افق های جدید دانش کشاورزی جهان

ساختاربندی دوباره اجتماع و اقتصاد در کشاورزی و صنعت به دلیل ورود فناوریهای نوین در ۱۰سال گذشته به سرعت منجر به ادغام صنعت و کشاورزی شده است. به همین دلیل گروه فناوریهای خبرگزاری مهر در گزارشهایی به بررسی تاثیر فناوری در کشاورزی دنیا و در نهایت کشور می پردازد.ادغام و یکپارچگی اجتماع و اقتصاد در کشاورزی و صنعت به شکل گیری، توسعه و تغییر نوع نظام کشاورزی- غذایی در هر کشوری منتهی می شود.نمودار نظام کشاورزی – غذایی در حال حاضر هم در قله نمودار و هم در دره آن یک ادغام عمودی است و سیر صعودی را نشان می دهد. قله نمودار در این نظام به معنی تولید تمام دروندادهای استفاده شده در محصولات کشاورزی است و دره به معنی فعالیتی است که محصولات کشاورزی، تولید و توزیع غذایی را تا پایان زنجیره در بر می گیرد. پایان زنجیره نقطه ای است که کالا و خدمات کشاورزی و یا غذایی به دست مصرف کننده می رسد.از طریق این ادغام، محصول کشاورزی بیش از همیشه ویژگیهای یک محصول صنعتی را به خود می گیرد این درحالی است که کاربرد فناوریهای نوین تا حد زیادی منجر به افزایش موانعی می شود که از طبیعت و عناصر بیولوژیکی محصولات کشاورزی و غذایی آغاز و به توسعه سرمایه ها ختم می شوند.به این ترتیب، تولیدات کشاورزی و غذایی وابستگی و نیاز کمتری به زمین پیدا خواهند کرد و در این میان دستکاریهای تکنولوژیکی افزایش می یابد. از سوی دیگر با توسعه فناوریهای این بخش، نیاز یک محصول کشاورزی و غذایی به نیروی کار دست تاحد چشمگیری کاهش خواهد یافت.در چنین بافتی، تلاش برای مدرنیزه کردن فناوریهای کشاورزی عنوان انقلاب سبز به خود می گیرد و استفاده ترکیبی از ماشین آلات کشاورزی، استفاده وسیع از فناوریهای آبیاری، فناوریهای افزاینده میزان حاصلخیزی، ارائه روشهای جدید نابودی آفات و از همه مهمتر فناوریهای بهبود بذرهای پیوندی را شامل می شود.کاربرد و گسترش انقلاب سبز پس از جنگ جهانی اول منجر به افزایش بهره وری کار شد و امکان استفاده سیستماتیک از بعضی منابع طبیعی را فراهم کرد.در هر حال، این تلاش از یک طرف نتوانست در حذف گرسنگی کشورهای جهان سوم توفیقی به دست آورد و از سویی دیگر در عین حال که موجب بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی دولتهای پیشرفته و به خصوص سرمایه داران شد، آسیبهای جدی به محیط زیست وارد آورد.پس از عدم توفیق انقلاب سبز، اصطلاح دیگری با عنوان انقلاب فناوری زیستی از ربع آخر قرن بیستم وارد ادبیات کشاورزی جهان شد. انقلاب فناوری زیستی در عین حال که انقلاب سبز را به چالش می کشید بسیاری از مفاهیم و ویژگیهای مهم آن را مثل مکانیزه شدن و استفاده زیاد از مواد شیمیایی را حفظ می کرد.فناوری زیستی مدرن افقهای وسیعتری را نسبت به انقلاب سبز به خصوص در نگاه به سرمایه گذاریهای درآمدزا می گشود. محصولات فناوریهای زیستی که حاصل دستکاری بیولوژیکی منابع طبیعی و دستکاری ژنتیکی بذر غلات هستند، نتایج وسیعی در شرایط و فعالیتهای انسان دارند.استفاده های کاربردی از متد مادیگرایان نشان می دهد که انقلاب فناوری زیستی نتیجه تاریخی سرمایه داری فعلی در فاکتورهای زیر است :
۱- افزایش بحران کنونی بهره وری و رشد میزان تقاضای تولید. درحقیقت انقلاب فناوری زیستی یک پاسخ مدرن به فشار سرمایه داری کشاورزی امروزی است. مصرف محصولات غذایی دستکاری شده و با ارزش کم حتی می تواند ارزش نیروی کار را کاهش دهد و در این حال استفاده از فناوری زیستی منجر به افزایش موانع توسعه سرمایه داری است.
۲- انقلاب فناوری زیستی به موازات توسعه کلی علم و به ویژه بعضی از فناوریها مثل فناوری اطلاعات توسعه می یابد.
۳- انجام تحقیقات در عرصه فناوریهای زیستی بسیار مهم است و یکی از پیش شرطهای ایدئولوژیکی بهره وری و توسعه فناوری به شمار می رود.
فناوری و کشاورزی
افزایش بی رویه محصولات کشاورزی در قرن اخیر در پی توسعه ابزارآلات کاربردی فناوری به وقوع پیوسته است. در حقیقت مکانیزه شدن کشاورزی، شیمی و ژنتیک موجب بهبود کمیت و کیفیت این محصولات می شود و این ضوابط علمی نیز همچنان به جستجوی خود در یافتن شرایطی برای رشد این فعالیت ادامه می دهند.
کشاورزی در قرن ۲۱
کشاورزی جهانی دو هدف مهم را برای سالهای آینده دنبال می کند که شامل افزایش تولید جهانی محصولات کشاورزی و حفظ محیط زیست است. دستیابی به هدف افزایش تولید محصولات، بدون استفاده از زمینهای کشاورزی حاصلخیز جدید امکانپذیر نیست و محیط زیست نیز تنها می تواند با کاهش چشمگیر مواد شیمیایی محافظت شود.مهندسی ژنتیک و در کل دستکاری ژنتیکی گیاهان با استفاده از فناوریهای نوین همانند توسعه فناوریهای سنتی بهبود ژنتیکی، امروزه تبدیل به یک گزینه انتخابی شده و به همین دلیل با موافقتها و مخالفتهای زیادی مواجه است.همچون تمام فناوریها، فناوری ژنتیک نیز برپایه سه فاکتور فرایند، محصول و سازمان استوار شده است. این درحالی است که چالش میان پیروان فناوریهای سنتی و حامیان فناوریهای نوین بسیار گسترده شده و این تصور را ایجاد کرده است که نوآوریهای فناوری که در بازار کالاهای تمام بخشها، نقش کلیدی ایفا می کند در مورد بیوتک هرگز به نتایج دلخواهی دست نیابد.در حقیقت امروزه جنگ میان محصولات طبیعی و محصولات بیوتک چنان توسعه یافته است که به نظر نمی رسد پذیرش محصولات دستکاری ژنتیکی شده از سوی عموم در آینده نزدیک اتفاق افتد. این درحالی است که انسان آگاهانه و ناآگاهانه در مدت ۲۰ هزار سال با انتخاب برخی گونه های گیاهی به جای برخی دیگر در طبیعت دست برده است و بنابراین آنچه که امروز محصول طبیعی خوانده می شود در حقیقت خود نیز نوعی محصول بیوتک است که در طولانی مدت به دست آمده است.در هر حال باید اذعان کرد که دستکاری ژنتیکی عملکردی ژنها می تواند افقهای جدیدی را برای حل مشکلات حاضر بر سر راه بهبود ژنتیکی سنتی گیاهان بگشاید.
منبع: کتاب اصول بوم شناسی کشاورزی
اف اس پی مارکت

هدف اصلی در اقتصاد کشاورزی و اقتصاد تولید

در هر فعالیت اقتصادی هدف عبارت است از برآوردن نیازمندیهای زندگی به وسیله منابع محدودی که خداوند در دسترس انسانها گذارده است .نیازمندیهای زندگی هرگز ثابت و یکسان نمی ماند ، بلکه با پیشرفت هایی که در عوامل مختلف زندگی یعنی به بازار آمدن چیزهای تازه ، تغییرات وسایل زندگی ، بالا رفتن قدرت خرید و شاید بیش از هر چیز ، تقلید ، پیوسته روی می دهد هر روز در تغییر است .از دیدگاه اقتصادی بهتر است این تغییرات در نوع و میزان احتیاجات همراه با دگرگونیهای تولید باشد تا امکان فراهم شدن نیازمندیها به آسانی دست دهد . البته همیشه چنین نیست ، چه بسا عواملی که موجب پیشرفت در تولید یا مانع از افزایش آن می گردد و به دست‌ آمدن خواستها و نیازها به آسانی میسر نمی شود .بنابراین پرسشی که پیش آید این است که فعالیت کشاورزی چه نوع احتیاجاتی را در بر می گیرد و ویژگیهای آن احتیاجات کدام است و تأثیر نیازمندیهای مزبور بر فعالیت کشاورزی چیست ؟ پاسخ به این پرسش ذیلاً داده می شود .
وضع ویژه تولید کننده فرآورده های کشاورزی در اقتصاد
تولید کننده محصولات کشاورزی می دانند که پس از عرضه محصول به بازار به قدر کافی تقاضا خواهند داشت . از این رو در هر حال ، یک بازار فروش برای او فراهم است و در کشورهای پیشرفته اطمینان بیشتری نیز برای روستایی تولید کننده فراهم شده و آن این است که دولت مازاد محصول او را می خرد تا بنیه اقتصادی کشاورز ضعیف نشده و زیان نبیند .در سال ۱۳۵۲ در ایران نیز با به تصویب رسانیدن آئین نامه ویژه ای (از آئین‌نامه ترتیب تعیین و تخمین کمترین بهای محصولات کشاورزی و دامی) موجبات تأمین خاطر روستاییان را که در گذشته چشمشان به دست خریداران سلف و رباخواران حرفه ای بود فراهم ساخته ولی هنوز در مورد تمامی محصولات عمل نمی شود .می دانیم که تمام کالاها و خدماتی که مردم به کار می بندند ، حاصل کار نظام اقتصادی تولید است و نتیجتاً مقادیر آنها به کارآیی نظام اقتصادی بستگی دارد . هر چقدر نظام اقتصادی بهتر سازمان یافته باشد ، مقادیر کالاهایی که در دسترس مردم قرار می گیرد بیشتر خواهد بود . در هر نظام اقتصادی پنج وظیفه برای بقاء و رشد و توسعه آن باید انجام گیرد .اولین وظیفه نظام اقتصادی تعیین انواع کالاها وخدماتی است که باید تولید بشود چون کالاها و خدمات به خاطر مصرف مردم تولید می شود . برای تضمین مصرف باید کالاها و خدماتی تولید شود که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان باشد .پس باید وسیله ای باشد که مصرف کنندگان بتوانند توسط آن خواسته های خود را در مورد انواع مقادیر کالاهای مصرفی ابراز کنند .وظیفه دوم نظام اقتصادی سازماندهی به تولید کالاها و خدمات است به نحوی که این کالاها و خدمات با خواسته های مصرف کنندگان مطابقت کند . منابع هر اقتصاد که باید در تولید کالاها و خدمات به کار رود محدود است . از این رو برای تقسیم و تخصیص منابع موجود مانند زمین و کار و سرمایه ، در تولید کالاها و خدماتی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان می باشند وجود وسیله ویژه ای ضروری است.اگر نظام اقتصادی طوری تنظیم نشده باشد که این وظیفه با حداکثر کارآئی در آن انجام پذیرد ، کالاها و خدمات کمتر از مقادیر ممکن تولید خواهد شد ، به طوری که با انتقال منابع از تولید بعضی از کالاها و خدمات به تولید برخی دیگر می توان تولید آنها را افزایش داد .وظیفه سوم نظام اقتصادی توزیع تولیدات است ،‌در جامعه پیچیده امروزی ، صاحبان اغلب فعالیتهای اقتصادی منابعی را به کار می گیرد که متعلق به افراد دیگری اتست ، پاداش به کار گرفتن این منابع در تولید کالاها و خدمات موردنیاز مصرف کنندگان به صاحبان اصلی آنها تعلق می گیرد .اگر یک نظام اقتصادی بخواهد به حیات خود ادامه دهد و رشد و توسعه پیدا کند ، باید وسایل لازم برای نگهداری واحدها و وسایل تولیدی خود را فراهم سازد ، این چهارمین وظیفه یک نظام اقتصادی است .کالاها و خدمات جدید تولید نمی شوند ، مگر اینکه نظام اقتصادی طوری سازمان یافته باشد که تولید آنها مورد تشویق قرار گیرد . پس برای تحقیق و نوآوری باید دلگرمی ایجاد شود تا کالاها و خدمات جدید تولید به شیوه ای بهتر در دسترس مصرف کنندگان قرار گیرد وظیفه پنجم نظام اقتصادی فقط به یک دوره کوتاه مدت مربوط می شود ، در هر دوره زمانی مقادیر هر یک از کالاها نسبتاً محدود است . روشن است که مقدار مصرفی هیچ کالایی نمی تواند بر مقدار موجودی آن فزونی یابد. نظام اقتصادی باید طوری تنظیم شده باشد که در هر دوره زمانی مصرف هر یک از کالاها و خدمات را با مقادیر موجود آنها برابر سازد . وظیفه اخیر نظام اقتصادی در واقع نوعی جیره بندی است که به تطبیق مقدار مصرفی از هر یک از کالاها و خدمات با مقدار موجود آنها مربوط می شود .چهار وظیفه اول را که در بالا به آنها اشاره شتد می توان به منزله بیان علاقه مصرف کنندگان به نوع کالاها و خدمات و تنظیم تولید برای جوابگویی به این خواسته ها تلقی کرد . وظیفه پنجم نظام اقتصادی تنظیم مصرف کالا و خدمات موجود بین مصرف کنندگان می باشد . هر نظام اقتصادی صرفنظر از نوع حکومت موجود پنج وظیفه را که بیان کردیم باید انجام دهد لکن طرز انجام آنها به سازمان نظام اقتصادی بستگی دارد . در نوعی از نظام اقتصادی که به نام اقتصاد آزاد خوانده می شود صاحبان منابع (زمین ،کار ، سرمایه) می توانند آنها را در تولید هر نوع کالایی به کار گیرند و یا به افراد دیگر واگذارند تا آن منابع مزبور را در تولید کالاها و خدمات قابل فروش مورد استفاده قرار دهند .در این گونه اقتصاد به صاحبان این منابع پاداش داده می شود و آنها می توانند در مقابل کالاهای مورد علاقه خود را بخرند .در زیر درباره اینکه یک اقتصاد «آزاد» پنج وظیفه فوق را چگونه انجام می دهد به طور خلاصه بحث می کنیم .تعیین نوع کالاهایی که باید تولید شود همانطوریکه گفته شد ، تولید باید به نحوی باشد که کالاهایی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان است تولید گردد . باید وسیله ای برای انتقال اطلاعات از مصرف کنندگان به تولید کنندگان موجود باشد ، در نظام اقتصاد آزاد قیمتها نقش مزبور را داشته ، مصرف کنندگان با خرید خود میزان علاقه خویش را ابراز می دارند .وقتی تولید کنندگان ملاحظه کنند که کالایی راحتتر و سریعتر فروخته می شود قیمت آن را بالا می برند تا نفع بیشتری بدست آورند .در مقابل ، افزایش قیمت سبب می‌شود که کالای مزبور کمتر فروخته شود ، در حالی که تولید آن افزایش می یابد ، مصرف‌کنندگان در موقع خرید خود رای می دهند که چه کالایی باید تولید شود . سرعت فروش کالا در بازار به منزله معیاری است که در ازاء قیمت موجود ، میزان علاقه مصرف کنندگان را نشان می‌دهد .برای مثال ممکن است مصرف کنندگان بخواهند که کمتر گوشت مرغ به بازار فرستاده شود ، در این صورت فروشندگان مجبور می شوند که قیمت گوشت مرغ را تنزل دهند تا تمام موجودی خود را بتوانند بفروشند .این کاهش وسیله ای را برای انتقال اطلاعات به تولیدکنندگان گوشت مرغ فراهم میآورد و تولید کنندگان این نکته را در می یابند که بیشتر از آنچه مصرف کنندگان با قیمتهای رایج حاضر به خرید هستند گوشت مرغ تولید می کنند . از طرف دیگر وقتی موجودی گوشت مرغ در مغازه ها به سرعت کاهش می یابد ، به تولید کنندگان این نکته را می رساند که مصرف کنندگان علاقمند هستند در ازای قیمت جاری مقدار بیشتر از مقدار موجود گوشت مرغ بخرند فروشندگان برای بدست‌آوردن سود بیشتر با مشاهده علاقه مصرف کنندگان قیمت گوشت مرغ را بالا می برند .از طرف دیگر فروشندگان برای اینکه مقادیر بیشتری گوشت مرغ را از تولیدکنندگان بخرندبه آنها قیمت بالاتری می پردازند . تولید کنندگان از میزان سرعت فروش کالاهای موجود به شدت علاقمندی مصرف کنندگان پی می برند . مصرف کنندگان با اظهار علاقه خود در بازار سبب می شوند که قیمت کالاها نسبت به هم تغییر کند و بدین وسیله موجبات تنظیم تولید را فراهم می آورند . البته در نظام اقتصاد آزاد همه مصرف کنندگان به یک اندازه درتعیین انواع کالاهایی که باید تولید شوند مؤثر نیستند ، چون میزان خرید هر مصرف کننده به قدرت خرید وی محدود می شود از این رو‌، میزان تأثیر هر مصرف کننده در نوع تولید به قدرت خرید وی بستگی خواهد داشت . مثلاً یک نفر ممکن است اصلاً نان نخورد ولی امساک وی از خوردن نان نمی تواند در تعیین نرخ نان مؤثر باشد ؛ در صورتی که میزان فولادی که یک شرکت بزرگ اتومبیل‌سازی می خرد ، می تواند بر قیمت فولاد در بازار تأثیر زیادی بکند .زمانی که قیمت کالایی نسبت به سایر کالاهای در واکنش به افزایش خرید آن کالا به وسیله مصرف کنندگان افزایش یابد ، تولید کنندگان علاقه مند می شوند که میزان تولید خود را از آن کالا افزایش دهند . از سوی دیگر ، زمانی که قیمت کالایی افزایش یابد مصرف کنندگان علاقمند می شوند از میزان مصرف خود از آن کالا کم کرده از کالاهای دیگر زیادتر مصرف کنند . یعنی تغییرات قیمت کالاها اطلاعات موردنیاز برای ایجاد تغییرات لازم در شیوه مصرف جهت افزایش رفاه را در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهد .
توزیع درآمد حاصل از فروش کالاها
منابع را صاحبانشان یا در تولید کالایی که به فروش خواهند رفت به کار می برند و یا به افرادی دیگری که این کار را انجام می دهند واگذار می کنند . نظام قیمتها منابع را به تولید کالاهایی اختصاص می دهند که درآمد حاصل از آنها حداکثر باشد ، درآمد حاصل از فروش محصول بین صاحبان منابع بر حسب قیمتهای رایج آنها پرداخت می‌گردد .پرداخت در برابر کار دستمزد ، در مقابل زمین اجاره ، در مقابل سرمایه کارمزد و بالاخره ، در مقابل مدیریت را منفعت می نامند .همانطوری که گفته شد تولید کنندگان علاقه مند هستند منابعی را به کار می برند که هزینه تولیدی آنها حداقل گردد . از طرف دیگر شیوه قیمتهای نسبی سبب می شود که صاحبان این منابع آنها را در سودمندترین تولیدات به کار می برند . وقتی تولید‌کننده‌ای مایل به گسترش تولید خود باشد ، برای استفاده از منابع لازم بهای بیشتری بپردازند ، این امر باعث می گردد که صاحبان منابع مزبور آنها را از سایر تولیدات به تولید کالای اخیر انتقال دهند .
تضمین حفظ و گسترش میزان تولید
برای تضمین جریان منظم کالاها و خدمات درآمد تولید کنندگان باید به اندازه ای باشد که در حفظ و نگهداری واحدها و وسایل تولید انگیزه کافی برای آنان فراهم کند . اگر دریافتیهای بنگاهی از هزینه های آن کمتر باشد گرایشی برای از بین بردن وسایل تولید آن بوجود خواهد آمد ، در حالی که حفظ واحدهای تولیدی جهت تثبیت مقدار تولید ضروری می باشد . بعلاوه اگر جامعه خواستار تولید کالاها و خدمات جدید مصرفی باشد باید تولید کنندگان انتظار کسب درآمد احتمالی کافی داشته باشد تا ریسک تولید چنین کالایی را تقبل کنند .قبل از تولید کالای جدید تولید کنندگان بازار را مطالعه می کنند تا اطمینان حاصل کنند که تولید آن کالا سودمند خواهد بود ، البته سودمند بودن تولید کالایی به تعداد مصرف کنندگان و قیمتهایی که مایل به پرداختن آن هستند بستگی خواهد داشت .
اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران
در این قسمت ابتدا به طور کلی در زمینه نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی بحث می کنیم و سپس به بررسی اهمیت و موقعیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران ، رشد این بخش در سالهای اخیر و سهم نسبی فعالیتهای گوناگون کشاورزی ، صادرات و واردات محصولات و تراز پرداختهای خارجی این بخش می پردازیم .
نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی
گرچه نمی توان ادعا کرد که سهم و نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی کشورهای گوناگون یکسان است ، ولی در عین حال تقریباً هیچ پدیده اجتماعی یا تاریخی را نمی توان بدون در نظر گرفتن یک قالب کلی مورد مطالعه جدی قرار داد ، بنابراین این مسأله در خطوط کلی خود در بیشتر کشورهای جهان قابلیت تعمیم دارد ، البته در بررسی اهمیت بخش کشاورزی در پیشرفت و توسعه هر یک از کشورهای کم رشد ، بایستی چهارچوب کلی را بر مشخصات و ویژگیهای اقتصادی آن کشور تطبیق داد و سپس به نتیجه گیری و ارائه طریق پرداخت .از آنجایی که قسمت اعظم جمعیت کشور در این بخش متمرکز و بهره وری آن بسیار پایین است ، بخش کشاورزی مجبور به تولید برای خود مصرفی خود می باشد و قادر نیست سهمی در توسعه اقتصادی کشور داشته باشد .در آمد هر خانوار زارع بستگی کامل به مقدار زمین و نیروی کار موجود در خانوار دارد و نوسان آن تاحد زیادی تابع آب و هوا و عوامل طبیعی است ، از طرف دیگر ، چون تمام عوامل تولید از خود خانوار تأمین می شود توسعه و تحولات بخشهای دیگر تأثیر چندانی بر روی بخش کشاورزی ندارد . همچنین یک کشاورز سنتی و خانوادگی به دلیل کمی مازاد محصول وطبیعت هزینه های تولید محصولات کشاورزی، چندان تحت تأثیر تغییرات قیمت قرار نمی گیرد . در یک واحد بهره‌برداری سنتی تمام یا بیشتر هزینه ها به صورت هزینه ثابت بوده و در بیشتر موارد از امکانات شغلی بسیار کمی برخوردار است ، این پدیده همراه با کمی مازاد محصول باعث ایجاد حلقه ارتباطی بسیار ضعیف بین کشاورزی و بخشهای دیگر و بالطبع کمی نقش و سهم کشاورزی در توسعه اقتصاد می شود .بنابراین در چه صورت کشاورزی می تواند سهمی در توسعه اقتصادی داشته باشد؟با توجه به آنه بیان شد ، شرط لازم برای برای تحقق این کار آن است که تولید کشاورزی از شیوه فئودالی خارج شود این تحول بنیانی فقط شامل کشاورزی نخواهد بود ، در سایر بخشها نیز باید ایجاد گردد و یک شیوه تولید جدیدی بر جامعه حاکم شود . با ایجاد این تحول ، کشاورزی از یک اقتصاد بسته خارج و به یک اقتصاد مربوط و مبتنی به بازار تبدیل می شود که در مرحله اول بایستی سعی در تأمین نیازهای داخلی داشته باشد و سپس تولید کالاهای صادراتی را هدف قرار دهد .واضح است که لازمه این تحول افزایش بهره برداری در این بخش است‌، در این صورت بخش کشاورزی علاوه بر تأمین احتیاجات خود می تواند مازادی بر فروش به بخشهای دیگر داشته باشد . با شروع مبادله کالا بین بخش کشاورزی و سایر بخشها نقش اساسی آن نیز می تواند تحقق پذیرد . در یک اقتصاد رو به رشد ، بخش کشاورزی معمولاً مهمترین بخش اقتصاد می باشد ، زیرا رسالت تولید وتهیه مواد غذایی و مواد اولیه کشور و اندوختن بخش بزرگی از ذخایر ارزی کشور بیشتر بر عهده این بخش خواهد بود ، در حقیقت با ایجاد این تحول ، سهم و نقش کشاورزی به طور عمده به صورت اقتصادی بروز می کند و لازمه آن همانطوری که در بالا اشاره شد ، افزایش محسوس بهره‌وری و کارآیی عوامل تولید در این بخش می باشد ،زیرا تنها در این صورت کشاورزی قادر خواهد بود که با تحصیل مازاد یا اضافه‌های گوناگون کوششهای مربوط به رشد و توسعه اقتصادی را موفقیت آمیز سازد .
نویسنده: محمد جهانشاهی
اف اس پی مارکت
۰

آشنایی با رشته اقتصاد کشاورزی

آشنایی با رشته اقتصاد کشاورزی
سایت کشاورزی ایران ( www.iranianagriculture.com ) مقالات اقتصاد کشاورزی : توانمندی و ویژگی‌های لازم برای موفقیت در مهندسی اقتصاد کشاورزی
رشته مهندسی اقتصاد کشاورزی نیز مثل دو رشته مهندسی کشاورزی-آبیاری و مهندسی ماشین‌های کشاورزی تنها از بین داوطلبان گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی دانشجو می‌پذیرد. چرا که دانشجو این رشته باید بتواند به خوبی محاسبه کرده و اطلاعات به دست آمده را تجزیه و تحلیل کند. یعنی بعد از اینکه اطلاعات فنی مورد نیاز خود را از متخصصان کشاورزی در بخش‌های مختلف اعم از آبیاری، زراعت، خاک‌شناسی، علوم دامیو سایر متخصصان دریافت کرد، یک برنامهٔ عملی مناسب در زمینه مقدار نیروی کار دائمی یا فصلی، نوع مماشین الات مصرفی و الگوی بهینهٔ تقاضا و مصرف بخش‌های مختلف کشاورزی تعین نماید و البته چنین کاری نیاز به ریاضی و آمار قوی و آشنایی با اصول کشاورزی دارد.

دکتر صدرالاشرف در همین زمینه می‌گوید:
به تجربه ثابت شده است که داوطلبان گروه ریاضی و فیزیک به دلیل پایهٔ ریاضی آن‌ها قوی است، در این رشته موفق‌تر هستند. در ضمن دانشجویی که به کشاورزی علاقه دارد و از کار و فعالیت در مزارع و دامداری‌ها لذت می‌برند، می‌توانند در این رشته پیشرفت کند چون یک فارغ التحصیلمهندسی اقتصاد کشاورزی نمی‌تواند از محیط‌های روستایی و قطب‌های تولید کشاورزی فاصله رد و در پشت میز محاسبات اقتصادی خود را انجام دهد.

رشته مهندسی اقتصاد کشاورزی
گفتنی است در حالی که رشته مهندسی اقتصاد کشاورزی تنها از بین داوطلبان گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی دانشجو می‌پذیرد، رشته گرایش اقتصاد کشاورزی تنها از بین دانشجویان علوم تجربی و علوم انسانی داوطلبان خود را انتخاب می‌کند و داوطلبان گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی نمی‌توانند این گرایش را انتخاب نمایند!

معرفی رشته مهندسی کشاورزی – اقتصادکشاورزی – مقطع کارشناسی
برای استفاده بهتر از منابع تولید در کشاورزی و بکارگیری اینگونه منابع برای بدست آوردن محصولات کشاورزی به طور اقتصادی لازم است متخصصینی تربیت شوند که با توجه به دانش و تجربیات خود در علوم کشاورزی و اصول علم اقتصاد بتوانند در زمینه برنامه ریزی و تهیه طرحهای تولید کشاورزی در کشور منشاء خدمت باشند.

نقش و توانایی یا کارایی
فارغ التحصیلان این رشته می توانند در مورد زیر نقش و توانایی خود را ایفاء نمایند.
– به صورت کارشناس متخصص برای کمک در ارزیابی و تحلیل برنامه های توسعه کشاورزی در سطوح منطقه ای.
– به عنوان کمک کار در امور آموزشی و تحقیقات کشاورزی
– به عنوان مدیر با مجری واحدهای تولیدی دولتی و خصوص کشاورزی

طول دوره تحصیل
براساس آیین نامه آموزشی مصوب شورای عالی برنامه ریزی طول دوره کارشناسی اقتصاد کشاورزی به طور متوسط چهارسال و حداکثر طول این دوره طبق آئیین نامه آموزشی مصوب ۶ سال می باشد. هر سال تحصیلی شامل دو نیمسال و هر نیمسال ۱۶ هفته کامل آموزشی است. نظام آموزشی این دوره واحدی است و برای هر واحد درس نظری در هر نیمسال ۱۶ ساعت آموزش کلاسیک در نظر گرفته شده است.

فرصت‌ های شغلی موجود برای فارغ التحصیل مهندسی اقتصاد کشاورزی (در مقطع کار‌شناسی)
هر ساله از طریق رسانه‌های گروهی مطلع می‌شویم که در بعضی از نقاط کشور، در دی ماه یا فروردین سیل می‌آید و در تیر ماه و مرداد ماه در‌‌ همان منطقه خشکسالی می‌شود. حوادثی که آثار و تبعات آن از یک سو به صورت فقر، مهاجرت بی‌رویهٔ روستائیان به شهر‌ها، ناامنی، فساد و ناهنجاری‌های اجتماعی جلوه گر می‌شود و از سوی دیگر باعث وابستگی کشور ما به قدرت‌های بزرگ دنیا می‌گردد. قدرت‌هایی که امروزه محصولات مهم کشاورزی از قبیل گندم و برنج را نه به عنوان کالای مصرفی بلکه به عنوان ابزارهای سیاسی می‌دانند.

حال در برابر این مشکل چه باید کرد؟ باید گفت که این بر عهدهٔ رنامه ریزان اقتصاد کشاورزی است که الگوهای متداول اقتصادی را با شرایط عینی کشور و با استفاده از تجربیات دیگران و پیش شرط های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تعیین و طراحی کرده و ساز و کاری متناسب با شرایط موجود کشور ارائه دهند تا بتوان از بروز حوادث فوق و پیامدهای منفی آن تا حدودی جلوگیری کرد

صنعت و بازارکار
تواناییهای لازم برای داوطلبان این رشته و ادامه تحصیل در آن :
با توجه به کمیت و کیفیت درسهایی که در این رشته تدریس می شود، برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی اقتصاد کشاورزی داوطلبان باید علاوه بر زمینه های عمومی مورد نیاز در آزمون سراسری، از قدرت و توان نسبتاً بالایی در زمینه ریاضی برخوردار باشند. علاوه بر این مشتاقان این رشته باید دارای قوه ادراک بسیار بالا و قدرت تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری صحیح و اصولی باشند. گذشته از همه اینها، علاقه و شوق شخصی افراد از عوامل تعیین کننده در میزان موفقیت در این رشته است و شاید شرط لازم ادامه تحصیل در این رشته همین امر باشد.

بررسی مفاهیم اقتصاد کشاورزی

بررسی مفاهیم اقتصاد کشاورزی
  در جهان امروز یکی از مشکلات اساسی بشر تامین نیازهای غذایی است. به گونه ای که امنیت غذایی به عنوان ‏یکی از اهداف مهم، سرلوحه برنامه های دولتها قرار گرفته است. بدون شک به منظور نیل از منابع کافی، باید ‏تولید کشاورزی به گونه ای باشد که تمامی نیازهای غذایی جامعه را برآورده کند. از سوی دیگر تولید کشاورزی ‏خود نیازمند دو گروه عوامل تولیدی می باشد، گروه اول عوامل فیزیکی تولید از قبیل: زمین، بذر، آب، نیروی ‏کار و غیره که وجود آنها از نظر کمی و کیفی شرط لازم تولید است و گروه دوم عوامل غیرفیزیکی تولید که ‏ریشه در مدیریت و اقتصاد کشاورزی دارند. با توجه به اهمیت و ضرورت مدیریت و اقتصاد کشاورزی، این ‏عامل به عنوان شرط کافی تولید تلقی می گردد. بنابراین به منظور تولید کشاورزی مطلوب و بهینه، وجود عوامل ‏فیزیکی و غیرفیزیکی تولید در کنار یکدیگر لازم و ملزوم هم می باشند‏‎.‎

1‏‎- ‎مهندسی اقتصاد کشاورزی
‏1-1‏‎ ‎تعریف و هدف‏

اقتصاد کشاورزی به مجموعه ای از علوم و روشها اطلاق می شود که عوامل اقتصادی موثر در امور کشاورزی، ‏روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی ‏مورد بحث و بررسی قرار می دهد. به بیان دیگر اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه های ‏اقتصاد عمومی در فرایند تولید، مبادله و توزیع و مصرف موادغذایی و مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخشهاست. ‏بر این اساس می توان نتیجه گرفت که اقتصاد کشاورزی، روشهای چگونگی استفاده مطلوب بهینه از منابع طبیعی ‏در بخش کشاورزی را از طریق شیوه ها و ابزار کارآمد خود مئرد مطالعه قرار می دهد. هدف از ایجاد این رشته، ‏تربیت نیروهای متخصص و کارآمدی است که بتواند با تکیه بر دانش و اندوخته های علمی و تجارب عملی خود ‏به عنوان کارشناس اقتصاد کشاورزی به تهیه و تدوین طرحهای توسعه کشاورزی و ارزیابی اقتصادی آنها در ‏سطوح مختلف منطقه ای و یا ملی بپردازند و همچنین از طریق به کارگیری روشهای تجزیه و تحلیل کمی و ارائه ‏مدلهای ریاضی در حل مسائل و مشکلات تولید، توزیع و یا معرف مواد غذایی و مواد خام، راهکارهای مناسبی ‏را ارائه نمایند. متخصصان اقتصاد کشاورزی در فعالیتهای آموزشی و تحقیقاتی مرتبط با مسائل اقتصادی بخش ‏کشاورزی نیز می توانند همکاری نمایند‎.‎

1-2‏‎ ‎اهمیت و جایگاه در جامعه‏
با عنایت به اهمیت تولید کشاورزی در امنیت غذایی جامعه و نیز ضرورت توجه به ابعاد اقتصادی تولید، اقتصاد ‏کشاورزی به عنوان یکی از شاخه های علوم کشاورزی ، از حدود یک قرن پیش در کنار سایر رشته های ‏کشاورزی بتدریج مطرح شد و با سیر تکاملی اش امروزه بشکل یک دانش منسجم و مدون در مراکز آموزش ‏عالی و تحقیقاتی در اختیار مشتاقان علم و جامعه کشاورزی قرار گرفته است. در عرصه فعالیتهای زراعی، ‏حضور متخصصانی که علاوه بر دانش کشاورزی، اصول علم اقتصاد را نیز فراگرفته باشند و بتوانند با استفاده ‏از تجربیات و دانش خود، در زمینه برنامه ریزی و تهیه طرحهای تولیدی محصولات کشاورزی به طور اقتصادی ‏فعالیت کنند از ضروریات تحول کشاورزی کشور است و این امر، جایگاه و اهمیت رشته مهندسی اقتصاد ‏کشاورزی را بخوبی مشخص می کند‏‎.
منبع بازار بزرگ کشاورزی