف گردن

گوسفند و بز: يکي از دو طرف گردن

دامهايي که از مادر ايمن واکسن خورده بدنيا مي آيند عيار پادتن حاصل از ايمني مادري تا 3 ماه در بدن دام باقي مي ماند و نياز به تزريق واکسن تا قبل از 3 ماهگي نيست ولي در صورتيکه مادر، ايمن نباشد يا دام نوزاد آغوز دريافت نکرده باشد بايد در 1 ماهگي واکسن دريافت کند.

در دامهاييکه براي اولين بار واکسن تب برفکي تزريق مي شوند تجديد واکسيناسيون بعد از 4 هفته ضروري است و واکسن بايد به دامهاي سالم و غير آلوده تزريق شده و هر 6 ماه يک بار تجديد گردد.

طرز نگهداري: واکسن بايد تا موقع تزريق در حرارت 4 درجه سانتي گراد حفظ شود.

واکنشهاي بعد از تزريق : پس از تزريق واکسن ورمي در محل مايع کوبي ايجاد مي شود که به فاصله چند روز جذب مي گردد و برآمدگي کوچک و سفت و سختي براي مدت نسبتا طولاني باقي مي ماند در صورتي که سوزن استريل و محل تزريق ضد عفوني شود هرگز دمل چرکي ديده نخواهد شد.

مقدار تزريق:

گاو نژاد خارجي و دو رگه: 5 سانتي متر مکعب

گاو ايراني: 5/2 سانتي متر مکعب

گوسفند و بز: 1 سانتي متر مکعب

www.ake.blogfa.com