مدیریت آبیاری

مدیریت آبیاری :
نحوه گرفتگی فیزیکی:
منابع آبی داری ذرات ماسه به بزرگی دهانه ورودی و خروجی قطره چکانها از مهمترین عواملی هستند که باعث گرفتگی قطره چکانها از نوع فیزیکی می شوند. بنابراین انتخاب نوع قطره چکان نیز در پیشگیری از گرفتگی فیزیکی نقش موثری دارد. معمولا منابع آبی زیرزمینی می تواند حاوی ذرات شن و ماسه مضر باشد. حتی اگر غلظت ذرات موجود در آب آبیاری به میزان ۵۰۰ ppm برسد در صورتی که از سیستم فیلتراسیون مناسب استفاده شود مشکلی پیش نخواهد آمد. نحوه گرفتگی بیولوژیکی:
معمولا سلولهای باکتریایی و همچنین جلبکها آنقدر کوچک هستند که براحتی از فیلتر های آبیاری عبور می کنند و موجب مسدود شدن قطره چکانها در سیستمهای قطره ای می گردند. معمولا سیستمهای آبیاری قطره ای نیز محیط مناسبی جهت رشد اینگونه موجودات هستند. بعلاوه اگر آب آبیاری از منابع آبهای سطحی تامین شود می تواند حاوی خزه، حلزون و قطعات گیاهی باشد که باید از ورودشان به سیستم جلوگیری شود. جهت جلوگیری از ورود ذرات بسیار درشت به سیستم می بایست از محفظه های توری مناسب در لوله مکش پمپ استفاده نمود. در مواردی که در بالا به آن اشاره شد وجود یک فیلتر شن مناسب قبل از فیلتر دیسکی اجتناب ناپذیر می باشد.
فیلتر های مناسب جهت مقابله با رسوبات فیزیکی وبیولوژیکی:
۱- هیدروسیکلون:‌ از فیلتر های اولیه مجموعه سیستم کنترل می باشد و صرفا ذرات شن بزرگتر از ۱ میلیمتر را می تواند جدا سازد. معمولا جهت استفاده از منابع آبهای سطحی با کیفیت نامطمئن، هیدروسیکلون نقش مهمی جهت تصفیه ذرات درشت ایفا می کند. در کل یک هیدروسیکلون می تواند تا ۹۰
درصد ذرات شن و ماسه با دانه بندی متوسط را تصفیه کند.
معمولا بسته به غلظت مواد معلق در آب آبیاری محفظه زیرین آن می بایست بین هر ۳ الی ۱۰ روز یکبار باز بینی شود.
۲- فیلتر شنی: فیلتر شن که پس از هیدروسیکلون قرار می گیرد عامل بسیار موثری در تصفیه عوامل آلی و جلبکها می باشد در حالی که می تواند درصد مناسبی از ذرات معلق بزرگتر از ۰٫۵ میلیمتر را نیز در خود نگاه دارد(بسته به اندازه دانه بندی درون فیلتر). میزان جریان عبوری مجاز در فیلتر های شنی نباید از حدود ۱۰۰۰ لیتر در دقیقه در هر متر مربع مساحت مقطع، تجاوز نماید. در صورت بروز افت فشار معادل
حدود ۰٫۸ اتمسفر بین ورودی و خروجی فیلتر می بایست فیلتر ها شستشو شوند بدین معنی که جریان آب در محفظه ها عکس شده تا ذرات تصفیه شده مابین دانه های فیلتر از آن خارج شوند.
باید دقت شود در هنگام شستشو از آب تصفیه شده استفاده گردد. در جدول زیر جدول انواع فیلتر های شنی ارائه شده است
شماره فیلتر شنیجنس دانه های محفظهاندازه متوسط دانه هامش
۸ذرات گرانیت خرد شده۱٫۵ mm100-140
۱۱ذرات گرانیت خرد شده۰٫۷۸ mm140-200
۱۶ذرات سیلیس خرد شده۰٫۶۶ mm140-200
۲۰ذرات سیلیس خرد شده۰٫۴۶ mm200-230
۳۰ذرات سیلیس خرد شده۰٫۳۴ mm230-400
۳-فیلتر دیسکی یا توری: فیلتر های دیسکی معمولا جهت جلوگیری از عبور ذرات در شت تر از ۱۰۰ میکرونی یا به عیارتی ذرات بین ۳۰۰ الی ۱۰۰ میکرونی (۰٫۳ -۰٫۱ م م) بکارمی روند و در میان ذرات گرفتار شده در این نوع فیلتر ها می توان انواع شن و ماسه های ریز دانه، ذرات جلبک و مواد
ارگانیک عبور کرده از فیلتر های قبلی را نیز مشاهده نمود.
بنابر این در یک ایستگاه مرکزی در سیستمهای آبیاری قطره ای، این نوع فیلتر آخرین فیلتر می باشد و از اهمیت ویژه ای مخصوصا در سیستمهایی که در آن قطره چکانها و یا نوارهای آبیاری قطره ای از حساسیت ویژه ای برخودار هستند، برخوردار می باشد. در کل فیلتر های دیسکی یا توری با مش مناسب یکی از حساس ترین عضوهای سیستم کنترل مرکزی می باشند. در این نوع سیستم ها پیشنهاد می شود تا در صورت بروز افت فشار به میزان ۰٫۷ اتمسفر بین دو سر ورودی و خروجی فیلتر، فیلتر شستشو(backwash) شود. شستشو در صورت پکیج بودن سیستم مراحل سهلی داشته و تنها با باز و بسته کردن دو شیر جهت هر فیلتر
به صورت متوالی امکان پذیر می باشد. در غیر این صورت معمولا با باز شدن محفظه آن اقدام به تمیز نمودن دیسکها می شود. اخیرا فیلتر های دیسکی از نوع تلفیق دیسک های شبکه ای با نام فیلتر های دیسکی ۳ بعدی این امکان را به مصرف کننده می دهد تا با افزایش سطح جانبی فیلتراسیون به میزان ۱۰ برابر فیلترهای دیسکی پیشین و افزایش راندمان و کاهش افت فشار، دفعات شستشو در یک دوره کاری کاهش داده شود.
بعلاوه شستشوی دیسکهای شبکه ای در این نوع سیستمها بسیار ساده تر از دیسکهای پیشین می باشد.
نکته مهمی که در طراحی سیستمهای فیلتراسیون می بایست به آن توجه نمود کارایی فیلتر های مختلف و کاربرد متفاوت آنها می باشد. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان بدلیل ریز مش بودن فیلتر های دیسکی از نصب هیدروسیکلون و فیلتر شن صرفنظرنمود مگر در مواردی خاص و پس از تحقیق و آزمونهای مختلف
به حذف برخی از فیلتر ها از چرخه فیلتراسیون اقدام نمود.
نحوه گرفتگی شیمیایی:
بیش از ۹۰ درصد گرفتگی های شیمیایی در سیستمهای آبیاری معمولا از دو عامل ‘کربنات کلسیم'(CaCO3) و ‘آهن’ نشات می گیرد. کربنات کلسیم به دو صورت زیر قابل رسوب گذاری می باشد: ۱- تبخیر آب و باقی گذاردن نمکهای موجود در آب که بیشتر در دهانه قطره چکانها صورت می گیرد. ۲- افزایش دما و
یا pH که باعث کاهش حلالیت کربنات کلسیم در آب شده و با واکنش با سایر فلزات موجود در آب از جمله Ca با عث رسوب کربناتها در لوله و قطره چکانها می شود. عناصرآهن موجود در آب آبیاری با اکسیداسیون بیولوژیکی مواجه شده و رسوبات اکسید آهن با رسوب در آب موجب گرفتگی دریپر ها می شود.
تزریق مواد شیمیایی به درون سیستم آبیاری:
موارد ذکر شده در زیر تنها در صورتی که آب آبیاری آنالیز شده در سطح مرزی و خطر قرار دارند پیشنهاد می گردد.
۱- جلوگیری از رسوب کربنات کلسیم: تزریق دایم اسید سولفوریک، هیدروکلریک و یا فسفریک جهت نگاه داشتن pH آب آبیاری نزدیک به ۷ و در مواردی که به صورت موضعی هر یک ماه یکبار تزریق صورت می گردد پایین آوردن pH تا حد ۳ و در مواردی که تزریق اسید به منظور بر طرف کردن رسوب تثبیت شده
بکار می رود، pH میبایست تا حد ۲ پایین آورده شود. در مواردی که pH به میزان ۳ یا پایین تر می رسد جهت جلوگیری از آسیب دیدن ریشه ها مدت تزریق می بایست نهایتا ۱۵-۲۰ دقیقه باشد. در این مورد قبل از تزریق اسید حتما با کارشناسان مشورت کنید. . با تزریق اسید حلالیت کربنات کلسیم بالا رفته و امکان رسوب گذاری کربنات کلسیم پایین می آید. قبل از تزریق خورندگی اتصالات آهنی وآلمینیومی توسط اسید می بایست مد نظر قرار گیرد. معمولا اتصالات پلی اتیلن و پی وی سی نسبت به اسید مقاوم هستند.
۲-جلوگیری از رسوب آهن: جهت جلوگیری از رسوب آهن می توان قبل از ورود آب به پمپ آن را به استخر هدایت نموده و عملیات هوادهی صورت گیرد و بدین ترتیب آهن اکسیده شده در کف استخر رسوب نماید. اقدام شیمیایی در این مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می باشد که در این مورد مسائل زیست محیطی، تثبیت کلرین در خاک و حساسیت گیاهان می بایست در نظر گرفته شود. در مورد میزان و نحوه تزریق کلرین جهت
جلوگیری از رسوبات آهن با کارشناسان مشورت شود.
۳-شستشوی گرفتگیهای بیولوژیکی و ارگانیک: جهت جلوگیری از گرفتگی بیولوژیکی در سیستمهای آبیاری تزریق کلرین به صورت دایم به میزان ۱ الی ۲ ppm پیشنهاد میشود. مدت تزریق می بایست برابر با ۱۰ الی ۲۰ دقیقه جهت دور ترین دریپر درسیستم باشد. اگر گرفتگی شروع شده و در مرحله میانی قرار
دارد غلظت ۵ ppm پیشنهاد شده و در صورتی که گرفتگی درمرحله بحرانی قرار گرفته باشد با غلظت ۲۰ الی ۳۰ ppm می توان سیستم را شستشو داد. در کل جهت کنترل رشد بیولوژیکی مواد ارگانیک تزریق دوره ای به روزانه ترجیح داده می شود.
با توجه به اینکه سفید کننده های موجود در بازار که به مصارف خانگی میرسد همه جا در دسترس می باشد می توان از این محلول به جای کلرین استفاده نمود به شرطی که به این نکته که سفید کنننده ها دارای کلرین ۵ درصد هستند توجه شود. به عنوان مثال در صورت نیاز به ۰٫۵ لیتر کلرین می بایست ۱۰ لیتر سفید کننده تهیه نمود و در صورت نیاز به تزریق ۱ ppmکلرین می بایست سفیدکننده را به غلظت ۲۰ ppm تزریق نمود.
جهت تست و کنترل شستشوی کامل سیستم، غلظت کلرین در هنگام خروج از دریپر ها می بایست مساوی با غلظت کلرین تزریقی باشد. در کل در مورد تزریق کلرین به سیستم آبیاری می بایست نهایت دقت صورت پذیرد تا اثرات سوء آن بر محیط زیست، تثبیت در خاک و حساسیت گیاه کنترل شود.
تزریق کودهای محلول در آب در سیستمهای آبیاری:
مکانیزم سیستمهای آبیاری قطره ای به صورتی است که با راندمان بالای ۸۵ در صد آب مورد نیاز تبخیر و تعرق گیاه را به محیط رشد ریشه ها می رساند همین امر و همچنین ارزش بالای کودهای مورد نیاز گیاه موجب گشته تا از سالها پیش متخصصین تغزیه گیاه به فکر رساندن عناصر غذایی مورد نیازگیاه به همین شیوه با راندمان بالا باشند(Fertigation). راههایی که تا کنون جهت تزریق کود در سیستمهای آبیاری بکار
گرفته شده متنوع می باشد. یکی از بصرفه ترین و موثر ترین این شیوه ها استفاده از ونتوری تزریق کود(Mazzei Injector)می باشد که با راندمن بسیار بالا و با غلظت کاملا یکنواخت محلول کود را به درون سیستم هدایت می کند.
مسئله مهمی که در این پروسه بسیار مهم جلوه می کند درصد حلالیت کود، درجه اشباع و pH آن می باشد. متاسفانه بکارگیری کودهایی با کیفیت بسیار نازل باعث بروز خساراتی جبران ناپذیر به سیستم آبیاری می شوند. در این زمینه و قبل از تهیه کود جهت تزریق بدرون سیستم آبیاری می بایست با کارشناسان مربوطه مشورت شود. اخیرا کودهای UNEC علاوه بر تامین نیاز غذایی گیاهان، با پایین آوردن pH آب آبیاری در
حد ۴-۳ باعث عدم رسوب گذاری املاح محلول در آب گشته و علاوه بر آن بتدریج با عث شستشوی رسوبات پیشین نیز می گردند. این نوع کودها در حال حاضر بسیار مطرح بوده و هر سال استفاده کنندگان از سیستمهای آبیاری مخصوصا سیستمهای قطره ای را به خود جلب می کند.
• دلایل گرفتگی قطره چکانها
گرفتگی و علایم آنها در سیستمهای آبیاری قطره ای علل مختلفی دارد :
۱- گرفتگی فیزیکی (رسوبات معلق غیر محلول)
۲- گرفتگی بیولوژیکی و مواد آلی (باکتری ها وجلبک)
۳- گرفتگی شیمیایی (مواد محلول در آب)

عوامل موثر در انتخاب روش آبیاری

دام و کشت و صنعت: با توجه به عمومیت کاربرد روش‌های آبیاری سنتی در کشور و پایین بودن راندمان کاربرد آب در این روش‌ها، در سال‌های اخیر، تبلیغات گسترده‌ای از سوی مسئولان برای ترغیب کشاورزان به استفاده از روش‌های آبیاری تحت فشار انجام شده است. در این روش‌ها، آب ابتدا به وسیله نیروی پمپ، تحت فشار قرار گرفته و سپس به صورت قطره‌ای یا بارانی برای آبیاری استفاده می‌شود. البته همیشه انتخاب روش آبیاری تحت فشار مقرون به صرفه نبوده و حتی در شرایطی خاص، ممکن است استفاده از روش‌های سنتی با رعایت اصول خاص، اقتصادی‌تر نیز باشد. در این مطلب به ملاحظات لازم جهت انتخاب روش آبیاری پرداخته‌ایم؛
۱- خاک
الف؛ بافت خاک و نفوذپذیری: تمام روش‌های آبیاری سطحی برای خاک‌هایی که میزان نفوذپذیری آنها کم (۱-۱۰ میلی‌متر در ساعت) و متوسط (۱۰-۳۰ میلی‌متر در ساعت) است مناسب هستند. اگر نفوذپذیری خاک بیش از ۳۰ میلی‌متر در ساعت باشد، باید از روش‌های دیگری مانند آبیاری بارانی و قطره‌ای استفاده کرد.
ب؛ شوری و قلیایی: در آبیاری سطحی و بارانی، هر چند شوری و قلیایی بودن خاک، عامل محدود کننده‌ای به حساب نمی‌آید اما در صورت بروز مشکلات شوری خاک، باید ضرورت تأمین نیاز آبشویی و احداث سیستم زهکشی مورد بررسی قرار گیرد.
بطور کلی استفاده از روش آبیاری قطره‌ای در آب شور نسبت به سایر روش‌های مرسوم آبیاری ارجح است. این امر را می‌توان حداقل به سه دلیل مربوط دانست. اول اینکه، درروش قطره‌ای فاصله آبیاری‌ها کوتاه بوده ومنطقه توسعه ریشه‌ها همواره خیس نگهداشته می‌شود. لذا محلول خاک که ریشه‌های گیاه آب ومواد غذایی مورد نیاز خود ازآن دریافت می‌دارند، تقریبا درطول دوره رشد گیاه، رقیق باقی‌مانده و غلظت نمک در آن کم است. حال آنکه در سایر روش‌ها به دلیل زیاد بودن فاصله آبیاری‌ها خاک در روز‌های قبل از آبیاری نسبتا خشک بوده و محلول خاک از نظر نمک غلیظ می‌گردد. جذب آب درچنین شرایطی باعث وارد شدن نمک به داخل گیاه و صدمه زدن به آن می‌شود.
دوم اینکه در آبیاری قطره‌ای بر خلاف روش‌هایی مانند بارانی، آب مستقیما روی گیاه پاشیده نشده و یون‌های کلر وسدیم موجود در آب، در سطح برگ تجمع پیدا نمی‌کند و باعث سوختگی آنها نمی‌شود.
سوم آنکه در آبیاری قطره‌ای حجم مرطوب شده خاک که اصطلاحا به آن پیاز رطوبتی گفته می‌شود بطرف خارج از گیاه روبه گسترش بوده و نمک نیز، در جبهه رطوبت به طور مرتب ازنقطه ریزش آب از قطره چکان به خارج از آن رانده می‌شود. به طوری که اگر قطره چکان کنار گیاه ویا درجای مناسبی قرار گرفته باشد، نمک از دسترس ریشه‌ها دور می‌شود. البته اگر قطره چکان به طور صحیح استقرار پیدا نکند می‌تواند بر عکس، نمک را به طرف ریشه‌ها رانده و باعث صدمه زدن به آن ‌شود. بطور کلی استفاده از سیستم قطره‌ای در خاک‌های شور و قلیایی، قبل از انجام عملیات آبشویی و افزایش مواد اصلاحی توصیه نمی‌شود.
ج؛ شیب و توپوگرافی: در انتخاب روش آبیاری، شیب زمین مهم‌ترین عامل است. اگر زمین مسطح یا کم شیب باشد، می‌توان از روش کرتی استفاده کرد، اما اگر شیب زمین زیاد باشد، بهتر است از روش آبیاری نواری یا ردیفی استفاده کرد. حداکثر شیب مجاز به وضعیت پوشش خاک و احتمال بروز فرسایش بستگی دارد. وقتی شیب زمین زیاد و خاک به سادگی قابل فرسایش باشد، سیستم بارانی می‌تواند مطلوب باشد. درآبیاری قطره‌ای پستی و بلندی و شیب زمین درصورت طراحی هیدرولیکی صحیح، عامل محدودکننده‌ای نمی‌باشد. در نهایت، برای انتخاب روش آبیاری (از جهت خاک زراعی) باید به وجود لایه محدود کننده در پروفیل خاک نیز توجه شود.
۲ – آب و هوا
آب و هوا را هنگامی باید مورد توجه قرار داد که ضرورت احداث سیستم آبیاری قطره‌ای قبلا بطور یقین قطعی شده باشد. آبیاری قطره‌ای رامی‌توان در هرنوع آب و هوای خشک، نیمه خشک، نیمه مرطوب وحتی وضعیت گلخانه‌ای و زیر پوشش‌های پلاستیکی بکار برد. آبیاری قطره‌ای برای تمام مناطقی که درآن مقدار بارندگی کمتر از حد لازم برای رشد مطلوب و سودآور گیاه است مناسب است. این روش را می‌توان بخصوص درمناطقی که هر ساله دوره‌های خشکی طولانی بوقوع می‌پیوند و یا تمام ماه‌های سال خشک می‌باشد و یا مقدار بارندگی کم و توزیع آن نامناسب است، بکار گرفت.درمناطق خشک و نیمه خشک، که بارندگی برای رشد گیاه کافی نیست، توسعه ریشه‌ها فقط در بخشی ازخاک که توسط قطره چکان‌ها مرطوب می‌شود، صورت می‌گیرد. دراین مناطق، تعداد محل قطره چکان‌هایی که آب مورد نیاز گیاه را تامین می‌کنند از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین گیاهان بزرگ‌تر فضای بیشتری را اشغال می‌کنند و باید از تعداد بیشتری قطره چکان استفاده شود.اگر منطقه مرطوب شده خاک به اندازه کافی گسترده نباشد گیاه بخوبی استقرار نمی‌یابد و باد شدید یا طوفان می‌تواند گیاه راریشه کن کند. بنابراین درزمانی طراحی سیستم آبیاری قطره‌ای نه تنها مقدار بارندگی بلکه سرعت جهت و فراوانی وقوع بادها نیز باید درنظر گرفته شود زیرا طوفان‌های شدید بر رشد گیاه اثرات منفی خواهدداشت.
۳- عوامل گیاهی
گیاهان را می‌توان از نظر روش آبیاری به چهار گروه تقسیم بندی کرد؛
– ردیفی – غیر ردیفی (متراکم) – شالیزار – درختان مثمر و غیر مثمر
در مورد گیاهان ردیفی می‌توان از تمام روش‌های آبیاری سطحی و آبیاری قطره‌ای استفاده کرد.
در مورد گیاهان غیر ردیفی (متراکم)؛ می‌توان از تمام روش‌های آبیاری سطحی به جز جویچه‌ای استفاده کرد. روش قطره‌ای در مورد این گیاهان توجیه اقتصادی ندارد.
در مورد شالیزارها: از بین روش‌های آبیاری روش کرتی مناسب‌تر است.
در مورد درختان؛ درختان مثمر را با تمام روش‌های آبیاری سطحی که با شکل مزرعه و شیب زمین هماهنگ باشد می‌توان آبیاری کرد. و روش آبیاری قطره‌ای برای کلیه درختان مثمر قابل استفاده است.
۴- منابع آب
الف ـ نوع منبع آب
ب ـ منابع آب سطحی: میزان جریان در این منبع اگر چه تغییرات شدیدی در شدت جریان ندارند ولی چه از نظر کمی وچه از نظرکیفی در طول زمان متغیرند. ناخالصی‌های عمده منابع سطحی شامل ناخالصی‌های معدنی ( شن یا رس، لای و مواد محلول) وآلی می‌باشد.
ج ـ منابع آب زیر زمینی: منابع آب زیر زمینی معمولا ًعاری از آلوده کننده‌های فیزیکی همچنین فاقد آلوده کننده‌‌های آلی هستند. در بعضی از منابع املاح محلول آهن و بی‌کربنات کلسیم بیش از حد می‌باشد و هنگامی که در معرض هوای آزاد بیرون چاه قرار می‌گیرند سبب ایجاد رسوب می‌شوند.
د ـ منابع آب سطحی راکد: در این منابع شامل مخازن سدها، حوضچه‌های طبیعی و دریاچه‌ها و .. آب جریان نداشته و همیشه در دسترس می‌باشند ولی ممکن است در طول فصل آبیاری نوسانات شدیدی در سطح آب ایجاد گردد. از نظر آلودگی ناخالصی‌های فیزیکی معدنی از قبیل شن، سیلت و حتی رس و همچنین املاح محلول آهنی دو ظرفیتی وجود ندارد ولی ناخالصی‌های آلی مثل خزه، جلبک و … در آن فراوان یافت می‌شود.
هـ ـ فاضلاب‌های تصفیه شده: در استفاده از آنها باید کلیه جنبه‌های کیفی آب آبیاری مورد توجه قرار گیرد تا مشکلاتی در ارتباط با مسائل بهداشتی بر هم خوردن تعادل عناصر غذایی برای گیاه به وجود نیاید.
بررسی نوع منابع آب در روش های آبیاری
منابع آب زیرزمینی به دلیل کمی ناخالصی‌های فیزیکی مناسب ترین منبع آب برای سیستم‌های قطره‌ای است. در استفاده از منابع آب سطحی راکد و فاضلاب‌های تصفیه شده برای سیستم‌های آبیاری قطره‌ای، خطر گرفتگی قطره چکان افزایش می‌یابد.
در استفاده از منابع آب سطحی باید تغییرات کیفی و کمی توام با تغییرات حقآبه برداشت در طول مسیر مورد توجه قرار گیرد
۵- محدویت‌های فنی اقتصادی
هزینه سرمایه‌گذاری اولیه در آبیاری قطره‌ای نسبت به سایر روش‌های آبیاری زیادتر است. البته هزینه واقعی سیستم بستگی به نوع دستگاه‌های تصفیه، آب وسایل کود و…. آن دارد. بطور کلی در درجه اول این سیستم بیشتر مناسب گیاهانی است که با فاصله نسبتا زیاد از یکدیگر کشت می‌شوند. دردرجه دوم می‌توان آنهارا برای گیاهان ردیفی نیز بکار برد ولی به لحاظ اقتصادی کاربرد آن برای گیاهان دیگر مانند یونجه نیز بکار گرفته شده است.از آنجایی که در سیستم قطره‌ای همیشه خطرگرفتگی لوله‌ها و یا عدم توزیع یکنواخت آب وجود دارد، باید درطراحی و اجرای این سیستم دقت کافی بعمل آمده و این کار توسط مهندسان خبره و مطلع صورت گیرد تا جنبه‌های فنی و اقتصادی در آن رعایت شود. طراحی و اجرای سیستم‌های آبیاری قطره‌ای توسط افراد غیرمتخصص مشکلات عدیده‌ای در بر دارد که سرانجام به شکست سیستم منتهی می‌شود و در نهایت باید گفت، انتخاب سیستم تحت فشار تنها گزینه اقتصادی نیست.
مهندس سلاله صفائی , ماهنامه دام و کشت و صنعت /شماره ۱۸۱/اردیبهشت

انتخاب روش های آبیاری در کشاورزی

انتخاب روش های آبیاری در کشاورزی

  آبیاری سطحی

آبیاری سطحی به گروه گسترده ای از روش های آبیاری اطلاق می شود که در آنها آب به وسیله نیروی ثقل در سطح مزرعه پخش می شود. اب عموماً در یک نقطه مرتفع یا در امتداد یک ضلع زمین رها شده و سطح مزرعه را تحت جریان سطحی می پوشاند. بازده و یکنواختی آبیاری به یکنواختی خاک، کیفیت ترازبندی زمین، توپوگرافی زمین و کنترل رابطه میان جریان، سرعت نفوذ آب به خاک و زمان آبیاری بستگی دارد. استفاده از خاک به عنوان محیط انتقال (در مقابل انتقال آب از طریق خطوط لوله یا از میان هوا توسط آب پاش ها)، شکل شناخته شده ای از روش های آبیاری سطحی است. همچنین این خاک است که عمق نفوذ را در زمان نفوذ کنترل می کند (در مقابل میزان جریان که توسط آب پاش ها یا قطره چکان ها کنترل می شود). علاوه بر این، در اراضی تحت آبیرای سطحی به سبب تغییر مشخصه های نفوذ و پیشروی آب نسبت به زمان، تعیین و پیش بینی بسیاری از توصیه هایی که از نظر مدیریت ضرورت دارد ممکن نیست. در روش های آبیاری سطحی کنترل آبیاری باید از طریق مدیریت اراضی انجام شود، در حالی که در سیستم های مکانیکی، طراحی و تجهیزات، جایگزین بخش عمده ای از مدیریت های لازم شده اند.

روش های آبیاری سطحی به دو دسته اساسی تقسیم می شوند:

غرقابی و جریانی.

روش های جریانی برای تضمین نفوذ کافی آب در پایین دست مزرعه باید مقداری رواناب داشته باشند. معمولاً برای جلوگیری از خروج آب از مزرعه، نیاز به سیستم برگشت رواناب به چرخه آبیاری وجود دارد. این سیستم در صورت طراحی مناسب، امکانات ارزشمندی را برای کاهش نیروی کارگری و یکنواختی بهتر پخش آب،فراهم می آورند.

انواع روش های آبیاری سطحی

آبیاری کرتی

آبیاری کرتی یکی از روش های آبیاری غرقابی است که برای آبیاری اراضی مسطح مرزبندی شده، استفاده می شود (شکل 3-1) در این روش سطح خاک به صورت غرقابی باقی نمی ماند. از آنجا که خاک تا زمانی که اب نفوذ می کند، غرقاب باقی می ماند، در این روش رواناب وجود ندارد. در مناطق بارانی باید ملاحظاتی برای تخلیه آب مازاد نفوذی انجام گیرد. آبیاری کرتی تحت عناوین گوناگونی مانند ابیاری غرقابی کنترل شده، نوارهای مسح، ابیاری کنترل شده، آبیاری کرتی کنترل شده، آبیاری کرتی مسطح ته بسته و آبیاری کرتی مسطح، بیان می شود. از این شیوه آبیاری می توان برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی، با مرزهای داخلی یا بدون آب، و یا در بسترهای پهن همواره استفاده نمود. این شیوه همچنین در باغات و تاکستان ها نیز به کار برده می شود. از انجا که یکنواختی نفوذ نسبت به تغییرات نفوذ پذیری بسیار حساس است سرعت نفوذ باید در هر کرت ثابت باشد. نیازی نیست که کرت ها حتماً مستطیلی یا دارای مرزهای مستقیم باشند. پشته ها نیز لزوماً دائمی باشند. تحت یک مدیریت خوب، حجم معینی از آب به سرعت در کرت تخلیه خواهد شد.

جدول 3-1- روش های آبیاری سطحی و گونه های مختلف آنها

 

روش

کرتی نواری

جریان دائمی

و غرقابیشیاری (فارو) شیارهای کوچک

  انواع

کرتی مسطحکرتی بستر سازی شده یا با جوی و پشتهکرتی همراه با آبیاری و تخلیه متناوب کرت نوارهای شیب دار با روانابنوارهای کم شیب ته بستهنوارهای موازی خطوط تراز نهرچه های تراز (غرقابی وحشی)شیارهای شیب دار سنتیشیارهای شیب دار جدید (مکانیزه)شیارهای مسطح و کم شیبشیارهای موازی خطوط تراز

 گونه های مختلف آبیاری کرتی شامل کرت های مسطح و پشته دار (مرزبندی شده، شیاری شده ویا جوی و پشته ای) هستند. گیاهانی که کاشت آنها در کرت های مسطح موفقیت آمیز بوده تقریباً نامحدودند و کشت آنها تنها به خاک مزرعه بستگی دارد. برای محصولات ردیفی (جایی که ممانعت از غرقاب شدن ضروری باشد و یا هنگامی که کاربرد کم آب به سبب پهنای پشته ها بحرانی و مشکل باشد) معمولاً از کرت های پشته دار استفاده می شود. در این روش معمولاً از مرزهای باریک تا پشته های عریض برای کاشت سبزیجات، هندوانه، پنبه، ذرت، سیب زمینی، چغندرقند و بسیاری دیگر از محصولات ردیفی استفاده می کنند.کرت ها مسطح برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی که برای مدت زمانی کوتان به شرایط غرقابی حساس نیستند، بسیار مناسب هستند. محصولات غیر ردیفی مانند یونجه، گندم، سورگوم، جو، پنبه و … معمولاً بدین شیوه آبیاری می شوند.

کاشت گیاه در کرت های مسطح به رفع مشکلات شوری کمک کرده و استفاده از آبیاری سنگین را آسان می سازد. محصولات باغی و تاکستان ها را می توان در کرت های مسطح و یا روی پشته ها یا نقاط بلند مزرعه کشت نمود. کرت های جوی و پشته دار به ویژه برای محصولات ردیفی که به کنترل رطوبت در پشته ها احتیاج دارند، مناسبند. برای مثال، پشته های مسطح موجب سهولت یکنواختی توزیع رطوبت و جوانه زدن می شوند. در حالی که این امر در جوی و پشته دشوار به نظر می رسد. اما دستیابی به آن در کرت های کوچک نسبتاً آسان است. با وجود این، اگر کرت ها خیلی بزرگ باشند، دبی زیاد، لبه های جوی را در بالا دست و در زمان پیشروی غرقاب ساخته و موجب نابودی گیاه یا تخریب بستر بذر خواهد شد. خسارات ناشی از غرقابی شدن زمین را می توان با استفاده از تسطحیح دقیق کرت ها کاهش داد. آب باران و مازاد آب آبیاری به جای آن که در گودال های پست یا در پایین دست زمین(که معمولاً در آنجا به گیاه خسارت وارد می شود)، تجمع پیدا کند، به صورت یکنواخت در تمام منطقه توزیع خواهد شد. به هر حال، از آنجا که در این روش آبیاری، رواناب سطحی وجود ندارد، مصرف آب اضافی، در اثر آبیاری یا بارندگی اضافی موجب وارد آمدن خساراتی به محصول خواهد شد. در نواحی که دارای بارندگی های بسیار شدید بوده و خاک هایی با درجه نفوذپذیری پایین دارند استفاده از شبکه زهکشی سطحی ضروری است.کرت ها نسبت به سایر روش های آبیاری کنترل شده، دستی، به دلیل سهولت اجرا، سادگی تجهیزات و نیروی کم کارگری مورد نیاز و همچنین امکان استفاده از دبی های ثابت زیاد، از مزایایی برخوردارند. این روس در خاک های یکنواخت با تسطیح دقیق زمین و با نهرهای بزرگ متناسب با سطح کرت، بهترین بازده را خواهد داشت. هیچ یک از این موارد، از جمله احتیاجات مطلق این روش نیستند، اما موجب بهبود بازده کرت ها خواهند شد. آبیار یا سرپرست آبیاری برای محاسبه دقیق جدول زمان آبیاری به دانستن دبی ورودی، مساحت کرت، بازده مطلوب و یکنواختی ممکن نیاز دارد، یک اشتباه 6 دقیقه ای در یک دوره زمانی 60 دقیقه ای معادل 10 درصد خطا خواهد بود. یکنواختی به اندازه نهر، نسبت به پیشروی، نامنظمی سطح خاک و سرعت نفوذ بستگی دارد. نسبت به پیشروی به صورت زیر تعریف می شود:مدت زمان آبیاری/ مدت زمان پیشروی آب =AR به فرصت زمانی مطلوب برای نفوذ کمبود رطوبت خاک (SMD)، «زمان آبیاری» گفته می شود. در عمل، این زمان برابر، کوچک ترین زمان فرصت نفوذ در کرت یا شیار است. «فرصت نفوذ» مدت زمانی است که آب با سطح خاک در مزرعه در تماس است. در مواردی که از نهرهای بزرگ به صورت نوبتی استفاده می شود، نیاز به کارگر آبیاری کم است. به هر حال، باید بتوان از این کارگر در منطقه یا کارهای دیگر استفاده نمود. کار جسمی آبیار در این روش آبیاری تنها با باز کردن یک دریچه یا یک دهانه بدون تنظیم دبی کل، محدود می شود. براس سیستمی که خوب طراحی شده باشد، یک آبیار کم تجربه یا با اطلاعات نه چندان زیاد کافی است اما سرپرست آبیاری باید دقیقاً روابط بین دبی جریان، مدت ابیاری و کمبود رطوبت خاک (SMD) را درک نماید. در سیستم های کرتی مسطح، به ویژه برای محصولات ردیفی روی پشته، شیارها می توانند از هر دو انتها باز بوده و به نهرهای ثانویه متصل شوند. جریان آب شیارهای با سرعت پیشروی بالاتر، در نهر ثانویه انتهای کرت جمع آوری شده و سپس به درون شیارهایی که پیشروی در آن کندتر است، باز می گردد. این کار، غیر یکنواختی زمان غرقابی را کاهش می دهد. آب را می توان از هر دو سوی یک کرت مسطح تأمین نمود. آب را می توان از یک نقطه گوشه به کرت های متعدد نیز توزیع نمود. این امر در هر دو جهت می شود. همچنین این کار ممکن است به کاهش طول نهر مورد نیاز مزرعه بیانجامد. در زمین های مسطح، کرت ها معمولاً با آرایش منظم شبکه، با توجه به مرزهای مالکیت و تغییرات بافت خاک تنظیم می شوند. در زمین های شیب دار، طول کرت ها معمولاً در امتداد خطوط تزار قرار می گیرد . جریان آب به سمت پایین شیب تنظیم می شود. اگر کانال انتقال آب پایین تر از سطح زمین باشد، با استفاده از بند، سطح آب را برای توزیع آب کنترل می کنند. از این کانال می توان، هم برای آبیاری کرت و هم به عنوان کانال زهکش سطحی استفاده نمود. هنگامی که از شیار و پشته در یک کرت استفاده می شود، آب تحت تأثیر نیروی ثقل از نهرهای ثانویه بالا سر به درون شیارهای مجزا توزیع می شود. در این حالت احتیاجی به جداسازی جریان ورودی به کرت وجود نداشته و می توان آب آبیاری را از یک ورودی واحد به درون زمین هدایت نمود. در صورت انجام صحیح امور زراعی، به دخالت آبیار نیز احتیاجی نخواهد بود. در صورت زیاد بودن جریان ورودی، انجام برخی اقدامات برای کنترل فرسایش در ورودی کرت ضروری است. به هر حال، سازه های استاندارد کنترل فرسایش نیز وجود دارند. در مواردی که کانال انتقال پایین تر از سطح تراز زمین باشد، هیچگونه فرسایشی روی نخواهد داد زیرا برای آبیاری، سطح آب در کانال تا جایب که آب به درون شیارها یا کرت ها جاری شود، بالا آورده می شود. به منظور نیل به یکنواختی بالا، آب را می توان به سرعت در سطح کرت جاری نمود. اگر زمان لازم را برای پوشش کرت توسط آب در مقایسه با زمان غرقابی کوتاه باشد (نسبت پیشروی کم 1:4 تا 1:2) کرت باید از یکنواختی نفوذ مطلوبی متناسب با دقت شیب بندس زمین و یکنواختی خاک برخوردار باشد. افزایش شیب در کرت، موجب تجمع آب در مناطق پست تر کرت برای مدت زمانی طولانی تر خواهد شد. تسطیح ناکافی یا صاف نکردن برخی شیب ها، ممکن است هزینه های اولیه را کاهش دهد، اما به طور کلی، موجب کاهش یکنواختی کاربرد آب می شود. نوسانات کوچک سطح خاک در حدود یک سانتیمتر، حتی در صورت تسطیح لیزری، می توانند موجب بروز عمق نفوذ غیر یکنواخت با توجه به مقدار غرقاب شود. در یک کرت مسطح می توان عملیات کشاورزی را در هر جهت انجام داد. از آنجا که هر نهر آبیاری قادر به آبیاری کرت ها از دو طرف است، طول نهر کاهش می یابد. در هنگامی که از خطوط لوله زیرزمینی برای آبرسانی استفاده شود، طول کرت مانع عملیات کشاورزی نخواهد شد. احداث کرت های بزرگ با مقادیر خاکبرداری و خاکریزی زیاد معمولاً غیر ضروری و به ندرت اقتصادی است. کرت های باریک را می توان حتی در زمین های نسبتاً شیب دار بر روی خطوط تراز احداث کرد. در این صورت، هزینه ها بیشتر شده و سطح غیر قابل کشت نیز به سبب ایجاد تراس های بزرگ، افزایش خواهد یافت. میزان تسطیح به اندازه کرت و توپوگرافی منطقه بستگی دارد. معمولاً هر چه کرت کوچکتر باشد، عملیات تسطیح نیز کمتر خواهد بود، اما در این گونه کرت ها استفاده از ابزار کنرل لیزری تسطیح بسیار دشوار است. اندازه کرت ها از چند متر مربع (کل 3-2) تا 10-15 هکتار متغیر است. اندازه و طول کرت معمولاً تحت تأثیر توپوگرافی منطقه، تغییرات بافت خاک، نفوذپذیری، عمق خاک سطح الارض (هنگامی که تسطیح زیادی صورت می گیرد) اندازه نهر موجود، شیب و ماشین آلات و ادوات موجود کشاورز محدود می شود. از دیدگاه طراحی، یکنواختی خاک، سرعت نفوذ، اندازه نهر موجود و نیز فرسایش پذیری خاک، طول کرت را محدود را می سازد. در کرت های بزرگ باید انحنای زمین را نیز در تسطیح مدنظر قرار داد، چرا که یک سطح افقی از انحنای زمین تبعیت نمی کند. شکل 3-2- آبیاری کرتی دست ساز همراه با جوی و پشته در مقایس کوچک به طور کلی روش های کرتی برای عمق کمینه آب طراحی می شوند. با بزرگ شدن نسبت پیشروی آب، استفاده از حجم کم آب ناکارآمد خواهد بود. در برخی موارد، در صورت استفاده از حجم کم آب، تمامی کرت از آب پوشیده نخواهد شد. عمق های آبیاری معمول برای محصولات زراعی 70-100 میلیمتر است. برای حفظ نسبت پیشروی مطلوب با مصرف آب کمتر می توان از کرت های کوتاه تر استفاده نمود. با مصرف بیشتر آب، توزیع یکنواخت آب بهتر انجام خواهد گرفت، اما این امر ممکن است موجب نفوذ عمقی بیش از حد یا زمان غرقابی طولانی تر گردد. دستیابی به عمق های ابیاری کوچکتر 30-50 میلیمتر در برخی خاک ها، در کرت های پشته دار با جویچه های باریک و پشته های پهن با استفاده از فنون غرقابی که در بخش روش غرقابی توضیح داده خواهد شد ممکن می گردد. ابعاد کرت باید با توجه به سرعت نفوذ و دبی ورودی موجود طراحی شود. الگوی کشت، عمق کاربرد آب، یکنواختی مطلوب، دبی ورودی و سایر موارد عملی نیز می توانند موجب محدودیت اندازه و طول کرت شوند. در خاکهایی با بافت درشت و قدرت نفوذپذیری بالا، طول کرت نباید از 100 متر تجاوز کند. برای خاک هایی با بافت متوسط تا ریز معمولاً از طول 400 متر استفاده می کنند. برای خاک هایی با نفودپذیری نهایی بسیار کم به زهکشی سطحی برای کنترل اب مازاد احتیاج است. روش غرقابی برای این گونه خاک ها مناسب تر است. کرت های کوتاه، رسیدن به نسبت های پیشروی کوچک (بین 25/0 تا 35/0) را ممکن می سازند. این نسبت ها موجب یکنواختی مناسب تر توزیع می شوند. دبی ورودی موجود، عرض لازم کرت را برای تأمین دبی ورودی واحد قابل قبول، تعیین می کند. به سبب وابستگی نسبت به پیشروی و یکنواختی به طول کرت، دبی ورودی واحد بر آنها نیز اثر می گذارد.

آبیاری نواری

آبیاری نواری (روی خطوط تراز، شیب دار و هدایت شده) نوار شیب داری از زمین را شامل می شود که ضرورتاً در جهت عرض نوار مسطح بوده و برای جلوگیری از پخش و فرار جانبی آب به وسیله مرزهایی (خاکریز، خاک پشته، پشته و …) محدود شده است. مرزها معمولاً برای تسهیل عملیات شخم زنی، به صورت موازی احداث می شوند. اما این مورد برای آبیاری، به ویژه برای نوارهای روی خطوط تراز الزامی نیست. دبی نسبتاً بزرگی از بالا دست نوار پیش می رود. پساز آن که بین تمامی عوامل مربوط (دبی واحد ورودی، کمبود رطوبت خاک، سرعت نفوذ، زمان پسروی و طول نوار) ارتباط مناسبی برقرار شد، اگر هدف حذف رواناب باشد، جریان آب در خاک های با نفوذپذیری کم هنگامی که جبهه پیشروی آب حدود 6/0 طول کرت را طوی کرده باشد در خاک هایی با نفوذپذیری زیاد پس از طی 9/0 طول نوار قطع می شود. انتهای پایینی نوار با رواناب موقتی ذخیره شده در بالا دست ابیاری می شود. می توان مقدار ناچیزی رواناب (حدود 10 درصد) داشت و دو انتهای بالایی و پایینی غالباً نسبت به بخش میانی کمتر آبیاری می شوند. برای رسیدن به این حد، لازم است که ترکیب ویژه ای از تخلیه رطوبت خاک و دبی جریان به وجود آید.

روش آبیاری نواری دارای انواع بسیاری است که مختصراً در زیر ارایه می شوند:

نوارهای روی خطوط تراز.

در این روش، نوارها با شیب طولی کم، موازی با خطوط تراز طراحی می شوند، این نوارها معمولاً برای کاهش عملیات تسطیح و ایجاد پشته های کوچک و باریک و احداث می شوند. این نوارها، به طور معمول مستقیم نیستند، بلکه خط تراز را دنبال می کنند.

نوارهای شیب دار.

در این روش، نوارها با شیب یکنواخت در جهت طولی و معمولاً با شیب صفر در جهت عرضی (عمود بر جهت جریان) تسطیح می شوند. عملیات احداث نوارهای شیب دار نسبت به سایر انواع آبیاری نواری به جابجایی مقادیر بیشتری خاک نیاز دارد. تغییرات کوچک در شیب طولی و جانبی قابل چشم پوشی است. این روش معمول ترین شکل آبیاری نواری جدید است زیرا که امکان تسطیح زمین در آن با استفاده از تجهیزات لیزری امکان پذیر است.

نوارهای هدایت شده.

در این روش، حجم عملیات تسطیح کمتر بوده و در خاک های کم عمق و توپوگرافی غیر یکنواخت به کار برده می شود. نوارها تقریباً به صورت مستقیم و در جهت شیب، با تبعیت از توپوگرافی زمین، با عملیات خاکبرداری و خاکریزی کم و معمولاً عرض باریک برای کاهش یا حذف شیب عرضی طراحی می شوند. ابعاد نوار غالباً چنان اصلاح می شوند که با توجه به منحنی پسروی آب، حرکت آب در آن بیشتر شبیه آبیاری شیاری باشد تا نواری. شکل 3-2- آبیاری نواری همراه با مرزهای مرتفع، (دیواره های کوتاه افقی از حرکت آب به شکل غیر دلخواه جلوگیری می کنند)در تمامی انواع آبیاری نواری، سطح زمین غرقاب می شود. این مسأله در برخی خاک های به تولید قشر سخت می انجامد. چنین لایه سختی مانع جوانه زنی دانه ها خواهد شد. برای برخی گیاهان ، خیس شدن گیاه با توجه به قارچ ها و بیماری هایی که در این زیست محیط رشدمی کنند مخرب است. این مسأله در خاک هایی با بافت ریزتر که رطوبت را

تاثير آبياري بر رشد گياهان

تاثير آبياري بر رشد گياهان

 كم آبي در گياهان به صورت علايمي مانند توقف رشد , كوچكتر شدن برگ , كوتاه شدن فاصله ميان گره ها , بد شكل شدن برگ ها , سوختگي حاشيه برگ ها و ريزش برگ در گياهان حساس به ريزش برگ مشاهده مي شود . علايم كمبود آب در گل داوودي شامل تيره شدن برگ ها و در بگونيا به صورت خاكستري شدن برگ ها ديده مي شود.

پر آبي به صورت علايمي مانند افزايش ارتفاع گياه , آبدار شدن ساقه و نرم و شكننده شدن و گاهي پژمردگي و مرگ گياه (در معرض نور ) , كاهش اكسيژن و صدمه به ريشه و عدم جذب آب و مواد غذايي و در نهايت پژمردگي و توقف رشد نمايان مي شود . پر آبي به معني مصرف بيش از حد آب در هر دور آبياري نيست بلكه نشان دهنده تكرار دفعات استفاده از آب است . در زمستان گياهان در مدت طولاني در معرض آب و هواي ابري هستند و معمولا يك يا دو روز در معرض هواي آفتابي قرار مي گيرند . گياهاني كه به نور كم عادت كرده اند نمي توانند به سرعت به شدت نور زياد پاسخ دهند در نتيجه مقدار آب كمي كه از طريق ريشه ها جذب مي شود نمي تواند مقدار آب از دست رفته از طريق تعرق را جبران نمايد و پژمردگي اتفاق مي افتد در اين حالت ممكن است تصور شود كه گياه به آبياري نياز دارد ولي آبياري مشكل را حادتر مي كند . كندن خاك نشان مي دهد كه خاك مرطوب اما سرد است . پس سرما عامل اصلي است و ريشه ها نمي توانند آب جذب كنند .

زمان آبياري : مديريت آبياري عامل اصلي در موفقيت كشت است . نياز هاي رطوبتي گياه با مرحله رشد فرق مي كند و داننهال نسبت به گياه بالغ به آب كمتري نياز دارد . فصل سال بر ميزان آب مورد نياز موثر است . ميزان نياز آبي در تابستان بيشتر از زمستان است . نوع بستر رشد به كار رفته , سيستم حرارتي , نوع گلدان و نوع محصول نيز بر ميزان نياز آبي موثر است . بهترين روش براي راهنمايي كشاورز براي آبياري استفاده از تجربيات سال هاي گذشته است كه چه مقدار آب مصرف شده و واكنش گياه به آن چگونه بوده است . ساده ترين روش استفاده از تانسيومتر است .

بايد در زمان مناسب زمين يا گلدان را به خوبي آبياري كرد . آبياري ناقص (مثلا اگر نصف آب مورد نياز داده شود) باعث مي شود فقط نيمه بالايي سطح خاك خيس شده و نيمه ديگر آن خشگ باقي بماند و گياه زود تر از موعد مقرر نياز آبياري مجدد پيدا مي كند . و تكرار اين عمل باعث صدمه به ريشه واز بين رفتن آن مي شود . مقدار آب خارجي از گلدان بايد حدود 15 – 10 درصد آب داده شده به گلدان باشد تا باعث شستشوي املاح از خاك و جلوگيري از تجمع آن شود .

به طور كلي هر متر مربع بستر كشت به عمق 1 سانتي متر به 1/1 ليتر آب و هر متر مربع كاشت با 18 سانتي متر عمق به 20 ليتر آب نياز دارد .

 PH آب آبياري : بهترينPH بين 5/5 تا 7 متغير است . خاك اره نرم و ظروف تورب يا پيت باعث كاهش PH آب و اسيدي شدن آن مي شود .

 سيستم هاي آبياري : در گلخانه ها روش هاي مختلفي جهت آبياري گياهان مورد استفاده قرار مي گيرد كه مهمترين آن ها به اختصار شرح داده مي شود .

 آبياري دستي :آبياري دستي ابتدايي ترين و متداول ترين روش است . از معايب آن مي توان به زياد شدن هزينه كارگري . اتلاف وقت , شسته شدن خاك و پاشيدن گل روي شاخساره گياهان اشاره نمود . در اين روش بايد تمام گلخانه را لوله كشي كرد و شير هاي آب در دو طرف سطح زمين انجام شود چون فشار آب موجب شسته شدن سطح خاك و فشردگي آن مي شود . با استفاده از سر شيلنگ فشار آب كاهش مي يابد .

آبياري قطره اي : در اين روش آبياري از لوله پلاستيكي و پلي وينيل كلريد استفاده مي شود (لوله نوع دوم نيازي به قيم نداشته و لنگر نمي اندازد) . بسته به دما , نوع خاك و گياه حدود يك ليتر آب در متر مربع لازم است . از مزاياي اين روش مي توان به شسته شدن نمك خاك , صرفه جويي در آب از طريق پخش مستقيم آب در اطراف ريشه و تسهيل كوددهي اشاره كرد .

 آبياري مه افشاني يا ميست :در اين روش پخش آب به صورت قطرات ريز در محيط كشت برخي از گياهان زينتي و قلمه ها صورت مي گيرد . پخش متناوب آب باعث كاهش دما و افزايش رطوبت در اطراف قلمه ها و در نهايت پايين آمدن تبخير و تعرق مي شود .

 آبياري زير زميني : در اين روش با خاصيت كاپيلاريته آب بيشتري در دسترس گياهان قرار مي گيرد . در روش كشت مستقيم گياه , در قسمت تحتاني يك لوله سفال به شكل 8 قرار داده مي شود . كف بستر مقداري سنگريزه ريخته و به آن خاك اضافه مي كنند و سپس گياهان را داخل آن مي كارند . در بهار و تابستان و اوايل پاييز با غرقاب كردن بستر آبياري انجام مي گيرد و مازاد آب خارج مي شود . روش هاي ديگر آبياري بستر كشت گياهان گلخانه ي از روش هاي ذيل نيز استفاده مي شود : آبياري باراني , آبياري ثقلي(ميكرودريپ), آبياري نوراني, مه پاشي ديناميكي

هيدرولوژي ايران به اختصار

هيدرولوژي ايران به اختصار

 آب ماده اي است که حيات بدون آن ميسر نيست. بشر در دوره نو سنگي سعي در مهار آب داشته است و بر روي الواحي که از 4 هزار سال قبل از ميلاد از سومري ها باقي مانده است سنگ نوشته هائي با اين مضمون موجود است. در دين يهود اشاره شده است که حضرت موسي در 1400 سال قبل از ميلاد مسيح با عصاي سحرآميز خود چشمه اي در دل کوير پديد آورد. اين موضوع بر اهميت آب در زمانهاي گذشته صحه مي گذارد، به نحوي که تمدنهاي بزرگ در کنار  رودهاي بزرگ ظاهر شده اند.

 استخراج آبهاي زيرزميني سابقه اي طولاني در کشورهاي مختلف چون چين (حفر چاهي تا عمق 1500 متر بوسيله دسته هاي ني) ، مصر (چاه يوسف با عمق تقريبي 100 متر 3000 سال قدمت دارد) و ايران باستان دارد.  منوچهر پادشاه ايراني حدود 3400 سال پيش دستور داد تا حفر کاريز (قنات ) را به برزگران بياموزند.  پيوند دادن لوله هاي چاه و انتقال ثقلي آب زيرزميني کاري طاقت فرسا بوده که ايرانيان سرآمد آن بوده اند. کهن ترين قناتي که آثاري از آن باقي مانده است در شمال ايران پيدا شده است. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.

امپراطوري ايران تا دوره طولاني از لحاظ قدرت در دنيا بيمانند بود و اين  نه فقط به لحاظ نظامي بلکه فنآوري سرآمد سپاه ايران  بود.  در تاريخ آمده است که کورش بزرگ پس از گرفتن سرزمين سوريه در آسياي صغير به بابل که همچون دژي مستحکم بود حمله کرد.  ديده بانان بابلي وقتي ايرانيان  را در حال حفر کانال ديدند به آنان ريشخند زدند تا اينکه سپاه ايران با انحراف آب رودخانه و پائين افتادن سطح آب فرات از رود گذشتند و وارد بابل شدند.  پس از کورش پسرش کمبوجيه به فکر حفر کانال سوئژ افتاد ولي به دليل اوضاع نابسامان سياسي در نقاط ديگر کشور مجبور به ترک مصر شد تا اينکه پادشاه ديگر ايران داريوش، کانالي حفر کرد و رود نيل را به درياي سرخ پيوند داد تا کشتي هاي جنگي ايران از درياي مديترانه وارد رود نيل شوند. خشايار شاه پسر داريوش در 480 سال قبل از ميلاد با سپاه بزرگي از کشتي هاي جنگي به يونان حمله کرد و با حفر کانال بزرگ خشايار شاه که عرضي نزديک به 45 متر داشت لشکريان خود را به جاي عبور از درياي اژه از آن عبور داد.

مک لوئي (1984) اظهار مي کند که ايرانيان نخستين مردمي بودند که با ساختن “چرخ آبي” آب رودخانه ها را به زمين هاي زراعي پائين تر و بالاتر منتقل کنند. اهميت آب در ايران باستان آنچنان زياد بود که برخي رودخانه ها با نام رودخانه هاي شاهنشاهي شناخته مي شد و براي شروع آبگيري از آنها الزاماٌ مي بايست فرستاده فرمانروا حضور داشته باشد و  مردم مي بايست آب بهاي استفاده از رودخانه را به خزانه واريز مي کردند.

 در کتب و آثار به جامانده از دانشمندان قديمي ايران بطور مفصل به بحث شناخت و اهميت آب پرداخته شده است.  ابوبکر محمدبن الحسن الکرجي دانشمند ايراني بود که بيش از 1000 کتابي بنام “استخراج آبهاي پنهاني” نگاشت و جالب اينجاست که ايشان در آن زمان سيکل هيدرولوژيکي را تشريح مي نمايند. خواجه نظام الملک در کتاب سياست نامه خود موضوع توزيع عادلانه آب را امري حياتي بر مي شمرد و عدول از آن را باعث تباهي مملکت مي داند.  ايرانيان تجارب خود در صنعت آب را به مردم ديگر منتقل مي کردند، آنچنانکه نقل است سلمان فارسي با  انديشه حفر خندق مانع از نفوذ لشکر قريش شد.

   آمارمطالعات وزارت نيرو ميانگين حجم بارندگی در ايران را سالانه 400 ميليارد متر مکعب برآورد نموده است که از اين ميزان 310 ميليارد متر مکعب درسطح 870 هزار کيلومتر مربع از حوزه هاي آبخيز کوهستاني و90 ميليار متر مکعب در سطح 778کيلومتر مربع مناطق دشتي مي باشد. در مناطق کوهستاني در اثر تبخير و تعرق  بطور متوسط هرساله 200 ميليارد متر مکعب ودر مناطق دشتی 84 ميليارد متر مکعب آب از دسترس خارج مي شودکه جمعا 71 درصد از حجم بارش را شامل مي شود. از حجم باقيمانده نيز 59 ميليارد متر مکعب مناطق کوهستاني و 2 ميليارد متر مکعب در مناطق دشتي نفوذ مي نمايد.

  حجم آب باقيمانده نيز 51 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني و 4 در مناطق دشتي به شکل رواناب ظاهر مي شود.حجم آبهاي زير زميني کشور در حدود 35 ميليار متر مکعب برآورد گرديده است که حدود 30 ميليارد مترمکعب آن مربوط به مخازن آبرفتي و حدود 5 ميليارد متر مکعب برآود شده است.

  با فرض قابليت بهربرداري از 60 درصد اين مخازن امکان تا حدود 80 ميليارد متر مکعب وجود خواهد داشت. بخش کشاورزي با اختصاص 88.88 درصد، آب شرب با اختصاص 6.67 درصد  و بخش صنعت با 4.45 درصد مهمترين مصارف  آب در ايران مي باشند در يك ويژه نامه ترويجي آب و امنيت غذائي (وزارت جهاد كشاورزي، 1381) به نقل ازگزارش صندوق جمعيت ملل متحد آمده است كه طي 70 سال گذشته جمعيت جهان 3 برابر و مصرف آب در جهان 6 برابر شده است. ساليانه به جمعيت جهان 75 ميليون نفر افزوده مي شود و پيش بيني مي شود كه جمعيت كشورهاي توسعه نيافته و كم توسعه يافته طي 50 سال آتي نيز از رشدي 300 درصدي فراتر رود. پيش بيني هاي خوش بينانه تا سال 2050 ميلادي جمعيت جهان را7.9 ميليارد نفر برآورد نموده اند، اين در حالي است كه  برخي پيشگوئي ها خبر از جمعيت 10.9 ميليار نفري در جهان دارند. نظريه اي بينابين اين رقم را 9.3ميليارد نفر برآوردمي كند.

  همان منبع اضافه مي نمايد كه در سال 1381 جمعيت ايران نيز از مرز 70 ميليون فراتر رفت. با در نظر گرفتن اينكه متوسط بارش ساليانه در ايران چيزي حدود يك سوم ميزان جهاني آن است (مهدوي 1378)؛ مي توان گفت مبحث آب توجه ويژه اي را مي طلبد. (قابل ذکر است که همين مقدار ناچيز بارندگی نيز از توزيع مکانی يکسانی برخوردار نميباشد بطوريکه در 28 درصد از سطح کشور مقدار بارش متوسط سالانه کمتر از 100 ميلی متر بوده واين مقدار در96 درصد از سطح کشور از 200 ميلی مترنيز کمترمي باشد).

  اقليم فراخشک در 15 استان کشور ، در 7 استان و در 10 استان اقليم غالب است، بنابراين مسئله بالا بودن تبخير و تعرق نيز محدوديتي مضاعف محسوب مي شود.  با آنکه کشور ايران حدود 1.1 درصد از خشکي هاي جهان را به خود اختصاص داده است صرفا 0.34 درصد  از آبهاي جهان را در اختيار دارد. مسئله ريزشي فصلي اين بارش و پارکندگي نامنظم آن هم خود مبحث جداگانه اي است.

جايگاه نيروگاههاي آبي در استراتژي توسعه كشور

جايگاه نيروگاههاي آبي در استراتژي توسعه كشور
مقدمه نيروگاههاي آبي ، سازه‌هاي عظيم و پيچيده‌اي هستندكه در زماني طولاني و با صرف هزينه‌هاي بسيار بنا مي‌شوند. در كنار توليد برق، با احداث سدها و ايجاد مخازن تغييرات زيست محيطي و تحولات بسياري در شرايط زندگي و توسعه اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي منطقه اجراي طرح پديد مي‌آيد. در كشورهايي نظير ايران كه از كمبود منابع سرمايه‌گذاري رنج مي‌برد و ظرفيتهاي شناخته و ناشنانخته بسيارري جهت احداث نيروگاههاي آبي در اختيار دارد، استراتژي توسعه نيروگاههاي آبي نمي‌تواند فارغ از جنبه‌هاي ديگر توسعه كشور باشد. تا زمانيكه منبع اصلي سرمايه‌گذاري در اين بخش در اختيار دولت و حكومت مركزي است و امكان سرمايه‌گذاري بخش خصوصي بصورت واقعي و موثر فراهم نشده است تداوم سرمايه‌گذاري در زمان منطقي جهت بالفعل ساختن اين ظرفيت‌ها در گرو پيشرفتهاي ملموس و همه‌جانبه در منطقه اجراي طرح مي‌باشد. طرحهاي سد و نيروگاه كرخه و سد و نيروگاه كارون3 كه هزينه آن به ترتيب در حدود 400 و 650 ميليارد تومان برآورد مي‌شود مثالهاي روشني در اين بحث مي‌باشند. درياچه‌هاي جديد، توسعه فعاليتهاي كشاورزي، دامداري، گردشگري، جابجايي و اسكان مجدد روستاهاي منطقه اجراي طرح، افزايش اشتغال صنعتي و خدماتي در دوره اجراي طرح و ايجاد فرصت جهت كسب مهارتهاي مختلف و همچنين افزايش اشتغال كشاورزي، دامداري، خدماتي و صنعتي پس از شروع بهره‌برداري از نتايج مستقيم و غيرمستقيم اين دو طرح مي‌باشد. اگر اين فرصتها در جهت تغيير سيماي منطقه طرح و توسعه همه‌جانبه مورد توجه قرار نگيرد. تداوم سرمايه‌گذاري در نيروگاههاي آبي با محدوديتهاي زيادي مواجه خواهند شد، حال آنكه اگر احداث يك نيروگاه آبي مترادف با ارمغان توسعه و پيشرفت براي هر منطقه باشد به جهت جلوگيري مناسب در تخصيص منابغ محدود خواهد انجاميد. پروژه‌هاي سدهاي بزرگ برقابي از جمله سرمايه‌گذاري‌هاي كلان محسوب مي‌شوند كه معمولاً به بيش از دو ميليارد دلار سرمايه نياز دارند. اگر با معيارهاي اقتصادي بين‌المللي بسنجيم، در ايران نيز طرحهاي كارون 3 و كرخه (شامل شبكه‌هاي آبياري و زه‌كشي) با سرمايه‌گذاري در حدود يك ميليارد دلار ساخته شده‌اند. چنين پروژه‌هاي بزرگي كه معمولاً با يك يا چند هدف معين اجرا مي‌شوند، امكانات و ظرفيت‌هاي بالقوه‌اي در پيرامون خود ايجاد مي‌كنند. اين آثار و پتانسيل‌ها را مي‌توان در سه دوره‌ي قبل از ساخت (مطالعه و طراحي)، حين ساخت و پس از ساخت (بهره‌برداري و از كاراندازي) مورد بررسي قرار داد. 1-پتانسيل‌ها و آثار قبل از ساخت مرحله مطالعات و طراحي سدهاي بزرگ بسيار طولاني است و نتايج آن مهمترين سند براي تصميم‌گيري در خصوص احداث سدها بشمار مي‌آيد. از طرف ديگر تاخير جدي بين تصميم‌گيري براي احداث يك سد و تامين مالي براي شروع اجراي آن وجود دارد در اين دوران، سرمايه‌گذاري در منطقه طرح دچار تزلزل خواهد بود . از يك طرف ممكن است بخش خصوصي يا دولتي كه قصد سرمايه‌گذاري در منطقه را دارد بدليل ترس از به زير آب رفتن سرمايه خود دست از سرمايه‌گذاري بكشد و عملاً منطقه را از نظر رونق اقتصادي با مشكل مواجه سازد. از طرف ديگر ممكن است دستگاههاي دولتي و يا كشاورزاني كه از محدوده اجراي طرح كاملاً آگاه نيستند و يا نسبت به زمان شروع و پايان پروژه اطمينان كافي ندارند، اقدام به طراحي و سرمايه‌گذاري در جايي كنندكه بزودي و پس از شروع احداث در محدوده درياچه سد قرار گيرد. از اين نمونه پيرامون سدهاي كرخه، كارون 3 و كارون4 موارد فراواني به چشم مي‌خورد. حدود 21 كيلومتر مسير سخت جاده روستايي و شوسه در ساحل چپ رودخانه كارون 3 ساخته شده، بخشي از جاده ايذه به شهركرد كه در دوران مطالعات و طراحي سد كارون4 ساخته شده و يك دستگاه پل روستايي در حاشيه درياچه كرخه به زير آب خواهد رفت. همچنين تعداد 12 واحد ساختمان بهداشتي، آموزشي و تاسيسات آبرساني در روستاهاي واقع در مخزن كارون3 نيز كه در حين سالهاي طراحي پروژه ساخته شده‌اند، در اثر آبگيري تخريب خواهند شد. اين موارد كه قطعاً دوباره‌كاري و اتلاف سرمايه محسوب مي‌شود، ناشي از فقدان يك سازمان همه جانبه‌نگر در محدوده ساخت سدهاي بزرگ است. اين نقيصه در جائيكه يك سرمايه‌گذاري عظيم در حال طراحي است كاملاً مشهود و در عين حال عواقب آن بسيار پرهزينه است. از سوي ديگر پتانسيل‌هايي براي پيشرفت و توسعه در منطقه طرح، همزمان با طراحي پروژه وجود دارد كه در صورت عدم استفاده از اين فرصتها، خود به تهديد تبديل مي‌شوند. هنگامي كه يك پروژه سدسازي را طراحي مي‌كنيم علاوه بر مسائل فني آن، مي‌دانيم كه به نيروي انساني متخصص، تكنسين و كارگر ماهر نياز خواهد داشت. اين يك فرصت براي منطقه خواهد بود تا در زمان اجراي پروژه نيازي به جذب نيروهاي متخصص، تكنسين و كارگر ماهر از خارج منطقه نباشد. حدود 70% نيروي انساني شاغل در زمان اجراي سدهاي كرخه و كارون 3 بومي بوده‌اند ولي تقريباً بيش از 90% آنها كارگر ساده و غيرمتخصص مي‌باشند. بعبارتي سهم منطقه از نيروي متخصص، تكنسين و كارگر ماهر شاغل در كل پروژه كمتر از 20% بوده است. اين در حاليست كه درست زمان طراحي سد و سالهاي آغازين اجراي آن، ايجاد واحدهاي دانشگاهي در شهرهاي ايذه و دزفول و شوش در نزديكي سدهاي كارون3 و كرخه در دستور كار مسئولين مربوطه بوده است كه برنامه آموزشي و تربيت نيروي انساني آنها ارتباطي با نيروي انساني مورد نياز طرحهاي مذكور و يا فعاليتهاي پس از آن نداشته است. اين به مفهوم تبديل فرصت به تهديد است. مطالعه و طراحي راههاي ارتباطي، كارخانجات و كارگاههاي توليدي و مانند اينها همزمان با مطالعه و طراحي سدهاي بزرگ مي‌تواند به ايجاد و بهره‌گيري از ظرفيتهاي بالقوه و توسعه پايدار منطقه‌اي كمك نمايد. بعنوان نمونه سد كارون3 در فاصله 250 كيلومتري شهر اهواز قرار گرفته است و توسعه و بهبود محورهاي ارتباطي در منطقه اجراي طرح نه تنها مورد توجه و اهتمام دستگاههاي مربوطه نبوده بلكه طرحي كه ادامه محور شهركرد به اهواز پس از ايذه مي‌باشد (محور باغ‌ملك به هفتگل و هفتگل به اهواز) پس از اتمام پروژه كارون 3 به بهره‌برداري خواهد رسيد. 3- آثار و پتانسيل‌هاي دوران ساخت اجراي يك پروژه عظيم كه حدود يك ميليارد دلار هزينه دربر خواهد داشت يك فرصت بزرگ براي استفاده از پتانسيل‌هاي منطقه‌اي است. ايجاد اشتغال حدود 5 تا 6 هزار نفر براي مدت 7 تا 10 سال در هر يك از سدهاي كرخه و كارون3 هم براي مدت نسبتاً طولاني نرخ بيكاري را كنترل مي‌كند و هم درآمد قابل توجهي را در منطقه توزيع مي‌نمايد. اين درآمد در سالهاي اوج فعاليت پوژه به سالانه 15 تا 20 ميليون دلار مي‌رسد. برآوردها نشان مي‌دهد كه در سال 81 در سد كارون3 بالغ بر 150 ميليارد ريال بابت حقوق و دستمزد كارگران بومي منطقه پرداخت شده است. اين درآمد كه حدود نصف بودجه عمراني استان خوزستان در سال 79 بوده است براي شهر كوچك ايذه بسيار قابل توجه است. هدايت اين جريان درآمدي و تبديل بخش مهمي از آن به سرمايه‌گذاري مجدد در فعاليت‌هاي توليد فرصت و پتانسيل مهمي براي نهادهاي مالي، اعتباري و سرمايه‌گذاري است تا از آن استفاده كنند. از آنجا كه معمولاً ميل متوسط به پس انداز در مناطق محروم بسيار اندك است، لدا بايد نهادهاي مالي قوي براي جذب پس‌اندازهاي مردم و هدايت آنها شكل گيرد. هم‌اكنون هيچ نهاد مالي و سرمايه‌گذاري در منطقه وجود ندارد تا اين وظيفه مهم را بعهده گيرد تا جائيكه هم‌اكنون شهرك صنعتي ايذه بطور كامل خالي از واحدهاي صنعتي است و 44 طرح صنعتي با ظرفيت اشتغال حدود 960 نفر بدليل مشكلات اداري براي اخد وام، طولاني‌شدن زمان اخد موافقت اصولي و مجوز وام، نرخ بهره بالا و فقدان مراجع راهنمايي‌كننده و مشاوره‌اي به اجرا درنيامده‌اند. ساير طرحهايي نيز كه به اجرا در آمده‌اند عمدتاً كارگاههاي كوچك براي توليد مصالح ساختماني مانند موزائيك‌سازي و توليد گچ بوده‌‌اند. پروژه‌هاي بزرگ برق-آبي در زمره طرحهاي بزرگ ملي محسوب مي‌شوند كه نيازمند بكارگيري مديران و كارشناسان خبره مي‌باشند. اين تيم‌هاي مديريتي علاوه بر صلاحيت تصميم‌گيري در مورد مسائل مالي و فني بايستي مقتضيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي منطقه اجراي طرح و همچنين كسب حمايتهاي لازم در نزد ارگانهاي مسئول و حمايت‌كننده طرح از نظر مالي را در نظر داشته باشند. بطور طبيعي مديران و كارشناسان اجراي طرح چندصدميليون دلاري در مقايسه با تيمهاي مديريتي و كارشناسي محلي، امكانات و اقتدار بيشتري جهت اجراي برنامه‌هاي توسعه منطقه‌اي دارند. جدول شماره 1 مقايسه‌اي بين اعتبارات طرحهاي كارون3 و كرخه با كل اعتبارات عمراني در خوزستان در سالهاي اجراي طرح را نشان مي‌دهد. جدول شماره1- مقايسه عملكرد اعتبارات عمراني استان خوزستان و سدهاي كارون و كرخه (ميليارد ريال) سال 75 76 77 78 79 80 81 ميانگين خوزستان 619/9 627/1 470/7 410/2 311/4 ن.م ن.م 478/9 كرخه 339/2 245/7 367/8 619/6 620/6 380/6 591/8 452/2 كارون3 331/9 270/5 384/6 461/1 546/9 759/9 1092/7 549/7 اين در حاليست كه در استان خوزستان علاوه‌بر طرحهاي مذكور طرحهاي بزرگ برقآبي ديگر نظير سد و نيروگاه مسجد سليمان و گتوند و همچنين طرحهاي بزرگ صنعت نفت در دست اجرا بوده است. علاوه براين، 6 بار بازديد روساي جمهور وقت كشور، از پروژه كرخنه در طول سالهاي اجراي آن، حكايت از جايگاه اين طرحها در نظام مديريتي كشور مي‌دهد. در طول سال 81 بيش از 100هزار نفر شامل متخصصين، دانشجويان و ساير اقشار از دو سد كرخنه و كارون3 بازديد كردند. اين توجه عمومي نيز خود يك ظرفيت و پتانسيل قوي براي شناخت منطقه است كه بكارگيري آن مي‌توانست موجب توسعه عمومي منطقه گردد. علاوه براين، مديريت و امكانات فني گسترده ايجاد‌شده براي اجراي پروژه، پتانسيل قوي به حساب مي‌آيد كه در صورت وجود نهادهاي ذيصلاح مي‌توان از آن براي توسعه عمومي منطقه بهره جست. از سوي ديگر اجراي طرحهاي بزرگ مي‌تواند آثار منفي نيز در منطقه برجاي گذارد. جابجايي مردم از اراضي داخل مخزن، به زير آب‌رفتن اراضي و باغات كشاورزي و جلوگيري از تخم‌ريزي ماهيان بالارو در اثر انحراف آب رودخانه، از جمله اين آثار است. در بالادست سد كارون3، تعداد 73 روستا آسيب‌ ديده و يا خواهند ديد. تاكنون حدود 500 نفر از 18 روستاي كاملاً آسيب‌پذير با دريافت غرامت، اراضي و مسكن خود را ترك كرده و به شهرهاي اطراف مهاجرت كرده‌اند. جمعيتي حدود 3011 نفر از 16 روستاي كاملاً آسيب‌پذير نيز با دريافت غرامت و تخريب كاشانه خود تا پايان سال 1382 مجبور به مهاجرت خواهند شد. علاوه‌بر كل اراضي ديم و آبي 34 روستاي كاملاً آسيب‌پذير، از 33% تا 66% اراضي كشاورزي 20 روستاي ديگر نيز از بين خواهد رفت و جمعيتي حدود 3800 نفر را تحت تأثير قرار خواهد داد كه به احتمال زياد با از دست‌دادن بخش عمده محل درآمد خود ناگزير به مهاجرت خواهند شد. در مجموع بنظر مي‌رسد در حوزه مخزن سد كارون3 حداقل جمعيتي بيش از 6000 نفر مهاجرت خواهند كرد و اين در حاليست كه هيچ سازماني مسئول اسكان مجدد آنها نيست و نباچار بايد حاشيه‌نشيني در شهرها و يا زندگي بدون زمين در روستاهاي ديگر را تجربه كنند. در اين ميان وضع افراد خوش‌نشين و بدون زمين كه بر روي اراضي ديگران كار مي‌كنند اسفبارتر است چرا كه تنها غرامت مسكن خود را دريافت مي‌كنند، در حاليكه اراضي محل درآمد آنها نيز كه مالكش نبودند بطور كامل از بين رفته است. زنان نيز كه تا قبل از اين در روستاها مشغول به كار و تامين معاش بوده‌اند، پس از مهاجرت قادر به انجام كار مناسب در شهرها نخواهند بود و سرانجام روستاييان مهاجر از نظر درآمدي نيز جزء گروههي كم درآمد شهري محسوب خواهند شد. واقعيت اين است كه هنگامي كه يك پورژه بزرگ تنها با اهداف معين تعريف مي‌شود و مديران آن وظيفه‌اي جز انجام بموقع آن ندرند، نه تنها پاسخي براي عوارض فوق نخواهند داشت بلكه راهي نيز براي استفاده از ظرفيتهاي فوق براي جبران عوارض و يا توسعه منطقه نخواهند داشت. اما ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاي طرحهاي بزرگ برق‌آبي پس از ساخت كدامند؟ آيا اين پتانسيل‌ها قادر به پاسخگويي نيازها و عوارض احداث اين طرحها هستند؟ 3- پتانسيل‌ها و آثار پس از ساخت اجراي سرمايه‌گذاري كلان در مناطق محروم و دورافتاده‌اي چون انديمشك در غرب خوزستان و ايذه در شرق اين استان براي تامين انرژي براي مصارف صنعتي و مصرف‌كنندگان خانگي عمدتاً شهري فوايد و آثاري در پي دارد. در منطقه اجراي طرح كرخه بحث كنترل سيلاب و توسعه كشاورزي نيز آثار مثبت خود را برجاي گذارده است. اما آيا مي‌توان چنين پروژه‌هايي را در يك فرآيند توسعه بررسي و اجرا كرد؟ براي روشن‌شدن مسئله لازم ست مثالي ذكر شود. در ايران شهرهاي متعددي وجود دارد كه روزي در كنار آنها پروژه بزرگي به اجرا درآمده است. در مدت كوتاهي بدليل تزريق درآمدهاي زياد و غيرقابل انتظار، چهره شهر از نظر اقتصادي و اجتماعي دگرگون‌ شده و عوارضي چون تورم بالا و انتظارات و توقعات گسترده دامنگير مردم شده است. با اين همه در دوران اجراي پروژه، اينگونه شهرها از رونق بهتري نسبت به قبل برخوردار بوده‌اند. اما سرانجام چه شده است؟ شهري چون هفتگل، آغاجاري، مسجدسليمان، دزفول، انديمشك و نفت‌شهر را در نظر بگيريد. اندك زماني پس از خاتمه دوران اجراي پروژه‌هاي بزرگ در نزديكي اين شهرها، مردم به يكباره با كاهش چشمگير درآمد مواجه شده و شهر از رونق مي‌افتد در حاليكه عوارضي چون انتظارات و تورم غيرمتعارف و بيكاري گسترده هنوز وجود دارند. اينگونه شهرها اگر عامل يا عوامل ديگري بعنوان موتور توسعه و رونق نداشته باشند، به شهرهاي بي‌روح و سرانجام عقب‌افتاده تبديل مي‌شوند كه بسياري از سكنه آن مهاجرت به ساير نقاط راترجيح مي‌دهند. دزفول از جلمه شهرهايي است كه با سابقه تارخي و توان بالقوه كشاورزي توانست از دام ركود پس از رونق نجات يابد. اما شوكهاي بزرگ درآمدي چنانچه ناپايدار باشند، عواقب خطرناك اجتماعي و اقتصادي چون ورشكستگي، سرخوردگي‌هاي اجتماعي، مهاجرت بي‌رويه و حاشيه‌نشيني شهري را بدنبال خواهد داشت. اما آيا راهي هست تا در مناطقي چون انديمشك و ايذه و در كنار سدهاي بزرگ كرخه و كارون3 بتوان شوكهاي بزرگ درآمدي را پايدار كرد؟ ديدگاه سنتي ما در عرصه سدسازي براين محور استوار است كه بتوانيم يك مجموعه سد و نيروگاه را، با هدفهاي معدود و محدودي مانند تامين برق، ذخيره و تنظيم آب كشاورزي براي پايين‌دست و كنترل سيلاب بگونه‌اي طراحي كنيم تا صرفاً از نظر اقتصادي توجيه‌پذير باشد. از آنجا كه عمدتاً منافع دائمي اين طرحها نصيب كساني غير از ساكنين بومي منطقه مي‌شود، قابل انتظار است كه پس از افول شوك ناشي از احداث يك سد بزرگ، شهر و زندگي مردم بومي از رونق بيافتد. بنظر مي‌رسد بايد اين نگاه را نسبت به اهداف و وظايفمان تغيير دهيم. آيا براي احداث سدهاي بزرگ چون كرخه و كارون3 نمي‌توان اهداف ديگري را تعريف كرد يا اهداف را به گونه‌اي تعريف كرد كه منافع دائمي آن بتواند توسعه‌اي پايدار را براي مردم به ارمغنان آورد. مخزن سد كرخه براي آبياري 320 هزار هنكتار اراضي پايين‌دست طراحي شده است كه قادر خواهد بود 7/105 هزار هكتار اراضي آبي موجود و 6/25 هزار هكتار اراضي ديم موجود و 7/188 هزار هكتار اراضي جديد را آبياري نمايد. اين امر به معني ايجاد درآمد خالص جديد سالانه معادل 1/982 ميليارد ريال (به قيمت سال 1378) و اشتغال جديد براي 3/68 هزار نفر خواهد بود. عليرغم سپري‌شدن 3 سال از زمان آبگيري سد كرخه، پيشرفت قابل توجهي در آماده‌سازي اراضي و احداث شبكه‌ها صورت نگرفته است. اين به مفهوم از دست‌دادن بخشي از فرصت درآمد كشاورزي و اشتغال پيش‌بيني شده است. درياچه سدهاي كرخه و كارون3 به مساحت 160 و 45 كيلومتر مربع و حجم 3/7 و 3 ميليارد متر مكعب تحولي در طبيعت منطقه اجراي طرح محسوب مي‌شود و ظرفيت مناسبي براي فعاليتهايي نظير پرورش ماهي، گردشگري، ورزشهاي آبي و پمپاژ آب براي آبياري باغات در ارتفاعات بالادست مي‌باشد. بدليل آنكه دستگاه‌هاي مجري پروژه‌هاي مذكور وظيفه‌اي در خصوص سرمايه‌گذاري در اين زمينه‌ها نداشته‌اند، اقدام خاصي در اين ارتباط انجام نشده است. بررسيهاي اقتصادي نشان داده است كه امكانات و پتانسيل‌هاي زودبازده حوزه سد كارون 3 و شهر ايذه در يك برنامه كوتاه‌مدت قادر به تامين 900 شغل دائمي خواهد بود و در برنامه 2 تا 5 ساله و با تاكيد بر پتانسيل‌هاي درياچه سد كارون3، اشتغال دائمي حدود 4000 نفر در بخش‌هاي زراعت، شيلات، باغداري، زنبورداري، صنايع تبديلي و خدمات مرتبط با آنها تامين خواهد شد. توسعه و سازمان توسعه‌اي -تعريف توسعه توسعه طبق تعريف، يك فرآيند جامع براي دستيبابي به بهبود باثبات رفاه تمامي مردم و دربرگيرنده حقوق اقتصادي، مدني، اجتماعي، سياسي فرهنگي مي‌باشد اين فرآيند در جوامع و مناطق در حال توسعه و توسعه‌يافته به خودي خود اتفاق نمي‌افتد و دولتها سهم بسزايي در تحقق آن دارند. براساس منشور حقوق توسعه، ايجاد شرايط مطلوب توسعه براي عموم مردم و بخش خصوصي از اولين مسئوليت‌هاي حكومت‌ها بشمار مي‌رود. دولتها براي ايجاد شرايط مطلوب توسعه در اولين گام ناگزير از نهادسازي و ايجاد سازماني داراي ضوابط فني و متناسب با اهداف و برنامه‌هاي توسعه هستند. تجربه نشان داده است كه دستيابي به توسعه از طريق برنامه‌ريزي جامع موفقيت‌آميز نبوده است. برنامه توسعه‌اي كه براي كشور ما در دوره برنامه چهارم توسعه توصيه شده است، برنامه‌‌اي غيرجامع ولي از نوع برنامه‌‌ريزي هسته‌هاي خط‌دهنده (Core planning) و متكي بر برنامه‌هاي اجرايي (Program) است. برنامه‌هاي اجرايي بمنظور حذف يك مانع يا ايجاد يك قطب توسعه با اهداف و پروژه‌هاي مشخص و سازمان و تشكيلات اجرايي شكل مي‌گيرند. آيا پروژه‌هاي سدسازي مي‌تواند بعنوان قطب توسعه منطقه‌اي قلمداد شود؟ براي پاسخ به اين سوال بايد سدها بصورت موردي تحت بررسي و مطالعه قرار گيرند. بررسي سدهاي كرخه و كارون3 نشان مي‌دهد كه پتانسيل‌هاي فراوان اين دو سد و منطقه پيرامون آن مي‌تواند اين دو سد را به كانون و قطب‌هاي توسعه منطقه‌اي تبديل نمايد. درياچه سد كرخه حد فاصل سه شهرستان انديمشك و شوش در خوزستان و آبدانان در ايلام قرار گرفته است و اراضي شبكه آبياري آن شهرستانهاي دهلران و هويزه را نيز دربر مي‌گيرد. براساس طرح اوليه نيز قرار است 320 هزار هكتار از اراضي دشتهاي پايين‌دست كرخه و تونل دشت عبا‌س از طريق ذخيره آبي اين سد آبياري شود و موجبات اشتغال جديد براي 3/68 هزار نفر را فراهم سازد. درياچه وسيع اين سد به مساحت 160 كيلومتر مربع، امكان خوبي براي فعاليت‌هاي گردشگري و ورزشهاي آبي بويژه در فصول پائيز، زمستان و بهار فراهم مي‌آورد. علاوه براين سواحل قابل دسترس اين درياچه و خورهاي اطراف آن امكان پرورش ماهي به روشهاي مدرن را فراهم مي‌سازد. با اين همه بدليل محدوديت نيروهاي مديريتي و كارشناسي در منطقه و نيز عدم توانايي در جلب منابع مالي و سرمايه‌گذاري از هيچ كدام از پتانسيل‌هاي فوق تاكنون بهره گرفته نشده است. در مورد سد كارون 3 وضع كمي متفاوت است. درياچه اين سد حد فاصل دو شهرستان ايذه در خوزستان و دهستان بارز در چهارمحال و بختياري واقع شده است. هدف اوليه اين طرح توليد سالانه 4127 گيگاوات ساعت انرژي برقابي است. با اين همه، اين سد داراي پتانسيل‌هاي ديگري براي توسعه منطقه هست. درياچه 45 كيلومتر مربعي آن در منطقه خوش آب و هواي شمالشرق خوزستان و در دامنه جنوبي كوههاي زاگرس واقع شده است كه 218 روستا و آبادي با جمعيتي حدود 33 هزار نفر (برآورد سال 81) در حوزه آن قرار دارد. مطالعات اقتصادي در طرح كارون 3 نشان داده است كه پرورش ماهيان سردآبي در اين درياچه و با روشهاي مختلف امكانپذير است و مي‌تواند به تنهايي موحب اشتغال بيش از 400 نفر گردد. اننتقال آب به ارتفاعات بالادست براي توسعه باغداري، توسعه زنبورداري، گردشگري و ايجاد مجتمع‌هاي تفريحي در سواحل زيباي آن از جمله پتانسيل‌هاي متعدد اين سد براي ايجاد اشتغال، كاهش مهاجرت مردم از منطقه و تداوم جريان درآمدي سالهاي دوران ساخت سد به سالهاي پس از آن است. براي استفاده از پتانسيل‌هاي ياد شده، تاكنون مطالعه قابل توجهي براي به فعليت رساندن امكانات فوق صورت نگرفته است. علاوه بر اين بدليل سطح پايين دانش عمومي و فني در منطقه كمبود نيروي كارشناسي و مديريتي و ضعف توان اجرايي در منطقه، امكان استفاده از امكانات فوق جز با مسئوليت‌پذيري دولت از طريق نهادسازي براي توسعه منطقه امكان‌پذير نيست. براي درك موضوع توجه به اين نكته حائز اهميت است كه توسط عملكرد اعتبارات عمراني كل استان خوزستان از سال 1375 تا 1379 حدود 86/487 ميليارد ريال بوده است در حاليكه متوسط عملكرد اعتبارات دو طرح كرخه و كارون3 از سال 1375 تا 1381 بالغ بر 1002 ميليارد ريال يعني 106% بيش از كل استان بوده است. اين آمار نشان‌دهنده بكارگيري توان اجرايي، فني، مديريتي و كارشناسي بسيار گسترده در اين دو سد مي‌باشد كه در صورت استفاده از آن براي ساير پتانسيل‌هاي مرتبط با سد و نيروگاه چه قبل از ساخت و چه در حين ساخت و چه پس از آن، مي‌تواند سدهاي مذكور را به كانون و قطب توسعه منطقه‌اي تبديل نمايد. به ياد داشته باشيم كه تمام تمدن‌هاي بزرگ جهان و بيشتر پايتختهاي بزرگ در كنار رودخانه‌ها شكل گرفته‌اند. اين امر دليلي جز اين ندارد كه انرژي سرشار رودخانه‌ها و تداوم جريان دائمي آنها، باعث تداوم جريان زندگي و پايداري تمدنها شده است. مهم اين است كه استفاده از اين سرمايه جاري خدادادي را موقت و يك بعدي فرض نكنيم و در راه نگهداري و بهره‌گيري گسترده از آن بكوشيم. نتيجه و پيشنهاد همانگونه كه در اجلاس جهاني آب در مارس 2003 تاكيده شده است آب، نيروي پيش‌برنده‌اي براي توسعه پايدار شامل محيط سالم، ريشه‌كن كردن فقر و گرسنگي، لازم‌الاجرا بودن بهداشت و رفاه جوامع انساني ميباشد و اولويت‌دادن به مباحث آب، يك ضرورت جهاني است و هر كشوري مسئوليت مهمي را در اين زمينه بعهده دارد. سدهاي بزرگ چندمنظوره مي‌توانند بعنوان هسته مركزي توسعه منطقه‌اي قلمداد شده و توان مديريتي، اجرايي، فني و مالي بكار گرفته شده براي احداث آنها جهت توسعه فراگير و همه‌جانبه منطقه نيز بكار گرفته شود. بدين منظور ايجاد نهادهاي لازم با محوريت يك سازمان توسعه‌ منطقه‌اي مي‌تواند ساز و كار اجرايي اين امر را فراهم آورد تا اولاً منافع حاصل از احداث سدها عادلانه توزيع گردد و شامل همه گروههاي ذينفع از جمله ساكنين بومي منطقه شود و ثانياً عوارض اجتماعي و اقتصادي ناشي از پروژه با استفاده از پتانسيل‌هاي موجود ترميم يابد و ثالثاً تاخيرات ناشي از عدم هماهنگي دستگاههاي اجرايي به حداقل خود برسد. از آنجا كه سهم سرمايه‌گذاري دولت در افق قابل توجهي در توسعه نيروگاههاي برق آبي همچنان نقش درجه اول را دارا مي‌باشد، با توجه به محدوديت منابع مالي دولت در صورتيكه توسعه نيروگاههاي آبي واجد ديگر وجوه توسعه منطقه‌اي باشند، تمايل سياستگزاران و تصميم‌گيرندگان براي حفظ روند روبه رشد سرمايه‌گذاري در اين بخش، جلب و تضمين خواهد شد.           www.ake.blogfa.com

راه هاي افزايش بازدهي آبياري در بخش كشاورزي

راه هاي افزايش بازدهي آبياري در بخش كشاورزي

اقليم آب و هوايي در ايران متنوع بوده و داراي آب و هوايي متفاوت در نقاط مختلف است . به طوريكه در نقاط خشك و گرم – كه وسعت زيادي از كشور را تشكيل مي دهد – در فصل تابستان درجه حرارت از 34 تا 50 درجه سانتيگراد (93 تا 122 درجه فارنهايت) متغير است و بارندگيها نيز در قسمت اعظم كشور كه جزو مناطق خشك و نيمه خشك مي باشد ، محدود به دوره كوتاه زمستان و اوايل بهار آن هم به ميزان كم است در نقاط ديگر مانند قسمت شمالي كوههاي البرز داراي باران نسبتاً كافي براي كشاورزي مي باشد . در قسمت شمالي فلات مركزي ايران متوسط بارندگي ساليانه حدود 220 ميلي متر است . در حاليكه اين مقدار در قسمت جنوبي و جنوب شرقي به حدود 120 ميلي متر تقليل مي يابد. به عنوان مثال از مساحت كل كشور حدود 13 درصد كمتر از 100 ميلي متر بارندگي و 61 درصد بين 100 تا 250 ميلي متر و 17 درصد بين 250 تا 500 ميلي متر و 8 درصد بين 500 تا 1000 ميلي متر و يك درصد بيش از 1000 ميلي متر بارندگي دارند . پس در كشور ما تقريباً سه اقليم آب و هوايي غالب وجود دارد كه قسمت اعظم آن به وسعت 74 درصد يعني سه چهارم مساحت آن داراي اختصاصات آب و هوايي خشك و نيمه خشك با بارندگي كمتر از 250 ميليمتر و قسمت ديگر به وسعت 17 درصد داراي بارندگي نسبتاً متوسط بين 250 تا 500 ميلي متر جزو مناطق معتدل است و بقيه مساحت آن حدود 9 درصد با بارندگي بيش از 500 ميلي متر جزو مناطق مرطوب ايران محسوب مي شود .
پس شرايط جوي و ميزان بارندگي ايجاب مي نمايد كه در بخش وسيعي از مملكت ، براي كشت انواع محصولات زراعي آبياري انجام شود و به لحاظ همين اختلاف در اقليم هاي آب و هوايي، شيوه هاي كشت و انواع آنها و همچنين نوع آبياري با يكديگر فرق دارند. مثلاً در مازندران بيشتر نوع كشت شالي است و بيشتر منابع آب قابل استحصال اين منطقه براي آبياري شاليزارها به كار گرفته مي شود و تنها روش آبياري براي شالي ،كرتي با استغراق دائم زمين مي باشد . لذا براي بالابردن بازدهي آبياري بايد عواملي مانند ميزان تعرق گياه ، تبخير از سطح آزاد ، ميزان استغراق گياه و سرازيرشدن آب از مزرعه ، فرونشست عمقي آب در خاك نفوذ عمودي و نفوذ افقي و بالاخره تلفات انتقال آب تا آبگير مزرعه و شبكه توزيع مربوط به آن را مشخص نمود .

لذا براي افزايش بازدهي آبياري اقداماتي به شرح زير ضروري است :
1.     قطعه بندي و تسطيح اراضي و بهبود شيب اراضي با ماشين آلات و وسايل تسطيح ، همچنين بايد از كشت شالي در اراضي شيبدار و دامنه كوهها و همچنين سواحل دريا به دليل پرت زياد آب تا زماني كه اراضي مرغوب قابل كشت در دشت وجود دارد ،جلوگيري شود .
2.     پوشش كانالهاي آبرساني و انهار در مناطقي كه افت در مسير آبرساني مشهود است .
3.     كم نمودن نفوذ پذيري خاك بستر در صورتي كه نوع خاك سبك و دانه درشت باشد با افزايش رس و تحكيم آن ، در صورتي كه امكان پوشش بتوني به دليل هزينه زياد مقدور نباشد .
4.     از بين بردن پيچ و خمهاي كاناهاي سنتي و لايروبي انهار و پاك كردن عوامل كند كننده سرعت نظير : خارو خاشاك و علفهاي هرز و همچنين لايروبي و بهسازي شبكه زهكشها و اصلاح آب بندانها با بالابردن حجم ذخيره اي آنها
5.     احداث بندها و دريچه هاي تقسيم و بندهاي گابيوني با نصب دريچه و مقسم و اشل اندازه گيري .
6.     ايجاد انگيزه براي بالابردن بازدهي آبياري در كشاورزان .
7.     اصلاح و تغيير روشهاي آبياري سنتي به سيستم آبياري تحت فشار براي ساير محصولات كشاورزي .
8.     تهيه و تدوين برنامه گردش آب و اعمال مديريت بهينه توزيع در بهره برداري از تأسيسات مربوطه . چون بر خلاف روش آبياري تحت فشار ، سيستمهاي آبياري سطحي مستلزم يك كار مديريتي و نظارت دقيق در توزيع صحيح است تا يك كار سرمايه گذاري . هرچند كشاورزان با اين روش به تجربه آشنايي دارند ليكن پيشرفتهاي علمي و انتقال دانش فني در زمينه بالابردن بازدهي آبياري به كشاورزان انتقال نيافته است .

9.     تدوين برنامه و اجراي طرح جامع آموزش و ترويج كشاورزي .
1-9 – مشخص نمودن نوع و بافت خاك هر منطقه و ميزان نفوذ پذيري آن .
2-9 – مقدار آب مود نياز براي هر هكتار و كيفيت آن در منطقه جهت هر نوع گياه .
3-9- نياز آبي گياه در طي مراحل رشد و مشخص نمودن فواصل زمان آبياري براي هرگياه با توجه به آب و هواي هر منطقه .

4-9- مشخص نمودن انواع گياهان قابل كشت ( الگوي كشت) در هر منطقه با توجه به شرايط اقليمي و آب و خاك .
5-9- رعايت الگوي كشت توسط كشاورزان و تضمين خريد و فروش اين محصولات توسط ارگانهاي ذيربط دولتي .

            www.ake.blogfa.com