نماتد مولد غده ریشه پسته

نماتد مولد غده ریشه پسته

           ّپسته یکی از مهمترین محصولات وارقام صادراتی کشور می باشد که با رعایت شرایط بهداشتی باغات می تواند تاثیر عمده ای در افزایش کیفیت ومیزان تولید محصول وهم در سالم سازی باغات به منظور کاهش خسارت آفات نقش مؤثری داشته باشد.

پسته یکی ازگیاهان حساس به گونه های مختلف نماتد مولد غده(     p (meloidogynesp می باشد .

بافت سبک(شنی) تانیمه سبک خاک باغات پسته فعالیت نماتد را سرعت می بخشد.

نماتد با تغذیه از محتویات ریشه و ایجاد زخم وغده باعث خسارت به گیاه می شوند. نماتدها در خاکهای سبک در

عمق ۱۰-۵۰ سانتی متری فعالیت دارند.

علایم خسارت نماتد مولد غده در ریشه پسته:

۱- توقف رشد درختان پسته.

۲- ضعف وبی حالی کلی درخت.

۳- زردی حاشیه برگها.

۴- قاشقی شدن و ریزش برگهای سرشاخه های درخت .

۵- خشک وبی برگ شدن سر شاخه های درخت.

۶- گره گره وغده ای شدن ریشه درخت همراه با پوسید گی ریشه.

۷- دیر سبز شدن درخت در اوایل فصل بهار نسبت به سایر درختان پسته در باغ.

بیشترین خسارت نماتدهای پسته در باغات جوان با بافت ماسه ای وشنی مشاهده می شود.

راههای شیوع وانتقال نماتد درباغات:

نماتد توسط نهال های منتقل شده از خزانه آلوده به نماتد وجابجایی خاک آلوده وگل ولای چسبیده به لاستیک تراکتور وگاوآهن وکولتیواتور و ادوات کشاورزی و باغبانی از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل می شود.

راههای کنترل و مبارزه با نماتد مولد غده:

الف- استفاده از ارقام محلی مقاوم.

ب- افزایش عمق ریشه درخاک: اگر در سالهای اولیه رشد شرایط رشد ریشه درزمین فراهم باشد به نحوی که از منطقه فعالیت نماتد(۱۰تا۵۰ سانتیمتر)ریشه نفوذ نماید میزان تحمل گیاه افزایش می یابد و باعث نجات گیاه می شود.

ج- استفاده از چالکود :در خاکهای فقیر استفاده از چالکود و استفاده از کودهای پتاسه کمک مؤثری به استقامت گیاه در مقابل نماتد می نماید همچنین هجوم ریشه ها به منطقه چالکود با عث گسترش ریشه زایی و مقاومت گیاه به نماتد می شود.

د- استفاده از سموم نماتد کش : در مواقع بحرانی و افزایش جمعیت نماتد می توان با نظر کارشناسان حفظ نباتات از سم نماتد کش راگبی به نسبت ۳۰تا ۵۰ گرم در سایه انداز هردرخت استفاده کرد زمان استفاده از سم نماتد کش راگبی در دو نوبت شهریورماه و اسفند ماه می باشد .

ه- انجام عملیات هرس: با هجوم زیاد نماتد به ریشه گیاه جهت نجات گیاه از خشک شدن انجام هرس شدید وحفظ تعادل ریشه و اندام هوایی کمک مؤثری در زنده نگهداشن گیاه و مقاومت نسبت به نماتد می نماید.

و-رعایت اصول بهداشتی: شستشوی وسایل وادوات کشاورزی پس از پایان کار در زمین وباغات آلوده از گسترش نماتد به سایر باغات جلوگیری می نماید.

 

ز- استفاده از خاک رس: اگر خاک زمین زراعی یا باغ شما شنی وآلوده به نماتد می باشد . قبل از هر اقدامی در جهت احداث باغ خاک را با رس ترکیب نموده یا با آب گل آلود(رس دار) آبیاری نمایید چرا که نماتد در خاکهای رسی قادر به فعالیت و جابجایی نمی باشد.

در پایان با توجه به گسترش نماتد ها به درختان در باغات شهرستان فردوس توصیه می گردد کلیه باغداران نسبت به پیشگیری وتقویت درختان خود اقدام نمایند.

ریشه آلوده به نماتد

تدخین خاک :
برای استفاده از متام سدیم خاک باید مرطوب باشد ( برعکس متیل بروماید ) به همین دلیل، برای بدست آوردن نتیجه مناسب، خاک را از آب اشباع کنید ( نه غرقاب ) . در ضمن به آبی که در طول مبارزه به زمین می دهید حتمآ مقداری متام سدیم اضافه کنید، طوری که غلظت سم در تمام آّب آبیاری یکنواخت باشد.
بعد از کاربرد سم در خاکهایی که بافت سبک دارند، به آسانی زهکشی می شوند و گرم هستند، به مدت ۲۱ – ۱۴ روز از کشت خودداری کنید. وقتی خاک سرد است و بافت ریزی دارد یا مقدار آلودگی در آن بالا است، ۶۰ – ۳۰ روز از کشت کردن خودداری کنید.این روش ( استفاده از متام سدیم در آب آبیاری ) به ندرت  اعماق بیش از یک متر را ضدعفونی می کند. این ماده کمتر از متیل بروماید که تحت شرایط خشک به کار می رود موثر است اما  در نقاطی که خاک بیش از اندازه برای استفاده از متیل بروماید مرطوب است ،می توان از متام سدیم استفاده کرد.
برای ضد عفونی خاک باید زمین را به عمق ۲۰ – ۱۵ سانتیمتر شخم زد و تسطیح نمود و سپس سم را به نسبت ۶ – ۵ درصد با آب مخلوط کرد . ۱۵۰ لیتر از این محلول برای سمپاشی ۱۰۰ متر مربع کافی است. بعد از آن زمین را باید آبیاری کرد تا رطوبت به عمق ۱۵ سانتیمتری برسد.
از متام سدیم ( واپام ) همیشه قبل از کشت استفاده می کنیم و این سم در زمانی که گیاه در مزرعه وجود دارد یا در زمین های مجاور قطعات کشت شده یا باغها قابل استفاده نیست.در ضمن  متام سدیم در خاکهایی که حرارتی کمتر از ۱۵ درجه دارند، تبخیر نمی شود و ضدعفونی بی فایده خواهد بود.
اگر بخواهیم محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، درخت آلوده و تمام بقایای آن را خارج می کنیم . حفره ای به قطر ۳ متر در محل حفر کرده و با ۵/۰ لیتر متام سدیم ( که دارای ۳۱ درصد سم خالص است ) حفره را ضدعفونی کرده محل را آبیاری می نماییم.

مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان فردوس

ته

خصوصیات ظاهری ترکیب روغن ولک مناسب

:
پیرو سوالات مطرح شده در مورد خصوصیات کیفی روغن_ولک مورد استفاده در درختان پسته با هدف تامین نیاز سرمایی چند نکته حائز اهمیت است.  روغن_ولک مناسب با پایه پارافینی پس از حل در آب کاملا شیری رنگ خواهد بود و پس از محلولپاشی کمتر از ۲۰ دقیقه توسط بافت کورتکس و بافت پوستی درختان پسته جذب می شود و هیچ تغییر رنگی مشاهده نمی شود یا حداقل تغییر رنگ دیده می شود. ترکیب روغن_ولک مناسب به درختان بجای تیرگی جلا می دهد و براحتی موجب انسداد عدسکی و افزایش ریت تنفسی گیاه می شود. کاربرد اوردوز ترکیب ولک یا تکرار چندگانه ی آن با هدف تامین نیاز سرمایی کمک چندانی نمی کند با احترام محمد جواد محمودی میمند

نگهداری درخت پسته

نگهداری درخت پسته

پسته (Pistaciavera) متعلق به خانواده Anacardiaceae درخت یا درختچه، جوانه ها دارای چندین فلس بیرونی، برگها متناوب و ساده، سه تایی یا پنج تایی هستند. گلها دو پایه بدون گلبرگ یا برهنه اند و به صورت خوشه مرکب جانبی اند. میوه یک شفت خشک به شکل تخم مرغی مورب است.

گفته می شود Pistaciavera بومی سوریه است. سالها است که پسته در مناطقی نظیر کرمان، و رفسنجان و دامغان کشت می شود و پسته کرمان شهرتی جهانی دارد اما چندسالی که بعلت کاهش منابع آبی، پایین رفتن سطح سفره آبهای زیرزمینی و افزایش شوری خاک در مناطقی از خراسان جنوبی و خراسان رضوی نظیر شهرستان تربت جام و دیگر شهرهای استان خراسان رضوی کشت پسته رواج یافته است.

عوامل محدوده کننده

  • آب
  • خاک
  • آفات و بیماریها

آب

کیفیت آب آبیاری و روش آبیاری از نظر تولید محصول حائز اهمیت است کیفیت آب آبیاری بر مبنای صدمات شوری، مقدار سدیم و دیگر مواد که در اثر تداوم آبیاری در خاک تا حد مسمومیت تجمع می یابند، مشخص می گردد. از طریق اندازه گیری هدایت الکتریکی درجه شوری آب بدست می آید که شاخصی از کیفیت آب است و جهت قضاوت درست باید عوامل دیگری از جمله مقدار سدیم آن مورد توجه قرار گیرد.

سدیم آب آبیاری می تواند تاثیر سوء بر تولید محصول داشته باشد. باید توجه داشت که سدیم بر جذب آب برای درختان اثر ندارد بلکه اثر اصلی آن در کاهش نفوذ پذیری خاکهاست و در نتیجه رشد درختان متاثر از میزان آب قابل استفاده خاک می باشد. کاهش نفوذ پذیری خاک را می توان به تشکیل سله، پراکندگی و انتقال رسها به درون خلل و فرج خاک و انبساط رسهای منبسط شونده ربط داد. این پدیده ها در رابطه با بار منفی رسها و ضخامت لایه دوگانه می باشد. آب آبیاری با PH  بالا باعث کاهش جذب عناصر ریز مغزی و بروز کمبود آنها در درختان می گردد.

متاسفانه امروزه بدلیل برداشت بی رویه از سفره های آب زیرزمینی خطر سدیم افزایش یافته و این شاخص از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. بطور کلی در استفاده از آبهای شور و زه آبهای مزارع موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد تا تداوم تولید حاصل شود.

  • انتخاب و اعمال مدیریت صحیح در مزرعه و استفاده از روشهای آبیاری آزمون شده.
  • اضافه نمودن درصدی به حجم آب آبیاری جهت آبشویی املاح از پروفیل خاک که این درصد هرچه آب و یا خاک شورتر باشد به طور طبیعی بیشتر است.

خاک

بر طبق نظریه کارشناسان و شواهد موجود خاک مناطق شرق کشور بیشتر از نوع خاک شور و قلیایی است. مشخصات این گونه خاکها شامل EC (شوری) زیاد (یعنی بیشتر از ۴ دسی زیمنس بر متر) و درصد سدیم تبادلی (ESP) بیش از ۱۵ می باشد. سدیم تبادلی باعث پراکندگی کلوئیدها شده، در نتیجه ساختمان خاک رو به تخریب می گذارد، به طوری که نفوذ آب، تهویه و رشد ریشه در خاک و فراهمی بعضی از عناصر غذایی دچار محدودیت می شود. البته اعمال مدیریت صحیح می تواند کاهش محصول را بدلیل مسمومیت ناشی از شوری و قلیائیت خنثی سازد.

در صورت تغییر کیفیت آب آبیاری باید از مخلوط آب شیرین و آب شور جهت مقابله با افزایش PH خاک و مشکلات نفوذ پذیری و تهویه استفاده نمود « عدم استفاده مستقیم از آب شیرین».

اگر جابجایی چاه صورت گیرد و آب ثانویه شیرین باشد علائمی شبیه گموز دیده می شود که نبایستی با این بیماری اشتباه گرفته شود.

لازم به ذکر است که درختان خشک شده در شرایط شور و قلیا با اصول مدیریت درست دوباره به حالت اولیه باز می گردند ولی درختان خشک شده در اثر بیماری گموز (در حالت حاد) برگشت پذیر نیستند.

خشک شدن درختان در اثر بیماری گموز یا شیره سیاه

خشک شدن درختان در اثر بیماری گموز یا شیره سیاه

اصلاحات خاکهای شور – قلیا

  • افزودن گچ: (سولفات کلسیم Caso4,2H2o ) یا گچ خرد شده بدون تغییر در PH می تواند باعث اصلاح خاک گردد. سرعت حلالیت گچ کارخانجات تولید کودهای فسفاته بیش از گچ معدنی است.

مقدار گچ لازم برای جانشینی سدیم تبادلی نیاز گچی نامیده می شود. چنانچه آب به همراه سولفات کلسیم (گچ) به یک خاک شور قلیا که ذرات آن انتشار نموده و دارای حفرات بسیار کوچکی است اضافه شود، یونهای Ca مشتق شده از سولفات کلسیم جایگزین یونهای سدیم قابل تبادل شده در نتیجه واکنشهای خاک کاهش یافته و کلوئیدهای خاک به دور هم تجمع می یابند و حفره های بزرگتری را می سازند و سرانجام نفوذ پذیری خاک افزایش می یابد و خواص فیزیکی خاک بهبود می یابد. البته بایستی توجه داشت که گچ مقداری از پتاسیم و منیزیم قابل تبادل را از خاک تخلیه می کند و امکان کمبود این عناصر و ایجاد (علائم کمبود در درختان وجود دارد ولی این کمبود در مناطقی مانند کرمان و رفسنجان که Mg در آب آبیاری آنها زیاد می باشد مشکلی ایجاد نخواهد کرد لذا در استفاده از گچ در منطقه مهدی آباد قبلا بایستی از وجود Mg در آب آبیاری مطمئن شد.

  • گوگرد: استفاده از گوگرد کشاورزی نیز جهت اصلاح این خاکها می تواند موثر باشد بهتر است به صورت سوسپانسیون آب و گوگرد و یا به شکل گوگرد دانه ای مصرف گردد. گوگرد در خاکهای مناطق خشک تولید اسید می نماید که این اسید در مجاورت کربنات کلسیم تولید سولفات کلسیم (گچ) می نماید. گچ تولید شده طی مراحل یاد شده در مورد یک باعث اصلاح بافت خاک می شود.
  • گلوکز: استفاده از گلوکز باعث افزایش فعالیت میکروبی خاک و تولید اسیدهای آلی ضعیف در نهایت پایین آوردن PH می شود.
  • دادن کودهای پتاسه بیش از نیاز درخت: به علت روابط آنتاگونیستی که بین سدیم و پتاسیم وجود دارد جذب سدیم را به مقدار زیادی کم کرده و کمبود پتاسیم را تا حد زیادی جبران می کند.

با توجه به زمان خواب پسته و اواخر آبان تا آخر اسفند می توان عملیات اصلاح خاک را با دو تا سه دور آبیاری سنگین نزدیک به هم، همراه با مواد اصلاح کننده که نام برده شد، شروع نمود تا شوری و سدیم اضافی که در طول مدت زمان رشد درختان در یکسال زراعی در سطح خاک و محدوده فعالیت ریشه تجمع نموده است، شسته و از دسترس ریشه ها خارج کرد. و نیز جهت احداث باغ اگر برای دفع املاح زیان آور اقدامی نشود، در اثر آبیاری، املاح در سطح خاک باغ تجمع کرده مشکلات عدیده ای به همراه می آورند.

لذا توصیه می شود در مناطقی مثل کاهه که بعلت کمبود آب و تغییر کیفیت آب آبیاری باغهای انگور تدریجا به باغهای پسته تبدیل می شوند اصلاح بافت خاک از همان ابتدا صورت پذیرد و اطلاعات لازم در این خصوص در اختیار کشاورزان قرار گیرد.

تجربه بارش برف سنگین در سال ۱۳۸۶ و خشکی درختان پسته که در بهار سال بعد رخ داد و بررسی های متعاقب آن نشان داد که: مقدار کم برف و باران و حلالیت بالای املاح و نمکها، آنها را از سطح خاک و پشته ها شسته و تا محدوده ریشه ها پایین برده است. در بسیاری باغات دیده شد که وقتی پس از سبز کردن اولین آبیاری صورت گرفت تنش سدیمی باعث ریزش برگها شد.

بنابراین بایستی پس از بارش و پیش از اتمام دوره خواب درخت اقدام به آبیاری های غرقابی سنگین نمود تا با آبشویی نمکها به اعماق پایین تر رانده شده و از محدوده جذب ریشه دور شوند.

ضمنا در صورت بروز این حوادث می توان خاک دور تنه درختان آسیب دیده را به صورت تشتک برداشته، یکی دوبار موضعی و دستی پای آنها را با آب شیرین غرقاب نمود تا درختان دوباره به وضعیت اولیه خود بر گردند.

گاهی املاح به مقدار زیاد در سطح خاک تجمع می یابند، در این صورت بهتر است قبل از آبشویی، آنها را از سطح خاک جمع آوری و به خارج از باغ انتقال داد. از علائم و نشانه های مسمومیت سدیمی سوختگی (سوختگی در چند مرحله به صورت موجی و متوالی در روی حاشیه های برگ قابل تشخیص است)، خشک شدن حاشیه برگها و تغیر فرم آنها و خشک شدن خوشه ها می باشد.

علائم شوری و قلیائیت بر روی برگ و میوه درخت پسته

علائم شوری و قلیائیت بر روی برگ و میوه درخت پسته

در اثر شکستن شاخه های آسیب دیده در اثر شور و قلیا، ضمن به مشابه رسیدن بوی ترشیدگی، در سطح آن نیز رنگ آبی – بنفش مشاهده می شود.

خشک شدن درخت در اثر عدم رعایت مدیریت صحیح در زمین های شور و قلیائی

خشک شدن درخت در اثر عدم رعایت مدیریت صحیح در زمین های شور و قلیائی

کمبود عناصر

علایم کمبود هر عنصر زمانی خود را نشان می دهد که نیاز درخت در بالاترین سطح خود قرار گرفته باشد مثلا علائم کمبود عناصر پتاسیم و منیزیم در اواسط شروع مرحله مغز رفتن بر روی درختان ظاهر می شود. علایم کمبود روی (ریزبرگی) ممکن است روی چند شاخه ظاهر شود و بقیه شاخه ها در حالت معمولی و طبیعی برگهایشان رشد کند. به هر حال علائم کمبود یا زیاد بود عناصر بدلیل شباهتهایی که با هم دارند ممکن است امر تشخیص را با مشکل مواجه کند.

با توجه به دشواریهای خاکی و آبی در مناطق پسته خیز مانند شوری، قلیائیت، بالا بودن PH خاک و… گاهی دلیل اساسی بروز علایم کمبود، ناشی از فقدان واقعی عناصر در خاک نیست پس شناخت دشوارهای خاکی و آبی منطقه و تعاون و تقابل بین عناصر در این شناخت موثر است. برای بررسی علمی و تشخیص درست از وضعیت تغذیه درختان و داشتن یک برنامه کوددهی صحیح سه روش وجود دارد که می توان از یک یا هر سه این روشها بهره جست.

  • تجزیه گیاهی
  • تجزیه خاک
  • تجزیه آب آبیاری

بیماریها

گموز (انگومک) پسته

بیماری گموز (آنگومک) از مهمترین بیماریهای درختان پسته در منطقه می باشد که هر ساله تعدادی از درختان بر اثر ابتلاء‌ به این بیماری از بین می روند.

عامل بیماری گموز (آنگومک): گونه های مختلف Phytophthra که از بافت گیاه یا خاک جداسازی شده اند.

علائم بیماری گموز (آنگومک): به صورت تغییر رنگ و فساد در پوست قسمتی از ناحیه طوقه ظاهر، غالبا با ترشح قطره های صمغ و شیره های سیاه رنگ در قسمت آلوده است. در حد فاصل پوست و چوب لایه ای از ترشحات چرکی ناشی از حمله ساپروفیت ها که پس از مرگ نسوج به آن حمله می کنند تجمع می یابد.

بیماری در نهایت باعث سبز خشک شدن یک طرف و سپس تمام درخت گردیده، درختان جوان یکباره سبز خشک می شوند.

عامل بیماری در خاکهای سنگین یا زهکشی نامناسب که بوسیله روش غرقابی آبیاری می شوند به سرعت تکثیر و انتشار یافته، قادر است درختان پسته را در سنین مختلف مبتلا کند. انتقال این قارچ خاکزاد (عامل بیماری)  با جابجایی نهال، خاک و آب آلوده صورت می گیرد.

کنار زدن خاک اطراف طوقه درخت تا ناحیه انشعاب ریشه های اصلی و دور نگه داشتن آب از طوقه درخت، برداشتن بافتهای آلوده تا مشاهده بافت سالم و سپس ضد عفونی با محلول بردو یا اکسی کلرور مس باعث طولانی شدن عمر درخت و کاهش امکان انتقال بیماری می شود. ریشه کنی درختان خشک شده، آبیاری جداگانه قسمتهای آلوده، استفاده از کانالهای غیر خاکی و انتقال آب سالم به درختان در کاهش گسترش بیماری موثر است.

انتخاب پایه های مقاوم برای احداث باغهای جدید و جایگزینی در باغهای قدیمی توصیه می شود.

آفات

پسیل

این آفت در اکثر مناطق پسته کاری ایران وجود دارد. سالیانه ۵ تا ۶ نسل داشته، زمستان را به صورت حشرات بالغ می گذراند، که با داشتن طولی بیش از حشرات کامل نسل های تابستانه و تیره بودن رنگ قابل شناسایی اند. حشرات کامل آخرین نسل پاییزه، زمستان را در پناهگاهایی چون زیر پوستک درختان، لابلای علفهای هرزی چون مرغ و سایر گیاهان خانواده گرامینه، شکاف دیوارها و داخل انبارها می گذراند.

تجمع در برخی از پناهگاه ها به اندازه ای است که می توان جمعیت قابل توزینی از حشرات بالغ را جمع آوری نمود. شناخت این مکانها در مناطق مختلف می تواند در تهیه برنامه مدیریت کنترل آن بسیار موثر باشد.

آغاز فعالیت حشره بالغ زمستان گذران برای ایجاد نسل جدید بستگی کامل به شرایط آب و هوایی بویژه درجه حرارت دارد. هرچند تعداد افراد جمعیت زمستان گذران باقیمانده در شروع مجدد فعالیت آفت تاثیر دارد. در سالهایی که زمستان گرم و جمعیت باقیمانده زیاد باشد باید منتظر فعالیت حشرات بالغ زمستانگذران همزمان با تورم جوانه ها بوده و طغیان آفت در فصل رویشی جدید احتمالا قابل پیش بینی است.

به محض تورم جوانه های گل، شاخه و برگ می توان حشرات کامل زمستانگذران را در حال تغذیه روی آنها مشاهده نمود و تخمریزی حشره حول شاخه جوانه ها قابل دیدن است. پوره های نسل اول نیز همزمان با پیدایش خوشه ها و شاخه های تازه از لابه لای فلسهای محافظ جوانه ها قابل رویت اند.

حداکثر جمعیت حشرات زمستانگذران ظاهر شده در باغ را ابتدا می توان روی ارقام حساس ماده و نر درختان پسته مشاهده کرد. ارقامی چون کله قوچی، اکبری و احمد آقایی و نیز ارقام نر حداکثر جمعیت حشرات کامل را به خود جذب نموده و با افزایش شدید جمعیت در نسل بعدی موجب گسترش آلودگی درختان به پسیل می گردند.

کاشت ارقام متفاوت یکی از دلایل عدم موفقیت مدیریت کنترل آفت می باشد یا حتی وجود قطعات مجزا با رقمهای متفاوت پسته در یک باغ نیز مانند همین مورد عمل می کند. نکته مهم اینکه در بازدیدهای بهاره از باغهای پسته به راحتی می توان پی برد که ابتدا برخی درخت ها شدیدا به آفت آلوده و سپس جمعیت ایجاد شده آلودگی را در تمام سطح باغ گسترش می دهد.

درختان نر بدلیل اینکه قبل از درختان ماده شروع به رشد می کنند کانون اولیه آلودگی است. حشرات کامل نسل اول در اواسط اردیبهشت به تعداد کم ظاهر می شوند و تا آخر دهه دوم اردیبهشت ماه جفتگیری و تخمریزی می نمایند.

آغاز چرخه زیستی نسل اول با شروع تخمگذاری حشرات کامل نسل زمستانگذران روی جوانه های متورم شده و برگ صورت می گیرد. طول دوره پوره گی ۲۰ روز و به هنگام طغیان آفت این دوره به ده روز کاهش می یابد. حشرات کامل حاصل از تخم های گذاشته شده روی جوانه ها نسبت به آنهایی که روی برگ تخمگذاری شده اند در ایجاد نسل بعدی موفق تر می باشند. پوره ها حداکثر فعالیت و تغذیه را همزمان با حداکثر برداشت آب و مواد غذایی توسط ریشه ها از زمین شروع می نمایند. نسل اول بدلیل رشد سریع درختان و وجود مواد غذایی کافی خسارتش قابل توجه نیست. اما چنانچه درختان داشت مناسب نداشته و دچار کم آبی و کمبود عناصر مورد نیاز باشند همین نسل آفت می تواند خسارت شدید اختلال در رشد درخت ایجاد کند، بسیاری از خوشه ها و تعدادی از دانه های تلقیح شده خود را از دست داده یا به طور کلی خشک گردند. جمعیت حشرات مفید نظیر پارازیتوئیدها همزمان با رشد مراحل مختلف این نسل است لذا سمپاشیهای بی رویه می تواند دشمنان طبیعی را حذف نماید.

دشمنان طبیعی پسیل شامل انواع مختلف سوسکهای شکارگر، کفشدوزک ها، زنبورهای پارازیتوئید، بعضی از سنها و بالتوریها می باشد.

نسل دوم از نظر ایجاد خسارت مهمترین نسل است.

تغذیه شدید آفت در این مرحله که یک مرحله حساس برای گیاه است می تواند سبب بروز برگ ریزی سپس ریزش شدید دانه های خوشه و جوانه های سال بعد شود.

بسته به شرایط ۵ تا ۶ نسل در سال دارد و تعداد تخم آن در شرایط معمولی ۶۰-۵۰ عدد و در شرایط طغیان به ۴۰۰ عدد می رسد.

در شروع نسلها آلودگی به صورت لکه ای و اغلب روی تک درختها بوده، در نسلهای تابستانه آلودگی از درختان حاشیه باغ بخصوص در ارقام کله قوچی اکبری، احمد آقایی و غیره شروع می شود. حشرات کامل اغلب نسلها، درختان و محیط های نسبتا خشک باغ را برای تخمریزی ترجیح می دهند.

اگر پوشش گیاهی (علفهای هرز) داخل و حاشیه آنها توسط باغدار کاملا معدوم شود خسارت آفت از بهار تا اواخر پاییز حتمی خواهد بود.

خسارت پسیل:

به دو شکل خسارت وارد می کند:

  • تغذیه از شیره گیاهی
  • تولید شکرک

زمانی که جمعیت نسل اول و دوم آفت کم باشد و میزان تولید شکرک کم باشد میزان خسارت آفت کم است اما وقتی سم پاشی شود دشمنان طبیعی از بین رفته و طغیان آفت در دیگر نسلها بوجود می آید.

اگر جمعیت و خسارت زیاد باشد تولید شکرک به حدی است که زیر درختان محدود سایه انداز را می پوشاند با نرسیدن مواد غذایی به برگها و شاخه ها، جوانه ها و برگها زرد شده و در طغیان شدید برگها بدون زرد شدن خشک شده و جوانه ها ریزش می کنند. در این حالت باغ تا سه سال برگشت نمی کند و محصول نداریم بعلاوه اینکه احیاء باغ هزینه و زمان بر است.

در نسلهای اولیه به علت خنکی هوا و زیادی رطوبت قبل از طلوع آفتاب شکرکها در شبنم ایجاد شده روی برگ حل، تعداد زیادی از پوره ها در این محلول قندی غوطه ور شده و روی شاخه های زیری می ریزند در این حالت باغدار به دلیل عدم آگاهی اقدام به سمپاشی مجدد می کند.

پوره سن 5 پسیل

پوره سن ۵ پسیل

خالهای ریز سیاه رنگ روی برگ درختان پسته حاصل از فرو بردن خرطوم پسیل نباید با بسیاری از کمبودها که علائم مشابه ایجاد می کند اشتباه شود.

عوامل موثر در کاهش جمعیت آفت

  • ارقام: کله قوچی، اکبری، احمد آقایی و سفید پسته فوق و ارقام ناشناخته به پسیل حساسند.
  • آبیاری: پسیل خشکی دوست بوده و میزان خسارت در باغهای کم آب بیشتر است.
  • بافت خاک: در اراضی سبک شنی ضعف عمومی موجب حساسیت درخت به پسیل و سایر آفات و بیماریهاست.
  • تغذیه و عناصر مورد نیاز پسته: باید از مصرف ازت بیش از حد اجتناب نمود و نقش حساس پتاسیم در ایجاد مقاومت را در نظر داشت.
  • هرس: ‌فاصله کم درختان و کشت متراکم آنها درختان را شبیه بوته ای متراکم می کند که تاثیر زیادی روی افزایش جمعیت پسیل دارد در نتیجه هرس صحیح لازم است.
  • کنترل علفهای هرز: وجود علفهای هرز بدلیل ایجاد محل امنی برای پارازیتوئیدهای پسیل بسیار مهم است و فقط زمانی کنترل صورت می گیرد که خسارت آنها در رقابت با گیاه اصلی محرز باشد.
  • بادشکن ها و درختان غیر مثمر: که ایجاد پناهگاه برای جمعیت زمستانگذران پارازیتوئیدها و پدیراتورهای پسیل می نمایند.
  • سمپاشی به عنوان آخرین راه حل
  • استفاده از کارتهای زرد: که پیش گیرنده و کاهنده جمعیت آفت می باشد.

سن پسته

این حشرات دو گونه به محصول پسته خسارت می زنند.

  • خسارت مستقیم: که بر اثر تغذیه سن بوجود می آید و اهمیت چندانی ندارد.
  • خسارت غیر مستقیم: تغذیه سن از دانه های پسته و ایجاد نوعی بیماری است که در آن مغز دانه بر اثر تراکم اسپورهای قارچ عامل بیماری به صورت ماده ای ماستی شکل در می آید که باغداران آن را ماسو (مخفف ماستو) می نامند خسارت سن به شکل خسارت بهاره و تابستانه مورد بررسی قرار می گیرد.

در خسارت تابستانه سن از محل خندان شدن خرطوم خود را وارد کرد و تغذیه می کند. روی مغز در محل شکاف پوسته لکه هایی ایجاد می شود و طعم آن تلخ شده و سبب کاهش ارزش اقتصادی محصول می شود.

خسارت بهاره: در خرداد صورت می گیرد. با تغذیه سن از دانه های پسته قارچ عامل بیماری ماسو به جنین منتقل می شود. حشره خرطوم خود را از دو لایه پوست میوه گذرانده و به جنین می رساند. در قسمت پایین و نزدیک دم میوه، در محل فرو بردن خرطوم نقطه سیاهی با هاله ای در اطراف آن شکل می گیرد.

علارغم نکات یاد شده در مورد سن باید بدانیم که میزبان اصلی سنها گیاهان مرتعی نظیر اسفند و گیاهان خانواده Chenopodiaceae می باشند که جزء علفهای هرز باغ محسوب می شوند. وجود سنها همیشه در داخل و حاشیه باغ مسلم است. سنها اغلب اواخر تابستان به محصول خسارت وارد می کنند. حذف شدید علفهای هرز میزبان این سنها موجب افزایش خسارت می شود.

آثار-نیش-زدگی-سن-روی-میوه

بالشتک

در صورتی که تعداد پیله های حاوی تخم زیاد و در سطح باغ پراکنده باشد، اتیون بعلاوه روغن ولک توصیه می شود.

پیله های حاوی تخم بالشتک روی برگها

پیله های حاوی تخم بالشتک روی برگها

منبع : http://atlasmelon.ir

مديريت بهاره باغهای پسته

مبارزه با آفات
هرسال باغداران به دفعات مجبور به مبارزه شیمیایی و غیرشیمیایی با انواع آفات می‌شوند. فصل بهار زمان سبزشدن درختان پسته و گلدهی آنهاست. با شروع سبزشدن درختان پسته، از اواسط اسفندماه فعالیت آفات نیز آغاز می‌شود. با توجه به حضور همزمان چند آفت در باغ‌، بویژه در اوایل فصل بهار و مناسب‌بودن زمان مبارزه شیمیایی علیه‌آفات عمده پسته در این فصل، اول باید دانست کدام آفات اصلی و مهم هستند و کدام را باید در درجه دوم و سوم اهمیت قرار داد، تا برای کاهش تعداد دفعات سمپاشی و در صورت امکان، مبارزة همزمان با برخی آفات خسارتزا، «روش مبارزه» و هم «ترکیب مناسب سم» را انتخاب کرد. در صورت لزوم باید از مخلوط‌کردن ۲حشره‌کش (و یا یک حشره‌کش و یک قارچ‌کش)، که اختلاط آنها مجاز باشد، برای کنترل همزمان دو یا سه آفت استفاده شود.

پروانه چوبخوار پسته (کرمانیا)
با توجه به دوره خروج لاروهای زمستانگذرانِ این آفت، از اوایل اسفندماه و تشکیل پیله‌های شفیرگی بر روی سرشاخه‌ها (در شرایط آب و هوایی استان کرمان)، و اوج ظهور و تشکیل شفیره‌ها در دهه سوم اسفندماه، در صورت زیادبودن جمعیت این آفت در باغ می‌توان با توصیه کارشناسان محلی از حدود ۲۰ اسفند تا ۵ فروردین ماه با آنها مبارزه کرد.

پسیل معمولی پسته ( شیره خشک)
حشرات کامل پسیل‌های زمستانگذران، از اواسط اسفندماه در باغ‌های پسته ظاهر می‌شوند، و با تغذیه از جوانه‌های در حال سبزشدن پسته، بر روی آنها تخم‌ریزی می‌کنند. با توجه به پائین‌بودن جمعیت نسل اول پسیل، بویژه در طی ماه‌های فروردین و اردیبهشت، نیازی به مبارزه اختصاصی علیه این آفات نیست و اگر سموم مناسب برای مبارزه با سایرآفات پسته بکار رود، تلفات کافی بر روی جمعیت این آفت نیز خواهد گذاشت. مبارزه اختصاصی علیه پسیل معمولی با توجه به جمعیت و حساسیت ارقام پسته، تقریباً از اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه ضروری است.

شپشک های پسته
شپشک واوی، یا شپشک سرشاخه و برگ پسته: دارای ۲ نسل در سال است ولی فقط در نسل اول می‌توان علیه پوره‌های سن یک آن مبارزه کرد. مناسبترین زمان مبارزه، اواخر فروردین واوایل اردیبهشت ( در شرایط آب و هوایی استان کرمان) و همزمان با خروج ۷۰ درصد پوره‌های سن یک می‌باشد.
شپشک تنه‌ای(کنده‌ای) پسته: این آفت دارای یک نسل در سال است و تقریباً همزمان با خروج پوره‌های سن‌یک شپشک واوی، پوره‌های سن یک این آفت نیز خارج می‌شوند. (اختلاف زمانی خروج پوره‌ها ۳ تا ۴ روز است) مناسبترین زمان مبارزه، اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت، همزمان با خروج ۷۰ درصد پوره‌های سن یک است. در صورت بالابودن جمعیت هریک از این شپشک‌ها و خسارت شدیدی که وارد می‌کنند، می‌توان حدود ۲ هفته بعد از سمپاشی نوبت اول، مجدداً سمپاشی را تکرار کرد.

زنجره پسته( شیره تر)
در سالهای گذشته جمعیت این آفت در باغهای پسته خیلی زیاد بود،اما با سمپاشی‌های سالهای اخیر جمعیت آن کاهش یافته است. بهترین زمان سمپاشی، هنگام ظهور پوره‌های آفت است.

سنک های پسته
این آفات در چندسال اخیر در اکثر باغ‌های پسته کشور مشاهده شده است. در اوایل فصل بهار و از مرحله تشکیل میوه تا شروع سخت‌شدن پوست استخوانی میوه پسته، با تغذیه از میوه‌های نابالغ و حساس، خسارت شدید وارد می‌کنند. در گذشته باغداران از سم «آندوسولفان» برای مبارزه با این آفت استفاده می‌کردند، با حذف این سم از لیست سموم مجاز کشور، لازم است از سموم مناسب موجود در بازار با نظر کارشناسان محلی استفاده شود.

سرخرطومی پسته
حشرات کامل این آفت که مرحله مهم و خسارتزای آن محسوب می‌شوند و از جوانه‌های رویشی و زایشی در حال بازشدن، به شدت شدیداً تغذیه می‌کنند، از اواخر اسفند و اوایل فروردین بصورت حشرات کامل خاکستری رنگ در باغ‌های پسته مشاهده می‌شوند، که لازم است در این زمان با سموم مناسب با آنها مبارزه شود.

سوسک سرشاخه خوار پسته
به این حشره در استان کرمان “سوسکو” نیز می‌گویند. حشرات کامل آفت از اواخر اسفندماه از چوب‌های خشک که در آن‌ها بصورت لارو، زمستانگذرانی می‌کنند خارج شده و به سمت درختان پسته پرواز می‌کنند. اوج خروج حشرات کامل و ظهور آنها بر روی درختان پسته، اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت ماه است. حشرات بالغ به شاخه‌های جوان که همان سال رشد کرده‌اند، حمله می‌کنند، جوانه‌ها را می‌خورند واز محل جوانه‌ها دالان‌هایی به طول ۳تا۵ سانتیمتر حفر می‌کنند. با توجه به زیست‌شناسی این آفت و زمستانگذرانی آن بصورت لارو در داخل شاخه‌های خشکیده، مبارزه غیرشیمیایی با آن بسیار ساده و اقتصادی است و اگر بطورکامل انجام گیرد به هیچ‌وجه نیاز به مبارزه شیمیایی علیه آن نخواهد بود.
روش مبارزه:
– جمع‌آوری چوب‌ها و شاخه‌های خشک‌شده و شاخه‌های تازه هرس شده و سوزاندن کامل آنها؛ اجتناب ازانبارکردن چوب‌ها و شاخه‌های پسته برای مصارف سوختی در مناطق و انبارهای نزدیک به باغ‌های پسته.
– تله‌گذاری با چوب‌های نیمه‌خشکیده و یا تازه هرس شده در ناحیه یقه درختان و یا قراردادن دسته‌های چوب در زیردرختان به فواصل ۱۰۰ متر از هم، و سپس، جمع‌آوری و سوزاندن آنها و جایگزینی دسته‌های چوب جدید بجای آنها بصورت ماهیانه از اواسط‌مهر تا اواسط اسفندماه.

مديريت تغذيه باغ پسته در فصل بهار
آغاز فصل بهار همزمان است با شروع رشد درخت پسته، اولين اقدام تغذيه‌اي در اين مرحله‌دادن كودهاي ازت بصورت سرك است. اولين قسط ازت از اواخر اسفندماه تا اواخر فروردين توصيه مي‌شود. البته در صورت امكان دادن قسط اول ازت در نيمه دوم فروردين ماه بهتر از نيمه اول فروردين است. مقداركود توصيه شده در اين مرحله ۲۰۰ كيلوگرم در هكتار سولفات آمونيوم، يا ۱۷۵تا ۱۵۰ كيلوگرم در هكتار اوره براي آبهاي شيرين است.
در باغهایي كه عارضه لكه‌پوست‌استخواني سالهاي گذشته در آنها مشاهده شده، محلول‌پاشي كلات كلسيم با غلظت۵۰۰ تا ۷۵۰ سي‌سي در هزارليترآب دردهه سوم فروردين برای رفع و كاهش خسارت عارضه مؤثر است. بهترين زمان براي شروع محلول‌پاشي‌هاي تغذيه‌اي، اول ارديبهشت ماه است. در اين زمان سطح برگ به اندازه كافي بزرگ شده و نفوذپذيري آن نسبتاً سريع و مناسب است. براي محلول‌پاشي سعي نمایید از كودهايي استفاده کنید كه تركيب دو يا سه نمونه از آنها، تمام نياز درخت به عناصر ماكرو و ميكرو را پوشش می‌دهد.
برای کسب نتیجة بهتر لازم است محلول‌پاشي اول با فاصله زماني دو تا سه هفته تکرار شود. در خردادماه و قبل از مغزرفتن، دادن نوبت دوم كودهاي ازت به ميزان ۱۷۵ كيلوگرم در هكتار، سولفات آمونيوم، و يا ۱۵۰ كيلوگرم اوره براي اراضي شيرين توصيه مي‌شود. قبل از مغز رفتن، محلول‌پاشي با كلات پتاسيم و اوره براي جلوگيري از عارضه سوختگي و پوكي مؤثر است

سم مونتو

سم مونتو بازار سیاه و دلال بازی سود جویان

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بازار نهاده های کشاورزی بخصوص کود و سم در ایران بازار آشفته ایست و دهها مطلب قبلا در مورد آن در این وبلاگ از طرف من نگاشته شده است اما باز بعلت اهمیت مطلب گاه گاهی خالی از لطف نیست که نگاهی به آن داشته باشیم. بحث نظارت روی کیفیت سموم و کودهای کشاورزی در ایران یک مساله فراموش شده است و به یک شوخی بی مزه می ماند. در دولت و وزارت جهاد کشاورزی هیچ ارگانی پاسخگوی نظارت بر کار کارخانجات و فروشندگان سموم کشاورزی نیست و اگر هم بازدیدهایی صورت می گیرد در حد بچه گول کردن می ماند تا واقعیت. امروز روز در هر کوره دهاتی سم را مثل نقل و نبات می فروشند و مجوز فروش سموم را به هر فارغ التحصیلی می دهند و فقط مدرک مهم است حالا از کدام دانشگاه و آیا این بابا صلاحیت فروش سم را دارد یا نه زیاد مهم نیست? مافیای سموم کشاورزی و کودهای کشاورزی در ایران قدرتمند است و می رود که با مصرف بی رویه سموم کشور ایران به آلوده ترین کشور از نظر شیوع سرطانها و معظلات مربوط به استفاده از آفت کش ها در منطقه و جهان مبدل شود. وضعیت آنقدر اسف بار است که بچه ۵ ساله هم می داند که مثلا استامی پرید چه سمی است و آن را براحتی در ازای دادن پول می خرد. سخن از کنترل بیولوژیک و غیر شیمیایی که گاها از زبان عده ای شنیده می شود خنده دار است و جای سوال اینجاست که با این سطح زیر کشت و این تراکم آفت چگونه می خواهیم به مبارزه بیولوژیک بپردازیم. وقتی که ما نمی توانیم جلوی ۴ تا دلال سم را بگیریم چگونه می خواهیم روش بیولوژیک را در باغات پسته برای مبارزه با آفات پیاده سازی کنیم. وا… خدا شاهد است که خیلی چیزها را نمی شود نوشت چون دردسر برای نویسنده درست می شود اما چه کنم که دلم برای بدبخت بیچاره ها می سوزد و کشاورزانی که باهزار زحمت چند کیلو پسته با این کم آبی تولید می کنند. هر آدمی جنس خودش را آورده و می فروشد و از آن تبلیغ می کند و در واقع کشاورز گیج است که حقیقتا حق با کیست و کی راست می گوید و کی دروغ! کانتینر کانتینر سم از چین و هند وارد می کنند سمومی که از طرف سازمانهای مربوطه ممنوع اعلام شده اند! سم استامی پرید که دو سال قبل به خاطر آلودگی باقیمانده سم در آن از اروپا برگشت خورد انواع و اقسام ایرانی و خارجی آن در بازار وجود دارد. کاش حداقل بازار سموم و دلال بازی آن در دست عده ای واقعا باسواد و دلسوز بود. مشتی بیسواد و از همه جا افتاده شده اند سم فروش! به همه بازنشستگان فلان وزارت خانه مجوز فروش سموم داده اند و طرف انگار که پفک نمکی می فروشد دارد سم در بین کشاورزان توزیع می کند! تا کی باید شاهد این بازار آشفته سموم و کودهای کشاورزی در ایران باشیم من نمی دانم چرا درک نمی کنیم که سموم خطرناکند سرطانزا هستند آینده جامعه و سلامت نسلهای بعدی را بخطر می اندازند!! متاسفانه بازار بسیار آشفته ای برای سموم کشاورزی در ایران درست شده است و همین سم جدید یعنی مونتو شده قوز بالای قوز! عده ای دلال قسمت عمده سم عرضه شده به بازار را می خرند و بعد در زمان مناسب بالاتر از قیمت واقعی می فروشند. آیا سموم کشاورزی که بلای جان انسانها هستند باید در دست عده ای دلال باشد! باعث تاسف است که نظارت روی کار سم فروشی ها بعلل مختلف در حد صفر است و متاسفانه بسیاری از فروشندگان بیسواد و کم سواد هستند! شاید مشکل بزرگتر باغداری و پسته داری ایران آن باشد که بسیاری از بهره برداران باغات پسته در ایران بیسوادند و افراد بیسواد با دلالان بیسواد بهتر کنار می آیند تا متخصصان دلسوز! همیشه وقتی که کمبود در بازار باشد درست شدن بازار سیاه زیاد دور از ذهن نیست! سم مونتو سم خوبی است ولی متاسفانه عده ای با جهالت های خود خواسته یا ناخواسته موجب بدنام شدن آن می شوند. سموم تقلبی مونتو یکی دیگر از مسایل است و جدیدا سموم تقلبی مونتو بوفور در بازار مصرف مشاهده می شوند وقتی که قوطی خالی سم مونتو را به قیمت چند ده هزار تومان می خرند بلاشک باید دانست که بجای سم اصل سم دیگری را داخل آن می ریزند و لیبل را براحتی چاپ می کنند و وارد بازار مصرف می کنند. بنظر می رسد با شرایط موجود مارکت کشاورزی در ایران تنها راه چاره آگاهسازی کشاورزان باشد و حداقل کشاورزان سم مورد نیاز خود را از فردی بخرند که تخصص دارد و دلسوز است حتی اگر بالاتر از قیمت بازار می فروشد حداقل این اطمینان وجود دارد که موجب بدتر شدن کار نخواهد شد. باعث تاسف است که بازار سم مونتو باید در دست عده ای دلال بیسواد و کم سواد باشد و آنها برای مونتو قیمت تعیین کنند. بهر روی با اوضاع فعلی دور نیست که سم مونتو نیز به سرنوشت سایر سموم دچار شود. ماجرای مارکت کشاورزی و نهاده های کشاورزی در ایران حکایت حزن انگیزی است و دلالی جای آگاهی و تخصص را گرفته است. حتی بسیاری از متخصصین ما هم متاسفانه دزد شده اند و سر این و آن را شیره می مالند. همانطور که گفتم شاید تنها راه علاج بالابردن آگاهی کشاورزان باشد تا دلالان نتوانند کلاهبرداری کنند و والا نهادهای نظارتی کار خاصی نکرده اند و نمی توانند بکنند. نسل قدیمی باغدار و پسته دار ما بیسواد و کم سواد است و خوشبختانه بمرور زمان نسل های آتی و بعدی هوشیارترند و سراغ کسانی می روند که تخصص در امر کشاورزی دارند نه سراغ دلالان. خاصیت بازار نهاده های کشاورزی در ایران طوری است که هر جنسی مانند سم مونتو جا بیفتد سریعا دلال بازی برای آن شروع می شود و باید با سیاستهای صحیح شرکت اصلی وارد کننده و توزیع کننده جلو این دلال بازی ها گرفته شود. چه خوب است سموم از دست افراد ناآگاه و دلال گرفته شود و بدست افراد متخصص سپرده شود. همانطور که گفتم امکان نظارت گسترده دولتی بر نحوه عرضه سموم و توزیع آن نیست و باید کشاورزان را آگاه کرد.

سم مونتو و حواشی آن

سم مونتو و حواشی آن

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سم مونتو با ماده موثره اسپیروتترامات یکی از سموم جدید عرضه شده به بازار برای مبارزه با پسیل پسته یا شیره خشک است. در مورد خود سم مونتو و دوز مصرف و سایر خصوصیات این سم قبلا مقالاتی در این وبلاگ از طرف من گذاشته شده است و خوانندگان محترم میتوانند به آنها رجوع داشته باشند. شیره خشک یا پسیل پسته خسارتزاترین و سمج ترین آفت در باغات پسته ایران است و تقریبا تمامی باغات پسته درگیر مساله شیره خشک هستند از همه نقاط پسته خیز ایران و استانهای مختلف. در امسال در استان کرمان بدلیل بارندگی های برف و باران نسبتا خوب زمستانه خسارت پسیل پسته یا شیره خشک نسبت به سالهای ماقبل از شدت کمتری برخوردار است اما با گرم شدن هوا دوباره خسارت پسیل پسته شروع شده و در برخی از باغات جمعیت طغیانی پسیل پسته را شاهد هستیم. بهر روی با توجه به اینکه سم مونتو تقریبا جواب قابل قبولی روی کنترل پسیل پسته داشته است امسال کشاورزان علاقه زیادی را به خرید این سم از خود نشان می دهند و مصرف این سم بشدت در بازار افزایش یافته است. بهر روی اگر سمی بتواند حداقل ۲ تا ۳ ماه جلو خسارت پسیل پسته را بگیرد و کشاورزان را از دردسر سم پاشی های بی رویه نجات دهد سم بسیار خوبی است هر چند که قیمت آن نسبت به سایر سموم موجود در بازار بیشتر باشد. مارکت نهاده های کشاورزی در ایران مارکت بزرگ و شلوغی است و همه تاجران دنبال درآمد بیشتر هستند و شاید یک دلیل اصلی مخالفت با سم مونتو این باشد که وقتی مونتو پاشیده شود مصرف سایر سموم کاهش پیدا خواهد کرد و این اصلا برای تولیدکنندگان سموم و وارد کنندگان دلچسب نیست چون فروش سایر سموم بدلیل پایین آمدن مصرف کاهش پیدا خواهد کرد! کسانی که بنده را از نزدیک می شناسند می دانند که بنده هدفی جز خدمت به کشاورز و باغدار ندارم  و اگر مطالبی برای دفاع از مونتو می نویسم این نیست که شرکت بایر به من پولی داده باشد یا آوانسی! خدا شاهد است که من یک شاهی از شرکت وارد کننده مونتو و افراد مسول در این شرکت نگرفته ام و نخواهم گرفت که به نفع مونتو مطلب بنویسم. و این واضح است که فروش مونتو سود چندانی برای فروشندگان ندارد و این یکی از مشکلات سم مونتو است که درصد سود خالص برای فروشندگان ناچیز است و شرکت بایر باید فکری در مورد آن بکند. در مورد فروش سموم ارزان قیمت حداقل ۲۰ درصد سود برای فروشندگان وجود دارد و این در حالی است که در مورد مونتو سود حتی به زیر ۵ درصد است و فروش مونتو سود چندانی برای فروشنده ندارد. بهر روی یکی دیگر از سیاست های غلط وارد کنندگان این سم کمبود این سم در بازار است. جای سوال اساسی اینجاست که چرا سم مونتو به مقدار کافی در بازار ایران وجود ندارد و کشاورزان باید دنبال این سم بدوند و با هزاران دردسر چند لیتر سم تهیه کنند شاید این استراتژی برای شرکت وارد کننده بسیار سود بخش باشد اما موجب سختی و زحمت برای باغداران و زحمتکشان است. یکی دیگر از مشکلات سم مونتو نبودن قیمت ثابت برای این سم و درست شدن بازار سیاه برای این سم است بصورتی که در برخی از نقاط کشاورزان مجبورند قیمت های بالاتر از قیمت سم برای خریدن آن بپردازند و دلال بازی در مورد این سم بیداد می کند. در مورد نحوه صحیح مصرف سم آگاهسازی کافی صورت نگرفته است و مسولان شرکت وارد کننده باید روی فرهنگ سازی استفاده صحیح از این سم کار زیادی انجام بدهند تا این سم به سرنوشت سایر سموم دچار نشود. بنظر من سم مونتو را نباید دست کشاورزان عادی داد چون موجب خراب شدن وجهه سم و درست شدن شایعات در مورد این سم خواهد شد. یک مساله دیگر در مورد مونتو استفاده خودسرانه و بدون در نظر گرفتن استانداردهای لازمی است که در مورد این سم از طرف کمپانی سازنده توصیه شده است. زمان مصرف نحوه مصرف دوز مصرف و کیفیت سم پاشی اینها همه عواملی هستند که نیاز به آگاهسازی از طرف شرکت وارد کننده دارد و بسیاری از کشاورزان از آن بی خبرند. همانطور که اشاره شد درست شدن بازار سیاه بدلیل کمبود این سم در بازار قربانی اصلی آن شرکت وارد کننده خواهد بود چون بازار را اشباع نمی کند و همین امر موجب بروز تقلب و قلابی شدن سم مونتو خواهد شد. تشخیص سم اصلی از قلابی توسط بسیاری از کشاورزان کم سواد میسر نیست و براحتی سر کشاورزان را کلاه می رود. یک کشاورز عادی بیسواد چگونه می تواند به هولوگرام یا لیبل یا سایر خصوصیاتی توجه کند که موجب تشخیص سم اصلی مونتو از تقلبی می شود. یکی دیگر از مشکلات بوجود آمدن شایعات مثبت و منفی در مورد سم مونتو است که باید شرکت وارد کننده با گذاشتن سمینارها و اطلاع رسانی این مشکل را حل کند. بالا بردن توقعات به مقدار بسیار بالا از سم مونتو کار صحیحی نیست وبارها اتفاق افتاده که مونتو در برخی از نقاط عملکرد مناسبی نداشته به دلایل مختلف و اینکه ما توقعات را بی جهت از سم مونتو بالا ببریم اصلا مطلب صحیحی نیست. مثلا بسیاری می پندارند که با پاشیدن سم مونتو دیگر تا آخر فصل نیازی به سم پاشی با هیج سمی نیست یا بعد از پاشیدن مونتو اصلا نباید حشره پسیلی روی برگها وجود داشته باشد و برگها باید کاملا پاک باشند که اصلا چنین مطالبی صحت ندارد و هیچ گارانتی از طرف شرکت سازنده سم مونتو وجود ندارد و حتی توصیه به استفاده به صورت دو نوبت در طول سال است. بلاشک مونتو مقدار مصرف سموم آفت کش در باغات پسته را کاهش داده و این نکته جالبی برای بسیاری از تولید کنندگان و فروشندگان سموم آفت کش نیست و باید به مخالفت با آن بپردازند و شایعه سازی کنند. شایعات خنده داری در مورد استفاده از مونتو وجود دارد از جمله عقیم شدن درختان! باقیمانده سموم داخل مغز پسته و فرو ریختن گره های زایشی و بسیاری از این دست مزخرفات که هیج گونه توجیه علمی ندارد. سم مونتو یک سم با کیفیت است و استانداردهای لازم مصرف را در بسیاری از نقاط دنیا از جمله ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا را دارد و بنابراین شایعه سازی در مورد مونتو از اساس اشتباه است. بنظر می رسد تنها خطر بالقوه سم مونتو مقاوم شدن آفت در برابر این سم است و آن زمانی است که بصورت خودسرانه و بی رویه از سم مونتو استفاده شود و بمرور زمان پسیل پسته نسبت به سم مقاوم شود. بهر روی شخص بنده هیچ صنمی با شرکت وارد کننده سم مونتو ندارم و مقداری هم که لازم داشتم خریداری کردم بمرور و حتی یک شاهی هم تخفیف نگرفتم که بخواهم بنفع شرکت سازنده یا وارد کننده مطلب بنویسم ا….اعلم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

آیا در مورد سم مونتو می توان با قاطعیت نظر داد؟

آیا در مورد سم مونتو می توان با قاطعیت نظر داد؟

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی- عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سم مونتو تاثیر بسیار مناسبی در کنترل پسیل پسته یا شیره خشک در باغات پسته داشته است و تاثیرات کنترل کنندگی آن بر هیچ کس پوشیده نیست! آزمایشات و گزارشات نشان می دهد که سم مونتو از هر نظر سم مناسبی است و تاثیرات سویی روی محیط زیست حشرات مفید و مسایل بهداشتی نداشته است. تکنولوژی بالای این سم در اختیار آلمانهاست و هیچ کشور دیگری نتوانسته این سم را فرموله کند. حاشیه ها در مورد سم مونتو و تاثیرات آن زیاد است از تقلب بگیر تا گرانفروشی و مسایل دیگر که در مقالات قبلی به آنها تا حد زیادی پرداخته شده است و جوابیه هایی نیز از سوی مهندس زنده دل گرامی به خوانندگان عرضه شده است. اینکه ما چه برداشتی از این سم بکنیم نیاز به گذشت زمان است و تاثیرات درازمدت این سم روی درختان پسته باید مد نظر باشد. بنظر من نمی توان در عرض ۲ یا ۳ سالی که از عرضه این سم به بازار گذشته در مورد این سم قضاوت کرد. بهر روی بسیاری از کشاورزان شایعات زیادی را در مورد اثرات منفی این سم روی درختان بیان می کنند از جمله افزایش یافتن سرخشکیدگی ها و فروریختن گره های رویشی یا زایشی زرد شدن برگها و ریختن برگها و بسیاری دیگر از شایعات!! بهر روی در حال حاضر هیچگونه تحقیق مستدلی روی پسته در مورد سم مونتو و اثرات سو احتمالی آن وجود ندارد و هر چه که هست از خوبی این سم و قدرت کنترل کنندگی و دوام این سم حکایت می کند. اما بنظر می رسد در مورد شایعات مربوط به این سم هم دقت کرد و نمی توان یکجانبه قضاوت کرد. اینکه سم مونتو هیچ گونه اثرات سویی نداشته باشد شاید یک حرف بزرگ و غیرقابل اثبات باشد اما حتی اگر ۱ درصد هم شایعات در مورد این سم حقیقت داشته باشند باز هم نمی توان براحتی از کنار آنها گذشت. اقلیم پسته کاری در استانهای مختلف پسته خیز ایران بسیار متغییر است و حتی انواع آب و خاک و هوا در شرایط درختان و تاثیر سم مونتو می تواند تاثیرگذار باشد. همانطور که اشاره شد نتیجه گیری راجع این سم باید در درازمدت باشد و نمی توان در کوتاه مدت قضاوت کرد. البته باید توجه داشت که هدف از نوشتن این مقاله دلسرد کردن کشاورزان از مصرف این سم نبوده و نیست و در کوتاه مدت این سم تاثیرات بسیار خوبی در کنترل پسیل پسته داشته است. توصیه بنده به شرکت وارد کننده این سم این است که تحقیقاتی مفصل راجع اثرات دراز مدت این سم روی درختان پسته داشته باشند تا بتوانند بصورت مستدل از عملکرد این سم دفاع کنند. شرایط درختان پسته اوحدی دارای سرخشکیدگی در مناطق پسته کاری استان کرمان با درختان سالم و نتومند مرکبات در کالیفرنیای امریکا قابل مقایسه نیست. این احتمال اگر چه ممکن است در حد صفر باشد اما باز هم نمی توان بسادگی از کنار آن گذشت. دانش بسیاری از کشاورزان در حد بالایی نیست و شاید سرخشکیدگی ها و مشکلات درختان پسته را به سم مونتو نسبت بدهند. بنده بارها و بارها از نزدیک با برخی از کشاورزان برخورد کرده ام که بیان می کنند مونتو سم خوبی نیست و وقتی علت را می پرسیم خشکیدگی سرشاخه ها و خشک شدن بیش از حد آنها زردی درختان و بسیاری از مسایل دیگر را به استفاده از سم مونتو نسبت می دهند که احتمالا این حرفها محلی از واقعیت ندارند و بیشتر به شایعه سازی می مانند اما باز هم نمی توان از کنار این حرفها براحتی گذشت. باید نتیجه اصلی از این سم را بصورت درازمدت در نظر داشت و در کوتاه مدت نمی توان قضاوت کرد. ممکن است بسیاری از کمبودها بخصوص زردی ناشی از کمبود نیتروژن بخصوص در موعد پر شدن مغز در درختان پسته را به اشتباه به مونتو نسبت بدهند یا  علایم کمبود عناصر میکرو را به استفاده از سم مونتو نسبت بدهند یا حتی مسمومیت های ناشی از عناصر بور (B)، سدیم (Na) و کلر (Cl)!! بهر روی باید در مورد این سم بررسی های بیشتری صورت گیرد و باید تحقیقات بیشتری در مورد این سم انجام شود. تحقیقاتی که کاربردی باشند و گرنه پول دادن به فلان موسسه برای گرفتن گواهی مصرف نمی توان جلو شایعات مربوط به این سم را بگیرد! بهر روی سم مونتو توانسته بار بزرگی را از دوش کشاورزان بردارد و این جای خوشحالی دارد. سم پاشی باغات پسته به فواصل هر ۱۵ روز از اوایل فصل بهار کار بسیار پرزحمت و پرهزینه ای بوده است و مونتو توانسته است این بار بزرگ را از دوش کشاورزان بردارد!! مشاهدات شخصی بنده نشان داده در مورد درختان ضعیف و دارای سرخشکیدگی مونتو ممکن است باعث تشدید بیماری شود هر چند که پسیل پسته را کاملا کنترل می کند!! البته باز هم این ادعا فقط مبنای تجربی دارد و باید در مورد آن بررسی شود تا به قطعیت رسید. همانطور که بنده بارها گفته ام که وابسته به هیچ گروهی نیستم که بخواهم بنفع یا علیه چیزی مطلب بنویسم. در مورد مونتو هم این مطلب صدق می کند. بنده طرفدار و دلسوز کشاورزان هستم و باید نسبت به شایعات و واقعیتها حساس باشم. شاید وجود سموم تقلبی مونتو در بازار هم یکی از مشکلات عمده و اینچنین شایعاتی باشد. سم بی کیفیت چه مونتو باشد و یا هر سم دیگری می تواند تاثیرات سو روی درختان داشته باشد. همیشه حرفهای دسته اول در مورد مونتو و کلا درختان پسته را باید از کشاورزان شنید. اگر چه برخی از کشاورزان از سم مونتو دفاع می کنند اما هستند بسیاری از کشاورزان که مونتو را بایکوت کرده اند و از آن استفاده نکرده اند. بنده شخصا از نزدیک با بسیاری از کشاورزان از نزدیک گفتگو کرده ام و گاها نظرات متناقضی در مورد مونتو می شنوم حتی یکی از کشاورزان به بنده گفت مهندس اگر سمی مانند مونتو بتواند تا چندین ماه پسیل پسته را کنترل بکند حتما دارای عوارض جانبی روی درختان است و این مساله مساله قابل تاملی است هر چند که بنده خاطر نشان کردم مونتو سمی کاملا آزمایش شده است و اثرات سو ثابت شده ای در بسیاری از کشورها نداشته است. بهر روی حتی برخی از کشاورزان اینقدر نسبت به سم بدبین هستند که همه مشکلات درختان را به اثرات سم مونتو نسبت می دهند اما همیشه سوالها باقیست و هیچ چیز قطعی نیست. حتی در مورد خود من بارها وبارها از مطالبی که قبلا در وبلاگ آمده عقب نشینی کرده ام و نظرم کلا عوض شده است و در محیط طبیعت و باغ پسته هیچ چیزی قطعی نیست. باید صبور بود و به اثرات جانبی سم دقت کرد هر چند که مونتو در کنترل آفت بسیار موفقیت آمیز عمل کرده است.

سونامی آفت کش ها در ایران

سونامی آفت کش ها در ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکلات بخش کشاورزی در ایران بسیار زیادند. اگر چه کمبود آب و منابع آبی مهمترین چالش کشاورزی در ایران است و عده ای به اصطلاح روشنفکر به بهانه کم آبی در صدد تعطیلی بخش کشاورزی در ایران هستند!! اما بنظر می رسد بعد از مشکل کم آبی و نبود آب برای کشاورزی و حتی مصرف خانگی، استفاده بی رویه از آفت کش ها مهمترین و دومین مشکل عمده کشاورزی در ایران باشد. متاسفانه آمار دقیق و واقعی در مورد مقدار استفاده از سموم آفت کش در ایران وجود ندارد ولی شواهد و قراین حکایت از مصرف بسیار زیاد سموم آفت کش در ایران است. عمق فاجعه در مورد سموم آفت کش در ایران بسیار زیاد است و تنها منحصر به یک منطقه یا محصول خاص کشاورزی مانند استان کرمان و درختان پسته نیست. در مورد تمام محصولات کشاورزی تولید شده در ایران باقیمانده سموم کشاورزی در محصولات کشاورزی فوق العاده بالاست و در حقیقت مردم کم اطلاع به جای خوردن محصولات کشاورزی و استفاده از ویتامین ها و مواد معدنی موجود در آنها متاسفانه سم می خورند!! از شمال کشور پهناور و عزیزمان و محصول برنج بگیر تا صیفی کاری ها و مرکبات جنوب و شرق و غرب و پسته ایران همه آلوده به سموم کشاورزی هستند. در واقع فرمولاسیون سموم آفت کش در ایران و تولید آنها در ایران یکی از صنایع بسیار پربازده در ایران از نظر سوددهی محسوب می شود. علاوه بر سموم تولید شده در داخل کشور بسیاری از سموم آفت کش دیگر از سایر کشورها وارد سیستم مصرف کشاورزی ایران می شوند و هر سال هزاران تن سموم شیمیایی مختلف از گروههای مختلف شیمیایی وارد چرخه محیط زیست و اکوسیستم کشاورزی در ایران می شوند! به جرات می توان ادعا کرد که اگر خریداران سموم کشاورزی در ایران نبودند بسیاری از کارخانجات تولید سموم آفت کش در چین و هند ورشکسته محسوب می شدند!! عمق فاجعه باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی آنقدر زیاد است که گاها هنگام بریدن و خوردن یک گوجه فرنگی یا خیار گلخانه ای بوی و عطر!! سموم براحتی بمشام می رسند حتی در مورد درختان پسته هم بارها بنده وقتی پسته خوردم وجود سم در پسته را بصورت سوزش گلو احساس کرده ام!!. هر محصول زراعی یا باغی دارای آفات مخصوص به خود است و گاها در طول یک فصل زراعی ممکن است چندین نوبت سم پاشی مورد نیاز باشد. وضعیت در محصولات گلخانه اسف بار و فاجعه بار است و گاها دقیقا چندین ساعت  قبل از عرضه محصولات گلخانه ای مانند گوجه فرنگی و خیار و ….سم پاشی انجام می شود و بعد از سم پاشی محصول با ظاهری آراسته و خوش ترکیب وارد بازار مصرف می شوند. در حقیقت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی تقصیر چندانی ندارند و پولی را بابت خرید میوه جات پرداخت می کنند به امید رسیدن ویتامین و مواد مفید دیگر موجود در محصولات کشاورزی غافل از اینکه متاسفانه باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی بالاست!! بنظر می رسد در مورد میوه های وارداتی عمق فاجعه بیشتر باشد چون بیشتر میوه جاتی که از خارج از ایران وارد ایران می شوند از کشورهایی می آینده و تولید می شوند که وضعیت نظارت روی تولید و استفاده از آفت کش ها روی محصول بارها از ایران بدتر است!! حتی چندی پیش در مورد برنجهای وارداتی از برخی از کشورهای جنوب شرقی آسیا گزارشات مبسوطی از آلودگی به فلزات سنگین و سایر آلاینده ها در جراید انتشار یافت!! بهر روی استفاده از آفت کش ها برای کنترل آفات کشاورزی یک پدیده جهانی است و نمی شود کلا آن را رد کرد. در واقع تولید محصول کشاورزی که و سیستم کشاورزی که در آن اصلا از سموم آفت کش استفاده نشود به مدینه فاضله انسانها می ماند و همانطور که می دانیم ما مدینه فاضله در هیچ جای این کره خاکی بشری نداریم. بهر روی امروزه استفاده از آفت کش ها مدیریت مصرف و مقدار بدون استفاده از سم و مصرف آفت کش ها بعنوان یک فاکتور ارزیابی کشورها از نظر پیشرفته بودن محسوب می کنند. بدین معنی که هر چه یک کشور پیشرفته تر از نظر کشاورزی و … باشد مقدار مصرف سموم آفت کش در این کشور کمتر است. در علم مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی استفاده از سموم آفت کش بعنوان آخرین سلاح و بدترین سلاح انگاشته می شود!! در مورد کشور پهناور و بزرگ و عزیزمان ایران مصرف سموم آفت کش و عوارضی کوتاه مدت و دراز مدت آن روی سلامتی محیط زیست و حتی سلامتی انسانها قبلا از طرف بنده چندین مطلب در وبلاگ نگاشته شده است و بنده قبلا نظرات خود را به عرض دوستان رسانده ام اما بنده در پی عمل به ادای دین و وظیفه وجدانی خودم این مطلب را دوباره بسیار مهم دیدم و بنظر من همانطور که گفتم مصرف فوق العاده بالای سموم آفت کش روی محصولات کشاورزی ایران می رود که بعنوان دومین معظل مهم بخش کشاورزی ایران بعد از مشکل اصلی ( کم آبی و بی آبی) جای خود را باز کند. متاسفانه بخش های نظارتی که تقریبا تماما دولتی هستند نقش چندانی در کنترل سلامتی محصولات کشاورزی ایران از نظر باقیمانده سموم انجام نمی دهند و در بهترین حالت بعنوان یک گزارش یا بخش نامه به کشاورزان یا مصرف کنندگان هشدار می دهند که بطور قطع کافی و مطلوب بنظر نمی رسد. در مورد پسته که مهمترین محصول کشاورزی ایران است نیز وضعیت استفاده از سموم دهشتناک و فاجعه بار است و در حقیقت در بیش از ۹۰ درصد مناطق پسته خیز ایران آلودگی شدید به آفت کش ها در زیست بوم مناطق پسته کاری مشاهده می شود. باقیمانده سموم در پسته در مورد بسیاری از سموم زیادتر از حد مجاز است و بارها وبارها محموله های صادراتی پسته از ایران بدلیل باقیمانده بیش از حد مجاز بسیاری از سموم برگشت خورده اند بخصوص در مورد کشورژاپن و کشورهای اروپایی و امروزه بخش اصلی پسته مورد نیاز این کشورها را ایالات متحده تامین می کند. همین باقیمانده سموم و افلاتوکسین موجود در مغز پسته بهانه خوبی دست کشورهای رقیب تولید کننده پسته مانند ایالات متحده و ترکیه داده است که بر علیه پسته ایران سم پاشی تبلیغاتی کنند تا جای خود را برای در دست گرفتن بازارهای سنتی پسته ایران در دنیا بگیرند. چرا باید با مصرف بی رویه سموم بخصوص سموم پایدار (سمومی که بمدت طولانی در مغز پسته می مانند و تجزیه نمی شوند) بهانه دست سایر کشورها بدهیم! در واقع وظیفه چه ارگانهایی هست که برای این مشکل مهم که صادرات پسته را تهدید می کند چاره ای بیاندیشند! بنده که جواب قابل قبولی ندارم متاسفانه. تنها انجمن پسته ایران است که با آگاهسازی ها توانسته تا حد زیادی آنهم به کشاورزان باسواد و روشنفکر تا حد زیادی رفع مشکل کند و سایر نهادها انگار که در خوابند!! حرف زدن و شعار دادن آسان است و همه می دانند مشکل چیست اما راه حل ها کدامند! ان شاا… در بخش دوم به راه حل ها تا حدی که بتوانم خواهم پرداخت!!

 

سونامی آفت کش ها در ایران

سونامی آفت کش ها در ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بسیاری از کشارزان برای کنترل آفات راهی بجز استفاده از سموم شیمیایی را ندارند و شاید اگر مبارزه شیمیایی صورت نگیرد محصول آنها بر باد خواهد رفت بنابراین اینکه ما سموم شیمیایی را حذف کنیم نتنها منطقی نیست بلکه اجازه این کار را خود کشاورزان نمی دهند اما راه حل چیست؟ راه حل های خیلی زیادی برای کم کردن استفاده از سموم شیمیایی نیست. اینکه کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی به سمت کاهش مصرف سموم شیمیای می روند و هزینه های هنگفتی را به این امر اختصاص می دهند اتفاقی و از روی تفنن نیست! دانشکده های کشاورزی و دپارتمانهای گیاهپزشکی در کل دنیا بصورت مرتب روی تحقیقات مربوط به استفاده از روش های غیر شیمیای برای کنترل آفات و امراض گیاهی و حتی انسانی و جانوری تکیه دارند از روی سادگی آنها نیست بلکه این کشورها بخوبی دریافته اند که با آفت کش ها نمی شود شوخی کرد سم سم است و کشنده و دارای عواقبت بسیار دهشتناک بخصوص در دراز مدت!! اینکه مثلا در اروپا یا امریکا بودجه های میلیون دلای برای روش کنترل غیر شیمیایی اختصاص می دهند در واقع به فکر سلامتی شهروندان خود هستند و استفاده از سموم خطرناک هیچ کاری برای آنها ندارد. استفاده از روش های غیرشیمیایی مبارزه با آفات در واقع استفاده از روش هایی است که کمترین خطر را برای سلامتی انسانها و محیط زیست دارند و حتی برخی از کشورها با برخی از آفات مبارزه نمی کنند تا بمرور زمان با استفاده از دشمنان طبیعی آفات آفت خود به خود کنترل شود و این ما خود انسانها هستیم که با دستکاریها در محیط طبیعت به دشمنان و آفات اجازه خسارت را داده ایم. سموم غیرشیمیای بسیاری با منشا طبیعی تولید شده اند که توانسته اند تا حد زیادی و بصورت بسیار کم خطرتر آفات را کنترل کنند و جای این گونه سموم در کشور ما بسیار خالیست!هر چند که تلاشهایی در این راستا صورت گرفته اما کافی نیست!! بسیاری از این سموم منشا گیاهی دارند مانند عصاره های گیاهی و ….یکی دیگر از راههای غیر شیمیایی مبارزه با آفات تقویت و تکثیر دشمنان طبیعی و رها سازی آنها برای کنترل آفت است که مسایل و مشکلات خاص خود را دارد و روی این مطلب هم کارهای قابل قبولی در ایران انجام شده ولی متاسفانه بسیاری از این تحقیقات هیچگاه به مرحله عمل بصورت گسترده نرسیده اند. یکی دیگر از روش های مهم مبارزه با آفات و امراض گیاهی بهبود شرایط و مساعد کردن شرایط آنتاگونیست ها در طبیعت و نامساعد کردن شرایط رشد و نمو برای آفات و امراض گیاهی است مثلا در مورد برخی از بیماری های گیاهی کشت زود هنگام تا حد زیادی از خسارت امراض گیاهی می کاهد و بسیاری از موارد دیگر که موجب نامساعد شدن شرایط توسعه آفات و امراض گیاهی می شوند!! یک راه مهم مبارزه با آفات و امراض گیاهی استفاده از روش مبارزه زراعی است یعنی با استفاده از عملیات زراعی مثلا شخم عمیق یا یخ آب زمستانه یا جمع آوری و معدوم کردن بقایای گیاهی می توان به کاهش جمعیت آفات کمک زیادی در فصل زراعی آینده کرد. در مورد پسته و درختان پسته شاید کاربردی ترین راه و آسان ترین راه آگاهسازی کشاورزان باشد و باید به همه کشاورزان هشدار داد که سموم شیمیایی نقل و نبات نیستند که هی بخواهند انها را بصورت مداوم از سم فروش های بخرند و با هر دوزی و هر زمانی که خواستند استفاده کنند. سموم شیمیایی عوارض خطرناکی دارند و بلاشک یکی از دلایل بالا بودن آمار سرطانها در مناطق پسته خیز مربوط به استفاده بی رویه از سموم آفت کش است. سم باید از دست کشاورزان گرفته شود و به شرکتهای خاص سپرده شود. در هر منطقه باید شرکتهایی درست شوند و به صورت کنتراتی یک منطقه را بصورت مناقصه بردارند و کارهای کنترل آفات و بیماریها به آنها سپرده شود و هیچ راه کاربردی دیگری برای کاهش مصرف سموم نیست!! وقتی که یک منطقه با سطح زیر کشت مثلا ۲۰۰ هکتار به یک شرکت کاربلد مبارزه با آفات سپرده شود مصرف سموم بشدت کاهش خواهد یافت و بازدهی بسیار مطلوبی هم در بر خواهد داشت. شاید با این روش در هر سال ۳ نوبت مبارزه شیمیایی با آفات پسته در زمان مناسب و سم مناسب بتواند مشکل را تا حد زیادی برطرف کند هر چند که این چنین طرحهایی مخالفان زیادی خواهد داشت اما با مخالفان نیز می توان برخورد کرد بدین صورت که به کشاورزان خاطی هیچ گونه آبی تعلق نگیرد!!استفاده از شرکتهای مبارزه با آفات در باغات پسته کار جدیدی نیست و کشاورزان آمریکایی سالهای سال است که مبارزه با آفات در باغات پسته خودشان را به اینچنین شرکتهایی واگذار می کنند و کاری به کار مبارزه با آفات در باغ پسته خودشان ندارند با این روش فرصت های شغلی بسیار زیادی برای کارشناسان کشاورزی ایجاد خواهد شد و همچنین در مصرف سموم صرفه جویی خواهد شد و محیط زیست هم کمتر آلوده خواهد شد. یکی از مشکلات بسیار بزرگ و شاید مهمترین درد باغات پسته در ایران این است که بسیاری از کشاورزان کم سواد و بی سوادند و همین مطلب مبارزه هماهنگ با آفات را مشکل می کند. حتی بسیاری دیگر از افراد با سواد هم بنابر سودهایی که از مصرف بی رویه سموم دارند با آن طرح مخالفت می کنند چون مستقیم یا غیرمستقیم با مافیای سموم و کودهای کشاورزی در ایران مرتبط هستند! جای تعجب و تاسف است در منطقه ای که هزاران هکتار باغ پسته دارد کارشناسان گیاهپزشک بیکارند و این در حالی است که گیاهپزشکی باید پرسودترین رشته و پرطرفدارترین رشته باشد و دلیل آن این است که ما اطلاعات زیادی در مورد مضرات سموم و استفاده بهینه از کارشناسان کشاورزی نداریم. فرهنگ مبارزه اصولی با آفات و امراض گیاهی در ایران یک فرهنگ غلط است و فاصله زیادی با شرایط بهینه وجود دارد و راهی جز آگاه کردن کشاورزان نیست. البته تمام تقصیرات را نمی توان به گردن کشاورزان انداخت و بسیاری دیگر در بوجود آمدن سونامی استفاده از آفت کش ها در ایران دخیل هستند! اینکه کارشناسی در طول سال بتواند ۱۰ تن سم را بفروشد این کارشناس در واقع خدمت چندانی به کشاورزان نکرده بلکه اگر بتواند ۵۰۰ لیتر از مصرف سم در یک منطقه بکاهد به منطقه و اطرافیانش کمک کرده است. همین تعیین زمان مناسب سم پاشی و توصیه سم مناسب با دوز صحیح کمک زیادی به کاهش مصرف سموم خواهد کرد. متاسفانه بسیار از کارشناسان کشاورزی بجای کارشناسی و کاستن از مصرف سموم خود به دلالان عمده سموم تبدیل شده اند و در واقع دلالان سموم دلالان مرگ هستند!! و نتنها خدمتی به کشاورزان نمی کنند بلکه در آلوده شدن محیط زیست ایجاد سرطانهای مختلف و نابودی حیات وحش دخیل هستند!! باید به بسیاری از محققین و کارشناسان کشاورزی هشدار داد و به حال آنها تاسف خورد که فروش سموم کشاورزی در واقع هنر چندانی نیست و هنر کارشناس یا محقق کم کردن از مصرف سموم است. در مورد بسیاری از پزشکان هم این امر مصداق دارد وقتی که یک بیمار از دردی شکایت می کند مخلوطی از قرص های مختلف را تجویز می کند تا به هر حال یک دارو روی بخش مشکل دار بدن اثر کند. بسیاری از پزشکان با کمترین تجویز دارو و حتی بدون تجویز دارو موجب بهبودی بیمار خود می شوند و این هنر هر پزشکی نیست! به امید کاهش مصرف سموم و فردای بهتر برای صنعت پسته ایران!!

نکاتی در مورد استفاده از روغن ها (روغن ولک) در پسته

نکاتی در مورد استفاده از روغن ها (روغن ولک) در پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

توصیه بر این است که روغن ها در هنگام رشد درختان و سبز شدن درختان مصرف نشوند چون موجب آسیب به بافتهای سبز گیاهی می شوند. در مبحث مبارزه با آفات استفاده از روغن ها رایج است اما ملاحظات مخصوص به خود را دارد. پر مصرف ترین روغن های مورد استفاده در کشاورزی روغن هایی هستند که منشا آلی یا نفتی دارند!! هر چند روغن های مشتق شده از گیاهان هم کاربرد خوبی برای مبارزه با برخی از آفات مخصوصا در ترکیب با سموم پیدا کرده اند (روغن کنجد و…). روغن های معدنی همان روغن های نفتی هستندPetroleum Oils) -Minera). یک روغن معدنی خوب روغنی است که خوب تصویه شده باشد. تشخیص یک روغن معدنی خوب مثلا روغن ولک خوب در ایران و مارکت کشاورزی ایران کمی دشوار است و نمی شود بر اساس رنگ و بو و….تشخیص قطعی داد ولی معمولا روغن های ولک با کیفیت سفید رنگ هستند (هر چند این قضیه ممکن است در مورد مارکت ایران صدق نکند!). بهترین راه تشخیص یک روغن خوب در مارکت کشاورزی ایران استفاده از آن و نتیجه گیری برای استفاده در سالهای بعد است!! در مورد استفاده از روغن ولک برای تامین نیاز سرمایی درختان پسته باید نکات زیر را یادآور شد. دوز مصرفی حداقل ۲۰ در هزار و حداکثر ۴۰ در هزار متفاوت است بر اساس نظر کارشناس و واریته درختان. بخوبی واضح است که زمان مصرف روغن ولک برای تامین نیاز سرمایی باید قبل از شروع رشد و حرکت جوانه ها در بهار باید باشد (حداقل ۳ هفته قبل از باز شدن جوانه ها). از هر گونه اختلاط روغن ولک با سایر ترکیبات باید خودداری شود مخصوصا قارچ کش های مسی (اکسی کلرور مس-اکسیل مس-بردو و…). وقتی روغن با دوز بالا برای رفع نیاز سرمایی پاشیده می شود نیازی به اختلاط با هیچ گونه حشره کشی نیست و افزودن حشره کش به منظور مبارزه به شپشک و یا هر آفت دیگری هیچ توجیهی ندارد. برای تشخیص یک روغن ولک یا هر روغن گیاهی دیگر باید ۲ معیار یا خصوصیت اصلی مد نظر باشد اول خصوصیت شیمیایی یا ملاحظات شیمیایی Chemical considerations. دوم ملاحظات فیزیکی یا Physical considerations. مشتقات نفتی از جمله روغن های ولک دو مشکل عمده دارند اول قابلیت گیاهسوزی یا فیتوتوکسیتی که باید به امر دقت شود مخصوصا در دوزهای بالا و بی جهت و دوم باقیمانده روی سطوح سرشاخه ها و شاخ وبرگها که می تواند موجب مسدود سازی و حتی تخریب پوست سرشاخه ها شود (روغن های بی کیفیت). خاصیت عدم باقیمانده روی سطوح شاخ و برگ بسیار اهمیت دارد! در مورد استفاده از روغن ها برای مبارزه با آفات بخصوص شپشکها باید این مطلب را یادآور شد که روغن ولک بخودی خود کشندگی ندارد و با بستن راه تنفس پوستی آفات موجب مرگ آفات می شود بنابراین پوشش مناسب از روغن ولک در بحث مبارزه با آفات بسیار مهم است. برای بحث مبارزه با آفات بهتر است از روغن ولکی استفاده شود که دارای وزن مولکولی متوسط باشد. روغن با وزن مولکولی پایین یا Light یا دارای وزن مولکولی بالا هر یک مشکلات خاص خود را دارند!! روغن های گیاهی مناسب پارافینی هستند و روغن های پارافینی روغن های مناسبی برای استفاده هستند!! بهم زدن تانکر حاوی روغن اهمیت زیادی دارد و چون روغن در آب کاملا حل نمی شود باید حتما هم زده شوند. متاسفانه در پاره ای مواقع می شود که محلولهای غذایی مختلف به صورت اختلاط با روغن ولک مصرف می شوند که نتنها سودی ندارند و در برخی مواقع اثرات آنتاگونیستی روی هم دارند و دارای اثرات منفی ثابت شده در یک مطالعه علمی روی پسته شده اند!! استفاده از روغن ولک در دماهای پایین و دماهای بالا قابل توصیه نیست. در رطوبت نسبی بالای هوا هم استفاده از روغن ها صحیح نیست. در مورد استفاده از روغن ولک هم مانند برخی از پروداکتهای دیگر یک قانون کلی وجود دارد و آن این است که روغن ولک برای درختان ضعیف خطرناک است و برای درختان قوی و شاداب مشکلی ایجاد نخواهد کرد و حتی مفید خواهد بود (در موارد تایید شده توسط کارشناس). نظر من برای استفاده از روغن ولک بیشتر برای رفع نیاز سرمایی در درختان پسته است تا مبارزه با آفات. در مورد مبارزه با آفات دوز روغن مصرفی باید بسیار کمتر از دوز استفاده برای رفع نیاز سرمایی در درختان پسته باشد و بجز در مورد مبارزه با شپشکها (طغیان شدید آفت) استفاده از روغن ولک برای مصرف در باغات پسته غیرقابل توصیه است!!