لزوم انجام هرس زمستانه در درختان پسته قبل از محلولپاشی با روغن ولک 

 

یکی از ارقام درختان پسته که #نیاز_سرمایی بالایی دارد و کاندید اصلی ما برای محلولپاشی است رقم پسته #اکبری است. این رقم دارای یک ویژگی منحصر به فرد است. رقم #اکبری بر روی شاخه هایی که یکساله و دوساله هستند تولید شاخه های جانبی میکند که اندازه ی نسبتا کوچکی دارند کمتر از ۵ سانتی متر و فاقد جوانه ی گل هستند و تنها به یک جوانه ی برگ ختم می شوند. این شاخه ها در سایر درختان میوه دانه دار اصطلاحا #دارد (#Dard) گفته می شوند. به شخصه این شاخه ها در درختان پسته را معادل با #دارد می دانم. این شاخه های کوچک و بدون بار در درختان واریته #اکبری به فراوانی شکل میگیرند که در نظر عموم کشاورزان به #ناخنک هم مشهور هستند. یکی از اصول مهم مدیریتی درختان پسته حذف این شاخه ها یا حذف ناخنک هاست که باید انجام شود و ۱۰۰ درصد ناخنکهای روی شاخه های دوساله و بیش از ۷۰ درصد ناخنک های روی شاخه های یکساله حذف می شوند. توصیه می شود برای اعمال اثر بیشتر ترکیباتی مانند #روغن_ولک حذف #شاخه های معادل #Dard یا ناخنک قبل از روغن پاشی صورت پذیرد با احترام محمد جواد میمندی

آستانه مصرف  روغن_ولک در باغات پسته بر حسب واحد نیاز_سرمایی تامین شده

آستانه مصرف  روغن_ولک در باغات پسته بر حسب واحد نیاز_سرمایی تامین شده

  1. یکی از مواردی که در استفاده از تیمارهای القاء مصنوعی سرما به آن توجه نمی شود دمای آستانه برای انجام عملیات روغن پاشی یا ترکیبات مشابه است. در مورد درختان پسته تا زمانی که ۰٫۶۶ نیاز سرمایی به صورت طبیعی تامین نشود کاربرد هر ترکیب مصنوعی مانند #روغن_ولک با تیمار عدم کاربرد آن تفاوتی نمیکند و نتیجه ای در بر ندارد. بنابراین در مورد کاربرد روغن های زمستانه توجه به این نکته ضروری است که سرمای تامین شده توسط مدلهای کارامد مانند مدل #یوتای بهینه شده محاسبه شود و روزی که عدد سرمایی تامین شده به دامنه ی اشاره شده رسید تیمار #روغن_ولک اعمال شود. حساسیت این موضوع به گونه ای است که اگر چند روز قبل از رسیدن به این آستانه روغن پاشی انجام شود موفقیت حاصل نخواهد شد و محرک های داخلی درخت واکنش مناسبی نمی دهند. گلدهی در درختان پسته تنها در صورت واکنش مناسب مریستم گل به محرک های داخلی و خارجی اتفاق می افتد که باید هر دو مورد توجه قرار داده شوند. کاربرد #روغن_ولک در مناطقی که با مشکل تامین سرمای زمستانه روبرو هستند کاملا حرفه ای است از مصرف خودسرانه در تاریخ های غیرعلمی و محاسبه نشده خودداری فرمایید . بمحمد جواد محمودی 

استفاده از هیدروژن سانید

کی از ترکیبات بسیاربسیار کارامد در شرایط عدم تامین نیاز سرمایی در باغات پسته هیدروژن_سانید است. در سالهای با پاییز و زمستان گرمتر کاربرد ترکیباتی با القاء مصنوعی نیاز سرمایی ضروری است و ما میبینیم متاسفانه طی دو سال گذشته شاهد عدم تامین نیاز سرمای زمستانه به طور محسوس در غالب مناطق پسته کاری کشور بوده ایم. در سال جاری انشالله به استفاده از #هیدروژن_سانید در باغات پسته به صورت تجاری اقدام خواهیم کرد. از آنجایی که کاربرد این ترکیب بسیار تخصصی و نیازمند تخصص و رعایت اصول و موازینی است از کاربرد خودسرانه این ترکیب به جد پرهیز شود. این تیمار باید در حضور کارشناسان مجرب انجام شود. استفاده از این ترکیب در باغات ارقام #اکبری و #چروک الزام اور است. شرایط ایزوله ی اپراتور تراکتور و نیروی انسانی، استفاده از پوشش پلی اتیلن در حین انجام تیمار و کاربرد ترکیب و عدم ورود نیروی انسانی تا ۷۲ ساعت بعد از تیمار #هیدروژن_سانید به باغ از مهمترین اصول ایمنی استفاده از این ترکیب ارزشمند هستند. با احترام فراوان محمد جواد محمودی میمند

گموز (انگومک)

گموز (انگومک)

یکی از مهمترین بیماری های خاکزاد است که درختان پسته مناطق پسته خیز کشور راتهدید می کند. عامل این بیماری قارچی میکروسکوپی است که در محل تماس بیشتر آب یا رطوبت با تنه درخت در زیر پوست آن ساکن شده و شروع به اضمحلال بافت های تنه درخت می کند. این بیماری اغلب در باغ هایی که خاک آنها دارای بافت سنگین (رسی) یا نیمه سنگی است بیشتر مشاهده می شود.عامل این بیماری باعث خشکیدگی درختان در باغ های پسته که ظاهرا بدون هیچ دلیلی و در حالی که برگ هایش سبز خشک شده اند در مدت نسبتا کوتاهی رخ می دهد ، می شود. چنین اتفاقی می تواند برای درختان مجاور این درختان و یا در ردیف های دیگر همان باغ رخ دهد.

این بیماری درخت رادر تمام سنین تهدید می کند و خشک شدن درخت ، بسته به سن درخت و مقاومت درخت در برابر بیماری متفاوت است درختان جوان نسبت به درختان مسن آسیب پذیری بیشتری در برابر این بیماری دارند. باغاتی که طوقه آنها زیر خاک قرار دارد و همچنین آّ هنگام آبیاری به طوقه آنها راه پیدا می کند بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند.

چندین گونه از قارچ فتیوفتورا Phytophthora spp
?علائم بیماری

۱٫کاهش پوشش برگی

۲٫ ضعف و زوال درختان

۳٫ سبز خشکیدگی درختان

۴٫ تغییر رنگ و فساد در پوست و قسمتی از چوب ناحیه طوقه همراه ترشحقطره های صمغ سیاه
کنترل بیماری

مبارزه غیر شیمیایی :

۱٫کنار زدن خاک اطراف طوقه درخت تا ناحیه انشعاب ریشه های اصلی

۲٫ جلوگیری از تماس آب با طوقه درختان

۳٫ اصلاح بافت و سبک تر کردن بافت خاک باغات آلوده

مبارزه شیمیایی :

۱٫برداشتن بافت های آلوده تا مشاهده بافت های سالم و ضدعفونی با مخلوط بردو یا قارچ کش اکسی کلرورمس بانسبت ۱۰ در هزار

۲٫پاشیدن محلول فوزتیل آلومینیوم روی شاخ و برگ درختان آلوده با دوز ۳ در هزار از نیمه اردیبهشت تا نیمه خرداد سه مرتبه با فاصله ده روز

?پاشش قارچ کش آلیت بایر یا پریویکور انرژی بهترین راه مبارزه با گموز برای پسته است

آفتاب سوختگي وگرمازدگي پسته در زمان رشد مغز

شدت تابش نور خورشيد و افزايش دما بيشتر از حد تحمل گياه در زمان رشد سريع مغز، سبب ايجاد عارضه آفتاب سوختگي روي ميوه مي گردد. جنين اكثر ميوه هايي كه دچار آفتاب سوختگي مي شوند، سقط شده و اين ميوه ها بصورت پوك و نيمه مغز در زمان برداشت مشاهده مي گردند. علاوه بر آن  سلول هاي بافت پوست سبز و گاهاً پوست استخواني ميوه از بين رفته و در قسمتي از ميوه كه در معرض تابش شديد نور خورشيد قرار گرفته است، حالت نكروزه و سياه رنگ ديده
مي شود. ارقام مختلف پسته حساسيت هاي متفاوتي به عارضه مذكور دارند. در بين ارقام تجاري پسته، ممتاز حساس ترين  و رقم اكبري مقاوم ترين رقم به اين عارضه مي باشد.
عوامل موثر بر شدت آفتاب سوختگي و گرمازدگي

شدت و طول مدت تابش نور خورشيد و افزايش دماي محيط
شدت تابش نور خورشيد در عرضهاي جغرافيايي
پايين تر بيشتر است، بنابراين هرچه به خط استوا نزديكتر شويم شدت تابش خورشيد بيشتر می شود. مدت زياد تابش نور خورشيد مخصوصا بطور عمودي باعث افزايش دما و افزايش طول مدت در معرض دماي بالا قرارگرفتن اندام هاي گياهي مي گردد. همانطور كه مشخص است، خورشيد باعث گرم شدن زمين و در نتيجه افزايش دماي هواي مجاور خاك مي گردد.
رطوبت نسبي پايين و كم بودن پوشش گياهي در سطح باغ
با افزايش دما و كاهش رطوبت خاك و وزش بادهاي گرم و خشك، رطوبت نسبي هوا به شدت كاهش يافته بنابراين ظرفيت جذب رطوبت هوا افزايش مي يابد. اين حالت باعث تبخير و تعرق زياد در باغات پسته شده و از دست دادن آب گياه افزايش مي يابد، بنابراين گياه تحت تنش خشكي و كم آبي قرار مي گيرد. پوشش گياهي سطح باغ به علت تعرق گياه سبب افزايش رطوبت نسبي محيط باغ شده و از درجه حرارت باغ تا حدي كاسته مي شود.
ضخامت كم پوست سبز و پوست استخواني در اثر عوامل ژنتيكي و تغذيه اي
هرچه ضخامت پوست سبز و پوست استخواني كمتر باشد، هدايت گرما به داخل ميوه و جنين زودتر صورت گرفته و خسارت بيشتري به جنين در حال رشد در داخل ميوه وارد مي شود. بعضي از ارقام،  مانند رقم ممتاز بطور ژنتيكي داراي پوست سبز و پوست استخواني نازكتري در مقايسه با ساير ارقام هستند، بنابراين خسارت آفتاب سوختگي در آنها بيشتر است. ضخامت پوست استخواني اهميت به مراتب بيشتري نسبت به ضخامت پوست سبز دارد. تغذيه نامناسب بخصوص كمبود كلسيم سبب كاهش ضخامت و استحكام پوست استخواني شده و ميزان خسارت آفتاب سوختگي را افزايش مي دهد.
عدم انجام هرس فرم
در خاك هاي فاقد پوشش گياهي، هرچه ميوه ها به سطح خاك نزديكتر باشند، خسارت ناشي از افزايش دماي بالا و سقط جنين بيشتر است. بيشترين جذب انرژي گرمايي توسط سطح خاك صورت مي گيرد. اين حالت هنگامي كه از ماسه بادي در سطح خاك استفاده شده باشد به مراتب بيشتر است. بنابراين افزايش دماي خاك باعث افزايش دماي هواي مجاور خاك شده و به ميوه هاي مجاور خاك انتقال مي يابد و سبب افزايش سقط جنين مي شود.
انجام هرس فرم سبب فاصله گرفتن شاخه هاي ميوه ده از سطح زمين شده و خسارت آفتاب سوختگي كاهش مي يابد. در صورتيكه هرس به درستي انجام شود شاخه هاي ميوه ده در داخل تاج درخت نيز بوجود مي آيند و از تابش مسقيم نور خورشيد بر روي ميوه ها جلوگيري مي شود. در صورت عدم هرس مناسب، نقاط ميوه ده در حاشيه بيروني سايه انداز و در معرض تابش مستقيم نور خورشيد قرار مي گيرند. در صورت عدم انجام هرس مناسب، به علت غالبيت انتهايي جوانه انتهايي، شاخه هاي طويل و پر رشد با قطر كم و با تعداد شاخه جانبي كم به وجود مي آيد، بنابراين در اين شاخه ها، با شروع رشد مغز به سنگيني خوشه ها اضافه شده و در اثر سنگيني انتهاي شاخه ناشی از وجود محصول، شاخه به طرف زمين خم مي شود. اين تغيير مكان شاخه سبب قرار گرفتن شاخه ها در معرض  هواي گرم مجاور خاك و تابش مستقيم خورشيد بر ميوه هايي می شود كه قبلاً در سايه قرار داشتند و ميزان آفتاب سوختگي افزايش مي يابد. خسارت در ميوه هاي كه بطور ناگهاني در معرض تابش مستقيم نور خورشيد قرار مي گيرند به مراتب بيشتر از ميوه هايي است كه از همان زمان تشكيل در معرض تابش خورشيد بوده اند. بنابراين در شاخه هايي كه در اثر سنگيني محصول خم مي شوند، خسارت آفتاب سوختگي بيشتر است.1
خشكيدگي سرشاخه و هرس شديد
خشكيدگي سرشاخه در اثر ضعف درخت و بيماريها سبب از بين رفتن شاخ و برگ شده و سبب مي شود كه شاخه هاي مجاور در معرض تابش مستقيم خورشيد و در نتيجه آفتاب سوختگي قرار گیرند. هرس نابهنگام و شديد نیز باعث می شود  ميوه هايي كه قبلاً در سايه قرار داشتند، در معرض نور شديد خورشيد قرار گيرند.
عدم رعايت جهت مناسب رديفها و فاصله درختان
همانطور كه قبلا گفته شد، بيشترين افزايش دما در سطح خاك بدون پوشش گياهي اتفاق مي افتد. در صورتيكه فاصله بين درختان روي رديف كم باشد و رديف هاي باغ در جهت وزش باد غالب قرار نداشته باشند، فاصله نزديك به هم درختان اجازه ورود باد به باغ و جابجايي هواي بسيار گرم سطح خاك را نداده بنابراين هواي گرم مجاور خوشه خسارت آفتاب سوختگي را تشديد مي كند. همچنين رديفهاي شرقی – غربي بيشترين نور را دريافت مي كنند و ميزان آفتاب سوختگي در ميوه هاي قسمت جنوبي درخت بيشتر است. خسارت آفتاب سوختگي در رديفهاي شمالي- جنوبي به علت دريافت نور كمتر، كاهش مي يابد.
خسارت آفات
خسارت آفاتي نظير سن هاي زيان آور پسته باعث صدمه ديدن پوست سبز و پوست استخواني ميوه شده و حساسيت به آفتاب سوختگي را افزايش مي دهند.

2
افزايش دور آبياري، آبياري نامنظم و تنش آبياري
افزايش دور آبياري، همچنين آبياري نامنظم و تنش آبياري خصوصا در زمان پركردن مغز، باعث كاهش رطوبت خاك شده و در نتیجه ميزان جذب آب توسط ريشه ها كاهش مي يابد. بنابراين در زماني كه نياز به جذب آب بيشتر جهت انتقال مواد غذايي از خاك مي باشد، اين كار با كندي صورت مي گيرد.
با توجه به محدود شدن جذب آب و مواد غذايي، به بسياري از ميوه ها آب و مواد غذايي كافي جهت ذخيره در مغز ارسال نمي شود كه اين حالت سبب از دست دادن شديد آب در اثر تبخير و تعرق شده و چون آب از دست رفته ميوه جايگزين نمي شود، مرگ سلول ها و نهايتا سقط جنين اتفاق می افتد.
بيماريهاي پسته
بيماري گموز سبب از بين رفتن آوندهاي آبكش در محل طوقه شده، بنابراين انتقال مواد غذايي ساخته شده به ريشه ها صورت نمي گيرد. فقر مواد غذايي ريشه سبب كاهش كار آيي آنها برای جذب مواد غذايي از خاك شده و رشد رويشي و زايشي تحت تاثير قرار می گیرد.
اين حالت باعث ضعف در جذب مواد غذايي توسط ميوه شده و ميوه ها داراي اندازه كوچكتر و پوست استخواني نرمتر و نازكتر می شوند و همچنين به دليل كاهش سطح و تعداد برگ در درختان آلوده، ميوه ها بيشتر در معرض تابش مستقيم نور خورشيد قرار گرفته و عارضه آفتاب سوختگي تشديد مي گردد.
بيماري نماتد مولد غده ريشه نيز باعث اختلال در جذب موادغذايي و آب از خاك شده و عوارض مشابهی ایجاد می کند.

3
بازتاب نور خورشيد از خاكهاي شور و براق
تمام عواملي كه بازتاب تشعشعات خورشيدي را بيشتر نمايد عامل تشديد كننده آفتاب سوختگي هستند. بازتاب نور خورشيد از سطح خاك، باعث مي شود كه نور منعكس شده به قسمت هاي زيرين ميوه ها كه داراي حساسيت بيشتري به آفتاب سوختگي هستند، برخورد كرده و عارضه آفتاب سوختگي تشديد گردد. در مواردي كه سطح خاك به علت شوري، براق و سفيد رنگ باشد به علت بازتاب تقريباً كامل انرژي تابشي خورشيد، سوختگي روي دانه هاي پسته ايجاد مي شود.
سميت سديم و قليائيت خاك
در باغ هايي كه ميزان سديم و يا قليائيت خاك بيشتر است، به علت ايجاد اشكال در جذب آب و مواد غذايي، بخصوص عنصر كلسيم، پديده آفتاب سوختگي شديدتر ديده مي شود. به علت اينكه قليائيت خاك بصورت لكه اي در باغ ديده مي شود، تشديد عارضه آفتاب سوختگي نيز به شكل لكه اي ديده مي شود.

4
سم پاشي يا محلول پاشي
سم پاشي و يا محلول پاشي در ساعات گرم و آفتابي، عارضه آفتاب سوختگي را تشديد مي كند. وجود قطرات آب بر روي ميوه در زمان تابش شديد نور خورشيد باعث تمركز نور خورشيد بر روي قسمت هاي خاصي از ميوه شده و به دليل گرماي زياد توليد شده، سلول هاي بافت پوست سبز از بين رفته و ايجاد لكه هايي را روي ميوه مي كند.  بنابراين قدرت دفاعي ميوه در آن نقاط كاهش يافته و عارضه آفتاب سوختگي و سقط جنين افزايش مي يابد.
صدمات وارده به پوست سبز
صدمات وارده به پوست سبز ميوه در اثر برخورد تگرگ و يا طوفان شن، باعث از بين رفتن بخشي از سلولهاي پوست سبز شده و حساسيت به آفتاب سوختگي را افزايش مي دهد.
كمبود كلسيم
يكي ديگر از عوامل آفتاب سوختگي مي تواند كمبود كلسيم ناشي از زيادي منيزيم در محلول خاك باشد. ميوه پسته كه داراي بافت استخواني است نياز بيشتري به كلسيم دارد.
درخت ممكن است كمبود كلسيم را در برگ نشان ندهد ولي مقدار كلسيم براي ميوه كافي نباشد. يكي از علائم كمبود كلسيم حساسيت ميوه به آفتاب سوختگي مي باشد. ميوه هاي دچار كمبود كلسيم به آفتاب سوختگي حساستر مي باشند.
بافت سبك خاك
بافت خاك هر چقدر سبك تر باشد، ذخيره رطوبتي کمتری دارد. از طرفي انعكاس نور خورشيد درخاك هاي شني بيشتر است. بنابراين در خاك هاي شني آفتاب سوختگي شديدتر است.
 تشابه علائم آفتاب سوختگي با مسموميت ازت
مسموميت شدید ازت علامتي شبيه به آفتاب سوختگي دارد.
با اين تفاوت كه در مسمومیت ازت از نوك بعضي از دانه ها صمغ بيرون مي زند. بنابراين نباید مسموميت ازت را با آفتاب سوختگي اشتباه گرفت.

HOKMABADI@PRI.IR

استفاده از قارچ کش ها برای کنترل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته

استفاده از قارچ کش ها برای کنترل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری سرخشکیدگی درختان پسته مهمترین بیماری درختان پسته در ایران است. بر خلاف نظرات بسیاری از محققین که بیماری های مهم پسته در ایران را  گموز و بیماری های نماتدی قلمداد می کنند بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته در حال حاضر مهمترین و خسارت زاترین بیماری در درختان پسته است. در این وبلاگ و بقلم بنده بیش از ۵ مقاله در ارتباط با بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته وجود دارد که به خوانندگان توصیه اکید می شود قبل از خواندن این مقاله آنها را مطالعه نمایند. در ژورنال فصلنامه پسته ایران (فصلنامه سابق موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان) نیز مقاله ای بقلم بنده در مورد سرخشکیدگی درختان پسته وجود دارد که به خوانندگان توصیه می شود که آن را بدقت مطالعه فرمایند. در هنگام زمستان و هرس درختان پسته بخصوص درختان اوحدی و کله قوچی اگر نگاهی گذارا به درختان و شاخه ها و سرشاخه ها بیاندازیم بخوبی می بینیم که چقدر درصد بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته بالاست!! تقریبا درختی را نمی توان یافت که درصدی دچار سرخشکیدگی و آبی و بنفش شدن و تیره شدن سرشاخه ها نباشد. اگر چه بارها و بارها گفته شده است که این بیماری یک بیماری کمپلکس است و بیش از ده مورد عامل ایجاد کننده و مستعد کننده در این بیماری وجود دارد. این عوامل متعدد شامل کمبودهای ماکرو میکرو، شوری  سفتی و خاک، آفتاب سوختگی، عامل میکروبی بیماری و….هستند!! بسیاری از افراد و محققین و کارشناسان بر این اعتقادند که عامل میکروبی بیماری که برخی آن را قارچ پسیلومایسز، برخی آن را قارچ ناتراسیا و برخی باکتری و..است. بهر روی اکثر بیماری شناسان گیاهی بر این اعتقاد هستند که عامل بیماری ساپروفیت است. عوامل میکروبی ساپروفیت یا مرده زی عوامل میکروبی هستند که بعنوان عوامل ثانویه محسوب می شوند. عوامل ثانویه یا ساپروفیت زمانی به درخت حمله می کنند که درخت به هر علتی ضعیف شده باشد!! عواملی که موجب تضعیف درختان پسته و احتمال حمله این عوامل ساپروفیت می شوند متعدد هستند از جمله آبیاری ضعیف، کوددهی نامناسب، و کلا مدیریت ضعیف و یا غلط در باغ پسته درختان پسته را ضعیف می کند و ضعیف شدن درختان پسته موجب مستعد شدن درختان به حمله عوامل میکروبی ایجاد کننده خشکیدگی سرشاخه در درختان پسته میشوند!! مدیریت قوی در باغ پسته از جمله آبدهی مکفی، کوددهی مناسب، سم پاشی و محلولپاشی صحیح موجب قوی شدن درختان پسته و غلبه بر بیماری سرخشکیدگی خواهد شد.  یا در بدترین حالت جلو پیشروی و گسترش آن را خواهد گرفت. بیماری براحتی از طریق هرس و ادوات هرس از جمله اره و درختچین از یک درخت آلوده به درخت سالم انتقال خواهد یافت! ضد عفونی ادوات هرس می تواند یکی از راههای جلوگیری از گسترش بیماری باشد. همانطور که من بارها گفته ام مدار با درختان مریض دارای سرخشکیدگی بمراتب بهتر از بریدن اینچنین درختانی و پیوند کردن از نو آنهاست. چون در بسیاری از مناطق پیوند کردن اینچنین درختانی نتنها سودمند نبوده است بلکه بشدت مضر است چون کلا درخت را خواهد خشکاند!! بهر روی یکی از اضلاع و جنبه های مهم بیماری سرخشکیدگی  درختان پسته پاتوژن عامل بیماری یا عامل میکروبی بیماری است که بسیاری آن را پسیلومایسز می نامند و برخی دیگر باکتری و…بهر روی اگر چه ممکن است بروز علایم بیماری  و شدت بیماری کاملا مربوط به پاتوژن بیماری نباشد اما بخوبی واضح است که انتشار بیماری بلاشک از طریق اسپورهای عامل بیماری است. اسپورهای عامل بیماری بوفور در هوای باغ وجود دارند و بمحض ایجاد زخم به هر دلیلی روی پوست درختان بخصوص زخم های ناشی از هرس اسپور عامل بیماری وارد پوست شده و بمرور و با کمک عوامل دیگر بمرور و در طول چند سال کل درخت را از پای در می آورد. بهر روی چه بخواهیم و چه نخواهیم یک ضلع این عارضه یک موجود زنده است و باید با این موجود زنده بمبارزه برخاست اما مبارزه صحیح!! خیلی از افراد استفاده از قارچ کش ها را در باغات پسته رواج داده اند تا کیسه های فروشندگان کود و سم را پرتر کنند!! نمی دانم بر چه اساسی و چه توصیه ای فروشندگان سموم و نهاده های کشاورزی شروع به فروختن قارچکش به کشاورزان نادان می کنند. و این کشاورزان نادان هم بدون توجه به اثرات سو استفاده از قارچ کش ها بصورت دیمی و خودسرانه شروع به استفاده از قارچ کش ها می کنند. شایعات  در مورد استفاده از قارچ کش ها بسیار است. و بسیاری از فروشندگان سموم با این ادعا قارچ کش ها را بدست کشاورزان می دهند که اگر شما از قارچ کش ها استفاده کنید پوست سیاه سرشاخه ها سفید خواهد شد و درختان شما دیگر سرخشکیدگی نخواهد داشت که این ادعاها ادعاهای صحیحی نیست!! استفاده از اکسی کلرور مس بعنوان یک قارچ کش در مورد مبارزه با بیماری سرخشکیدگی درختان پسته بصورت پاشش از طریق سم پاش روی شاخ و برگ درختان اگر چه می تواند تا حدی جلو گسترش بیماری سرخشکیدگی را بگیرد اما اولا قدرت معالجه کنندگی ندارد و بیشتر جنبه پیشگیری دارد و ثانیا استفاده از اکسی کلرور مس می توان موجب آسیب جدی به گره های زایشی و سرشاخه های نازک در  درختان پسته شود!! یعنی با استفاده ناصحیحی و با دوزهای بالای اکسی کلرور مس پتکهای سال آینده در برخی از موارد فرو ریخته اند! بنظر می رسد استفاده از اکسی کلرور مس نتنها راه حل مناسبی نیست بلکه تجربه ثابت کرده که استفاده از این قارچ کش می تواند برای درختان پسته مضر باشد. برای بیماری سرخشکیدگی و مدیریت آن باید نکات بسیاری را در نظر داشت ار جمله هرس، استفاده از قارچ کش ها و باکتری کش ها، مدیریت صحیح باغی. یکی از راه حل های بسیار مناسب در مدیریت و کاهش گسترش بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته استفاده از چسب های باغبانی با کیفیت است. بخصوص بعد از هرس درختان پسته در زمستان مالیدن چسب های هری بر روی سرشاخه های هرس شده و محل های زخم ها در کاهش گسترش و شیوع و پراکنش بیماری بسیار مهم است. چسب های باغبانی ۲ کار مهم را انجام می دهند اول اینکه محل های زخم ناشی از هرس را پوشش می دهند و مانع ورود اسپور عامل بیماری به محل زخم می شوند و دوم اینکه بسیاری از چسب های باغبانی در ترکیب خود دارای دو و حتی تعداد بیشتری قارچ کش و یا باکتری کش هستند و مالیدن آنها نه نتنها به محل زخم های ناشی از هرس بلکه مالش آنها به نواحی آلوده و سیاه شده هم می تواند تا حد زیادی سودمند باشد. ترکیبات قارچ کش و باکتری کش متعددی در دو سه سال اخیر توسط بنده تست شده اند که جواب خیلی خوبی روی کنترل سرخشکیدگی در درختان پسته داشته اند و حتی بصورت کامل موجب قطع گسترش بیماری به درختان سالم شده اند. اینگونه از قارچ کش ها و باکتری کش ها معمولا بر اساس نوع آلودگی باغات پسته فرمول بندی می شود و درصد هر کدام از این ترکیبات و نحوه مصرف آنها مشخص خواهد شد. قارچکش ها و باکتری کش هایی که بنده تست کرده ام اکثرا ترکیبی و دست ساز هستند و هیچ کارخانه ای تولید نمی کند که من بتوانم به کسی ادرس بدهم!!  مسلما استفاده از اینچنین ترکیباتی در کنار مدیریت صحیح باغ می تواند تا حد بسیار زیادی در کنترل بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته موثر باشد. نمی توان کلا استفاده از قارچ کش ها در باغات پسته بمنظور کنترل بیماری سرخشکیدگی را کنار گذاشت. بهر حال پاتوژن و عامل بیماری جزیی از این عارضه است چه ساپروفیت باشد چه پارازیت و چه….بهر روی این یک عامل بیماری و یک موجود زنده ایجاد کننده سرخشکیدگی است و باید برای مبارزه با آن بر اساس نوع پاتوژن اقدام کرد. بهترین راه برای مبارزه این است که ابتدا نمونه برداری از باغ انجام شود و عامل ایجاد کننده شانکر حداقل در حد جنس شناسایی شود و بعدا بر اساس نوع پاتوژن نوع باکتری کش و یا قارچ کش تجویز شود. مسلما بریدن درختان مریض دارای سرخشکیدگی بخصوص در اقلیم و نواحی پسته کاری استان کرمان اشتباهی است بزرگ و باید اینچنین درختانی را معالجه کرد!! باید در پایان یاداور شد که معالجه درختان دارای سرخشکیدگی یک پروسه زمانبر است و با یک سال دو سال نمی توان به نتیجه دلخواه رسید.  به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان!

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

در سالیان اخیر بیماری سرخشکیدگی درختان پسته شیوع بسیار زیادی در درختان پسته پیدا کرده است. قطعا می توان گفت که در کرمان (منطقه اصلی پسته کاری در ایران) بیماری سرخشکیدگی مهمترین و خسارتزا ترین بیماری در درختان پسته محسوب می شود! بیماری های مختلفی  در درختان پسته در ایران وجود دارد (گموز، ورتیسیلیوز، نماتدها و…) اما بیماری سرخشکیدگی درختان پسته مساله بسیار مهمی است و اقلیم پسته کاری های استان کرمان را در معرض نابودی کامل قرار داده است! در این وبلاگ شاید نزدیک به ۱۰ مقاله علمی و تجربی در ارتباط با جوانب مختلف بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته وجود دارد و خوانندگان توصیه اکید می شود که حتما مطالب را بصورت دقیق مطالعه فرمایند!! در واقع بیماری سرخشکیدگی درختان پسته خود مثنوی ۷۰ من است و شاید یک کتاب کامل ۲۰۰ صفحه ای می توان درباره آن نوشت! ارتباط بیماری با هرس، ارقام حساس و مقاوم، مدیریت بهینه زراعی، آفتاب سوختگی، شوری آب و خاک، سفتی خاک، استفاده از قارچ کش ها و باکتری کش ها، تاثیر عوامل محیطی از جمله سرما و گرما، نوع پیوند و پایه!! و دهها مطلب مرتبط با این بیماری که خوانندگان می توانند در لابلای مطالب این وبلاگ در مورد آنها تحقیق لازم را انجام دهند!! ضعف شدید تحقیقاتی در مورد این بیماری بسیار مشهود است و باید یک تحقیق همه جانبه و با بودجه کافی از سوی محققین و مراجع مربوطه انجام شود. شدت بیماری بحدی است که بسیاری از باغات پسته را قطعا در معرض نابودی کامل قرار داده است و باید جزو اولویت های اصلی تحقیقات پسته در ایران باشد!! هنوز بصورت کامل عامل بیماری مشخص نشده است و بسیاری عامل بیماری را ساپروفیت و قارچ و گاها باکتری می پندارند ولی بصورت قطع می توان گفت تنها راه علاج اصلی تقویت درختان و مدیریت بهینه زراعی و باغی است. از طریق مدیریت بهینه باغی که موجب تقویت درختان می شود می توان از بروز بیماری جلوگیری کرد و از شدت آن کاست!! وضعیت این بیماری بحدی وخیم است که نمی توان باغی را در استان کرمان پیدا کرد که به این بیماری مهلک درگیر نشده باشد. این فاجعه زمانی بخوبی مشخص می شود که در هنگام هرس درختان پسته در زمستان نگاهی به شاخه ها و تنه درختان بیاندازیم و ببینیم که تقریبا همه باغات درگیر این بیماری هستند (سرشاخه های بنفش و سیاه رنگ). بسیاری از کشاورزان هنوز عمق فاجعه را دریافت نکرده اند و حداقل شناخت ابتدایی از این بیماری ندارند!! در این مقاله سعی می شود تا بصورت ساده سرخشکیدگی در درختان پسته موشکافی شود هر چند که مطالب ممکن است تا حدی تکراری باشد اما مسلما تکرار این مکررات نیز می تواند تا حد زیادی کمک کننده باشد!! حیف است درختان ۲۰ ساله و ۳۰ ساله در عرض یکی دو سال دچار سرخشکیدگی شوند و درخت کلا نابود شود!! متاسفانه توجه چندانی در مورد این بیماری از طرف مراجع موظف نمی شود و اعمال جاهلانه بسیاری از کشاورزان نیز کار را بسیار بدتر می کند!! شاید مقصر اصلی و مهمترین دلیل این بیماری کشت و توسعه پیوند فندقی باشد. چون این رقم رقمی بسیار حساس به این بیماری است و ظلم بزرگی از طرف برخی به کشاورزان شده است چون بسیاری از کشاورزان بدلیل فروش نرفتن پسته های قرمز پسته و بادامی و ارقام خانواده بادامی در سالیان گذشته مجبور شدند که درختان خود را ببرند و پیوند خود را به فندقی بدل کنند تا فندقی بعنوان رقم اصلی صادراتی پسته ایران باشد!! و این پیوند بهمراه پیوند کله قوچی حساس ترین پیوندها به بیماری سرخشکیدگی در اقلیم پسته کاری استان کرمان هستند!! خوشبختانه ریشه درختان هیچ مشکلی ندارند بلکه این آوندهای آبکش هستند که بدلیل درگیر شدن به قارچ و باکتری درختان نابود شده اند و درختان را به نیستی سوق داده اند!! Canker diseases یا بیماری سرخشکیدگی یک بیماری شایع در بسیاری از درختان چوبی است و در همه درختان مختلف و در همه اقلیم های مختلف وجود دارد و این نیست که این مرض فقط مربوط به پسته باشد بلکه در مورد درختان میوه و حتی درختان غیرمثمر هم سرخشکیدگی بوقوع می پیوندد! بیماری موجب درگیر کردن سرشاخه ها و در موارد پیشرفته موجب درگیری تنه درختان می شود! اگر بخوبی دقت کنیم شروع سرخشکیدگی معمولا از طریق ایجاد زخم روی پوست درختان است. در مورد درختان اوحدی و کله قوچی هر چه هرس کمتر و ملایم تر باشد شدت بیماری کمتر خواهد بود! بیماری یک بیماری تدریجی است بدین صورت که پروسه خشک شدن کامل درختان ممکن است حداقل ۳ سال بطول بیانجامد! انتقال بیماری از درخت سالم به درخت بیمار براحتی از طریق ادوات هرس از جمله درخت چین و اره براحتی امکان پذیر است!! باید خاطر نشان کرد که هر گونه استرس زیستی و غیر زیستی که موجب تضعیف درختان می شود موجب تشدید بیماری سرخشکیدگی می شود بعنوان مثال استرس کم آبی، شوری زیاد، عدم تهویه مناسب خاک، درگیری به نماتدها، درگیری به بیماری گموز، درگیری شدید درختان به آفات از جمله شپشکها، شیره خشک یا پسیل پسته و …..هر گونه عاملی که موجب تضعیف درختان شود باعث تشدید بیماری می شود و هر گونه عملیات باغی مناسب (کوددهی مناسب، آبیاری مکفی، ….)موجب افزایش مقاومت درختان و پس زدن بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته خواهد شد!! گرمای شدید در تابستان و سرمای بسیار شدید در زمستان موجب تشدید بیماری خواهد شد. عدم بالانس مناسب عناصر در خاک موجب تشدید بیماری می شود. آفاتی که موجب تضعیف ریشه می شوند از جمله درگیری به نماتدها و سوسک های ریشه خوار و طوقه خوار بشدت در افزایش شدت بیماری موثرند! استفاده از قارچ کش های مناسب (نه اکسی کلرور مس بی کیفیت و دارای درصد فوق العاده بالای مس) بخصوص بعد از عملیات هرس در کاهش شدت بیماری بسیار موثر است. نکته جالب در مورد این بیماری این است که شدت بیماری وابستگی کامل به درجه حرارت هوا دارد معمولا در اواسط تابستان و بالا رفتن دما به بیش از ۳۰ درجه موجب افزایش شدت بیماری و چند برابر شدن بیماری می شود! اگر بخوبی دقت کنیم سرشاخه هایی که در اثر بیماری سرخشکیدگی می خشکند بالای ۹۰ درصد در اواسط تابستان می خشکند و در فصل زمستان در باغات شاخه هایی را بهمراه برگهایی می بینیم که در تابستان و اوج فعالیت درختان برای پر شدن مغز خشکیده اند!! بنظر می رسد ارقام مقاوم کمی در مورد این بیماری وجود دارد و حتی برخی از ارقام بادامی نیز نسبت به بیماری حساس هستند حتی پیوندهایی مانند رقم ممتاز. خوشبختانه در پایه های بادامی مانند ممتاز اگر هم درخت دچار سرخشکیدگی شود بریدن تنه اصلی درخت موجب حرکت سریع تنه جوش ها و پاجوش ها می شود و ممکن است خسارت جبران شود ولی متاسفانه در مورد ارقام کله قوچی و اوحدی یا فندقی که دچار سرخشکیدگی می شوند به دلایل ناشناخته تنه جوش ها و پاجوش ها رشد آنچنانی ندارند که بخواهد جبران مافات شود!! مدیریت آبیاری در مورد بیماری سرخشکیدگی درختان فندقی بسیار اهمیت دارد هر چه دوره آبیاری در درختان فندقی و کله قوچی بالاتر باشد شدت بیماری بیشتر است!! در مقاله بعدی به علایم و سیکل بیماری و مبارزه خواهیم پرداخت هر چند که برخی از مطالب تکراری هستند اما بنا به وظیفه دوباره گوشزد می شوند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان! بخش دوم

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری شانکر از زخم های بسیار ریز و کوچک روی سرشاخه ها شروع می شود و بمرور این زخم ها روی سرشاخه ها گسترش پیدا می کنند! در واقع اشکال این زخم ها روی پوست سرشاخه ها متنوع است ولی اکثرا این زخم ها بصورت کشیده هویدا می شوند. در حقیقت بافتی که تخریب می شود بافت آوند آبکش درختان یا فلووم است!! نکته بسیار مهم بخصوص در مورد درختان فندقی و کله قوچی این است که تا جایی که امکان دارد باید از ایجاد زخم روی سرشاخه ها  پرهیز کرد و بعد از هرس درختان در فصل زمستان از یک قارچ کش یا باکتری کش مناسب برای تیمار زخم ها سود جست. استفاده از چسب های باغبانی حاوی قارچ کش های موثر نیز در گسترش بیماری بسیار موثر است. در موارد پیشرفته بیماری علاوه بر بافت آوند آبکشی درختان یا phloem بافت آوند چوب یا xylem نیز درگیر این بیماری می شود و کلا شاخه ها متاسفانه می خشکند!! شاید بیش از ۹۰ درصد کشاورزان پسته کار بعد از هرس زخم ها را با قارچ کش و باکتری کش تیمار نمی کنند و این کار بیماری سرخشکیدگی را راحت تر می کند!! معمولا برگهای درختانی که دچار سرخشکیدگی هستند دارای شکل و رشد نرمال نیستند و بمرور در اواسط تابستان برگها بهمراه شاخه ها می خشکند و همانطور که اشاره شد در هنگام هرس در زمستان این شاخه ها بهمراه برگهایی که در تابستان خشکیده اند براحتی روی درختان مشخص هستند!! گاها شاخه هایی که دارای خوشه هستند در تابستان نیز بصورت ناگهانی بدلیل از بین رفتن بافت آوند آبکش می خشکند!! تغییرات رنگ برگها در بیماری سرخشکیدگی درختان پسته جالب است بدین صورت که ابتدا برگها شروع به کم رنگ شدن و زرد شدن می کنند و نهایتا قهوه ای رنگ می شوند. نکته جالب اینجاست که معمولا ایندسته از برگها بسیار محکم روی درختان و سرشاخه های خشکیده شده باقی می مانند و هیچ گونه تغییری در آنها در جهت فرو ریختن در پاییز اتفاق نمی افتد!! واکنش درختان پسته نسبت به سرخشکیدگی جالب است و این واکنش بصورت ایجاد یا ترشح صمغ است. ترشح صمغ از درختان پسته کمی پایین تر از بافت آلوده بمنظور جلوگیری از گسترش بیماری به سایر نقاط سرشاخه توسط درخت است! در موارد پیشرفته بیماری تنه اصلی درگیر می شود و تنه شکاف بر می دارد و از تنه صمغ فراوانی ترشح می شود!! رنگ غیر طبیعی تنه و سرشاخه ها در درختان از علایم مشخص بیماری است تنه ها و سرشاخه ها در درختان پسته تیره رنگ و گاها آبی رنگ و بنفش رنگ می شوند!! لازم به ذکر که رنگ اصلی تنه و سرشاخه ها در درختان پسته سفید است. در ارقام مقاومتر از جمله احمد آقایی و اکبری رنگ پوست سرشاخه ها و تنه سفید رنگ است! قارچ ها و باکتری های متعددی بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله Cytospora، Nectria، natrassia، fusarium، peacillomyces و….همچنین باکتریهای مختلفی نیز بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله باسیلوس Bacillus، اروینیا  Erwinia و زانتوموناس Xanthomonas!! در مورد درختان پسته شک باکتری بودن بیماری بسیار زیاد است از جمله اخیرا باکتری باسیلوس را بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در کرمان معرفی شده است!! همانطور که در نوشته های قبلی من اشاره کردم احتمال باکتری بودن بیماری بخصوص باکتری Bacillus بسیار زیاد است به همین علت است که توصیه اکید به کشاورزان این است که از ترکیبی استفاده کنند که هم باکتری کش باشد و هم قارچکش!! ترکیبات مسی دارای این خواص هستند (هم باکتری کش و هم قارچ کش). بطور قطع این احتمال وجود دارد که در مناطق پسته کاری مختلف ایران عامل بیماری سرخشکیدگی متفاوت باشد بعنوان مثال در رفسنجان ممکن است عامل اصلی بیماری پسیلومایسز باشد و مثلا در استان یزد عامل بیماری باسیلوس! حتی در مناطق مختلف یک استان نیز ماهیت باکتری بودن و قارچ بودن بیماری با هم متفاوت باشد. در بسیاری از موارد نمونه بردای های مختلف برای شناسایی عامل بیماری سودبخش نبوده است. گزرارشاتی وجود دارد که در بسیاری از موارد هیچ گونه موجود زنده ای از محل شانکرها در آزمایشگاه جداسازی نشده است. این اتفاق برای شخص بنده نیز افتاده است. فکر می کنم حول و حوش سال ۸۵ و ۸۶ بنده بعد از نمونه برداری های مختلف از محل شانکرها در منطقه زرند استان کرمان و بردن آنها به آزمایشگاه بیماری شناسی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران (دانشگاه محل تحصیلم) در مورد بسیاری از نمونه ها هیچ گونه موجود زنده ای جداسازی نشد و در برخی از نمونه ها عامل بیماری باسیلوس شناسایی شد!! همانطور که بنده بارها اشاره کردم با توجه به علایم و نحوه آلودگی احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار قویتر از قارچ بودن آن است!! شاید مهمترین دلیل باکتریایی بودن این بیماری نحوه شروع آلودگی باشد!! معمولا بیماری های باکتریایی یا bacterial diseases برای ورود عامل بیماری به بافت گیاهان نیاز به زخم دارند و یا از اسپورهای باکتریایی از طریق روزنه ها وارد می شوند. در بیش از ۹۰ درصد موراد آلودگی ایجاد آلودگی از محل زخم ها و روزنه های پوست است و این نکته بسیار مهم نشان می دهد که احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار زیاد است!! بنظر می رسد زمستانگذرانی بیماری بصورت اسپور یا میسیلوم mycillium در محل شانکرها یا زخم باشد!! با شروع فصل رشد در بهار و تابستان قارچ یا باکتری شروع به فعالیت می کند! و جمعیت خود را در محل شانکرها با فراهم شدن شرایط افزایش می دهد و بر وسعت زخم یا شانکر افزوده شده و دور تا دور سرشاخه ها را گرفته و آوندهای آبکش و چوب را از کار انداخته و از آن ناحیه به بالا سرشاخه ها می خشکند!! متاسفانه تحقیقاتی مستدلی در مورد سیکل این بیماری بسیار مهم انجام نشده و بسیاری از حرفها در این مورد گمانه زنی است!! عامل بیماری چه قارچ باشد و چه باکتری فعالیت آن همبستگی مثبتی با حرارت و دمای محیط دارد! در مورد عامل بیماری باید دنبال قارچ ها و باکتریهایی بگردیم که بتوانند دماهای بالا را تحمل کنند و در این دماها رشد و فعالیت داشته باشند!! شاید دلیل اصلی این که برخی بدرستی آفتاب سوختگی یا sunburn را دلیل این بیماری می پندارند این تولید گرمای زیاد در محل برخورد اشعه آفتاب به پوست باشد!! بعبارت ساده تر زمانی که آفتاب به پوست درختان تابیده می شود مقدار حرارت در محل شانکر افزایش می یابد و افزایش یافتن گرما در محل زخم و شانکر موجب فعالیت بیشتر باکتری یا قارچ شده و زخم یا شانکر توسعه پیدا می کند! اگر بخوبی به شاخه های آلوده دقت کنیم می بینیم که در محلی که رو به آفتاب است تغییر رنگ بخوبی واضح است (بدلیل فعالیت بیشتر قارچ یا باکتری) و در پشت سرشاخه ها که رو به آفتاب نیست معمولا پوست سرشاخه ها سفید است!! بیماری سرخشکیدگی یک بیماری مرکب و کمپلکس است و عوامل زیادی در آن دخالت دارند. در گفتار بعدی بحث مبارزه با بیماری را باز خواهیم کرد!!

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مدیریت مبارزه با بیماری

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مدیریت مبارزه با بیماری

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بحث مبارزه با بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته مبحث بسیار مهمی است و به خوانندگان گرامی توصیه می شود حتما توجه کافی به مطالب داشته باشند. بنظر می رسد بهترین راه مبارزه با بیماری انتخاب ارقام مقاوم است. بخوبی به اثبات رسیده در مورد برخی از واریته های پسته های بادامی بخصوص اکبری و احمدآقایی و سفید پسته و …شدت بیماری بسیار کمتر است و حتی در برخی از موراد در حد صفر است. متاسفانه کار تحقیقی مستدلی انجام نشده که مشخص کند کدام پایه و یا کدام پیوند نسبت به بیماری سرخشکیدگی مقاوم هستند. بنظر می رسد با توجه به شواهدی که در باغات پسته مشاهده می شود ارقام یا پیوندها را بر اساس مقدار درگیر شدن به بیماری باید به ۳ دسته تقسیم بندی کرد. دسته اول ارقام حساس دسته دوم ارقام نیمه حساس و دسته سوم ارقام مقاوم!! بنظر می سد حساسترین ارقام نسبت به بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته درختان فندقی و کله قوچی باشند! متاسفانه باغات فندقی و کله قوچی را نمی توان در اقلیم پسته کاری استان کرمان پیدا کرد که به درصدی از این بیماری مهلک درگیر نباشند. دسته دوم ارقام نیمه حساس هستند. ارقام نیمه حساس ارقامی هستند که در آن درختان دچار و درگیر سرخشکیدگی می شوند اما درختان از پای نمی افتند و اگر مدیریت باغی صحیح باشد می تواند درختان بیماری را پس بزنند!! از ایندسته از ارقام رقم یا پیوند ممتاز را می توان نام برد. علاوه بر پیوند ممتاز ممکن است ارقامی نیمه حساس دیگری نیز وجود داشته باشند که بدلیل ضعف تحقیقات اطلاع چندانی در این مورد در دسترس نیست!! در مورد ارقام مقاوم ارقام اکبری و احمدآقایی و سفید پسته و قرمز پسته را می توان نام برد. بلاشک ارقام مقاوم دیگری نیز نسبت به بیماری سرخشکیدگی وجود دارند که متاسفانه ناشناخته اند. پیوندهای رضایی یا چروک نیز رقمی مقاوم نسبت به بیماری سرخشکیدگی شناخته می شوند. بهر روی تا حد امکان به کشاورزان و باغداران توصیه می شود که از پیوند فندقی و کله قوچی پرهیز کنند!! و از پیوندهای مقاوم استفاده کنند!! بنظر می رسد بهترین راه مبارزه با بیماری استفاده از ارقام مقاوم باشد. در مورد درختان ۲۰ و ۳۰ ساله فندقی و کله قوچی که دچار بیماری سرخشکیدگی هستند باید دقت کرد! اگر بیش از ۵۰ درصد سرشاخه ها دچار سرخشکیدگی هستند باید فورا و در موعد مناسب درختان را از زیر پیوند برید تا بتوان آنها را پیوند کرد (البته متاسفانه احتمال گرفتن پیوندها کم است اما به هر روی به ریسکش می ارزد) اما اگر کمتر از ۵۰ درصد سرشاخه ها دچار سرخشکیدگی هستند بریدن ایندسته از درختان حماقت محض است!! اینچین درختانی را می توان مدیریت کرد. بعبارت ساده تر برای اینکه آنها را معالجه و درمان کرد متدهایی وجود دارد. مهمترین راه مبارزه با بیماری در اینچنین درختانی بالا بردن مقاومت درختان از طریق مدیریت صحیح باغی است. تقویت درختان با استفاده از مدیریت صحیح کوددهی، آبیاری، عملیات خاکورزی مناسب، پرهیز از هرس شدید و استفاده از قارچکش ها و باکتری کش ها می تواند بیماری را تا حد زیادی مهار کند و درختان را به بهبودی سوق بدهد. مدیریت تغذیه و استفاده از روش محلولپاشی در برگرداندن اینچینین درختانی فوق العاده مهم است!! باید توجه داشت که هرس شدید موجب بدتر شدن کار می شود. باید از گذاشتن هر گونه فشار از جمله استفاده از کودهای ازته قوی و کودهای دامی بیش از حد لازم جدا پر هیز کرد چون کار را بدتر می کند. به مثالی در این مورد توجه کنید!! در نظر بگیرید فردی دچار سکته قلبی شده و آن را به بخش مراقبت های ویژه قلبی یا CCU برده اند. تعذیه این فرد فقط از طریق دادن غذاهای سبک و سرم میسر است. بهیچ وجه برای فردی که سکته کرده و یا در بخش بدتر یا خدای نکرده ICU است بهیچ وجه نمی توان بزور ۲ پرس چلوکباب خوراند. دادن کودهای ازته قوی یا کودهای دامی سنگین کار را بدتر می کند. باید ابتدا درختان مریض را بمرور و در عرض دو الی سه سال اول کم کم و با یکسری از روش های سبک به روند اصلی بازگرداند و نمی شود کار یکباره کرد!! بسیار مشاهده می شود که کشارزان جاهل بجای تقویت آهسته درختان چاله هایی عمیق در دو طرف درختان مریض حفر می کنند و این چاله ها را پر از کودهای دامی و شیمیایی مختلف می کنند به امید بهبودی درختشان!! اما خوب ایندسته از افراد نادان نمی دانند که با این کار کل درختان را نابود می کنند و همین چند ریشه ای که موجود هست را می سوزانند!! نکته بسیار مهم و اساسی در برگرداندن درختان مریض دارای سرخشکیدگی این است که پروسه درمان درختان و بازگرداندن اینچینین درختانی به روند طبیعی پروسه ای زمانبر است و ممکن است چندین سال بطول بکشد و نمی شود با یکسال به نتیجه دلخواه رسید!! الگوی هرس مناسب در درختان دارای سرخشکیدگی بسیار مهم است. مبارزه شیمیایی با بیماری آنچنان حالت معالجه کننده ندارد و بیشتر جنبه پیشگیری دارد! استفاده از قارچ کش های مناسب و در موعد مناسب بخصوص بعد از هرس در فصل زمستان در گسترش بیماری بسیار مهم است. متاسفانه قارچ کش هایی که در حال حاضر در بازار مصرف وجود دارند بالای ۹۰ درصدشان نتنها کارساز نیستند بلکه بشدت برای درختان مضرند و حتی اثرات سوزانندگی روی سرشاخه ها دارند و گاها موجب فروریختن پتک ها و گره های زایشی و رویشی می شوند. متاسفانه همه افراد از کارمند و کارگر بگیر تا پزشک در کار کشاورزی و باغداری دخالت می کنند و خود را فیثاغورث می خوانند!! درختان پسته موجوداتی پیچیده و بسیار حساس هستند و نمی شود بدون کمک از یک کارشناس خبره به موفقیت رسید!! متاسفانه الگوی هرس درختان دارای سرخشکیدگی در بیش از ۹۵ درصد موارد الگوی غیرصحیح است. در همه منابع ذکر شده که در هرس باید چندین سانتی متر و زیر ناحیه آلوده و در ناحیه سالم پوست باید هرس انجام شود که اینچنین چیزی موجب شروع شدن آلودگی از ناحیه هرس شده به پایین می کند. درختان پسته اگر چه جزو نباتات و درختان هستند اما باید توجه داشت که درختان پسته با سایر درختان مانند هلو، آلبالو و شفتالو فرق می کنند!! الگوی هرسی که در مورد درختان شفتالو و آلبالو صورت می گیرد در مورد پسته اصلا مناسب نیست بخصوص در مورد درختان پسته دچار سرخشکیدگی!! پرهیز از ایجاد زخم در درختان پسته بسیار مهم است. مشخص شده در باغات فندقی و کله قوچی که کمتر هرس شده اند بیماری شدت بسیار کمتری دارد. باید توجه داشت که نباید از درختان مریض دارای سرخشکیدگی توقع چندانی داشته باشیم. استفاده از کودهای مناسب، تعادل مناسب عناصر در خاک، کمتر کردن شوری و سفتی خاک و کلا مدیریت مناسب باغی می تواند تا حد زیادی شدت بیماری را تخفیف بدهد!! ناگفته های زیادی در مورد این بیماری وجود دارد که متاسفانه نمی شود به آنها اشاره کرد!! امید است با این سلسله از مقالات بنده دین خودم را نسبت به کشاورزان و این بیماری مهلک ادا کرده باشم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

بیماری سپتوریوز (Septoria leaf spot) در پسته

بیماری سپتوریوز (Septoria leaf spot) در پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری های برگی به آندسته از امراض گیاهی گفته می شود که عامل بیماری (باکتری، قارچ و…) به برگها حمله می کنند و موجب آسیب به برگها می شوند. علاوه بر بیماری های برگی در درختان پسته آفات برگی هم در درختان پسته وجود دارند که موجب خسارت به برگها می شوند از جمله آفات برگخوار در درختان پسته پروانه برگ‍خوار (رائو پسته) Ocneria terebinthina و…. است. بیماری ها و آفات برگی نهایتا موجب ایجاد آسیب به برگها می شوند و گاها موجب برگریزی (defoliation) می شوند و درختی که برگ خود را در بهار و تابستان از دست بدهد طبعا بازدهی مناسبی نخواهد داشت. بیماری های برگی در بسیاری از نقاط پسته خیز ایران بیماری های مهمی نیستند چون اساسا بیماری های برگی در درختان پسته نیاز به رطوبت نسبتا بالا برای رشد و توسعه دارند که در شرایط خشک باغات پسته ایران در بسیاری از مناطق این امر اتفاق نادری است. این احتمال وجود دارد در سالهایی که بارانهای بهاره متعدد و تراکم بالای درختان (عدم تهویه مناسب بین درختان) را داشته باشیم درگیر امراض برگی قارچی در پسته شویم. ممکن است بعلت بارندگی ها و مهیا شدن شرایط رشد و گسترش بیماری این امراض برگی به بیماری های مهمی در درختان پسته تبدیل شوند. چیزی که اهمیت زیادی دارد توجه به مدیریت بیماری ها در درختان پسته است. اگر چه بیماری سپتوریوز برگی در ایران بیماری مهمی نیست اما در ایالات متحده آمریکا و باغات کالیفرنیا این بیماری بعنوان یکی از بیماری های مهم برگی در درختان پسته محسوب می شود. این بیماری اخیرا از ایران نیز گزارش شده است. علاوه بر بیماری سپتوریوز برگی یک بیماری نسبتا مهم برگی دیگر در درختان بیماری لکه برگی یا لکه موجی آلترناریایی (Alternaria Late Blight) است. عامل ایجاد کننده بیماری قارچ Alternaria spp. است. علاوه بر باغات کالیفرنیا بیماری سپتوریوز از بسیاری دیگر از نقاط پسته خیز امریکا مانند یوتا، تگزاس، آریزونا و نوادا هم گزارش شده است. همچنین در سایر نقاط پسته خیز از جمله یونان، ترکیه و…. گزارش شده است. اولین گزارش این بیماری در ایالات متحده از تگزاس در سال ۱۹۷۱ بوده است. نکته کلیدی در اشاعه و توسعه بیماری های برگی از جمله بیماری Septoria leaf spot در درختان پسته رطوبت وجود رطوبت فوق العاده در شروع فصل رشد در بهار است. شروع علایم در ماههای اولیه فصل بهار در فروردین و اردیبهشت ماه بصورت ایجاد لکه های ریز روی برگهاست که بمرور این لکه ها بزرگتر شده و در مراحل پیشرفته آلودگی برگها فرو می افتند (defoliation). علاوه بر برگها ممکن است بیماری به جوانه ها (Buds) هم سرایت کند و موجب آلودگی شود. این اتفاق روی درختان رقم Kerman در ایالت Arizona در ایالات متحده حادث شد. این بیماری (Septoria leaf spot) در سال ۱۹۸۸  در بیش از ۲۰۰۰ ایکر از باغات پسته ایالت Arizona گسترش یافته بود! راه اصلی مبارزه با بیماری بخصوص در کشورهای پسته  خیز حاشیه دریای مدیترانه (یونان، ترکیه و…)استفاده از سولفات مس بصورت پاشش روی شاخ و برگ است. بیماری سپتوریوز در پسته یک بیماری قدیمی و شناخته شده در آمریکا و بسیاری از کشورهای پسته خیز دنیاست و همانطور که اشاره شد اخیرا هم از ایران گزارش شده است. علایم بیماری بصورت ایجاد لکه های سیاه رنگ متعدد و ابتدا ریز بروز پیدا می کند. معمولا لکه ها ابتدا قهوه ای رنگ هستند. لکه های محدود میان رگبرگها هستند و زاویه دارند. بمرور لکه ها گسترده شده و ممکن است سطح سیعی از برگها را درگیر کنند. لکه ها ممکن است روی میوه ها و دانه ها هم مشاهده شوند و گسترش پیدا کنند و موجب نابودی و فاسد شدن میوه و فروافتادن آن شوند. لکه های ایجاد شده در اثر بیماری سپتوریوز در درختان پسته معمولا دارای حاشیه قرمز رنگ هستند. قارچ عامل بیماری سپتوریا است (Septoria spp.). در مورد گونه های مختلف این قارچ روی درختان پسته حرف و حدیث ها زیاد  است و گاها در هر منطقه از نقاط پسته خیز مختلف دنیا گونه ای متمایز نامگذاری و معرفی شده است این گونه ها شامل S. pistaciarum  S. pistaciae, S. pistacina هستند. در ایران قارچ ایجاد کننده سپتوریوز Septoria pistacina شناسایی شده است. قارچ سپتوریا جزو قارچ های ناقص یا Deutromycet ها طبقه بندی می شود. قارچ های ناقص برای انتشار و آلودگی اندامهای مخصوص به خود را ایجاد می کنند. یکی از این اندامهای اندامی بنام پیکنید (pycnidia) است. در داخل پیکنیدی ها اسپورهایی بنام پیکنیدیوسپور (pycnidiospores) تولید می شوند. پیکنیدیوسپور در صورت فرآهم شدن شرایط از برگهای آلوده و توسط باران توام با بارندگی (splash) به برگهای سالم منتقل می شوند. قارچ عامل بیماری در محیطهای معمول آزمایشگاهی کند رشد است. بیماری بیماری مهمی در ایران نیست و همانطور که اشاره شد در سالهایی که بهار پر باران در مناطق پسته کاری وجود داشته باشد این بیماری می تواند مشکل ساز شود. ممکن است این بیماری در برخی از استانهای پسته خیز ایران که بارندگی بهاره زیاد دارند وجود داشته باشد اما در حال حاضر تنها گزارش بیماری از ایران مربوط به استان گلستان در ایران است و این احتمال وجود دارد این بیماری بصورت ناشناخته در استانهای پسته خیز ایران وجود داشته باشد. اساس مبارزه با بیماری استفاده از قارچ کش هاست. قارچ کش های مختلفی برای مبارزه با بیماری مورد استفاده قرار گرفته اند (بیشتر در ایالات متحده). در ایران این بیماری چندان بیماری مهمی نبوده که نیازی به مبارزه شیمیایی باشد. این بیماری بعنوان یک بیماری مهم در باغات پسته پسته ایالت Arizona امریکا محسوب می شود. از جمله قارچ کش هایی که برای مبارزه با سپتوریوز مورد استفاده قرار گرفته می توان از trifloxystrobin، azoxystrobin، propiconazole، copper hydroxide و tebuconazole نام برد. زمستانگذارانی عامل بیماری سپتوریوز پسته در برگهای فروریخته شده موجود در کف باغ است. در اوایل فصل بهار و مهیا شدن شرایط از نظر رطوبت و دما اسپورهای عامل بیماری از برگهای ریخته شده در کف باغ رها شده و موجب گسترش آلودگی در باغ می شود. باد توام با بارندگی یا اسپلش نقش مهمی  در توسعه بیماری دارد. علاوه بر مبارزه شیمیایی که مهمترین راه مبارزه با بیماری سپتوریوز در پسته است. مدیریت مبارزه زراعی (cultural) نیز اهمیت ویژه ای در مورد بیماری های برگی از جمله لکه موجی آلترناریایی و لکه برگی سپتوریایی در پسته دارد! در مورد بیماری های برپی در پسته اساسا مبارزه زراعی به دو روش اعمال می شود روش اول جمع آوری و معدوم کردن برگها و شاخه های خشکیده و دوم ایجاد تهویه مناسب برای جلوگیری از بالا رفتن رطوبت نسبی در باغ و لابلای شاخ و برگ درختان بخصوص در مورد درختان پرتراکم! پرهیز از آبیاری بیش از حد و ایجاد تهویه مناسب در خاک بمنظور جلوگیری از جمع شدن آب در سطح کف باغ بخصوص در اوایل بهار در کنترل بیماری مهم ارزیابی می شوند! در مورد بیماری لکه موجی آلترناریایی مبارزه با علفهای هرز موجود در کف باغ بسیار مهم است و بخصوص در اوایل فصل بهار بهتر است سطح باغ عاری از هر گونه علف هرز باشد. علفهای هرز معمولا میزبان بسیار مناسبی برای بیماری قارچی آلترناریایی (Alternaria spp) محسوب می شوند.