فیزیولوژی تولیدمثل شتر

فیزیولوژی تولیدمثل شتر
تألیف :
دکتر احسان مقدس
تاریخ تإلیف : آبان 1382

مقدمه :
در این مقاله مطالبی را در باره فیزیولوژی تولید مثل شتر ذکر می کنیم وامیدواریم که این مطالب مورد استفاده علاقمندان  قرار گیرد ، به ویژه که این اطلاعات می تواند در زاد وولد گله های داشتی شتر مفیدومثمر ثمر واقع گردد .
سن بلوغ
در بین حیوانات اهلی ، شتر جزو حیواناتی است که دیر بالغ می شوند، به طوری که شتر ماده معمولاً در سن سه سالگی به بلوغ می رسد ولی معمولاً شترهای ماده را پس از 4 سالگی برای زاد وولد مورد استفاده قرار می دهند (Leupold 1967) . Abdunazaroo (1971) در باره بعضی شترهای ترکمن گزارش می دهد که آنها در سن 8 تا 12 ماهگی به سن بلوغ می رسند. البته این شخص تنها فردی است که از چنین بلوغ زودرسی گزارش کرده است و در سایر منابع علمی چنین مدتی در مورد سن بلوغ شتر ذکری به میان نیامده است.
در مورد سن بلوغ شتر نر عقاید گوناگونی وجود دارد . چنانکه برحسب نظر، Abdunazroo (1971) 8 تا 12 ماهگی و طبق نظر Singh (1969) 2 سالگی و برحسب نظر Williamson&poyn (1959) 3 سالگی و حتی طبق اطلاعات Matharu (1967) و Nanda (1956) 6 سالگی را سن بلوغ شتر نر می دانند. اما آنچه که اهمیت دارد سن 6 سالگی است که اکثریت قریب به اتفاق محققین این زمان را برای استفاده پرورشی پیشنهاد کرده اند .
فحلی و علایم آن در شترهای نر و ماده :
اولاً ـ مستی و علایم آن در شتر نر
دوره آمادگی جسمی شترهای نر بستگی به تغذیه و شرایط نگاهداری آنها دارد و چنانچه این شترها خوب تغذیه نشوند این دوره بیش از 4 هفته در سال به طول نمی انجامد . برعکس با تغذیه خوب و کافی این مدت به 4 ماه نیز می رسد . گاهی نیز ممکن است شترهای نر مسن تمام سال آمادگی جنسی داشته باشند ولی بطور متوسط دوره آمادگی جنسی سه ماه بطول می انجامد (Nanda 1956 ).
چنین بنظر می رسد که آمادگی جنسی در روزهای سرد سال ظاهر و با گرم و درازشدن روز متوقف می گردد. چنانچه در نیم کره شمالی آمادگی جنسی در دیماه تا فروردین ماه و نیم کره جنوبی خردادماه تا آذرماه و درنزدیکی خط استوا زمان معین نداشته و جفت گیری در سراسر سال صورت می گیرد ( Williamson و همکارانش 1959) .
جفت گیری شتر در ایران بیشتر در اواخر فروردین ماه آغاز می گردد. (ناظر عدل 1365).

شروع مستی در شتر با افزایش فعالیت در سلول های ترشحی آلفا و بتای هیپوفیز پیشین رخ می دهد. وزن بیضه ها افزایش یافته و کام نرم رشد ملحوظی را نشان خواهد داد . افزایش وزن بیضه ها اساساً بخاطر افزایش بافت بینابینی است و اسپرماتوژنز نیز زیاد شده است هنگامی که مستی نباشد میزان تولید اسپرماتوزوئید کم است البته نرها نیز مثل ماده ها امکان دارد در طول سال قدرت باروری داشته باشند.شروع مستی در شتر با افزایش فعالیت در سلول های ترشحی آلفا و بتای هیپوفیز پیشین رخ می دهد. وزن بیضه ها افزایش یافته و کام نرم رشد ملحوظی را نشان خواهد داد . افزایش وزن بیضه ها اساساً بخاطر افزایش بافت بینابینی است و اسپرماتوژنز نیز زیاد شده است هنگامی که مستی نباشد میزان تولید اسپرماتوزوئید کم است البته نرها نیز مثل ماده ها امکان دارد در طول سال قدرت باروری داشته باشند.

درحالت مستی لوله های منی ساز شتر های نر دارای قطر بیشتری نسبت به دوره غیرمستی می باشند تعداد اسپرم در هر گرم از بافت بیضه 30 ـ 27 میلیون در شترهای نر خاموش و 47 ـ 36 میلیون در شتر نر مست است که در بالاترین مقدار 3/1 میزان اسپرم گاو است. علاوه بر تغییرات فصلی، فاکتورهای طولانی مدت بر روی فیزیولوژی جنسی اثر دارند مثلاً قطر لوله های منی ساز تا 9 سالگی افزایش یافته و تعداد اسپرم نیز زیاد می شود و بعد از آن بتدریج کاهش می یابد. اما تغییرات ناچیزی در کل سلول های زاینده اسپرماتوگونی ( اسپرماتوسیت اولیه و اسپرماتید) در سنین 6 تا 18 سالگی رخ می دهد . شترن نر در طول فصل جفت گیری بعلت عدم تغذیه بتدریج ضعیف می شود.
حیواناتی که بطور مرتب آب می نوشند اعمال فیزیولوژیکی و فیزیکی آنها در دوره مستی قوی تر از شترهای تشنه می باشد. دوره مستی تنها فاکتوری است که ظاهراً روی ترکیب خون اثر می گذارد کاهش شدید هموگلوبین و افزایش شدید لکوسیت ها دو پارامتر مهم این دوره است.
در گله های شتر به طور کلی یک شتر نر بسته به جثه یا قدرت جنگجوئی اش حالت غالب را به خود می گیرد و شترهای نر ضعیف تر از مستی می افتند و یا آنکه فعالیت کمتری نشان می دهند.
شترهای نر مست دائماً دندان های بالا و پائین خود را به یکدیگر می سایند و در فصل جفت گیری حالت تهاجمی و خطرناک به خود می گیرند و غالباً طوری می ایستند که پاهای عقب از یکدیگر فاصله داشته و دم را محکم به آلت تناسلی خود زده و قطرات ادرار را به بغل رانها و پاها می پاشند و دراین حالت معمولاً شتر نر به دفعات مکرر ادرار می کند و گاهی حتی از خود منی می ریزد، اسهال نیز دیده می شود. در این هنگام شتر ماده فحل معمولاً جلو شتر قوز کرده و کمی ادرار می کند و شتر نر ادرار روی زمین و یا فرج او را بو کرده و و اکنش بویایی به نام فلمن Flehmen را از خود نشان می دهد .

واکنش فلمن شامل قائم نگه داشتن سر وگردن وجمع گردن لب بالایی به طوری که لثه ها ودندان های بالا ودندان های نیش پائین ظاهر گردد. Abdel Rahmin & Nazier (1992) در طی بررسی های خود مشاهده کردند که شتر نر با بو کردن نمونه های ادرار محتوی اسیدهای چرب پاسخ می دهد ولی تنها با بو کردن نمونه های ادرار شترهای ماده غیر آبستن و یا حاوی اسید استیک، فلمن ادا می کند. مدت زمان ادای فلمن بین 22 تا 50 ثانیه طول می کشد و آنان در این بررسی مشابه بودن جفت گیری شتر با سایر پستانداران را تأئید می نمایند با این تفاوت که آلت تناسلی شتر به هنگام طلب جفت با شتر ماده ایستاده، نعوظ نمی گردد و این موضوع نشان می دهد که در شترها، عشقبازی و نعوظ کامل آلت تناسلی به منظور تضمین عمل جفت گیری لازم نیست.
شترهای نر مست، در دوره مستی خود آب دهان کف آلود، نفس زدن، نگهداشتن سر به عقب، تکان دادن دم، دولا شدن با حرکات ضربه ای لگن، ماده ها را تعقیب می کنند و از دیگر علایم فحلی، ترشح مایع سیاه رنگ و بدبوئی است که بوسیله غدد اکسی پیتال ترشح می شود و شتر نر بوسیله مالش پشت سر خود به اشیاء این بو را در محوطه سلطه خویش پخش می نماید ( Gardener 1971 ) . ترشحات غدد بزاقی نیز وجود دارد و کام نر در طول مستی غالباً بیرون می آید که این امر احتمالاً به خاطر متصاعد شدن گازهای ناشی از گوارش، از سیرابی به داخل آن است. گرچه در شترهای نر اخته شده طول کام نرم افزایش می یابد اما هرگز از دهان بیرون نمی آید که مبین این است که کام در شتر نر طبیعی دارای رشد کامل و بیشتری است و Singh (1969) معتقد است که این حالت فقط در شتر یک کوهانه اتفاق می افتد و اظهار می دارد ؛ یکی از علایمی که فقط در شتر  یک کوهان گاهی مشاهده می شود، بیرون زدن پوسته سقف دهان است که مانند بادکنک قرمز رنگی از یک طرف دهان آویزان می شود .
در هنگام هیجان جنسی، عوارض ثانویه ای از قبیل: بی اشتهائی، اسهال و عصبانیت در شترهای نر دیده می شود که این امر باعث ضعف آنها می شود، اشخاص با تجربه روش کاملاً ساده ای برای از بین بردن هیجان جنسی و در نتیجه عوارض ثانویه آن بکار می برند بدین معنی که در این فاصله از شتر کار بیشتر و سنگین تری کشیده و تا حدودی وضع تغذیه آنها را مختل می نمایند. چنانکه در یک گله شتر تعداد زیادی شتر نر وجود داشته باشد و فقط در قوی ترین آنها علایم هیجان جنسی ظاهر شود شتر های نردیگر که بعداً این آمادگی را پیدا می کنند از ترس شتر قوی تر آن علایم را بروز نمی دهند و یا این که علایم به صورت خیلی ضعیف در آن ها ظاهر می گردد. ولی چنانچه دو شترنر در یک سطح و در یک زمان آمادگی جنسی پیدا کنند این امر منجر به جنگ و ستیز بین آن ها می گردد وهر کدان از آن ها سعی می کند که با گاز گرفتن وپرخاش ، دیگری را از میدان به بدر کند . در چنین حالتی نزدیک شدن به شترها به علت حساسیت فوق العاده آنان کار مشکل وخطرناکی است ، مخصوصاً اگر شتر ماده ای نیز در نزدیکی باشد .

 ثانیاً ـ فحلی و علایم آن در شترهای ماده :
شتر ماده تظاهرات فحلی خفیف تری نسبت به شتر نر نشان می دهد. با وجود این علایم فحلی شتر ماده را می توان بطور واضح در ماه های معینی از سال مشاهده کرد. در تحقیقاتی که Shalash (1965) انجام داده باین نتیجه رسیده است که شدت فعالیت تخمدان در ماه های آذر تا خرداد می باشد و طبق نظر Charnot (1969) این فعالیت بین ماه های آبان تا اوائل خرداد است .
برحسب نظر Gardener (1971) هر 30 تا 40 روز یکبار تخمک گذاری ( اوولاسیون) صورت می گیرد. این مدت برحسب اظهارات Martharu (1967) هر دوهفته یکبار می باشد که هر بار تا 7 روز بطور می انجامد .
اولین فحلی بعد از زایمان 25 تا 30 روز بعد از آن ظاهر می شود ( Abdunzaroo 1971 ) . بهترین موقع برای جفت گیری 3 تا 4 روز بعد از فحلی می باشد. ( Gardener 1971).
شدت ظهور علایم فحلی بسته به فرد و فصل متغیر است. برای مثال درهند 14% و 13% و 55 % شترهای ماده به ترتیب دارای علایم ضعیف، متوسط و قوی فحلی هستند .
علایم ظاهری فحلی عبارتند از : بیقراری ، ‌ناراحتی و ناآرامی شترهای ماده به طوری که این شترها دائماً در حال نالیدن، نعره زدن و صدای مخصوصی از خود در آوردن می باشند و تورم فرج و ترشح مخاطی از واژن، بلعیدن هوا و سپس جمع کردن باد در گلو و باز کردن پاهای عقب از یکدیگر و ضربه زدن بوسیله دم به قسمت خلفی بدن بخصوص هنگامی که شتر نر حضور داشته باشد ، از دیگر علایم فحلی شتر ماده است . لبه های فرج این شترها متورم شده و بطور نامنظم باز و بسته می شود. در آزمایشات، واژن صورتی رنگ و مرطوب دیده می شود که با پیشرفت فحلی از شدت آن کاسته می شود. سرویکس مرطوب و شل شده است بطوری که در آزمایش مقعد چندان قابل لمس نیست . شاخ های رحم کمی متورم شده اما به سفتی شاخ های رحم گاو نمی رسد . فولیکول دوگراف لمس می شود ما جسم زرد روی تخمدان لمس نمی گردد .

جفت گیری :
استعداد یا قابلیت جفت گیری همانند آمادگی جنسی شتر نر بستگی به تغذیه و شرایط نگهداری آنها دارد. بطور کلی در شرایط طبیعی در هر دوره آمادگی جنسی، شتر نر می تواند 30 تا 40 شتر ماده را سرویس دهی نماید که با تغذیه خوب و کافی این تعداد به 70 نفر می رسد ( Singh 1969).
Singh & prakash (1964) عمل جفت گیری را چنین توصیف می نمایند که شتر نر دو تا سه بار به دور شتر ماده چرخیده و گردن خود را روی گردن شتر ماده قرار داده و سعی می نماید که با گاز گرفتن شانه او را وادار به همکاری نماید. در موقع جفت گیری شتر ماده بر روی زمین می نشیند وشتر نر از عقب اورا در بر می گیرد ، برخی از شترداران برای تسهیل جفت گیری بین شتر نر وماده ، اکثراً پای شتر ماده را می بندند و بعد از جفت گیری باز می نمایند تا از جا برخیزد .
شتر ماده در موقع هدایت آلت تناسلی خود به دستگاه تناسلی شتر ماده عضلات شکم خود را جمع می کند به طوری که محوطه لگن شتر نر با قسمت خارجی دستگاه تناسلی شتر ماده مستقیماً در مقابل یکدیگر قرار گیرند. در این حالت است که هدایت کامل آلت تناسلی در دستگاه تناسلی شتر ماده ممکن می گردد .
گاهی اوقات شتر نر مست، شتر ماده فحل را تعقیب می کند و وقتی به او می رسد سرخود را به گردن شتر ماده می فشارد و او را وادار به نشستن می کند سپس در وضعیت چمباته سوار بر شتر ماده می شود و جفت گیری با کف کردن دهان و صدای غرغر و بیرون زدگی متناوب کام نرم و ناله کردن شتر ماده همراه است. در طول جفت گیری بقیه گله بحالت آماده باش و بصورت دایره وار دور آنها جمع می شوند . در یک جفت گیری 4 ـ 3 بار دخول یا حرکت رفت آمد صورت می گیرد و در این رفت وآمدها ترشح منی صورت می پذیرد و در همین حال شتر نر می غرد و شتر ماده به عمل نشخوارکردن ادامه می دهد در این موقع عضلات پاهای عقبی شتر نر بحالت انقباض در می آیند و تنفس تندتر می شود وپس از گذشت چند لحظه شتر نر حالت طبیعی خود را باز می یابد. در حین جفت گیری هر دو شتر صدای بخصوصی از خود بروز می دهند . مدت جفت گیری حداکثر 20 و حداقل 7 دقیقه می باشد ولی بطور متوسط این عمل 7/11 دقیقه بطول می انجامد ( Singh & rakash 1964). اگر به یک شتر نر اجازه داده شود ممکن است تمام روز را با یک شتر ماده بگذراند تا آن که سرانجام او را از پای انداخته بطوری که قادر به بلند شدن نباشد. اگر حیوان نر تحت کنترل باشد می تواند روزانه با 3 شتر ماده جفت گیری کند.
شتر نر مقدار 1 ـ 10 سانتیمتر مکعب و بطور متوسط در حدود 3 سانتی متر مکعب از منی را در هر بار جفت گیری دفع می کند و منی شتر غلیظ و لزج بوده و دارای رنگ سفیدی است و PH آن 8/7 می باشد.
و قابل ذکر که علی رغم موفقیت تلقیح مصنوعی در گاوها و گوسفندها، تاکنون هیچ گزارش از تلقیح مصنوعی در میان شترهای ماده نرسیده است و شاید علت آن این باشد که تخمک گذاری در شتر ماده فقط در هنگام آمیزش جنسی اتفاق می افتد .

آبستنی :
شتر ماده در مقایسه با سایر حیوانات اهلی دارای طولانی ترین دوره آبستنی است دوره آبستنی شتر یک کوهانه در نواحی گرم معمولاً یکسال ذکر می گردد و گفته می شود که این مدت بین 345 تا 395 روز تفاوت می نماید و به طور متوسط 365 روز است ( بعاج 1990).
آبستنی رابطه مستقیمی با تغذیه خوب و کافی و روش های نگهداری صحیح و مناسب دارد و طبق نظر Terentjer (1963) می توان هر سه سال و طبق نظر Matharu (1967) هر دو سال و نیم یکبار دو بچه شتر گرفت. از شتر می توان تا سن بیست سالگی نیز بچه گرفت ( Singh 1969 ). تخمک گذاری در اثنای جفت گیری صورت می گیردو محل استقرار جنین در 24/99% از تعداد 887 نفر شتر حامله مورد آزمایش در شیپور چپ رحم بوده است. دو قلو یا سه قلوزائی در آنها بندرت پیش می آید. بطوری که آمار جمع آوری شده توسط Shalash (1965) نشان می دهد امکان دوقلو یا سه قلوزائی در شترها 26% است. اما در عوض حدود 45/12% امکان تولید 2 یا 3 جنین وجود داشته است که در اوایل دوره جنینی از بین می روند. علاوه بر روش های نگاهداری و تغذیه ، بیماری ها نیز نقش مهمی را در باروری بازی می کنند. Shalash (1965) در معاینه 1701 عدد رحم شترها ، 20% مورد غیرطبیعی مشاهده نمود. اما در اکثر شترها با رحم غیرطبیعی باروری صورت گرفته است . شتر ماده آبستن معمولاً دو هفته بعد از عمل جفت گیری چنانچه شتر نری برای جفت گیری به آن نزدیک شود دم خود را بالا می گیرد و فرار می کند و شترداران با مشاهده این حالت باید شترهای آبستن را از گله جدا کنند تا شتر نر در فصل جفت گیری بقیه ماده ها را بارور سازدو شترهای حامله نیز از آزار واذیت شترهای نر در امان باشند . ( Abdel Rahlm & Nazier 1992).
Musa (1969) در گزارش دیگری اظهار می دارد که میزان تخمک گذاری دوتایی 14% است ولی میزان دوقلوهایی که متولد می شوند فقط 4/0 % زایش هاست. جابجایی جنین از شاخ راست به چپ مکرر اتفاق می افتد ومیزان آن 7/37% ذکر شده است. وقتی هر دو تخمدان تخمک گذاری کنند جنین ها ابتدا در هر دو شاخ گسترش می یابد ولی جنین شاخ راست هنگامی که به طول 3 ـ2 سانتیمتری برسد می میرد. در دوقلوزائی کوریون دو جنین بهم آمیختگی دارند ولی احتمالاً هم دهانی رگی الانتوئیک رخ نمی دهد ( مانند آنچه که در گاو هست) و هیچ گزارشی مبنی بر شتر فری مارتین Free – martin در تعداد کم دوقلوزائی وجود ندارد.
مسأله دیگر اینست که شکل جفت در شتر مانند مادیان و خوک بصورت منتشر و از نوع اپی تلئو کوریال است و کونیلدونی نیست.
مقدار مایع الانتوئیک به سرعت افزایش می یابد و از حدود 5/1 لیتر در 0 ـ 10 سانتی متری طول بدن جنین به تقریباً 6 ـ 5 لیتر در 20 ـ 11 سانتیمتر طول بدن جنین می رسد . این حجم نسبتاً ثابت باقی می ماند تا اینکه طول بدن جنین به 100 ـ 90 سانتی متر برسد و سرانجام وقتی طول بدن جنین به 107 ـ 101 سانتیمتر برسد، حجم مایع الانتوئیک در حدود 5/8 لیتر خواهد بود .
مایع الانتوئیک مشابه ادرار بی رنگ است و گاهی اوقات محتوی هیپومانز Hippomanes زرد مایل به قهوه ای است . حجم آمنیون از 13 میلی لیتر در 0 ـ 10 سانتیمتر طول بدن جنین به یک لیتر ( حجم نهایی ) افزایش می یاید. مایع آمنیونی معمولاً آبکی است ولی گاهی اوقات کدر با ذرات قهوه ای رنگ از مدفوع جنین و هیپومانز همراه است. درمرحله آبستنی که طول بدن جنین 41 سانتیمتر بود، Musa (1969) دو غشاء آمنیونی را تشخیص داد که عبارت بودند از : یک آمنیون حقیقی که محتوی مایع آمنیونی بود ویک غشاء داخلی دیگر که خیلی به جنین نزدیک بود ووفقط در محل منافذ طبیعی بدن جنین روی اورا نمی پوشاند واین منافذ بطور مستقیم به داخل محوطه آمنیونی حقیقی باز می شدند. از ماه ششم آبستنی به بعد، شیر شتر به تدریج کم شده وعاقبت متوقف می گردد .

تشخیص آبستنی :
برای تشخیص آبستنی روش های مختلف فراوانی وجود دارد و ما در اینجا به ذکر برخی از این روش ها، که در شتر ماده به کار رفته است می پردازیم. از روشهای متداول در تشخیص آبستنی شتر و شاید یکی از بهترین روش ها ، روش ملامسه از طریق رکتوم است که این روش در شترهای دوکوهانه توسط Barmintsev (1976 ، 1978 ) بکار رفته است. روش ملامسه از طریق رکتوم در شتر شبیه گاو است ولی باید اصول زیر را که ویژه شتر است همیشه به خاطر داشت :
1ـ جسم های زرد بزرگ فقط در طول آبستنی وجود دارند.
2ـ 99% آبستنی ها در شاخ چپ قرار دارد.
3ـ شاخ راست خالی به طور مادرزادی کوتاهتر از شاخ چپ است.
4ـ مقدار مایع جنینی در تمام مراحل کمتر از گاو است.
از مطالب بالا چنین بر می آید که وجود جسم زرد روی یک یا دو تخمدان علامت مطمئن و دلیل آشکاری بر وجود آبستنی است بهر حال احتمالاً جسم زرد می تواند بعد از یک جفت گیری که منجر به آبستنی نشود تشکیل شود و نیز انتظار می رود در مواردی که جنین در مراحل اولیه می میرد جسم زرد باقی بماند ولی در هر دو مثال بالا بعید است که جسم زرد دوام داشته باشد .

جهت انجام ملامسه از طریق رکتوم، ابتدا اقدام به تثبیت حیوان به وضعیت نشسته نموده و دو اندام قدامی حیوان را در منطقه کارپ محکم به هم می بندیم و برای اطمینان طناب را پس از بستن به مفصل کارپ از روی گردن حیوان امتداد داد و در آن سو به مفصل کارپ دیگر می بندیم . سپس از دستیار می خواهیم که سر حیوان را محکم گرفته و بصورت ثابت و به طرف پائین فشار دهد. و بهتر است که آزمایش توشه رکتال را قبل از تغذیه دام انجام داد. سپس دستهارا شسته و دستکش را به دست نموده و آن را چرب می کنیم. آنگاه دست را وارد رکتوم نموده و اقدام به تخلیه مدفوع حیوان می نمائیم و باید فراموش نکنیم که وضعیت آناتومیک شتر ماده اندکی با حیوانات دیگر تفاوت دارد. بدین معنی که گاهی اوقات اتفاق می افتد که بخشی از روده کلفت در فضای مابین راست روده و رحم قرار می گیرد و مانع از ملامسه رحم می گردد. به همین جهت بهتر است به هنگام وارد کردن دست، اگر به بخشی از روده کلفت برخورد شد با احتیاط این بخش را به داخل محوطه بطنی رانده و سپس به سراغ رحم و اجزای آن برویم . در شترهای غیرآبستن ملامسه و تشخیص محدوده استخوان لگن به راحتی امکان پذیر است و در آغاز باید کف استخوان لگن را لمس کرد تا بتوان رحم را که در آن مکان قرار دارد تشخیص داد . البته در شترهای ماده مسن، رحم به میزان کمی در حفره بطنی امتداد دارد و در هنگام ملامسه ممکن است که شخص به رباط پهن رحمی چپ یاراست بر بخورد و در هنگام ملامسه رحم شاهد عکس العمل انقباضی رحم باشد. اما شاخ های رحم در هنگام ملامسه دارای وضعیتی الاستیکی می باشند و معمولاً شاخ راست رحم بمقدار 4 ـ 3 سانتی متر از شاخ چپ کوتاهتر است .
در شترهای آبستنی به تدریج علایم آبستنی به شکل زیر ظاهر می شود :
ماه اول : یک جسم زرد حداقل روی تخمدان است و علایم آبستنی به صورت واضح مشاهده نمی شود. ولی به هرحال رحم شل بوده و درهنگام ملامسه شاخ حاوی جنین کمی پهن تر از شاخ خالی بنظر می رسد و دارای برجستگی های خفیفی است و معمولاً تشخیص آبستنی در شترهای مسن قبل از گذشت 45 روز مشکل است و به هر حال باید توجه داشت که ملامسه خشن و غیر اصولی شتر آبستن در ماه اول ممکن است که به سقط جنین حیوان منجر شود .
ماه دوم : حجم رحم افزایش می یابد ولی رحم هنوز داخل حفره لگنی است و در این دوره شاخ رحم آبستن متموج بوده و ضخامت آن دوبرابر شاخ رحم غیر آبستن می گردد و تخمدان در همان طرف شاخ حاوی جنین به علت رشد جسم زرد بزرگ می شود و جسم زرد به شکل برجستگی ای با پستی بلندی های فراوان ظاهر شده و قابل لمس می گردد .
ماه سوم : رحم بشکل واضحی بزرگ و نرم احساس می شود و در ملامسه موج دار احساس می شود شاخ رحم حاوی جنین بصورت استوانه بزرگی احساس می شود که تا حفره بطنی ادامه یافته است در حالی که شاخ رحم غیر آبستن کوچک مانده و بصورت زائده استوانه ای شکل قابل لمس است.
ماه چهارم : شاخ رحم دارای جنین از لبه لگن به داخل حفره بطنی بصورت بادکنکی گلابی شکل و به حجم سر انسان آویزان احساس می گردد. سرویکس ضخیم شده و در لبه لگن قابل لمس است. تخمدان طرف شاخ آبستن دور از دسترس است. در هیستولوژی بافت واژن ، تنها سلول های اپی تلیال دیده می شود .
ماه پنجم : رحم در حفره بطنی است حالت مواج رحم تاحدی قابل لمس است جنین گاهی اوقات قابل تشخیص است و بخشی از سرویکس نیز به داخل حفره بطنی کشیده شده است.
ماه ششم : رحم در حفره بطنی است و حدود رحم را به علت حجم بزرگ آن نمی توان تعیین کرد اگرچه سطح پشتی آن هنوز قابل لمس است . ضربان شریان رحمی نیز در این مرحله به بعد قابل لمس و مشخص است .
ماه هفتم : رحم در حفره بطنی است و به تدریج سرویکس بطور کامل به داخل حفره رحمی کشیده می شود سر و دست های جنین را می توان تشخیص داد .
ماه هشتم : سر و گردن و دست های جنین را می توان لمس کرد.
ماه نهم : حرکات جنین محسوس می گردد و با دست به آرامی و به نرمی می توان به صورت پاندولی حرکاتی به رحم داد و حرکت جنین را حس کرد. در این مرحله پستان های حیوان کمی بزرگ می شود .
ماه دهم : حرکات جنین محسوس و و ضعیت آن را می توان تعیین کرد پستان ها نیز بزرگتر شده است .
ماه یازدهم : پستان حیوان خوب رشد کرده اما شیر ندارد.
ماه دوازدهم : تقریباً جنین کامل شده است و تغییرات تشریحی مهم پیش از زایش به تدریج دیده می شود.
ماه سیزدهم : علایم طبیعی پیش از زایمان مانند شل شدن کامل رباط سارکوم ـ سیاتیک دیده می شود . در شتر ترشحات موکوسی ناشی از شکستن مهر سرویکس وجود ندارد.
البته همانطور که در آغاز بحث گفته شده راه های تشخیص آبستنی فراوان است. ولی اکثر این روش ها دارای ارزش کاربردی در شرایط صحرائی نمی باشد و برخی از این روش ها نیز مقرون به صرفه نیست.
تشخیص آبستنی شتر تاریخچه ای دیرینه دارد. و بعاج (1990) اظهار می دارد که در گذشته های دور، در سودان روش بسیار ساده ای جهت تشخیص آبستنی شتر به کار می رفته است و آن روش ، روش چشیدن ادرار شتر ماده بوده است و در میان قبایل بدوی افراد متخصصی بوده اند که دارای حس چشایی بسیار قوی بوده اند و کار آنان تشخیص آبستنی در شترهای ماده بوده است و این روش از لحاظ علمی روش منطقی بوده است زیرا همانطور که می دانیم میزان هرمون های مترشحه در ادرار شترها در دوران بارداری افزایش می یابد و این افزایش هرمون مزه و طعم خاصی به ادرار می دهد که این مزه برای افراد متخصص می تواند معیار تشخیص باشد .
از جمله تغییراتی که در دوران بارداری اتفاق می افتد همانا تغییر وزن مخصوص و PH مخاط سرویکس است که این تغییر حدود 6 هفته بعد از آبستنی رخ می دهد . در مرحله رشد فولیکولی وزن مخصوص معمولاً کمتر از 009/1 و PH خنثی یا کمی اسیدی (7 < PH ) است ا زهفته ششم آبستنی وزن مخصوص از 009/1 به 014/1 و PH از 5/7 به 2/8 تغییر می کند .
هرچند باتوجه به ملاحظات دقیق فوق الذکر می توان به تشخیص آبستنی رسید . اما به نظر می رسد که این روش تحت شرایط صحرائی عملی نیست .
درجه حرارت واژنی باتوجه به تغییرات طبیعی در شتر برای تشخیص آبستنی مشخص کننده نیست و گسترش های واژنی نیز نتایج مثبتی به دست نداده است .
تست کوبونی Cuboni روی یک سری از حیوانات کشتارشده انجام و دارای ارزش کمی است اما نتایج حداقل تا اواسط آبستنی قابل اعتماد نیست .
برخی تست های استروژن ادراری می تواند مشخص کننده باشد اما باید طول جنین 35 سانتی متر ( تقریباً 6 ماهگی ) باشد و البته دقت زیادتر هنگامیست که طول جنین 60 سانتی متر ( 7 ماهگی به بالا ) باشد.
روش های دیگر تشخیص آبستنی مانند استفاده از دستگاه اولتراسونیک است که استفاده از این روش از نیمه آبستنی به بعد از تهیگاه راست و یا از ناحیه مقعد قسمت بالای رحم موفقیت آمیز بوده است
روش دیگر تشخیص آبستنی تست از خارج و در طرف راست شکم و هم چنین مایه کردن پستان های دام است که این روش فقط در ماههای آخر آبستنی جواب می دهد و در شترهائی که برای اول بار آبستن می شوند بزرگ شدن شکم ممکن است بعنوان نشانه ای برای تشخیص آبستنی بکار رود ولی این روش هم از آنجائی که بزرگی شکم ممکن است به دلائل دیگری نیز اتفاق افتد چندان قابل اعتماد نمی باشد .
همانطور که در بالا گفته شد استفاده از روش اولتراسونیک روش جدیدی در این زمینه است و در سال های اخیر ( 1978 ) Schels & Mostafawi گزارش نموده اند که از کاربرد روش اولتراسونیک روی 15 نفر شتر در ایران نتایج خوبی بدست آورده اند و از تعداد 15 نفر شتر آزمایش شده آبستن تعداد دوازده نفر آنها بطور مثبت تشخیص داده شده است .
EL-CHANNAM و همکارانش (1974) در مصر اقدام به بررسی تشخیص آبستنی با تست کوبونی در میان شتران ماده آبستن نمودند .
یکی دیگر از راههای تشخیص آبستنی آزمایش بیولوژیکی توسط بچه موش ها می باشد. AZAB & MUSA ( 1976) در سودان اقدام به گرفتن 5/0 مل سرم از 40 نفر شتر حامله و 10 نفر شتر غیر حامله نموده و این سرم ها از طریق زیر جلدی به بچه موش های مؤنث تزریق نمودند و 48 ساعت پس از تزریق ، بچه موش را کشته و رحم و بلوغ فولیکول ها را مورد مطالعه قرار دارند و مشاهده کردندکه سرم حیوانات غیرحامله، هیچگونه تغییری درارگان های تناسلی موش ها ایجاد ننمود در حالیکه سرم حیوانات حامله باعث ایجاد تورم آشکاری در رحم بچه موش ها گردید.
EL-GHANNAM و همکارانش (1974) اظهار می دارند که در تست کوبونی بر روی نمونه های ادرار 43 نفر شتر در کشتارگاه قاهره صورت گرفت و واکنش مشکوک در نمونه هائی مشاهده شد که طول جنین آنها 26 سانتی متر بود ونتایج مثبت، سبز درخشان فلورسن در نمونه هائی مشاهده شد که طول جنین 26 ـ 55 سانتی متر بود و واکنش کاملاً مثبت درنمونه هائی مشاهده شد که طول جنین 60 ـ 120 سانتی متر بود.
BHARGAVA و همکارانش (9164) در هند اظهار می دارند که حاملگی باعث هیچگونه تغییراتی در نسبت پروتئین سرم نمی گردد . اما بعلت وجود جسم زرد در مواقع آبستنی اندازه گیری پروژسترون خون یا شیر نیز مؤثراست که البته باید تحقیقاتی بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
برخی از محققین اظهار کرده اند که می توان شتر آبستن 20 ـ 15 روزه را تشخیص داد و آنها معتقدند که شتر آبستن اغلب دمش را بالا نگه می دارد و شاید دمش را بطرف راست بچرخاند. بخصوص وقتی توسط شخصی ناحیه گردن حیوان گرفته شود، یا وقتی شتر نری به او نزدیک شود اما در حقیقت باید گفت که تمامی این مطالب پایه علمی نداشته و Musa & Abusineina (1978) اعلام کرده اند که دم بالا گرفتن در شترهای غیر آبستن نیز دیده می شود.
برخی از محققین معتقدند قابل اعتماد ترین روش رادیو ایمونو (Radio – immuno) می باشد.

نگهدای شترهای آبستن :
شترهای ماده در دوران بارداری باید تحت مراقبت ویژه قرار گیرند در آغاز باید این شترها را از شترهای نر دور ساخت و در صورت امکان در جائی جداگانه نگهداری کرد و نباید شترهای آبستن را به انجام کارهای سنگین واداشت. بالاخص در مراحل اخیر بارداری باید به این مسأله عنایت کافی داشت و هرچند که شترهای آبستن از لحاظ شیردهی خشک می گردند ولی چنانچه خشک نگردیدند باید چندماه قبل از زایمان آنان را خشک کرد. تهیه غذای مناسب و کافی که منجر به نفخ و یا پرخوری نشود از مسائل مهم نگهداری شترهای آبستن است که بالاخص در قبل از زایمان حائز اهمیت است و همچنین در دوره آبستنی باید از دادن داروهای خطرناکی که موجب سقط جنین می شوند مانند کورتیکوستروئیدها، استروژن و غیره خودداری کرد. از جمله اینکه داروهای مسهل شدید نیز می توانند خطرناک باشند و همچنین باید شترهای ماده را از دشت های دارای پستی و بلندی و یا گودال های عمیق دور نگهداشت زیرا که سقوط شترهای حامله در این گودال ها می تواند باعث سقط جنین و یا عوارض ناخوشایند دیگری گردد .
زایمان :
پانزده روز قبل از زایمان پستان شتر پر از شیر می شود، قریب الوقوع بودن زایمان در شتر با شل شدن لیگمان ها و عضلات اعضای تناسلی آغاز می شوند که در نتیجه آن دو فرو رفتگی در دوطرف دم حیوان ظاهر می گردد و تورم فرج می توان نشانه خوبی برای نزدیک بودن زایمان باشد. دام حالت خستگی پیدا نموده و اطراف واژن خون جمع شده و متورم می شود. بنظر می رسد دردهای زایمان در حیوان شدت زیادی ندارد ولی بین سه الی پنج ساعت قبل از زایمان حیوان دچار بی تابی شده و مرتباً روی زمین می خوابد وبرمی خیزد و بطور کامل تغذیه نمی نماید .
زایمان شتر را می توان به سه مرحله دردهای زایمان، زایمان و مرحله خروج جفت تقسیم بندی کرد. اولین مرحله که مرحله دردهای زایمان است 48 ـ 24 ساعت طول می کشد و با بیقراری متناوب مشخص می شود مرحله دوم که مرحله خروج جنین است در شتر یک کوهانه حدود 30 ـ 25 دقیقه و در شتر دوکوهانه حدود 4 دقیقه بطول می انجامد. دلیل این اختلاف ممکن است بزرگتر بودن بچه شتر دو کوهانه باشد. زایمان شتر در حالت نشسته و گاهی اوقات نیز در حالت ایستاده می باشد. میزان مایعات رحمی در موقع زایمان حدود نه لیتر می باشد و تقریباً 100% وضعیت جنین بصورت قدامی و طبیعی است. زور زدن هایی به فاصله 1 ـ 5 دقیقه وجود دارد و کیسه الانتورکوریون قبل از اینکه به فرج برسد پاره می شود.
با زور زدن های بعدی یک دست و سپس دست دیگر همراه با سر ظاهر می شود و زورزدن های بعدی منجر به خروج کامل سر و تقریباً همزمان با آن بقیه بدن خارج می شود و بنظر می رسد که زایمان در شتر راحت تر از گاو و مادیان انجام می شود. چرا که بدن جنین بخوبی لغزنده است و بطور طبیعی تری خارج می شود و مادر لازم نیست زور اضافی بزند. هنگامی که جنین از مادر فاصله می گیرد یا زمانی که مادر خیلی زود بعد از زایمان بلند می شود بند ناف پاره می شود. شتر مادر بچه خود را بو می کند و با آن به نرمی وملاطفت رفتار می کند ولی مانند سایر نشخوارکنندگان آن را نمی لیسد وبدین جهت باید بچه شتر را خشکانیده و تا چند روز رویش را پوشانیده و او را به پستان های مادرش راهنمائی نمود ( Singh 1969 ) .
پس از زایمان جفت ممکن است که همراه با نوزاد ویا نیم تا یکساعت بعد از آن دفع شود و در طی آن مادر بیقراری متناوب نشان می دهد و ممکن است چندین بار بلند شود و بنشیند. جفت اندک اندک خارج می شود گاهی اوقات غشاهای جنینی ممکن است به طور کامل خیلی زود بعد از جنین خارج شود . آنها به وسیله مادر خورده نمی شوند . نوزاد نیزپس از تلاش های ناموفق بسیار بعد از نیم ساعت می تواند روی پای خود بایستد.
از آنجاکه ممکن است شتر ماده بهنگام زایمان از ترس و ناراحتی به اطراف بدود و صدمات جبران ناپذیری به جنین و یا بچه در حین تولد وارد آورد بدینجهت توصیه می گردد که او را بجائی محکم ببندند. شترها همانطور که گفته شد در حالت نشسته نوزاد خود را بدنیا می آورد ( Singh 1969 ) و بندرت به کمک انسان احتیاج دارند چون نوزاد اکثراً طبیعی ( با وضعیت سر بین دودست) بدنیا می آید. وزن نوزادان بین 25 تا 52 کیلوگرمبوده ومیانگین وزن آن ها 38 کیلوگرم می باشد.
شترهای تازه به دنیا آمده در سن دو یا سه ماهگی به سرعت اضافه وزن پیدا می کنند، این افزایش وزن بطور متوسط 25 ـ 20 کیلوگرم در ماه بوده و تا سن یک سالگی میزان اضافه وزن به 10 ـ 8 کیلوگرم در ماه می رسد. کاهش میزان افزایش وزن در سال های بعد نیز ادامه می یابد و در سن هشت سالگی شترها بوزن تقریباً ثابتی می رسند.
درکشور لیبی پس از 12 هفته وزن بچه شترهای نر به 156 کیلوگرم و ماده ها به 112 کیلوگرم بطور متوسط می رسد، شترهای ماده در سال اول، دوم، سوم به ترتیب 310، 450، 530 کیلوگرم افزایش وزن پیدا می کنند وزن متوسط شترهای ماده بالغ 687 کیلوگرم می باشد، که از 916 ـ 560 کیلوگرم متغیر است. وزن متوسط شترهای نر بالغ 830 کیلوگرم می باشد.
وزن متوسط بچه شتر سه ماهه در روسیه، در شتر یک کوهانه 6/79 کیلوگرم ( در آغاز تولد 40 ـ 35 کیلوگرم ) شتر دو کوهانه 6/87 کیلوگرم و برای دورگه ها 104 کیلوگرم است. درسن 15 ماهگی شترهای یک کوهانه 310 کیلوگرم، دوکوهانه 390 کیلوگرم و دورگه ها 410 کیلوگرم وزن دارند. در سال دوم تقریباً حدود 170 کیلوگرم بوزن آنها افزوده می گردد. در 5/2 سالگی بطور متوسط وزن شتر به 2/477 کیلوگرم می رسد. افزایش وزن از این زمان به بعد تا سن 5/6 سالگی قابل ذکر نمی باشد ( Balagovescenskii 1964 ).

تغذیه و نگهداری بچه شتر :
فاصله زمانی بین تولد تا سه هفتگی سخت ترین زمان دوره نگاهداری بچه شتر محسوب می شود. آنها در این فاصله زمانی حساس بوده و بیشترین تلفات بچه شترها در این دوره است. بچه شترها در سن یک هفتگی تا حدودی قویتر شده و می توانند مادر خود را در مراتع دنبال کنند. طبق نظر Williamson و همکارانش (1959) علت ضعف بچه شتر در دوره فوق الذکر ممکن است بعلت مقدار شیر ناچیزی است که می خورد .
خوردن بیش از حد شیر باعث بهم خوردگی تعادل دستگاه گوارشی و اسهال و گاهی نیز مرگ آنها می گردد. بدین جهت اجباراً پستانک ها را با کیسه یا تور سیمی سبدی شکل می بندند تا بچه شتر نتواند هر زمان به پستانک دسترسی داشته باشد . معمولاً اول یک پستانک سپس دو پستانک و به مرور بقیه پستانک ها را در اختیار بچه شتر می گذارند به طوری که در نهایت بچه شتر در سن 8 تا 9 ماهگی تمامی پستانک ها را برای شیر خوردن در اختیار می گیرد.
در قزاقستان بچه شتر روزی سه بار و هر بار فقط از 2 پستانک می تواند شیر بخورد ( Heraskov 1966).
بچه شتر در سن 4 تا 5 هفتگی شروع به خوردن علف می نماید. برای از شیر گرفتن بچه شترها باید میزان شیر مصرفی روزانه آن ها را کم کرد . در مواقعی که وضع تغذیه رضایت بخش است بچه شترها را بعد از سن 9 ماهگی از شیر می گیرند. ولی زمانی که وضع علوفه چندان ایده ال نباشد بچه شترها تا سن 15 ماهگی از شیر مادر استفاده می کنند.

منابع مورد استفاده :

1ـ خاتمی ، کاظم ( 1362 ) : شتر، از انتشارات سازمان تحقیقات دامپروری کشور . چاپ اول، تهران.
2ـ هورشتی، پرویز و بلورچی، محمود ( 1373 ) : باروری و مامایی در گاو تألیف دی نواکس ترجمه هورشتی و بلورچی، جهاد دانشگاهی.
3ـ کامبیز ناظر عدل ( 1365 ) : پرورش شتر از انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه تبریز.
4ـ رشاد بعاج ( 1992 ) : امراض الجمال، مشروح تخرج فی لطلب البیطری، جامعه البعث کلیه الطلب البیطری حماه سوریا.
5ـ شریعه و بالحاج ( 1989 ) : دراسات اولیه علی تأثیر استخدام پروستا گلاندین PGF2d فی البل اللیبیه ـ نتائج البحوث و الدراسات فی محطه الابحاث العسه، مرکز بحوث و دراسات الابل لیبیا.

6- ABDEL – RAHIM & NAZIER (1992) : 1 st international camel conference 115 – 118
7- ABDUNAZAROO (1971) : Biological characteristics of reproduction in the one humped camel. In : ABA 39/5155
8- AZAB & MUSA (1976) : Early detection of pregnancy in the camel by using biological methods (brief communication) Zuchthygiene , 11 (4) 166-168
9- BALAGOVESCENSKii (1964) : Reserve in the production of milk and meat – in : ABA 39/1436
10- BARMINJSEV (1951) : Konevodstvo (1) 138.
11- BHARGAVA. Et. al (1964) : Biochemical studies on Indian camel V- serum proteins and their variation with age. Sex, pregnancy, rut and infection – indian journal. Exp. Biol. 2,52-54.
12- EL- CHANNAM. Et.al (1974) : preliminary study on the application of cuboni test for pregnancy diagnosis in the camel- Zuchthygiene, 9 (1) , 46.
13- GARDENER (1971) : camel – the UFAW hand book on the care and mangement of farm Animal – welfare Livingstone London.
14- HERASKOV (1966) : camel milk a valuable food product , in : ABA , 34/656.
15- LEUPOLD (1967) : Das kamel – ein wichtiges Haustier det subtropen – Die Balauen Hefte fur den Tierazt 33 .
16- MATHARU (1967) : camel care. In : ABA 35/1878.
17- MUSA (1969) : M.V.Sc. Thesis, university of khartoum (cited by Higgins).
18- MUSA & ABUSINEINA (1976) : Acta veterinaria , Beograd (26) 107.
19- MUSA & ABUSINEINA (1978) : veterinary Record (102) 7 .
20- NANDA (1956) : camels and their Management – indian council of agricu;tral research, New Dehli india.
21- SCHELS & Mostafawi (1978): ultrasonic pregnancy diagnosis in the camel – Animal Reproduction Science, 1 , 1 , 19 – 23 .
22- SHALASH (1965) : some reproductive aspects in the female (1) 103 – 107.
23- SINGH (1969) : camel – in : Domestin Animals Verry / Mystic conn.
24- SINGH & PRAKASH ( 1964) : Mating Behavioror in camel – the indian . vet. J . 941) 475 – 478.
25- TERENTJEV (1963) : camel breading in astrakhan provine – in : ABA 31/2415 .
26- WILLIAMSON & PAYNE (1959) An in torudcdction to animal husbandry in the tropice. London.

گياهان مرتعي مورد استفاده شتر:

گياهان مرتعي مورد استفاده شتر:

 گياهان مرتعي يكي از منابع غني مورد استفاده در تغذيه شترها به شمار مي رود و معمولاً شترها در مراتع ، برخي گياهان را بر ساير گياهان ترجيح مي دهند . در اين مقاله سعي بر اين شده است كه به معرفي گياهان مرتعي اي كه شترها آنها را بر ساير گياهان ترجيح مي دهند پرداخته شود با اين اميد كه مورد استفاده دست اندركاران قرار گيرد .

 1ـ خار شتر Alhagi comelorum :

از خانواده پروانه آسياها papilionacees و از بقولات (لكومينوز) مي باشد . اين خانواده داراي كاسبرگ زنگ مانند با پنج دندانه كوتاه مي باشد. ميوه اين خانواده ناشكوفا است، دانه ها در داخل نيامك پهلوي هم و نامرتب قرار دارد. اين گياهان داراي ساق هاي منشعب خاردار مي باشند و برگ ها ساده و كامل مي باشد. اين گونه در تمام نقاط ايران، سمنان، خراسان، آذربايجان، سيستان و بلوچستان، هرمزگان ، كرمان، يزد و خوزستان وجود دارد. اين گونه خود به دو زير گونه تقسيم مي گردد يكي داراي برگ هاي درشت بوده و ديگري داراي برگ هاي ريز مي باشند .

خار شتر گياهي است چندين ساله كه در تمام خاك ها مي رويد و مخصوص خاك هاي فقير مي باشد و حتي در خاك هائي كه داراي قشر سفيدرنگ نمك مي باشد مي رويد . ريشه اين گياه خيلي عميق است و تا 5 ـ 6 متر هم مي رسد و از اين لحاظ در مقابل كم آبي مقاومت زياد دارد . خارشتر گياهي است مقاوم به سرما و تا ارتفاع 400 متري مشاهده گرديده است و در برخي مناطق همچون بلوچستان بيشترين غذاي شتر به طور معمول از گونه خارشتر است . بيشترين زمان مناسب توليد و برداشت علوفه خارشتر در زمان گل دهي و بذردهي مي باشد .

 تصوير شماره ( 1 ) ـ تصوير گياه خار شتر

 ( منبع كتاب « گل ها وگياهان مناطق خشك ونيمه خشك وكويري ايران » جلد اول ص 62 )

   2ـ گورگياه Andropogon spp :

گياهي است انبوه، گسترده، خشبي و خوش خوراك كه با چندين مرتبه رشد مجدد در سال نسبت به چراي مفرط مقاوم مي باشد . سنبله هاي اين گياه بر روي هر گره محور اصلي سنبله به صورت بندبند قرار گرفته است . بعضي از اين انواع داراي دم گل بلندي است كه گاهي سنبله آن عقيم و پوشيده از موهاي ظريف مي باشد . ساقه هاي اين نباتات سخت بوده ، سنبلچه ها در يك سنبل مركب قرار گرفته است و چنانچه اين گياه بيش از حد رشد نمايد خشبي شده از كيفيت علوفه اي آن به ميزان فراواني كاسته مي گردد . اين گياه از غرب اروپا تا مركز آسيا پراكنده مي باشد ودر ايران نيز وجود دارد .

دوگونه از اين گياه بنام هاي A.Faveolatus و A.KellerI در سومالي مورد تغذيه شترها واقع مي گردند .

 3ـ مزج Spp Aristida

گونه اي است پر پشت و كلاف مانند با ريشه هاي قوي و ساقه هاي كوتاه ، برگ هاي اين گياه باريك بوده و خوش خوراكي متوسطي دارد . اين گونه در برابر زمستان هاي خيلي سرد به مراتب بهتر از تابستان هاي گرم مقاومت مي كند و به طور وفور در مناطق كم و بيش خشك ايران از خوزستان تا خراسان و از بلوچستان تا قسمت هاي خشك آدربايجان وجود دارد . اين گياه از گندميان ايده آل براي مناطق خشك و شني بوده به شرط اينكه شن زياد متحرك نباشد .

اين گياه چراي مفرط را به خوبي تحمل نموده و به آساني توليد بذر مي نمايد چهار گونه از اين گياه به نام هاي A.Kelleri و A.Pallida و A.Plumosa و A.Pungens مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد .

 4ـ اتريپلكس Atriplex Spp

گياهي است كه هميشه سرسبز است و چنانچه بدان توجه كافي شود مي تواند به ويژه در تابستان و پائيز كه اكثر گياهان از بين مي روند پروتئين زياد و علوفه آبداري توليد نمايد . در برخي مواقع ميزان ويتامين A اين گياه در يك گرم حتي به بيش از 35 ميلي گرم مي رسد . ريشه هاي اين نبات راست و عميق است و گاهي نيز به عمق چهار متر مي رسد . شاخ و برگ اين نبات با گسترش زيادي كه دارد به صورت درختچه اي درآمده مانع جريان آب مي شود چون شاخ و برگ اين گياه زياد بزرگ مي شود به همين جهت بايستي شاخه هاي اضافي جهت تعليف چيده شود .

براي مناطقي كه خاك هاي شور و حدود 200 ميلي متر بارندگي دارند باز كاشت نهال هاي 3 تا 4 ماهه آن امكان پذير مي باشد . گياهي است مقاوم به سرما و گرما و حرارت هاي 15 تا 40 سانتي گراد را تحمل مي كند و كم و بيش در اكثر نقاط كشور وجود دارد .

گونه اين گياه به نام هاي A.Halimus , A.Leucoclada و A.Canescens مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد .

 5ـ علف پشمكي Bromus

گياهي است با برگ هاي باريك و آويزان، كه داراي ريشه نسبتاً عميقي است و در مقابل خشكي و گرما مقاوم مي باشد و به همين جهت نيز قادر است در تابستان گرم به رشد ونمو خود ادامه دهد. گياهان اين جنس را در اوايل رشد مي توان به وسيله برگ هاي بلند و باريك و كركدار آن كه به طور محسوسي در جهت عقربه هاي ساعت پيچ خورده است شناخت و چنانچه نشاء هاي جوان را به آرامي و با دقت از خاك خارج نمائيم معمولاً دانه به قاعده ساقه چسبيده است . كشت مخلوط آن با يونجه به علت خوش خوراكي ويژه اي كه دارد بسيار مناسب است .

 شترها بر انواع مختلف اين گياه تغذيه مي نمايند .

 6ـ خورنال Cenchus Spp

گونه اي است چمني، انبوه و كلاف مانند و مخصوص مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري است كه پراكندگي جغرافيايي آن زياد مي باشد . اين گياه با آب و هواي مختلف تطابق دارد ولي در مقابل سرما حساس مي باشد و كيفيت خوش خوراكي آن خوب است و به علت جوانه زدن آسان و رشد سريع در مقابل چراي مفرط مقاوم است .

گونه هاي مختلف اين گياه كه شتر از آنها تغذيه مي كند عبارتند از C.Bifiorus و C.Ciliaris و C.Setigerus و C.Citearis . اين گياه در مناطق خيلي گرم ايران از خوزستان تا بلوچستان ديده مي شود . درخوزستان و جنوب فارس گونه C.Ciliaris فقط در دامنه هاي سنگلاخي و صخره اي تا ارتفاعات 800 متر ديده مي شود . در حالي كه در بلوچستان به طور فراوان به صورت توده هائي در زمين هاي مسطح شني يافت مي گردد . اين گياه مناسب ترين گونه جهت احداث مراتع مصنوعي دائمي آبياري شده و يا بدون آبياري در جنوب ايران بويژه بلوچستان و نواحي گرم خوزستان و فارس ،كه كمتر از 250 ميليمتر بارندگي دارد ، مي باشد .

  7ـ چبر POA Spp

چبر گياهي است چندين ساله و از تيره گرامينه . اين گياه به علت داشتن پيازهائي در قسمت هاي زير زميني بخوبي مي تواند زمستان هاي سخت را به سر برده و در اوايل بهار به رشد و نمو خود ادامه دهد . چبر داراي گونه هاي متعددي است . اين نبات علوفه اي به انگليسي موسوم به Blue grass و به علت غني بودن مواد غذائي اهميت ويژه اي دارد كه به عنوان علوفه سبز جهت چراگاه مورد استفاده قرار مي گيرد . برخي از گونه هاي علوفه اي چبر داراي خوش خوراكي خاص و ارزش تغذيه اي مناسبي مي باشد. اين گياه در اكثر مناطق كشور پراكنده است . دو گونه از اين گياه به نام هاي P.Buibosa و P.Sinaica كه در منطقه مديترانه مي رويند مورد استفاده شتر قرار مي گيرند .

 8 ـ علف شور Salsola rigida

گياهي خثبي است از خانواده كنوپوديانه با قاعده چوبي و قوي و ساقه هاي كاملاً راست كه در قاعده گسترده مي باشد . اين گياه داراي برگ هاي باريك، ريز و فشرده اي است كه مدت زيادي از سال را رشد نموده و در پاييز بارور مي گردد . علف شور گياهي است خوش خوراك كه هميشه مورد چراي مفرط قرار مي گيرد و بعلت نرسيدن به مرحله دانه دهي ازدياد طبيعي آن به سختي امكان پذير است .

علف شور به ميزان فراوان در جنوب غربي تهران و هم چنين در شمال غربي و جنوب ايران و در استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان و خراسان به چشم مي خورد، اين نوع علف شور نيز مانند S.Vermiculata واقع در كويرهاي سوريه و هم چنين ساير گونه هاي دائمي آن ، در اراضي شور به عمل نمي آيد. اين گياه يكي از بهترين گياهاني است كه در مناطق غير شور ولي كم باران مي تواند كاشته شود. انواع علف شور خود را با خاك هاي فقير و خاك هاي جلگه اي دشت نخورده وفق داده ، در خاك هاي حاصلخيز نواحي نيمه جلگه اي نيز رشد مي نمايد .

گونه هاي ديگري از اين گياه كه مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد عبارتند از S.Foetida ، S.Kali ، S.Spionsa و S.Vermiculata .

 9ـ برشنك Pennisetum Spp

يكي از انواع ارزن است كه براي چرا و سيلو مورد استفاده قرار مي گيرد . اين نباتات براي رشد و نمو و توليد محصول رضايت بخش احتياج به خاك هاي غني و حاصلخيز دارد . در شرايط مناسب علوفه سبز فراواني توليد مي كند و در يك فصل مي توان از آن چندين علوفه برداشت نمود . اين گياه داراي اكوتيپ هاي زيادي بوده و در مناطق گرمسيري فارس و خوزستان وهرمزگان به طور طبيعي مي رويد و در اراضي پرشيب و سنگلاخي براي جلوگيري از فرسايش خاك كشت مي شود . برشنك علاوه بر اين كه مورد استفاده بز و ساير دام ها مي توان قرار گيرد يكي از روئيدني هاي مورد استفاده شترمي باشد .

 10ـ خيـــو Sporobolus Spp

گياهي است يكساله يا دائمي با سنبله هاي منفرد و ساقه هاي خشبي و سفت و مغزدار. بذرهاي اين گياهان به علت پوسته سفت و سخت مدت زيادي قدرت زايش خود را حفظ نموده مي تواند حتي چندين سال در شرايط طبيعي به صورت خفته باقي بماند . ساقه هاي بذر دهنده راست، صاف و خشبي است كه طول آنها تا يك متر نيز مي رسد . چنانچه دقت گردد در رأس خوشه اين انواع ، گل منفردي كه به بذر نشسته ديده مي شود . علوفه حاصل از اين گياه به صورت برگ هاي باريك اكثراً از سطح زمين يعني قاعده گياه خارج شده در زير ساقه گل دهنده مجتمع مي گردد .

ريشه اين گياه پراكنده مي شود و به علاوه تا عمق مناسبي در خاك فرو مي رود. اين گياهان با اغلب خاك ها سازش دارد ولي به طور كلي خاك هاي شني براي آن ها بهتر است و در خاك هاي مرطوب قليائي عملكرد بيشتري دارد . علوفه خشك انواع اين گياه ارزش غذائي چنداني ندارد .

از اين خانواده دو گونه S.Brockmanii S.Margwatus مورد مصرف شتر قرار مي گيرد .

 11ـ علف چمني (چچم) Lolium Spp

اين گياه براي حيوانات داراي كيفيت علوفه اي مناسبي است. در صورت چراي مفرط و برداشت مكرر در چراگاه ها توليد بذر مي كند و چنانچه رطوبت و مواد غذائي كافي براي رشد در دسترس اين گياه قرار داده شود مي توان از آن در يك فصل چندين مرتبه محصول برداشت نمود . چچم را مي توان در پاييز و بهار كشت نمود، چنانچه منطقه مورد نظر داراي زمستان هاي سخت و سرد و خاك زراعي سنگين باشد بايد زمان كشت را به بهار موكول نمود. اين گياه به علت دارا بودن برگ هاي ظريف و ساقه هاي باريك علوفه خشك مرغوبي توليد مي كند .

 12ـ چوج Salavadora Persica

اين درختچه از خانواه «سالوادوراسه» بوده كه در اطراف بندرعباس، ناي بند، ميناب و منطقه جاسك و چاه بهار ديده مي شود . درختچه اي است هميشه سبز با شاخه هاي صاف و براق كم رنگ و آويزان، برگ هايش استخواني، بيضي نيزه اي به ابعاد 5/3×2/1 سانتي متر و دمبرگ آن كوتاه به طول 5 ميليمتر گل آذين آن خوشه اي باز و محوري يا انتهايي راست ميوه آن شفت كوچك سرخ رنگ مي باشد .

 13ـ كاورس Panicum Spp

انواع گونه هاي كاورس كه به تعداد فراواني در جهان پراكنده مي باشد ويژه مناطق گرمسير است . اين جنس از انواع ارزن بوده و داراي سنبله هائي كم و بيش بهم فشرده مي باشد . كاورس گياهي است علفي چند ساله كه مناطق سواحل جنوب حد فاصل بين بندرعباس و ميناب در مراتع آن به حد وفور يافت مي گردد . در منطقه جاسك سيريك به طرف سيستان و بلوچستان نيز گزارش گرديده است. گياهي است خوش خوراك كه مورد تعليف اكثر دام ها قرار مي گيرد. شتر نيز از اين گياه به خوبي تغذيه مي نمايد. برگ هاي آنان پهن و غلاف برگ هاي بي كرك و برهنه جهت تثبت شن هاي روان به كار مي رود . دوگونه اي از اين گياه به نام هاي P.Maximum ، P.turgidum جهت تغذيه شتر بيشتر بكار مي روند .

 14ـ كنــار Zizyphus Spina – Christi

كنار درختي است كه مخصوص نواحي گرم خشك و نيم گرم جنوب كشور است . گرچه ارتفاع درخت كنار به بيش از هفت متر مي رسد ولي در منطقه به علت استفاده بيش از حدي كه در چرا از آن نشده است، اين درخت به صورت درختچه درآمده است. ميوه كنار در محل طالبين زياد دارد و به عنوان ميوه خوراكي براي انسان خريد و فروش مي شود . كنار داراي شاخه هاي زياد، بلند و نسبتاً با رنگ باز است. برگ هاي كنار تخم مرغي شكل و كشيده است كه از كوبيدن و سائيدن آن پودري به دست مي آيد كه «سدر» ناميده مي شود و براي شستشوي موي سر از آن استفاده مي گردد .

كنار درخت و درختچه ايست كه بيشتر براي تعليف شتر مورد استفاده قرار مي گيرد . اين گياه با خشكي، كم آبي و مناطق گرم سازش دارد .

 15 ـ كهورك Prosopis Stephaniana Spreng

درختچه ايست كوچك كه در بعضي مواقع ارتفاع آن در محل به چهار متر مي رسد داراي خار زيادي است كه با اشكال مورد تعليف دام قرار مي گيرد . اين درختچه داراي ميوه اي شبيه بادام زميني ولي بزرگتر از آن است كه در تغذيه احشام محلي نقش مهمي را ايفاء مي كند . درختچه از تيره لگومينوز است و ميوه آن داراي ارزش غذائي نسبتاً خوبي است ، شتر علاوه بر استفاده از ميوه آن از سرشاخه هاي جوان آن استفاده مي نمايد، برگ آن مركب و داراي تعدادي برگچه هاي باريك مي باشد .

 16ـ دوني Medicago Spp

مرغوب ترين گونه علوفه مرتعي است . اين گياه از خانواده لگومينوز بوده و به آن اصطلاحاً شبدر وحشي نيز مي گويند . گياه يكساله بوده كه در حوالي نهرهاي آب مزارع نخليلات و مركبات و خصوصاً مزارع صيفي مخصوصاً در سال هاي پرباران به حد كافي مي رويد ارزش آن در بازار از تمام انواع علوفه هرز باغات كه به صورت بسته بندي شده بفروش مي رسد بالاترين مي باشد .گونه اي از اين گياه به نام M.Polymorpha مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد .

17ـ استبرق Calotropis

درختي مخصوص مناطق گرمسيري است كه سرماي زمستان هاي آن به زير صفر نرسد از اين درخت در قديم بالاخص در مناطق گرمسير مثل خوزستان ابريشم تهيه مي نمودند . چون اندام هاي اين درخت شيرابه سفيدرنگي دارد اهالي معتقدند كه شيرابه آن مي تواند درمان بعضي از دردها را بنمايد. از اين درخت علاوه بر تهيه ابريشم مي توان كاغذ ، كائوچو يا در مواردي خاص علوفه تهيه نمود .

استبرق برگ هاي پهن و متقابل دارد كه فاقد دمبرگ بوده و پشت و روي آن را كرك هاي سفيدرنگ و بسيار ظريف پوشانيده است . قطر برگ هاي اين درخت به حدود دو ميلي متر مي رسد . شترها معمولاً از برگ هاي تازه اين گياه تغذيه مي كنند .

 18ـ لاتـــي Crotalaria Spp

گياهي است از خانواده «لگومينوز» بوده كه در اطراف بندرعباس خصوصاً جاده ميناب بندرعباس وجود دارد . درختچه اي است كوچك كه انتهاي شاخه هايش خار مانند است و برگ هاي آن محدود و به واسطه موهاي ابريشمين خود سفيد رنگ به نظر مي رسد و شامل 3 برگچه است . لاتي از نباتاتي است كه صرفاً شتر آن را مورد تعليف قرار مي دهد و شترها از برگه هاي تازه C.Pycoostachya در موريتاني تغذيه مي نمايند . شترهاي ايراني نيز از برگ هاي تازه C.frufuracea تغذيه مي نمايند .

 19ـ خارخسك Tribulus terrestris

گياهي از نوع نباتات يكساله تابستاني است كه به حد وفور يافت مي شود . اين گياه معمولاً در نواحي بياباني ، حاشيه كوير و نقاط كوهستاني كشور وجود دارد و به علت اين كه خاردار مي باشد، دام هاي ديگر كمتر از آن استفاده مي كنند اما شتر به راحتي بر آن تغذيه مي نمايند .

 20ـ شنبليله Trigonella

اين گياه شبيه يونجه است با اين تفاوت كه برگ آنها كوتاهتر و گل شان زرد رنگ، ريشه هايشان بسيار قوي و ساقه هايشان منشعب و نيمه راست مي باشد . اين انواع ويژه نواحي كوهستاني بوده و در مراتع طبيعي در گوشه و كنار يافت مي شود . اين گياه به علت خوشخوراكي مورد چراي مفرط قرار مي گيرد .

تصوير شماره ( 2 ) ـ گياه شنبليله

  21ـ كهور Prosopis Spp

از خانواده «لگومينوز» بوده و به صورت درختاني بلند و تنومند وجود دارد محل رويش و پراكنش اين گياه در جنوب كشور، بندرعباس، جيرفت و بلوچستان است و در هرمزگان نيز در اكثر نقاط وجود دارد . برگ هاي آن مركب مضاعف وداراي 3 ـ 2 جفت برگچه مركب مي باشد . هريك از آن ها شامل 12 ـ 6 جفت برگچه مي باشد . ميوه آن دو غلافه و نازك به شكل لوبيا مي باشد و براي دام بسيار خوشمزه مي باشد و خصوصاً گوسفند و بز از ميوه آن استفاده مي نمايند . شترها معمولاً از برگ خشك اين درختان تغذيه مي كنند و دو گونه آن به نام هاي P.Spicigera ، P.Africana مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد .

 22ـ اسكنبيل Calligonum Spp

انتشار اين گونه از مصر و عربستان و سوريه تا ايران و افغانستان و پاكستان مي باشد و در نقاط مختلف خشك و نيمه خشك كشور مخلوط با گونه هاي ديگر ديده مي شود. در بندرعباس ، جاسك، ايرانشهر، طبس، كرمان و خوزستان انتشار دارد ارتفاع اين درختچه حدود 2 متر با انشعابات زياد موجدار و بهم بافته است . برگ هايش درفشي است و سريع مي ريزد طول برگ حدود 5 ـ 1 ميلي متربوده و ميوه دوكي شكل 13 ـ 12 ميلي متر طول دارد. اين درختچه مورد تعليف انواع دام مخصوصاً شتر قرار مي گيرد .

 23ـ آسـه Lycium

اين نباتات معمولاً در مناطق كم باران خصوصاً حواشي ساحل روئيده و به جز شترها و گاهي اوقات بزها، ساير دام ها نمي توانند از اين گياه تغذيه نمايند . اين درختچه از خانواده Solanaceae مي باشد. علاوه بر بندرعباس و آذربايجان، ميانه، زنجان، دشت گرگان، شيراز و خوزستان و بلوچستان وجود دارد. برگ هايش باريك كشيده طول برگ ها 10 ـ 5 برابر پهناي آن است. اين گياه را در زبان محلي « زهير» گويند .

 24ـ قيــچ Zygohyllum Spp

يكي از انواع بوته هاست كه در مناطق نيمه بياباني ، بياباني و جلگه اي ايران به وفور يافت مي شود . ارتفاع قسمت چوبي اين گياه بيش از يك متر نمي باشد . اين گياه جهت تغذيه شتر مورد استفاده قرار مي گيرد و بنابر گزارشات رسيده سه گونه از اين گياه به نام هاي Z.atriplicoides ، Z.Album ، Z.Coccineum مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد .

 25ـ گـــز Spp Tamarix

يكي از انواع درختان مناطق بياباني و نيمه خشك است كه شتر از شاخ و برگ آن تغذيه مي كند و باتوجه به منابع موجود به نظر مي رسد كه شترهاي كشورهاي عربي از اين درختان جهت تغذيه استفاده نمي كنند .

تصوير شماره ( 3 ) ـ تصوير گياه گز

 26 ـ گــون Spp Astragalus

گياهي علوفه اي از خانواده «لگومينوز» مي باشد وداراي انواع بسياري است و تقريباً تمام انواع آن خوش خوراك مي باشد. اين انواع بسيار گوناگون است برخي علفي و يا چوبي بدون ساقه و بعضي ديگر داراي ساقه كوتاه در روي زمين و بالاخره عده اي داراي ساقه هاي خوابيده روي زمين يا راست مي باشند . دامنه پراكندگي آن ها از آذربايجان تا فارسو از شمال تا خراسان مي باشد . اين گياهان معمولاً در برابر چراي مفرط مقاوم مي باشد . گياهان اين گونه داراي رشد سريع و دوام چند ساله بوده با بذرپاشي طبيعي مي تواند تكثير پيدا نمايد .

تصوير شماره ( 4 ) ـ تصوير گياه گون

27ـ تـــاغ Haloxylon Spp

درختي است كه در مناطق جلگه، نيمه بياباني و بياباني رشد مي كند و گاهي ارتفاع آن تا چندين متر مي رسد . داراي شاخ ها و شاخك هاي شكننده و برگ هاي ريزي است كه شترها به راحتي بر روي آنها تغذيه مي كنند . اين درخت در مناطق حاشيه مديترانه ، مصر، سوريه، لبنان، اردن، صحراي سينا و ايران پراكنده است و بنا بر گزارش محققين ، شتر بر روي دو گونه از اين گياه به نام هاي H.Articulatum ، H.Salicornicum تغذيه مي نمايد .

 28ـ نيــل Indigofera Spp

گياهي است از خانواده « لگومينوز» چند ساله است كه بيشتر در مناطق نيمه گرمسيري مي رويد و در سيستان و بلوچستان، هرمزگان و خراسان يافت مي شود . گونه هاي متعددي از اين گياه به نامهاي I.ARRECTA ، I.INTRICATA ، I.SPINOSA ، I.SCHIMPERI ، I.RUSPOLI ، I.DBLONGIFOLIA مورد تغذيه شتر قرار مي گيرد و شترها معمولاً از همه اجزاي اين گياه جهت تغذيه استفاده مي كنند .

 29 ـ درمنــه Artemisia Spp

يكي از گياهان مشخص مناطق جلگه اي مي باشد كه در مناطقي مانند تهران، خراسان، كرمان و مناطق جنوبي كشور ديده مي شود و اغلب با گياهان غير نمك دوست از خانواده اسفناج همراه است و يا جانشين آنها مي گردد . دو گونه از اين گياه به نام هاي A.CAMPESTRIS و A.HERBA-ALBA مورد تغذيه شتر قرار مي گيرند .

 تصوير شماره ( 6 ) ـ تصوير گياه درمنه

30ـ خارگوني Noaea Muctonata

گياهي بوته اي است كه فلور جلگه اي ايران است و تقريباً در تمامي نواحي ديده مي شود .

 منابع مورد استفاده :

1ـ گودرز شيدائي ـ ناصر نعمتي ـ مرتعداري نوين و توليد علوفه در ايران ـ وزارت كشاورزي و عمران روستائي تهران سال 1357

2ـ هادي كريمي ـ مرتع داري انتشارات دانشگاه تهران چاپ سوم 1356 تهران .

3ـ محمد هاشمي ـ گياه خارشتر ـ نشريه سازمان جنگلها و مراتع كشور ـ وزارت كشاورزي تهران سال 1365

4ـ محمد رضازاده ـ شتر و اهميت آن در كشور و استان هرمزگان ـ امور دام جهاد سازندگي استان هرمزگان سال 1370 .

5 ـ موسسه تحقيقات جنگل ها ومراتع ـ گل ها وگياهان مناطق خشك ونيمه خشك وكويري ايران ، جلد اول ، نشريه فني شماره 15 ، چاپ اول 1355 ، تهران ايران .

6- WARDEH , et.at (1990) = The Nutritive Value of prefred Plant species By camels –

بيماري آنگارا (سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت):

بيماري آنگارا (سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت):

مقدمه و تاريخچه:ashotor

سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت (HHS) يك بيماري عفوني و مسري است كه از علائم مشخصه آن درصد ابتلا و درصد تلفات بالا است . مايعات پريكارد افزايش يافته و هپاتيت با كانونهاي نكروزي زيادي ديده مي شود. علت اختصاصي اين سندرم آدنو ويروس گروه يك مي باشد. بعضي از عوامل و شرايط فارم باعث افزايش شدت بيماري مي شوند. امكان تداخل اين بيماري با بيماريهاي مضعف سيستم ايمني مانند گامبورو و مارك و كم خوني عفوني جوجه ها تأييد نشده است ولي اعتقاد بر اين است كه اثر اين بيماريها در بروز بيماري آنگارا مهم مي باشد.برآورد اقتصادي بيماري آنگارا مشكل است بدليل اينكه در مناطقي كه اين بيماري بروز مي كند ممكن است همراه با ساير بيماريهاي طيور از قبيل نيوكاسل ولوژنيك – مايكوپلاسموزيس – سالمونلوزيس – مارك و آنفلوآنزا باشد. ميزان شيوع و شدت بيماري (HHS) بستگي به تراكم مرغداريها در منطقه دارد. سندرم آب آوردگي پريكارد و هپاتيت اولين بار در سال 1987 در منطقه آنگارا در نزديكي كراچي تشخيص داده شد . بدليل اينكه بيماري (HHS) در اين منطقه جغرافيايي بخصوص تشخيص داده شد به آن بيماري آنگارا گفته ميشود. در منطقه نزديك اورابان كه در مركز پاكستان واقع است گله هاي جوجه گوشتي حساس كه بصورت متراكم ميباشند در مدت 12 ماه بيماري سريعا”در آنها منتشرشد. شيوع بيماري (HHS) در مكزيك در سال 1989 در ايالت كوئرتارو كه از مناطق با مرغداريهاي متراكم مي باشد گزارش شده است و در سال 1990 به 5 ايالتي كه پرورش طيور گوشتي داشتند گسترش پيدا كرد. در طي سال 1994 بيماري (HHS)در مناطق پر تراكم پرورش طيور گوشتي در دهلي نو در هندوستان ظاهر گرديد. بيماري آنگارا همچنين در كشورهاي عراق و شيلي و پرو تشخيص داده شده است. جوجه هاي گوشتي در سن 3تا5 هفتگي حساس هستند. اين بيماري در مرغهاي مادر نابالغ و مرغان تخمگذار تجارتي هم مشاهده مي شود.

سبب شناسي:

در ابتدا علت بيماري (HHS) به يك مسموميت ويا اختلا ل تغذيه اي نسبت داده مي شد. از طريق تزريق كبد هموژن شده طيور آلوده به جوجه هاي گوشتي ثابت شد كه علت بيماري يك عامل عفوني است. در مشاهدات بعدي در سلولهاي كبدي گنجيدگي داخل هسته اي بازوفيليك مشاهده گرديد . در نتيجه سعي شد يك عامل ويروسي جدا گردد. در سال 1988 مشخص شد كه يك آدنوويروس عامل اين بيماري است. بوسيله ميكرسكپ الكتروني (EM) از كبد هموژن شده مي توان براي مشخص كردن نشانه هاي اختصاصي ويريون ها استفاده كرد. كبد و ريه اخذ شده از پرندگان آلوده زماني كه با آنتي سرم اختصاصي آدنوويروس مجاور شود در آزمايش آگار ژل مثبت مي گردد. بافت كبد هموژن شده و تصفيه شده از پرندگان آلوده را به داخل پرده كوريونيك و كيسه زرده تخم مرغهاي SPF در سن 8 روزگي جنيني تزريق مي گردد جنين 4 تا 7 روز بعد تلف ميشود. مطالعات در سال 1991 نشان داد كه جهت غير فعال كردن سوسپانسيون كبد بوسيله اتر يا كلروفرم آدنوويروس ها غير فعال نميشوند ولي محدود مي گردند. تهيه سوسپانسيون كبد از پرنده آلوده و نگهداري آن در درجه حرارت 60 درجه سانتي گراد درمدت 30 دقيقه سبب غير فعال شدن آدنو ويروس مي گردد. ظاهرا” مقاومت حرارتي مختلفي در بين آدنو ويروسها وجود دارد. زماني كه كبد هموژن شده را با 45000 دور بمدت 90 دقيقه سانتريفوژ كنند ذرات معلق شده بيماريزا بوده ولي مايع رو فاقد قدرت عفونت زائي است. افزودن آدنوويروس ايجاد كننده هپاتيت با گنجيدگي داخل سلولي به مايع رو موجب احياء قدرت عفونت زائي آن مي گردد. كه اين امر نشان دهنده حضور يك عامل ويروسي مجزا بغير از آدنو ويروس اوليه مي باشد.

از مطالعات بعدي در مكزيك كه در سال 1994 انجام شد چنين استنباط مي گردد كه بعلت عدم مهار توسط 5- برومو دي اكسي يوريدين يك ويروس RNA بعنوان عامل اضافي مطرح مي باشد. اين عامل سبب بروز يك حباب كوچك در كشت سلولهاي كبد وكليه جوجه مي گردد.

پيچيدگي بيشتري در تعريف اتيولوژي اين بيماري وجود دارد زيرا در مناطقي كه بيماري (HHS) وجود دارد بيماريها با پاتوژنيسته زياد از قبيل گامبور و كمخوني عفوني جوجه ها نيز ديده مي شود.

ويروس عامل اين بيماري از كبد هموژن شده گله هاي آلوده در پاكستان جدا شده است. عامل آن آدنوويروس گروه يك سروتيپ 4 تا11 مي باشد. اخيرا” بيماري (HHS)بصورت آزمايشي بوسيله آدنوويروس طيور سروتيپ هاي 4(STRAIN PARC-1) و 8(STRAIN DCV-94) در جوجه ها ايجاد شده است . در جوجه هاي حساس بعد از آلودگي ، گنجيدگي هاي داخل سلولهاي كبد و هم آب آوردگي پريكارد مشاهده مي شود. سروتيپ 4 آدنوويروس به بافت لنفوئيدي تمايل دارد در نتيجه ضعف سيستم ايمني ايجاد مي گردد. تضاد اختلاف بين فرضيه هاي تك ويروسي و دو ويروسي پس از انجام مطالعات اپيدميولوژي و آزمايشگاهي رفع خواهد شد.

بيماريزايي و اپيدميولوژي:

ميزبانهاي آزمايشگاهي و طيبعي:

جوجه هاي نابالغ ميزبانهاي طبيعي هستند . بيماري(HHS) بيشتر در سنين بين 3 تا 5 هفتگي در جوجه هاي گوشتي مشاهده مي شود. يك بيماري شبيه (HHS) در كبوتر ها در پاكستان گزارش شده است.

انتقال:

عامل بيماري (HHS) كه مورد بحث مي باشد آدنوويروس گروه يك است و انتقال آن هم عمودي و هم افقي است. آدنوويروس در گله هاي مادر تا زمان بلوغ باقي مي ماند و در اثر ضعف سيستم ايمني و يا استرس دفع ميگردد. جوجه هايي كه از گله هاي مادر آلوده توليد مي شوند بعد از 3 هفتگي ممكن است ويروس را تا 14 هفته دفع كنند. انتقال افقي ويروس در گله هايي كه چند سني هستند و در گله هايي كه مسائل بهداشتي را رعايت نمي كنند رخ مي دهد. تكثير ويروس در دستگاه گوارش انجام مي شود. آلودگي مدفوعي لباس ، كفش و وسائل ( از قبيل ظروف و وسائل نقليه) ممكن است باعث انتقال عامل بيماري شوند. در گله هاي طيور در پاكستان به دليل عدم وجود مسائل بهداشتي و وجود فارمهاي بسته چند سني و وجود پرندگان بومي عامل بيماري انتقال پيدا ميكند. واكسنهايي كه از جنين هاي آلوده تهيه مي شود ممكن است منشا” آلودگي باشد.

يك مطالعه در مورد عوامل خطر ايجاد بيماري HHS در گله هاي گوشتي در پاكستان انجام شده است. ورود واكسيناتورها به فارمها ،گله ها را به شيوع بيماري حساس مي نمايد. ميزان آلودگي از طريق تزريقات زير جلدي و يا داخل عضله برابر با آلودگي طيبعي از طريق هوا ، آب و يا مدفوع ميباشد.

علائم و درصد ابتلا و درصد تلفات:

در مجاورت اسلام آباد پاكستان از 131 گله كه داراي 135 واحد نيمچه گوشتي بودنديك شيوع 46 درصدي گزارش شده است. درصد تلفات ناشي از اين بيماري در گله هاي نيمچه گوشتي غير واكسينه و گله هاي مادر نابالغ اگر با بيماري نيوكاسل ولوژنيك و بيماري گامبورو با پاتوژنيسته بالا و بيماريهاي اروزيو مانند مايكوپلاسموز همراه باشد بيشتر از 80 درصد است. معمولا” دوره عفونت بين 9 تا 14 روز است، درصد ابتلا 10 تا 30 درصد بوده و روزانه 3 تا 5 درصد تلفات وجود دارد. در شرايط آزمايشگاهي كبد هموژن شده اي كه از گله آلوده اخذ شده را به تعدادي جوجه تزريق كرده اند.تلفات 2 تا 4 روز بعد ايجاد شده ، درصد تلفات 30 تا 70 درصد بوده و بستگي به ميزان تيتر عامل بيماري داردكه جوجه ها دريافت داشته اند.گله هايي كه بيماري HHS را نشان مي دهند داراي علايم كلينيكي اختصاصي نيستند . شروع ناگهاني تلفات ، بي حالي ، ازدحام كردن ، پرهاي ژوليده وزرد و ريزش موكوئيد از علائم مشخصه آن است . در طيور مبتلا ميزان هموگلوبين و PCV و اريتروسيت ها و مجموعه لوكوسيت ها كاهش پيدا مي كند. در اثر استرس و عفونت هاي ويروسي لنفوسيت ها كاهش و هتروفيل ها افزايش پيدا مي كنند. در طيور بيمار به دليل تخريب كبد پروتئين خون و آلبومين كاهش پيدا مي كند اين مسئله احتمالا” دليل افزايش هيدروپريكارديوم مي باشد. اگراين بيماري با كم خوني شديد بروز كند معمولا” توأم با بيماري كم خوني عفوني جوجه ها ويا گامبورو با حدت بالا است. در پرندگان بيمار ميزان لاكتيك دهيدروژناز ، آلكالين فسفاتاز و آلانين ترانس آمينازكه بواسطه تخريب كبد و كليه ايجاد ميگردند افزايش مي يابند. مهمترين ضايعه پس از مرگ كه بر روي لاشه ديده مي شود وجود بيش از 10 سي سي محلول ترانسوداي شفاف در كيسه اطراف قلب مي باشد. در لاشه پر خوني عمومي و ادم ريه وجود دارد. كبد و كليه ها بزرگ و رنگ پريده و ترد و شكننده مي گردند. در شرايط آزمايشگاهي در طيور بيمار نكروز ميوكارد و كبد مشاهده مي شود. خونريزي پتشي ممكن است بر روي پريكارد و كپسول كبد ديده شود. ضايعات بافتي در قلب شامل ادم و دژنرسانس و نكروز ملايم عضله قلب و نفوذ سلول هاي منونوكلئار و خروج اريتروسيت ها است . در كبد اينكلوژن بادي بازوفيليك در داخل هسته هاي هپاتوسيت و نفوذ سلول هاي منو نوكلئار و نكروز انعقادي چند كانوني وجود دارد. ممكن است در منطقه وسيعي از بافت اپي تليوم كليه نيز نكروز ديده شود.

تشخيص:

آب آوردگي پريكارد همراه با گنجيدگي هاي بازوفيليك داخل هسته اي سلولهاي كبد دال بر وجود بيماري HHS است. تشخيص قطعي براساس جدا سازي آدنو ويروس از سلولهاي كبد جنين جوجه هاي آلوده مي باشد. اين روش حساس تر از روش تزريق به كيسه زرده جنين جوجه 8 روزه است. بوسيله آزمايشات سيتوپاتولوژي مي توان در كشت بافتي وجود آدنوويروس را تشخيص داد. آدنو ويروس ها را مي توان بوسيله ميكرسكپ الكتروني(EM) و يا سرم نوتراليزيشن تشخيص داد

درمان:

درمان اختصاصي براي اين بيماري وجود ندارد. ولي در زمان بروز بيماري از يدوفور در آب آشاميدني به ميزان 1/0 تا 07/0 درصد استفاده مي شود. درصد تلفات و شدت بيماري كاهش پيدا خواهد كرد.

پيشگيري و كنترل:

در پاكستان وهند و مكزيك حفظ شرايط بهداشتي نه عملي است و نه اقتصادي است ومسلما” آدنوويروس از واحدهاي نيمچه گوشتي جدا خواهد شد.علل ايجاد بيماري عبارتنداز:چند سني بودن گله ، فروش پرندگان زنده، انتقال غذا بوسيله كيسه ها و افرادي كه پرندگان اهلي را نگه داري ميكنند. گله هاي مادر بايد بوسيله رعايت شرايط بهداشتي مناسب از عفونت محافظت شوند. فاصله فارم هاي صنعتي از يكديگر بايد حداقل 2 كيلومترباشدوازسيستمALL IN- ALL OUT در پرورش استفاده شود تا ازآلودگي فارم هاي سالم جلوگيري بعمل آيد.مواد غذايي بايد بصورت عمده نگهداري شوند و قبل از ورود آن به فارم هيچكس نبايد با مواد غذايي تماس داشته باشد.در گله هاي مادر و جوجه هاي آن از واكسن زنده استفاده ميشود. واكسنها مي بايست بر اساس استانداردهاي بين المللي توليد گردند و بايد عاري از عوامل پاتوژن از قبيل آدنوويروسها و ويروس كم خوني عفوني طيور باشد. در مناطقي كه بيماري HHS اندميك مي باشد ضروري است گله ها را در برابر آدنوويروس اوليه كه مسئول ايجاد اين بيماري است محافظت كرد. واكسن كشته فرم آلدئيد كه از كبد هموژن شده تهيه ميگردد گله هاي گوشتي را در پاكستان محافظت كرده است . واكسن مناسب از كبد هموژن شده جوجه SPF كه بوسيله فرم آلدئيد 1/0 درصد غير فعال شده تهيه مي گردد.اثر اين واكسن در يك منطقه كه داراي 28 گله با ظرفيت 100000 قطعه نيمچه گوشتي مي باشد مورد مطالعه قرار گرفته است. گله هايي كه واكسينه شده اند و بصورت طبيعي در معرض آلودگي قرار گرفته اند بيماري HHS راكمترنشان مي دهند تلفات آن به 2/1 درصد ميرسد. گله هايي كه واكسن دريافت نكرده اند تلفات آنها بالغ بر 20 درصدمي باشد. پس از واكسيناسيون در منطقه راولپندي در يك ميليون قطعه نيمچه گوشتي درصد تلفات تقريبا” به 4 درصد رسيده است و در گله هاي غير واكسينه تلفات 31 درصد مي باشد.در مكزيك در يك ارزيابي آزمايشي بر روي 5 نوع واكسني كه بصورت تجارتي توليد گرديده نشان داده شد كه واكسن غير فعال فرمالينه در امولسيون روغني گله هايي را كه به صورت طبيعي درمعرض بيماري بوده اند را 100 درصد محافظت مي كند و ضايعات هستوپاتولوژي در آنها وجود ندارد.ميزان محافظت 4 واكسن غير فعال ديگر كه از سويه DCV-94 تهيه شده در گله هايي كه با ويروس فيلد برخورد داشته اند بين صفر تا 45 درصد است. در جوجه هايي كه واكسن دريافت نكرده اند تلفات به 80 درصد مي رسد. در همه جوجه هايي كه واكسينه شده اند آنتي بادي بوسيله مهار ايمينوفلورسانس مشخص مي گردد. پس از واكسيناسيون جوجه ها بر عليه بيماري HHS پاسخ ايمني مناسبي ايجاد مي شود و زماني كه گله با عامل بيماري برخورد مي كند جوجه ها زنده مي مانند.

منبع:

Diseases of poultry

شتر داری واصلاح مرتع:

شتر داری واصلاح مرتع:

مراتع كشور یكی از منابع مهم وحیاتی سرزمین ما است وهمگی ما موظف به حفظ وحراست از این منابع می باشیم ، عوامل بسیاری در تخریب مرتع موثر هستند ، كه از این عوامل می توان كمبود میزان بارندگی سالیانه وكم آبی در مناطق خشك وكویری وتوزیع نامناسب آن به ویژه در نواحی بیابانی ، وزش بادهای شدید وطوفان ها ، خاك های شور وقلیایی ، آسیب پذیری مراتع در قبال چرای بی رویه دام ، قطع درختان مرتعی توسط سودجویان ، هزینه زیاد بوته كاری ونشاء كاری وكمبود اعتبارات در زمینه اصلاح مرتع را نام برد . در این میان از جمله مباحث مطرح در عرصه اصلاح مرتع ، این مطلب است كه آیا شترها در تخریب مراتع نقشی دارند ؟ وبرخی از كارشناسان مرتع بر این باور هستند كه در كشور ما شتران عامل تخریب مرتع می باشند واز این راستا جهت حفظ مراتع باید اقدام به كشتار شتر وكاهش ندریجی شتران نمود ومادر این مقاله به بررسی مسأله فوق الذكر پرداخته ایم وتمامی سعی ما بر این است كه بدون هیچ گونه یكسونگری ومداهنه این موضوع را از همه جوانب مورد بحث وگفت وگو قرار دهیم .

بنابر آمار دامی سال 1377 تعداد كل شتران كشور رقمی بیش از 143 هزار نفر می باشد كه این شتران به صورت بومی وبا نظام نیمه وحشی در مناطق خشك ونیمه خشك كشور به ویژه استان های سیستان وبلوچستان ، خراسان ، یزد ، كرمان وسمنان پراكنده اند . بنابر همین آمار تعداد كل گوسفندان كشور 52743000 رأس گوسفند وتعداد كل بزهای كشور 25757000 رأس بز بوده است كه اگر هر گوسفند را یك واحد دامی وهر بز را 8/0 واحد دامی وهر شتر را 7 واحد دامی محاسبه كنیم . در این صورت 52743000 واحد دامی گوسفند و 20605000 واحد دامی بز و 1001000 واحد دامی شتر خواهیم داشت . در اغلب استان های كشور گوسفند وبز وحتی گاوها وگوساله ها علاوه برتعلیف دستی جهت تغذیه تكمیلی به مراتع فرستاده می شوند . اما شتران معمولاً تغذیه دستی نمی شوند واغلب جهت تغذیه متكی بر مراتع می باشند ، هرچند كه در برخی از پرواربندی ها شتران نیز تغذیه دستی می شوند اما به علت كمی موارد ذكر آن ها حائز اهمیت نیست . حال با یك بررسی ساده می توان به این نتیجه رسید كه بیش از 73 میلیون واحد دامی گوسفند وبز ویك میلیون واحد دامی شتر ، جهت تغذیه از مراتع كشور استفاده می كنند ودر حقیقت فشاری كه از طرف گوسفند وبز برمراتع وارد می گردد به مراتب بیشتر از فشاری است كه از طرف شترها بر مراتع وارد می شود . البته نباید فراموش كرد كه اكولوژی گیاهی كویر به گونه ای است كه معدود حیواناتی قادر به ادامه حیات وتغذیه از آن می باشند .

مهم ترین این حیوانات بز وشتر هستند كه هردو در زمره مصرف كنندگان گیاه در كویر می باشند . در این میان ، بز به عنوان آفت مراتع شناخته شده وچگونگی استفاده از گیاهان مرتعی توسط بز خود گواه صحت این مدعا است .
بز به دلیل عادت ونوع حركت سر وفك ها در موقع تغذیه به كمك آرواره های قوی خود گیاهان مرتعی را گرفته وبا ضربه آن را همراه با ریشه از خاك خارج می كند وبدین علت به عنوان موجودی مخرب در مراتع شناخته می شود وچون رشد وامكان ادامه حیات بز در مراتع به گونه ای چشمگیر می باشد وبا توجه به دوبار زایش بز در سال ، بدون در نظر گرفتن رشد مرتع مرتباً بر جمعیت بز افزوده واز تراكم علوفه های مرتع كاسته می شود . اما شتر با راندمان تولید مثل كمتر ، هر سه سال دوبار زایش می كند وبرخلاف بز ، شتر موجودی است آرام با لب های فوق العاده عضلانی وحساس كه قادر به استفاده از علوفه خار دار وخشبی می باشد .

شتر از مراتع با تأنی ووقار خاص استفاده می كند ودر موقع گرفتن علوفه به گیاه ضربه وارد نكرده وبا كمك لب های قوی ودندان ها گیاه را قطع نموده ودر طی این عمل به هیچ عنوان ریشه گیاه را ازخاك خارج نمی كند ولذا حداقل تركیب دائمی مراتع را به هم نمی ریزد وتخریبی در مراتع به وجود نمی آورد ، از سویی شتر می تواند به عنوان یك كنترل كننده پوشش های گیاهی در مراتع در نظر گرفته شود . او با استفاده از علف های هرز با عمر كوتاه وخارهای كویری امكان رشد واریته های مفید ودانه دار وعلوفه ای مرتع را فراهم می آورد ودر ضمن تماس وتغذیه از گیاهان بذری موجب ریزش وپراكندگی وبارور كردن بذرها به شكل كاملاً متراكم در سطح می شود .

علاوه بر آن شتر حیوانی است كه قادر به خوردن طیف وسیعی از انواع گیاهان خوشخوراك وبدخوراك ودرختان و درختچه های كویری است ، به همین علت در هنگام چرای شتر در مراتع بر خوردن گونه معینی اصرار نمی نماید ، بلكه از همه گیاهان مرتعی به صورت موزون ویكنواخت استفاده می نماید . در حالی كه بزها فقط سراغ گیاهان خوشخوراك مرتع رفته وتا از ریشه خارج كردن گیاه دست از تغذیه آن برنمی دارند . هم چنین شترها به علت ساختار تشریحی بدن وداشتن گردن دراز وپاهای بلند وكشیده در هنگام تغذیه بر درختان ودرختچه های كویری اقدام به خوردن سرشاخه ها نموده ودر حقیقت گیاه را با این كار هرس می نمایند .

شترها بدون توجه به خوبی یا بدی مراتع روزانه تا شعاع 10 كیلومتری محل سكونت خود در مراتع راهپیمایی می كنند واز هرگیاه مقدار كمی می خورند ، این عادت حیوان باعث می گردد تا مراتعی كه تعداد شتر ، متناسب با میزان نباتات مرتعی است ، تحت ضوابط وشرایط خاص وبا پرورش مناسب این حیوان به نابودی كشیده نشود .از جمله مسایلی كه می تواند در كاهش تخریب مراتع تاحدودی موثر باشد ، مسأله احداث آبشخورهای مخصوص شتر ویا سایر دام های اهلی است .كه این آبشخورها باید در فاصله های معینی در مناطق مختلف كویر ومراتع احداث شوند ، وجود این آبشخورها به ویژه در فصل گرما دارای اهمیت زیادی است چه این كه تعداد كم این آبشخورها باعث می شود كه شترها وسایر حیوانات اهلی در اطراف آن متراكم شوند واین تراكم باعث تخریب مراتع اطراف آبشخورها می گردد ، در حالی كه با افزایش تعداد آبشخورها به اندازه كافی ، دام ها در محدوده گسترده تری از مراتع پراكنده می شوند واین باعث كاهش فشار بر روی مرتع می گردد ودر پایان منجر به تعادل دام ومرتع می شود . تمامی كارشناسان مراتع بر این باور هستند كه عوامل بسیاری در فرسایش وتشدید فرسایش مراتع دخیل هستند كه از جمله این عوامل می توان ، بهره برداری خارج از فصل مراتع (دیر رس وزدورس بودن چرا ) ، تبدیل مراتع به زمین زراعتی ، بهره برداری ممتد وغیر اصولی از مراتع ، طولانی بودن مدت بهره برداری در طول سال ،كمبود فرصت های شغلی در سایر بخش های اقتصادی جامعه ، فقدان سیاست های روشن ومشخص ودر نهایت كمبود اعتبارات را می توان نام برد .
كارشناسان اضافه می كنند كه اگر مشكل كمبود اعتبارات نیز رفع شود ، بازهم به دلیل وجود مشكلات اساسی وزیر بنایی یاد شده ، برنامه به درستی به سامان نخواهد رسید .

آمار رسمی ارائه شده در شماره 39 مجله تخصصی جنگل ومراتع ایران در مورد سیر نزولی كیفیت مراتع در مقایسه با میزان احیا واصلاح آن حاكی است كه سالیانه 800 هزار تا یك میلیون هكتار از مراتع كشور به سمت كویری وبیابانی شدن پیش می رود . در صورتی كه برنامه اصلاح واحیای مراتع تنها در سطح 300 هزار هكتار انجام می گیرد . در واقع ، عملیات اصلاح واحیا 30 درصد از میزان تخریب مراتع را ترمیم می كند .
بنابر این با توجه به مطالب فوق الذكر نتیجه گیری می شود كه دلیل تخریب مراتع كشور یك سری مشكلات زنجیروار است كه در این میان نقش شتران وچرای آن ها در مراتع كویری ونیمه كویری كشور نقش ملموس وتعیین كننده ای نیست . ولی به هرحال برای جلوگیری از هرگونه خطر احتمالی برای مراتع وبهبود روش های سنتی شتر داری ، موارد ذیل پیشنهاد می گردد :

1 – نظام سنتی شترداری كه شتران به صورت وحشی وبدون ساربان در بیابان وكویر رها می شوند نظام مطلوبی نیست وباید اصلاح گردد . بدین گونه كه تمامی شترداران بزرگ موظف به استخدام یك ساربان ویا بیشتر گردند وپس از دریافت پروانه شترداری ، در تنسیق وهماهنگی با اداره كل جنگل ها ومراتع اقدام به اخذ پروانه چرا در مراتع منطقه نموده وتعهد نمایند كه در اصلاح تخصیص یافته با نهاد ذیربط همكاری نمایند ونحوه كار آن ها تحت نظارت اداره كل جنگل ها ومراتع باشد .

2 – معاونت امور دام باید با احداث آبشخورها در مناطق مختلف كشور ، از تخریب مراتع اطراف آبشخورهای فعلی به علت تراكم بیش از ظرفیت مرتع در آن ها جلوگیری نماید .

3 – باید از چرای دام در مراتع فقیر درجه 5 جلوگیری كرد .

4 – شتر داری در كشور باید با پتانشیل تولید علوفه واصلاح مراتع همراه وهمگام باشد تا آسیبی به منابع طبیعی كشور وارد نشود .

5 – سیاست ترویج وتوسعه كمی شتر داری باید متناسب با توسعه كمی وكیفی مراتع باشد ، در غیر این صورت ، این كار ، كاری غیر منطقی بوده وبه ضرر كشور خواهد بود .

ملاحظه : این مقاله اولین بار درمجله سنبله شماره 114 ، ص 58 چاپ ومنتشر گردید .

نژادهای شتر در ایران

۱- شتر ترکمن:

شتر یک کوهانه با چثه‌ای قوی است که جزUntitled-1و شتران شیری می‌باشد بیشتر در منطقه ترکمن صحرا، گرگان و گنبد و شمال استان خراسان شمالی پراکنده‌اند و جمعیت آن در حدود ۳۳۰۰ نفر می باشد. شتر ترکمنی از لحاظ سواری نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد حد متوسط بار برای شترهای متوسط الجثه ۱۴۰ کیلوگرم است که می‌تواند آن را روزانه تا مسافت ۳۵- ۴۵ کیلومترحمل کند.ترکمن‌ها شتر را به اسامی متفاوتی می‌خوانند :بارگار، ارونا، لوک، مایا، کایونف بلخی، نرجا و غیره. رنگ شتر تر کمن معمولاً از قهوه‌ای روشن تا قهوه‌ای تیره‌است. پشم آن تا حدودی مجعد است که این صفت آن را از سایر شترها متمایز می‌سازد. در گذشته‌های نه چندان دور، تجار شتر آذر بایجانی به منطقه تر کمن صحرا می‌رفتند و این شترها را از ترکمن‌ها می‌خریدند و به شاهرود و سایر شهرها می‌بردند. به همین جهت است که تعداد اندکی از این شترها در آذربایجان شرقی نیز دیده شده‌اند. پشم شتر تر کمن را هر سال در بهار می‌چینند و پشم چینی کار مردان ترکمن است. براساس آمار اداره کشاورزی گنبد کاووس تعداد شتران ترکمن در حدود ۳۰۰۰ نفر بوده‌است که از این تعداد هزار نفر در حومه گنبد کاووس و هزار و سیصد نفر در مراوه تپه و هفتصد نفر در «داشلی برون» بوده‌است. در طی بررسی هائی که گوکلانی (۱۳۶۶) بر روی شتر ترکمن نموده‌است اظهار می‌دارد که اسدیته شیر این شتران (۲۱/۰ ٪) وزن مخصوص آن (۱۰۳۱) میزان چربی آن (۱۶/۴ ٪) میزان لاکتوز (۲۴/۴ ٪) ماده خشک(۳۸/۱۲٪) خاکستر (۷۷/۰ ٪)و پروتئین (۹/۲ ٪) بوده‌است. میانگین طول بدن شتران ترکمن ۱۴۵ سانتیمتر و میانگین ارتفاع بدن ۱۷۵سانتیمتر، و میانگین دور سینه ۱۸۹سانتیمتر و میانگین عمق سینه ۸۳ سانتیمتر و میانگین تولید سالیانه کرک در حدود دو کیلوگرم و میانگین لاشه کشتار شده ۱۸۷ کیلو گرم و میانگین وزن دیلاقهای متولد شده ۲۳ کیلو گرم است. پرورش شتر ترکمنی عمدتاً در مناطق گمیشان، بندر ترکمن، آق قلا، گنبد ومراوه تپه صورت می‌گیرد به طوری که نام یکی از طوایف و تیره‌های مهم ترکمنان، از شاخهٔ آتابای ایل یموت، دوجی یا دیه‌جی است که در قدی به حرفه شترداری می‌پرداخته‌اند.

۲- شتران بلوچی :

این شتران جزو نژاد گوشتی شیری هستند و در سطح استان سیستان و بلوچستان مخصوصاً اطراف زاهدان، خاش، ایرانشهر و چابهار پراکنده‌اند، این shotorشتران کم پشم هستند و حهت بارکشی و سواری نیز از آنها استفاده می‌شود و بسیاری از کالاهای قاچاق توسط این حیوان بین مرزنشینان دو کشور ایران و پاکستان رد و بدل می‌گرددو با توجه به اینکه قیمت شتر در این منطقه پائین تر از قیمت آن در بسیاری از استانهای دیگر است به همین جهت بسیاری از تجار چوبدار اقدام به خرید این شتران نموده و جهت کشتار، این شتران را به استانهای خراسان جنوبی، اصفهان و یزد، تهران و قم و سمنان می‌برند.این نژاد معمولاً قهوه‌ای رنگ واز تیپ جماز است.

۳- شتر بندری :

 

این شتر جزو شتران سواری و بارکش است، که نامهای رواحیه، جماز، و پرنده نیز نامیده می‌شود این شتران کم پشم، لاغرو بسیار تندرو هستند و ساعتی ۳۵-۴۵ کیلو متر طی طریق می‌کنند.این تیپ شتران بیشتر در استانهای هرمزگان، کرمان، بوشهر و جنوب استان هرمزگان پراکنده شده‌اند.شترهای بندری سبک وزن (نر بالغ حدود ۶۰۰ و ماد 1128_633896487879062500_lه بالغ حدود ۴۰۰ کیلوگرم) با بدن کشیده و پاهای بلند و استخوان‌های آنها در عین قوی بودن چندان ضخیم نمی‌باشد. سر بطور نسبی کوچک پیشانی برجسته، گردن باریک، کوتاه و عضلانی بوده و در محل الصاق به شانه فرم متناسبی دارد.قسمت عقب بدن کوتاه، عضلانی و شیب دار است. رانها فشرده و عضلانی بوده و با مشاهده از عقب زیاد فاصله ندارند. پوست نازک و موهای کوتاه و فشرده دارند.

۴- شتر کلکوئی

 

منطقه اصلی محل زیست این شتر استان فارس بوده‌است، و در حدود دویست سال پیش با ایل کلکوئی از فارس به اطراف قم برده شد و هنوز در اطراف قم و تهران موجود اند از این شتران قبلا جهت بارکشی و سواره در ارتش استفاده می‌شد و هنگی بنام شتران جماز وجود داشت که در حقیقت بخش سواری نظام ارتش را تشکیل می‌داد. و ایل کلکوئی وظیفه نگهداری این شتران را بر عهده داشت و پس از فروپاشی هنگ شتران جماز و گرایش افراد ایل کلکوئی به شهرنشینی تعداد شتران این ایل روز به روز کاهش گذاشت و اکنون گله‌های پراکنده از این شتران در کویر قم، و مسیله تا دریاچه نمک پراکنده‌اند. وزن نر بالغ ۸۰۰ کیلورم و ماده بالغ حدود ۶۰۰ کیلوگرم است و ارتفاع نرها حدود ۱۸۸۸ سانتیمتر است و حدود ۱۵۰۰ نفر از این نژاد بطور ناخالص وجود دارد.

۵ – نژاد مهابادی :

این شتر بیشتر در منطقه مهاباد استان اصفهان پراکنده شده‌است. رنگ این شتر عمدتاً قرمز بوده وبه شتر سرخ معروفند وبه سایر مناطق کشور نیز برده شده‌اند ودر جاهای دیگر با تلفظ عامیانه «مهبادی»، مغبادی» «بادی» وغیره معروف است.

۶ – نژاد دشتی :

این نژاد بیشتر در استان بوشهر ونوار ساحلی خلیج فارس دیده می‌شود. عمدتاً به رنگ سرخ وسیاه بوده وبعضاً در آن‌ها رنگ سفید نیز دیده می‌شود. در بین این توده ژنتیکی شتر شلواری به شتری اطلاق می‌شود که دارای بالاتنه سرخ واز پهلو وسینه وزیر شکم سفید رنگ است. این شتر از لحاظ تولید پشم حائز اهمیت ودارای موی گوش بلند است وتولید گوشت وشیر بیشتری نسبت به سایر نژادهای موجود در استان دارد. این توده عمدتاً در شهرستان‌های دیر، دشتی وبوشهر وجود دارد.

۷ – نژاد زاهدانی :

این نژاد در اطراف شهر زاهدان دیده می‌شود ومعمولاً زرد رنگ است واز تیپ گوشتی به شمار می‌رود وبرای پروار بندی مناسب است. این نژاد به استان یزد نیز برده شده‌است.

۸ – نژاد چینی :

این نوع شتر نیز در استان سیستان وبلوچستان دیده می‌شود وعلت تسمیه آن به چینی بدین علت است که منشا آن کشور چین بود واز طریق افغانستان به ایران آورده می‌شود وبرخی از این شترها در هنگام ورود داغ هائی به زبان چینی بر روی صورت و گردن خود دارند. این شترها معمولاً به رنگ قهوه‌ای واز تیپ گوشتی است.

۹ – نژاد عربی :

این نوع شتر در استان بوشهر دیده می‌شود. معمولاً به رنگ زرد کم رنگ واز تیپ گوشتی وبزرگ جثه می‌باشد. بدن این شتر فاقد پشم است وگوش‌ها نیز مو ندارد وروی لب دارای موهای بلند می‌باشد.

۱۰ – نژاد یزدی :

دارای رنگ سیاه تا قرمز ودست وپای کوتاهتر نسبت به سایر نژادهای ایرانی است. تیپ این حیوان بیشتر به نوع گوشتیهختحهدارد.

منابع

۱. شتر وپرورش آن، تالیف دکتر محمد مصطفی شکری، ترجمه دکتر احسان مقدس، انتشارات نوربخش، تهران ۱۳۷۶.

2. مقاله«درآمدی بر شناخت نژادهای شتر در ایران» تالیف دکتر احسان مقدس ومهندس کاظم پیشنماز زاده ، ماهنامه مزرعه ، شماره 11 ، بهمن واسفتد 1376 ، ص73 – 78

 

شترهاي دوكوهانه در ايران

مقدمه :
كمبود مواد غذائي يكي از بزرگترين مسائل و مشكلات جهان امروز محسوب شده كه در حال حاضر بشر از آن رنج مي برد. كشور ما همچون بسياري از كشورهاي جهان سوم علي رغم داشتن امكانات بالقوه منابع طبيعي تجديد شونده هنوز به حد خودكفائي در توليد مواد غذائي در حد استانداردهاي بين المللي نرسيده است . البته روشن است كه توليد مواد غذائي ( گياهي و دامي ) خصوصاً در نواحي گرم و خشك ايران امري دشوار است لذا در اين شرايط راه فايق آمدن بر اين مشكلات و رسيدن به خودكفائي غذائي استفاده بهينه از امكانات خدادادي موجود مي باشد . شناخت مراتع طبيعي كشور و انتخاب دام مناسب براي چرا در چنين مراتعي مي تواند يك راه مهم استفاده بهينه از امكانات موجود كشور باشد .
كشور ما داراي 90 ميليون هكتار زمين مرتعي مي باشد كه از نظر پوشش گياهي 3/9 درصد آن داراي وضعيت خوب ، 3/37 درصد آن داراي وضعيت متوسط و 4/43 درصد آن داراي وضعيت فقير مي باشد ( دفتر آمار و اطلاعات جهاد سازندگي 1374) .
درمراتع فقر بيشتر گياهان شورپسند و خاردار مثل خار شتر ، علف شور، تاغ، اسكمبيل، قيچ، گز و درمنه مي رويد .
طبق گزارشات بين المللي و تجربيات كارشناسي كشور ، شتر مهم ترين دامي است كه مي تواند در چنين مراتعي (مراتع فقير) توان زيست و توليد داشته و با توجه به عادات چرايي خود باعث حفظ و احيا اين مراتع گردد. زيرا شتر قادر است از انواع خاص گياهان مرتعي به ميزاني استفاده نمايد كه ساير دامها قادر به استفاده از آن نمي باشند .
علاوه بر برتري شتر به شرايط سخت محيطي نسبت به ساير دامها، اين دام قادر است در شرايط تغذيه دستي نيز با دام هاي پر توليد هم وزن ( مانند گاو ) رقابت كرده و افزايش وزن روزانه بالائي داشته باشد. مزيت ديگر شتر اين است كه مواد خوراكي را با قابليت هضم و بازده بالائي نسبت به گاو، گوسفند و بز استفاده مي نمايد. در ضمن شتر در مقايسه با گوسفند و بز مقدار ماده خشك كمتري نسبت به وزن متابوليكي خود مصرف مي كند.
پرورش شتر در گذشته در مناطق مختلف كشور از ديرباز وجود داشته و مردم كشورمان بويژه ساكنين مناطق بياباني و نيمه بياباني كشور به جهت امكانات اقليمي و شرايط جغرافيائي و بافت فرهنگي روستاها به پرورش شتر اشتغال داشته و البته بيشتر از شتر در جهت حمل كالا و اياب و ذهاب استفاده مي نموده اند .
در شرايط امروزي باتوجه به از بين رفتن نقش شتر در حمل بار و جايگزيني وسايل نقليه موتوري به جاي آن مي بايست پرورش شتر را در جهت استفاده از توليدات پروتئيني آن ( گوشت، شير و …) رواج داد تا بتوان علاوه بر عهده گرفتن سهمي از توليد گوشت مصرفي كشور ذخيره اي مطمئن از نظم تأمين گوشت براي كشور در مواقع بروز قحطي ها و خشكسالي ها باشد .
در دنيا سه گونه شتر به نام شترهاي يك كوهانه، د.كوهانه و بي كوهانه وجود دارد كه دوگونه آن ، يعني يك كوهانه و دوكوهانه درايران پرورش مي يابد . مقاله حاضر به بررسي وضعيت شتر دوكوهانه در ايران مي پردازد .

تاريخچه :
دانشمندان معتقدند كه برخلاف شتر يك كوهانه كه درجنوب عربستان اهلي شده است شتر دوكوهانه توسط عشاير كوچ نشين آسياي مركزي ،‌مغولستان و شمال چين اهلي شده اند و اين كوچ نشينان شتر دوكوهانه را به منظور حمل و نقل و كارهاي سخت اهلي كرده اند بعدها بر اثر پيشرفت تمدن و به وجود آمدن روستاها و دهكده ها و استقرار عشاير كوچ رو، از شتر دوكوهانه براي شخم زني و لشكركشي و استفاده از پشم و گوشت و پوست نيز استفاده شده است.
تاريخچه پرورش شتر دوكوهانه در چين به قرن ها قبل از ميلاد باز مي گردد و سلسله هاي مختلف پادشاهي چين از اين حيوان براي مقاصد گوناگون استفاده مي كرده اند.
تاريخچه حضور شتر دوكوهانه درايران روشن نيست ، هرچند كه دركتاب اوستا كتاب مقدس زرتشتيان كه بين سالهاي 530 تا 570 پيش از ميلاد نوشته شده است اشاره اي فراوان به شتر شده است اما مشخص نيست كه منظور از شتر كدام گونه آن است . برخي معتقدند كه منظور از شتر در اوستا شتر دوكوهانه بوده است و شتر يك كوهانه سال ها بعد و همزمان با فتوحات ايرانيان در بين النهرين، فلسطين و مصر به ايران وارد شده است . اين فرضيه مبتني بر نقش هايي است كه بر روي ديوارهاي تخت جمشيد ، كه در فاصله زماني بين قرن 6 يا 7 پيش از ميلاد ساخته شده مي باشد در تصوير اول نشان داده شده است كه شتر يك كوهانه بعنوان خراج آورده شده و در تصويردوم يك هيأت نمايندگي را مي بينيم كه در حال آوردن شتر دوكوهانه مي باشند روشن است كه شتر دوكوهانه در اين زمان ،يعني 500 سال قبل از ميلاد ، در غرب آسياي مركزي پراكنده بوده است. اما استفاده از آن با افزايش تعداد شتر يك كوهانه رو به كاهش گذارده است در جاده ابريشم كه نقش بسيار مهمي را در تجارت دنياي قديم بازي مي كرد ، از شتر دوكوهانه جهت حمل و نقل ابريشم و ساير محصولات تجاري استفاده مي شد . استفاده وسيع از شتر يك كوهانه براي مقاصد عمومي ، ‌باركشي وميزان توليد سريع گوشت و شير منجر به عقب نشيني تدريجي شتر دوكوهانه به طرف مناطق شمالي وكشورهائي نظير قزاقستان ازبكستان مغولستان وغيره گرديد جايي كه شرايط آب و هوايي و ديگر شرايط اقليمي براي شتر يك كوهانه بسيار دشوار بوده و ناچار بوده اند كه از شتر دوكوهانه استفاده كنند. زيرا شترهاي دوكوهانه داراي سم هاي مقاومي براي راه رفتن در زمين هاي سنگلاخي بوده اند و همچنين به علت پشم وكرك زيادي كه در بدن داشته اند در هواي سرد و باد و طوفان هايي كه معمولاً در مناطق سرد و خشك مغولستان و دامنه كوه هاي هيماليا وجود داشته حفاظت مي شده اند و بنابر اين احتمال مي رود نسل شترهاي دوكوهانه موجود درايران از نسل شترهاي ترددي فوق باشد. تعداد فعلي شترهاي دوكوهانه در جهان حدود 2 ميليون نفر مي باشند كه در كشورهاي چين ، مغولستان و افغانستان و آسياي مركزي و به ميزان كمتر در ايران و تركيه و آذربايجان پراكنده اند .
تعداد شترهاي دوكوهانه در ايران كمتر از يكصد نفر برآورد گرديده است كه در مناطق شمال غربي و شرق كشور ( استان اردبيل و گلستان) زيست مي كنند كه به علت عدم حمايت در تأمين آب و نهاده هاي دامي ( علوفه و … ) و اعتبارات بانكي شترداران در حال انقراض جدي مي باشند.

خصوصيات نژادهاي شتر دوكوهانه :
شترهاي دوكوهانه داراي استخوان هاي بزرگ و قوي، پاهاي نسبتاً كوتاه، كوهان گرد ، لب هاي بزرگ، پوشش پشمي ضخيم، كف پاهاي بزرگ و مسطح مي باشند . ميانگين محصول پشم وكرك آن ها ساليانه پنج كيلوگرم و در حيوانات نر بالغ ، بيش از هشت كيلوگرم و در نرهاي اخته شده به ده كيلوگرم مي رسد . رنگ شترهاي دوكوهانه، اغلب قهوه اي تيره بوده و وزن زنده آن ها به 750 تا 850 كيلوگرم مي رسد كه درنتيجه وزن لاشه آنها 375 تا 425 كيلوگرم مي باشد . دوره شيردهي آن ها 160 روز بوده و در يك دوره شيردهي 700 تا 800 ليتر شير توليد مي كنند كه از اين مقدار 300 ليتر براي مصرف انسان و بقيه به خوراك ديلاق ها مي رسد. شير آن ها از لحاظ ويتامين C خيلي غني بوده و مي توان از آن به راحتي فرآورده هاي لبني تهيه نمود كه اين امر در شترهاي يك كوهانه نياز به افزودن بعضي مواد از جمله كلريد كلسيم دارد. بلوغ آن ها در چهارسالگي بوده و جفتگيري آنها فصلي مي باشند. دوره آبستني آن ها 13 ماه طول مي كشد. به ازاي هر 16 تا 25 نفر شتر ماده دوكوهانه، يك نفر شتر نر دوكوهانه بسته به توان شتر نر و تغذيه آن جهت جفتگيري نياز مي باشد. ميانگين وزن ديلاق هاي آنها در بدو تولد به 35 كيلوگرم مي رسد.هر نفر شتر دوكوهانه روزانه در حدود 14 كيلوگرم ماده خشك مصرف مي كند. شتر ماده دوكوهانه روزانه در فصل تابستان 35 تا 40 ليتر و در فصل زمستان 20 تا 25 ليتر و شتر نر دوكوهانه در فصل تابستان 40 تا 55 ليتر و در فصل زمستان 20 تا 35 ليتر آب مي آشامد .
شتر دوكوهانه باتوجه به ساختمان بدني خاص خود به شرايط آب و هواي سرد خشك تطابق يافته است و قادر است در راه هاي كوهستاني و پربرف رفت و آمد نمايد. شتر دوكوهانه مي تواند در تابستان تا درجه حرارت 30 درجه سانتي گراد و در زمستان تا درجه حرارت 30ـ درجه سانتي گراد را به خوبي تحمل نمايد. متوسط باري را كه شتر دوكوهانه مي تواند حمل نمايد 100 تا 150 كيلوگرم مي باشد كه اين موضوع مستقيماً با وضع جسماني و مسافتي را كه بايد طي نمايد بستگي دارد و در مسافت هاي كوتاه (15ـ5 كيلومتر) مي توان مقدار بار را تا 250 و حتي 300 كيلوگرم افزايش داد .
Konrashov (1958) اندازه هاي متوسط بدن شتر دوكوهانه در چين را بدين شرح گزارش نموده است :
ارتفاع شتر تا بين دوكوهان در شتر در شتر ماده 180 سانتي متر و در شتر نر 185 سانتي متر و طول بدن در شتر ماده 163 سانتي متر و در شتر نر 168 سانتي متر مي باشد .
بلندي شترهاي دوكوهانه مغولستان بين 180 تا 200 سانتي متر و وزن متوسط زنده آنها 460 كيلوگرم است. قطر كوهان ها بين 35 تا 40 سانتي متر است كه درشترهاي فربه دوكوهان مجموعاً بيش از 100 كيلوگرم چربي دارند . شترهاي مغولستان سري كوچك، سينه اي پهن و پاهايي تقريباً مستقيم دارند .
بعضي از عشاير ايران شترهاي دوكوهانه نر را با شترهاي ماده يك كوهانه تلاقي مي دهند كه شترهاي دورگ حاصله در نسل اول يك كوهانه بوده و كوهان آن كشيده تر از كوهان شترهاي يك كوهانه مي باشد و در مجموع خوش اندام و داراي سركوچك،‌گردن كلفت و كشيده ، دم كوتاه، پشم بلند و مجعد روي پيشاني، پس سر و زير چانه بوده و يكي از خصوصيات مشخص آنها در نسل اول اين است كه هميشه سنگين تر از پدر و مادر خود بوده و وزن آنها به نهصد تا نهصد و پنجاه كيلوگرم مي رسد و داراي ظرفيت انجام كارهاي سخت تري نسبت به شتر دوكوهانه مي باشد .
عشاير كشورمان از اين دورگ ها جهت حمل بار بيشتر وعبور از مناطق صعب العبور كه شتر دوكوهانه قادر به رفتن از آنجا نمي باشد استفاده مي كنند. البته اين تلاقي بين اولاد نسل اول به بعد به لحاظ ضعيف و غيرطبيعي بودن و مرگ و مير زياد نتاج آنها توصيه نمي شود .
به نظر مي رسد كه در شرايط فعلي به علت قلت جمعيت آنها، وجود همخوني باعث خواهد گرديد كه انقراض نسل اين نوع شتر شديدتر گردد كه راه از بين بردن آن وارد نمودن خون جديد در گله مي باشد. بنا به تجربه شترداران يكي از راه هاي تكثير شترهاي دوكوهانه در كشور وارد نمودن خون جديد در گله، انجام تلاقي تدريجي بين دورگ هاي حاصله از تلاقي شتر نر دوكوهانه با ماده يك كوهانه وشتر ماده يك كوهانه با شتر نر دو كوهانه در طي سه نسل مي باشد كه نتايج حاصله در تلاقي تدريجي در نسل سوم (F3) ، شتر دوكوهانه با درجه خلوص خوني 94 درصد مي باشد .
به هرحال باتوجه به از بين رفتن نقش تدريجي شتر در حمل بار عشاير كه وسايل نقليه موتوري جايگزين آن مي گردد بايد به دنبال نقش ديگري براي حيوان گشت كه باتوجه به استعداد خوب توليد گوشت در اين نوع شترها و شترهاي دو رگ ، مي توان به تدريج شترداران فعلي آن مناطق را به سمت تكثير و پرورش و نگهداري گله هاي مادري شتر دوكوهانه و يا گله مخلوط دوكوهانه و يك كوهانه و همچنين نگهداري توأم چند نفر شتر دوكوهانه همراه با گله هاي گوسفندي با رعايت ظرفيت مراتع سوق داد كه باتوجه به وجود مراتع مختص چراي حيوان در مناطق و زيست اين دام همچنين باتوجه به نقش مثبت اين دام در خوردن علوفه هاي خاردار و داراي تيغ كه فرصت مناسب جهت تكثير گياهان خوش خوراك به مراتع مي دهد.
باتوجه به سياست هاي كلان دولت درامر خودكفائي گوشت و افزايش استقبال تدريجي مردم از مصرف گوشت شتر و همچنين ضرورت حفظ ذخاير ژنتيكي، جا دارد كه دولت با خدمات رساني بيشتر به شترداران از قبيل : تأمين آب شرب بهداشتي گله هاي شتر، تأمين علوفه مورد نياز در مواقع خشكسالي ، وام بانكي مورد نياز شتر داران و واگذاري مراتع به شترداران و ايجاد ايستگاه حفاظت ژنتيكي شتر دوكوهانه و تكثير و پرورش آن در زيستگاه ها وساير اقدامات مشابه ،اين دام را از خطر انقراض نجات دهد .

خصوصیات کرک و پشم شتر

واژه کرک بر الیافی اطلاق می گردد که بر روی بدن شتر رشد می نماید و محققین در مراجع علمی مختلف در این مورد اختلاف نظر دارند برخی آن را پشم شتر CAMEL WOOL و برخی آن را موی شتر CAMEL HAIR نامیده اند.

واژه کرک بر الیافی اطلاق می گردد که بر روی بدن شتر رشد می نماید و محققین در مراجع علمی مختلف در این مورد اختلاف نظر دارند برخی آن را پشم شتر CAMEL WOOL و برخی آن را موی شتر CAMEL HAIR نامیده اند و در دو فرهنگ لغت معتبر المورد و LONGMON واژه CAMEL HAIR را کرک شتر معنی کرده اند و همچنین VON BERGEN & MAUIESBERGER در کتاب خود AMERICAN WOOL HAND BOOK نیز چنین اعتقادی دارد، اما از لحاظ علمی سه نوع الیاف وجود دارند لیااف پشم حقیقی TRUE WOOL که این الیاف مدولا ندارند و الیاف موئین HAIRY FIBERS و الیاف کمپ KEMP FIBER . مشاهده شده است که کرک شتر مخلوطی از پشم حقیقی و الیاف موئین و همچنین الیاف هتروتایپ HETRO FIBERS است. JOSEPH (۱۹۷۷) اظهار نمود که باید کرک شتر را همراه با کرک بز و الپاکا و لاما تحت عنوان الیاف موئین ویژه، تقسیم بندی نمود زیرا که این گروه دارای ویژگی ها و صفاتی است که به وسیله رنگ ، درجه ظرافت و درجه استحکام آن را از سایر گروه ها متمایز می سازد. این گروه دارای صفات عایق و گرم کنندگی خوبی هستند و در صنایع نساجی با این گروه همچون پشم برخورد می شود. سلومه (۱۹۹۲) مشاهده کرد که پراکندگی کرک بر روی مناطق مختلف بدن از جائی به جای دیگر متفاوت است و همچنین میزان تولید و صفات کرک نیز بر حسب سن حیوان متفاوت است به طوری که حیوانات کوچک تر دارای میزان بیشتر و نوع بهتری از کرک در مقایسه یا حیوانات بزگ تر می باشند و همچنین فصل نمو و آب و هوا در خصوصیات کرک و وزن آن مؤثر است زیرا که کرک در اثر رابطه بین حیوان و محیط اطراف وی تحت تأثیر قرار می گیرد . کلیاتی در مورد توده کرک و انواع آن (FLEECE TYPES AND GENERAL INFORMATION) علی رغم تعداد فراوان شتر در آفریقا وکشورهای عربی که بالغ بر ۷/۱۰ میلیون نفر شتر است و ۷۶% از مجموع کلی شتران در جهان را تشکیل می دهد ( WARDEH ۱۹۸۹) با این وجود گزارش های اندکی در مورد کرک شتر از طرف این کشورها منتشر شده است و گزارشات و مطالعات مربوط به کرک شتر معمولاً از طرف کشورهائی منتشر می گردد که میزان تولید کرک شتر در آنها بالاست نظیر کشور هندوستان و روسیه.
VON MERGEN (۱۹۶۳ اظهار نمود که الیاف کرک شتر یک کوهانه در مقایسه با شتر دوکوهانه من حیث المجموع کوتاه و خشن است و شتر دو کوهانه بهترین انواع کرک را از جهت مقدار تولید و نرمی آن تولید می کند ودر هنگام پشم چینی شتر، کرک شتر دارای مخلوطی از الیاف مختلف است همانند پشم بز کشمیری، طوری که پوشش خارجی شتر OUTER HAIR بسیار خشن و کلفت می باشد به طوری که طول الیاف آن در ناحیه کوهان به ۵/۳۷ سانتی متر می رسد در حالی که الیاف کرک پوشش داخلی شتر، کوتاه و بسیار نرم همچون پشم گوسفند است و طول این الیاف از ۵/۲ سانتی متر تا ۵/۱۲ سانتی متر متفاوت است.
JOSEPH (۱۹۷۷ اظهار نمود که الیاف شتر همراه با پشم بز، الپاکا و لاما جزو الیاف موهای ویژه SPECIALITY HAIR FIBERS دسته بندی می گردد و همچنین اظهار نمود که پوشش داخلی کرک شتر، نرم و ظریف است که شبیه بهترین نوع پشم نرم گوسفند است و علاوه بر آن کرک شتر همچون پشم گوسفند دارای صفت عایق حرارتی است و از آن در کشورهائی که زمستان های بسیار سرد دارند لباس هایی می بافند که درجه حرارت بدن را در هوای بسیار سرد حفظ می نماید و از سوئی دیگر در کشورهای گرمسیری کرک شتر در دستباف ها به کار می رود واز آن لباس هائی تهیه می کنند که مسافران را از گرمای طاقت فرسای صحرا نگاه میدارد. کرک طبیعی دارای رنگ قهوه ای سیر است و این رنگ از رنگ های جذابی به شمار می رود که صنعت گران آن را بر دیگر رنگ ها ترجیح می دهند. بسیاری از محققین اظهار می دارند که بهترین سن شتران یک کوهانه برای تولید کرک، سن ۱ ـ ۳ سال است. (NANDA ۱۹۵۷ ، SINGH ۱۹۶۶ ، LEUPOLD ۱۹۶۸ ، ASAD ۱۹۷۰ ، KNOESS ۱۹۷۶ ، KHANNA ۱۹۸۸ ) .

وزن توده پشم FLEECE WEIGHT

وزن توده پشم تولیدی در شتر یک کوهانه در سال از ۵/۰ کیلوگرم تا ۵/۵ کیلوگرم متفاوت است. به طوری که هر یک از محققین در کشورهای مختلف عددی را دراین خصوص ذکر نموده که با دیگران متفاوت است ( درسودان EL-AMIN ۱۹۷۹ ، در سومالی HARTLEY ۱۹۷۹ ، در هندوستان MUKASA-M UGERWA ۱۹۸۱ ، در مغولستان CHAPMAN ۱۹۸۵ ، در عربستان سعودی DORMAN ۱۹۸۶ ، در کویت AL-SULTAN ۱۹۸۶ ، و در پاکستان QURESHI ۱۹۸۶ ، و در اردن HASSAN ۱۹۹۱ ).سلومه (۱۹۹۲) مشاهده کرد که متوسط وزن توده پشم در فصل زمستان ( دوره رشد از ماه اکتبر تا آوریل ) در شترهای نر ۹/۰ کیلوگرم و در شترهای ماده ۷/۰ کیلوگرم است و وزن توده پشم در فصل تابستان ( دوره رشد از آوریل تا سپتامبر ) در شترهای نر ۹۴/۰ کیلوگرم و درشترهای ماده ۸۲/۰ کیلوگرم است. FARID (۱۹۸۰) اظهار نمود که متوسط تولید کرک شتر بین ۹/۰ تا ۳۶/۱ کیلوگرم است در حالی که این مقدار در کشورهای سردسیری مناطق آسیای میانه به میزان ۵ کیلوگرم می رسد . YAGIL (۱۹۸۲) مشاهده نمود که میزان تولید کرک شتر درسال بین ۱ تا ۵ کیلوگرم می باشد . WARDDEH (۱۹۸۹) و HASSAN (۱۹۹۱) اظهار نمودند که میزان تولید کرک شتر در کشورهای مختلف عربی با هم اختلاف فاحشی را نشان می دهند به طوری که میزان تولید کرک در عربستان سعودی ۶/۰ کیلوگرم و در عراق ۵ کیلوگرم است .در هندوستان KHANNA ۱۹۸۸ اظهار نمود که میزان تولید کرک در شتر جوان کمتر از دوسال سن، در حدود ۹۸/۰ کیلوگرم است درحالی که در شتر سه ساله این میزان به ۲/۱ کیلوگرم در سال می رسد . وی مشاهده کرد که نژادهای مختلف شتران هندی به یک اندازه کرک تولید نمی کنند و میزان کرک تولیدی آنها از ۸/۰ کیلوگرم تا ۰۹/۱ کیلوگرم متفاوت است. اما NANDA ۱۹۵۷ ، SINGH ۱۹۶۶ ، اظهار نمودند که شتر درمناطق سردسیر ۴/۵کیلوگرم کرک در سال تولید می کند. درحالی که LEUPOLD ۱۹۶۸ گزارش نمود که میزان تولید کرک شتر مابین ۵ کیلوگرم تا ۱۲ کیلوگرم در هر نفر شتر می باشد. در چین CHENG-PEILIEU ۱۹۸۴ ، مشاهده نمود که میزان کلی تولید کرک در شتر که شامل لایه پشم خارجی و لایه پشم داخلی است مجموعاً مابین ۵ تا ۶ کیلوگرم است. در حالی که لایه نرم کرک یا لایه داخلی آن به تنهایی ۵/۴ کیلوگرم در سال می باشد .

منبع – پایگاه اطلاع رسانی سازمان دامپزشکی کشور

بيماري هاي توليد مثل شتر:

بيماري هاي توليد مثل شتر:

 بيماري هاي توليد مثل شترها، شامل طيف وسيعي از بيماري هاي مختلف در شترهاي نر و بالاخص ماده است كه به شكلي از اشكال باعث بروز اخلال و بي نظمي در دوره تناسلي ، نازائي، سقط جنين و غيره مي گردد و ما در اين جا بدون دسته بندي اين بيماري ها به صورت كلاسيك ، به بررسي اين بيماري ها مي پردازيم :

سخت زائي :

   سخت زائي عبارت از زايشي است كه با دشواري همراه باشد و دامنه آن از تأخير مختصر در روند زايش تا عدم توانائي كامل حيوان براي زاييدن متغيير است . عواقب سخت زائي با اهميت بوده و ممكن است همراه مواردي نظير: مرگ نوزاد، مرگ شتر ماده ،‌كاهش باروري، عقيمي و غيره باشد. عوامل مسبب سخت زائي به دوقسمت مربوط به مادر و مربوط به جنين تقسيم مي شوند و اين عوامل ممكن است شامل وضعيت و پوزيشن غير طبيعي جنين ، عدم تناسب لگن مادر و جنين، تنگي فرج و واژن، پيچ خوردگي رحم باشد . براساس گزارشات واصله، تجربيات دامپزشكي در مورد سخت زائي شتر بسيار كم است . اما شترداران با سخت زائي هايي نظير خميدگي كارپ، برگشتگي جانبي سر، خميدگي مفصل راني و خرگوشي آشنايند .

   عدم تناسب جنين و لگن، هيولايي بودن جنين و وضعيت عرضي جنين بسيار نادر است و با وضعيت خلفي بدنيا آمدن معمول نيست . ضعف رحمي در حد كمي اتفاق مي افتد و گفته شده است دوقلوزائي به ميزان 4/0 ـ 1/0 درصد موجود است .

Petris (1956) دو مورد از پيچ خوردگي رحم را گزارش كرده است و در اين ملاحظه نسبت پيچ خوردگي رحم شتر شبيه ماديان بوده است و با تمام اين ها ميزان سخت زائي شتر كم است .

    در درمان برگشتگي گردن و دست ها ( بعلت طويل بودن گردن و دست ها ) راندن جنين بطرف عقب و تصحيح عضو مزبور لازم است . اعراب بدوي اين وضعيت را درك كرده و شتر مزبور را در گودالي قرار مي دادند وسعي مي كردند كه وضعيت جنين را تصحيح كنند .در حال حاضر قبل از هركاري بايد بي حسي اپيدورال داده شود تا از زور زدن ها جلوگيري شود. تجربه محدود دامپزشكي نشان مي دهد كه جنين شتر در سخت زائي امكان زنده ماندنش بيش از اسب است ،براي مثال در يك مورد كه سخت زائي حاصل از برگششتگي عضو بود و كيسه آلانتوكوريون دوازده ساعت زودتر پاره شده بود يك جنين زنده بدنيا آمد . اين خصوصيت پتانسيل بيشتري براي زايمان از طريق سزارين نسبت به ماديان مي دهد .

   در مورد سزارين ابتدا دام مقيد شده و سپس داروي آرام بخش زيلازين xylazine تزريق و حيوان به پهلوي راست خوابانده مي شود . عمل تحت بي حسي انتشاري موضعي از را يك شكاف عمودي در تهيگاه چپ انجام مي شود . در يك مورد سخت زائي كه تغيير وضع جنين قابل اصلاح نبود و جنين تلف شد و به وسيله آمبريوتوم بلند عمل آمبريوتوس انجام گرفت. اعراب بدوي آمبريوتوس را با چاقوي جيبي انجام مي دهند .

جفت ماندگي :

    جفت به طور طبيعي ، در طي ساعتي پس از زايمان خارج مي شود و برخلاف گاوها، جفت ماندگي در شتر غير معمول است. برخي معتقدند كه جفت ماندگي 24 ساعت بيشتر كشنده است كه اين موضوع صحيح نمي باشد و مرگ در اثر متريت احتمالاً بخاطر دست كاري مردم عوام بدون رعايت بهداشت صورت مي گيرد .

 پرولايس رحم و واژن :

    هيچ اطلاعاتي در مورد پرولايس رحم وجود ندارد ولي پرولايس واژن امري عادي است . اگرچه معمولاً در شتراني كه در مرتع چرا مي كنند رخ مي دهد ولي احتمالاً در حيواناتي كه در محوطه اي نگهداري و از يونجه و جو به مقدار زياد تغذيه مي كنند بيشتر ديده مي شود. اعراب پرولاپس واژن را با جا انداختن واژن و سپس با بكار بردن يك فتق بند كه فشار كافي روي ميان دو راه مي آورد اصلاح مي كنند . در اين مورد مواردي كه با به كار بردن بيحسي اپيدورال و روش بوهنر Buhner در بخيه زير جلدي فرج ( مشابه با روش كاربردي در گاو ) اصلاح شده اند نيز گزارش شده است .

عدم باروري :

   در شتر نر مواردي از فقدان ميل جنسي و عدم توانائي در جفتگيري ديده شده است ولي هيچ اطلاعاتي در مورد شيوع آن وجود ندارد. راجع به احتمال اختلالات مني در نازائي شتر نر گزارشي موجود نيست اما مني در تعداد زيادي از نرهاي طبيعي براي اهداف مطالعاتي به طريق تحريك الكتريكي جمع آوري شده است و همچنين Rakhimzhanov (1971) در قزاقستان توانست با استفاده از واژن مصنوعي گاو همراه با يك لوله جمع آوري دو برابر اندازه معمولي بود اقدام به جمع آوري مني شتران نر نمايد .

Higgns (1986) اظهار مي دارد نازايي شتر ماده ظاهراً بالاست، مطابق با نظر شترداران بدوي از هر 100 جفتگيري در يك فصل 90 ـ 80    بچه شتر بدنيا مي آيد . تنها حدود 1% داراي عقيمي پايدارند .

   در برخي سال ها كه ميزان بارندگي كم و فقر غذايي موجود است امكان دارد كه برخي شتران ماده به خاطر عدم فحلي جفتگيري نكنند .

ممكن است يكي از علل عدم باروري نيز ابتلا به كامپيلوباكتريوز باشد بطوري كه Wernery & Ali (1989) در امارات عربي متحده شاهد بودند كه يكي از علل مهم عدم باروري در 30 نفر شتر ماده امارات عربي همانا ابتلاي آنان به كامپيلوباكتر فتوس زير گونه « ونراليس » مي باشد .

سقط جنين :

   سقط جنين هاي پراكنده در شتر بسيار رايج است. اما هيچ گزارشي دال بر سقط جنين اندميك وجود ندارد . دلائل سقط جنين در شترها متفاوت بوده و ممكن است علل پاتولوژيكي داشته باشد ، مثل متريت و پيومتر و يا مربوط به ناهنجاري هاي ژنتيكي ناشي از هم خوني و يا مربوط به ترشحات هورموني باشد زيرا بسياري از پرورش دهندگان شترهاي ماده خود را بوسيله يك شترنر موجود در گله جفتگيري مي نمايند كه خود باعث افزايش سطح همخوني در گله مي شود . مهم ترين اثراتي كه به علت هم خوني ظاهر مي شوند عبارتند : از نابودي صفاتي كه خاصيت وراثت پذيري آنها كم است ، خواص توليدمثل در ماده ها و همچنين دژنراسيون زودرس تخمك و جنين .

   در سقط جنين هايي ديررس كه جنين به حد كافي بزرگ شده است ممكن است جنين مرده در شكم مادر عفوني شود و يا اين كه در صورت عدم عفونت جنين بصورت موميائي درآيد. در شترهاي يك كوهانه سقط جنين ممكن است به صورت مرده زائي اتفاق افتد . يك علت اين سقط جنين ها ممكن است پنوموني يا آبله يا علل عصبي باشد . ضمناً در مواردي سقط جنين بعلت پاستورلوز يا سالمونلوز نيز مشاهده شده است . در بسياري از شترهاي ماده اي كه بوسيله Shalash (1965) مورد آزمايش قرار گرفتند عفونت رحمي مشاهده شده است عفونت مجاري رحمي و تورم آنها ممكن است باعث سخت زائي و يا دفع نشدن جفت نيز بشود .

  بروسلوز نيز مي تواند سقط جنين ايجاد و بر حسب گزارش Ioint (1970) باكتري بروسلا ابورتوس از جنين سقط شده ترشحات دستگاه تناسلي ، ادرار و شير حيوان آلوده جدا شده است .

  لپتوسپيروز نيز يكي ديگر از عوامل سقط شتران ماده آبستن است. و براي اولين با در ايران رفيعي و مقامي (1959) در مؤسسه رازي گزارش كردند كه موفق به جدا كردن باكتري لپتوسيپرا «ايكتيرو هموراژيك» از شتر ماده سقط جنين كرده اي كه مبتلا به خون ادراري بوده شده اند .

   بيماري هاي ديگري نيز نظير تب دره ريفت كيو و سورا نيز مي توانند در ايجاد سقط جنين در شترهاي ماده آبستن دخيل باشند .

    Djegham (1988) اظهار مي دارد كه گزارش نتايج مطالعات سرواپيدميولوژيكي انجام شده توسط دانشجويان دانشكده دامپزشكي «سيدي تهابت» تونس، علل باكتريولوژيك سقط جنين شتران تونس در طي سال هاي 1984 تا 1987 به شرح زير بوده است :

   ابتلاي به كوكسيلا برونتي در 06/3% شتران و ابتلاي به سالمونلا در 1% شتران و ابتلاي به كلاميديا در حدود 4/4% شتران بوده است. در حالي كه تمامي 544 نمونه سرم بررسي شده از لحاظ آلودگي به بروسلوز منفي بوده و هيچ نشانه اي از ابتلاي به تب دره ريفت مشاهده نشده است .

تورم بيضه :

   تورم بيضه ها يكي از بيماري هاي شايع در ميان شتران نر مي باشد. اين بيماري يكي از بيماري هاي تناسلي است كه منجر به عدم باروري شتران ماده و عدم توانائي شتر در انجام آميزش طبيعي مي گردد. علل بروز و ايجاد اين بيماري مي تواند عوامل عفوني، انگلي و يا ضربه باشد و از ميان عوامل عفوني كه توانائي انجام اين كار را دارند مي توان باكتري هاي بروسيلا ابورتوس، سل و كورينه باكتري ها را نام برد ولي تاكنون گزارشي از وقوع اوركيت عفوني در شتران نرسيده است .

   از ميان عوامل انگلي كه توانائي ايجاد اوركيت در شتران را دارند مي توان از بيماري ديپتالونما اوانسي Dipetalonema evansi نام برد كه يك بيماري انگلي است . اين بيماري در شوروي سابق، هندوستان، مصر، ايران و تعدادي ديگر از كشورهاي پرورش دهنده شتر ديده شده است. عامل مسبب بيماري عبارتست از كرم هاي نخي شكل كه در بندهاي بيضه ها، سرخرگ هاي ريوي، دهليز راست قلب و عقده هاي لمفاوي مزانتر ديده مي شود. اما ميكروفيلرهاي غلاف دار در خون محيطي نيز يافت مي شوند .

  Karrad و همكارانش (1991) در مصر طي آزمايش كلينيكي شترهاي مبتلا به فيلاريوز مشاهده كردند كه اين حيوانات دچار ضعف عمومي، بي اشتهايي، كم رنگي غشاي مخاطات، بالارفتن درجه حرارت تا 7/39 درجه سانتيگراد، به اضافه تورم و بزرگ شدن بيضه ها كه گاهي اوقات به اندازه يك توپ تنيس در مي آيد و در بعضي مواقع اين تورم تا مابين رانها و پائين تر از آن ادامه مي يابد و روي حركت و راه رفتن شترها تأثير مي گذارد .

    از ديگر عوامل ايجاد اوركيت مي توان از ضربه هاي شديد به بيضه ها نام برد كه اين حالت در اثر لغزيدن شتران بر روي زمين هاي ليز و ضربه خوردن مستقيم بيضه ها صورت مي گيرد و گاهي نيز در اثر ايجاد زخم بر روي كيسه بيضه ها و يا گاز گرفتن بيضه ها توسط شتران نر ديگر، آسيب هاي جدي به كيسه بيضه ها وارد مي گردد و باعث ايجاد تورم بيضه ها مي گردد كه گاهي اوقات اين تورم تا روي ران امتداد مي يابد و منطقه دردناك و حساسي را براي حيوان ايجاد مي كند .

    درمان : باتوجه به عامل مسبب انجام مي گيرد وچنانچه عامل مسبب عفوني بود پس از تشخيص مي توان از آنتي بيوتيك هاي مناسب استفاده كرد و جهت درمان بروسلوز مي توان از داروي اريومايسين استفاده كرد. اما چنانچه عامل مسبب انگلي بود و يكي از بيضه ها درگير بود مي توان با اجراي عمل جراحي، بيضه مبتلا را برداشت .

   Youssef (1976) در مصر اقدام به اجراي عمل جراحي برداشت بيضه ها براي درمان ديپتالونماتوزيس نمود .

   اما جهت درمان Higgins (1986) پيشنهاد مي كند كه داروي فؤادين Fouadin به ميزان mg/kg 5/0 در خلال ماه هاي تابستان يعني وقتي كه مگس هاي ناقل فراوان اند جهت پيگيري از بيماري داده شود. Singh & Vashishta (1977) معتقدند كه درمان عمومي با ارسنيك، انتيموان و فرآورده بيسموت مؤثر است و اظهار مي دارند كه محلول 1% ارسناميد (كارپاسولايت سديم ) بصورت وريدي با دوزاژ cc/kg 2 روزانه به مدت 15 روز بايد تجويز شود و بايستي به شتر تحت درمان چندين هفته استراحت داد . در اين صورت كرم هاي تلف شده تجزيه شده و جذب مي شوند و ضمناً از تزريق اطراف رگي دارو بعلت خاصيت سفت كنندگي عروق خودداري شود و هم چنين دي اتيل كربامازين (كاربيد) به صورت خوراكي روزانه در سه نوبت بعد از غذا براي مدت يك ماه با دوزاژ mg/kg 40ـ20 ميكروفيلرها را از بين خواهد برد. هم چنين مي توان هگزاكلروپيپرازين را با دوزاژ mg 120 در 5/4 ليتر آب اشاميدني براي مدت چند روز مصرف كرد .

   Abdulmajid و همكارانش (1988) در مصر با استفاده از اورمكتين (ايفومك) در درمان شترهاي آلوده مشاهده كردند كه اين دارو با دزاژ 1 مل براي هر 50 كيلو وزن زنده دام توانست نقش فعالي را در از بين بردن كرم ها و ميكرو فيلرهاي آنها داشته باشد و باعث از بين رفتن علايم كلينيكي و زوال تدريجي ميكروفيلرهاي خون ، در طي چهارهفته پس از درمان گرديد به گونه اي كه ميزان ميكروفيلرهاي خون در پايان به صفر رسيد .

  El-Amin و همكارانش (1993) در سودان اقدام به درمان 3 نفر شتر آلوده با يك تزريق زير جلدي به ميزان mg/kg 2/0 اورمكتين (ايفومك) نمودند و خون اين شترها بعد از 5ـ2 روز پس از درمان فاقد ميكروفيلرها گرديد .

  به هرحال براي پيشگيري از اين بيماري مبارزه با حشرات ناقل انگل هاي فيلاريا ضروري است. اما جهت درمان تورم بيضه ناشي از ضربه و فشار مي توان از داروهاي ضد التهاب مانند تركيبات استروئيدي مثل بتامتازون، دگزامتازون، پردين زولون و يا تركيبات غير استروئيدي مثل فنيل بوتازون و غيره استفاده كرد و چنانچه تورم بيضه ناشي از زخم هاي شديد و عميق كيسه بيضه بود بايد با ضدعفوني كردن پيگير محل زخم و تزريق آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف جهت درمان بيماري اقدام نمود .

ورم پستان Mastits

   بيماري است كه اغلب پستانداران را مبتلا مي سازد و بوسيله تغييرات فيزيكي شيميائي و معمولاً ميكربي شير و همچنين تغييرات حاصله از بيماري در بافت پستان مشخص مي شود. مهم ترين تغييراتي كه در شير ايجاد مي گردد عبارتست از تغيير رنگ، وجود لخته و پيدايش تعداد زيادي لوكوسيت و دربسياري از موارد ورم پستان علايمي نظير گرمي، درد و سفت شدن غده پستان را به همراه دارد، عوامل بيماريزاي گزارش شده عبارتند از : كلبسيلاپنومونيا، اشرشياكلي، استافيلوكوكوس اورئوس، كورينه باكتري پيوژنس، باسيلوس سرئوس، كلستريديوم پرفرنژانس، استرپتوكوكوس و انواع پاستولاها مي باشند . طرز انتقال بيماري از طريق دخول عامل مسبب به مجراي سرپستان انجام مي گيرد و به همين جهت رعايت اصول بهداشتي مي تواند تا حدود بسيار زيادي در كاهش وقوع بيماري مؤثر باشد .

  اپيدميولوژي : اگرچه گزارشات كمي در كتاب ها موجود است ولي بيماري در بين شترها رايج است و اغلب در مزارع پرورش شتر ديده مي شود ( Higgins 1986). اين بيماري در ميان شترهاي مصر، عربستان سعودي ، سومالي ،‌ هندوستان و شوروي سابق گزارش شده است .

   در هندوستان Kapur و همكارانش (1982) يك مورد از ورم پستان به فرم فوق حاد گزارش كردند كه از آن كلبسيلاپنومونيا و اشرشيا كلي جدا گرديد . هرچهار كارتيه پستان مبتلا بوده است و اين عفونت پس از انجام عمل سزارين در دانشكده دامپزشكي در حيوان ديده شد و اين باكتري ها ممكن است كه در موارد ورم پستان هاي مزرعه اي مشاهده نگردد .

   Kospakov (1978) در شوروي سابق موفق گرديد كه 87 سويه استافيلوكوك پاتوژن از پستان شتر، 16 مورد از شير، 20 مورد از پوست پستان، 3 مودر از دستان شيردوشان جدا نمايد. آزمايش 291 نمونه شير گرفته شده از 75 شتر سالم در شوروي سابق نشان مي دهد كه متوسط شمارش سلولي 10×3/1 سلول در ميلي ليتر و در شروع دوره خشكي به 10×9/7 سلول در ميلي ليتر مي رسد . اما در 9 نمونه شير تهيه شده از شترهاي مبتلا به فرم تحت حاد ورم پستان مشاهده شد كه متوسط شمارش سلولي مابين 10×12ـ4/7 سلول در ميلي ليتر بوده است (Kospakov ، 1978) .

   Sharma ( در تماس هاي شخصي با Singh & vashista 1977) اظهار نموده است كه در هندوستان شاهد وقوع ورم پستان در يك شتر ماده بوده است كه آبسه اي در كارتيه عقبي چپ پستانش وجود داشته كه عامل مسبب آن كورينه باكتري پيوژن بوده است و وي معتقد بوده كه وجود آبسه در كارتيه فوق الذكر و خروج چرك و ترشحات از آن كارتيه و ورود آن به كارتيه هاي سالم باعث ايجاد ورم پستان گرديده است .

   Singh & vashista (1977) اظهار مي دارند كه باتوجه به گزارشات رسيده انتقال بيماري بيشتر توسط شيردوشي هاي غير بهداشتي صورت مي گيرد و در صورتي كه فرم شديد ورم پستان اتفاق افتد باعث تشكيل آبسه يا خشك شدن كارتيه مبتلا خواهد شد و مي توان با خشكانيدن عفونت آبسه را تميز كرد يا بافت نكروزه شده را برداشت و كارتيه مبتلا را با مواد ضدعفوني كننده ، ضدعفوني كرد. پستان اتروفي شده علاج ناپذير بوده و كارتيه مبتلا شيري توليد نخواهد كرد و غيرفعال خواهد شد. بايستي دقت كنيم كه شتري را كه داراي كارتيه پستان اتروفي شده است را براي پرورش يا اصلاح نژاد خريداري ننمائيم. سر پستانك هاي بسته بعد از زايش در شتر جوان ورم پستان ايجاد خواهد كرد .

  Hassanein و همكارانش (1984) در مصر، شاهد بروز ورم پستان در شتر ماده اي به عمر 5 سال پس از زايمان بوده اند . در اين مورد كارتيه جلوئي فيبروزه شده و مجراي سر پستان به طور كامل بسته شده بود و حيوان دچار تب، بزرگ شدن حجم پستان و درد بوده است . جهت انجام آزمايشات باكتريولوژي، نمونه هائي از شير حيوان بيمار را از دو كارتيه عقب، توسط لوله هاي آزمايش استريل گرفته و اقدام به كشت اين نمونه ها در محيط هاي كشت مناسب گرديد و بعد از جداسازي عامل مسبب مشخص گرديد كه باكتري هاي مذكور كورينه باكتري پيوژنس مي باشند .

   Abdurahman & Borbstien (1991) اظهار مي دارند كه بيماري ورم پستان از بيماري هاي شايع در ميان شترهاي يك كوهانه سومالي است .

   Mostafa و همكارانش (1987) در مصر اقدام به جمع آوري نمونه هاي شير از پستان هاي به ظاهر طبيعي ، 55 نفر شتر ماده نمودند كه از 30 نمونه از آنها تعداد 58 سويه از كلستريديوم پرفرنژانس ، استافيلوكوكوس ارئوس كوآگولاز مثبت، واشيرشياكلي بدست آمد و اين نمونه هاي شير در تست هاي ورم پستان whisteside و Negretti و تست كاليفرنيا و افزايش تعداد سلول ها ومقدار كلورايد و PH مثبت بوده اند .

   Hafez و همكارانش (9187) گزارش كردند كه در طي سال 1986 درمنطقه الاحساء عربستان سعودي مواردي از ورم پستان در ميان گاوها، گوسفندها، بزها و شترها تشخيص داده شد و اين ورم پستان ها به سه دسته حاد ،مزمن و نكروتيك تقسيم بندي شدو بيشترين نسبت مبتلايان به ترتيب در بزها و گوسفندها و سپس گاوها و بالاخره كمترين ميزان ابتلا در شترها بوده است كه در شترها 40 مورد (5/64%) مبتلا به فرم حاد و 18 مورد (29%) مبتلا به فرم مزمن و 4 مورد (5/6%) مبتلا به فرم نكروتيك بودند. در تمامي گونه ها استافيلوكوكوس ارئوس شايع ترين عامل بيماريزا بود و پس از آن انواع استرپتوكوكوس ها در گوسفندها و شترها عامل مسبب بيماري بودند البته عامل بيماريزاي اصلي ديگري كه از گاوها و شترها جدا گرديد انواع پاستورلاها بود .

   علائم باليني : بر حسب عامل بيماريزا، علائم باليني بيماري نيز مختلف مي باشد . ولي به هرحال چهره عمومي بيماري در همه حالات مشابه است و صرفنظر از فرم هاي فوق حاد، حاد و تحت حاد و مزمن بيماري كه اختلاف زيادي از لحاظ علائم باليني از خود نشان مي دهند بيماري معمولاً با تب درد و تورم همراه است .

   Hassanein و همكارانش (1984) گزارش كرده اند كه در حيوان بيمار شاهد افزايش درجه حرارت بدن تا 39 درجه سانتيگراد بوده اند و پستان هاي حيوان بسبب التهاب، متورم و بزرگ شده به گونه اي كه حجم پستان به چهار برابر حجم طبيعي خود مي رسد و حيوان دچار ناراحتي بوده و پستان هاي وي داغ و ملاسه آنها درد آلود است وعلاوه بر آن ترشح شير غير عادي بوده و ممكن است كه در آن لخته ، دانه و يا چرك مشاهده شود ، ضمناً وقوع فيبروز پستان نيز در شترهاي مبتلا به ورم پستان گزارش شده است .

   تشخيص : وضعيت ظاهري پستان ووضعيت شير مي تواند ما را به بيماري ظنين نمايد . در تشخيص و پيشگيري ورم پستان روش هاي آزمايشگاهي بمنظور كاهش وجود ياخته ها، ميكرب ها و تغييرات شيميائي در شير داراي ارزش است. هم چنين مي توان ميكرب هاي جدا شده را از نظر حساسيت در برابر داروهاي مختلف آزمايش نمود .

   درمان : با توجه به اين كه عوامل باكتريايي مختلفي از ورم پستان شتر جدا شده است بهتر است جهت درمان از آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف استفاده شود و يا اينكه اقدام به كشت نمونه شير نموده و عامل مسبب را مشخص كرده و از آنتي بيوتيك مناسب استفاده شود .

   Hassanein و همكارانش (1984) پس از تشخيص عامل مسبب كه كورينه باكتري پيوژن بود. اقدام به استفاده از پمادهاي پستاني حاوي ترامايسين نمودند و اين كار را هر 48 ساعت يكبار و بمدت يك هفته تكرار كردند و همراه با آن اقدام به تزريق آنتي بيوتيك هاي ديگر از طريق عضلاني نموده و پني سيلين به مقدار 10000 (واحد بين المللي / كيلوگرم وزن حيوان ) و استرپتومايسين بمقدار 10 (ميلي گرم / كيلوگرم وزن حيوان) به مدت چهار روز تجوير گرديد و پس از اين درمان آنان شاهد بازگشت پستان، پس از چهار روز به حالت طبيعي خود بودند درحالي كه ترشح شير از دوكارتيه عقب يك هفته پس از درمان به حالت طبيعي خود برگشت .

   حربي و هارون (1990) اظهار مي دارند كه ورم پستان از بيماري هاي شايع در ميان شتران سوداني است كه موجب از بين رفتن پستان و يا ايجاد ناراحتي هاي گوارشي در بچه شترها مي گردد و آنان را به سبب اسهال تلف مي نمايد. عوامل مسبب جدا شده در سودان استرپتوكوكوس ها و استافيلوكوكوس ها بوده اند .

   العاني (1990) درعراق، اقدام به جمع آوري نمونه هاي شير از 50 شتر شيروار جهت انجام آزمايشات باكتريولوژي نمود. كه 8 نفر از اين شتران مبتلا به ورم پستان مزمن (16%) بودند و 20% مبتلا به ورم پستان حاد و 10% مبتلا به ورم پستان تحت حاد بودند و باكتري هاي مختلفي جدا گرديد كه مهم ترين آنها استافيلوكوكوس اورئوس و استرپتوكوكوس به ميزان 20% و باكتري هاي ديگري همچون پاستورلاها و اشرشيا كلي بوده است. دراين بررسي وي اقدام به انجام آزمايش حساسيت باكتري ها در برابر آنتي بيوتيك ها نمود و مشاهده كرد كه جنتامايسين موثر ترين آنتي بيوتيك عليه اين ميكروب ها بوده است.

آندومتريت Endometritis

    عبارتست از تورم رحم، كه محل آن فقط به اپي درم رحم مي باشد و عامل مسبب از راههاي مختلفي به آن منتقل مي گردد و ممكن است عامل مسبب از خارج دستگاه تناسلي و از طريق مهبل وارد شده و آندومتريت ايجاد كند يا ممكنست كه ارگان هاي مجاور رحم هنگامي كه دچار تورم و التهاب مي گردند اين التهاب را به رحم نيز منتقل نمايند و گاهي نيز رحم به سبب انتقال عوامل بيماريزا از طريق خون و رسيدن آن به رحم دچار بيماري شود كه اين حالت در بعضي بيماري هاي سيستميك اتفاق مي افتد .

   اندومتريت بعد از سخت زائي نيز ديده شده است ، بالاخره اگر با دخالت هاي غير بهداشتي افراد ناآگاه همراه باشد و همين طور عدم خروج غشاهاي جنيني در وقت معين خود و در نتيجه گنديدگي آن باعث التهاب رحم مي گردد .

   در مصر، Hegazy و همكارانش (1979) اقدام به بررسي هاي ميكروبيولوژي و هيستوپاتولوژي حالت هائي نمودند كه در آنها اندومتريت مشاهده شده بود و توانستند تعدادي از عوامل مسبب التهاب را كه متفاوت بودند جدا نمايند . كه اين عوامل شامل : انواع پروتئوس ها، انواع سرايتا، انواع انتروباكتر، انواع كلبيسلا، اشرشياكلي، انتروكوكسي، انواع باسيلوس ها، كورينه باكتريوم رنالي، كورينه باكتري پيوژن، استافيلوكوكس ارئوس ، انواع ميكروكوكوس ها و استافيلوكوكوس پيوژن بودند حادترين اندومتريت مشاهده شده موردي بود كه از آن كورينه باكتري پيوژن جدا گرديد.

   Shalabi و همكارانش (1990) در مصر، پس از بررسي 399 دستگاه تناسلي شتران ماده، شاهد وجود 98 مورد تغييرات پاتولوژيكي بودند كه از آن ميان تعدادي نيز دچار اندومتريت بودند.

   FETAIH و همكارانش (1992) در دانشكده دامپزشكي زوريخ آلمان اقدام به بررسي هيستوپاتولوژيكي 6 نمونه رحم سالم و 11 نمونه رحم مبتلا به اندومتريت شتر نمودند. و توانستند تفاوت هائي را در اين دو مورد مشاهده كنند اما آزمايش هاي باكتريولوژي رحم هاي مبتلا به اندومتريت نتوانست وجود ميكروبي را در آنها ثابت نمايد .

   علائم باليني : مي تواند شبيه علائم باليني بيماري در گاوها باشد و اين عفونت و التهاب رحم باعث تأخير در آبستني و افزايش تعداد كشش جهت آبستني گردد. چه اينكه تخم گشنيده شده بعلت غير طبيعي بودن آندومتر و عفونت رحم ممكنست بميرد و شتر آبستن نگردد. موكوس فحلي نيز بجاي شفاف و تميز بودن اغلب كدر و شيري رنگ و شامل تعداد زيادي لوكوسيت است .

   درمان : درمان با خارج كردن چرك و ترشحات التهابي انجام مي شود كه مي توان اين كار را با ماساژ ملايمي از طريق ركتوم انجام داد. سپس بايد رحم را با محلول هاي ضد عفوني رقيق همچون محلول لوگول ضدعفوني كرد و همانطور مي توان ار بيكربنات سديم 1ـ2% و يا محلول كلرامين با غلظت 5/0ـ1% استفاده كرد و بعد از پايان شستشو مي توان انتي بيوتيك هائي مثل پني سيلين، استرپتومايسين و تتراساسكلين را بصورت محلول و يا بصورت ابلت رحمي مورد استفاده قرار داده و آنها را بصورت موضعي داخل محوطه رحم قرار داد به اضافه آن بايد اقدام به درمان عمومي با آنتي بيوتيك ها از طريق تزريق عضلاني نمود .

بيماريهاي دروني شتر

احسان مقدس

بيماري هاي دروني شامل طيف وسيعي از بيماري ها مي گردد وما در اين جا فقط به ذكر برخي از بيماري هاي دروني شايع در شتر مي پردازيم : اول ـ اسهال Diarrhea عبارت از سندرمي است كه اغلب به عنوان يكي از علايم باليني برخي از بيماريهاي باكتريائي ،‌ ويروسي ، انگلي ، سوء مديريت و استرس ،‌ و تغيير ناگهاني جيره غذائي به شمار مي رود . اين حالت يكي از شايع ترين اختلالات مشاهده شده در شتران باغ وحش ها و مراكز پرواربندي شتر مي باشد

. ( Leonard ( 1894) گزارش مي دهد كه اسهال در تمام اماكني كه او كار مي كرده بسيار رايج بوده است وتمامي موارد مشاهده شده به علت عوامل غذائي نبوده است . معهذا روش هاي متراكم نگهداري در اين امر دخيل اند . استرس هاي مديريت يا تغييرات جوي به خودي خود مي توانند باعث تغييرحالت مدفوع ويا شل شدن آن گردد . همان طور كه ذكر گرديد آلودگي باكتريايي ، ويروسي ‌و تك ياخته اي بعضاً نيز در اين امر نقش دارند.تغديه شترها بر علوفه تازه غالباً باعث اسهال مي شود . اين مسئله معمولا ً در مراتع بهاره و پائيزه به خاطر بالا بودن ميزان آب و ارزش غذائي علوفه افزايش مي يابد . شدت اسهال از مدفوع شل ،شبيه مدفوع گاو ، تا مدفوع آبكي پرتابي متغيير است .

اگر اسهال دائمي باشد ممكن است پرولاپس ركتوم نيز رخ دهد . اختلالات الكتروليتي افزايش يافته بخصوص كاهش كلسيم سرم مي تواند منجر به اختلالات قلبي – گردش خوني و گاهي نارسائي قلبي شود وبه تبع آن كاهش شديد سديم ممكن است رخ دهد . در بچه شترها اسهال مداوم مي تواند روي ميزان رشد اثر بگذارد . مدفوع خاكستري رنگ اغلب در بيماري هاي باكتريائي روده ها ديده مي شود در حالي كه مدفوع سبز رنگ در اسهال علفي ديده مي شود . در صورت بروز چنين حالتي بايد حيوانات بيمار را از مراتع دور ساخت و از دادن غذا و علوفه سبز به آنها خودداري نموده و علوفه خشك و آب در اختيار آنان گذاشت . هم چنين جهت تامين آب از دست رفته بدن بايد به آنان الكتروليت داده شود . آنتي بيوتيكهاي وسيع الطيف و آنتي اسپاسموديك ها در موارد مخصوصي مفيد است . مدت قابل ملاحظه اي براي درمان اسهال لازم است و كنترل بيوشيمي خون و هماتولوژي توصيه مي گردد .

دوم ـ ميوپاتي تغذيه اي

يا بيماري ماهيچه هاي سفيد ، يك بيماري تغذيه اي است كه در اثر كمبود ويتامين E در جيره غذايي اتفاق مي افتد .ميوپاتي تغذيه اي در شتراني كه به طور متمركز پرورش داده مي شوند گزارش داده شده است . اما در محيط هاي طبيعي گزارش نشده است.

به نظر مي رسد در حالت محصور ، تغذيه شتران مادر با علوفه خشك و مواد متراكم نظير غلات ، بدون تجيز مكمل ويتامين E مي تواند منجر به مسائلي در بچه شترها شود . زيرا كه شير اين شتران ماده دچار كمبود ويتامين E خواهد شد . با لاخص كه چربي شير نيز در جذب ويتامين E دخالت دارد .

بايد توجه داشت كه شتران بايد در هر كيلوگرم جيره غذايي 140 واحد ويتامين E دريافت كنند . و به خصوص اين امر زماني اهميت مي يابد كه شتران داراي بچه بوده و به شير دهي بچه هاي خود مشغول باشند .

سوم ـ نفخ شكم

نفخ شكم يكي از بيماري هاي شايع در بين شتران است كه علت اصلي آن پرخوري است . در چنين حالتي شكمبه شتر از مواد غذايي انباشته مي شود واين امر به علت مصرف بيش از حد علوفه خشك ويا علوفه تازه روي مي دهد . از علايم بيماري مي توان ناآرامي شتر ، نفخ وباد كردن پهلوي چپ را نام برد وچنان چه اين عارضه به صورت فوق حاد تظاهر نمايد ، مي تواند باعث تلف شدن دام شود . معمولاً در چنين حالتي بهتر است كه سريعاً از دامپزشك كمك گرفته شود تا دام از مرگ حتمي رهايي يابد . درمان چنين حالتي معمولاً با استفاده از ابزار « تروكار » صورت مي گيرد وپس از خروج گاز انباشته شده در شكمبه بايد اقدام به تجويز داروهاي مسهل نمود . مجدداً تاكيد مي گردد كه درمان بايد توسط دامپزشك ورزيده صورت گيرد ، زيرا كه ممكن است كه عدم دقت در تخليه گاز شكمبه منجر به تلف شدن دام گردد .

چهارم ـ بيماري انحراف گردن Wryneck disease

عبارتست از بيماري كه باعث انحراف سرو و گردن شتر به يك سوي بدن شده و به همان حالت تا مدت ها باقي مي ماند و باعث مي گردد كه شتر نتواند غذا بخورد و يا حتي آب بياشامد . اين بيماري چنانچه به درازا بكشد باعث تلف شدن دام بيمار مي گردد . علت بيماري تا كنون ناشناخته باقي مانده است و برخي معتقدند كه علت آن مسموميت است و برخي ديگر كمبود ويتامين B را عامل آن مي دانند وبرخي ديگر نيز در معرض باد سرد قرار گرفتن را عامل مسبب اين عارضه مي دانند .

G uleed Bornstein ( 1986) اظهار مي دارند كه در مزرعه وابسته به دانشگاه مگاديشو سومالي شاهد ظهور بيماري در شتر نري به عمر هفت سال بودند .

علايم باليني بيماري شامل انحراف كامل گردن به سوي عقب تا نيمه بدن (مثل حالت تب شير در گاو ماده شيرده ) همراه با خشك شدن عضلات گردن ،‌ سختي تدريجي غذا خوردن به طوري كه پس از روز سوم حيوان به طور كامل از خوردن و نوشيدن امتناع مي كند ودرد شديد در هنگام لمس ناحيه گردن است . محققين فوق الذكر از روز چهارم بيماري و به مدت پنج روز متوالي اقدام به تزريق زير جلدي 500 ميلي گرم ويتامين B 1 و 1500 ميلي گرم ويتامين ، B 6 نمودند و مشاهده كردند كه در طي معالجه ،دام بيمار تدريجاً به حالت طبيعي خود بازگشت و پس از 5 روز درمان ، بهبود يافت .

Guleed Bornstein ( 1986) اظهار مي دارند كه كه علايم كلنيكي بيماري انحراف گردن شتر در نزد شترداران سومالي و برخي كشورهاي ديگر شناخته شده است . نام محلي بيماري در سومالي (جودان) و يا (شمبر ) است . شترداران سومالي معتقدند كه علايم بيماري در طي فصل خشكسالي ظاهر مي گردد وبه نظر آن ها درمان محلي آن داغ گردن مي باشد كه غالبا بدون نتيجه بوده و اكثريت شتران مبتلا بعد از چند هفته تلف مي شوند وتنها تعداد معدودي از آن ها تدريجاً سلامتي خود را باز مي يابند .

العاني (1990) اظهار مي دارد كه مواردي از بيماري انحراف گردن در باديه جنوبي عراق ديده شده است كه جهت درمان آن ها كلسيم و و يتامين تجويز شده است كه موثر واقع نشده است و شتران بيمار تلف شده اند .

Singh Vashishta ( 1977) برخلاف عقايد فوق الذكراظهار مي دارند كه بيماري انحراف گردن يك بيماري عصبي ناگهاني است كه با فلج عضلات مختلف بدن مخصوصاً عضلات گردن كه باعث انحراف گردن شتر از طرف مبتلا به طرف ديگر خواهد شد مشخص مي شود . طبق نظر Leese ( 1927) شتران جوان با پوست نازك و با موهاي كوتاه و شترهاي جماز نظير شترهاي ايالت بيكانر هندوستان به اين بيماري حساس تر هستند . بعضي معتقدند كه اين حالت به علت تداخل گردش خون درناحيه گردني ستون مهره ها است كه عاقبت منجر به پر خوني مننژ ستون مهره ها مي گردد . علل ايجاد كننده اين بيماري گوناگون بوده و بعضي از آنها عبارتند از : باران هاي شديد ،‌ عبور از رودخانه ،‌ نوشيدن بلادرنگ آب سرد در فصول گرما بعد از راهپيمائي هاي طولاني يا كارهاي سخت ،‌برداشتن زين شتر بعد از راهپيمائي يا كار سخت قبل از اين كه عرق بدن شتر خشك شود ، اختلاف فاحش بين دماي شب و روز در كويرهاي شني و بيابانهاي سرد .

شتر بيمار به علت سفت شدن عضلات گردن ، كمر و پاها و غالباً بعلت خميدگي يك و يا هر دو پاي عقب خيلي سفت راه مي رود ( را ست راست راه مي رود ) عضلات گردن به طرز ويژه اي منقبض مي شوند به طوري كه باعث تكان خوردن ناخودآگاه سر دام خواهد شد . شتر مبتلا به زمين نشسته يا در هنگام برخاستن بر روي زمين مي افتد و يا قادر به بلند شدن نبوده و عضلات پاي عقب حدود دوساعت بعد از افتادن به زمين قدرت خود را از دست خواهند داد ، سپس يك طرف گردن بطور خاصي به علت فلجي عضلات متورم خواهد شد . گردن به خودي خود نمي تواند راست شود مگر اينكه به يك طرف فشار داده شود . با پيشرفت بيماري تمام قدرت گردن از بين رفته و شتر بيمار باسر خم شده به يك طرف، خود روي زمين مي نشيند و يادر حال فلج كامل عضلات بدن بر روي زمين دراز مي كشد . در صورت فلج شدن عضلات چهره اي آرواره پايئني بازمانده و لب پائيني شل شده است و در همين حال بزاق از دهان ترشح خواهد كرد . بعضي اوقات تمام علامات ديگر بيماري يك ساعت بعد از ظهور اولين علامت بيماري بوقوع مي پيوندد ، فلج گردن عارضه دائمي نيست و شترهائي كه معالجه مي شوند گردن آنها نيز كاملا بهبود خواهد يافت . شتر مبتلا آگاهي و حواس خود را از دست نخواهد داد . ولي شديدا ً حساس خواهد شد . در تعداد اندكي از شترهاي بيمار كوري و در تعداد زيادي يبوست ديده مي شود . در هنگام شروع بيماري دماي بدن به ميزان يك درجه فارنهايت افزايش خواهد يافت . ولي به تدريج دما كاهش يافته و به حد طبيعي خواهد رسيد . نفخ حاصل از خوابيدن شتر بر روي زمين و خفگي حاصل از پيچش گردن به يك طرف باعث وخامت وضع بيمار شده وممكن است كه سريعاً به مرگ منتهي شود .

در تمامي مواردي كه به مرگ منجر مي شود معمولا ًمرگ در عرض 48-36 ساعت اتفاق خواهد اقتاد و درصد مرگ و مير 25% خواهد بود ( Leese 1927) .

براي راست كردن ،‌گردن شتر بايستي گوش هاي شتر مبتلا را گرفته و سر آن را طوري جلو بياوريم كه گردن راست شود، سپس براي مدت 10-15 دقيقه گردن شتر را به همين حالت نگه مي داريم زيرا اين عمل شتر را قادر خواهد ساخت گردن خود را كنترل كرده و تجديد قوا نمايد و اين امر باعث مي شود كه شتر در پيچش گردن دچار خفگي نشود ضمنا مي توان با استفاده از پارچه پشمي گردن را باند پيچي نموده و در صورتي كه شتر بر روي زمين خوابيده باشد ،‌ هر ساعت او را از طرفي به طرف ديگر چرخاند تا از ايجاد نفخ شكمبه در دام جلوگيري شود . در صورتي كه شتر در حالت نشسته روي زمين قرار گرفته باشد بهتر است كه با گذاشتن گوني كاه يا پوشال طوري بدن و گردن او را تقويت كنيد كه نه گردن به عقب منحرف شود و نه شتر روي زمين به يك طرف بيفتد . هم چنين بايد روزي دوبار به شتر آب وغذا داده و هر صبح و عصر 25 گرم كربنات آمونيم به صورت خوراكي و 30 ميلي گرم سولفات استركنين به صورت زير جلدي تجويز نمود.

با مديريت صحيح مي توان تمام عواملي را كه باعث ايجاد اين عارضه مي شوند كنترل نمود .

وجود اجسام فلزي مثل سيم و ميخ و سوزن و غيره و اجسام غير فلزي مثل شن و سنگريزه و استخوان وغيره ، در شكمبه و نگاري و عوارض احتمالي حاصله از اين گونه اجسام مانند انباشتگي شكمبه ( Impaction ) و نفخ شكمبه Rumen tympan چسبندگي شكمبه به جدار شكم و چسبندگي نگاري به ديواره شكم و حجاب حاجز ،‌ پريتونيت ، تورم پرده خارجي قلب در اثر ضربه حاصله از اجسام خارجي در شتر نيز مانند ديگر نشخوار كنندگان از اهميت خاصي بر خوردار است . بديهي است كه حيوان از خوردن هر نوع جسم خارجي كه به نحوي در غذاي روزانه او وارد شود روي گردان نبوده و تا به حال انواع و اقسام اجسام خارجي به اشكال و صور مختلف وبه اندازه هاي متفاوت از معده اين حيوان خارج شده است (1917 Cross ،‌ 1927 Leese ) .

Said (1963) در مصر ،‌ طي مقاله اي به بررسي كشتارگاهي اجسام خارجي در معده شتر و عوارض از آن پرداخته است . در اين مقاله علاوه بر شرح اجسام خارجي در شكمبه و نگاري به ذكر ويژگي هائي در اين حيوان نيز اشاره شده است بدين ترتيب كه اصولاٌ شتر در خوردن غذا فوق العاده انتخابي عمل مي كند و احتمال اين كه همراه با غذاي روزانه خود اجسام خارجي را ببلعد خيلي ضعيف به نظر مي رسد و تعداد شترهائي كه از اين نظر در كشتارگاه جيزه مصر مورد بررسي قرار گرفته اند 150 نفر شتر بوده كه از اين تعداد فقط در 9 نفر آنها اجسام خارجي به اشكال مختلف از نگاري به دست آمده است كه اين نسبت در حدود يك هفدهم مي باشد و عوارض حاصله توسط اجسام خارجي موجود در نگاري اين 9 نفر شتر فقط به نفوذ يك قطعه سيم به ديواره نگاري يكي از آنها منحصر بوده است .

حكمتي و همكارانش (1357) تعداد هزار نفر شتر را در كشتارگاه تهران از لحاظ وجود جسم خارجي در معده مورد مطالعه قرار دادند . شترهاي مزبور از نژادهاي مختلف بوده كه از همه مهم تر مي توان نژادهاي بلوچي ، كلكو ،‌ تركمن ، شامي ، مهاري ، مجيدي و شادكامي را نام برد . تعداد كمي از اين شترها از كشورهاي عربي ، پاكستان و افغانستان به ايران آورده شده و تعدادي ديگر مستقيماً از شهرهاي مختلف از جمله دشت مغان و اردبيل ،‌ بوشهر ،‌ بندر عباس ،‌ زاهدان ،‌دامغان ،‌و سبزوار و بالاخره اطراف تهران جهت كشتار به كشتارگاه تهران ارسال شده بودند . شتران مزبور اكثراً يك كوهانه بودند و تعداد كمي بچه شتر يك الي دو ساله در ميان آنها وجود داشت . تعداد نفر شتري كه در هر دفعه مورد بررسي قرار گرفته متفاوت بوده و معمولا ً بين 10 الي 45 نفر و به طور متوسط 20 نفر بود كه در 50 نوبت تحت آزمايش واقع شدند و مشاهده شد ازاين تعداد شتر، 258 نفر آنها در معده خود حداقل يك جسم خارجي فلزي و حداكثر 50 الي 60 قطعه داشتند عوارض حاصله از اين اجسام بسيار مختصر بود .

به طور كلي از ميان 111 عدد سيم مستقيم يك سرتيز ،‌ دو سرتيز و دو سر كند موجود در شكمبه كه طولي بين 1الي 8 سانتي متر داشتند فقط يك سيم يك سرتيز بطول تقريبا 8 سانتي متر از جدار شكمبه در محل كيسه آب راست عبور كرده بود .

نفوذ جسم مزبور در جدار شكمبه چسبندگي شديدي را بين شكمبه در محل كيسه آب طرف راست و انتهاي هزار لا سبب گشته بود . بطوري كه پس از خارج كردن دستگاه گوارش از داخل محوطه بطني مشاهده شد كه آبسه اي به اندازه يك پرتقال بزرگ در اين ناحيه وجود دارد كه بعد از شكافتن آبسه به همراه سيم مزبو ر مقدار متنابهي ترشحات چركي سفت پنيري بدبو از آن خارج شد .

از ميان كليه اجسام فلزي متنفذه در نگاري فقط يك ميخ كه طولي در حدود 5/3 سانتي متر داشت توانسته بود به اندازه 5/1 سانتي متر در مخاط نگاري فرو رود . نفوذ جسم مزبور هيچگونه آثار و عوارضي در جدار داخلي نگاري ايجاد نكرده بود .

تعداد اجسام فلزي كه در بازرسي كشتارگاهي از شكمبه و نگاري 258 نفر شتر بدست آمده است بالغ بر 1330 عدد مي باشد كه از اين مقدار تعداد 442 عدد در شكمبه ،‌ 888 عدد در نگاري قرار داشته اند .

بدين وسيله بررسي انجام شده توسط حكمتي و همكارانش (1357) ثابت نمود كه اين حيوان هم نظير ساير نشخوار كنندگان ديگر ممكن است همراه با مواد غذائي خود برخي از اجسام خارجي را كه ارزش غذائي ندارند ببلعد ،‌ تعدادي از اين مواد در معده آنها باقي مانده است و از روده عبور نمي كنند . وجود مواد مزبور در معده اين حيوانات برخي اوقات سبب بروز اختلالاتي در عمل اعضاء مربوطه مي شود بخصوص چنانچه اين اشياء نوك تيز و برنده باشند سبب سوراخ شدن اين حفره ها و ايجاد جراحاتي در اعضاء‌ مزبور يا اعضاء‌ مجاور آنها مي شوند . اجسام خارجي بيشتر در شكمبه نگاري و معده سوم تجمع پيدا مي كنند . در شكمبه و نگاري مواد خارجي مثل طناب و استخوان و سيم و ميخ ،‌ سوزن و سكه و گيره موي زنانه و ساير اجسام فلزي و شن ماسه جمع مي شوند . در حالي كه در معده سوم بيشتر شن و ماسه و خاك تجمع پيدا مي كند و نتايج بدست آمده تا حدودي با آنچه كه Said (1963) در مصر گزارش نمود متفاوت است چه اين كه در آنجا نسبت ابتلا يك هفدهم بوده است و در كشتارگاه تهران در حدود يك چهارم بوده است .

بررسي گشتارگاهي حكمتي و همكارانش (1357) نشان داد كه شتر در فرو بردن اجسام خارجي جسورتر از گاو بوده و شايد در خوردن مواد غذائي هيچ گونه جنبه انتخابي براي او وجود ندارد و با توجه به وضع تغذيه و مواد مصرفي حيوان و از طرفي با توجه به وضعيت چراگاه هاي خاصي كه براي اين حيوان اختصاص يافته است و اصولا ًرقم 258 نفر يك رقم بسيار قابل توجهي بوده و يقيناً مي توان اطمينان داشت كه اگر اين حيوان هم نظير ساير نشخوار كنندگان بطور دستي تغذيه شود و يا حداقل از چراگاههاي مخصوص استفاده كند اين رقم بالاتر خواهد رفت . همچنين مشخص گرديد كه تعداد متوسط اجسام فلزي موجود در شكمبه و نگاري هر شتر بين يك الي دو عدد مي باشد و تعداد اجسام فلزي موجود در نگاري تقريبا دو برابر شكمبه مي باشد . از ميان اجسام بدست آمده بيش از همه سيم و سپس ميخ و آنگاه براده آهن و سوزن و سنجاق و ساير اشياي ‌فلزي متفرقه ديده مي شود .

حكمتي و همكارانش (1357) احتمال بروز بيماري تورم ضربه اي نگاري و برون شامه قلب را در مقايسه با گاو ، در شتر بسيار كم مي دانند و علت آن را دلايل زير مي دانند .

1- ضخامت جدار نگاري :

ضخامت فوق العاده جدار اين عضو كه در مقايسه با گاو در حدود سه برابر مي باشد در حقيقت سد محكمي بوده كه نفوذ اجسام فلزي را دچار اشكال مي سازد .

2- اندازه نگاري :

وسعت زياد حفرات نگاري عامل موثر ديگري در اين مورد مي باشد ، بدين ترتيب كه وقتي جسم خارجي در اين عضو جايگزين شد فضاي بيشتري كه در اختيار دارد كمتر تحت تاثير حركات اين عضو و فشار اعضاء مجاور قرار گرفته و در نتيجه احتمال نفوذ آن نقصان مي يابد . بنابراين دليل با لا بودن درصد اجسام فلزي متنفذه در نگاري با مقايسه در شكمبه را مي توان به اين ترتيب تفسير نمود كه چون اندازه نگاري در اين حيوان در مقايسه با شكمبه كوچك بوده و محفظه تنگي را تشكيل مي دهد و از طرفي داراي حركات بيشتري مي باشد لذا احتمال نفوذ اجسام فلزي توك تيز در چين هاي نگاري بيشتر از شكمبه است .

3- ساختمان داخل نگاري :

تعدا زياد حجرات ، وسعت و عمق آنها در نگاري شتر در فقدان بروز اين بيماري موثر بوده است بدين ترتيب كه وقتي جسم خارجي در يكي از حجرات قرار گرفت بلافاصله با ذرات شن و ماسه وخاك كه در عمق هر حجره وجود دارد مخلوط شده و بعد از مدتي در بين توده اي از اين مواد و محتويات دستگاه گوارش قرار مي گيرد . قرار گرفتن اجسام فلزي در ميان اين مواد به احتمال زياد آنها را از هر نوع حركتي باز مي دارد بنحوي كه نه قادر به نفوذ بوده و نه توانائي برگشت مجدد به داخل نگاري را دارند .

4- ضخامت جدار شكمبه :

از آن جائي كه جدار شكمبه در اين حيوان در مقايسه با گاو ،‌داراي ضخامت كمتري است لذا احتمال نفوذ اجسام فلزي نوك تيز از داخل اين عضو به اعضاي مجاورش بيش از نگاري است .

5- نحوه خوابانيدن حيوان :

عامل موثري كه ممكن است در تقليل بروز اين بيماري وجود داشته باشد نحوه خوابانيدن و آرميدن حيوان است . بدين معني كه اين حيوان هميشه براي خوابيدن روش كاملاٌ مستقيمي را انتخاب نموده و كمتر نظير نشخوار كنندگان ديگر مانند :گاو از اين پهلو به آن پهلو مي شود در نتيجه فشار اندام ها بر روي يكديگر و نفوذ اجسام فلزي كاهش پيدا مي كند .

ششم ـ تورم ضربه اي نگاري Traumatic reticulitis

تورم ضربه اي نگاري عبارت از نوعي بيماري است كه در اثر بلعيدن اجسام خارجي نوك تيز و فرو رفتن اين اجسام خارجي در جدار و ديواره نگاري اتفاق مي افتد . اين بيماري در گاوها و گاوميش ها به وفور مشاهده مي شود و شتران نيز به آن مبتلا مي شوند اما ميزان آن در شترها به مراتب از گاوها كمتر است. شتران در هر سني به اين بيماري مبتلا مي شوند و بيماري بيشتر در سنين 2-6 سالگي اتفاق مي افتد .

علل توليد : علت اساسي وقوع بيماري ،‌بلعيدن اجسام خارجي توسط حيوان و عبور اين اجسام از شكمبه به نگاري و استقرار آنها در نگاري ميباشد . اجسام خارجي مذكور معمولا ًعبارتند از : ميخ ،‌ سوزن ،‌ قطعه سيم ، تكه هاي فلزي نوك تيز ،تكه هاي چوب و استخوان نوك تيز مي باشد . عوامل مساعد وقوع بيماري نيز عبارتند از : ‌فشارهاي وارده بر نگاري در اثر نفخ شكمبه ،‌ امتلاء حاد شكمبه ، فشارهاي اواخر زايمان و يا در حين زايمان مي باشد . كه در اين حالت انقباظ عضلات شكم و حركات نگاري باعث فرو رفتن اجسام خارجي به جداره نگاري شده و اين اجسام از اين طريق ممكن است به اعضاي ديگر بدن نيز نفوذ كنند . ملاحظه شده است كه اجسام خارجي در شترها ، در مقايسه بين نگاري و شكمبه ،‌ ديواره شكمبه را راحت تر سوراخ مي كنند كه علت آن اختلاف شديد بين صفات تشريحي و و ضعيت اناتوميكي اين دو ديواره است .

علايم باليني :

علايم باليني تورم ضربه اي نگاري در شتر معمولا به شكل نفخ شكمبه ظاهر مي شود ،‌ زمان لازم براي بروز علايم بيماري متغير بوده و از 10 روز تا چند ماه به طول مي انجامد . بايد متذكر شد كه كثرت تعداد اجسام خارجي در ظهور علايم بيماري تأثير زيادي ندارد . اجسام فلزي دو سر تيز مستقيم و مقاوم با طول متوسط زودتر از اجسام فلزي نرم و كج و يك سر تيز موجب تظاهر عوارض بيماري مي شوند . افسردگي ،‌ كاهش وزن و اشتها ،‌ تقليل حركات شكمبه و افزايش تعداد حركات تنفس و قلب و بالا رفتن دماي بدن از آثار باليني مشخص و اوليه بيماري تورم ضربه اي نگاري مي باشد .

هفتم ـ هماتوري Heamaturia

هماتوري در حقيقت سندرمي است كه همراه با بيماري هاي عفوني ويا تورم مجراي ادرار مشاهده مي شود . اين حالت در شتران نادر است وبراي درمان آن بايد نخست عامل اصلي بيماري را درمان كرد . هماتوري در بچه شترهاي نوزاد را مي توان با تجويز ويتامين K وكلسيم درمان كرد .

هشتم ـ تورم شيردان Abomasitis

اين عارضه معمولاً در هنگام آلودگي به كرم هاي همونكوس ويا مسموميت با گياهان سمي ويا خوردن مواد شيميايي تحريك كننده مانند ارسنيك ويا خوردن برگ هاي گياه دفلي Oleander روي مي دهد . تورم شيردان با علايمي نظير بي اشتهايي ، دندان قروچه ، اسهال وضعف عمومي همراه خواهد بود . در كالبد گشايي دام هاي تلف شده ، شاهد تورم اپي تليوم شيردان وضخامت آن وتخريب لايه مخاطي آن خواهيم بود . در برخي موارد ودر صورت آلودگي انگلي ،مي توان كرم هاي ريز همونكوس را در داخل شيردان مشاهده كرد . براي درمان اين عارضه بايد ابتدا عامل بيماريزا را برطرف نموده وبه تجويز داروهاي مقوي پرداخت .

نهم ـ كوري Blindness

كوري يكي از عوارض شايع در برخي از گله هاي شتر است . علت اين بيماري مي تواند فلج عصب بينايي باشد . البته علت فلج عصب مذكور ناشناخته است وبرخي از موارد اين نوع بيماري با تجويز ويتامين B 1 ويا نوكس وميكا Nux vomica درمان مي شود . برخي نيز پيشنهاد مي كنند كه پشت گوش شتر را داغ سوزني نمايند تا اين كار وباعث تحريك عصب مذكور گردد . اما در خصوص شب كوري بايد گفت كه اين عارضه نيز با تجويز ويتامين A قابل درمان است .معمولاً عوارض فوق الذكر در هنگام خشكسالي ، قحطي وكمبود شديد علوفه سبز روي مي دهد . زخم قرنيه Corneal opacity نيز يكي از عوارض شايع در بين شتراني است كه به بيماري سورا ( تريپانوزومياز ) مبتلا مي شوند ، گاهي اوقات اين عارضه در اثر ضربه هاي وارده به سر دام ، فرورفتن تيغ وخار درچشم ويا آلودگي مزمن به كرم تيلازيا Thelazia lessei روي مي دهد . علت بروز اين عارضه اگر بيماري سورا باشد ، بايد اقدام به درمان اين بيماري كرد . به هر حال پاشيدن كمي از گرد داروهاي سولفاناميدي در چشم مي تواند برخي از عفونت هاي حاصله را درمان كند . در تورم حاد قرنيه چشم بهتر است كه شتر بيمار در معرض تابش شديد آفتاب قرار نگيرد وچشم با محلول رقيق سلفات مس ويا اسيد بوريك شستشو داده شود وپس از آن داروي هيدروكورتيزون Hyrocortisone وپني سيلين تجويز گردد . در صورت آلودگي به انگل هاي چشمي بهتر است كه با پارچه اي تميز اقدام به خارج نمودن انگل از چشم شترهاي بيمار نمود ( الزبيدي 1995 ) .

دهم ـ آتروفي عضله قلب Cardiac atrophy

آتروفي عضله قلب ، عارضه اي است كه منجر به انبساط ديواره هاي قلب وبطن مي گردد وبدين گونه قلب تلاش مي كند تا بتواند وظايف خود را در شرايط آتروفي به نحو احسن انجام دهد . در چنين حالتي معمولاً بطن راست ودر برخي مواقع هردو بطن چپ وراست متسع مي گردند . اين عارضه معمولاً در بيماري ذات الريه ويا شكل تحت حاد بيماري سورا مشاهده مي شود وبهترين راه تشخيص اين عارضه نبض شديد وريد وداج Jugular vein است . براي درمان اين عارضه بايد در آغاز بيماري مسبب آن را درمان كرد ( الزبيدي 1995 ) .

يازدهم ـ كونژيكتويت Conjunctivits

اين بيماري با ريزش اشك ودرد شديد چشم همراه است ودر صورت بروز بيماري بايد دام را از تابش شديد نور خورشيد ويا وزش باد در امان نگاه داشت وچشم مبتلا را با محلول رقيق نترات نقره ويا اسيد بوريك Boric acid شستشو داد ودر موارد شديد بيماري پيشنهاد مي شود كه از آنتي بيوتيك هايي نظير پني سلين ويا تزريق عضلاني كوتيزول استفاده نمود ( الزبيدي 1995 ) .

دوازدهم ـ كوليك « دل درد شديد » Colic

كوليك معمولاً در شترهايي ديده مي شود كه مقادير زيادي دانه كپك زده ويا گنديده مصرف كرده باشند ، هم چنين اين حالت در بچه شترهايي كه پس از شير گيري مقاديري زيادي غذا را در يك وعده مصرف مي كنند ديده شده است . در مواردي ديگر تغذيه بر مراتعي كه در كنار شن زار واقع شده وشتر همراه علوفه مقاديري شن تناول كند نيز علت بروز بيماري ذكر شده است . گاهي اوقات دل درد به صورت روزانه وچندين بار در روز اتفاق مي افتد وممكن است كه اين حالت براي سه تا چهار ماه ادامه يابد . در اين عارضه پوست دچار خراش وزخم شده و در ناحيه دنده هفتم ويا مفصل خرگوشي زخم هايي پديد مي آيد كه علت بروز اين زخم ها فشار دادن آن ناحيه بر روي زمين است .

عارضه دل درد با دردهاي شديد ناحيه شكمي همراه است كه در چنين حالتي شتر بر روي زمين دراز مي كشد و اندام هاي حركتي خود را به داخل مي كشاند وگاهي نيز از شدت درد به خود مي پيچد و بر روي زمين غلت مي زند ويا اين كه اقدام به لگد پراكني مي كند . در چنين حالتي نبض وسرعت تنفس دام افزايش مي يابد ودام فرياد وناله سر مي دهد ودماي بدن در چنين حالتي طبيعي بوده ويا از حالت طبيعي نيز پايين تر خواهد بود . گاهي اوقات نيز دل درد همراه با استفراغ است كه چنين حالتي معمولاً در جابجائي شيردان مشاهده مي گردد در بعضي اوقات علت درد مربوط به دستگاه گوارش نيست كه در چنين حالتي به آن دل درد كاذب مي گويند ومعمولاً چنين دردي همراه با پريتونيت Peritonitis وتب مي باشد وبراي درمان دام بيمار ، بايد در مرحله نخست علت دل درد را پيدا نموده و آن را بر اساس علت بيماري درمان نمود . درمان دل درد حقيقي با خوراندن يك كيلوگرم سلفات منيزيم همراه با مقدار كافي آب صورت مي گيرد وبايد نصف اين دز دارويي را در روزهاي بعد وبه مدت چندين روز ديگر تجويز نمود . هم چنين بايد براي تخفيف شدت درد از داروهاي مسكن وآرامش بخش نيز استفاده كرد .

دل درد ناشي از خوردن شن را بايد با تجويز يك الي دو ليتر روغن خردل Mustard oil درمان كرد ، واما در خصوص دل درد كاذب بايد نخست علت اصلي بيماري را كه ممكن است ناشي از تورم كليه ها ويا پريتنونيت باشد با استفاده از آنتي بيوتيك ها وتركيبات سولفاناميدي درمان نمود (الزبيدي 1995 ) .

سيزدهم ـ خاك خوري ( پيكا ) Geo phagia ( Pica )

اين عارضه معمولاً در شترهاي شديداً آلوده به انگل هاي گوارشي نظير همونكوس ، استرونژيلوئيد ، استرتاگيا ونماتوديروس مشاهده مي گردد وچون اغلب اين انگل ها خونخوار هستند ، به همين علت شترها معمولاً دچار آنمي نورموكروميك ميكروليتيك وكمبود فسفات در خون مي شوند . خوردن خاك به ميزان چند كيلو در روز مي تواند براي شترها خطرناك بوده ومنجر به لاغري شديد وعاقبت مرگ شود . براي درمان اين عارضه بايد نخست بيماري انگلي دام درمان شود .

چهاردهم ـ آفتاب زدگي Sun Struke

گاهي اوقات آفتاب زدگي در شتر اتفاق مي افتد وشترهاي ناتوان به اين عارضه بيشتر مبتلا مي شوند . وقوع بيماري ناگهاني بوده وشتر در اين حالت تبي با دماي حدود 112 درجه فارنهايت يا بيشتر را همراه با هيجان ، افتادن به زمين واغما از خود نشان مي دهد ، اگر بلافاصله حيوان را تحت درمان قرار ندهيم 60 درصد حيوانات بيمار تلف خواهند شد ( Lesse 1927 ) .

درمان :

عبارتست از حجامت وريد وداجي ، تجويز خوراكي 15 گرم كربنات آمونيوم به عنوان محرك وگذاشتن قطعات يخ روي سرحيوان .

در بيابان هاي به شدت گرم نبايد از شتر در ساعات گرم روزهاي تابستان استفاده شود واز طرفي بايد براي استراحت شتر جايگاهي با سايه مناسب تهيه گردد .

پانزدهم ـ خيز پاها

اگر شتري را براي چندين روز در يك محل نگهداري كنيم واز تحرك وي جلوگيري نماييم ودر همان محل اصطبل به او آب وغذا بخورانيم ، در پاي هاي اين شتر عارضه خيز حاصل از جاذبه زمين ايجاد خواهد شد . پاهاي جلوشتر بيشتر مبتلا شده وخيز بيشتر بين كف پا ومفصل بخلق ايجاد خواهد شد ، درد در قسمت هاي پايين پاي شتر مبتلا شديد بوده وپاهاي شتر نسبت به عوارض مكانيكي حساس خواهد شد . اين گونه آسيب ها در شتر ممكن است عواقب وخيمي به دنبال داشته وبراي مدت قابل ملاحظه اي آن ها را براي كار كردن غير قابل استفاده سازد . تجويز نيترات پتاسيم به كاهش خيز كمك خواهد كرد . گردش دادن منظم روزانه به تمام شترها زماني كه از آن ها براي هيچ كاري استفاده نمي كنيم از اهميت ويژه اي برخوردار است . شترها را روزانه حداقل يك كيلومتر بايد راه برد .

شانزدهم – مسموميت دارويي

داروها همانطور كه داراي نقش بسيار مهمي در درمان بيماري ها مي باشند . چنانچه بطور صحيح و دقيق مورد استفاده قرار نگيرند خود مي توانند باعث ايجاد مسموميت و بروز عوارض سوء در شترها شوند وما در اين جا به بررسي مسموميت ناشي از برخي داروها در شتر مي پردازيم :

1 . داروهاي يد دار:

مثل يدور پتاسيم ، اين دارو از طريق دهان و يا تزريق وريدي جهت درمان بيماري اكتينوميكوز به كار مي رود . تجويز يدور پتاسيم بمقدار 6 تا 10 گرم در روز به مدت 7 تا 10 روز همراه با آب آشاميدني ، درماني طولاني ولي موثر است و اگر درمان بيش از اين مدت به درازا بكشد باعث بروز آثار مسموميت مي گردد . كه اين علايم عبارتند از : ريزش اشك ، بي اشتهائي و ظهور شوره .

2 .سورامين ( ناگانول) :

اين دارو سال ها است كه به عنوان داروي مناسب براي درمان بيماري سورا به كار مي رود . ميزان تزريق آن 10 تا 12 ميلي گرم براي هر كيلوگرم وزن دام به صورت داخل وريدي است . در صورت لزوم مي توان 15 روز بعد درمان را تكرار كرد . در هنگام مصرف معمولاً از محلول 10% دارو استفاده مي شود و مشاهده شده است كه تزريق داخل وريدي اين دارو باعث ايجاد لخته هاي خوني در سياهرگ ها Thrombophlebitis در محل تزريق مي گردد .

3 .تركيبات كيناپيرامين ( Quina Pyramine ) :

از جمله داروهايي است كه بر عليه بيماري سورا مورد استفاده قرار مي گيرد از اين گروه مي توان داروي كيناپيرامين سلفات را نام برد كه به نام انترسيد معروف است . اين دارو به صورت محلول و با نسبت 10% در آب سرد و به مقدار 5 ميلي گرم تزريق زير جلدي تجويز مي شود . تجويز دزهاي بالاي از دارو باعث مسموميت شترها خواهد شد .

معمولاً مسموميت در طي دو ساعت پس از تجويز دارو ديده مي شود و ممكن است شامل علايمي نظير : ريزش بزاق ، لرزش عضلات گردن و شانه ،‌ عدم تطابق حركات ، تند شدن ضربان قلب و تنفس و در برخي موارد كولاپس و مرگ نيز ديده شود .

4- ميلارسوپرول Melarsoprol :

دارويي از گروه تركيبات ارسنيك است كه جهت درمان سورا به كار مي رود . دز دارويي آن در شتر ها 5/3 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن دام است . اما استفاده از اين دارو به علت ايجاد مسموميت در شتران محدود است . ( Schillnger Rottcher 1984) .

5 . دي مينازن (برينيل ) :

دارويي از گروه دي آميدين است كه جهت درمان سورا به كار مي رود . اين دارو چنانچه در شتران به مقداري بيش از 5/3 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن دام از راه تزريق عضلاني و يا زير جلدي استفاده شود باعث حدوث مسموميت شديد در آنان خواهد گرديد .

Leach ( 1961) معتقد است كه بيش از 7 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن دام باعث مرگ خواهد شد .

Petrovskii Khamiev ( 1977) در بررسي خود در مورد مسموميت دارو در يك گروه از شترهاي دو كوهانه كه داراي 25نفر شتر بوده و به ترپانوزوم نيا كولي اكيمووا مبتلا بودند مشاهده كردند كه استفاده از دارو به مقدار 5 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن دام تزريق داخل عضلاني مي تواند جلو بيماري را بگيرد و هيچ گونه تأثيرات جانبي نيز نداشته باشد . در حالي كه دادن مقدار 7 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن دام باعث ظهور عوارض مسموميت در ميان حيوانات گرديد .

6- كلريد ايزوميتاميديوم Isometam idium Chloride :

نام تجارتي آن سامورين است و دز آن يك ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن دام از طريق تزريق عضلاني است ، اين دارو جهت درمان سورا به كار مي رود .

Balis Richard ( 1977) اقدام به تحقيق و مطالعه در مورد تاثير اين دارو بر روي شترهاي بيمار اتيوپي نمودند و مشاهده كردند كه تجويز دزهاي بالاي اين دارو باعث حدوث ظهور مسموميت موضعي و توليد آبسه و كيست در محل تزريق مي گردد كه معمولا ً اين آبسه ها براي مدت طولاني باقي مي مانند و باعث نكروز بافت ها مي گردند و براي از بين بردن مسموميت اين دارو ، معمولا ً آن را به صورت مركب همراه با داروهاي ديگر مي دهند وداروهاي همراه عبارتست از 4% دكستران سلفات و 4% ايزوميتاميديوم كه به مقدار 5/0ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن دام داده مي شود و به تجربه ثابت شده است كه تزريق وريدي شترها با داروي ايزوميتاميديوم و به مقدار 1 يا 5/1 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن دام ، منجر به فلج موقت مي گردد ( Schillinger و همكارانش 1982) اما اگر به مقدار 2 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن دام داده شود باعث بروز شوك شديدي در شترها خواهد گرديد . ( Balis Richard ) .

7- سميلارسان Cymelarsan :

دارويي موثر و با تأثير سريع برعليه بيماري سورا است . ولي باعث نكروز در محل تزريق مي گردد . ( Tager Kagan و همكارانش 1989) .

8- استريكنين Strychnine :

Sing Vashishta ( 1977) معتقدند استفاده از اين دارو در درمان بيماري هاي شتر ممكن است به مسموميت با اين ماده منجر شود . چون حد فاصل بين دز درمان و دز سمي آن كم است وبه همين علت استعمال درماني آن محدود مي باشد .اين دارو فقط به عنوان مقوّي عصبي براي بهبود وضع رفلكس ها به كار مي رود .

حداكثر مقدار مصرفي كه در گاو و اسب باعث مرگ مي شود 400-250 ميلي گرم از راه تزريقي است . مسموميت با استريكنين باعث خواهد شد حساسيت در مقابل انعكاس و تشنجات كزازي بعد از يك دوره ابتدايي لرزش و سفت شدن عضلات افزايش يابد . از علايم مخصوص اين مسموميت كشيدگي پاها واسپاسم هاي كزازي است كه باعث خم شدن سرو پاها بطرف عقب مي گردد همچنين بيرون زدگي كره چشم در طول تشنج از علايم ويژه اين نوع مسموميت است . حمله حدود 4-3 دقيقه به طول مي انجامد و سپس توسط يك دوره انبساط ناقص كه با وقوع بيماري كوتاه تر مي شود تعقيب مي شود وعاقبت مرگ به علت فلج دستگاه تنفس حادث خواهد شد .

استريكنين به سرعت اثر سمي خود را از دست داده و از بدن دفع مي شود و آرام كردن شتر مبتلا با داروهاي بي حسي از جمله باربيتورات يا كلرال هيدرات براي مدت كاملا ً طولاني ممكنست مسموميت را درمان نمايد . مصرف خوراكي كلرال هيدرات 30- 15 گرم به ازاي هر نفر شتر مي باشد .

9- نتروكسي نيل Nitroxynil :

از اين دارو جهت درمان ابتلاي شتران به مگس هاي بيني سيفالوپينا تيتيلاتور استفاده مي شود . Delavenay ( 1978) اظهار مي دارد كه تزريق زير جلدي نتروكسي نيل به ميزان mg/kg 10 وزن دام ،‌بر عليه سيفالوپينا تيتيلاتور فعال بوده است اما ميزان،‌/ mg/kg 50 آن كشنده است .

10 – گريزوفولوين Grisofulvin :

از اين دارو جهت درمان بيماري كچلي در شتران استفاده مي شود دزگريزوفولوين mg/k 20 در دام هاي بزرگ است . Boever Rush ( 1975) در آمريكا اقدام به درمان شتر مبتلا به كچلي از طريق تجويز دهاني گريزفولوين و ويتامين A و نيز با استفاده از مرهمي بنام پانالوگ نمودند و آنان شاهد ظهور عوارض جانبي گريزوفولوين در حيوان همچون اسهال ،‌استفراغ و نا آرامي حيوان بودند . اين عوارض جانبي پس از كاهش دادن دز روزانه گريزوفولوين از 5گرم به 5/2 گرم ، از بين رفت .

11- حشره كش هاي هيدروكربن كلرينه :

اين حشره كش ها براي از بين بردن جرب ، كنه ، و شپش شتر در سطح بدن مورد استعمال قرار مي گيرند و عبارتنداز : ليندان ،‌آلدرين ،‌ ديلدرين، كلردان ،‌ توگسافن ،‌ متوكسي كلر ،‌ ايزودرين ، اندرين و هپتاكلر ،‌ اين حشره كش ها در بافت چربي ذخيره شده و كانوني فعال براي خطر به شمار مي روند . زيرا سوخت و ساز سريع چربي ها ممكنست اين فرآورده ها را آزاد كرده و آنها را وارد جريان خون نموده و باعث مسموميت گردد. اين فرآورده ها نه تنها از راه پوست جذب مي شوند ، ‌بلكه ممكنست حتي از راه خوردن و يا تنفس وارد دستگاه گردش خون شوند ، فرآورده هاي روغني اين تركيبات از راه پوست سريعتر جذب مي شوند . مخلوط كردن اين حشره كش ها با خاكستر از راه هاي ديگر مطمئن تر است . اين حشره كش ها عموما ًدر شتر مصرف شده و مسموميت با آنها نيز ممكنست در حيوان اتفاق افتد ( Sing Vashishta 1977 ) .

اين فرآورده ها محرك هاي عمومي سلسله اعصاب مركزي به شمار مي روند و علايم مسموميت با آنها عبارت است از : افزايش تشنج ،‌حساسيت و متعاقب آن لرزش عضلات ، ضعف و در موارد حاد مسموميت فلجي و ريزش بزاق و دندان قرچه همراه با بي اشتهائي كامل و دائمي نيز ممكن است ديده شود . شتر بيمار ممكن است به حالت اغما بيفتد و در طول دوره اغماء درجه حرارت افزايش مي يابد . اگر مرگ به سرعت اتفاق افتد تنها علامت قابل تشخيص سيانوز مي باشد . در اتوپسي قلب ، مي بينيم كه قلب در حالت سيستول بوده و ريه علايم ذات الريه و خيز فوق حاد را نشان مي دهد . در ناي و نايژه ها كف مخلوط با خوني موجود مي باشد . مغز و نخاع پر خوني و تورم و كبد و كليه نيز پرخوني رانشان مي دهند . تاكنون پادزهر ويژه اي براي از بين بردن خاصيت حشره كش هاي هيدروكربن كلرينه شناخته نشده است ، روش درمان بايستي علامتي بوده و از طريق خارج ساختن عامل مسموميت از بدن انجام گيرد . تجويز وريدي بيكربنات سديم با دوزاژ 200 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن و تكرار آن بافاصله زماني كوتاه ، ميزان دفع هيدروكربن كلرينه را افزايش خواهد داد . بعلاوه ممكن است از گلوگونات كلسيم نيز به صورت وريدي استفاده نمود .

12- حشره كشهاي آرگانوفسفات :

استفاده دايمي از فرآورده هاي آرگانوفسفات به عنوان حشره كش براي از بين بردن انگل هاي خارجي شتر مي تواند براي سلامتي شترها خطر آفرين باشد ودر صورت عدم رعايت اصول صحيح سمپاشي در حيوان مسموميت ايجاد نمايد . ( Sing Vashishta 1977 ) .

اين فرآورده ها عبارتند از : پاراتينون ،‌ ما لاتيون و غيره . اين حشره كش ها باعث غير فعال شدن آنزيم كلين استراز و ظهور علايمي نظير :تنگي نفس ،‌ريزش بزاق ، اسهال ، كمبود اكسيژن ، سفتي عضلات مي گردند . اين فرآورده ها بعد از بلع از طريق دستگاه گوارش يا استنشاق از طريق دستگاه تنفس يا مصرف موضعي پوستي يا از طريق استعمال در بافت ملتحمه چشم ، به سرعت جذب بدن مي شوند . در لاشه تغييرات كالبد گشائي و جراحات هيستوپاتولوژيكي مشاهده نخواهد شد .

درمان عبارت است از خارج كردن دارو از بدن حيوان و تزريق آتروپين با دوزاژ 25% ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن كه يك سوم اين مقدار آتروپين را بايستي به صورت وريدي خيلي آهسته و به صورت محلول رقيق دو درصد و بقيه را به صورت تزريق عضلاني مصرف نمود . هر تزريق وريدي و عضلاني بايستي به مدت 2-1 روز تا زمان بهبود شتر هر 5 ساعت يكبار تكرار گردد .

13- مسموميت با مواد معدني

مسموميت با مواد معدني در صورتي كه دز بالايي از اين فرآورده ها به شتر خورانده شود ، بروز مي كند . ( Sing Vashishta 1977 ) اظهار مي دارند كه شخصاً شتري را كه به علت بلع سولفات مس داراي اسهال سبز رنگ بود وبه همين علت تلف شد را مشاهده كرده اند .

سابقاً براي درمان سوراي شتر از مقدار زيادي ارسنيك به صورت خوراكي استفاده مي شد وبه همين علت مسموميت با ارسنيك امري عادي بود ROSS PATEL ( 1921) .

مسموميت با ارسنيك در شتر با بي اشتهايي ، اغما ، استفراغ ، بي قراري ، حمله ، عدم تعادل به ويژه از دست دادن كنترل پاهاي عقب ، دلدرد ، اسهال وگاهي يبوست ، افتادن به پهلو ومرگ تظاهر مي كند .

علايم بيماري به مقدار ارسنيك وارده به بدن ووضعيت شتر بستگي دارد ، مسموميت با درجه ضعيف ممكن است فقط با بي اشتهايي واغما تظاهر نمايد . گاهي اوقات تورم شيردان ، تورم روده ، تورم كليه وتورم پرده صفاق در كالبد شكافي ديده مي شوند .

در صورت كوتاه بودن فاصله مسموميت تا وقوع علايم مسموميت ، درمان فقط با دفع عامل مسموميت از دستگاه گوارش شتر امكان پذير است . چنانچه عامل مسموميت هنوز در دستگاه گوارش موجود است بايد پانصد سانتي متر مكعب خمير هيدروكسيد آهن به صورت خوراكي مصرف شود ، اگرچه داروي اخير پادزهر موثري نيست . به علاوه چون منيزيم خشك با ارسنيك تركيب غير محلولي ايجاد مي كند مي توان آن را به صورت خوراكي مصرف كرد . گاهي نيز از محلول 10 % تيوسولفات سديم با دز 2 / 0 سانتي متر مكعب به ازاي هر كيلو گرم بدن به صورت داخل وريدي تجويز مي شود كه داراي نتايج موثري مي باشد . در صورتي كه كلاپس قريب الوقوع باشد نگاهداري بدن با تجويز داروهاي تقويتي توصيه مي گردد . تجويز غذاها ومواد مغذي ونرم نظير شير ، تخم مرغ وكنجاله تخم كتان نتايج درخشاني را در بر داشته است . در شتري كه به علت از دست دادن كنترل پاهاي عقب قادر به حركت نيست تزريق زير جلدي 120 – 60 ميلي گرم سولفات استريكنين توصيه مي شود .

هفدهم ـ مسموميت با گياهان سمي

وجود گياهان سمي در مراتع يكي از مسائل مهم در زمينه دامپروري است كه مي بايستي بدان توجه كافي مبذول نمود . گياهان سمي موجب خسارت زيادي از جمله مرگ و مير حيوانات و كاهش ارزش دام مي گردد .در اثر چراي مفرط و بي رويه اي كه در كليه نقاط كشور صورت مي گيرد . اكثر گياهان علوفه اي مفيد فرصت تكثير و ازدياد نيافته به تدريج از بين مي روند با ازبين رفتن نباتات علوفه اي مفيد گياهان كم ارزش و سمي جانشين آنها مي شوند و دام ها هنگام گرسنگي و يا عدم دسترسي به علوفه هاي خوشخوراك اجبارا ً از اين گونه نباتات تغذيه مي نمايند و به همين جهت افزايش نباتات سمي در مراتع كه اكثرا ً به صورت دايمي در مي آيد ، معلول چراي مفرط مي باشد . در صورت تغذيه فراوان شتر بر گياهان سمي ، اين گياهان مي توانند باعث مسموميت شديد شتر شده وعاقبت به مرگ دام منتهي شود . ولي در مراتعي كه نباتات علوفه اي به وفور يافت مي شود غالبا ًدام در جيره غذائي خود تغييراتي مي دهد ،‌ بدين معني كه تمايلي به تغذيه زياد يك گياه به خصوص از خود نشان نمي دهد و بايد دانست كه برخي از گياهان سمي چنانچه به ميزان كمي مورد تغذيه واقع شود ايجاد مسموميت نخواهند كرد .

براي جلوگيري از خسارات ناشي از گياهان سمي ،‌ بايد به نكات ذيل توجه نمود :

1- جلوگيري از چراي مفرط مراتع ، زيراكه اين كار باعث افزايش گياهان سمي و گرايش دام به سوي آنان مي گردد .

2- حيوانات را نبايد در اوايل بهار قبل از رشد كامل نباتات علوفه اي جهت چرا وارد مراتع نمود زيرا مجبور خواهند شد از نباتات سمي كه بيش از ساير نباتات علوفه اي به حد رشد رسيده اند تغذيه نمايند . برخي از نباتات در پاييز و برخي ديگر در بهار سمي مي شوند .

3- در صورت تعليف دام با علوفه خشك و يا علوفه سبز ، تا زماني كه حيوان بحد كافي سير نشده است نبايد آن را در مراتعي كه داراي نباتات سمي مي باشند داخل نمود .

4- مصرف نمك براي دام ضروري است زيرا با افزودن مقداري نمك به جيره غذايي دام ، حيوان به تغذيه نباتاتي كه بدانها چندان توجه نمي نموده ترغيب شده آنها را چرا مي كند .

5- مصرف مواد معدني از قبيل فسفر اشتهاي دام را زياد مي نمايد ،‌ ضمناً چنانچه مقداري گرد استخوان به خوراك دام اضافه شود تلفات ناشي از مسموميت نباتات سمي كاهش قابل ملاحضه اي خواهد يافت.

6- چنانچه حيوان دچارمسموميت گردد بايستي قبل از رجوع به دامپزشك غذاهاي ملين به او خورانيد .

تا كنون صدها گونه نباتات سمي شناخته شده كه تعداد محدودي از آنها براي دام خطرناك مي باشد از نباتاتي كه در تمام مراحل رشد و نمو خود داراي خاصيت سمي مي باشند مي توان گل حسرت يا سورنجان Colchicum ، انواع دم اسبي ها EQUISETUM و فرفيون EUPHORBIA را نام برد . برخي از انواع نباتات در مرحله سبز بودن خاصيت سمي دارند مانند انواع آلاله ها RANUNCULUS و شقايق نعمان ANEMONE . هم چنين بايد افزود كه بعضي انواع گونه ها سمي و خطر ناك هستند و معمولا ً كليه اندام انواع گونه هاي سمي داراي خاصيت مسموم كننده براي دام ها مي باشند .

مسموميت شتر با گياهان سمي اگر چه به ندرت ديده مي شود ولي غالبا ً به علت تغذيه با خرزهره و گاهگاهي به علت چريدن بر لانتانا ،‌تاتوره و ذرت خوشه اي يا ارزن مي باشد ( SINGH VASHISTA 1977) و هم چنين گزارشات ديگري مبني بر مسموميت با گياهان ديگر نيز رسيده است و ما در اينجا به ذكر اين گياهان مي پردازيم :

1- خرزهره NERIUM OLEANDER :

گياهي است بوته اي و زينتي كه در نواحي معتدل كشت مي شود . برگ هاي آن ساده كشيده ،‌باريك ، سخت و با دمبرگ كوتاه است ،‌ گل هايش سفيد يا صورتي و به شكل خوشه است تمام قسمتهاي اين گياه داراي شيره تلخ مزه اي است كه سميت دارد .

اين گياه به خاطر گل هاي زيبايش به صورت گياه زينتي در باغچه ها كاشته شده يا ممكن است در فاضلاب باغچه ها مشاهده شود ،‌قسمت هاي مختلف خرزهره براي شتر سمي مي باشد . عوامل اصلي كه باعث مسموميت مي شود دو الكالوئيد به نام هاي نريودرين و كارابين مي باشند كه خصوصيات نريودرين مشابه ديژيتالين و كارابين مشابه استريكنين است . مسموميت زماني اتفاق مي افتد كه در مرتع گياه خرزهره فراوان بوده و شتر بعد از يك گرسنگي طولاني براي چريدن به مرتع برود .

طبق نظر CROSS ( 1921) حتي خوردن 60 گرم برگ خرزهره باعث خواهد شد شتر از غذا خوردن امتناع كرده ، كسل شده ،‌استفراغ نموده و نهايتا ً تلف گردد . طبق نظر LEESE ( 1921) تغذيه با بيش از 250 گرم گياه خرزهره باعث مرگ شتر خواهد شد و در صورتي كه كمتر از ربع كيلو مصرف شود شتر تا مدتي از مسموميت حاصله در رنج خواهد بود .گاهي نيز مسموميت در شتري كه حتي كمتر از 30 گرم از گياه خرزهره خورده است اتفاق مي افتد .

CROSS (1921) اقدام به انجام آزمايشي در خصوص مسموميت شتر تجربي شتر با گياه خرزهره نموده و مشاهده كرد كه شتري كه 60 گرم از برگ سبز خرزهره خورده بود پس از 18 ساعت دچار اسهال و استفراغ شده است و پس از 36 ساعت به اغماء رفته و تلف گرديد . اما شتري كه 120 گرم از برگ سبز خرزهره خورده بود پس از 24 ساعت تلف گرديد و در كالبد شكافي هر دو شتر شاهد وجود تورم شيردان بود .

علايم بيماري هنگام نشخوار كردن شتر ظاهر شده و با بي حالي ،‌استفراغ ، لرزش اندام ، خميازه كشيدن ،‌بيقراري ،‌كم اشتهائي ، تهييج يا اضطراب و متعاقب آن با اسهال ، اغماء در شترهائي كه شديدا ً مسموم شده اند وبا اسهال يا با يبوست در شترهائي كه شدت مسموميت آنها ناچيز است مشخص مي شود . و چنانچه ميزان مسموميت كم باشد بهبودي پس از 4-3 روز شروع خواهد شد .

درمان : SINGH VASHISTA ( 1977) اظهار مي دارند كه در شتر مسموم بايستي با پايين آوردن سر ،‌حيوان را به استفراغ واداشت ، براي اين كار سر را پايين آورده و با استفاده از چوبي كه توسط دو نفر از سطح پستان به زير گردن هدايت مي شود شتر را در حالتي قرار مي دهيم كه محتويات موجود در شكمبه حيوان به بيرون رانده شود و از مقدار خرزهره موجود در شكمبه كاسته شود . بعد از انجام اين عمل تجويز مسهلي نظير يك كيلوگرم سولفات منيزيم به صورت خوراكي پس از پرهيز غذائي و يا 120 ميلي گرم هيدروبرومور آركولين به صورت تزريق زير جلدي لازم است . هم چنين مي توان از 3/3 گرم پرمنگنات پتاسيم مخلوط با 2 ليتر آب به محلول ضد سم استفاده نموده وآن را در چند نوبت به شتر مسموم خورانيد . بهتر است در چنين حالاتي از تفاله كتان به عنوان غذا استفاده شود ، شير ، تخم مرغ و روغن نيز به عنوان غذا و آرام بخش در تورم روده حاصل از مسموميت مورد استفاده قرار مي گيرند . در صورتي كه اغماء شدت يابد مي توان از محركهايي نظير : جوهر تر كيبات معطره امونيوم كه با دوزاژ 60 ميلي ليتردر يك ليتر آب مخلوط شده و هر ساعت به حيوان خورانده مي شوند يا تزريق زير جلدي 75-60 ميلي گرم استريكنين استفاده نمود .

2- لانتانا LANTANA CAMARA :

گياهي است به ارتفاع 30 تا 120 سانتي متر كه برگهاي آن متقابل و كنگره دار است گل ها مجتمع و با دم گل كوتاه است . در موقع باز شدن آبي است و سپس نارنجي رنگ مي شود . گياهي زينتي شبيه شاه پسند معمولي است . ماده سمي آن عبارت از LANATDENE است كه با اسيد ACIDE REHMANIC در اين گياه موجود است . ميزان مسموم زايي گياه زياد است وممكن است قبل از ظاهر شدن علايم مسموميت حيوان تلف گردد .

LEESE (1927) اظهارمي دارد شترهائي كه در باغچه ها از اين گياه تغذيه مي نمايند از ادرار كردن و دفع مدفوع خودداري كرده و مرگ آنها به سرعت فرا مي رسد .

تصوير شماره ( 1 ) تصوير گياه لانتانا

3- تاتوره DATURA STRAMONIUM :

نام داتورا ( DATURA ) كه به زبان لاتين به اين نبات داده شده مشتق از نام فارسي تاتوره است زيرا اين نبات اصلا ً بومي ايران بوده به نام هاي تاتوله ، جوزماش ، نبات اهريمني ، علف شيطان و غيره نيز ناميده مي شود .

دسقوريدس و تئوفر است دو تن از علماي قرن اول و دوم يونان اين گياه را جزو نباتات سمي نام برده اند . در قديم اين گياه در داروسازي مصارف زياد داشته و در طب انساني و دامپزشكي به كار مي رفته است تاتوره به طور وحشي در زمين هاي لم يزرع و كنار جاده ها مي رويد .اين نبات بومي مشرق زمين بوده منشاء اصلي آن كناره بحر خزر است ، در اواسط قرون وسطي به تمام اروپا و بعد به آمريكا و نقاط ديگر برده شده است و در اكثر ممالك دنيا به مقدار فراوان وجود دارد تاتوره درخچه ايست يك ساله با ساقه اي بي كرك و منشعب به طول 40 سانتي متر تا 2 متر استوانه شكل وبه رنگ سبز ،‌ قطر ساقه اصلي نسبت به رشد گياه به 1-2 سانتي متر مي رسد . برگ هاي اين گياه معمولاًمتناوب بوده صفحه آنها پهن و بيضي نوك تيز و يا منظم و مدور است طول برگ ها 10-12 و عرض شان 6-8 سانتي متر است اگر كمي از برگ تازه تاتوره را در دست له نمائيد بويي تهوع آور وغير مطبوع از آن متصاعد مي گردد. ولي برگ خشك شده بوي خيلي كمتري دارد ‌برگ ها گس ،‌قي آور و دانه كمي تلخ است گل هاي تاتوره شبيه شيپور و تك تك مي باشد و در گل بيش از يك يا دو روز دوام ندارد . دانه هاي تاتوره شبيه دانه هاي سماق و شكل شان قلوه اي و در دو سطح جانبي صاف و هموار و در سطح زيري و روئي زگيل دار است . رنگ اين دانه ها سياه مايل به قهوه اي است و بزرگي آنها 4-5 ميلي ليتر است ميوه آن بيضي شكل خاردار و كپسول است كه با چهار شكاف باز مي شود .

ماده سمي اين گياه ماده « داتورين » است . داتورين از سه آلكالوئيد آتروپين ، هيوسيامين و اسكوپولامين تشكيل يافته است . اين آلكالوئيد ها در نبات به حالت تركيب با اسيد ماليك ، اسيد اتروپيم و اسيد داتوريك وجود دارد كه در بين آنها مقدار آلكالوئيد هيوسيامين از سايرين بيشتر است .

SINGH VASHISHTA ( 1977) اظهار مي دارند تاتوره بوته اي است كه در ساحل نهرها مي رويد و داراي يك نوع آلكالوئيد است كه باعث مسموميت اعصاب شده و در صورتي كه خورده شود باعث نفخ ،‌بي قراري ، فلج و كوري مطلق و مرگ سريع شتر خواهد شد .

درمان : براي نجات مسموم بايستي سم وارد شده به معده را با استفاده از داروي قي آور خارج نمود ،‌زيرا حالت استفراغ غالباً خود به خود ايجاد نمي شود و معمولا ً از ضد سم هائي نظير مورفين يا پيلوكارپين استفاده مي شود خوراندن قهوه غليظ ومحرك هاي مختلف و غيره مفيد است .

تصوير شماره (2 ) ـ تصويرگياه تاتوره

4- ذرت خوشه اي SORGHUM :

ذرت خوشه اي گياهي علفي و يك ساله مي باشد . سنبلچه هاي آن دور از محور سنبل و شكل خوشه قرار گرفته است . ارتفاع گياه تا 5/2 متر مي رسد داراي چهار نوع است و بيشترين آن ذرت خوشه اي معمولي است كه در سيستان و بلوچستان ،‌ اصفهان ،‌ كشت آن متداول است .

SINGH VOSHISHTA ( 1977) اظهارمي دارند گياه جوان ذرت خوشه اي داراي سيانور پتاسيم و اسيد پروسيك مي باشد كه اين دو شديداً در شتر ايجاد مسموميت مي نمايد . علايم بيماري ايجاد شده عبارتند از نفخ ،‌ دل درد ، تنگي نفس و مرگ به علت كاهش اكسيژن كه عامل ايجاد كننده آن هيستو تو كسيك مي باشد حادث مي شود . ذرت خوشه اي بالغ را فقط به صورت محلول خشك بعد از قرار دادن آن در نور آفتاب مي توان مورد استفاده قرار داد ، زيرا عامل مسموميت فرار بوده و در مقابل نور از بين مي رود .

نبايستي به شترهاي گرسنه اجازه داده شود كه به مزارع گياه ذرت خوشه اي نا بالغ پژمرده يا مزارعي كه بعد از يك دوره توقف در رشد داراي رشد سريع مي باشند دسترسي پيدا نمايند ،‌ذرت خوشه اي بايستي قبل از اينكه حيوان در آن شروع به چرا نمايد يا گياه براي تغذيه بريده شود بايستي به گل نشسته باشد .

درمان : از مخلوط 15 گرم كربنات آمومنيوم ،‌ 60-45 ميلي ليتر روغن تورپنتين و يك ليتر تفاله يا شيره بذرك مخلوطي تهيه كرده و براي كاستن نفخ به شتر مي خورانيم ، و بايستي شكم را از هر دو طرف ماساژ داد در صورتي كه تجويز اين دارو در درمان موثر واقع نشد بايستي از تروكار و يا لوله گذاري و سوراخ كردن شكمبه در طرف چپ استفاده نمود و به چنين حيواناتي به مدت سه هفته پس از بهبودي استراحت داد .

بعد از درمان نفخ از يك مسهل نظير يك كيلوگرم سولفات منيزيم استفاده نمائيد مخلوطي از نيترات سديم و نيوسولفات سديم با دوزاژ 3 گرم نيوسلفات سديم در 250 ميلي ليتر آب به صورت تزريق وريدي تزريق نيز مناسب است . نيترات سديم تشكيل مت هموگلوبين را مي دهد كه اين تركيب با اسيد هيدرو سيانيك مخلوط شده و سيا نومت هموگلوبين را كه غير سمي است مي سازد . اسيد به تدريج از سيا نومت هموگلوبين آزاد شده و توسط تيوسلفات جذب مي شود كه از نتيجه اين جذب تيونات كه غير سمي است آزاد مي شود . استنشاق بخار آمونياك و تجويز كربنات آمونيوم در درمان موثرند ، تجويز زير جلدي اتر ، استريكنين و يا اتروپين در درمان موثر خواهند بود .

تصوير شماره ( 3 ) – تصوير ذرت خوشه اي ( سورگوم )

5- افيون ايوچري IPHIONA AUCHERI :

گياهي است سمي كه در حوزه جنوبي خليج فارس مي رويد و گزارشي از مسموميت شتران به آن رسيده است اين گياه داراي ماده موثره اي به نام سيس كويترپن لاكتونز SES QUITERPEN LACTONES است . Wernary وهمكارانش (1992) گزارش نمودند كه در آوريل سال 1989 تعدادي از شتران مسابقه در امارات عربي متحده كه از گياه افيون ايو چري خورده بودند ، بيمار شده و 6 نفر از اين شتران عليرغم درمانهاي وسيع و گسترده در اثر مسموميت تلف شدند .آزمايشات هيستولوژيكي پس از مرگ نشان دهنده خونريزي هاي متعدد داخل لوبول هاي كبدي به همراهي نكروز سلول هاي كبدي بود . در تجزيه شيميائي نيز عامل مسموميت حيوانات كه ماده سيس كويترپن لاكتونز مي باشد جدا گرديد .

6- تريماتومينتوسا TREMATO MENTOSA :

گياهي سمي است كه در استراليا مي رويد نام ديگر آن POISON PEACH است و يك مورد گزارش مسموميت شتر به آ ن موجود است .

TRUEMAN POWELL ( 1991) گزارش نمودند كه سه نفر از پنج نفر شتران يك كوهانه سيرك در خلال چند روز بيمار شده و تلف شدند . علت مرگ مسموميت تشخيص داده شده و حيوانات فوق الذكر همگي در منطقه اي مشغول به چرا بودند كه تعدادي از گياهان سمي شناخته از آن جمله POISON PEACH در آن منطقه ديده شده بود وبررسي هاي به عمل آمده نشان داد سه شتر مسموم شده مقادير فراواني از گياه سمي مذكور را تناول كرده بودند .

آزمايش هاي پس از مرگ دو حيوان نشان دهنده خونريزي زير جلدي در بالاي سينه و شكم ، و هم چنين خونريزي پتشي در زير لايه سروزي شكمبه ، شير دان و دودنم و نيز پر خوني در كبد و كليه ها بود .

آزمايش هاي هيستولوژيكي كبد يكي از شتران نشان دهنده نكروز دلمه اي حاد در اكثريت سلول هاي كبدي همراه با خونريزي شديد بود . تاريخچه علايم بيماري و پاتولوژي همه نشان دهنده مسموميت با POISON PEACH و بروز علايم شناخته شده مسموميت كبدي با گلوكوزيد تيرماتوكسين LYCOSIDE TOREMATOXIN است .

7 – لانا lana bushes

گياهي سمي است كه معمولاً در چراگاه ها ومراتع مناطق مرطوب مي رويد . اين گياه در برخي از مناطق شبه قاره هند ودر دشت هاي ممتد بين رودخانه گالوم وأندس در كشور پاكستان و ناحيه گنگا نگار ايالت راجستان هندوستان به وفور ديده مي شود . اين گياهان در طي دو ماه آوريل ومي شكوفا شده وخوردن آن از طرف شتر باعث مسموميت شديد شتران مي گردد . شترهاي مسموم دچار بي حالي شده وقدرت بلند شدن را نداشته و دچارفلجي پاها ولاغري وسپس اسهال شده ودر آخرين مراحل مسموميت تلف مي شوند . در هنگام ظهور علايم بيماري ، درمان بي فايده خواهد بود . شترها معمولاً در سنين پايين يعني از يك سالگي تا سن پنج سالگي ممكن است كه دچار مسموميت با اين گياه شوند به همين علت بايد از چراي شترها در مراتعي كه گياه سمي مذكور در آن جا وجود دارد ، خودداري نمود . گفتني است كه شترهاي بيش از پنج ساله كمتر علايم مسموميت با اين گياه را از خود نشان مي دهند ( الزبيدي 1995 ) .

درمان شناخته شده اي براي بيماري موجود نيست . كره شترها وشترهاي جواني كه قبل از پنج سالگي از مراتع لانا خارج مي شوند به اين بيماري مبتلا نخواهند شد . شترهاي مسني كه به مراتع لانا وارد مي شوند اگر بقيه عمر خود را در اين مراتع سپري كنند نه به ضعف ونه به فلجي مبتلا خواهند شد . منتهي چريدن در اين مراتع باعث خواهد شد كه شترهاي هفت سال به بالا هنگام كارهاي سخت لاغر شوند .

8- مسموميت قارچي FUNGIAL POISON :

تغذيه شتران با علوفه كپك زده مي تواند باعث حدوث مسموميت حاد و يا مزمن در حيوانات گردد. كپك ها معمولاً روي گياهان زنده و يا روي محصولات انبار شده رشد مي كنند . كپك هايي كه روي علف هاي انبار شده تشكيل مي شود : اسپرژيلوس پني سيليوم ، سيديوم ، موكور و فوزاريوم مي باشد .

هر يك از قارچ هاي فوق الذكر داراي ماده موثره معيني است كه از همه خطرناك تر، زهرابه اي به نام افلاتوكسين است كه توسط اسپرژيلوس ها توليد مي شود و يك گزارش از مسموميت شتران امارات متحده عربي با افلاتوكسين رسيده است .

OSMAN ABDEL- GADRER ( 1991) در امارات متحده عربي شاهد وقوع مرگ و مير در تعدادي از شتران در طي ماههاي ژولاي و سپتامبر سال 1990 در منطقه العين بودند . مطالعات اوليه آزمايشگاهي و اپيدميولوژيكي نشان داد كه اين حالت در پي تغذيه با مواد آلوده به كپك رخ داده است . آنان مجموعاٌ 53 نمونه از سرم شتران را جمع آوري نمودند كه 16 نمونه از حيواناتي جمع آوري گرديد كه توانسته بودند افلاتوكسيدوز را تحمل كنند و 37 نمونه از شتراني جمع آوري گرديد كه ظاهرا ً سالم بودند و تمامي اين نمونه ها جهت بررسي مقدار افلاتوكسين مورد آزمايش قرار گرفتند . تمامي 16 نمونه تهيه شده حاوي افلاتوكسين به ميزان 5 تا 50 NG/ML بوده اند و تعداد 28 نمونه از مجموع 37 نمونه تهيه شده حاوي افلاتوكسين به ميزان 2تا 12 PG/ML بوده اند .

LEESE ( 1921) اظهار مي دارند كه در مواردي شاهد كوري موقت و يا حتي كوري دائم شتر نتيجه تغذيه با علف خشك كپك زده است .

درمان : SINGH / VASHISHTA ( 1977) معتقدند كه بايستي به شتر مبتلا نوعي مسهل خورانيد و آن را از آسيب هائي كه ممكن است هنگام كوري موقت اتفاق افتد حفظ كرد . تجويز يك كيلوگرم سولفات منيزيم خوراكي به عنوان مسهل و 30 ميلي گرم استريكتين زير جلدي روزانه تا بهبودي كامل شتر امري اجتناب ناپذير است .

منابع مورد استفاده :

1 . بيماري هاي شتر ـ تأليف ام اس واشيستا ، آر پي سينگ ، ترجمه دكتر احمد عريان ، چاپ اول شهريور ماه 1362 ، واحد آموزش كميته كشاورزي جهاد سازندگي .

2 . شتر وپرورش آن ـ تأليف : دكتر محمد مصطفي شكري ، ترجمه دکتر احسان مقدس ، چاپ اول 1376 ، انتشارات نوربخش .

3 . الجمل العربي ـ تأليف الدكتور علي جواد الزبيدي ، الطبعه الاولي 1995 ، شركة المطبوعات للتوزيع والنشر ، بيروت ، لبنان .

4 . حكمتي و همكارانش (1357) : بررسي كشتارگاهي عوارض حاصله از اجسام خارجي وتعيين ميزان درصد اجسام فلزي موجود در شكمبه ونگاري شتر ، تهران ، مجله دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران سال 34 ، (1 ) ، صفحات : 9 ـ 29 .

5 . محمد منتصر العاني (1990 ) : الابل وامراضها في العراق – مداولات الموتمر الدولي حول تنميه وتطوير الابل – طبرق ليبيا ص 311 – 321 .

6 . Balis Richard (1977 ):Revue d elevage et de madecine veterinaire des pays tropicaux 30 , 369 .

7. Boever Rush (1975) : Vet . Med .and smal .Anim .Clinician 70,1190 .

8 .CROSS PATEL (1921 ): cited by singh vashishta (1977)

9. Delavenay,R.P (1978) : Revue d elevage et de medecine veterinaire des pays tropicaux 31, 171.

10 . Leach(1961 ): J . comp .path . Ther . 71 : 109 .

11 .Leese(1927) : A Treatise on the One – humped Camel in Health and in Disease . stamford : Haynes Son.

12 . Leonard(1894): The Camels Its Uses and Management . London : Longmans , Green Co.

13 . OSMAN ABDEL- GADRER (1991) : Survey of total aflatoxin in camel sera by enzymelinked immunosorbent assay ( ELISA) .Mycotoxin Research 7 :35 -38 .

14 . Petrovskii Khamiev (1977 ) : Byulleten Vsesoyuznogo instituts eksperimental noi veterinarii , 31 , 50

15 . Said ,A.H ( 1963) : Veterinary Record 75 , 966 .

16 . Schillnger Rottcher (1984) :International Foundation for Science , Report No : 7 .

17 . Singh Vashishta (1977): Disease of Camels , india six seas , hyder abad .

18 . Schillinger, et . al (1982) : Nairobi cluster , 7- 8 th June 1982.

19 . Tager Kagan , et. al(1989) : Revue d Elevage et de Medecine veterinaire des pays Tropicoux

42 ( 1) 55 – 61

بيماري هاي قارچي شتر

مقدمه :
بيماري هاي قارچي در ميان شترهائي كه در محيط هاي خشك كويري زندگي مي كنند كمتر گزارش شده است زيرا كه در چنين محيط هائي كاهش شديد رطوبت محيط وتابش مستقيم آفتاب وبالا بودن دماي محيط وپراكندگي شترها باعث كاهش تماس بين شترهاي آلوده وشترهاي سالم مي گردد . اما به هرحال اين گونه بيماري ها در محيط هاي غير صحرائي ومعتدل در بين شترها گزارش شده است وما در اين جا به بررسي بيماري هاي قارچي گزارش شده در شتر مي پردازيم :

بيماري درماتوفيتوز ( كچلي Ring Worm ) Dermatophytosis :

بيماري قارچي واگيري است كه عرب ها به آن « داء القرع » مي گويند . اين بيماري همه حيوانات اهلي واز آن جمله شترها را مبتلا مي سازد . اين بيماري به انسان نيز منتقل مي گردد . تمامي حيوانات اهلي به اين بيماري حساس هستند وقارچ ها در تمامي مناطق دنيا پراكنده مي باشند .در شترها بيماري با ظهور جراحاتي دايره اي شكل بر روي پوست ، همراه با پوسته ضخيم وخالي از مو مشخص مي شود .
اين بيماري معمولاٌ شترها را در سن كمتر از سه سالگي مبتلا مي كند وهمان طور كه ذكر شد با جراحاتي دايره اي شكل مشخص مي شود كه قطرآن ها بين يك تا دو سانتي متر است ودر جاهاي مختلفي از بدن مشاهده مي گردد وبيشتر بر روي سر ، گردن ،شانه ها ، پاها وپهلوها ديده مي شود .

عامل مسبب بيماري :
گونه هاي مختلفي از تريكوفيتون ها Trichophyton spp معمولاٌ عامل مسبب بيماري مي باشند . البته گزارش هاي ديگري نيز وجود دارند كه عامل مسبب بيماري در شتر را ميكروسپورم Microsporum مي دانند .
بيش از 28 گونه تا كنون شناخته شده است كه مي توانند بيماري درماتوفيتوز را در حيوانات مختلف به وجود آورند ، كه اين عوامل بيماري زا را مي توان در دو گروه عمده تريكوفيتون ها و ميكروسپورم ها دسته بندي كرد .

جدول شماره 1 : قارچ هاي جدا شده از جراحات قارچي شتران

درماتوفيتوز

محققين

تريكوفيتون ويروكوزوم

Curasson (1947)

Nasser(1969)

Torky & Hammad (1981)

EL- Kader (1985)

EL- Tamavy et al.(1988)

Mahmoud (1993)

Fadelmula et al . (1994)

Abouzaid (1995)

تريكوفيتون منتاگروفيتس

Refai & Miligy (1968)

Kuttin et al . (1986)

Mahmoud (1993)

تريكوفيتون شوئن لايني

Kamel et al . (1977)

Chatterjee et al . (1978)

Al Ani et al . (1995)

تريكوفيتون سركيسووي

Ivanova &  Polyakov (1983)

تريكوفيتون دانكالينسي

Dalling et al .(1966)

ميكروسپوروم ژيپسوم

Boever & Rush (1975)

Kamel et al . (1977)

Fischman et al  .(1987)

Mancianti et al . (1988)

Gitao et al . (1998)

ميكروسپوروم  كانيس

El – Kader ( 1985)

El – Tamavy et al . (1988)

Abou Zaid (1995)

ديگر گونه ها

اسپروتريكس شنگه ئي

Curasson (1947)

كانديدا البيكانس

غير منتشره

پنسيليوم  ويناسيوم

انواع اپسيدو روتيوم

انواع اپسيدو اراشينيتوس

انواع اليس چيريا

ميسيليا استيرلي

Singh & Singh (1969)

كريپتوكوكوس نئوفورميس

Ramadan et al .(1989)

كريزوسپوريوم

Mahmoud (1993)

( جدول به نقل از Wernery & Kaaden ( 2002) )

تصوير شماره 1 : تصاوير قارچ ميكروسپوروم وقارچ تريكوفيتون واختلاف ميان آن دو
( به نقل از Wernery & Kaaden ( 2002) )

Boever & Rush ( 1975 ) در آمريكا ذكر نمودند كه شاهد بروز جراحاتي محدود همراه با پوسته ريزي وريزش پشم در شتر ماده يك كوهانه اي بودند كه محل ضايعه روي شانه ها ودست ها قرار داشته است وعامل مسبب بيماري قارچ « ميكروسپوروم ژيپسئوم » M. gypseum بوده است .
Dalling ( 1966 ) گزارش نمود كه بيماري كچلي با عامل مسبب « تريكوفيتون دانكالينسي » T.dankaliense به صورت شايعي در بين شترهاي شمال سومالي مشاهده شده است .
Chatterjee وهمكارانش ( 1978 ) توانستند «تريكوفيتون شوئن لايني » T.Schoenleini را از يك شتر سيرك در كلكته هند جدا نمايند وشاهد بروز جراحات وسيع وپيشرفته ، خارش شديد وريزش پشم در اين حيوان بودند وجراحات بيشتر بر روي كوهان ، گردن وكپل هاي حيوان وجود داشت وموي شتر بيمار در برابر اشعه « وود» فاقد فلورسانس بوده است .
در شوروي سابق Khamiev (1982 )گزارش نسبت ابتلائ بالائي را به بيماري كچلي با عامل مسبب تريكو فيتون در ميان شترهاي دو كوهانه و يك كوهانه داد. وي مشاهده نمود كه نسبت ابتلا در ماده شترها بالا بوده و به حدود 77% مي رسيد در حالي كه نسبت ابتلا در شترهاي نر در حدود 23% بوده است و دوره كمون بيماري در حدود 8 الي 30 روز بوده است و بيماري در شترهائي كه بيش از 4 سال سن داشتند مشا هده نشده است.
Nasser (1969 )گزارش نمود كه ” تريكوفيتون وروكوزوم ” T.Verrucossum عامل مسبب بيماري كچلي در شترهاي مصري بوده است. در حالي كه(1975) Kotin & Paimer در طي بررسي هاي خود در باره ابتلاي قارچي حيوانات اهلي و پرندگان، توانستند “تريكو فيتون منتاگرو فايتس ” T.Mentagrophytes را از دو نفر از شترها جدا نمايند.
Khamiev (1979 )درطي بررسي هاي خود درباره بيماري كچلي شتر ثابت نمود كه عامل مسبب بيماري “تريكو فيتون وروكوزوم ” بوده است.
Sarkisov و همكارانش(1989) اقدام به بررسي بيماري كچلي در شترهاي جوان يك كوهانه و دو كوهانه در شوروي سابق نمودند و اظهار كردند كه يكي از عوامل مسبب بيماري در ميان شترهاي شوروي “”تريكو فيتون سركيسووي T.Sarkisovii ميباشد كه اين گونه از تريكو فيتون ها در سال 1983 كشف گرديد.
EL_Timawy و همكارانش (1988) در مصر اقدام به اخذ 200 نمونه از مو و پوست 200نفر شتر مصري مبتلا به بيماري كچلي نمودند و پس از كشت نمونه ها بر روي محيط «سابورود دكستروز آگار» توانستند گونه هاي متفاوتي از تريكوفيتون و ميكرو سپوروم ها را جدا نموده و شناسائي نمايند كه اين ها عبارت بودند از :14 مورد تريكوفيتون (7%)،8 مورد تريكوفيتون منتا كروفيتس (4%)، 6 مورد ميكروسپوروم كانيس (3%)، 4 مورد ميكروسپوروم ژيپسئوم M.gypseu .آنها همچنين توانستند كه تريكوفيتون تريستري T.Terrestre را از 15 % شتر هاي سالم نيز جدا كنند و نتايج آزمايش 100 نمونه خاك تهيه شده از محل سكونت اين شتر ها نمايانگر وجود 16 مورد تريكوفيتون تريستري و 10 مورد ميكروسپوروم ژيپسنوم يوده است.
Abdurahman&Borbstein (1991 )اظهار مي دارند كه بيماري كچلي از بيماري هاي شايع در بين شترهاي سومالي است.
Khamiev (1982)اظهار مي دارد كه عدم رعايت اصول بهداشتي در مراكز نگهداري و پرورش شترها باعث وقوع اين بيماري در بين آن ها مي گردد.بيماري از طريق تماس مستقيم و يا غير مستقيم بين حيوانات سالم و بيمار منتقل مي گرددو قارچ ها معمولا پوست را مورد حمله قرار مي دهند و باعث ايجاد جراحاتي دايره اي شكل بر روي مناطق مختلفي از بدن مي گردند و گاهي نيز ممكن است كه قارچ به زير جلد راه يافته و باعث ايجاد حساسيت در منطقه گشته و زوائدي در مناطق بدون مو ايجاد نمايد.

مركز مقالات كشاورزي كشاورز تنها